<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656</id><updated>2012-02-11T05:05:20.460-08:00</updated><title type='text'>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</title><subtitle type='html'>ما معتقدیم که آینده ایران و تعیین نوع حکومت سیاسی و رهبران آتی آن تنها و تنها وظیفه مردم ایران و اراده مشترک آنهاست و به هیچ نیروی اجنبی متجاوز مربوط نیست. ما دخالت اجانب را در تعیین نوع حکومت سیاسی ایران دخالت در امور داخلی کشورها دانسته و آنرا نقض روشن حقوق بین الملل می  دانیم و قویا آنرا محکوم می کنیم</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>251</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-1411821968042718766</id><published>2012-02-11T05:03:00.000-08:00</published><updated>2012-02-11T05:05:20.483-08:00</updated><title type='text'>نقش اولاف پالمه سنتر در اپوزیسیون سازی برای آینده ایران چیست؟!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;نقش اولاف پالمه سنتر در اپوزیسیون سازی برای آینده ایران چیست؟!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بهرام رحمانی&lt;br /&gt;bahram.rehmani@gmail.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اپوزیسیون راست ایرانی همانند هم کیشانش در عراق، افغانستان، لیبی و...، مذهب زده، ارتجاعی، نژادپرست، جنگ طلب، معامله گر و غیراجتماعی است. به همین دلیل، بخشی از اپوزیسیون راست ایران، به هر خفت و خواری و بند و بست با جناح بندی های حکومت اسلامی و دولت های رقیب این حکومت تن درمی دهد تا به هر قیمتی به قدرت و ثروت ها «اهدایی» دسترسی پیدا کند.&lt;br /&gt;اما مشکل و مانع اپوزیسیون راست ایرانی، جنبش های اجتماعی نظیر جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانش جویان و جوانان، نویسندگان و هنرمندان مترقی و هم چنین جنبش های حق طلب و برابری طلب مردم تحت ستم مناطق مختلف ایران است.&lt;br /&gt;هر بار مساله تحریم اقتصادی ایران و زمزمه حمله نظامی به این کشور اوج می گیرد اپوزیسیون راست ایرانی، به تحرک می افتد در حالی که حکومت اسلامی هر بلایی سر کارگران، دانش جویان و جوانان، زنان و کودکان، مردم تحت ستم مناطق مختلف ایران بیاورد و تهدید و شکنجه و اعدام را تشدید کند مساله این بخش از اپوزیسیون نبوده و حتی یک اطلاعیه خشک و خالی نیز نمی دهد. این اپوزیسیون در خارج کشور نیز در تظاهرات ها و اعتراضات ضدراسیسم و ضدسرمایه داری و دفاع از پناه دجویان و غیره نیز حضوری ندارد. آن ها را فقط می توان در جلساتی که تقسیم قدرت و ثروت و معامله گری در میان است می توان دید و شنید.&lt;br /&gt;بر این اساس، این بخشی از اپوزیسیون راست ایرانی، در ادامه نشست های مخفی و علنی شان با نمایندگان دست چندم دولت های غربی و ناراضیان حکومت اسلامی، در سمیناری به دست اندرکاری مرکز اولاف پالمه شرکت کردند. این سمینار، با اعتراض و افشاگری های وسیع نیروهای چپ و آزادی خواه ایرانی در گفتگوهای رادیویی و آکسیونی روبرو شد.&lt;br /&gt;مرکز اولاف پالمه، با برگزاری این سمینار برای طیف هایی از منتقدین و ناراضیان و اپوزیسیون راست حکومت اسلامی ایران، نشان داد که اشتهای زیادی به شرکت در سناریوهای اپوزیسیون سازی دولت های غربی برای آینده ایران است. حال نقش مرکز اولاف پالمه در اپوزیسیون سازی برای آینده ایران، چقدر است باید مسئولین آن، به ویژه مسئولان ایرانی آن که عضو حزب سوسیال دمکرات سوئد هم هستند و اغلب در پشت پرده در سازمان دهی این سیمنار ایفای نقش کرده اند، باید جواب بدهند؟!&lt;br /&gt;در گزارشی در سایت رایو زمانه، از قول برگزارکنندگان این سمینار آمده است: «اکثریت شرکت کنندگان ایرانی بودند، اما از کارشناسان غیرایرانی در کارگاه‌ های آموزشی بهره گرفته شده بود؛ از جمله پی ‌یر ژوری (وزیر سابق و دیپلمات بین ‌المللی)، حمدی حسن (مشاور سیاسی ارشد سازمان بین‌ المللی IDEA)، لنا یلم والن (وزیر سابق و رییس هیات مدیره مرکز بین ‌المللی اولاف پالمه)، ژنوه عبدو (روزنامه ‌نگار و کارشناس خاورمیانه) و جان یرنانت (رییس انستیتوی میانجی ‌گری سوئد در اتاق بازرگانی).&lt;br /&gt;تعدادی از این کارشناسان در روز دوم در سه کارگاه آموزشی با شرکت‌ کنندگان شرکت کردند و از تجربیات مشابه خود گفتند. کارگاه نخست درباره «گفتگوی ملی پیرامون اتحادیه ‌ها و ائتلاف ‌ها بود. در این جلسه حمدی حسن درباره تجربیات دموکراسی ‌خواهی در کشورهای مختلف حرف زد و خطراتی که جوامع مختلف در این مسیرمتحمل شده ‌اند.&lt;br /&gt;کارگاه دوم درباره این نکته بود: «چگونه جامعه جهانی از ما تاثیر می ‌پذیرند؟» در این کارگاه خانم لنا یلم والن بحث‌ های مطرح شده در کنفرانس را جمع‌ بندی کرد و از تجربیات خودش برای جمع سخن گفت که چگونه اپوزیسیون می‌ توانند در تحولات اجتماعی تاثیرگذار باشند.&lt;br /&gt;در کارگاه سوم درباره «تحریم ها و اثرات آن در آینده افتصاد کشورها» صحبت شد. این کارگاه برعهده ژنوه عبدو کارشناس مسائل خاورمیانه و مشاور نشریات آمریکایی در این زمینه بود. او به طور مشخص روی این نکته تاکید کرد که چگونه می ‌توان صداهای مختلف و دامنه مطالبات را به گوش جامعه جهانی رساند.&lt;br /&gt;به این ترتیب، نشست دو روزه اتحاد برای دموکراسی با همکاری مرکز بين المللی اولاف پالمه روز شنبه چهارم فوريه در سوئد آغاز شد و روز يک شنبه پنجم فوريه به کار خود پايان داد.&lt;br /&gt;رضا طالبی، يکی از برگزارکنندگان اين نشست در بنياد اولاف پالمه درباره نحوه انتخاب شرکت کنندگان اين نشست می گويد: «تعدادی از فعالان سياسی و مخالفان جمهوری اسلامی در سال ميلادی گذشته به مرکز اولاف پالمه مراجعه کردند. اين افراد گفتند قصد دارند کنفرانسی را متشکل از افراد اپوزيسيون ايران برای برقراری گفتگوها و مذاکرات برای پيش برد دموکراسی در ايران برگزار کنند. مرکز بين المللی اولاف پالمه از پيشنهاد آن ها استقبال کرد و گروهی را تشکيل داد که برای اين کنفرانس برنامه ريزی کند.»&lt;br /&gt;طالبی، سپس درباره نقش مرکز بين المللی اولاف پالمه در انتخاب شرکت کنندگان می گويد: «در مرحله اول تعدادی از کسانی که ابتکار برگزاری اين کنفرانس را به دست گرفته بودند و به اولاف پالمه درخواست برگزاری کنفرانس را داده بودند، يک فهرست از مدعوين را ارائه کردند. با توجه به اين که مرکز اولاف پالمه شناخت کافی درباره سياست مداران و مخالفان جمهوری اسلامی ندارد به يک ارگان خارج از سوئد و يک فرد ديگر اين ماموريت را داد که طوری اين فهرست تنظيم شود که ديدگاه های گوناگون سياسی در آن رعايت شود، زنان در آن حضوری چشم گير داشته باشند و نسل جوان مخالفان جمهوری اسلامی هم در آن حضور داشته باشند. اين فهرست پس از تکميل، به اولاف پالمه داده شد و از مهمانان دعوت شد و از اين فهرست، ۵۲ نفر در اين کنفرانس شرکت کردند.»&lt;br /&gt;مسئولین مرکز اولاف پالمه، در اطلاع رسانی و جواب به سئولات معترضین به تناقض گویی افتاده اند. برای مثال، رضا طالبی، در ادامه می گويد مايل نيست نام اين سازمان که شرکت کنندگان را انتخاب کرده، مطرح کند. چون اين سازمان و فردی که انتخاب مهمانان شرکت کننده در اين کنفرانس را برعهده داشت، خواستار اين شده بود که نامش در جايی برده نشود.&lt;br /&gt;این «ارگان خارج از سوئد و يک فرد ديگری» که مسئولین مرکز اولاف پالمه به او ماموريت دادند تا لیست دعوت شوندگان را تعیین کند اما نام این ارگان و فرد را مخفی نگه می دارند خود به خود شبهه برانگیز است.&lt;br /&gt;«ینس اوربک»، مدیر بنیاد پالمه در استکهلم (وزیر اسبق هم پیوستگی از حزب سوسیال دمکرات)، در بیانیه ای پیرامون این کنفرانس ابراز داشته است: «افراد اپوزیسیون ایران با ما تماس گرفته و خواستار آن بودند که امکان گردهمایی بخش های مختلف اپوزیسیون را برایشان فراهم آوریم. آن ها هم چنین خواستار کمک های مشاوره ای در زمینه هماهنگ نمودن تلاش های خود بودند.»&lt;br /&gt;نقط قابل توجه در بیانیه رسمی پیرامون این کنفرانس که از سوی بنیاد اولاف پالمه منتشر شده بدون هیچ گونه توضیحی اعلام کرده است که «این کنفرانس برای رسانه ها و نیز افراد غیر از دعوت شدگان، بسته است.»&lt;br /&gt;در سایت رادیو پژواک آمده است: پیشنهاد برگزاری این کنفرانس و اسامی شرکت کنندگان ازسوی چندفعال سیاسی ایرانی درخارج کشور شهریار آهی، محسن سازگارا، حسن شریعتمداری، مهران براتی و فریدون احمدی در ماه اکتبرگذشته به مرکز اولاف پالمه داده شد.&lt;br /&gt;مهران براتی که از او در سایت پژواک به عنوان یکی از پنج نفری که از مرکز اولوف پالمه درخواست برگزاری این کنفرانس را کرده بود، نام برده شده در یادداشتی برای پژواک هرگونه مشارکت خود را در ارائه این درخواست رد کرده و تاکید کرده است که تنها هنگام گردهم آیی مشورتی در هامبورگ از برگزاری این کنفرانس با خبر شده است. براتی می گوید: اين خبر واقعيت ندارد. من در رابطه با كنفرانس مورد نظر در اين جا نه نامه اى به بنياد اولاف پالمه نوشته ام و نه تماسى داشته ام. از چند و چون اين كنفرانس هم ابتدا با شركت در گردهم آيى مشورتى در هامبورگ آلمان با خبر شدم. من پروژه انتخابات آزاد را بهترين راه دست يابى به آزادى مى دانم و از هر بنيادى نيز كه در اين جهت حامى ايرانيان باشد ممنونم و اين كار را دخالت در امور ديگر كشورها نمى دانم، ولى من هيچ گاه با افرادى كه ذكر شده اند نامه اى به بنياد پالمه ننوشته ام. ممكن است كسانى ما را خرج كرده باشند تا پاسخ گوى مدعيان رقيب باشند.&lt;br /&gt;با ارجاع به قانون مطبوعات در خواست مى كنم اين پاسخ را در تارنماى راديو درج نماييد. با سپاس از زحمات قابل قدردانى شما، مهران براتى، چهارم فوريه ٢٠١٢&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پژواک می گوید: براساس اطلاعیه ای که مرکز اولاف پالمه منتشر کرده بود، محل کنفرانس و اسامی شرکت کننده ها محرمانه بود و نمایندگان رسانه ها هم اجازه ورود به این محل را نداشتند. بخش فارسی رادیو سوئد، پژواک اجازه پیدا کرد که ساعتی در روز یک شنبه آن هم در خارج از سالن کنفرانس، با تعدادی از شرکت کننده ها گفتگو کند.&lt;br /&gt;رادیو پژواک، از این کنفرانس با محسن سازگارا (فعال سیاسی ساکن آمریکا) و ینس اوربک (مدیر مرکز اولوف پالمه»، محسن مخملباف (فیلم ساز)، لیلی پورزند (حقوقدان و فعال حقوق بشر)، نوشابه امیری (ژورنالیست)، گیتی کاوه (تریبونال آزاد) و عبداله مهتدی (دبیرکل سازمان انقلابی زحمت کشان کردستان، کومله).&lt;br /&gt;هم چنین به گزارش رادیو پژواک، پیش از ظهر روز یک شنبه، آخرین روز کنفرانس تعدادی از اعضای «شورای حمایت از حرکت های آزادی خواهانه مردم ایران»، در برابر محل کنفرانس گردآمده و تظاهراتی اعتراضی برگزارکردند. آن ها نسبت به برگزاری این کنفرانس که به گفته آن ها برای آلترناتیوسازی برای حکومت آینده ایران است، اعتراض داشتند. این تظاهرات با دخالت پلیس به پایان رسید.&lt;br /&gt;شایان ذکر است که مسئولیت اصلی کنفرانس بنیاد اولاف پالمه را کارگاه آموزشی «ايده آ» به عهده داشت. مدعوين به عنوان «رهبران سياسی و صاحب نظر و تحلیل گران سیاسی» برای «آينده ايران» در يک کارگاه آموزشی دربسته و اختصاصی به نام «کارگاه هدی صابر» که توسط موسسه بين المللی «ايده آ» تدارک دیده شده، آموزش خواهند دید. ايده آ، يک موسسه دولتی (Intergovernmental)، با حدود ١۲۰ کارمند است که با بودجه دولتی اداره می شود و دفتر مرکزی آن در شهر استکهلم و جنب پارلمان سوئد قرار دارد.&lt;br /&gt;سئوال این است که مرکزی که در مورد «اتحاد برای دمکراسی در ایران»، بحث و گفتگو کند چرا درها را به روی مردم ایرانی و به ویژه رسانه ها می بندد؟ بنیادی که در آزادترین کشور دنیا تشکیل شده، چرا و به چه دلیل بحث در مورد یک کشور را در پشت درهای بسته برگزار می کند؟&lt;br /&gt;می توان حدس زد که یکی از دلیل این مخفی کاری، کارنامه سیاه برخی از شرکت کنندگان است. آن ها، در دوران فعالیت در درون حکومت اسلامی، دست شان به خون انسان های بی گناه زیادی آلوده است. برای مثال، محسن سازگارا از بنیان گذاران سپاه پاسداران حکومت اسلامی بود و در کشتار مردم کردستان، ترکمن صحرا، خوزستان و...، هم چنین در سرکوب ها، حمله به تجمعات و جلسات، تظاهرات زنان، اشغال روزنامه ها و دفاتر سازمان ها و احزاب و اعدام های سال نخست قدرت گیری حکومت اسلامی، کشتارهای دهه شصت به ویژه کشتار چندین هزار زندانی در بهار و تابستان 67 بود. یا نمایندگان سازمان هایی چون فدائیان اکثریت و حزب توده در سال های نخست انقلاب 57، با حکومت اسلامی همکاری نزدیک پلیسی - امنیتی داشتند. بنابراین، شاید حضور چنین افرادی در این نشست یکی از دلایل بسته بودن آن بود که احتمال می دادند با اعتراض شدید ایرانیان آزادی خواه و نیروهای چپ روبرو شوند. اما مهم تر از همه بحث ها و تصمیمات این سمینار و هم چنین وجود کسانی بوده که برای شرکت کنندگان «آموزش دمکراسی» دادند و...&lt;br /&gt;لازم به تاکید است که مرکز اولاف پالمه و بخش عظیمی از دولت سوئد به لحاظ سیاسی، طرفدار بقاى حکومت و قدرت گیرى جناح هاى طرفدار سازش با غرب و به لحاط اقتصادی حفظ منافع کمپانی هاى سوئد در ایران است. بنابراین، این مرکز نه تنها نیروهای چپ و انقلابی که سرنگونی کلیت حکومت اسلامی و برقراری یک جامعه آزاد و برابر و انسانی در کشورشان هستند دعوت نمی کند، بلکه اعضای ایرانی آن نیز کمابیش همین سیاست را دنبال می کنند.&lt;br /&gt;لیست اسامی 44 تن از شرکت کنندگان نشست بنیاد اولاف پالمه در روزهای شنبه و یک شنبه 15 و 16 بهمن 1390 برابر با 4 و 5 فوریه در استکهلم، به شرح زیر است:&lt;br /&gt;1- رامین احمدی؛ 2- فریدون احمدی؛ 3- شهریار آهی؛ 4- هوشنگ اسدی؛ 5- جواد اکبرین؛ 6- نوشابه امیری؛ 7- ناصر بلیده ای؛ 8- جما بورش؛ 9- ناهید بهمنی؛ 10- رامین پرهام؛ 11- مهشید پگاهی؛ 12- لیلی پورزند؛ 13- محمد تهوری؛ 14- آرام حسامی؛ 15- ناهید حسینی؛ 16- محسن خاتمی؛ 17- جواد خادم؛ 18- مهدی خرازی؛ 19- فرشاد دوستی پور؛ 20- نیما راشدان؛ 21- احمد رافت؛ 22- محسن سازگارا؛ 23- ماشاالله سلیمی؛ 24- گلاله شرفکندی؛ 25- حسن شریعتمداری؛ 26- رضا طالبی؛ 27- شهران طبری؛ 28- مزدک عبدی پور؛ 29- اکبر عطری؛ 30- نادره عصاره؛ 31- خالد عزیزی؛ 32- میرو علی یار؛ 33- شهلا فرید؛ 34- سعید قاسمی نژاد؛ 35- یاسین قبیشی (اهوازی)؛ 36- مهرانگیز کار؛ 37- گیتی کاوه؛ 38- بهزاد کریمی؛ 39- مسعود مافان؛ 40- محسن مخملباف؛ 41- مریم معمار صادقی؛ 42- منوچهر مقصدنیا، 43- عبدالله مهتدی؛ 44- علیرضا نوری زاده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترکیب این لیست نشان می دهد که شرکت کنندگان از طیف سلطنت طلب ها، ناسیونالیست های کرد، آذری، خوزستانی، بلوچی، جمهوری خواهان، اکثریتی ها، طرفداران جناح اصلاح طلب و سبز حکومت اسلامی بودند و برخی نیز قبیله ای و خانوادگی شرکت داشتند.&lt;br /&gt;بنابراین، در این سمینار، هیچ سازمان و حزب سیاسی چپ و سوسیالیست و یا فعال سیاسی و اجتماعی، دانشگاهی، روزنامه نگار و غیره چپ و آزادی خواهی که خواهان سرنگونی کلیت حکومت اسلامی است اما در عین حال با محاصره اقتصادی ایران و حمله نظامی به کشورشان مخالفند، شرکت نداشتند. به باور من، حتی اگر هم دعوت می شدند نیز هرگز در چنین سمینارهایی شرکت نمی کردند و تاکنون نیز شرکت نکرده اند. چرا که عموما چنین حرکت های سیاسی، به ضرر مردم و در بهترین حالت از بالای سر مردم و در پشت درهای بسته در بند و بست با دولت و گرایشات راست غربی است.&lt;br /&gt;نیروهای کمونیست و چپ، همواره شرکت پیگیر و دایمی در مبارزات روزمره سیاسی و اجتماعی در جهت سرنگونی کلیت حکومت اسلامی دارند و هدف شان برقراری یک جامعه آزاد، برابری، انسانی و عدالت اجتماعی در کشورشان هستند. این نیروها، خواهان بایکوت سیاسی حکومت اسلامی در سراسر جهان و اخراج نمایندگان آن از جوامع بین المللی، قرار دادن اسامی سران و مقامات حکومت اسلامی در لیست جنایت کاران و تحت تعقیب قرار دادن بین المللی آن ها، بستن سفارت خانه ها و کنسولگری های و محدود کردن آن ها به یک دفاتر اداری، تحریم فروش هرگونه سلاح و جنگ افزار و ابزار و آلات شکنجه و دستگاه های جاسوسی و غیره به ایران هستند. بنابراین، همین تفاوت های عمیق سیاسی و استراتژیک، به سادگی نشان می دهند که دوستان و دشنمان مردم ایران کیانند؟!&lt;br /&gt;نگاهی به کارنامه چند نفر از چهره های شناخته شده شرکت کننده در سمینار مرکز اولاف پالمه، که همواره «عرق ریزان» از این جلسه مخفی و نیمه مخفی دولتی و غیردولتی و از این رسانه فارسی زبان به آن یکی و غیره می دوند به سادگی هر ناظر بی طرف را به این نتیجه می رساند که آن ها، به هر قیمتی شده و لو به بهای جنگ و کشتار میلیون ها انسان و ویرانی زیرساخت های جامعه ایران هم شده در تلاشند سهمی و صندلی در حاکمیت آینده ایران پیدا کنند.&lt;br /&gt;البته شرکت در این سیمنارها دست کم برای برخی از آن ها، نان و آب آور هست و خشک و خالی نمی باشد. دولت آمریکا، رسما اعلام کرده است هر کدام از گروه های اپوزیسیون ایرانی از آمریکا کمک بخواهند به آن ها کمک خواهند کرد. البته این کمک ها شامل آن گروه هایی است که سیاست هایشان را با سیاست های آمریکا در رابطه با ایران، منطبق باشد و یا گام های عملی و نظری در این راستا بردارند. دولت آمریکا در این مورد، بودجه کلانی در نظر گرفته است. این مساله را اخیرا «کلینتون»، وزیر امور خارجه آمریکا در گفتگویی با بخش فارسی بی بی سی رسما اعلام کرده است.&lt;br /&gt;هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا روز چهارشنبه، چهارم آبان ۱۳۹۰ در گفتگوی اختصاصی با تلویزیون فارسی بی بی سی، به سئوالات مخاطبان برنامه «نوبت شما» پاسخ داد و به موضوعاتی از جمله تاثیر تحریم های آمریکا علیه ایران و دلایل عدم حمایت کافی آمریکا از «جنبش سبز» اشاره کرد.&lt;br /&gt;کلینتون، گفته بود که دلیل حمایت آمریکا و متحدانش از معترضان در لیبی این بوده که رهبران شورشیان در این کشور از هرگونه کمک خارجی استقبال کرده بودند، در حالی که به گفته او که دو سال پیش، از درون جنبش اعتراضی ایران این صدا شنیده می شد که آمریکا باید مواظب باشد که طوری عمل نکند که عامل و حامی اصلی این جنبش جلوه کند، چون در آن صورت اعتبار جنبش و امنیت هواداران آن به خطر می افتد. هم خانم کلینتون و هم قبل از ایشان جمهوری خواهان بودجه هایی را برای کمک به اپوزیسیون راست و ناسیونالیست که در راستای اهداف و استراتژی آمریکا در تحولات ایران حرکت می کنند، کمک کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با نگاهی به کارنامه سیاسی، تنی چند از شرکت کنندگان اصلی سمینار مرکز اولاف پالمه و هم چنین افتضاح های سیاسی آن ها، به سادگی می بینیم که این ها اهل مبارزه جدی و سخت از پایین و بسیج مردمی نیستند اما ظرفیت های خیلی بالایی در معاملات سیاسی و نوکری صفتی و راه انداختن جنگ داخلی و غیره دارند؛ به شرطی که به بازی گرفته شوند.&lt;br /&gt;* شهریار آهی، مشاور کنونی رضا پهلوی که بنا بر گزارش یکی از شمارهای هفته نامه آمریکایی نیویورکر در سال گذشته، قبل از انقلاب واسط غیررسمی کاخ سفید و دربار پهلوی بود در همه جلسات اپوزیسیون راست فعال است و طرح های راهبردی ارائه می دهد. در همان مقاله نیویورکر در مورد آهی نوشته شده است: آهی برنامه ریز، منتور، نویسنده سخنرانی ها و مونیتور پهلوی است. او هم چنین سعی می کند اپوزیسیون اتمیزه شده را به نفع رضا پهلوی گرد هم بیاورد... اغلب او را با احمد چلبی که قبل از حمله آمریکا به عراق رهبر کنگره ملی عراق بود مقایسه می کنند. در جلسات پالتاکی که به این منظور برگزار شده چند بار رضا پهلوی نیز شرکت کرده است.&lt;br /&gt;آهی در عمل سمت سخن گويی اپوزیسیون راست را بر عهده گرفته و از نزديک ترين مشاوران رضا پهلوی است. اما مساله فقط همين نيست. در محافل سياسی و هم چنین به اقرارهای خود سلطنت طلبان در رسانه های جمعی شان، ايشان فقط مشاور رضا پهلوی نيست، بلکه راهنمای ايشان هم هست و هم او بود که در جريان رفراندومی که توسط سازگارا و جريان پشت ايشان هدايت می شد، رضا پهلوی را که از نزول رهبری خود در رفراندوم به شدت مايوس شده بود وادار به قبول رفراندوم کرد. این داستان رفراندوم اکنون به برگزاری «انتخابات آزاد در ایران» زبان زد گرایشات لیبرالی، ناسیونالیستی و راست شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* محسن سازگارا، عضویت برنامه «آزادی بشر» متعلق به موسسه دالاس (موسسه جرج بوش) است. او، در سال های اخیر به عنوان یکی از نارضیان حکومت اسلامی، در نقش فعال حقوق بشر و تحلیل ‌گر در شبکه ماهواره‌ ای صدای آمریکا متعلق به دولت آمریکا فعالیت می ‌کرد.&lt;br /&gt;او، پیش از انقلاب 1357 مردم ایران، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفته بود. و در آن ‌جا، به عنوان عضو انجمن‌ اسلامی دانش جویان به فعالیت پرداخت. هنگامی که خمینی، به نوفل لوشاتو در پاریس رفت، تعدادی به او پیوستند و سازگارا هم در میان آن ها بود. او، یکی از کسانی بود که ترجمه مصاحبه‌ های خمینی را بر عهده داشت.&lt;br /&gt;همان طور که خود او عنوان کرده، یکی از اتاق ‌های تنها مهمان‌ خانه‌ نوفل لوشاتو را برای آموزش نیروهای انقلابی اجاره کرده بود. نیروهایی که تحت هدایت وی آموزش‌ سازماندهی می ‌دیدند و پس از آن برای آموزش نظامی به سوریه و لبنان اعزام می ‌شدند. پس از پیروز انقلاب 57، این به ایران بازگشتند.&lt;br /&gt;سازگارا از کسانی بود که در پرواز 12 بهمن ایرفرانس حضور داشت و مسئولیت سازماندهی خبرنگاران را بر عهده داشت. در روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب، از کسانی بود که در تاسیس سپاه پاسداران نقش داشت. درباره میزان نقش وی در تاسیس سپاه روایت‌ های مختلفی ارائه شده است، برخی نقش وی را کلیدی می‌ دانند و برخی این نقش را معمولی و «فرصت‌ طلبانه» ارزیابی می ‌کنند. او، از شورای فرماندهی سپاه به رادیو رفت و ریاست آن را به عهده گرفت. محسن سازگارا، معاونت نخست وزیری رجایی را نیز بر عهده داشت.&lt;br /&gt;محسن سازگارا، هم چنین به همراه محمد حسینی بهشتی، محمدعلی رجایی، محمدرضا مهدوی کنی، محسن رضایی، بهزاد نبوی و خسرو تهرانی اعلامیه ای با عنوان «اعلامیه ۱۰ ماده ای دادستانی» جهت خلع سلاح نیروها و احزاب مسلح تدوین کردند.&lt;br /&gt;به رغم ارتباطاتی که محسن سازگارا با نهضت آزادی داشت، او پس از کنار گذاشته شدن اعضای این حزب از مناصب اجرایی، در حلقه نیروهای حاکمیت باقی ماند. به همین جهت در سال 61 به وزارت‌ خانه صنایع رفت و مدیریت سازمان گسترش صنایع را بر عهده گرفت. در سال‌ های دهه هفتاد وی از اعضای حلقه کیان بود و در انتشار برخی نشریات در دوران پس از دوم خرداد 76 نقش داشت. نهایتا او، با هدف جراحی قلب به آمریکا رفت و در آن جا، به محافل جنگ طلب بوش و جمهوری خواهان پیوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* احمد باطبی، در وقایع 18 تیر 87 یورش مامورین حکومت به دانشگاه تهران، دانش جو بود و به دلیل این که پیراهن خون آلودی را در دست گرفته عکس اش در رسانه ها آمد همراه با صدها دانش جو، دستگیر گردید. اما باطبی، هم از زندان آزاد شد و هم به او اجازه سفر به آمریکا داده شد.&lt;br /&gt;برخی رسانه های فارسی زبان دولتی آمریکا و غیره او را به عنوان فعال حقوق بشر معرفی می کنند. او سفت و سخت طرفدار محاصره اقتصادی ایران و حمله نظامی به این کشور است معلوم نیست که طرفداری او از حقوق بشر چه معنی دارد. البته طیف های زیادی هستند که به خصوص رسانه های آمریکایی، آن ها را فعال حقوق بشر معرفی می کنند تا لقبی در جوامع بین المللی و افکار عمومی داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* نیما راشدان، متولد سال 1353 تهران است. او، پیش از انقلاب به همراه خانواده به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد، ولی پس از انقلاب به ایران بازگشت و در سپاه پاسداران و دستگاه های امنیتی حکومت اسلامی به فعالیت پرداخت.&lt;br /&gt;نیما راشدان، سخت طرفدار دولت اسرائیل و حمله به ایران است به طوری که او چند سال پیش مطالبی را در دفاع از جنگ و آن که چقدر این جنگ برای «ما» و منافع «ملی‌ مان» مفید است و... نوشته و در «گویا نیوز» منتشر کرد. او، از جمله نوشت: ... کشور من بدبخت است - بيچاره است در حال نابودی است و نياز به مرزهای امن دارد - نياز به منطقه ای غيرهسته ای دارد - نياز به دولت های دوست آمريکا و غرب دارد - نياز به همسايگانی چون مشرف و حامد کرزای دارد نه صدام و ملاعمر- نياز به آغاز سرمايه گذاری خارجی دارد - نياز به شغل دارد- نياز به دمکراسی دارد و دمکراسی فرزند اقتصاد رقابتی و بازار آزاد است٬ فرزند سرمايه گذاری کلان خارجی است و سرمايه گذاری کلان خارجی با وجود ملامحمد و صدام يزيد کافر و ملاعلی محقق نمی شود که نمی شود که نمی شود.»&lt;br /&gt;نیما راشدان، در مطلب دیگری تحت عنوان «اسرائیل و دشمنانش» نیز می نویسد: خوشتان بیاید یا نیاید، دوستی یا دشمنی اسرائیل ملاک انتخاب است میان تمدن و بدویت - این یک حکم راست گرایانه، نئوکنسرواتیو و غیرانسانی نیست. این واقعیت دنیای امروز ماست...&lt;br /&gt;راشدان، در یک از مصاحبه هایش چند سال پیش خود با رایو فردا، به عنوان يک «آگاه سياسی؟!»، خواهان اين بود که آمريکا با حمله به ايران و تغيير رژيم، دمکراسی به ارمغان بياورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*هوشنگ اسدی و همسرش در انی سمینار شرکت داشتند. هوشنگ اسدی، کسی است که در زمان حکومت پهلوی توده ای بود اما با ساواک همکاری می کرد. حزب توده بعدها گفت که او نفوذی حزب توده در ساواک بود.&lt;br /&gt;نشریه نامه مردم (ارگان حزب توده)، شماره ۱۹ به تاریخ ۷ خرداد ۱۳۵۸، چنین آمده است: «دبیرخانه کمیته مرکزی حزب توده ایران بدین وسیله اعلام می‌دارد که هوشنگ اسدی عضو حزب توده ایران است و به دستور حزب و در انجام ماموریت محوله، از طریق شبکه‌ مخفی حزب توده‌ ایران در داخل ساواک رخنه کرده و در این رابطه موفق به خدمات موثری شده است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* درباره علیرضا نوری‌ زاده، روزنامه نگار و تحلیل گر سیاسی، حرف و حدیث زیاد است. می گویند او در حکومت پهلوی، از ساواک پول می گرفت تا علیه نیروهای چپ مطلب بنویسید.&lt;br /&gt;گفته می شود او، صرفا به دلیل علاقه شخصی و قلبی به حکومت پهلوی، به مصف مخالفین حکومت اسلامی پیوست و در این راه نیز حاضر است با هر کسی همکاری کند: جناح اصلاح طلب حکومت اسلامی، دولت های عربی، دولت های غربی، سازمان سیا و موساد و...&lt;br /&gt;نوری زاده در دوره ریاست جمهوری خاتمی، از این جناح حکومت دفاع می کرد و مبلغ آن بود. پس از انتخابات ریاست سال 88، طرفدار حرکت سبز اسلامی و میرحسن موسوی شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* محسن مخملباف، سینماگر، سال گذشته در یک سخنرانی در پارلمان اتحادیه اروپا کوشید که خود را نماینده مردم ایران جا بزند و در رابطه با مسائل مربوط به خیزش مردم ایران موضوع را واژگونه نشان دهد. او کوشیده است تا با دفاع از بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی، خیزش عظیم مردم ایران در دفاع از حقوق خود را که در سی سال گذشته به طور مستمر و سیستماتیک از جانب همه جناح های حکومتی جمهوری اسلامی پایمال شده است طور دیگری جلوه بدهد.&lt;br /&gt;همان موقع تعدادی از فعالین فرهنگی، نویسندگان و فیلم سازان تبعیدی، با نتشار نامه سرگشاده ای خطاب به پارلمان اروپا، از جمله نوشته بودند: «...ما خود در طول زمان اقامت مان در ایران بارها دچار شکنجه و آزار و بدرفتاری های بسیار قرار گرفته ایم و حتی از جانب کسی که اکنون خود ظاهرا مخالف بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی است، یعنی آقای محسن مخلباف مورد آزار و اذیت بسیار قرار گرفته ایم، بر آن شدیم تا با نگارش این نامه به شما واقعیت وجودی محسن مخملباف و جناحی از جمهوری اسلامی را که وی از آن حمایت میکند برای شما و مردم اروپا روشن سازیم تا واقعیت پنهان نماند...&lt;br /&gt;آقای مخملباف کسی است که در آغاز استقرار رژیم جمهوری اسلامی، مامور ایجاد و سازمان دهی سینمای اسلامی شد و در این راه به نابکاری های بسیاری دست زد. وی ضمن اخراج بسیاری از دست اندرکاران سینمای ایران از محیط کار و فعالیت خود و محروم ساختن آن ها از خلاقیت در عرصه فرهنگی، مامور دستگیری و آزار و اذیت کسانی شد که پیش از آن با وی در زندان زمان شاه زندانی بودند. ما مدارک بسیاری در این زمینه داریم که اگر شما مایل باشید می توانیم در اختیارتان قرار دهیم تا چهره و شخصیت آقای محسن مخملباف را بیش تر بشناسید.&lt;br /&gt;محسن مخملباف، در گروه بلال حبشی مسئول شکار نیروهای مخالف نظام جمهوری اسلامی به خصوص مخالفان چپ گرای رژیم بود و اگر اینان به چنگش گرفتار می آمدند دستگیرشان می کرد و تحویل لاجوردی معروف به جلاد زندان اوین می داد، در زندان های جمهوری اسلامی محسن مخملباف خود بازجویی زندانیان را به عهده می گرفت، زندانیان زندان عادل آباد را به زور اسلحه حکومت علیرغم میلشان در پروپاکاندا فیلمی به اسم بایکوت شرکت داد و در عنوان بندی فیلم، آن ها را زیر عنوان تواب و جاسوس رژیم معرفی کرد. این زندانیان علیه وی همان زمان شکایتی تنظیم وبه مجامع حقوق بشری ارسال کردند که با جو آن زمان و زیر سیطره خمینی واندیشه مسمومش که در اوج قدرت بود هیچ گاه شکایت و فریاد در گلو خفته شاکیان انعکاس نیافت.&lt;br /&gt;در زندان های ج. ا خواندن کتاب های مخملباف برای زندانیان اجباری بود و همین طور زندانیان باید به تماشای فیلم های مخملباف می رفتند و سرپیچی از این دستور، شکنجه وشلاق را به دنبال داشت، خود وی نیر کلاس تواب سازی در زندان دایر کرده بود. البته او بعد از سال ها خدمت مستقیم به بقاء جمهوری اسلامی به خاطر قرار گرفتن در جناحی از حاکمیت که سهمش توسط جناح حاکم نادیده گرفته می شد، چنین ادعا کرد که آزادی خواه شده است. اما این تصور واقعیت نداشت؛ بلکه او تنها ماسک تحول و ترقی را به چهره ارتجاعی خود گذاشت در این سال ها، هر گاه از او خواسته شد نسبت به جنایت های رژِیم موضع بگیرد این ادعا را مطرح می کرد که دیگر می خواهد فقط کار فرهنگی بکند اما هرگاه شرایطی پیش آمد که نظام جمهوری اسلامی در موقعیت متزلزل قرار گرفت، ماسک چهره هنری - فرهنگی را برداشت وبا ماسک سیاسی به میدان آمد. نمونه قابل ذکر هم را همین روزها شاهد هستیم. مخملباف با آن سابقه نابکارانه، می خواهد جمع عظیم ایرانیان رانده شده از ایران را در مسیری قرار دهد که بلکه رژیم اسلامی با تعویض برخی از مهره ها حفظ شود. اطلاعیه هایش را از طرف مردم ایران امضاء می کند وادعا می کند مردم شجاع ایران که جلوی رگبار گلوله پاسداران و قمه و چاقو و پنجه بوکس لباس شخصی ها - نیروی شبه نظامی نظام - ایستاده اند او را نماینده خود می دانند، اما پیدا نیست کجا و در چه شرایطی چنین نمایندگی برای ایشان صادر شده است؟ این توهین بزرگی است برای مردم ما که کلیت نظام را به بن بست کشانده اند...&lt;br /&gt;اکنون چنین شخصی، یعنی محسن مخملباف، که سال ها در شکنجه و آزار مردم دست داشته است، خود را نماینده مردم ایران جلوه می دهد و می کوشد از طریق تریبون پارلمان اروپا در افکار عمومی مردم اروپا برای بخش دیگری از حاکمیت جنایت کار جمهوری اسلامی اعتبار بخرد و سبب حمایت بین المللی از آن شود...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* عبدالله مهتدی و هم فکرانش در سال 2000، از موضع کاملا راست و ناسیونالیستی از حزب کمونیست ایران و کومه له - سازمان کردستان حزب کمونیست ایران جدا شدند. از آن موقع سعی کردند فرهنگ سیاسی و گفتمان سیاسی خود را از چپ به راست تغییر دهند. اما چند سال بعد بین عبادلله مهتدی و هم فکرش عمر ایلخانی زاده، اختلاف سیاسی پیدا کردند به طوری که بین طرفداران طرفین درگیری فیزیکی شدیدی نیز درگرفت. در نتیجه نیروهای امنیتی اتحادیه میهنی، وارد مقر این جریان در نزدیکی سلمیانیه شدند و حتی تعدادی از آن ها را دستگیر و زندانی کردند.&lt;br /&gt;عبدالله مهتدی، رهبر این گروه، در اردوگاه کومه له، حکومت نظامی برقرار کرد، مخالفین خود را محاصره اقتصادی کرد و یاران دیرین خود را تهدید به راه انداختن «حمام خون» کرد. این درگیری در نوروز 1388 به درگیری و جدایی منجر شد و در نتیجه کومه له زحمت کشان به دو جناح تقسیم شد.&lt;br /&gt;عبدالله مهتدی و عمر ایلخانی زاده، قبل از انشعاب و درگیری با همدیگر تلاش کرده بودند اهداف و برنامه و سیاست های سازمان شان را با سیاست های آمریکا در منطقه تطبیق دهند تا از حمایت هیا همه جانبه دولت آمریکا برخوردار گردند. از این رو، رفت و آمد آن ها به جلسات مخفی و نیمه مخفی آمریکایی ها و هم چنین به جلسات طرفداران جناح دوم خرداد و سبز حکومت اسلامی، جمهوری خواهان، فدائیان اکثریت و حزب توده و هم چنین به جلسات به اصلاح نمایندگان خلق بلوچ، خوزستان و آذری آن ها دشدتر شد. بنابراین، سازمان عبدالله مهتدی به همراه هر دو بخش حزب دمکرات کردستان ایران و غیره، اميد خود را به مداخله و یورش آمریکا به ایران و تکرار سناریوی های هولناک و خون بار عراق در ایران به منظور کسب موقعيتی برای خود با سياست های آمریکا در منطقه است.&lt;br /&gt;در دوره ریاست جمهوری جرج بوش، عبدالله مهتدی، عمر ایلخانی زاده همراه با فعالین سازمان های ناسیونایست بلوچ و خوزستانی و آذری به واشنگتن رفتند و در جلسه ای در زیر پرچم آمریکا و مامورین آمریکایی شرکت کردند. فراخوان های مکرر عبدالله مهتدی برای تشکيل جبهه کردستانی و دیدارها و گفتگوهایش با احزاب و سازمان های مختلف در این زمينه در راستای همين استراتژی آمریکایی است.&lt;br /&gt;در خرداد ۱۳٨۵ - ژوئن ۲۰۰۶، مهتدی در کنگره ايالات متحده آمريکا در ‏نشستی که از طرف گروه «حقوق بشر کنگره» آمريکا، به رياست فرانک ولف (جمهوری ‌خواه) و تام لانتوس ‏‏(دمکرات)، و «ديده‌ بان حقوق بشر کردستان» برگزار شد، در کنار ديگر اعضای به اصطلاح «کنگره مليت ‌های ‏ايرانی برای يک ايران فدرال» شرکت کرد و برای پيش برد اين ايده، خواهان کمک آمريکا شد.&lt;br /&gt;روزنامه آسو چاپ سلیمانیه، درباره سفر عبدالله مهتدی و همراهنش به واشنگتن نوشت: «اگر چه تاکنون هدف از سفر رهبران کورد ایران به آمریکا مشخص نیست اما پیش بینی می شود این شخصیت های کورد ایرانی در کنگرس آمریکا و چندین مرکز و سازمان جاسوسی دیگر در آمریکا با هم دیدار کنند.»&lt;br /&gt;الجزیره، یک شنبه 14 ژانویه 2007، در گزارش اعلام کرد: ایالات متحده در سال قبل علاقه مند به همکاری با گروه عبدالله مهتدی، شده است. عبدالله مهتدی که نماینده ارشد این حزب می باشد برای شرکت در کنفرانس گروهای اقلیت ایرانی به واشنگتن سفرکرد.&lt;br /&gt;مهتدی، به الجزیره گفت: «امکان تغییر با حمله آمریکا وجود دارد . بله، همه احساس می کنند که یک چیزی در شرف اتفاق افتادن است و چیزی باید اتفاق افتد.»&lt;br /&gt;عبدالله مهتدی، هم چنین در سال 2006، در گفتگویی با رادیو همبستگی - استکهلم، رسما و علنا از محاصره اقتصادی ایران و حمله نظامی به این کشور دفاع می کند و حتی به سازمان ها و نیروهای ضدجنگ و چپ می تازد که چرا با حمله آمریکا و متحدانش به عراق مخالف کردند.&lt;br /&gt;او می گوید: «به‌ راه‌ انداختن جنبشی بر عليه‌ حمله‌ آمريکا و غيره‌ و بر عليه‌ محاصره‌ اقتصادی که‌ صورت نگرفته،‌ به‌ اعتقاد من آب به‌ آسياب جمهوری اسلامی ريختن است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال های اخیر همین اپوزیسیون راست در بسیاری از جلسات مخفی و نیمه مخفی دولت ها شرکت داشته است. برای مثال، همایشی تحت عنوان «جنبش دموکراسی‌ خواهی ایران: پتانسیل ‌ها و موانع پیش روی آن»، روزهای ۲۹ و ۳۰ ژوئن، با شرکت بیش از ۷۰ تن از فعالان خوزه ‌های سیاسی، حقوق بشری و روزنامه ‌نگاری در شهر رم برگزار شد.&lt;br /&gt;به گزارش زمانه، این همایش با همکاری مجلس ایتالیا و سازمان کشورها و ملل بدون کشور (unpo) برگزار و توسط «اما بونینو»، کمیسار سابق اروپایی و معاون کنونی سنای ایتالیا افتتاح شد.&lt;br /&gt;روز نخست همایش، به سخن رانی‌ ها و جمع ‌بندی ‌های نمایندگان حزب رادیکال و شخصیت ‌های سرشناس ایتالیا اختصاص داشت.&lt;br /&gt;علیرضا نوری ‌زاده، درباره این کنفرانس، به زمانه می ‌گوید: «هدف ما این بود که اولا به دعوت ‌کنندگان و به‌ ویژه به دولت ایتالیا که میزبان بود گفته شود که جنبش سبز یک جنبش همه‌ گیر است... آقایان موسوی و کروبی، فقط بخشی از تحرک جنبش را به‌ عهده دارند و آن ها نیز خود را رهبر نمی ‌دانند.»&lt;br /&gt;ناصر بلیده ‌ای، نماینده «حزب مردم بلوچ»، «از جنبش سبز می‌ خواهد خود را با بقیه‌ جنبش‌ ها پیوند دهد و خواسته ‌های بقیه‌ مردم را در نظر گیرد.»&lt;br /&gt;در کنفرانس دو روزه‌ «جنبش دموکراسی ‌خواهی ایران: پتانسیل‌ ها و موانع پیش روی آن»، علاوه بر نوری زاده و بلیده ای، ناهید بهمنی و عبدالله مهتدی از حزب کومه له، حسن شرفی معاون دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران، فرخ نگهدار از فدائیان اکثریت، کریم عبدیان و عزیز بنی‌ طرف فعالان عرب و چند تن دیگر شرکت داشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کنفرانس لندن، که توسط «دفتر مطالعات ایران وعرب» روز یک شنبه 26 - 6 - 2011 برگزار شد کسانی با عنوان های کریم بنی سعید عبدیان نماینده مردم عرب، عبدالله مهتدی رهبر کومله، ناهید بهمنی نماینده جنبـش زنان کردستان، ضیاء الدین صدراشرافی پژوهشگر ترک، حسن شریعتمداری از جمهوری خواهان، خالد عزیزی دبیرکل حزب دموکرات کردستان، شاهوحسینی نماینده حزب دموکرات کردستان ایران به رهبری مصطفی هجری که پس از اختلاف با حزب مذکور اعلام موجودیت کرده، شهریار آهی مشاور رضا پهلوی و... سخن رانی کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمایندگان به اصطلاح شش جریان سیاسی در نشستی در «آمستل فین» هلند شرکت کردند. در نشست روز 14 ژانویه 2012، تحت عنوان «بررسی اوضاع و تحولات اخیر ایران در عرصه داخلی و بین المللی» برگزار گردید که مورد استقبال ایرانیان ساکن هلند قرار گرفت.&lt;br /&gt;مجری جلسه بهزاد کریمی بود. کمال ارس، نماینده جبهه ملی ایران- اروپا، فریدون ابراهیمی، عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران، عبدالرضا کریمی نماینده حزب دمکرات کردستان ایران، محمد شافعی عضو کمیته مرکزی حزب کومله کردستان ایران، محمد اعظمی، عضو کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، بهروز خلیق مسئول هیئت سیاسی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه این افراد و سازمان هایی که در بالا به اسامی شان برخوردیم، اهل مبارزه خیابانی و اجتماعی علنی از پایین نیستند، بلکه بر عکس ظرفیت های زیادی در بند و بست ها و معاملات سیاسی پشت پرده و حقیرانه به نفع خود و سازمان شان هستند. از این رو، این جریانات ارتجاعی ترین و عقب مانده ترین گرایشات سیاسی و اجتماعی ایرانی را با خود حمل می کنند.&lt;br /&gt;انسان انگشت به دهن می ماند هنگامی که می بیند و می شنود تعدادی از اپوزیسیون راست ایرانی، خود را فعال «حقوق بشر» و «زنان» و «دانش جویان» معرفی می کنند اما موافق محاصره اقتصادی ایران و حمله نظامی به این کشور و یا هر کشور دیگری هستند؟ این چه حقوق بشری ست که به دنبال کودتا و خشونت و جنگ است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی دیگر از افتضاح و رسوایی سیاسی اپوزیسیون راست، داستان «الماسی برای فریب» است. «الماسی برای فریب»، نام فیلمی است که شامگاه ۱۸ خرداد 1390، از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد، موضوعش افشاگری برنامه ‌های براندازانه اپوزیسیون خارج از کشور بود.&lt;br /&gt;علیرضا نوری ‌زاده، محسن مخملباف، مهرداد خوانساری و عبدالله مهتدی از جمله کسانی هستند که نام شان در برنامه «الماس فریب» برده شد و چهره برخی از آنان نیز نمایش داده شد. نقش اول این فیلم را یکی از عوامل اطلاعاتی حکومت اسلامی به نام «محمدرضا مدحی» به عهده دارد.&lt;br /&gt;محمدرضا مدحی، معروف به حسینی، جانباز شیمیایی و مسئول حراست دفتر حجت ‌الاسلام ارومیان نماینده مراغه در مجلس خبرگان بود. او، سال ۱۳۸۷ از ایران خارج شد و به بانکوک رفت. به محض رسیدن به تایلند با برخی از چهره ‌های اپوزیسیون مقیم اروپا تماس گرفت و خواهان تشکیل یک شبکه اپوزیسیون شد.&lt;br /&gt;علیرضا نوری ‌زاده، روزنامه ‌نگار و تحلیلگر سیاسی مقیم لندن به گفته خودش، از کسانی است که مدحی از ابتدا سعی داشته با او تماس برقرار کند. او درباره مدحی به دویچه ‌وله می‌ گوید: «آقای سردار محمدرضا حسینی ملقب به «مدحی» یا مدحی ملقب به «حسینی» یکی از پاسدارهایی بوده که در جنگ ۷۰ درصد شیمیایی شده است. من شاهد بودم که روزی دو کورتون به بازویش می ‌زد و ۸۰ـ ۷۰ تا قرص هم می‌ خورد و گاهی اوقات حالش چنان بود که او را به بیمارستان می ‌بردند و برای چند روز زیر چادر اکسیژن بود. در این ‌ها که تردیدی نیست.»&lt;br /&gt;مدحی به مدت یک ماه با نام «سردار مدحی» میهمان ویژه برنامه تلویزیونی علیرضا نوری ‌زاده بود. وی در این سلسله برنامه‌ ها مطالبی درباره مافیای اقتصادی، آقازاده ‌ها و ماموریت‌ های وزارت اطلاعات بیان می‌ کرد.&lt;br /&gt;بخشی از فیلم «الماسی برای فریب» صحنه خواندن سرود ای ایران توسط گروهی بر روی سن است که دست‌ ها را به یکدیگر داده و شال سبز نیز بر گردن دارند. گفتار روی فیلم، به بیننده می‌ گوید که این صحنه، پایان کنفرانسی است با نام «گوادالوپ» که در آمریکا برگزار شده است. اما علیرضا نوری ‌زاده که یکی از سرودخوانان این صحنه است روایت دیگری دارد. او می‌ گوید: «آقای هنری برنار لویی فیلسوف فرانسوی ما را دعوت کرده بود به تالار فرهنگ‌ های فرانسه. در آن جا ما رفتیم راجع به جنبش سبز در ایران سخنرانی کردیم. خیلی‌ ها در آن جلسه بودند، از جمله آقایان مخملباف، کاک حسن شرفی از حزب دموکرات کردستان، کاک عبدالله مهتدی از حزب کومله، حسین بر از بلوچ ‌ها، دکتر مهرداد خوانساری، جهانشاهی و من. این اصلا ربطی به گوادالوپ ندارد، بلکه در پاریس در تالار فرهنگ ‌ها یک کنفرانس یک روزه برپا شد و ما هر کدام در رابطه با جنبش سبز سخن رانی کردیم. سخن رانی ‌های ‌مان هم روی یوتیوب هست و آخرش هم سرود ایران را خواندیم.»&lt;br /&gt;مدحی، به عنوان کسی که تاجر الماس است و از فرماندهان سابق سپاه بوده، جنبشی را به نام «جنبش جمع ياران» تاسيس کرده و می گوید كه هزاران نفر از نيروهای نظامی و امنيتی داخل كشور در آن عضويت دارند و با او و اهدافش همراهی می ‌كنند با نوری زاده و هم فکران او تماس می گیرد.&lt;br /&gt;مدحی، در گفتگويی با راديو زمانه اظهار می ‌كند كه هم چنان 20 هزار نفر در سپاه پاسداران ايران با شما عضو جنبش جمع ياران هستند.&lt;br /&gt;در تصاوير ديگری كه در اين مستند پخش می ‌شود، مدحی را پس از بازگشت به تهران نشان می ‌دهد. او، در اين فيلم می ‌گويد: «اين خانم اصرار داشتند كه رابطه‌ ای بين ما و سفارت آمريكا برای ادامه همكاری برقرار شود. گفت كه ما سفارت آمريكا را برای شما تدارك ديده ‌ايم و مسئولين آن جا هستند و می ‌خواهند با شما صحبت كنند. ما با آن ها رفتيم سفارت آمريكا. چند نفری نشسته بودند از جمله يكی از ژنرال‌ های پنتاگون نشسته بود علاوه بر ديپلمات‌ ها و صحبت هايی را شروع كردند و مواردی مطرح شد در ارتباط با نوع همكاری در نهايت جواب نه را از من شنيدند.»&lt;br /&gt;در بخش ديگری از اين فيلم مدحی، خاطرنشان می ‌كند: «صحبت‌ ها، مذاكرات و گفتگوهايی شد. او می ‌گفت روی تمام كمك‌ های ما حساب كنيد. ايالات متحده به شما و همراه شماست من به شما خوش آمد می ‌گويم و چندين با اين جمله را تكرار كرد...&lt;br /&gt;مدحی، گفت: «بحث دولت در تبعيد از تقريبا يك سال گذشته مطرح بود و به عنوان حكومت مخفی مطرح بود. همه پازل‌ هايشان تكميل بود يك گروهی به نام نظامی امنيتی از داخل را كم داشتند و اين هم كه پيوست، ديگر جای ضعف نداشتند و ديگر عجله كردند برای اعلام دولت در تبعيد برای سرنگونی سريع و بدون فوت وقت نظام جمهوری اسلامی ايران.»&lt;br /&gt;پس از ورود محمدرضا مدحی به پاريس، دیدارهایی بین او و اميرحسين جهانشاهی و مهرداد خوانساری از سلطنت طلبان صورت می گیرد. مدحی: «وقتی ما به آن جا رسيديم با آقای مهرداد خوانساری و آقای اميرحسين جهانشاهی نشست گذاشتيم و قرار ملاقات گذاشتيم در جايی. شروع كرديم به مذاكره كردن كه شما چه داريد و ما چه داريم.»&lt;br /&gt;در ادامه اين فيلم صوت گفتگوی جهانشاهی با يكی از راديوهای خارجی درباره مدحی پخش می ‌شود: «ما وارد حكومت شديم. آن ها هنوز وارد ما نشده ‌اند و نخواهند شد.» مدحی: «خوانساری يكه ‌تاز سلطنت‌ طلب‌ ها و مغز متفكر جهانشاهی است.»&lt;br /&gt;در اين قسمت تصاويری پخش می ‌شود كه مدحی در كنار جهانشاهی در پاريس نشسته است. اين ويدئويی است از جلسه خصوصی مدحی با يكی از رابطين آمريكا يعنی جهانشاهی. جالب اين كه نفر سوم كه پشت دوربين قرار دارد كسی نيست جز مهرداد خوانساری كه او هم در جلسه‌ ای محرمانه برای توافق اوليه در راستای تشكيل دولت در تبعيد حضور داشته است. مدحی، با اشاره به اين فيلم می گويد: «اين جا پاريس است. 9 دسامبر 2010 يك ربع بعد از شب به وقت محلی در دفتر كار اميرحسين جهانشاهی. در اين فيلم در كنار من، اميرحسين جهانشاهی و پشت دوربين مهرداد خوانساری قرار گرفته است.»&lt;br /&gt;در اين ويدئو كه يك جلسه محرمانه است، مدحی به جهانشاهی و خوانساری دست می ‌دهد و می گويد در اين جا شروع اتحاد دو كار داخل و خارج را اعلام می ‌كنيم. ما سه نفر متحديم و شما هم با ماييد و ما هم با شماييم و فقط خواهش می ‌‌كنم ما را پيش دوستان بدقول نكنيد و می ‌دانم نمی ‌كنيد. در پايان اين ويدئو جهانشاهی و مدحی تاكيد می ‌كنند كه اين فيلم نبايد پخش شود.&lt;br /&gt;در ادامه اين مستند به گزارش صدای آمريكا، تلويزيون اسرائيل و اظهارات نوری ‌زاده درباره مدحی اشاره شده است.&lt;br /&gt;در بخش ديگری از اين مستند گفتگوی جهانشاهی با يكی از راديوهای خارج كشور درباره مدحی پخش می ‌شود: «تمام كسانی كه با ما متحد می ‌شوند تمام كارهايی كه كرده ‌اند را ما چك می كنيم و تمام شبكه‌ هايی كه دارند را بررسی و كنترل می كنيم و وقتی به من رسند با آن ها صحبت كنم كه همه چيز مطمئن شده باشد. بنابراين، سردار كه اين جا بودند همه گذشته‌ شان و همه كارهايی كه كرده ‌اند و همه امكانات شان بررسی شده و صددرصد مطمئن است. ما وارد حكومت شده ‌ايم. آن ها وارد ما نشده‌اند هنوز و نخواهند شد!»&lt;br /&gt;در ادامه اين مستند، تصاويری از نوری ‌زاده پخش می ‌شود. وی در اين ويدئو می ‌گويد: «هر تحليل‌ گری و هر برنامه‌ سازی منبع دارد. بسياری از آدم‌ های منابع من در درون دستگاهند. بدون آن ها ما كاری نمی ‌‌توانيم بكنيم. تكيه بر اطلاعات آن ها كرده ‌ايم و شما را روشن كرديم. محقق يك ايميل برايم می ‌فرستاد از وسط و قلب امنيت خانه و فاش می ‌كرد برای من. محقق الان با ماست. اون فرد محمدرضا مدحی است.»&lt;br /&gt;در اين قسمت مستند، تصاويری از نشست بزرگ اپوزیسیون در پاريس پخش می شود كه عليرضا نوری ‌زاده، محسن مخملباف، اميرحسين جهانشاهی، حسن شرفی سخن گو و جانشين دبيركل حزب دموكرات، عبدالله مهتدی دبيركل حزب كوموله، مهرداد خوانساری، رضا حسين بر موسی شريفی نماينده حزب همبستگی اهواز و علاوه بر اين افراد تعدادی از طیف های مختلف توده ای - اکثریتی، سلطنت طلبان، جمهوری خواههان و غیره نيز حضور دارند. در اين نشست هم چنين فردی به نام «همل»، مسئول ميز ايران در سازمان اطلاعات فرانسه و نماينده ساركوزی كه هماهنگی كنفرانس را نيز برعهده دارد، حضور داشت.&lt;br /&gt;در ادامه تصاويری از محسن مخملباف در نشست پاريس پخش می ‌شود. او، در اين كنفرانس می ‌گويد: «اين پروژه تحقيقاتی ملی پس از يك سال به يك ديگرآگاهی از سوی مردم جهان منجر شده است.»&lt;br /&gt;سازگارا در اين جلسه حضور ندارد و اما پيامی را ارسال می ‌كند كه توسط فردی خوانده می ‌شود.&lt;br /&gt;مدحی، در اين باره می ‌گويد: «دولت در تبعيد يك مانيفست و يك گذشته و قانون اساسی داشت. متشكل شده بود از دولت موقت و شورای حفظ امنيت و منافع ملی. بنده به عنوان ریيس شورای عالی حفظ امنيت و منافع ملی منصوب شدم و اميرحسين جهانشانی به عنوان جانشين من بود. قرار بود ما 15 نفر از اعضای جنبش جمع ياران از داخل سيستم اسم بدهيم و 15 نفر هم آن ها برای تشكيل شورای حفظ امنيت و منافع ملی اسم بياورند و دولت موقت كه زير مجموعه آن قرار می گرفت، افرادی بودند از چهره‌ های مختلف در داخل و خارج كه برای سمت‌ های مختلف در نظر گرفته شده بودند. تقريبا همه چيز تكميل شده بود و چيزی نبود الا اقدام عملی برای براندازی.»&lt;br /&gt;جهانشاهی در مصاحبه با صدای آمريكا: «وظيفه ما و موج سبز و جناب سردار و افرادی كه با او هستند و به ما وصل شده ‌اند بوجود آوردن شرايط به زانو كشيدن جمهوری اسلامی است.»&lt;br /&gt;داستان «فیلم الماسی برای فریب»، با هر هدفی از جانب حکومت اسلامی، پخش شده باشد٬ اما نشانگر یک حقیقت آشکار در مورد ماهیت ضدانسانی بخش وسیعی از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی حکومت اسلامی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به این ترتیب، رسوایی های اپوزیسیون راست یکی دو تا نیست. اساسا تشکیل دولت در تبعید و تبدیل شدن بخشی از اپوزیسیون حکومت اسلامی به ابزار دست اهداف و سیاست های دولت آمریکا٬ در رابطه با ایران، بحث تازه ای نیست. تاریخ فعالیت اپوزیسیون بورژوایی ایران، با سازمان ها و احزاب، نهادها، روزنامه نگاران و غیره اش، چیزی جز دنباله روی از سیاست های دولت های قدرت مند و یا جناح های حکومت اسلامی نبوده است. این طیف ها، سال هاست آماده شرکت در هر پروژه ارتجاعی٬ حتی به بهای ویرانی و جنگ و نابودی میلیون ها انسان در ایرانند٬ به شرطی که از سوی صحنه گردانان اصلی این پروژه ها، به بازی گرفته شوند.&lt;br /&gt;در شرایطی که یک جنبش اجتماعی فراگیر و ریشه‌ ای و تحولات انقلابی در سرتاسر جهان و منطقه و ایران در جریان است هرگونه دخالت نظامی، تنها دست آویزی است برای حکومت اسلامی تا بار دیگر با «بحرانی» و «جنگی» اعلام کردن شرایط، به سرکوب هر چه شدیدتر جنبش‌ های مردمی و فعالین سیاسی، اجتماعی، فرهنگی دست بزند. هم چنین نگاهی ساده به وضعیت و تجربه یوگسلاوی، عراق، افغانستان، لیبی، مصر، تونس و...، می ‌تواند واقعیت های تلخ و دردناک و وحشت برانگیز را برای ما آشکار سازد. از این رو، اکثریت مردم ایران، خواستار آن هستند تا سرنوشت خودشان و آینده جامعه شان را مستقیما با قدرت و اتحاد و همبستگی خویش در صحنه‌ عینی مبارزه شان تعیین کنند. آن‌ ها، هیچ نیازی به قیم و جنگ و کشتار داخلی و خارجی ندارند. بنابراین، از یک سو تمام آن جریانات و کسانی که به هر نام و جایگاهی در جهت تشدید محاصره اقتصادی ایران و حمله هوایی و موشکی و غیره ناتو و آمریکا حرکت می کنند و از سوی دیگر، با جناح اصلاح طلب و یا سبز حکومت اسلامی بده و بستان دارند هیچ ارزشی در نزد مردم ایران ندارند و در آینده نیز نخواهند داشت و باید به صراحت به آنان گفت که دشمنان مردمند!&lt;br /&gt;آلترناتیو اثباتی چپ ها و کمونیست ها و مدافعین کارگران و همه نیروهای آزادی خواه، برابری طلب و عدالت جو در مقابل آلترناتوهای رنگارنگ اپوزیسیون راست، نه دفاع از تحریم اقتصادی ایران و احتمال حمله نظامی به کشورمان، نه انتخابات آزاد در چارچوب حکومت اسلامی، نه کنگره ملی، نه دولت موقت در تبعید و غیره از بالای سر مردم و در پشت درهای بسته در بند و بست با گرایشات جنگ طلب دولت های غربی، بلکه در خارج کشور: تلاش برای جلب همبستگی بین المللی از مبارزات کارگران، دانش جویان و جوانان، نویسندگان، هنرمندان و مردم تحت ستم ایران، افشای حکومت جهل و جنایت و ترور اسلامی، افشای سیاست ها و بند و بست های اپوزیسیون راست با دولت های غربی، سازمان دهی آکسیون ها و تجمعات و سمینارهای سیاسی و اجتماعی، انتقال تجارب مبارزات و انقلابات مردم کشورهای دیگر به مردم ایران از طریق رسانه های عمومی و غیره و هم چنین در داخل کشور: تلاش در راستای سازمان یابی جنبش های اجتماعی، طرح شعارها و خواست های کوتاه مدت و درازمدت، تلاش برای آزادی همه زندانیان سیاسی و لغو همه قوانین وحشیانه شکنجه و اعدام و سنگسار و قصاص، لغو کار کودکان، لغو آپارتاید جنسی، لغو سانسور و اختناق و به رسمیت شناختن آزادی بیان، اندیشه و فعالیت متشکل و غیره و نهایتا فراهم ساختن زمینه های یک انقلاب سیاسی - اجتماعی با هدف سرنگونی کلیت حکومت اسلامی با قدرت و همبستگی مستقیم همه نیروهای انقلابی و مردمی با تاکتیک ها و استراتژی کارگری کمونیستی و تلاش برای برقراری یک جامعه آزاد، برابر، مرفه، انسانی و بدون سانسور و اختناق و بدون سلاح های اتمی و میلیتاریسم است. از این رو، ما با صدای بلند خواهان نابودی همه سلاح های کشتار جمعی در سطح بین المللی و لغو محاصره اقتصادی کشورها و حمله نظامی دولت های قدرت مند غربی و ناتو و غیره به کشورهای ضعیف تر است. سرنگونی هر حکومتی امر مستقیم مردم آن کشور است و تاریخ نشان داده است که با فشار و جنگ نمی توان امنیت و صلح و آرامش و دمکراسی و آزادی بر قرار کرد. زیرا خشونت و جنگ و ترور، خشونت و جنگ و ترور را بازتولید می کند نه دمکراسی و آزادی. مساله ای که سال هاست در عراق و افغانستان در مقابل چشمان همه ماست!&lt;br /&gt;شکی نیست که پیش شرط تحقق آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و امنیت و آسایش در جامعه ایران، در گرو سرنگونى کلیت حکومت اسلامى با قدرت مستقل مردمی است نه با جنگ آمریکا، اسرائیل، ناتو و متحدان جنگ طلب ایرانی آن ها. هرگونه دخالت خارجی در ایران، اوضاع این کشور را نیز شبیه افغانستان و عراق و لیبی خواهد کرد و برای دهه های طولانی آسایش و امنیت را از جامعه سلب خواهد کرد. از یک سو، برگزاری هرگونه نشست و بحث و به هر شکلی حق طبیعی هر افراد و سازمان هاست و از سوی دیگر، برگزاری و شرکت در کنفرانس های مخفی با حضور نمایندگان دولت ها و بند و بست و معامله با آن ها، با هدف تشکیل دولت موقت و کنگره ملی و غیره محکوم است. چرا که از بالای سر مردم و به نام مردم ایران معامله با دولت ها و تشکیل دولت در پشت درهای بسته، توهین بزرگی به مردم یک کشور 75 میلیونی است و تصمیمات سیاسی این نوع نشست ها هیچ ارزش و اعتبار سیاسی و اجتماعی پیدا نمی کنند و محکوم به شکست اند. مگر این که پروژه ها و سناریوهای سیاه و هولناک آمریکا و متحدانش در مورد ایران چه از طریق باد زدن به تفاوت های ملی و مذهبی و راه انداختن جنگ داخلی و چه بمباران ایران با حملات هوایی و موشکی هم چون تکرار سناریوهای هولناک عراق و افغانستان و لیبی در ایران است که این بخش از اپوزیسیون ما، به پیاده نظام جنگ و کشتار و ویرانی و آوارگی تبدیل خواهد شد. بنابراین، افراد و جریاناتی که در قبال جامعه ایران، ذره ای احساس مسئولیت انسانی، اجتماعی و سیاسی کند نه تنها در سمینارهایی نظیر سمینار مرکز اولاف پالمه شرکت نمی کند و ماهیت چنین سمینارهایی را نیز برای افکار عمومی افشا می کند، بلکه مهم تر از همه به صف آن نیروهایی می پیوندد که آگاهانه و سرافرازانه و با خلوص نیت و صداقت برای سرنگونی کلیت حکومت اسلامی در راه برقراری آزادی و برابری و عدالت از جان و زندگی خود نیز مایه می گذارند.&lt;br /&gt;پنج شنبه بیستم بهمن 1390 - نهم فوریه 2012 &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-1411821968042718766?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/1411821968042718766/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=1411821968042718766' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/1411821968042718766'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/1411821968042718766'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_11.html' title='نقش اولاف پالمه سنتر در اپوزیسیون سازی برای آینده ایران چیست؟!'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-34543352982357125</id><published>2012-02-10T03:46:00.000-08:00</published><updated>2012-02-10T03:59:10.557-08:00</updated><title type='text'>قطر نیز به جمع کشورهای صادر کنندۀ «دمکراسی» و مدافع «حقوق بشر» پیوست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;قطر نیز به جمع کشورهای صادر کنندۀ «دمکراسی» و مدافع «حقوق بشر» پیوست&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;باز انتشار&lt;br /&gt;ا. م. شیری&lt;br /&gt;&lt;a href="http://eb1384.wordpress.com/2012/02/09/"&gt;http://eb1384.wordpress.com/2012/02/09/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;۲۰ بهمن ۱۳۹۰&lt;br /&gt;مقدمه ای بر انتشار مجدد&lt;br /&gt;مقاله «قطر نیز به جمع کشورهای صادر کنندۀ «دمکراسی» و مدافع «حقوق بشر» پیوست»، قریب ده ما پیش، در گرماگرم حمله استعمار جهانی به لیبی منتشر گردید. روند حوادث جهانی در طول مدت زمان گذشته بوضوح ثابت کرد که اتئلاف بهیمی امپریالیسم و نوچه های ریز و درشت آن امروز دیگر هستی بشر در روی کره زمین را با خطر جدی مواجه ساخته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقابله چین و روسیه در شورای باصطلاح «امنیت» سازمان ملل «متحد» با تلاشهای رذیلانه ائتلاف امپریالیستی برای در هم کوبیدن سوریه، باعث گردید تا تروریسم بین المللی، علاوه بر محلل های منطقه ای خود مثل قطر، کویت، بحرین و عربستان سعودی، دولت تاریخا ارتجاعی ترکیه را وارد عمل سازد. دولتهای ترکیه که در جنگهای جهانی اول، دوم و دهشتناک تراز آن دو جنگ، در جنگ جهان ویران کن «سرد» در کنار ارتجاعی ترین محافل امپریالیستی و فاشیسم جهانی وارد جنگ گردید، بگزارش خبرگزاریها، این بار نیز تصمیم گرفته است در کنار شیخک نشینهای قطر، عربستان سعودی، کویت، بحرین، امارات متحده عربی و گروههای تروریستی امپریالیستی وارد جنگ برعلیه جمهوری سوریه شود که پیامدهای فاجعه بار آن از هم اکنون قابل پیش بینی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وارد شدن دولت ارتجاعی و دست نشانده ترکیه در این جنگ، در عین حال این باور را تقویت می کند که همچنانکه پیامد اتحاد این کشور با آلمان در دو جنگ جهانی موجب شکست و رسوایی در هر دوی آنها و تلاشی امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول و تبدیل ترکیه به حیاط خلوت امپریالیستهای آمریکا و اروپا در جنگ جهانی دوم گردید، این بار نیز قطعا با شکست و تجزیه ترکیه پایان خواهد یافت. رسوایی دیگر باره و تجزیه ترکیه، همواره در صدر برنامه های صهیونیسم بین المللی قرار داشته و این برنامه امروز بواسطه دولت این کشور، تحت سرپرستی رجب طیب اردوغان، یک گرجستان الاصل به اجرا در می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قطر نیز به جمع کشورهای صادر کنندۀ «دمکراسی» و مدافع «حقوق بشر» پیوست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دور از انتظار نبود که ظهور مجدد جنبشهای رهائی بخش ملی در قرن بیست و یکم و مشارکت همگانی مردم مستعمرات در مبارزه علیه امپریالیسم و رژیمهای وابسته به آن، باعث شدت گیری یورشهای صلیبی استیلاگران بین المللی بشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همزمان با اوجگیری جنبشهای آزادیبخش ملی از آغاز سال جدید میلادی، ارتجاع امپریالیستی نیز تهاجم گسترده ای را برای تحکیم جای پای خود در مستعمرات سنتی و مستعمره سازی کشورهای «نامطلوب» آغاز کرد. تا کنون دو کشور آفریقایی لیبی و ساحل عاج قربانی تاخت و تاز امپریالیسم جهانی شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساحل عاج، بزرگترین کشور تولید کننده کاکائو در جهان، در پی چهار ماه کشمکش بین لوران گباگبو، حامل تمایلات ضداستعماری مردم این کشور و آلاسان واتارا، نماینده صندوق بین المللی پول و دست آموز فرانسه، در اثر تهاجم نظامی فرانسه و کلاه آبی های سازمان ملل متحد که با تخطی از حق بیطرفی خود، در نقش ارتش مداخله گر وارد معادله شدند، با اینکه به سقوط رژیم مخالف استعمار غرب انجامید ولی، مناقشات هنوز ادامه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در لیبی نیز جنگ داخلی و تجاوز نظامی هنوز ادامه دارد. مردم لیبی در زیر آتش سه طرف؛ نیروهای وابسته به رژیم سرهنگ قذافی، بمبارانهای جنون آمیز ماشین جنگی امپریالیسم و تروریستهای مسلح وابسته به آن، گروه- گروه کشته می شوند. شهرها ویران و از سکنه خالی می گردند؛ میلیونها انسان از جمله یک میلیون کارگر خارجی از کار بیکار شده و از کشور فرار کرده اند. لیبی امروز به تمام معنی با فاجعه انسانی مواجه شده است. با این همه، انتظار نمی رود مسئله که بر که به این زودیها در این کشور حل شود. زیرا، از یک سو، نیروهای مهین پرست بشدت در مقابل تروریسم دولتی استعمار غرب و تروریسم داخلی مقاومت می کنند و از دیگر سوی، دولتهای امپریالیستی با توجه به بحران اقتصادی- مالی سنگین سرمایه داری و کسری بودجه ها و بدهی نجومی خود، نمی توانند هزینه یورشهای صلیبی طولانی مدت را تحمل کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امپریالیسم جهانی برای مداخله نظامی از پیش برنامه ریزی شده در لیبی، هر بار بهانه تازه و جعلیات تازه تری می تراشد. ابتدا با پخش اخبار از بیخ و بن کذب، پیرامون بمباران شهرها توسط نیروی هوایی لیبی، استفاده قذافی از «مزدوران آفریقای» در سرکوب مردم و سپس با مشاطه گری اتحادیه ارتجاعی عربی، از شورای امنیت سازمان ملل مجوز پرواز ممنوع در آسمان لیبی را گرفت و بلافاصله، بمباران «بشردوستانه» مردم و شهرهای این کشور را آغاز کرد. در روزهای اخیر نیز با هدف توجه کشتار وسیع مردم غیرنظامی و ویرانیهای عظیم در اثر بمبارانهای دیوانه وار ماشین جنگی استعمار، خبر «استفاده قذافی از سپر انسانی» را جعل کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هر دو کشور نامبرده، دولتهای استیلاگر راه کار آزموده شده در تجزیه اتحاد شوروی و یوگسلاوی را برای در هم شکستن توان نیروهای مقاومت ملی بکار بستند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ــ ایجاد مناقشه داخلی برای بر هم زدن ثبات و امنیت در کشور؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ــ بسیج، سازماندهی، آموزش و تسلیح گروههای خرابکاری و تروریستی در داخل کشور.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم اکنون از این متد در کشورهای دیگر، در وهله اول، در دو کشور سوریه و جمهوری سوسیالیستی بلاروس نیز استفاده می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جمهوری سوریه، اعتراضات به حاکمیت خاندان اسد درست مثل لیبی با تیراندازی باندهای تروریستی و تک تیراندازان به سوی معترضان آغاز شد و بگزارش رسانه های غربی تا کنون بیش از ٢٠٠ نفر کشته شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمهوری سوسیالیستی بلاروس، بعنوان با ثبات ترین و امن ترین کشور جهان، کشوری کاملا عاری از معضلات بیکاری و بی مسکنی، فقر و گرسنگی و گرانی سیستماتیک ناشی از سلطه سیستم «بازار آزاد»، پس از آنکه در طول سالهای بعد از تخریب نظام سوسیالیستی بلوک شرق بر خلاف دیگر جمهوریهای اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی به زیر یوغ استعمار غرب گردن ننهاد، دائماًَ آماج حملات ارتجاع امپریالیستی بوده. ترفندهای مختلف امپریالیسم غرب برای بر هم زدن ثبات و امنیت این کشور و بزانو در آوردن آن، بارها با شکست مواجه شده و صدور دمکراسی از نوع یوگسلاوی و یا افغانی و عراقی به این کشورممکن نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علیرغم ناکامیهای پیاپی استعمار امپریالیستی در جمهوری سوسیالیستی بلاروس، امپریالیسم غرب باز هم متد شناخته شده خود را برای بر هم زدن امنیت این کشور بکار گرفت. بگزارش خبرگزاریهای مختلف، روز ١١ آوریل ٢٠١١، انفجار هدایت شونده مهیبی در توقفگاه «اکتبر» متروی پایتخت این جمهوری روی داد. در اثر این انفجار ١٢ نفر کشته و بیش از ١٦٠ نفر زخمی گردیدند که حال ٣٠ نفر از آنان وخیم گزارش شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دولت بلاروس بلافاصله کشورهای خارجی را مسئول این حادثه خواند. این در حالی است که «دو هفته قبل از این حادثه تروریستی، ٢٩ مارس، آژانس خبری «رگنوم» (Regnum) نزدیک به شورای امنیت فدرال روسیه نیز بدون اینکه بتواند شادمانی خود را پنهان کند، به خوانندگان نوید می دهد که: غرب سرنوشت قذافی را برای لوکاشنکو آماده می کند و در ادامه آن با اظهار نظر دور و دراز در این مورد که رئیس جمهور بلاروس نباید به این خیال باشد و بیاندیشد که غرب پیروزی او در ١٩ دسامبر سال گذشته را خواهد بخشید، تحلیلگران ”امنیتی“ پیشاپیش هدف را کاملا نشان دادند...» (معمای مینسک، الکساندر فرلوف، ١٣/٤/٢٠١١, www.sovross.ru).&lt;br /&gt;هر کسی که کمترین آشنائی را با اسلوب کار راهزنان بین المللی داشته باشد، می داند که انفجارات انتحاری و هدایت شونده از راه دور، یکی از شناخته شده ترین متدهای امپریالیسم جهانی و در رأس آن، سازمان امنیت دولت آمریکاست که بمنظور بر هم زدن آرامش کشورها و فراهم ساختن زمینه «صدور دمکراسی» به آنها روی می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گذشت زمان، افشای جعلیات و بهانه های کذایی اشغالگریها و جنگهای استعماری امپریالیسم جهانی در کشورهای مختلف، از جمله در یوگسلاوی، افغانستان، عراق، پاکستان، لیبی، بحرین و ساحل عاج، ماهیت فاشیستی- تروریستی امپریالیسم جهانی و مداخلات استیلاگرانه آن را چنان آشکار ساخته است که دیگر هر انسان اندیشمند و خردورزی بدون اینکه منتظر افشای اسناد حوادث بماند، می تواند منبع و سر چشمه حوادث امروزی سوریه و بلاروس را تشخیص دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتظار می رفت واقعیت حوادث استیلاگرانه و خونین حداقل دو دهه اخیر، وازدگان و متعصبان سیاسی را که با تکرار طوطی&amp;shy;وار یاوه های کارگزاران سیاسی امپریالیسم جهانی و ماشین تبلیغاتی خصم قسم خورده بشریت جهان در مورد «دموکراسی» و «حقوق بشر»، یورش صلیبی استعمارامپریالیستی به لیبی و دیگر کشورها را توجیه و تفسیر می نمایند، بر سر عقل آورد. اما آنها همچنان سعی می کنند باتکاء نظریات تقلبی، دموکراسی و حقوق بشر را یک امر فراطبقاتی تعریف کرده، اشغال و ویران کردن کشورها، بمبارانها و کشتار « بشردوستانه» مردم بیدفاع آنها را جزء حقوق خدشه ناپذیر ارتجاع امپریالیستی بخوانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در زندگی اجتماعی هر از گاهی چنان حوادث تکان دهنده ای روی می دهد که بیش از هر سند و صدها تحلیل و توضیح مستدل در بیدار شدن بخش اعظم انسانهای نیمه بیدار و یا حتی خفته تأثیر می گذارند. یکی از تکان دهنده ترین حوادث روزهای اخیر، خبر مربوط به پیوستن ارتجاعی ترین و پس افتاده ترین دولتهای جهان، از جمله عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی به جمع «کشورهای صادر کننده دمکراسی و مدافع حقوق بشر» است. جای بسی امیدواریست همآوایی، همیاری و همکاری فعال این کشورهای مفلوک تا اعماق وجود استعمارزده با دولتهای استعمارگر غرب در سرکوب خونین جنبشهای رهایی بخش منطقه و لشکرکشی به بحرین و همچنین، مشارکت فعال آنها، بخصوص قطر در تسلیح و تأمین مالی شورشیان لیبی و بمباران «بشردوستانه» شهرهای آن، چشم همه آن انسانها و تشکلهای به اصطلاح سیاسی را که هنوز جنگهای استعماری و یورشهای صلیبی را جزء حقوق مسلم دول امپریالیستی غرب می خوانند، باز کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اضافه بر این، در زیر ترجمه سه خبر دیگر در مورد حوادث لیبی را نیز تقدیم می کنم. باشد که نیروی متحد همه آزادیخواهان، جویندگان عدالت و جستجوگران حقیقت در جهان بتواند از ادامه یورشهای صلیبی ارتجاع امپریالیستی و تکرار فجایع هولناک کشورهای اشغالی، از جمله لیبی و ساحل عاج در سوریه و جمهوری سوسیالیستی بلاروس جلوگیر نماید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲٦ فروردين ۱٣۹۰&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سه خبر در باره حوادث لیبی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایگاه اینترنتی «جنگ و صلح» (www.warandpeace.ru) به نقل از تلویزیون خبری «ار بی سی»(RBC) و خبرگزاری «ریا نووستی»(RIA Novosti) می نویسد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شورشیان لیبی به «القاعده» اسلحه می فروشند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(دوم آوریل ٢٠١١)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تروریسم: واقعیتها و نیروی محرک آن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه الجزایری «اکسپرس سون» با استناد به مقامات نظامی الجزایر، در شماره روز شنبه خود می نویسد: شورشیان لیبی اسلحه و تجهیزات غارتی از انبارها ارتش را به گروههای جنگجوی القاعده در کشور اسلامی مغرب می فروشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنوشته این روزنامه، این گروه تروریستی توانسته است به تسلیحات سنگین، و همچنین موشکهای ضدهوایی نیز دست یابد. طبق اطلاعات این منبع خبری، «القاعده» در کشور مغرب تجهیزات و تسلیحات جنگی را با پولهایی که به ازای رها کردن مقامات گروگان گرفته شده بدست می آورد، خریداری می کند. این روزنامه می نویسد اگر کشورهای غربی تصمیم به تسلیح شورشیان لیبی بگیرند، احتمال دارد این سلاحها هم بدست تروریستها بیافتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همین روز نامه در ادامه می نویسد: در حال حاضر، «القاعده» سعی می کند جنگجویان را در اراضی این کشور اجیر کرده و آنها را برای جنگ برعلیه معمر قذافی، رهبر رژیم لیبی آماده نماید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این روز نامه ادامه می دهد: این ساده لوحی خواهد بود هر گاه تصور شود که «القاعده» عملیات خود را به لیبی محدود خواهد کرد. در همین رابطه، الجزایر تصمیم گرفت حفاظت از مرزهای مشترک خود با لیبی را که در حدود ٩٦٠ کیلومتر می باشد، تقویت کند. پنج گردان ارتش و هفت هزار ژاندارم به نواحی مرزی اعزام کرده است. بالگردها (هلی کوپترها) نیز از هوا مرزها را کنترل می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شعبه «القاعده» در کشور مغرب یکی از خطرناکترین سازمانهای افراطی در منطقه محسوب می شود و در عملیات گستاخانه و بغایت خشن بسیاری، از جمله در ربودن و کشتن خارجیان دست داشته است. تروریستها در مناطق کم جمعیت صحرائی در نزدیکی مرز الجزایر، مال و نیجریه، و همچنین لیبی مخفی می شوند. معمولا برای گریز از تعقیب، آنها در کشورهای همسایه جمع می شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(ریا نووستی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«القاعده» انبارهای ارتش لیبی را تاراج می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(پنجم آوریل ٢٠١١)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کانال تلویزیونی العربیه با استناد به مقامات عالیرتبه الجزایر گزارش داد: شاخه شمال آفریقای «القاعده» (القاعده در مغرب اسلامی)، از ناآرمیهای لیبی برای غارت اسلحه از انبارهای این کشور استفاده می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بگفته آن، شبه نظامیان تندرو این گروهبندی موفق شدند مجموعه ای از موشک انداز آر پی جی- ٧، مسلسلها و تفنگهای کالاشنیکوف(Calashnikov) و همچنین موشک اندازهای ضدهوایی نفری بدست بیاورند. اکثریت این تسلیحات، ساخت اتحاد شوروی می باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بگفته مصاحب کانال تلویزیونی، سلاحهای لیبی با هشت دستگاه اتوموبیل باری تویوتا از خاک چاد و نیجریه به مالی حمل شده اند. «القاعده» سلاحها را در آنجا انبار می کند. بسخنان این منبع، صحبت نه بر سر یک بار دزدی سلاح و انتقال آنها به مالی، بلکه بر سر چندین کاروان القاعده از لیبی می رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مارک تونر، نماینده رسمی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد، که واشینگتن از افتادن سلاحهای لیبی بدست القاعده نگران است. تونر اضافه کرد که، دولت آمریکا با نمایندگان شورشیان مخالف رژیم معمر قذافی در لیبی وارد مذاکره شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اطلاعات مبنی بر اینکه القاعده تسلیحات متعلق به ارتش لیبی را بدست آورده است، از آغاز عملیات جنگی در این کشور در دست بوده است. خبر آنها ابتدا از زبان مقامات رسمی شنیده شد. اندریس دبی، رئیس جمهور چاد ٢۵ مارس اعلام کرد که جنگجویان «القاعده» سلاحها را از انبارهای اسلحه شورشیان مسلح مخالف رژیم کنونی لیبی دزدیده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرهای منتشره در این باره حاکی از آنست که برخی کشورهای غربی (از جمله بریتانیا و فرانسه) همچنان بر سر مسئله تسلیح مخالفان قذافی که بگفته پنتاگون جنگجویان «القاعده» هم در میان آنها هستند، مذاکره می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(ار بی سی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چاد برای دفع خطر مخالفان لیبی از ناتو کمک خواست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(چهارم آوریل ٢٠١١)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آفریقا بعنوان ذخایر هیچ کس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چاد برای دفاع از اتباع خود در مناطق تحت کنترل شورشیان از نیروهای ائتلاف کمک خواست. بگزارش کانال تلویریونی الجزیره قطر، دولت این کشور از کشتارهای جمعی خبر می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بطوریکه کالزبه دبه، سخنگوی دولت چاد اظهار داشت، از زمان شروع عملیات نظامی، دهها نفر غیرنظامی بدست شورشیان لیبی کشته شده اند. این احتمال که همه اتباع چاد ممکن است مزدوران معمر قذافی باشند، سبب این کشتارها بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دولت چاد خاطرنشان می سازد بعضی از اتباع این کشور را که از سوی شورشیان مسلح دستگیر شده اند، در کانالهای تلویزیونی بعنوان اسیر از میان مزدوران قذافی معرفی کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مخالفان از همان اول سعی کردند جامعه جهانی را مطمئن سازد که این مردم لیبی نیست که بطرفداری از قذافی می جنگد، بلکه مزدورانی از دیگر کشورها هستند که به ازای پرداخت پول بیشتر، مردم عادی را می کشند. ناظران غربی نیز در این باره خاطرنشان می سازند که سخن بر سر مزدوران خارجی نبوده، بلکه بر سر مهاجران آفریقایی می باشد که از سالهای زیادی پیش در جستجوی زندگی بهتر در لیبی ساکن شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(ار بی سی)&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-34543352982357125?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/34543352982357125/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=34543352982357125' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/34543352982357125'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/34543352982357125'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_10.html' title='قطر نیز به جمع کشورهای صادر کنندۀ «دمکراسی» و مدافع «حقوق بشر» پیوست'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-5228003099927176535</id><published>2012-02-09T02:18:00.000-08:00</published><updated>2012-02-09T02:38:47.942-08:00</updated><title type='text'>?Chomsky: is Iran a threat</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&amp;amp;v=1pH8gCEZ4Ds" target="_blank"&gt;Chomsky: is Iran a threat?&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/" target="_blank"&gt;http://www.youtube.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;Excerpt from Professor Noam Chomsky's UCL Rickman Godlee Lecture 2011 -- Contours of global order: Domination, stability, security in a changing world Furthe...&lt;br /&gt;http://www.youtube.com/watch?v=1pH8gCEZ4Ds&amp;amp;feature=player_embedded#t=331s &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-5228003099927176535?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/5228003099927176535/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=5228003099927176535' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/5228003099927176535'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/5228003099927176535'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/chomsky-is-iran-threat.html' title='?Chomsky: is Iran a threat'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-8621088266593108304</id><published>2012-02-09T01:58:00.001-08:00</published><updated>2012-02-09T02:03:43.305-08:00</updated><title type='text'>ایرانی های خود فروخته را بشناسید</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-8VpqbbE5--M/TzOZInn6taI/AAAAAAAAAnM/S4kGs3xoZDs/s1600/sazegara.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; FLOAT: left; HEIGHT: 332px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5707073526162961826" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/-8VpqbbE5--M/TzOZInn6taI/AAAAAAAAAnM/S4kGs3xoZDs/s400/sazegara.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;ایرانی های خود فروخته را بشناسید&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;از راست به چپ، نفر دوم محسن سازگارا در کنار جورج بوش و نفر چهارم، منوچهر محمدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سازگارا در پاسخ به یکی از معترضان به وی که پرسیده بود عکس خود با دیکتاتور سابق آمریکا (جورج بوش ) را چگونه توجیه می کنید و به نظر میرسد شما از جنبش برای رسیدن به اهداف شخصی خود استفاده می کنید گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جرج بوش برای جمع آوری آرشیو فعالان دموکراسی کمک خواهم کرد! &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-8621088266593108304?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/8621088266593108304/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=8621088266593108304' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/8621088266593108304'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/8621088266593108304'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_09.html' title='ایرانی های خود فروخته را بشناسید'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-8VpqbbE5--M/TzOZInn6taI/AAAAAAAAAnM/S4kGs3xoZDs/s72-c/sazegara.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-2688141321084466101</id><published>2012-02-08T02:35:00.000-08:00</published><updated>2012-02-08T02:47:07.401-08:00</updated><title type='text'>گزارشی کوتاه از تظاهرات  4 فوریه در آمریکا و کانادا</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-f3ns_Zs6PzU/TzJRDv-57nI/AAAAAAAAAnA/PADdiVzXMLM/s1600/kanada3.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 400px; FLOAT: right; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5706712802693607026" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/-f3ns_Zs6PzU/TzJRDv-57nI/AAAAAAAAAnA/PADdiVzXMLM/s400/kanada3.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/--QHsiz2FdVo/TzJQ4fCJq-I/AAAAAAAAAm0/aPG5Sqycs7k/s1600/kanada2.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; FLOAT: left; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5706712609165257698" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/--QHsiz2FdVo/TzJQ4fCJq-I/AAAAAAAAAm0/aPG5Sqycs7k/s400/kanada2.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-kkQ6UJVhxzM/TzJQvpRMraI/AAAAAAAAAmo/JcHRQNC4hp0/s1600/kanada1.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 370px; FLOAT: right; HEIGHT: 270px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5706712457293901218" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/-kkQ6UJVhxzM/TzJQvpRMraI/AAAAAAAAAmo/JcHRQNC4hp0/s400/kanada1.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;گزارشی کوتاه از تظاهرات 4 فوریه در آمریکا و کانادا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علیه تحریم اقتصادی و علیه تجاوز نظامی و علیه عملیات تروریستی در ایران&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;روز شنبه 4 فوریه 2012 تظاهرات سراسری در بیش از 60 شهر آمریکا و کانادا با موفقیت برگزار شد.&lt;br /&gt;علیرغم مدت کوتاه برای برای بسیج نیرو و بایکوت مطلق خبررسانی توسط رسانه های رسمی ، هزاران نفر از ملیت های مختلف به خیابانها آمدند و اعتراض خود را بر علیه جنگ افروزی دولتهای اوباما و نتانیاهو ابراز داشتند. حمعیت شرکت کننده در تظاهرات در شهرهای لوس آنجلس و سانفرانسیسکو و نیویورک بیشتر از شهر های دیگر بود. در هرکدام از این شهرها حداقل 500 نفر بطور مداوم فریاد میزدند " ما جنگ نمیخواهیم" ،"دستها از ایران و سوریه کوتاه "، "ترور دانشمندان در ایران و خاورمیانه را متوقف کنید" و "ایران شغل مرا ندزدیده ، بانکداران دزدیده اند" و .....&lt;br /&gt;فعالین حزب کار ایران (توفان) در آمریکا و کانادا در شهرهای نزدیک به محل سکونت خود فعالانه در تظاهرات شرکت کردند. یکی از رفقا ضمن سخنرانی بر علیه تحریم و جنگ افروزی علیه ایران و افشای سیاستها و تبلیغات دروغین امپریالیستها و صهیونیستها ، از جمعیت شرکت کننده برای ابراز همبستگی با مردم ایران و خاورمیانه تشکر نمودند و بر روی تقویت این همبستگی تاکید کردند.&lt;br /&gt;تعدادی از تظاهرکنندگان در مورد شرایط سیاسی و اقتصادی ایران از فعالین حزب سوال نمودند و رفقا صبورانه به آنها پاسخ دادند. رفقا به تظاهر کنندگان گفتند که رژیم جمهوری اسلامی رژیمی جنایتکار و مافیائی است که باید سرنگون شود ولی این سرنگونی باید بدست مردم ایران صورت گیرد و نه امپریالیستها که تنها و تنها منافع غارتگرانه خویش را در نظر داشته و به هدف مستعمره کردن کشورها به آنها تجاوز میکنند. ما توضیح دادیم که آمپریالیست ها هرگز خواهان آزادی و دمکراسی و حقوق بشر نبوده و نخواهند بود. نمونه های عراق و لیبی و افغانستان در پیش روی ما هستند که نشان میدهند نیروهای تجاوزگر به چه جنایتهای ضد بشری دست زده اند. چندین تظاهرکننده جوان علاقمند به ادامه بحث ها بودند که رفقای ما مشتاقانه به آن پاسخ مثبت دادند.&lt;br /&gt;در بعضی از شهرها تظاهرات برای جند ساعت ادامه داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعالین حزب کار ایران (توفان) در آمریکا و کانادا&lt;br /&gt;5 فوریه 2012&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-2688141321084466101?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/2688141321084466101/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=2688141321084466101' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/2688141321084466101'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/2688141321084466101'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/4.html' title='گزارشی کوتاه از تظاهرات  4 فوریه در آمریکا و کانادا'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-f3ns_Zs6PzU/TzJRDv-57nI/AAAAAAAAAnA/PADdiVzXMLM/s72-c/kanada3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-6152557503484414833</id><published>2012-02-06T01:48:00.000-08:00</published><updated>2012-02-06T01:49:46.088-08:00</updated><title type='text'>اسرائیل قصد دارد بهار آینده به ایران حمله کند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;ارسال توسط گاهنامۀ هنر و مبارزه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2012/2/5 ebrahim shiri &lt;ibi-shi@mail.ru&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;اسرائیل قصد دارد بهار آینده به ایران حمله کند&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;نقل از:&lt;br /&gt;http://www.sovross.ru/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;№ 11 (13664) 4 февраля 2012 года&lt;br /&gt;برگردان و تفسیر: ا. م. شیری&lt;br /&gt;http://eb1384.wordpress.com/2012/02/05/&lt;br /&gt;۱۶ بهمن ۱۳۹۰&lt;br /&gt;بگزارش روزنامه آمریکایی واشینگتن پست، لئون پانتا، وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد که اسرائیل بهار یا تابستان آینده مراکز هسته ای ایران را مورد حمله موشکی قرار خواهد داد. رئیس پنتاگون پیشتر گفته بود که واشینگتن برای حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران آماده است. با این حال، در ارتباط با توسل به زور به اسرائیل هشدار داد.&lt;br /&gt;پانتا تأکید کرد که اسرائیل احتمال حمله به ایران را در ماههای آوریل، مه یا ژوئن سال جاری، یعنی، قبل از آنکه ایران به ساختن بمب اتمی موفق شود، بررسی می کند. این وزیر معتقد است که باید با در هم کوبیدن تأسیسات استراتژیک، برنامه هسته ای نظامی ایران را متوقف ساخت.&lt;br /&gt;بگزارش این روزنامه، اسرائیل در رابطه با این مسئله، رأسآًَ تصمیم می گیرد. هر چند دولت اسرائیل معتقد است که تنها ایالات متحده آمریکا از چنین قدرت نظامی برخوردار است، با این حال، نمی خواهد سرنوشت خود را به تصمیمات آمریکا وابسته سازد. نارضایتی بنیامین ناتان یاهو، نخست وزیر اسرائیل از آن است که اطلاعات نظامی امریکا با سرعت کافی عمل نمی کند. به گفته او، در پناهگاههای زیر زمینی ایران آنقدر اورانیوم غنی شده نگهداری می شود که این کشور می تواند در کوتاه ترین زمان سلاح اتمی خود را بسازد.&lt;br /&gt;بگزارش تلویزیون خبر روسیه، ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل از احتمال حمله نظامی به ایران دیروز خبر داد. بگفته او، در صورتی که اگر تحریمهای اقتصادی غرب علیه تهران نتیجه دلخواه ندهد، این اقدام عملی خواهد شد. این مقام اسرائیلی خاطرنشان ساخت که حمله پیشگیرانه بسیار ساده تر از مقابله با ایران دارای سلاح هسته ای می باشد.&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;تفسیر خبر&lt;br /&gt;سلطه سرمایه مالی(کازینویی) بر سرمایه صنعتی (تولیدی) باعث رشد همه جانبه اقتصادی انگلی در جهان گردید و پیآمد طبیعی آن، گسترش طولی، عرضی و عمقی بحران ساختاری سرمایه داری بود که موجب شد سیاستگزاران کشورهای امپریالیستی نتوانند برای خروج از این بحران به هیچ راهی دیگری جز جنگ بیاندیشند. زیرا در غیر این صورت، یا باید پرچم سفید برافرازند و تسلیم شوند که این با ماهیت آنها بیگانه است و یا باید آتش جنگ همه بر علیه همه، جنگی را که بتواند از فاز منطقه ای و محدود خارج و ابعاد جهانی بخود بگیرد، برافروزند. در همین ارتباط بود که باراک اوباما، رئیس جمهور «دمکرات» آمریکا در دیدار ۱۱ ماه مه ۲۰۱۱ در پارلمان انگلیس گفت: «دوران رهبری ما فرارسیده. ما- ایالات متحده آمریکا، بریتانیای کبیر و متحدان دمکرات ما، جهانی را می سازیم که در آن یک ملت جدید می تواند شکل بگیرد». و تمام شواهد و فاکتها هم بروشنی حکایت از آن می کنند که امپریالیسم جهانی بمنظور تجزیه و تقسیم کشورها، در نوبت آتی، ایران، سوریه و روسیه و تسلط سیاسی، نظامی، اقتصادی بر اجزاء آنها، راه دوم را برگزیده است. چرا که نه کودتای نظامی سال گذشته در مصر و تلاشهای بعدی برای بقدرت رساند اخوان المسلین در آن، نه بمباران جنون آمیز و اشغال لیبی و کشتار مردم و غصب ثروتها و نقدینه های این کشور در بانکهای امپریالیستی و نه توطئه به قدرت رساندن جریانهای اسلامی دست ساز غرب از نوع حزب اسلامی «عدالت و توسعه» ترکیه در تونس و برخی کشورهای دیگر از جمله یمن، سوریه و غیره، کمترین کمکی به خروج نظام انگلی سرمایه داری از بن بست بحران عمیق یابنده نکرد.&lt;br /&gt;اینک جهان عملا به دو اردوگاه متخاصم تقسیم شده است. در یک سو، اردوی جنگ و تجاوز و تروریسم دولتی کشورهای امپریالیستی و در سوی دیگر، اردوی صلح و دفاع از استقلال، آزادی و تمامیت کشورها در مقابل هم قرار گرفته است. امپریالیسم آمریکا، اتحادیه امپریالیستی اروپا باضافه ترکیه و ماشین جنگی تروریستی آنها، ناتو و همچنین، کشورکهای امیرنشین حوزه خلیج، عربستان و بسیاری دیگر از تیولهای خصوصی امپریالیسم جهانی در مقابل بقیه جهان صف آرایی کرده اند. البته، این تقسیمبندی بمعنی از نادیده گرفتن اسرائیل و یا قرار دادن آن در جبهه دوم نیست. زیرا، کشور نامیدن اسرائیل، حداقل به این دلیل ساده که فاقد مرزهای شناخته شده و علامت گذاری شده بین المللی می باشد، مغایر و متضاد با موازین، معیارها و مقررات پذیرفته شده بین المللی می باشد. بنابر این، از اسرائیل می توان بعنوان بزرگترین پایگاه نظامی امپریالیسم جهانی، ستاد فرماندهی جنگهای اشغالگرانه و مرکز تدوین ایدئولوژی آن نام برد. با این وضع، بعید هم نیست اتش جنگ جهانسوز جدید با حمله از همین پایگاه آمریکا به ایران شعله ور شود.&lt;br /&gt;در چنین شرایط جهانی، که گسل بین دو اردوگاه متخاصم هر روز بیش از روز دهان باز می کند و عمق می یابد، امروز، پیروان همه جریان فکری و نظری، تمام احزاب و سازمانها، شخصیتها و فعالین سیاسی، اجتماعی، علمی، فرهنگی و غیره، باید موضع خود را بطور صریح و شفاف اعلام نموده و جایگاه خود را در یکی از این دو جبهه جهانی، در اینکه در جبهه جنگ و تجاوز و تروریسم دولتی امپریالیسم غرب قرار می گیرند و یا در جبهه نیروهای صلحدوست و دفاع از استقلال، آزادی و تمامیت کشورها، مشخص نمایند و گرنه، فردا خیلی دیر خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-6152557503484414833?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/6152557503484414833/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=6152557503484414833' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6152557503484414833'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6152557503484414833'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_06.html' title='اسرائیل قصد دارد بهار آینده به ایران حمله کند'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-7441462152155184955</id><published>2012-02-05T01:58:00.000-08:00</published><updated>2012-02-06T04:07:28.128-08:00</updated><title type='text'>ایران، جمهوری اسلامی نیست، ایران وطن ماست</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-d4XQTmOR4pg/Ty_A8Ip0twI/AAAAAAAAAmc/tWu6YUoZBEM/s1600/P1000410.JPG"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-HIJPYSqTP48/Ty_AsMGOhlI/AAAAAAAAAmQ/3uZjXpe1Aus/s1600/P1000410.JPG"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; FLOAT: left; HEIGHT: 400px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5705991118295828050" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/-HIJPYSqTP48/Ty_AsMGOhlI/AAAAAAAAAmQ/3uZjXpe1Aus/s400/P1000410.JPG" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-fbeu28qxojA/Ty_AZL-YWKI/AAAAAAAAAmE/7D9NGLhfiCc/s1600/030.JPG"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 400px; FLOAT: right; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5705990791845402786" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/-fbeu28qxojA/Ty_AZL-YWKI/AAAAAAAAAmE/7D9NGLhfiCc/s400/030.JPG" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-Ow9oQapRa6I/Ty-_3nz2JmI/AAAAAAAAAl4/U0BQ1HC_VGQ/s1600/027.JPG"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; FLOAT: left; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5705990215201859170" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/-Ow9oQapRa6I/Ty-_3nz2JmI/AAAAAAAAAl4/U0BQ1HC_VGQ/s400/027.JPG" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-V4gnrmiOXpM/Ty-_ntOIoGI/AAAAAAAAAls/3vgVnumj1jk/s1600/026.JPG"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 400px; FLOAT: right; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5705989941776392290" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/-V4gnrmiOXpM/Ty-_ntOIoGI/AAAAAAAAAls/3vgVnumj1jk/s400/026.JPG" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-sYdtjqZsRSQ/Ty-_RO88dDI/AAAAAAAAAlg/uFt4UmE8tCo/s1600/022.JPG"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; FLOAT: left; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5705989555694105650" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/-sYdtjqZsRSQ/Ty-_RO88dDI/AAAAAAAAAlg/uFt4UmE8tCo/s400/022.JPG" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;ایران، جمهوری اسلامی نیست، ایران وطن ماست&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;امروز شنبه 04/02/2012 در ساعت یک بعد از ظهر، در شهر مونیخ آلمان در میدان اشتاخوس، در اعتراض به جنگ طلبی و جنگ افروزی امپریالیستها، در اعتراض به تجاوز ناتو به سرکردگی امپریالیست آمریکا به عراق، افغانستان و لیبی، در اعتراض به تهدیدات جنگ طلبانه و سبعانه آدمخواران و توسعه طلبان جهانی بر ضد سوریه و ایران، در اعتراض به فروش تسلیحات به ممالک ضد دموکرات و ارتجاعی و اشغالگر نظیر اسرائیل، ترکیه، امارات متحده عربی و عربستان سعودی چندین هزاران نفر با پرچمهای حمایت از زحمتکشان و خلقهای جهان، در حمایت از صلح و امنیت در جهان، در مخالفت با گسترش مستمر تسلیحات اتمی توسط امضاء کنندگان پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی، توسط این صاحبان سلاحهای اتمی، به خیابانها سرازیر شدند. این نمایش چند هزار نفره، که در سرمای 16 درجه زیر صفر برگذار می شد، اعتراض مستقیمی بود، به سرکردگان استیلاگر و غارتگران جهان، که در مونیخ تحت عنوان "کنفرانس امنیت" در نشست سالیانه خود گرد آمده بودند. این نمایش آنها را مورد خطاب قرار می داد و اقدامات آنها را علیه مردم جهان جنگ افروزانه ارزیابی کرده و محکوم می نمود.&lt;br /&gt;"کنفرانس امنیت" در مونیخ، کنفرانس تهدید و ارعاب ممالک، چانه زدن بر سر تقسیم غنایم و نشان دادن قدرت عضلانی خویش است. این کنفرانس بر ضد امنیت و بخاطر جنگ بوده و کوچکترین قرابتی با صلح، انساندوستی و احترام به حقوق بشر و برسمیت شناختن حق حاکمیت ملی و استقلال کشورها ندارد. این کنفرانس مدافع تسلیحات اتمی اسرائیل و سرکوب مردم فلسطین و سوریه و ایران است. این کنفرانس هرگز از منافع خلقهای جهان و حقوق قانونی و مشروع آنها دفاع نکرده و نمی کند. این کنفرانس فقط خود را در پشت نقاب "امنیت" پنهان کرده است. آنها مدافع امنیت خودشان هستند و نه امنیت مردم جهان.&lt;br /&gt;این کنفرانس در زمانی برگذار شد، که دولت صهیونیستی اسرائیل به طور مرتب و بر خلاف بند دو منشور ملل متحد، ایران را به جنگ و بمباران تهدید می کند و جالب این است که از طرف این هواداران قلابی امنیت مورد انتقاد قرار نمی گیرد. آنها سنگ را بسته و سگ را رها کرده اند.&lt;br /&gt;در این نمایشات اعتراضی بسیاری ایرانیان مترقی، پیشرو و آگاه مونیخ شرکت کردند. چند صد اعلامیه و بیانیه جبهه ضد تجاوز و تحریم اقتصادی علیه ایران توزیع گردید که مورد توجه و حمایت شرکت کنندگان قرار گرفت و در نمایش اعتراضی قرائت گردید. هموطنان ما پرچم سه رنگ ایران را حمل می کردند و بر روی پلاکات خویش نوشته بودند. " نه! به جنگ علیه ایران". برخی از ایرانیان شعار "دستها از ایران کوتاه باد" را به گردنهای خویش آویخته بودند.&lt;br /&gt;ما در بیانیه خود تحت عنوان "مخالفت با دخالت و تحریم اقتصادی علیه ایران" نوشتیم: "ما دوستان یا حامیان رژیم جنایتکار ایران نیستیم. بر عکس! ما این رژیم را بشدت محکوم کرده و بر ضد حکومت ملاها سالهاست مبارزه می کنیم. لیکن ما اعتقاد داریم که برافکندن و سرنگونی این رژیم تنها و تنها امر ملت ایران است"&lt;br /&gt;ما در نمایشات اعتراضی خود، دروغهای امپریالیستها و رسانه های گروهی آنها را در مورد بمب اتمی موهومی ایران برملا کرده و از حق مسلم ایران در غنی سازی اورانیوم حمایت نمودیم. حقوق ایران، حقوق جمهوری اسلامی نیست، حقوق ملت ایران است. جمهوری اسلامی رفتنی، ولی ملت ایران پاینده و بالنده است. ما در این تظاهرات به جنایات تروریستهای موساد در ایران که دانشمندان هسته ای ایران را که فرزندان این آب و خاک هستند ترور می کنند، اعتراض کردیم و خواهان محکوم نمودن این قبیل جنایات شدیم. ما بر این نظریم که دستآوردهای خلق ایران ربطی به جمهوری اسلامی ایران ندارد. جمهوری اسلامی ضد علم، آگاهی و معرفت و هوادار خرافات و نادانی و جهالت است. ما همکاری حکام آژانس جهانی انرژی اتمی را در وین که به عنوان دست دراز شده و ابزار سیاسی آمریکا عمل می کند و نقش جاسوسی در عراق و ایران را به عهده گرفته است، محکوم کردیم و اعلام نمودیم که نمونه "آزادی" لیبی که به مستعمره بدل شدن این کشور، منجر شده است، مورد انزجار ماست. ما اعلام کردیم که مردم ایران یک صدا در یک جبهه گسترده و واحد مخالف تجاوز و حملات نظامی به ایران هستند و به عنوان قربانیان تحریمهای جنایتکارانه و ضد بشری اقتصادی به این تحریمها اعتراض می کنند و در مقابل امپریالیستها و همدستان ایرانی آنها خواهند ایستاد. خلق ایران هرگز قلدری و دیکته امپریالیستها را نخواهد پذیرفت. تاریخ پر افتخار ضد اجنبی ایران گواه سخنان ماست.&lt;br /&gt;مرگ بر تجاوزکاران، تهدیدگران، سلطه گران و همدستان ایرانی تبار آنها در هر لباسی که باشند.&lt;br /&gt;زنده باد خلق ایران و زنده باد ایران و حقوق قانونی کشور ما.&lt;br /&gt;سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی وظیفه مردم ایران است و نه قدرتهای آزمند و غارتگر و ریاکار امپریالیستی. &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-7441462152155184955?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/7441462152155184955/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=7441462152155184955' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/7441462152155184955'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/7441462152155184955'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_05.html' title='ایران، جمهوری اسلامی نیست، ایران وطن ماست'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-HIJPYSqTP48/Ty_AsMGOhlI/AAAAAAAAAmQ/3uZjXpe1Aus/s72-c/P1000410.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-4993595114009861915</id><published>2012-02-03T07:13:00.000-08:00</published><updated>2012-02-03T07:16:33.273-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-WYPojPZW3gA/Tyv6NoHr_kI/AAAAAAAAAkY/08AzsBOOPzs/s1600/flyer-mohit.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; DISPLAY: block; HEIGHT: 400px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5704928465009770050" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/-WYPojPZW3gA/Tyv6NoHr_kI/AAAAAAAAAkY/08AzsBOOPzs/s400/flyer-mohit.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-4993595114009861915?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/4993595114009861915/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=4993595114009861915' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/4993595114009861915'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/4993595114009861915'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_03.html' title=''/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-WYPojPZW3gA/Tyv6NoHr_kI/AAAAAAAAAkY/08AzsBOOPzs/s72-c/flyer-mohit.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-8177370809253316804</id><published>2012-02-02T23:53:00.000-08:00</published><updated>2012-02-02T23:56:07.607-08:00</updated><title type='text'>Keine militärische Intervention  und wirtschaftliche Sanktionen  gegen den Iran!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;Keine militärische Intervention und wirtschaftliche Sanktionen gegen den Iran!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;Liebe Mitbürger,&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;wir sind keine Freunde oder Unterstützer des verbrecherischen iranischen Regimes!&lt;br /&gt;Im Gegenteil! Wir verurteilen es scharf und kämpfen seit Jahren gegen die Herrschaft der Mullahs. Aber wir sind überzeugt das die Abschaffung und Sturz dieses Regimes, einzig und allein Sache des Iranischen Volkes ist!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Deshalb sind wir gegen die Verschärfung des Embargos und die Medienkampagne der deutschen Leitmedien gegen den Iran. Das amerikanische – europäische Embargo ist im globalen Vergleich fast ohne Parallele. Das wesentliche Verbrechen des Iran ist, nicht zu tun, was die Regierung der USA will. Das Embargo verbietet Einfuhren petrochemischer Produkte und den Export für Ausrüstungen für die Ölraffinerien. Auch werden die weltweiten Konten der iranischen Zentralbank eingefroren. Das Embargo ist eine illegale und aggressive Aktion unter welcher die einfache Bevölkerung des Iran am meisten leiden wird.&lt;br /&gt;Da Finanztransaktionen fast nicht mehr möglich sind, fehlen auch medizinische Geräte, Medikamente und Ersatzteile für viele Industriebereiche.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Als Vorwand für diese Politik dient das Atomprogramm des Iran. Dieses Programm ist ein iranisches Forschungsprojekt zur friedlichen Nutzung der Atomkraft und ein Einfluss darauf durch ausländische Regierungen lehnen wir ab. Der Iran hat jedoch westlichen Regierungen angeboten, Verhandlungen zum Atomprogramm aufzunehmen. Es sollte ein Kernpunkt internationaler Politik sein, die Souveränität eines Staates zu achten und sich nicht in innere Angelegenheiten einzumischen. (Das bedeutet nicht, dass man die iranische Führung und Regierung gutheißt.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Seit Jahren wird behauptet, dass der Iran in naher Zukunft eine Atombombe wird bauen können. Es ist aber den Kräften der sogenannten „Westlichen Staaten“ bzw. der NATO bis jetzt nicht gelungen, einen Beweis für ihre Behauptungen zu liefern.&lt;br /&gt;Dabei spielt die internationale Atomenergiebehörde der UNO, welche selbst der Kontrolle der westlichen Großmächte unterlegen ist, eine wichtige Rolle.&lt;br /&gt;Es ist vor circa 10 Jahren gelungen, mit der Verbreitung und der Veröffentlichung gefälschter Unterlagen und Beweismaterialien über die angeblich vorhandenen Atomanlagen und chemischen Waffen im Irak, den internationalen Angriff auf den Irak vorzubereiten und zu rechtfertigen. Jahre nach Beendigung des Krieges gegen den Irak, wurde Weltweit öffentlich, das alle Dokumente und Behauptungen der Irak wäre bald Atommacht, von Seiten der westlichen Geheimdienste systematisch übertrieben, erlogen, gefälscht und bewusst erfunden waren um den Krieg in der Öffentlichkeit zu rechtfertigen.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Den Mitarbeitern der IAEA ist es gelungen, während ihrer von Saddam Houssein genehmigten Atomanlagenkontrollarbeit im Irak, die irakischen Atomenergiewissenschaftler zu erkunden, auszuspionieren und sie später über Geheimdienste(oft genannt der israelische Mossad) auszuschalten und zu ermorden. Dieselbe verbrecherische Methode wurde in den letzten Jahren auch auf iranische Atomwissenschaftler angewendet und einige sind dabei umgekommen.&lt;br /&gt;Heute wird wieder versucht, mit Propaganda und fast täglichen Meldungen über die „Iranische Atombombe“, welche gar nicht existiert, für einen militärischen Angriff auf den Iran Stimmung zu machen, genau wie im Falle des Irak.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Durch den Nato Angriff auf den Irak wurden hunderttausende Menschen ermordet, Millionen von Menschen obdachlos und Flüchtlinge und die gesamte Infrastruktur des Landes wurden zerstört. Jetzt bereiten sich die Nato Mächte auf einen Angriff auf den Iran vor. Mit ähnlichen menschenfeindlichen Methoden, die sie für die Vernichtung der irakischen Bevölkerung während der „Saddam-Zeit“ und auch seit Jahren gegen das Palästinensische Volk mit direkter Hilfe von Israel im Gaza-Streifen einsetzen, wollen diese Kräfte die iranische Regierung und das iranische Volk in die Knie zwingen und sie dazu bringen, ihre Forderungen zu akzeptieren.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Die Charta der UN, Artikel 2, Punkt 1 besagt:&lt;br /&gt;„ Die Organisation beruht auf dem Grundsatz der souveränen Gleichheit aller ihrer Mitglieder. „&lt;br /&gt;Bei Punkt 4 des gleichen Artikels heißt es weiter:&lt;br /&gt;„Alle Mitglieder unterlassen in ihren internationalen Beziehungen jede gegen die territoriale Unversehrtheit oder die politische Unabhängigkeit eines Staates gerichtete oder sonst mit den Zielen der Vereinten Nationen unvereinbare Androhung oder Anwendung von Gewalt. „&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Diese Grundregeln wurden und werden von der Nato und deren Handlangern missachtet und mit Füßen getreten.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Wir sind gegen jede militärische Intervention oder wirtschaftliche Sanktionen gegen den Iran und verurteilen jedes solcher Vorhaben, sowie jede Form von Embargo gegen das iranische Volk!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Das wirtschaftliche Embargo gegen den Iran trifft, entgegen allen anders lautenden Behauptungen der internationalen Massenmedien, in erster Linie nur die verarmte, einfache Bevölkerung im Iran und mit Sicherheit nicht die Mitglieder des Islamischen Terrorregimes. Das Regime im Iran wird sich dadurch nur noch mehr stabilisieren.&lt;br /&gt;Fremde Mächte dürfen sich nicht in innere Angelegenheiten und territoriale Bestimmungsrechte des Irans einmischen.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Wir kämpfen gegen all diejenigen, die unter unterschiedlichen Masken für einen militärischen Angriff der westlichen Mächte gegen den Iran auftreten und die Rolle der fünften Kolonne der Imperialisten im Iran spielen.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Die iranische Bevölkerung lehnt jeden aggressiven, militärischen Angriff der Nato und ihrer Verbündeten (wie bei der „Befreiung“ des libyschen Volkes) total ab. In Libyen wurden alle Bodenschätze und das Vermögen des Landes in undurchsichtige Hände gegeben und aus einem souveränen Libyen soll ein neokolonialistischer Staat in Nordafrika werden.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Auf Grund dieser Tatsachen laden wir alle unsere Landsleute sowie alle freiheitsliebenden Menschen ein , sich mit dem Iranischen Volk zu solidarisieren und sie zu unterstützen, damit wir gemeinsam mit unserer Aufklärungsarbeit auf nationaler sowie auf internationaler Ebene alle imperialistischen Vorhaben, welche gegen Wünsche und Vorstellungen unserer Landsleute im Iran in Gang gesetzt worden sind, bekannt zu machen und ihnen entgegen zu treten.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;bijan.n79@gmail.com Kontaktadresse&lt;br /&gt;جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران jenhezedetajavoz.blogspot.com.www&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;V.i.S.d.P. : Christiaan Boissevain, Guldeinstrasse 35, 80339 München. E.i.S.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-8177370809253316804?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/8177370809253316804/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=8177370809253316804' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/8177370809253316804'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/8177370809253316804'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/keine-militarische-intervention-und.html' title='Keine militärische Intervention  und wirtschaftliche Sanktionen  gegen den Iran!'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-4777275864347400970</id><published>2012-02-02T23:50:00.000-08:00</published><updated>2012-02-02T23:52:55.009-08:00</updated><title type='text'>ترور دانشمندان اتمی ایران و ترور دانشمندان عرب</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;ترور دانشمندان اتمی ایران و ترور دانشمندان عرب&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;چندی پیش یک دانشمند ایرانی در تهران بوسیله فرد ناشناسی بقتل رسید و البته این چهارمین ترور در نوع خود بود. همان روز یک روزنامه نگار یهودی بنام ریچارد سیلور اشتاین ساکن آمریکا در سایت عرب پرس دات کام نوشت که این ترور توسط موساد و همدستی سازمان مجاهدین خلق انجام گرفته است که تا حدی درست به نظر میرسد؛ عمر عدس؛ شاعر؛ نویسنده و مترجم فلسطینی ساکن امارات چندی پیش در مقاله ای تحقیقی و مستند نوشت که از سال ۲۰۰۲ مجاهدین خلق بخدمت اسرائیل در آمده تا در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی؛ قدرت به آنان تفویض شود. مقاله در روزنامه خلیج چاپ امارات انتشار یافت.&lt;br /&gt;باید گفت که ترور؛ تحریم و انواع توطئه ها؛ سالهای زیادی است که بر علیه ایران و بخاطر تبدیل نمودن آن به مستعمره ای همچون عربستان سعودی و امارات عربی ادامه داشته و البته هدف امپریالیستهای اروپائی و آمریکا نه آزادی بلکه بردگی مطلق است.&lt;br /&gt;بدون شک ما ایرانی ها با رژیمی استبدادی روبرو هستیم و وظیفه هر انسان آزادیخواهی است که برای تغییر این رژیم به نظامی که استقلال؛ آزادی و عدالت اجتماعی را در ایران مستقر کند؛ کوشش نماید. اما هیچ کس حق ندارد در هیچ شرایطی برای ایجاد تغییرات در ایران دست بدامن بیگانگان برد. امروز کسانی درخارج کشورهستند که با استفاده ازامکانات وکمکهای مخفی وعلنی امریکا اسرائیل وسایر دشمنان ازادی ملت ایران به تبلیغ تحریم وجنگ بر علیه ایران میپردازند ، وگاها خود را سکولارویا سوسیال دموکرات هم مینامند ، در مورد اینان باید گفت که مزدورانی بیگانه پرست وضد ایران و ایرانی بیش نبوده ومورد نفرت ملت بزرگ ایرانندِ . کشورهای آمریکا و اروپا با جنایات گسترده ای که در گوشه و کنار جهان مرتکب شدنده اند؛ صلاحیت هیچگونه دخالتی در امور داخلی ایران را ندارند. ملت ایران با سابقه مبارزاتی یکصد و پنجاه ساله خود؛ نشان داده که صلاحیت آن را دارد که خود سرنوشت خویش را معین کند.&lt;br /&gt;در دنیای امروز ما عملکرد مدعیان حقوق بشر را در افغانستان ؛ عراق؛ بحرین؛ یمن؛ سومالی و سایر کشورهای آفریقایی به وضوح می بینیم . اسرائیل آئینه تمام نمای دمکراسی و آزادیخواهی کشورهای غربی است که به ان میبالند وسالانه ملیاردها دلار کمکهای گوناگون در اختیارش قرار میدهند ، اما کدام روز را شما سراغ دارید که این "نماد دموکراسی وازادی" مرتکب انواع قتل و کشتار و جنایت در حق صاحبان اصلی سرزمین اشغالی نشده باشد؟ بنا به گزارشی که در سایت الفتح انتشار یافته اسرائیل در ده سال گذشته بیش از یک میلیون و سیصدهزار اصله درخت زیتون ثمری را از باغهای فلسطینیها ریشه کن کرده و بجای آن شهرک ساخته تا مهاجران یهودی از کشورهای اکراین؛ بلغارستان و .... را در آنجا اسکان دهد ، با این حساب "مرا به خیرتو امید نیست شر مرسان".&lt;br /&gt;سرمایه داری که بدون جنایت و آدمکشی نمی تواند به حیات خود ادامه دهد؛ برای متوقف ساختن چرخه علم و دانش و پیشرفت به هر جنایتی دست میزند که ترور دانشمندان ایرانی و کشورهای عربی یکی از کوچکترین این جنایت ها است.&lt;br /&gt;در مورد ترور دانشمندان ایرانی؛ عراقی؛ مصری؛ لبنانی و فلسطینی اعمال بسیار غم انگیز؛ ظالمانه و گسترده ای انجام گرفته که در سطور زیر به آن پرداخته میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قتل عام دانشمندان عراقی بوسیله آمریکا و اسرائیل&lt;br /&gt;در تاریخ ۱۴/۶/ ۲۰۰۵ گزارش مستندی در سایت الجزیره در مورد قتل دانشمندان عراقی با این عنوان انتشار یافت: این است حال و روز دانشمندان عراقی پس از قتل و کشتارشان بوسیله اسرائیلی ها:&lt;br /&gt;در مقدمه گزارش چنین آمده است: وزارت خارجه آمریکا گزارشی را در مورد قتل ۵۳۰ دانشمند و ۲۰۰ استاد دانشگاه و آکادمیسین عراقی که بوسیله گروههای ترور اسرائیلی در عراق بقتل رسیده اند را به اطلاع رئیس جمهور رسانیده است.&lt;br /&gt;بر اساس این گزارش ارتش آمریکا در عراق هنگامی تصمیم به قتل این دانشمندان گرفت که آنان حاضر نشدند کشور خود را ترک کرده و به آمریکا بروند؛ ارتش آمریکا در عراق تصفیه فیزیکی اینان را بعهده اسرائیل واگزار کرد. دولت آمریکا نام و مشخصات این دانشمندان را از طریق بازرسان سازمان ملل که برای کشف اسلحه کشتار جمعی در عراق تحقیق و زیر نظرهانز بلکس کار میکردند؛ جمع آوری کرده بود&lt;br /&gt;هنگامیکه قتل و کشتار و تعقیب این دانشمندان عراقی توسعه پیدا کرد؛ جمعی از آکادمیسین های بین المللی برآن شدند تا با تشکیل کنفرانسی در مادرید پایتخت اسپانیا اقداماتی بعمل آورده تا مانع این جنایت هولناک شوند؛ این کنفرانس در تاریخ ۲۳ تا ۲۴آپریل ۲۰۰۶ برگزار شد.&lt;br /&gt;یک دانشمند عراقی بنام اسماعیل جلیل که از مسئولان برگزارکننده کنفرانس بود؛ گزارش جامعی در مورد وضعیت دانشمندان عراقی به حاضران ارائه داد که در زیر آن را ملاحظه خواهید کرد:&lt;br /&gt;* سیر ترورها بترتیب در دانشگاهها از شمال بسوی جنوب انجام گرفته است.&lt;br /&gt;*دانشگاههایی که بیشترین ترورها در آنها انجام گرفته؛ بترتیب عبارتند از: بغداد؛ بصره؛ مستنصریه؛ موصل؛ انبار و تکریت.&lt;br /&gt;*ترورها بترتیب در دانشگاههای فوق سیر نزولی داشته است: بیشترین ترورها در دانشگاه بغداد و کمترین در تکریت&lt;br /&gt;*دانشگاههایی که ترور در آنها کاملا مساوی بوده است: دانشگاه تکنولوژی و دانشگاه کوفه&lt;br /&gt;* قابل توجه: دانشگاههایی که با رنگ آبی مشخص شده اند؛ در شهر بغداد قرار دارند ( گزارش اصلی رنگی است)&lt;br /&gt;* از مجموع ۷۳۰ دانشمند و آکادمیسین عراقی که مورد ترور و اصابت گلوله قرار گرفته اند ۷۴٪ کشته شده و ۲۴٪ زنده مانده اند. جنسیت آنان بترتیب ۹۵٪ مذکر و ۵٪ موًنت بوده اند.&lt;br /&gt;*تخصص کسانی که ترور شده اند بترتیب: علوم۳۱٪ ؛ پزشکی ۲۳٪؛ انسانی ۲۱٪؛ نامعلوم ۱۳٪؛ علوم اجتماعی ۱۲٪&lt;br /&gt;* متخصصان ترور شده در امور انسانی: زبان ۲۳٪؛ قانون ۲۰٪؛ تاریخ و دین ۱۶٪؛ ادبیات ۱۱٪؛ هنر ۹٪ و فلسفه ۵٪&lt;br /&gt;*دانشمندان علوم اجتماعی و نوع تخصص: آموزش ۴۸٪؛ امور ورزشی و تربیت بدنی ۱۹٪؛ سیاست ۱۱٪؛ اقتصاد و دارائی ۱۱٪؛ تخصص های متفرقه ۱۱٪&lt;br /&gt;* در زمینه های علمی برحسب تخصص: مهندسی ۳۳٪؛ کشاورزی ۱۴٪؛ شیمی ۱۰٪؛ زیست شناسی ۷٪؛ جغرافیا و زمین شناسی ۷٪؛ علوم متفرقه دیگر ۹٪&lt;br /&gt;* آکادمیسین ها بر حسب موقعیتی که داشته اند: استاد و استادیار ۵۹٪؛ موقعیت های مهم دیگر ۱۳٪؛ روُسای دانشکده و معاون ۱۱٪؛ روُسای بخش ۶٪؛ سخنرانان و مدرسان دانشگاهی ۶٪؛ دانشجویان و مشاوران ۵٪&lt;br /&gt;* اماکنی که ترور در آنجا انجام گرفته است: صحن دانشگاه و کلاسها ۸۰٪؛ بخشهای بهداشتی ۹٪؛ مراکز خدمات شهری ۷٪؛ مراکز آموزشی متفرقه ۳٪؛ نامعلوم ۱٪&lt;br /&gt;* ترورها از نظر تاریخی: این بخش از ترورها میان سالهای ۲۰۰۶ - ۲۰۰۳ انجام گرفته است.&lt;br /&gt;* تهاجماتی که به قتل منجر نگشته است: دستگیری ۳۳٪؛ ترور ناموفق ۲۳٪؛ ربوده شده ها ۱۶٪؛ تهدید به قتل ۱۱٪ و متفرقه ۱۷٪&lt;br /&gt;*مناطقی که بیشترین ترورها در آنجا صورت گرفته به ترتیب: بغداد؛ منطقه شمال و جنوب کشور بطور مساوی؛ شهرهای مقدس و منطقه میانه کشور نامعلوم گزارش شده است.&lt;br /&gt;* ترورها برحسب شهرها: بغداد ۵۷٪؛ بصره ۱۴٪؛ موصل ۱۱٪؛ نجف ۶٪؛ انبار ۵٪؛ تکریت ۵٪؛ حِله؛ کربلا؛ کرکوک و دیالی هرکدام ۱٪؛ (۱) (۲)&lt;br /&gt;در این قسمت نام و نشانی دانشمندان و محققان دیگری از کشورهای عربی که توسط سازمانهای اطلاعاتی اروپا؛ آمریکا و اسرائیل ترور شده اند؛ آورده میشود تا به عمق فاجعه و گستردگی جنایت مدعیان دروغین"ازادی وحقوق بشر" پی برده شود:&lt;br /&gt;در مورد مصر باید گفت که این کشور اصلاحات خود را بسیار زودتر از ایران آغاز کرد و دقیقاَ بهمین مناسبت بیشتر و کینه توزانه تر مورد خشم استعمارگران قرار گرفت واز بیش از شصت سال پیش قتل وکشتار دانشمندان این کشور اغاز گشت . ما نباید از توطئه های رنگارنگ امپریالیسم و صهیونیسم غافل بمانیم چرا که آنان در صددند تا ایران را تبدیل به مستعمره ای از نوع عربستان سعودی و امارات متحده عربی و... کنند. خوشبختانه هم در ایران و هم در کشورهای عربی منطقه موج گسترده ای از مبارزه براه افتاده و تکامل آن میتواند به حیات سیاسی استبداد ، امپریالیسم و صهیونیسم در منطقه پایان دهد .&lt;br /&gt;با وجود همه اینها مساله ترور دانشمندان عرب را پی میگیریم : یحیی امین المشد ،:&lt;br /&gt;۱- دانشمند فیزیک اتمی مصری که در سال ۱۹۵۶ از دانشگاه مسکو فارغ التحصیل میشود؛ چند سالی در دانشگاه قاهره به تدریس میپردازد؛ سپس دولت عراق از وی درخواست میکند که برای تدریس به دانشگاه بغداد برود؛ وی می پذیرد. در سال ۱۹۸۰ برای یک مسافرت تحقیقی به پاریس میرود و در هتل مریدیان پاریس اقامت میکند اما در همین هتل در اتاقش مورد تهاجم عده ای ناشناس قرار گرفته و مغزش بوسیله ضربات چکش متلاشی میشود. در آن زمان مطبوعات پاریس مینویسند که وی توسط یک گروه تندرو یهودی و همدستی پلیس کشته شده اما پرونده تحت عنوان قاتل مجهول بسته میشود.&lt;br /&gt;در سال ۲۰۰۰ کتاب خاطرات یکی از ماموران موساد انتشار می یابد که در آن چگونگی قتل دکتر یحیی شرح داده میشود: قاتلان به وی پیشنهاد میکنند تا در مقابل مبلغ گزافی به عراق بازنگردد؛ اما او نمی پذیرد و در نتیجه وی را به قتل میرسانند.&lt;br /&gt;۲- - دکتر سمیره لطفی ، فیزیکدان اتمی مصری؛ دولت آمریکا به وی پیشنهاد میکند تا در مقابل گرفتن شناسنامه و مبلغی گزاف به مصر بازنگردد؛ متاسفانه وی در تاریخ ۱۵ آگوست ۱۹۵۲ در یک تصادف ماشین کشته میشود؛ قاتل یا راننده ناشناس اعلام میگردد.&lt;br /&gt;3 سمیر نجیب دکتر فیزیک اتمی درخواست دولت آمریکا برای ماندن در آمریکارا نمی پذیرد و در نتیجه در یک تصادف مصنوعی به قتل میرسد. قاتل در اداره پلیس مجهول به ثبت میرسد..&lt;br /&gt;۴- خانم عبیر عباس ، پزشک متخصص لبنانی؛ فارغ التحصیل از دانشگاه رنه دکارت در دو بیمارستان اوتیل دنو و جرج پوپیدو به ریاست بخش عمومی گمارده میشود. وی باور داشته که مورد حسادت بسیاری از همکاران خود قرار دارد. سرانجام یک روز جسد وی در آپارتمانش کشف و پرونده تحت نام مجهول بسته میشود.&lt;br /&gt;۵- دکتر نبیل قلینی ،استاد فیزیک اتمی؛ در آمریکا از تاریخ ۱۶ ژانویه ۱۹۵۰ مفقود میگردد و تا کنون هیچ اثری از وی بدست نیامده است.&lt;br /&gt;۶- دکتر نبیل فلیفل، استاد فیزیک اتمی در سن سی سالگی جسدش را در منطقه بیت عور فلسطین پیدا میکنند.&lt;br /&gt;۷- علامه بزرگ و معروف مصری علی مصطفی مشرفه ، معاون علمی انیشتین که بسیار مورداعتماد وی بود. وی در اطاق خود مسموم و جسدش متلاشی میگردد. انیشتین درباره وی میگوید: مرگ وی زیانی بزرگ برای جهان علم و دانش است؛ فکر نمیکنم که او فوت شده باشد؛ او در خلال مطالعات و تحقیقاتش زنده است.&lt;br /&gt;۸- روزنامه اهرام چاپ قاهره بتاریخ ۲۰۱۰/۲/۱ نوشت: مائیر داغان رئیس موساد در اسرائیل مسئول کشتار دانشمندان مصری؛ ایرانی و فلسطینی است؛ او قاتل مسعود علی محمدی ، دانشمند ایرانی است. مطبوعات اسرائیل نیز قتل علی محمدی را به موساد نسبت دادند.&lt;br /&gt;۹- دکتر جمال حمدان ، استاد تاریخ مصری وی کتابی تحت نام "انتروپولوژی یهودیان" تالیف نمود که بسیار روشن کننده تاریخ و عملکرد فعلی یهودیان بود. وی در آپارتمان شخصی خود در آمریکا به آتش کشیده شد و سوخت. قاتل یا قاتلان ناشناس در پرونده پلیس به ثبت رسید.&lt;br /&gt;۱۰- دکتر سید سعید بدیر، دانشمند مهندسی موشک مصری و ساکن آمریکا ،وی تصمیم به بازگشت به وطنش میگیرد؛ دولت آمریکا به وی پیشنهاد میکند تا در قبال دریافت شناسنامه و شغل مهمی در یکی از دانشگاههای آمریکا این کشور را ترک نکند اما وی نمی پذیرد. او به اسکندریه و در آپارتمان شخصی خود مستقر میشود اما پس از چندی بدست افرادی ناشناس شریانش قطع و جسدش در آپارتمانش یافت میشود.&lt;br /&gt;۱۱- دکتررمال حسن رمال، لبنانی؛ دانشمند علوم و تکنولوژی در فرانسه فارغ التحصیل میشود. مجله لوبوان به او لقب افتخار فرانسه اعطا و مطبوعات فرانسه از وی بعنوان هفت دانشمند مهم کشورنام میبرند. پس از چندی جسد تکه پاره شده اش را در لابراتوار پیدامیکنند ،قاتل یا قاتلا ن مجهول اعلام میشوند.&lt;br /&gt;۱۳- ددکتر سامیه عبدالرحیم ، د انشمند بزرگ لبنانی مقیم آمریکا؛ جسدش در منطقه ای دورافتاده کشف و در سی ان ان بنمایش درآمد. خانواده دکترسامیه از طریق دیدن برنامه سی ان ان جسد وی را شناسایی میکنند اما قاتل یا قاتلان مجهول اعلام میشوند..&lt;br /&gt;۱۴- حسنین هیکل، شخصیت مطبوعاتی معروف مصر در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۰ طی مصاحبه ای با الجزیره و روزنامه ماُرب اظهار داشت : جمال عبدالناصربو سیله سم مخصوصی که انورالسادات در قهوه او ریخته بود کشته شد. همزمان مجله قاسیون وابسته به حزب کمونیست سوریه؛ مرکزی را در اسرائیل معرفی کرد که تعداد زیادی در آنجا به کار مشغولند و انواع سموم؛ آمپولها و ادوات کشنده تولید میکنند و بوسیله ماموران موساد مورد استفاده قرار میگیرند.&lt;br /&gt;۱۵- دکتر محمد کردی، پزشک مخصوص یاسر عرفات و سایت جبهه خلق برای آزادی فلسطین اظهار داشتند که یاسرعرفات هنگامیکه در رام الله محاصره بود بوسیله ماموران موساد مسموم گردید. بیماری وی تا روز مرگ بطور دقیق مشخص نشد. (۳)&lt;br /&gt;نوشته فوق بخشی از توطئه های بسیار عظیم و گسترده ای است که بتوسط مجموعه کشورهای غربی بر علیه کشورهای اسلامی انجام گرفته و اکنون نیز این توطئه ها بشکل ترور انسانی؛ ترور تحریم اقتصادی؛ ترور بوسیله ایجاد گروههای تبهکار در مرزهای ایران؛ ترور بوسیله پخش انواع شایعات و اخبار تحریف شده در جهت تضعیف کردن روحیه ملت ما و اعراب صورت میگیرد تا بدان وسیله اعمال بردگی و استعمارگرانه ادامه یابد.&lt;br /&gt;پایان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(۱) ترور دانشمندان عراقی منحصر به ارقام بالا نیست؛ گزارشات مختلف دیگری نیز که خبر از حجم گسترده تر دانشمندان بقتل رسیده میدهد؛ در دست است؛ برای نمونه در گزارشی که بخش جامعه شناسی دانشگاه نور فرانسه تحت عنوان" اهداف استراتژیک امریکا از اشغال عراق" انتشار داده؛ در مورد قتل دانشمندان عراقی چنین میخوانیم :&lt;br /&gt;هم اکنون بیش از یکهزار و چهارصد دانشمند عراقی در زندان بسر میبرند که تحت انواع فشارها و شکنجه ها قرار دارند. بنا به گفته دکتر فائق مدیر بخش تشریحات دانشگاه بغداد علت قتل دکتر ازمیرلی پروفسور شیمی دانشگاه بغداد وارد آمدن ضربه دسته اسلحه بر مخچه وی بوده است.&lt;br /&gt;هدی نعیمی رئیس بخش تحقیقات دانشگاه بغداد اظهار داشت: تاکنون ما یکصدوپنجاه نفر از استادان برجسته خود را از دست داده ایم که همه بدست موساد ترور شده اند. .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازرسان سازمان ملل هنگامی که با نام کشف اسلحه کشتار جمعی به عراق رفتند نام و مشخصات دانشمندان عراقی را جمع آوری کرده و در اختیار سازمان انرژی هسته ای قرار دادند که در نهایت بدست سی. آی. ا . افتاد. در فردای سرنگونی رژیم صدام؛ به سراغ تک تک این دانشمندان رفتند و آنها را ترور کردند. همین کار را امروز با دانشمندان ایرانی میکنند. بنا به نوشته اسکات ریتر از روُسای بازرسان سازمان ملل تمام اسرار مرکز هسته ای بین المللی در اختیار اسرائیلی ها قرار میگیرد و رهبران این سازمان جهانی رابطه ای تنگاتنگ با اسرائیل دارند. کتاب -Target Iran - - تاُلیف اسکات ریتر صفحات ۳۰ تا ۷۰&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند سالی است که ما شاهد تهاجم منظم تبلیغاتی از طرف سلطنت طلبان و حزب کمونیست کارگری بر ضد اعراب و مسلمانان هستیم.و چند سال پیش نئوکان های آمریکایی در هلند تشکیلاتی با نام " اکس مسلم " بوجود آوردند تا بهتر بتوانند به تبلیغات مسموم خود بر علیه مسلمانان و اعراب ادامه دهند.هدف اصلی از این تبلیغات ضد انسانی این است که با تحریف یک مبارزه جدی ، دموکراتیک وطبقاتی به بقاء حاکمان فاسد ووابسته به استعمارعرب یاری رسانند بدون شک این برنامه ای تبهکارانه و ضد اخلاقی و در خدمت به امپریالیسم و صهیونیسم است. . مبارزه در راه آزادی و عدالت با توهین به مذاهب و ملیتها حاصل نمی شود بلکه با اتحاد طبقات زحمتکش و نیروهای دمکرات انجام میگردد. ملل مظلوم منطقه خاورمیانه بویژه اعراب و ایرانیها نه تنها دشمنان مشترک دارند بلکه دارای تاریخی مشترک و هزارساله اند: اکثریت مفاخر؛ بزرگان ادب و هنر و تاریخی ما نوشته های خود را بزبان عربی خلق کرده اند؛ حتی در دوره معاصر؛ بزرگانی همچون کسروی؛ بهار و غیره کار قلمی خود را از ابتدا با ادبیات عربی آغاز کردند. بکوشیم تبلیغات شوم خدمتگزاران استعمار و صهیونیسم یعنی سلطنت طلبان و حزب ضد کمونیستی وضد کارگری حکمتیست های رنگارنگ را افشا کنیم ..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد مزارعی&lt;br /&gt;۲۴ ژانویه ۲۰۱۲&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-4777275864347400970?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/4777275864347400970/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=4777275864347400970' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/4777275864347400970'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/4777275864347400970'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_02.html' title='ترور دانشمندان اتمی ایران و ترور دانشمندان عرب'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-5307938877596993029</id><published>2012-02-01T05:05:00.000-08:00</published><updated>2012-02-01T05:08:13.636-08:00</updated><title type='text'>تدارک حمله به ایران از 9 سال پیش دیده شده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;تدارک حمله به ایران از 9 سال پیش دیده شده&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;میشل شودوفسکی ــ ترجمه رضا نافعی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه رسانه های آمریکائی به خطر جنگ با ایران می پردازند ولی از تحلیل عواقب محلی و جهانی آن خودداری می کنند. در آمریکا فقط چند نفری هستند که می دانند اگر جنگی درگیرد که از حمایت آمریکا یا اسرائیل برخوردار باشد چه کشتار انبوهی از مردم خواهد کرد و چه ویرانی هائی برجای خواهد گذاشت. مخصوصا، با همدستی رسانه ها، تلاش می شود تا توجه مردم منحرف گردد و کسی از این عواقب با خبر نگردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اخبار تدارک جنگی که بوسیله سرفرماندهی راهبردی آمریکا ( USSTRATCOM) متمرکز و هماهنگ می گردد و بخشی از برنامه “ضربه جهانی ” ( Global Strike) است، در سر خط درشت رسانه ها جائی ندارند. رسانه های آمریکائی ترجیح می دهند خبرهای جنحه و جنایات محلی را پوشش دهند و یا به شایعات درباره ستارگان هالیوود بپردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی ” جهانی کردن جنگ ” که با به میدان فرستادن نیروی نظامی آمریکا و ناتو صورت می گیرد و هدفش تسلط یافتن بر تمام مناطق با اهمیت جهان است، در چشم رسانه های غربی بی اهمیت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عواقب وخیم این جنگ یا بی اهمیت جلوه داده می شوند و یا اصلا مطرح نمی گردند. باید به مردم باورانده شود که جنگ یک ” وظیفه انسانی دارد ” ( مسئولیت حفاظت دارد) حفاظت از امنیت جهانی و دموکراسی غربی در برابر خطر دائمی و بی وقفه ایران و همپیمانهایش و در راس آنها چین و روسیه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی جنگ های آمریکا که در آنها مخرب ترین سلاحهای جنگی بکار گرفته می شوند و تلفات سنگین انسانی دارند هیچگاه بعنوان “عملیات مرگ زا ” معرفی نمی شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند از ” صدمات جنبی” سخن گفته می شود ولی جنگ هائی که آمریکا در راس آن قرار دارد همیشه جنگ هائی هستند برای ” استقرار صلح و حفظ آن ” و برای ” ترویج دموکراسی” .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اندیشه میلیونها نفر این فکر غلط ریشه دوانده که ” جنگ کاریست شرافتمندانه “. این فکر ناشی که از این فرض است که جنگ یعنی ” نبرد میان خیر و شر، پیکار میان خوب با بد “ . این تفکر است که درک دلائل جنگ و عواقب خانمان برانداز آنرا دشوار می سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک چنین تفکری سبب می شود که واقعیت و خیال وارونه شوند. در نتیجه جنگ تبدیل می شود به صلح و دروغ جای راست را می گیرد. و نیت و هدف پنتاگون و ناتو مورد شک و تردید قرار نمی گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی صحبت بر سر “شکست دادن شر ” است آنوقت پرزیدنت اوباما می گوید ” همه کارت ها روی میز است”. و تجسس افکار مثل دوران تسلط تفتیش عقائد در اسپانیا در دستور روز قرار می گیرد و مردم باید فکر کردن را تعطیل کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ایران 80 میلیون نفر زندگی می کنند. این کشور در منطقه از لحاظ نظامی و اقتصادی یک قدرت بزرگ است. ده درصد از ذخائر نفت و گاز تمام جهان در ایران است ، که پنج برابر ذخائر نفت و گاز آمریکاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انگیزه نقشه های نظامی آمریکا و تلاش های آن کشور برای آن است که این کشور را صاحب شود. نیت واقعی آمریکا برای جنگ دست یافتن به این غنیمت جنگی ست که در باره آن یک کلام هم صحبت نمی شود و لی ستادهای نقشه کشی پنتاگون 9 سال روی آن کار کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آمریکا خود را در وضعیت جنگی می بیند ولی ایران هم بیکار نبوده است و دهسال است که مشغول بالا بردن توانائی نظامی خود برای روزیست که آمریکا مستقیم یا غیر مستقیم به آن حمله کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر میان ایران و اتحادیه نظامی غرب آتش جنگ برافروخته شود، ممکن است به یک جنگ منطقه ای تبدیل گردد که از منطقه مدیترانه تا مرز چین را در بر بگیرد و می تواند جهان را برلب پرتگاه جنگ سوم جهانی بکشاند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روسیه در آخرین موضع گیری خود به آمریکا و ناتو هشدار داد که اگر ” ایران بنحوی از انحاء سیاسی یا نظامی در تنگنا قرار گیرد ما آنرا تهدید مستقیم امنیت ملی خود خواهیم دانست”.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنانی از این دست نشان می دهد که روسیه خود را متحد نظامی ایران می داند و اگر ایران مورد حمله قرار گیرد واکنش نظامی نشان خواهد داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عملیات نظامی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آمریکا و اسرائیل در صدد هستند با ایران بجنگند و می خواهند در این جنگ سیستم های مدرن تسلیحاتی بکار برند . نیروهای ویژه آمریکا و اسرائیل و همچنین ماموران اطلاعاتی آنها هم اکنون در ایران هستند. هواپیماهای بی سرنشین آمریکائی در آسمان ایران پروازهای تجسسی و جاسوسی می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادعا می شود که ایران برنامه تولید سلاح اتمی دارد و به تلافی آن می خواهند بمب های تاکتیکی اتمی و بتن شکن مانند B 61 علیه ایران بکار گرفته گیرند. البته لئون پانتا وزیر دفاع آمریکا خود در همین اواخر گفت که ایران قصد تولید سلاحهای اتمی ندارد. ترجمه واژه به واژه سخن او این است:” ( آیا ایران در تلاش تولید سلاح اتمی است ؟ ــ نه .) ” به گفتۀ کارشناسان نظامی اسرائیل مخاصمات مسلحانه میان دول موتلف آمریکا و اسرائیل با ایران “تا حد خطرناکی نزدیک شده است”. افزون بر نقل و انتقال سربازانی که قبلا در افغانستان و عراق مستقر بودند، و نیز تعداد معتنابهی سرباز که به خاورمیانه منتقل شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9 هزار سرباز آمریکائی به اسرائیل انتقال یافته اند تا در آنجا، به نوشته جرائد اسرائیل، به بزرگترین رزمایش دفاع هوائی که در تاریخ اسرائیل مانند نداشته است، بپردازند. هدف اعلام شده این رزمایش آزمون سیستم های متعدد دفاع ضدموشکی، بویژه سیستم ” اّرو” است. این سیستم با کمک آمریکائی ها بویژه برای بی اثر ساختن موشک های زمین به زمین ایران ساخته شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارش های دیگرحکایت از آن دارند که تعداد نیروهای احتیاط که در خاور میانه مورد استفاده قرار می گیرند بسیار افزایش یافته . بر اساس گزارش های تایید شده نیروی هوائی آمریکا افراد احتیاط را به پایگاه های نظامی در جنوی غربی آسیا ( منطقه خلیج فارس) منتقل کرده است 120 تن از افراد احتیاط از جمله خلبانها، ناویگاتورها و مکانیک های نیروی هوائی روز 8 ژانویه از ایالت مینسوتا به سوی خاور میانه پرواز کرده اند. حدس زده می شود که تعداد بیشتری از” نیروی احتیاط هوائی از پایگاههای کارولینای شمالی و جورجیا همراه با واحد های خود در ماههای آینده انتقال خواهند یافت”. واحدهای پاسداری سواحل آمریکا نیز به خاور میانه منتقل خواهند شد”. („ Coast Guard Reservist Head to Middel East“ ,in : military.com,5.januar 2010) البته بر اساس این خبرهای محلی نمی توان به رقم کل نیروهای احتیاط آمریکا که در اختیار ” عملیات جنگ با ایران ” قرار می گیرند دست یافت. نیروهای احتیاط انگلیس نیز به خاورمیانه اعزام شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سربازان آمریکا در اسرائیل و در خلیج فارس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این مدت اسرائیل عملا تبدیل به یک پادگان خارجی آمریکا شده است. ساختارفرماندهی آمریکا و اسرائیل در هم ادغام می گردند. قرار است در پایان رزمایش نیز بخش مهمی از سربازان آمریکائی در اسرائیل بمانند. پسزمینه این عملیات نظامی حمله هوائی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران است . گسترش دامنه جنگ تا حد توسعه آن به یک جنگ منطقه ای بخشی از این سناریو نظامی است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;” هزاران سرباز آمریکائی در این هفته به اسرائیل خواهند رفت…بسیاری از آنها بعنوان بخشی از نیروی عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل برای جنگ با ایران و گسترش احتمالی آن به منطقه، تا پایان سال بحالت آماده باش در آنجا خواهند ماند یک ناو هواپیما بر با آنها همراهی خواهد کرد. هواپیماهای آمریکائی مستقر بر ناو با جنگنده های اسرائیلی دست به تمرین ماموریت های مشترک خواهند زد. نیروی 9 هزار نفری آمریکا ترکیبی است از اعضای نیروی هوائی، واحدهای دفاع ضد موشکی، تنفگداران دریائی ، ملوان ها ، سربازان بخش فن و تکنیک و افسران اطلاعاتی …&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تهران دست به یک بند بازی خطرناک زده است. برای آن که به مردم نشان داده شود رهبری کشور برای دفاع در برابر حملات آمریکا و اسرائیل به برنامه اتمی کشور آماده دفاع است، هر چند روز یکبار رزمایشی به اجرا در می آید. نیروی زمینی، هوائی و دریائی ایران در حال آماده باش کامل است تا بتواند در برابر یک حمله بی خبر مقابله کند. طبق اظهارات رسمی در مانور مشترک آمریکا ــ اسرائیل سیستم های دفاع ضد موشکی متعددی که در اختیارهست به آزمایش گذاشته خواهد شد( DEBKAfile;6.01.201 )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میان پنتاگون 15 هزار سرباز در کویت مستقر ساخته است که ترکیبی است از دو لشگر پیاده نظام و یک واحد بالگردان. افزون بر این نیروی دریائی آمریکا دو ناو هواپیما بر کارل وینسون و جان استینس را در دریای عربی بحالت آماده باش مستقر ساخته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا کنون یک نیروی نظامی قابل توجه همراه با مدرن ترین تجهیزات نظامی در منطقه متمرکز گشته که رو به گسترش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک آبراهام لینکلن سومین کشتی جنگی آمریکا نیز بسوی دریای عربی به حرکت درآمده است. نیروی دریائی انگلیس نوترین و مدرن ترین ناوشکن خود را که رادار گریز است روانه منطقه کرده است. فرانسه ناو هواپیما بر شارل دوگل را روانه کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رسانه های غربی اعزام نیرو و ارسال تجهیزات نظامی به منطقه را تقریبا مسکوت گذاشتند. ” اعزام اخیر نیروی نظامی آمریکا به کویت و بیشتر شدن نیروی قابل ملاحظه قبلی با تجهیزات نظامی آن که ایران را به هرشکل قابل تصور محاصره کرده اند چندان مورد توجه خبرگزاری ها قرار نگرفت ” راشیا تودی ) ” آمریکا 15 هزار سرباز در کویت مستقر می سازد .” تکبه از نویسنده است 13 ژانویه 2012&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا این انتقال و تمرکز وسیع نیرو و تجهیزات نظامی به اسرائیل و کشورهای منطقه خلیج فارس و آرایش دوباره آنها با بیرون بردن نیرو ئی که آمریکا قبلا در عراق مستقر بود ارتباطی دارد ؟ نیروهای نظامی مستقر در کویت تحت فرمان مستقیم فرمادهی مرکزی آمریکا قرا دارند. پایان بخش اول، در انتظار بخش دوم این نوشته باشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://kopp-online.com/hintergruende/geostrategie/prof-michel-chossudovsky/die-kriegstrommeln-werden-geschlagen-soll-der-iran-durch-provokationen-zum-ersten-schlag-verleitet-.html&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-5307938877596993029?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/5307938877596993029/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=5307938877596993029' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/5307938877596993029'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/5307938877596993029'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/9.html' title='تدارک حمله به ایران از 9 سال پیش دیده شده'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-1336367190783197116</id><published>2012-02-01T04:53:00.000-08:00</published><updated>2012-02-01T04:59:03.581-08:00</updated><title type='text'>آلمان باید خود را آماده دوران سخت در ایران بکند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;آلمان باید خود را آماده دوران سخت در ایران بکند&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یونگه ولت ــ گزینش و ترجمه رضا نافعی&lt;br /&gt;در آغاز ماه ژانویه یوآخیم کروازه ( Joachim Krause) حمله را آغاز کرد و در مجله حرفه ای سیاست خارجی Internationale Politik) ) نوشت : ” از این پس، موضوع روز، در مورد ایران، تشدید تحریم ها و به میدان آوردن قدرت نظامی خواهد بود. گرچه غرب برای اشغال خاک ایران نقشه ای ندارد ولی احتمال آن هست که توسل به زور در مدارج متفاوت پیش آید”. آنگاه کروازه در باره مدارج متفاوت توضیح می دهد: ” ضربات محدود هوائی “، ” محاصره دریائی ” ، ” تحمیل تحریم”. همچنین دست زدن به اقداماتی که ” عملیات نظامی ایران را در دریا یا ازطریق پرتاب موشک غیر ممکن سازد ” نیز قابل تصور است. ” در واقع ” با توجه به انفجار های متعدد در تاسیسات نظامی ایران و کشتن شخصیت های برجسته اتمی و موشکی ایران ، گذار به مرحله حملات مسلحانه مدت هاست که آغاز شده است. توصیه کراوزه برای سیاست آلمان این است: ” مصلحت آنست که سیاست آلمان خود را آماده روبروشدن با دورانی شاق بسازد”. کروازه یک فرد معمولی نیست، او شخصیتی است صاحب نام و منصب: عضو کمیته اجرائی در هیئت رئیسه انجمن آلمان برای سیاست خارجی است، که بدون تردید از پر نفوذ ترین سازمان های نظریه پرداز (Thinltanks ) برای سیاست خارجی آلمان است. افزون بر این او یکی از پنج ناشر مجله سیاست بین المللی است، که مهمترین مجله سیاست خارجی برای طراحان سیاست خارجی در برلین، پایتخت آلمان است.&lt;br /&gt;بسیج ذهنی&lt;br /&gt;مقاله کروازه در مجله سیاست بین المللی بوضوح نشان می دهد که : به موازات تهدیدهای نظامی علیه ایران، بویژه از سوی آمریکا، که پیوسته شدید تر هم می شود ، در آلمان هم کسانی هستند که پیوسته با صدای بلند تر می کوشند تا شنوندگان خود را آماده هم آوازی برای حملات نظامی غرب به ایران سازند . گرچه سیاستگران دولت تاکنون کوشیده اند فقط خواستار تشدید تحریم ها شوند ولی بخشی از نظریه پردازان علنا روی به بسیج آورده اند. در پائیز سال گذشته در یکی از مقالات مجله سیاست بین المللی مسئله به این صورت مطرح شد که غرب باید تصمیم بگیرد که اگر ایران موفق به تولید سلاح اتمی شود واقعا می خواهد استراتژی فوق العاده خطرناک و پر خرج ایجاد وحشت را انتخاب کند یا این که هر طور هست همین حالا برنامه اتمی ایران را با “توسل به قدرت نظامی به تعویق اندازد ” . وقت می گذرد: “بزودی اجرای این راه دوم دیگرعملی نخواهد بود “.&lt;br /&gt;گرچه مخاطبان این مقاله افراد پر نفوذ سیاستگذاران سیاست خارجی بودند اما تعدادشان زیاد نبود تا این که در آغاز ماه ژانویه روزنامه فرانکفورتر آلگماینه هم به میدان آمد و این فکر را به میان انداخت که آخرین راه پس از تحریم خرید نفت توسط اتحادیه اروپا روی آوردن به راه نظامی است . در اواسط همین ماه دبیر بخش سیاست خارجی این روزنامه نوشت : اشتباه است اگر تصور شود رئیس جمهور آمریکا اعصاب لازم برای در گیری را ندارد. او فرمانده کل است “.&lt;br /&gt;“فرانکن برگر” نویسنده این مقاله عضو کمیسیون سه جانبه است. این کمسیون سه جانبه یک شبکه بین المللی با عضویت چند صدنفر آمریکائی، اروپائی و ژاپنی است که کارش ترویج مناسبات میان شخصیت های صاحب نفوذ غربی است. او در نوشته خود تلویحا اشاره کرد که با قاطعیت نمی توان گفت که جنگی با ایران در نخواهد گرفت.&lt;br /&gt;آیا برلین به مسیر جنگ با ایران روی می آورد؟ گرچه کارشناسان با نفوذی مانند یوآخیم کروازه با صدای بلند و وضوح کامل نظرشان را اعلام کرده اند ولی نتوانسته اند حرفشان را در پایتخت آلمان به کرسی بنشانند. دیر زمانی است که در مورد سیاست ایران دو جبهه در پایتخت آلمان بوجود آمده است که دارای مواضع بکلی متفاوت و مخالف یکدیگر هستند. یکی از این دو جبهه به اتحادیه ترانس اتلانتیک( اروپا ـ آمریکا) چشم دارد و برای آن اولویت اصولی قائل است . یکی از دلائل آن در نظر گرفتن اصولی تناسب قوا در عرصه سیاست جهانی در آینده است. رشد چین با شتاب زیاد و بدون وقفه ادامه دارد، آمریکا چین را رقیب اصلی خود در آینده می داند و در صدد است مرکز ثقل سیاست جهانی خود را به آسیا منتقل کند. ” قرن آمریکا در پاسیفیک ” عنوان مقاله ای است که خانم کلینتون وزیرخارجه آمریکا در بارۀ مرحله آتی سیاست جهانی آمریکا درماه نوامبر در مجله ” فارن پالیسی” منتشر ساخته است. برخی های در برلین با توجه به این سیاست از خود می پرسند آیا اروپا اهمیت خود را از دست میدهد؟ یک پاسخ در آغاز سال جاری در مجله سیاست بین المللی درج شده بود. ” روی برگرداندن آمریکا از اروپا که زیاد مورد بحث قرار می گیرد، سرنوشتی که بر پیشانی اروپا نوشته شده باشد نیست : آلمان هنوز هم امکان انتخاب ” همکاری در رهبری” را که جورج بوش پدر بیست سال پیش مطرح کرده بود، بپذیرد” ــ “یعنی همکار کلیدی آمریکا در اروپا ” گردد. ولی برای پذیرفتن چنین نقشی باید با واشنگتن همکاری کرد ـ از جمله در سیاست مداخله جویانه آمریکا در سراسر جهان.&lt;br /&gt;نبرد بر سر مواد سوختی&lt;br /&gt;روشن است که چنان سیاستی شامل خاور میانه نیز می گردد که غنی ترین منابع نیروی جهان در آن نهفته است. تغییر تناسب قوای جهانی در آنجا نیز قابل لمس خواهد شد. سال گذشته به ابتکار بنیاد Körber در هامبورگ، از چندصد تن سرآمدان آلمان در مورد چند موضوع مشخص سیاسی نظرخواهی شد . 80 در صد از پرسش شوندگان معتقد بودند که چین در آینده در خاور نزدیک و میانه نقش بزرگتری ایفا خواهد کرد. بنظر بیش از نیمی از آنها ” نفوذ اروپا و آمریکا در این منطقه با خطر روبروست. آیا غرب رشد قدرت رقیب و حتی از دست دادن نفوذ خود را تحمل خواهد کرد؟ حتما نه، نزدیک به سه پنجم از پرسش شوندگان پیش بینی کرده بودند که چالش های بیشتری با آمریکا که تا کنون قدرت برتر در منطقه بوده نیز روی خواهد داد. این که واشگتن فشار خود را به ایران تا حد تهدید به جنگ افزایش داده به هیچ وجه ارتباطی با برنامه اتمی ایران ندارد. روشن است که یک بمب اتمی ایرانی سروری ( هژه مونی )غرب را در خاور میانه بوضوح تضعیف خواهد کرد و به همین دلیل غرب با قاطعیت تمام مخالف آنست. کسانی خواستار آن هستند که هرچه زودتر، پیش از آن که واشنگتن توجه و امکانات خود را ــ برای نبرد مستقیم با توسعه نفوذ چین ــ بطور قطع به آسیای شرقی منتقل سازد، با ید کار خلیج فارس و منطقه پیرامون آن را یکسره کرد.&lt;br /&gt;آیا آلمان باید بعنوان همپیمان وفادار برای تضمین ماندگاری نفوذ آمریکا در خاور میانه در کنار آمریکا قرار گیرد و نقشی ایفا کند که آمریکا نتواند از کمک آلمان چشم بپوشد؟ آن بخش از هیئت حاکمه آلمان که هوادار اتحادیه ترانس آتلانتیک است ، می گوید آری . اما جبهه دیگری هم در مقابل آن قرار دارد که بشدت مخالف این نظر است. دلائل مخالفت این ها متنوع است. استدلال اقتصادی آنها این است که ایران از لحاظ منابع نفت و همچنین گاز مقام دوم را در جهان دارد ــ این آن عاملی است که اقتصاد نیرو نمی تواند آنرا بکلی نادیده بگیرد. در این رابطه باید دانست که بویژه گاز ایران برای آلمان بسیار با اهمیت است. کنسرن های انرژی اروپائی سالهاست که نقشه برای کشیدن خط لوله ای می ریزند که منابع عظیم گاز در آسیای مرکزی را با دور زدن روسیه به اروپا منتقل کند ــ چون تسلط روسیه بر تامین گاز مورد نیاز اروپا زیاد و بنظر برخی ها بسیار زیاد است . این خط لوله ” نابوکو” نام دارد. ولی منابعی که می توان گاز آنها را بدون درد سر از آسیای مرکزی به اروپا انتقال داد آنقدر نیستند که مقرون به صرفه باشند. در آغاز سال 2008 که کنسرن آلمانی RWE اعلام کرد به کنسرسیوم نابوکو خواهد پیوست، روزنامه دی ولت نوشت که برای انتقال گاز منابع گازی ایران به خط لوله نابوکو نیز مذاکراتی در جریان است . ولی برنامه ایجاد خط لوله احتمالا عملی نخواهد شد. یکی از دلائل شکست این برنامه این است انتقال گاز از ایران بدلائل سیاسی بکلی منتفی شده است.&lt;br /&gt;توان اقتصادی فوق العاده&lt;br /&gt;آیا علت دعوا بر سر ایران فقط نفت و گاز است؟ البته که نه . ایران کاملا دارای آن امکان و استعداد هست که بتواند پایگاه اقتصادی آلمان در خاور میانه گردد. ایران بدلیل منابع مواد خامی که دارد چشمه جوشان پول است. با این پول می تواند وارداتی در مقیاس بزرگ داشته باشد. افزون بر این مردم ایران با فاصله زیاد تحصیل کرده ترین مردم منطقه خلیج فارس هستند، از این رو این کشور نه تنها بهترین بازار فروش است بلکه بهترین محل برای تولید کالاهای ارزان نیز هست. بسیارند شرکت ها و موسسات آلمانی که ارتباط های خوب با ایران دارند بویژه در زمینه تولید ماشین آلات و تاسیسات. سیاست تحریم ترانس اتلانتیک زیر رگبار انتقاد دائم قرار دارد. مثلا در سال 2008 اتحادیه تولیدکنندگان ماشین آلات و تاسیسات آلمان ( VDMA) روی به اعتراض آورد و اعلام کرد که ایران دست به نوسازی صنایع خود زده است، کسی که حالا وارد میدان نشود، سالها از بازار معاملات بیرون خواهد ماند. هانس هسه، مدیر عامل اتحادیه تولید کنندگان ماشین آلات وصنایع آلمان زبان به ناسزا گشود که این تحریم ها خواه ناخواه موفق نخواهند شد. او در گفتگو با روزنامه اقتصادی هانلزبلات که ناشر افکار صاحبان صنایع و اقتصاد آلمان است، گفت :” آنچه واقعا تلخ است این است که مناسبات خوب اقتصادی با ایران در قربانگاه سیاستی قربانی می شود که ارزش ادعائی آن بسیار سست است.”&lt;br /&gt;گرچه کنسرن های آلمانی که منافع زیادی در آمریکا دارند ، پیوسته در برابر فشار واشنگتن تسلیم می شوند، ولی اقتصاد آلمان تا امروز با هرنوع تشدید تحریم ها مخالفت کرده است. هاندلزبلات در اواسط ماه ژانویه نوشت البته صادرات آلمان به ایران کاهش یافته و این کاهش در سال 2011 به 17 در صد رسید، با وجود این آلمان بعد از امارات متحده عربی دومین صادر کننده کالا به ایران است ـ امارات عربی هم در واقع واسطه و ایستگاه میانی برای واردات کالاهای غربی هستند، که به علت تحریم ها نمی توانند مستقیما به ایران صادر شوند. هاندلزبلات می نویسد صدور کالاهای دوگانه به ایران، یعنی کالاهائی که می توانند استفاده نظامی هم داشته باشند، در سال 2011 حتی افزایش هم یافته است. در سازمان ملل همواره صدای شکایت بلند است که :” برلن برای این که اقتصاد خود را حفظ کند هر وعده ای که رژیم ایران به آن می دهد باور می کند .” بویژه وزارت اقتصاد آلمان پیوسته دست حمایت بر سر معاملات با ایران گرفته است. گرچه معلوم است این گزارش ها با چه نیتی منتشر می شوند ( دشوار کردن بیشتر داد و ستد با ایران ) ولی بیانگر این نیز هست که بخشی از اقتصاد آلمان با سرسختی سیاست ترانس اتلانتیک را رد می کند.&lt;br /&gt;پاورچین&lt;br /&gt;البته فقط اقتصاد آلمان نیست که در برابر سیاست درگیری مقاومت می کند، بخشی از هیئت حاکمه آلمان در برلن نیز که به سیاست خارجی توجه دارد سالهاست که مبلغ سیاست تغییر از طریق نزدیکی است. فولکر پرتِس رئیس بنیاد دانش و سیاست ( SWP) که اتاق فکری است نزدیک به دولت، در سال 200 نوشت ” کسی که از امکان تاثیر گذاری از طریق دادو سند و قراردادهای همکاری و گفتگوی سیاسی چشم می پوشد، به این امید که بتواند در مورد برنامه مورد مناقشه اتمی ایران ، که بسیار هم اهمیت دارد، فشار وارد آورد، احتمالا موجب تضعیف نیروهائی در ایران خواهد شد که به اصلاحات و همکاری علاقمند هستند، بدون این که خود در جبهه اتمی هیچ پیش رفتی کرده باشد. معنی سخن پرتِس این بود که اروپا نباید به سیاست درگیری آمریکا در آنزمان بپیوندد، بلکه باید برای همکاری با ایران تلاش کند، تا بتواند ایران را برای همیشه با خود وابسته سازد. فقط از این طریق است که می توان موقعیت آلمان را در خاور میانه تثبیت کرد.&lt;br /&gt;هدف این سیاست هم مانند استراتژی درگیری کوشش برای تثبیت سروری غرب در خاور میانه است با این تفاوت که این یکی نمی خواهد نظر خود را با چکش در مغز مخاطب فرو کند بلکه می کوشد پاورچین پاورچین به هدف برسد.&lt;br /&gt;آلمان و سیاست رسیدن به قدرت جهانی&lt;br /&gt;در بنیاد دانش و سیاست و در بخشی از اقتصاد آلمان تا امروز هم همین سیاست دنبال می شود. هدف این سیاست آنست که موقعیت آلمان ـ اروپا را در خاورمیانه تقویت کند و سیاست وابسته کردن منطقه به اروپا را با تمام توان به پیش برد. حاصل آن این خواهد بود که موقعیت اروپا بویژه در ایران تحکیم گردد و به برلن و بروکسل امکان دهد در برابر آمریکا قدعلم کند و یک سیاست آلمانی اروپائی در عرصه قدرت جهانی در پیش گیرد. در چنین حالتی محافل ویژه آلمانی و اروپائی نه تنها در پی دست یافتن به قدرت جهانی هستند بلکه با نیروهائی همکاری می کنند ـ مثلا با رژیم سرکبگر ایران ــ که صرفنظر از آنچه که مبلغان غربی جنگ در باره آن می گویند واقعا هم نمی توان آن را زیبا جلوه داد.&lt;br /&gt;اما بخش دیگر از هیئت حاکمه آلمان یعنی جبهه هوادار وحدت ترانس اتلانتیک هم برای تحکیم سیاست در گیری خود با ایران، با فئودالهای دیکتاتور در شبه جزیره عربستان همکاری می کند، که در راس آنها عربستان سعودی قرار دارد، کشوری که در آن زنان برخلاف ایران نه حق انتخاب کردن دارند و نه اجازه گرفتن گواهینامه رانندگی . انتخابات؟ در ایران در انتخابات تقلب می کنند، در عربستان اصلا زحمت انتخابات پر خرج را هم بخود نمی دهند. آنها یک جمعیت مشاور 150 نفری مردانه و دست چین شده دارند . البته دیکتاتورهای منطقه خلیج فارس هم تظاهرات اعتراضی را مانند ایران وحشیانه سرکوب می کنند، ولی وهابیگری عربستان سعودی که عقب مانده ترین شکل اسلامگرائی است ، نمایندگانی چون اسامه بن لادن نیز داشته است. تورکی الفیصل رئیس سابق سازمان امنیت عربستان که در سالهای 1980 در افغانستان با بن لادن همکاری می کرد، در پایان سال 2011 اعلام کرد که ریاض به تولید سلاحهای اتمی توجه دارد. در این که بمب اتمی عربستان برای اسرائیل خطری جدی است تردیدی نیست. فرقش با ایران در کجاست؟ یک فرق هست، فرقی کوچک و ظریف : دیکتاتورهای منطقه خلیج فارس همکاران مطمئن غرب هستند ـ دست کم تا امروز ـ و سروری غرب را پذیرفته اند.&lt;br /&gt;سیاست جبهه آلمانی ترانس اتلانتیک سبب می گردد که صنایع آلمان بازار خود را در ایران از دست بدهند ولی آنها برای سیراب کردن صنایع آلمان که تشنه بازار هستند جایگزین دارند . بازار معاملات موسسات آلمانی با شبه جزیره عربستان بسیار پر رونق است. در سال 2010 کل معاملات با ایران به 4،7 میلیارد یورو بالغ گردید و در سال 2011 از این هم کمتر شد، در همین زمان تبادل کالا با عربستان سعودی به 6،4 میلیارد یورو رسید و با امارات عربی به بیش از 8 میلیارد یورو بالغ گردید و امید بیشتر شدن معاملات نیز هست. سرمایه گذاری در این کشورها نیز زیاد است. حکام این کشورها دریافته اند که نفت و گاز روزی تمام خواهد شد و از همین رو شروع به ایجاد مدرن ترین صنایع در کشورهای خود کرده اند تا برای دوران پس از نفت دست خالی نمانند. موسسات آلمانی در این عرصه نیز فعال هستند. بویژه صنایع اسلحه سازی که دیکتاتورهای منطقه خلیج، بخصوص عربستان سعودی را به هواپیماهای جنگی و تانکهای جنگی مجهز می سازند . فروش 270 واحد تانک لئوپارد A 7 2 در این اواخر سر و صدا برپا کرد و به جرائد راه یافت ـ، و همچنین کارخانه ای برای ساختن مسلسل های G 36 مارک هکلر و کخ و وسائل جنگی دیگر در آنجا تاسیس کرده اند. در سال 2009 امارات به مرتبه دومین خریدار تسلیحات صادراتی آلمان ارتقاء یافت، با پرداخت مبلغی بیش از نیم میلیارد یورو، آمریکا جای نخست را دارد.&lt;br /&gt;a&lt;br /&gt;تسلیحات سودآور&lt;br /&gt;البته دلیل فروش تسلیحات فقط کسب سود نیست: عربستان سنی دیرزمانی است که با ایران شیعه رقابت می کند. ایجاد اتحادیه دفاعی Gulf Cooperation Council GCC) ) در 25 ماه مه 1981 ، اندک زمانی پس از سقوط شاه این هدف را دنبال می کرد که شش دیکتاتور عرب در منطقه خلیج فارس : عربستان سعودی، کویت، قطر، بحرین، امارات متحده عربی و عمان را علیه ایران با یکدیگر متحد سازد. اسناد ویکیلیکس آشکار کردند که پادشاه عربستان در سال 2008 با اشاره به ایران از آمریکا خواسته است که :” سرمار را بکوبید ” . دیگر دیکتاتور های عضو GCC نیز اظهارات دوستانه ! مشابهی در مورد ایران کرده اند. مسلح کردن دیکتاتورهای منطقه خلیج فارس پر سود ترین شیوه برای وارد آوردن فشار نظامی به ایران است، چون پول این سلاحهائی که باید ایران را بترساند، خودشان به تولید کنندگان غربی می پردازند. افزون بر این، برای این که مبادا در اثر تظاهرات اعتراضی ــ آخرین تظاهرات بازهم در شرق عربستان سعودی رخ دادــ به متحدین علیه ایران لطمه ای بخورد آلمان مدرن ترین سلاحهای سرکوبی را در اختیارشان می گذارد. ده در صد از سلاح هائی که در اختیار بخش امنیت عربستان قرار دارد ساخت آلمان است.&lt;br /&gt;با توجه به این پسزمینه است که یوآخیم کروازه عضو هیئت مدیره انجمن آلمانی برای سیاست خارجی، در آغاز سال نو خواستار آن شد که ” دیگر باید به این ” سخنان نامبارک ” پایان داد که ” راه حل نظامی را باید اصولا کنار گذاشت “. او حتی تصور می کند که وزیرخارجه آلمان هم ” سخنان عوام پسند صلح دوستی ” بر زبان رانده است و از صدر اعظم می خواهد که در آینده حتما مانع از آن گردد که ” برخی از اعضای کابینه آلمان با سخنانی که بر مردم تاثیر می گذارد از طریق مخالفت با اقدامات نظامی آمریکا برای خود کسب وجهه کنند”. کروازه در پایان سخنانش خطاب به فراکسیون دوم سیاست ایران در برلن گفت باید مردم را آماده کرد که “ هزینه تحریم های مستمر علیه ایران می توانند سنگین گردند ” . مسئله فقط محدود به ضررهای بازرگانی نمی شود، بلکه بنزین هم گران خواهد شد، وخطر وارد آوردن ضربات بزرگ به اروپا افزایش خواهد یافت. دوران سختی در انتظار آلمان و بخصوص ایران خواهد بود. در مورد ایران حق با اوست.&lt;br /&gt;http://www.jungewelt.de/2012/01-25/022.php &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-1336367190783197116?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/1336367190783197116/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=1336367190783197116' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/1336367190783197116'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/1336367190783197116'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_1205.html' title='آلمان باید خود را آماده دوران سخت در ایران بکند'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-415917829954305246</id><published>2012-02-01T04:26:00.000-08:00</published><updated>2012-02-01T04:39:38.096-08:00</updated><title type='text'>فراخوان به ایرانیان آزاده و انسانهای صلح دوست:</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;فراخوان به ایرانیان آزاده و انسانهای صلح دوست:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تظاهراتهای سراسری روز شنبه 4 فوریه شرکت کنیم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علیه تحریم اقتصادی، علیه تجاوزنظامی وعلیه عملیات تروریستی درایران&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مردم شریف و انسان دوست ،&lt;br /&gt;کنگره آمریکا و به همراه آن اتحادیه امپریالیستی اروپا تصمیم به محاصره اقتصادی ایران گرفته و تحریم های چند ساله علیه مردم ایران را گسترش داده اند . تحریم های جدید بر علیه مناسبات بین المللی با بانک مرکزی ایران، مسدود کردن دارائی های ایران در چند کشور ، تحریم چندین بانک و موسسه اقتصادی و صنعتی کشور ، جلوگیری از خرید نفت ایران توسط کشورهای اروپائی و ... مجموعه اقداماتی است که بمنظوربانقیاد درآوردن ایران صورت میگیرند. این تحریم ها بهمراه ترور و تهدید ایران به تجاوز نظامی و ایجاد فضای رعب و وحشت در کشور اقداماتی ضد انسانی و مغایر با قوانین بین المللی اند . این اقدامات قلدر منشانه و غیر قانونی دارای ماهیتی ارتجاعی بوده که در صورت تحقق آن ایران را به ویرانه ای مانند عراق تبدیل خواهد کرد. امپریالیستهای غربی بسرکردگی آمریکا خواهان ایجاد کشورهای مطیع در سراسر خاورمیانه اند تا بتوانند به اهداف غارتگرانه و هزمونی طلبانه خود دست یابند. هر انسان شریف و آزاده ای میتواند ماهیت جنگ طلبانه ، استیلا طلبانه ، و ضد انسانی امپریالیست آمریکا و دولت اوباما را در اقدامات ببیند.&lt;br /&gt;غارتگران امپریالیست آمریکا به نمایندگی اوباما با قلدری و تهدید سعی میکنند که کل خاورمیانه را در حیطه سلطه خود گیرند و منابع انرژی منطقه را غارت کنند . خاورمیانه منطقه ای حیاتی برای این راهزنان بین المللی است و برای اهداف استراتژیک و دراز مدت امریکا نقش کلیدی دارد. کنترل آمریکا بر ایران در واقع کنترل بر منابع وسیع انرژی کل خاورمیانه است که به آمریکا این امکان خواهد داد تا اراده خود را بر کل جهان تحمیل کند.&lt;br /&gt;تا کنون بیش از ده سال است که قدرتهای غربی و صهیونیست های اسرائیلی در یک جنگ روانی بر علیه ایران هر ساله مرتبا اعلام کرده اند که ایران تا 6 ماه و یا یک سال دیگر دارای بمب هسته ای خواهد بود و وای که چه باید کرد که ایران اتمی خطری برای کل بشریت است! .بعد از گذشت بیش از ده سال هنوز از بمب اتمی موهومی ایران خبری نیست و در حقیقت این صدها و هزاران بمب اتمی و فسفری و بیولوزیک آمریکا و اسرائیل و امپریالیستهای اروپائی است که امنیت را در جهان بهم زده است. " بمب اتمی ایران " دروغی است که ساخته و پرداخته امپریالیست ها و صهیونیست ها بوده و از آن بعنوان بهانه برای تهدید ، تحریم ، و تجاوز به ایران و در نهایت برای تسلط بر منطقه بکار میگیرند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در اعتراض به تحریم ایران ، به جنگ افرزی دولت آمریکا ، و به مداخله در امور داخلی ایران تظاهراتهای سراسری در آمریکا و کانادا در شهرهای سانفرانسیسکو , لوس آنجلس , سیاتل , تمپا فلوریدا , آتلانتا فلوریدا , واشنگتن , بالتیمور , نیویورک ,ریچموند ویرجینیا , شیکاگو بوستون , دیترویت , کلمبوس اوهایو , فیلادلفیا , ونکوور کانادا , لتبریج کانادا .... برای روز شنبه 4 فوریه تدارک دیده شده اند.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;ما فعالین حزب کار ایران (توفان) در آمریکا و کانادا همه ایرانیان آزاده و صلح دوست را به شرکت در این تظاهرات ها فرامیخوانیم. باید مردم را بر ضد تحریم ها و جنگ افروزی امپریالیست ها بسیج نمود و بهمراه نیروهای مترقی و فعال در جنبش آمریکا وکانادا صدای اعتراض خود را به مجموعه اقدامات قدرتهای استعماری در خاورمیاته رساتر نمود. رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم ارتجاعی سرمایه داری و مافیائی است که مورد نفرت اکثریت مردم ایران قرار دارد ولی سرنگونی این رژیم جنایتکار و فاسد وظیفه مردم ایران است و نه قوای متجاوز امپریالیستی که تنها و تنها منافع غارتگرانه خویش را در نظر داشته و به هدف مستعمره کردن کشورها به آنها تجاوز میکنند. آمپریالیست ها هرگز خواهان آزادی و دمکراسی و حقوق بشر نبوده و نخواهند بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعالین حزب کار ایران (توفان) در آمریکا و کانادا&lt;br /&gt;29 ژانویه 2012&lt;br /&gt;Hezbekarusca@gmail.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-415917829954305246?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/415917829954305246/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=415917829954305246' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/415917829954305246'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/415917829954305246'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post_01.html' title='فراخوان به ایرانیان آزاده و انسانهای صلح دوست:'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-6221140012731147286</id><published>2012-02-01T04:20:00.000-08:00</published><updated>2012-02-01T04:25:46.986-08:00</updated><title type='text'>جنگ بخاطر نفت ایران به تعویق می افتد؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;جنگ بخاطر نفت ایران به تعویق می افتد؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;مصاحبه&lt;br /&gt;&lt;a href="http://svpressa.ru/politic/article/52081/"&gt;http://svpressa.ru/politic/article/52081/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;برگردان: ا. م. شیری&lt;br /&gt;&lt;a href="http://eb1384.wordpress.com/2012/01/31/"&gt;http://eb1384.wordpress.com/2012/01/31/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;۱۱ بهمن ۱٣۹۰&lt;br /&gt;چرا تشدید تنش پیرامون تنگه هرمز به سود آمریکایی هاست.&lt;br /&gt;باراک اوباما در پیام خود به کنگره آمریکا، با اشاره به تشدید اقدامات برای قطع وابستگی کشور به واردات مواد مولد انرژی از خارج بطور مشخص گفت: «در طول سه سال اخیر ما اجازه حفاری در میلیونها هکتار معادن نفت و گاز را صادر کردیم. من به دولت خود دستور اکتشاف ۷۵ درصد منابع دریایی بالقوه مان را می دهم». علاوه بر آن، او خاطر نشان کرد که واشینگتن از همه گزینه ها برای ممانعت از دستیابی ایران به سلاح اتمی استفاده خواهد کرد. از هر دوی این اظهارات این نتیجه منطقی حاصل می شود که مسئله جنگ ایالات متحده آمریکا برعلیه ایران حل شده است. افزون بر آن، در تاریخ ۲۶ ژانویه معلوم شد که آمریکا در ماه مارس یک گروه ناو هواپیمابر ضربتی به سرپرستی ناوهواپیمابر اتمی «انترپرایز» را به خلیج فارس گسیل خواهد داشت (موشکهای کروز و سه ناوشکن نیز جزو این گروه می باشند). بدین ترتیب، این سؤال پیش می آید که اگر مناقشه از فاز «سرد» به فاز «گرم» وارد شود، تأثیر آن بر بازار جهانی مواد مولد انرژی چگونه خواهد بود؟&lt;br /&gt;برای یافتن پاسخ این سؤال ما (مطبوعات آزاد) به سرگئی پراواسودوف، مدیر انستیتوی انرژی ملی مراجعه کردیم.&lt;br /&gt;ــ باید توجه داشت که شروع جنگ برعلیه ایران به نفع ایالات متحده آمریکا نیست. مشکل بتواند بر اساس سناریوی عراق عمل کند. اگر قرار بود آمریکا به این کار دست بزند، ارتش خود را از عراق خارج نمی کرد. چرا که عراق بهترین پایگاه برای آغاز عملیات زمینی در ایران بود.&lt;br /&gt;فکر می کنم آمریکایی ها در تحریک ایران برای دست زدن به عکس العمل های تند، مثل بستن تنگه هرمز، ذینفع اند. آمریکا با متقاعد کردن شرکای خود برای امتناع از خرید نفت ایران، سعی می کند ایران را به بن بست براند. زیرا، اقتصاد این کشور اساسا، به صادرات «طلای سیاه» وابسته است و منابع دیگری برای ادامه حیات ندارد. با این وضع، برای اکثریت ایرانیان قابل درک نیست که چرا غرب برعلیه آنها متحد می شود. به آنها گفته می شود: شما برای ساخت سلاح اتمی تلاش می کنید. این در حالیست که شمار زیادی از کشورهای جهان در همین سمت حرکت می کنند، اما هیچ کسی، بخصوص بدین شکل خشن، متعرض آنها نمی شود. همین پاکستان در همسایگی ایران سلاح اتمی در اختیار دارد. علاوه بر این، القاعده نیز از همان سالهای حضور نظامی اتحاد شوروی در افغانستان، در پاکستان حضور دارد و از حمایت دولت برخوردار است. اما چرا جامعه بین المللی هیچگاه حتی فکر تحریم این کشور را به ذهن خود راه نمی دهد؟ واضح است که بازیها هیچ ربطی به خطر هسته ای ایران ندارد. همه اینها بهانه است.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- پس همه این بهانه گیریها بخاطر چیست؟&lt;br /&gt;ــ بنظرم، یک دلیل ساده دارد. آمریکائیها صاحب قدرتمندترین نیروی دریایی در جهان هستند. این نیرو تقریبا تمام حمل و نقل دریایی جهان را کنترل می کند. طراحان استراتژی آمریکا در زمانهای اخیر از اینکه بودجه بسیار هنگفت و سنگینی برای امور دفاعی تخصیص می یابد، آه و ناله می کنند. بودجه این کشور تقریبا مساوی با بودجه دفاعی تمام کشورهای جهان است. و این در حالیست که بدهی خارجی هنگفت آمریکا، تقریبا به ۱۶ تریلیون دلار سر میزند. بری اغلب صاحب نظران سیاسی آمریکا این سؤال مطرح است که آیا این بیش از حد راهزنانه نیست که ما بعنوان ضامن عملکرد طبیعی تجارت دریایی جهان عمل می کنیم؟ آنهاعقیده دارند ، کشورهایی از امنیت تجارت دریایی بهره می برند، که بسیار خوب تحت پوشش ناوشکنهای آمریکایی قرار می گیرند. یعنی، هزینه امنیت دریایی را آمریکا می پردازد ولی، سودش را آنها می برند.&lt;br /&gt;آمریکا باید به دیگر کشور تفهیم نماید که برای برقراری امنیت بایستی هزینه کنند. به همین سبب، اینک برای آنها متجاوزی لازم است که به کشتیرانی جهانی حمله کند. وضعیت تنگه هرمز برای این کار بسیار مناسب است. ایرانی های بد، تانکرهای نفت را متوقف خواهند کرد و آمریکایی های خوب، با هزینه معقول می توانند کشتی های دیگر کشورها را از تنگه عبور دهند. این مثال خوبی برای آن خواهد بود که در قبال حراست از تهدیدات مختلف، چقدر به آمریکائی ها خواهند پرداخت.&lt;br /&gt;علاوه بر آن، تشدید هر گونه تنش پیرامون ایران، به نفع آمریکاست. زیرا، هم موجب افزایش قیمت جهانی نفت خواهد شد و، هم، توسعه شیست گاز و نفت، سنگهای زیستی را مقرون به صرفه خواهد ساخت که آمریکا در داخل اضافه بر مصرف دارد. بطور کلی، توسعه شیست نفت خیز، یکی از جهات اصلی توسعه بخش واقعی اقتصاد آمریکا است. طبق ارزیابی تحلیلگران آمریکایی، در سایه اجرای طرحهای این عرصه تا سال ۲۰۱۵ در آمریکا ۸۷۰ هزار فرصت شغلی ایجاد خواهد شد. درآمد ناخالص این کشور ۱۱۸ میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. اما برای اینکه همه این فعالیت موجب ضرر و زیان نشود، قیمت نفت باید افزایش یابد. حداقل ۱۰۰ دلار در هر بشکه.&lt;br /&gt;همانطور که می بینید، آمریکائیها، با دامن زدن به تشنجات پیرامون ایران، بسیاری از مشکلات خود را حل می کنند، اما اروپائیها و چینی ها با معضلات جدیدی مواجه می شوند. متحدان آمریکا مجبورند ضمن بمخاطره انداختن اقتصاد خود، با مواضع آمریکا موافقت کنند. مثلا، کشورهای ژاپن ۱۷ درصد، ایتالیا ۱۰ درصد و کره جنوبی ۹ درصد نفت مورد نیاز خود را از ایران وارد می کنند.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- در عین حال، چین مخالف شدید خود را با تحریم نفت ایران اعلام کرد. آمریکا چقدر می تواند بمواضع کشوری که اقتصادش وابسته به آن است، بی اعتنایی کند؟&lt;br /&gt;ــ در این وضعیت، عامل اصلی این است که موضع چین مشخص نیست. آمریکائیها بیش از هر کشوری به چین بدهکارند. و اقتصاد آسمانی آن به سهم خود بشدت به نفت خاومیانه وابسته است. تصور می کنم که آمریکائیها سعی می کنند بر سر وابستگی با چین معامله کنند. یعنی، ما تانکرهای شما را از تنگه هرمز عبور می دهیم و شما نیز از بدهی های ما کم کنید. واضح است که این معامله به نفع چینی ها نیست، ولی آنها چه عکس العملی نشان خواهند داد، هنوز معلوم نیست. (ترجمان ساده این گفته، یعنی، اینکه آمریکا در نظر دارد نقش راهزنان دریایی سومالی را در تنگه هرمز ایفاء نماید. مترجم).&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- در لیبی هم منافع چین مطرح بود ولی آمریکا این مسئله را در نظر نگرفت...&lt;br /&gt;ــ در این وضعیت چین چکار می تواند بکند؟ خوب، اعتراض می کند. این اعتراضات برای آمریکائیها باد هواست. چین نمی تواند با آمریکا بجنگد و حتی نمی خواهد. «اوراق بهادار» آمریکا را وارد بازار کند؟ هر قدر که می خواهد. در مقابل، امریکا باز هم مثل همیشه تریلیونها دلار چاپ خواهد کرد. تصور می کنم که چین هنوز اهرمهای متناسبی برای تأثیرگذاری بر آمریکا را در اختیار ندارد.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- تصور کنید، ما فرضیه شما را در مورد آنکه آمریکا در تشدید تنشها پیرامون ایران ذینفع است، بعنوان واقعیت مطلق می پذیریم. آیا می توان این استراتژی «ژاندارم بین المللی» را در هم شکست؟&lt;br /&gt;ــ بلی، بی تردید. عوامل بسیار زیادی در خاورمیانه در هم تنیده و در اینجا بازیهای بسیار جدی با پولهای هنگفت، در هم گره خورده است. در چنین شرایطی، کل منطقه به کانون بی ثباتی تبدیل گردیده است. اگر یکی از بازیکنان کنترل بر اعصاب خود را از دست بدهد، این عصبانیت می تواند به فاجعه جهانی بیانجامید. تصور پیامدهای آن وحشتناک است. مناقشه می تواند گسترش یابد و دیگر مناطق جهان را به کام خود بکشد.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- گمان می رود که قیمت بالای نفت، بسود روسیه باشد. ممکن است ما هم مثل امریکا، از بروز مناقشات جدید در خاورمیانه سود می بریم؟&lt;br /&gt;ــ در ابتدا، البته! می توان درآمدهای فوق العاده از صادرات مواد مولد انرژی بدست آورد. اما جنگ دراز مدت آمریکا با ایران می تواند پیامدهای منفی برای روسیه در پی داشته باشد. اولا- افزایش بهای نفت، یافتن منابع جایگزین برای تأمین انرژی را مقرون به صرفه خواهد ساخت. و کشورهای پیشرفته بسرعت در این عرصه فعالیت خواهند کرد. ثانیا- بی ثباتی ایران در همسایگی دیوار به دیوار کشورهای مشترک المنافع، می تواند به مناطق نا آرام آسیای مرکزی و قفقاز سرایت نماید.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- عراق هم تا چندی پیش خودش را چنین تصور می کرد. بویژه آنکه این کشور قبل اشغال توسط آمریکا، یکی از بازیگران عمده بازار جهانی نفت بود. در حال حاضر چه انتظاری می توان از این کشور داشت؟&lt;br /&gt;ــ عراق امروز بزرگترین علامت سؤال در تجارت نفت بشمار می رود. با در نظر گرفتن ذخایر نفت، این کشور می تواند تولید آن را صد در صد افزایش دهد. آیا این کار را خواهد کرد؟ همه مسئله بسته به این است که می توانند در بخش تولید نفت این کشور امنیت پایدار برقرار سازند یا نه. بخصوص اینکه آمریکا حضور نظامی خود در عراق را بشدت کاهش داده است.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- گفته می شود که آمریکا همه نیروهای خود را از عراق خارج کرده است.&lt;br /&gt;بلی، اما در آنجا شمار زیادی از به اصطلاح نظامیان خصوصی باقی مانده است. فقط در حدود ۱۰ هزار مشاور نظامی هنوز در عراق هستند. و حقوق «سربازان خصوصی» که در واقع همان نیروهای ویژه بحساب می آیند، گویا از بودجه دولتی پرداخت نمی شود. طبق برآوردهای مختلف، شمار آنها از ۱۶ تا ۵۰ هزار تخمین زده می شود. و اینها همان آدمهایی هستند که باید استخراج منظم نفت عراق را سازماندهی نمایند. آیا از عهده این کار برخواهند آمد یا نه، هیچ کس نمی داند.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- مگر ممکن است، مثلا بعنوان نمونه، لیبی گفت که کشور بمباران شده توسط آمریکا بتواند صادرات نفت خود را بسرعت به سطح قبل از جنگ برساند؟&lt;br /&gt;ــ فکر می کنم که اکنون در لیبی نفت بمیزان ۶۰ درصد تا آغاز جنگ استخراج می شود. آنچه که به مسئله ترمیم مربوط می شود، این است که تجارت آمریکا تحت حفاظت سربازان آمریکایی خیلی سریع می تواند هر چاه از کار افتاده را دوباره راه اندازی کند. اما اگر لیبیائی ها و یا کسان دیگری بخواهند این کار را به نیروی خود انجام دهند، احتمالا یک سال طول خواهد کشید.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»- اگر فرض کنیم که چاههای ایران هم بمباران خواهد شد...&lt;br /&gt;ــ سؤال اصلی همین است. مسئله مستقیما با مقاومت ارتش ایران در مقابل تجاوز آمریکا بستگی دارد. عراق، اگر فراموش نکرده اید، بی جنگ تسلیم شد. هنوز تسلیم ارتشیان عراق به پایان نرسیده بود که سربازان آمریکایی کار فرونشاندن آتش چاههای سوزان را آغاز کردند. در ارتباط با ایران هم، هنوز معلوم نیست که آمریکا می تواند این کار را حتی اگر بخواهد، انجام دهد!&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-6221140012731147286?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/6221140012731147286/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=6221140012731147286' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6221140012731147286'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6221140012731147286'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/02/blog-post.html' title='جنگ بخاطر نفت ایران به تعویق می افتد؟'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-9146519094409065692</id><published>2012-01-28T09:09:00.000-08:00</published><updated>2012-01-28T09:12:00.610-08:00</updated><title type='text'>فراخوان برای اعتراض به تجاوز به ایران و تحریم مردم میهنمان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;فراخوان برای اعتراض به تجاوز به ایران و تحریم مردم میهنمان&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;تحریم و گرسنگی دادن به مردم ایران یک جنایت ضد بشری است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هموطنان عزیز!&lt;br /&gt;کنگره آمریکا به یک اقدام غیر قانونی و از بالای سر شورای امنیت سازمان ملل متحد، بر ضد یک کشور عضو این سازمان که دارای همه حقوق مساوی با سایر دول جهان، اعم از کوچک و بزرگ، مترقی و ارتجاعی، سیاه و سفید است، دست زده است. دولت اوباما این گرگ در لباس میش، می خواهد این اقدام روشن غیر قانونی خویش را، در مورد تحریم نفت ایران، تحریم مناسبات مالی با بانک مرکزی ایران، ممانعت از ارسال دارو و غذا به ایران و... را به سایر دول جهان نیز، با قلدری تحمیل کند. این اقدام نه تنها زورگویانه و غیر قانونی و در تناقض کامل با روح منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر قرار دارد، بلکه یک جنایت ضد بشری است و با نیت شوم و ضد انسانی صورت می گیرد و می خواهد از کشور ما ایران، به بهانه مبارزه با بمب اتمی موهومی ایران و جعلیات سازمانهای جاسوسی اسرائیل و آمریکا، و با مخفی کردن خود در پشت جنایات رژیم جمهوری اسلامی، یک عراق و نوار غزه دوم بسازد. آمریکا که به عنوان پلیس جهان، بر صحنه آمده است، می خواهد سیاست سلطه جویانه و استیلاگرانه خویش را به ملتهای جهان تحمیل کند. آنها می خواهند نسلهای آتی ایران را از دست یابی به فنآوری هسته ای و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای، برای وابسته کردن ایران بخود، محروم کنند. آنها کشور ما را جنگ افروزانه و بر خلاف موازین جهانی به جنگ و نابودی تهدید می کنند. سیاست جنگ افروزانه غارتگران جهانی مورد نفرت مردم ایران است و پاسخ این جنایتکاران را با مقاومت سرسختانه خویش خواهد داد. ایران جمهوری اسلامی نیست. ایران ماندگار، پایدار، بالنده بوده و جمهوری اسلامی مانند همه رژیمهای دیگری که در ایران در عرض قرنهای گذشته بر سر کار آمده اند، ناپایدار، رفتنی و میرنده هستند. بر هر ایرانی میهندوستی است که از وطنش دفاع کند و در مقابل قلدری سلطه گران جهانی ایستادگی نماید. بهمین جهت در روز شنبه 4 فوریه 2011 ساعت 13، در میدان اشتاخوس در مونیخ ما:&lt;br /&gt;ایرانیان در تبعید در مونیخ،&lt;br /&gt;سازمان ایرانیان دموکرات و&lt;br /&gt;جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی ایران در مونیخ&lt;br /&gt;همراه با نیروهای مترقی آلمانی و خارجی بر ضد این تحریکات دست به نمایش اعتراضی می زنیم. از شما هموطنان عزیز دعوت می کنیم برای همدردی با مردم میهن ما، در این نمایشات اعتراضی شرکت کنید. شرکت وسیع شما به نشست سرکردگان جنگ طلبی در مونیخ نشان می دهد که بلعیدن ایران لقمه ای است که در گلوی آنها گیر می کند. ایران و ایرانی ماندنی و رژیمها رفتنی هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی ایران در مونیخ&lt;br /&gt;31/01/2012&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدرس تماس: bijan.n79@gmail.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران jenhezedetajavoz.blogspot.com&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-9146519094409065692?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/9146519094409065692/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=9146519094409065692' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/9146519094409065692'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/9146519094409065692'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/01/blog-post_28.html' title='فراخوان برای اعتراض به تجاوز به ایران و تحریم مردم میهنمان'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-4174965599392774773</id><published>2012-01-26T00:58:00.000-08:00</published><updated>2012-01-26T01:04:06.550-08:00</updated><title type='text'>دروغهای جنگ (*)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;دروغهای جنگ (*)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;بقلم جک راندوم&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.warandpeace.ru/ru/exclusive/view/65401/"&gt;http://www.warandpeace.ru/ru/exclusive/view/65401/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;برگردان: ا. م. شیری&lt;br /&gt;&lt;a href="http://eb1384.wordpress.com/2012/01/25/"&gt;http://eb1384.wordpress.com/2012/01/25/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;۵ بهمن ۱٣۹۰&lt;br /&gt;فرار از عراق، یادآور شکست در ویتنام&lt;br /&gt;باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در پیام ۱۴ دسامبر خود خطاب به ارتشیان در فورت برگ گفت:&lt;br /&gt;“شما از سلاله بلافصل قهرمانانی هستید که دو قرن- قرن استعمار و امپراطوری خشن را به هم پیوند می دهید. پدران و پدربزرگان شما با سری سرد، کمونیسم و فاشیسم را بزیر کشیدند، و شما مردان و زنان در اجرای همان اصول، برای سرکوب کسانی که در ۱۱ سپتامبر به حمله کردند، در فلوجه و قندهار جنگیدید”.&lt;br /&gt;“مهمترین درسی که ما می توانیم از این پیکار نه از عرصه استراتژی جنگی، بیاموزیم این است که آن، به خصلت ملی ما مربوط می شود. در سایه شما، ما این جنگ را در شرایطی به پایان می بریم که آمریکا قدرتمندتر و جهان امن تر شده است”.&lt;br /&gt;دروغهای جنگ مثل بسته های پرزرق و برق هدایای شب عید و یا همچون وعده- وعیدهای خشک و خالی براحتی و سادگی از حافظه ها محو می شود. درسهای جنگ را از نو، هنوز، که از قلبها پاک نشده است، باید آموخت.&lt;br /&gt;دروغهای جنگ عراق چنان راحت دفن شدند که شش نامزد از هفت نامزد حزب جمهوریخواه برای ریاست جمهوری آمریکا، بر اساس ادعاهای موهوم، درست مثل شروع جنگ برعلیه عراق، علنا شروع جنگ برعلیه ایران را وعده کردند. بخاطر اینکه درسهای این جنگ وحشیانه، بزرگترین محاسبه استراتژیک پس از جنگ ویتنام، درست مثل فجایع عظیم آن جنگ براحتی بفراموشی سپرده شدند و امروز شش نامزد از هفت نامزد حزب جمهوریخواه، وفاداری خود به اتاق فکر نئومحافظه کاران، به اتاق فکر بیماران روانی را اعلام کردند. البته، کاخ سفید هم دست کمی از این اتاق فکر ندارد.&lt;br /&gt;کسانی از ما که سالهای جنگ ویتنام، سالهای از دست رفته را هنوز بیاد دارند، با توجیهات بسیار آشنا و عمیقا دردآور جنگ افروزی دو حزب ما در عراق بخوبی آشنا هستند.&lt;br /&gt;دروغی که ما را به جنگ ویتنام کشانید، تراوش تئوری این دومینو بود که: اگر ما از ورود یک کشور به دایره سرخ کمونیسم جلوگیری نکنیم، آنوقت، همه کشورها را از دست خواهیم داد. بر پایه این تئوری، سه قدرت غربی (انگلیس، فرانسه و آمریکا)، این کشور کوچک همسایه چین را بمثابه میدان بازیهای جنگی انتخاب کردند.&lt;br /&gt;هستی بیش از سه میلیون انسان را قربانی کردیم تا نشان دهیم که بازیهای کودکانه نمی تواند مبنای قانون سیاست خارجی ما قرار گیرد. این واقعه بدین سبب روی داد که رهبران ما مجذوب نظامیگری، قدرت طلبی، شکوه و عظمت امپراطوری شده بودند.&lt;br /&gt;بزرگترین دروغ پس از شکست ما در جنگ ویتنام این بود که گویا عدم توجه جدی به آن، بطور کلی موجب این شکست بود. سیاستمداران در واشینگتن دائما در مقابل ژنرالهای ما ایستادگی می کردند. از سال ۱۹۶۵ تا سال ۱۹۶۸ ما بیش از یک میلیون تـُن بمب و موشک در ویتنام شمالی، لائوس و کامبوج انبار کردیم، اما گفته می شود که ما توجه جدی به این جنگ معطوف نداشتیم. ما ۱۲ میلیون گالن گرد شیمیایی سمی «Agent Orange» بر خاک جنوب شرقی آسیا پاشیدیم، اما می گویند ما بطور جدی به این جنگ نپرداختیم. در بحبوحه جنگ در سال ۱۹۶۸ شمار ارتشیان ما در این منطقه بیش از نیم میلیون نفر (از جمله، شامل سربازان وظیفه که اولین بار پس از جنگ کره آنها را به جنگ فرستادیم) بود، اما باز هم ادعا می شود ما این جنگ را مورد توجه جدی قرار دادیم.&lt;br /&gt;تنها به بمباران اتمی متوسل نشدیم... ما آنقدر به این جنگ غیرقابل توجیه پرداختیم که هیچ کشور دیگری چنان نکرد. اما دروغهای آن جنگ هنوز هم تکرار می شود. دروغهای جنگ، ویژگی اساطیری بخود گرفته، و باور به آن، به آئین وطن پرستی ما تبدیل شده است.&lt;br /&gt;حیرت انگیز نیست، که ما باز هم همچنان همان اشتباهات استراتژیک را تکرار می کنیم و همچنان به قضاوتهای اشتباه مان ادامه می دهیم و مرتکب همان جنایات غیرانسانی، اعمال یأس آور و رفتارهای خودتخریبی می شویم.&lt;br /&gt;پس از ویتنام، رهبران آمریکا تا زمانی که هنوز مدیر سابق سازمان «سیا»، جرج هربرت واکر بوش برای شروع جنگ علیه عراق به توطئه دست نزده بود، به انجام اقداماتی در مقیاس کوچک محکوم بودند. هر چند که جنگ خلیج فارس کوتاه مدت بود، اما پیروزی نظامی در آن الهامبخش رئیس جمهور بوش در اعلام «دفن شبح ویتنام در شنزارهای شبه جزیره عرب برای همیشه» بود.&lt;br /&gt;«برای همیشه» چندان هم طول نکشید. زیرا پسر بزرگ او، مبتکر شروع دو جنگ بود که شبح ویتنام را به هستی دو باره فراخواند. یکی از آنها، جنگ ده ساله افغانستان است که هنوز هم در ادامه دارد و دیگری، بازگشت به جنگ پدر در عراق بود.&lt;br /&gt;دروغهای پدر را بسیاریها امروز هم بیاد دارند، اما دروغهای پسر بیش از آن تازه است که بتوان فراموش کرد. این دروغ نه تنها به ادعای موهوم وجود سلاحهای کشتار جمعی، حتی به نظریه بعدی مربوط می شود که همه جهان عملا بر جعلی بودن آن اذعان دارد. برای آگاهی شما، لازم به گفتن است که طرح اولین قطعنامه ما در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای شروع عملیات جنگی در عراق بر اطلاعات مربوط به وجود تسلیحات کشتار جمعی مبتنی بود و با شکست مواجه شد. آژانس بین المللی انرژی اتمی بهانه های ما را کاملا افشاء کرد، و چون معلوم شد که اکثریت شورای امنیت رأی منفی به آن خواهد داد، قطعنامه پس گرفته شد.&lt;br /&gt;مقامات دولت بوش بدروغ تأکید می کردند که صدام حسین یکی از سازماندهان حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به نیویورک بوده است. آنها همچنین بدروغ تأئید می کردند که عراق همکاری تنگاتنگی با القاعده داشته و بودجه آن را تأمین می کند. این ادعاها آنقدر روشن بود که بالاخره رئیس جمهور بوش مجبور شد آنها را ردّ کند.&lt;br /&gt;دروغهای هر جنگ در خدمت اهداف خود آن است. همینکه انفجار بمبها افق بغداد را روشن کردند، حمایت از جنگ به اصل میهن پرستی تبدیل گردید.&lt;br /&gt;دروغ بعدی عبارت از این بود که گویا اقدامات ما هیچ ربطی با نفت عراق نداشته، بلکه، بطور تمام و کمال در خدمت برقرار دمکراسی در دنیای عرب می باشد. اما این دروغ زمانی که حفاظت از معادن نفت به اولین وظیفه ما تبدیل گردید، رسوا شد. مدت زیادی تا آن وقت که دولت عراق تشکیل گردید، ما از سوی شرکتهای غول آسای خود مأموریت کنترل نفت عراق را بعهده گرفتیم. بدین ترتیب، همه مأموریت انجام شد.&lt;br /&gt;دروغهای جنگ را، در واقعیت امر، به همین سادگی نمی توان افشاء کرد. برای انجام این مهم، ذهن روشن، عزم و اراده برای جستجوی حقایق و علاقمندی به اندیشیدن لازم است.&lt;br /&gt;آگاهی های مربوط به دروغهای منجر به جنگ عراق می تواند مدتها به حیات خود ادامه دهد، مشروط بر اینکه شاهدان از میان ما، اعم از سربازان قربانی این جنگ تا شهروندانی که از آنها حمایت می کردند و یا مخالف آنها بودند، حقایق را بپذیرند و آنها را به نسلهای آتی انتقال دهند.&lt;br /&gt;ما می توانیم از جناب رئیس جمهور که وعده او برای پایان دادن به جنگ عراق تأثیر زیادی در انتخابش داشت و به وعده خود، گذشته از اینکه می دانیم هزاران مزدور آمریکایی برای حفاظت از بزرگترین سفارت ما در جهان در خاک عراق باقی مانده است، رسما عمل کرد، سپاسگزار باشیم.&lt;br /&gt;ما درک می کنیم که در دوره حاضر رئیس جمهور نمی تواند بخاطر خساراتی که بنام مردم ما به دیگران وارد شده است، عذرخواهی بکند.&lt;br /&gt;ما تفاوت عقلانی بین جنگ و جنگجو را درک می کنیم.&lt;br /&gt;ما می دانیم که رئیس جمهور نمی تواند به سربازانمان اعلام نماید که آنها بدلائل نادرست در جنگ ناعادلانه شرکت کردند.&lt;br /&gt;اما زمانیکه رئیس جمهور اعلام می کند که ما برای عراقیها امکانات شکوفائی و پیشرفت در جامعه دمکراتیک فراهم ساختیم، نه تنها سالوسی می کند، حتی دروغهای جنگ را هم جاودانه می سازد. وقتیکه رئیس جمهور اعلام می دارد که ما بخاطر آزادی برای عراقیها و عدالت بین المللی در عراق جنگیدیم، او راه جنگ ناعادلانه تازه ای را برای آمریکا باز می کند. او، در راه تدفین شبح ویتنام تلاش می کند.&lt;br /&gt;ضمن ماندن در افغانستان حتی بمدت یک روز بیشتر، همه ما باید قبول کنیم که جنگ عراق از همان ابتدا ناعادلانه بود. این جنگ، هیچ ارتباطی با دمکراسی و عدالت نداشت. هدف آن، نفت و استیلاگری استراتژیک بود. و کسی که به شرارت دست می زند، پاسخ شرارت خود را دریافت می کند.&lt;br /&gt;جرم، جرم است.&lt;br /&gt;(*)- یادآوری مترجم:&lt;br /&gt;این هم بخش دیگری از “ارزشهای آمریکائی”! برای آشنایی با آن، رجوع کنید به نشانی های زیر:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.hafteh.de/?p=25378"&gt;http://www.hafteh.de/?p=25378&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.kar-online.com/wp/23463"&gt;http://www.kar-online.com/wp/23463&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.yaranema.eu/roidad.php?a_id=412"&gt;http://www.yaranema.eu/roidad.php?a_id=412&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=26969"&gt;http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=26969&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-4174965599392774773?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/4174965599392774773/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=4174965599392774773' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/4174965599392774773'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/4174965599392774773'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/01/blog-post_26.html' title='دروغهای جنگ (*)'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-6280292895282411527</id><published>2012-01-25T05:22:00.000-08:00</published><updated>2012-01-25T05:38:14.281-08:00</updated><title type='text'>بيانيه حزب کار ايران(توفان); تحريمهای غير قانونی عليه ايران يک اقدام جنايتکارانه ضد بشری و جنگ افروزانه است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;برکرفته از سایت اعتراض&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;بيانيه حزب کار ايران(توفان); تحريمهای غير قانونی عليه ايران يک اقدام جنايتکارانه ضد بشری و جنگ افروزانه است&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;پيرامون تحريمهای غير قانونی عليه ايران که يک اقدام جنايتکارانه ضد بشری و جنگ افروزانه است&lt;br /&gt;روز دوشنبه 23/01/2012 وزرای خارجه اتحاديه امپرياليستی اروپا در بروکسل، تصميم گرفتند محاصره اقتصادی ايران را با تحريم بانک مرکزی ايران و مسدود کردن دارائيهای مردم ميهن ما گسترش دهند. از اول ماه ژوئيه اين تحريمها با جلوگيری از واردات نفت ايران به اروپا تکميل می گردد تا کمر اقتصاد ايران را بشکند.&lt;br /&gt;تحريم اقتصادی ايران و گرسنگی دادن به مردم ميهن ما يک اقدام غير قانونی و جنايت عليه بشريت است. امپرياليستها می خواهند با ايجاد يک عراق و نوار غزه دوم، نيت شوم، غارتگرانه و سلطه جويانه خويش را به ايران و به همه ممالک "مزاحم" تحميل کنند. مجازات ايران بايد درسی برای همه ممالک غير متعهد و تمام کسانی باشد که به امپرياليستها مسلوب الاراده، تمکين نمی کنند&lt;br /&gt;اگر در گذشته اين جنايتهای ضد بشری را با قطعنامه های غيرقانونی شورای امنيت توجيه می کردند، در مورد تحريمهای اخير حتی مجوز شورای امنيت سازمان ملل نيز وجود ندارد و دسيسه مشتی غارتگر جهانی بر ضد يک کشور عضو سازمان ملل متحد و عملا ضد منشور ملل متحد است. تحريمهای اروپا و آمريکا فاقد هرگونه مبنای حقوقی بين المللی است. امپرياليست آمريکا تصميم کنگره آمريکا را به همه ممالک جهان تحميل می کند و قانون خودش را قانون جهان جا می زند. همين اقدام غيرقانونی و زورگويانه نشانه ماهيت عميق استيلاگرانه، زورگويانه و مستبدانه امپرياليست آمريکاست.&lt;br /&gt;در حاليکه وزير امور خارجه روسيه آقای سرگی لاوروف Sergej Lawrow "اقدامات يکجانبه را بی فايده دانست" و اضافه کرد که دليلی ندارد بيش از تصميمات مشترک در شورای امنيت سازمان ملل، اقداماتی ديگری نيز انجام پذيرد، معاون وزير امور خارجه دولت تجاوزگر و نژادپرست اسرائيل، آقای دانی آيالون Danny Ajalon در يک مصاحبه مطبوعاتی در راديو اسرائيل مدعی شد: "اين تحريمها خطر جنگ را کاهش داده است". خانم کاترين اشتورن Catherine Ashton مسئول امور خارجی اتحاديه اروپا و آقای کارل بيلت Carl Bildt وزير امور خارجه سوئد، بعد از اينکه به تصميمات جنگ افروزانه و تهديد آميز خويش پايان دادند، مدعی شدند که اساس کار ما توسل به ديپلماسی و مذاکره است.!!&lt;br /&gt;دروغهای امپرياليستها در مورد حق قانونی و مسلم ايران در غنی سازی اورانيوم، که انحصار کنسرنها درتوليد انرژی هسته ای را درهم می شکند، بسيار روشن است. آنها مرتب در يک جنگ روانی فريبکارانه، از بمب اتمی موهومی ايران که کوچکترين مدرک و سندی پيرامون موجوديت آن تا کنون ارائه نداده اند، سخن می رانند. گيدو وسترولهGuido Westerwelle وزير امور خارجه آلمان با بی شرمی مدعی می شود: "ما نمی توانيم بپذيريم که ايران به بمب اتمی دست پيدا کند" اين "تنها يک مسئله امنيتی برای منطقه نيست بلکه امنيت همه دنيا را برهم می زند". توجه کنيد! بمب اتمی موهومی ايران، امنيت همه دنيا را برهم می زند، ولی صدها بمبهای اتمی مخفی و علنی اسرائيل متجاوز و اشغالگر و يا امپرياليستهای آمريکا، انگلستان و فرانسه، خطری برای امنيت جهانی نيستند. معلوم می شود بمب اتمی هم خير و شر دارد. استدلالات نمايندگان امپرياليستها در پشت بلندگوهای تبليغاتي، سبعانه و مملو از تهديد، نفرت و خون است.&lt;br /&gt;تاريخِ تجاربِ تحريمهای اقتصادی تا کنون، نشان داده است، که در درجه اول مردم عادی کشور مورد غضب را قربانی خود می کند. از هم اکنون گرانی در ايران بيداد می کند و کمبود ابزار درمانی پزشکی و دارو در بازار ايران مشهود است. بيماران قلبی بشدت از اين کمبودها رنج می برند و به آنها می گويند که اين ابزار به عنوان کالاهای دو منظوره در اثر فشار غير قانونی آمريکا به شرکتهای توليد کننده و تحويل دهنده، به ايران صادر نمی شود. مرگ ميليونها ايرانی برای اوباما و همدستان ايرانی تبارش که آرزوی آمدن وی را به ايران دارند، بی اهميت است. اين اقدامات امپرياليستها، دست جمهوری اسلامی را در سرکوب مبارزان ضد امپرياليست و دموکرات باز می گذارد و به ضرر رشد مبارزه انقلابی مردم ميهن ماست. اين حساب امپرياليستها که مردم ايران در اثر گرسنگی و فقر و فلاکت به شورش دست زده و سرسپردگان امپرياليست آمريکا را در ايران بر سر کار می آورند، حسابگری ناشيانه ای است که هنوز نفهميده است، مردم ايران به ذلت سرسپردگی بيگانه تن در نخواهند داد. مردم ايران جز احساس نفرت نسبت به ايرانيان خودفروخته، جاسوس و تروريست احساس ديگری ندارند.&lt;br /&gt;از اين گذشته بايد روشن کرد که مسئله امپرياليستها در ايران هرگز نابودی افسانه بمب اتمی موهومی ايران نيست. ايران کليد منطقه و گره گاه تضادهای جهان است. کنترل بر ايران کنترل بر يک منطقه مهم راهبردی در جغرافيای سياسی جهان بوده و غارت منابع بزرگ انرژی را برای ده ها سال آينده برای امپرياليست آمريکا تامين می کند. تنگه هرمز شير نفت جهان است که آنوقت با اراده امپرياليست آمريکا باز و بسته می شود. حضور آمريکا و ساير امپرياليستها در منطقه، خطری برای امنيت جهان است و امنيت مردم منطقه را تهديد می کند. مسئله بمب اتمی موهومی ايران تنها يک دروغ توجيهی برای تسلط بر منطقه است و سازش جمهوری اسلامی با امپرياليستها از ماهيت اهداف اشغالگرانه و تجاوزکارانه آنها هرگز نخواهد کاست.&lt;br /&gt;حزب کار ايران(توفان) تحريمهای جنايتکارانه اقتصادی عليه ايران را بر ضد مردم ايران، يک کشتار ضد بشری ارزيابی می کند و مسئوليت مستقيم فجايعی که در ايران بروز خواهد کرد را به گردن امپرياليستها و در راسشان امپرياليست آمريکا می گذارد. حزب ما اين اقدامات را قويا جنگ افروزانه، ضد بشری و غير قانونی دانسته آنها محکوم می کند.&lt;br /&gt;حزب ما بر اين نظر است که هر ايرانی ميهن پرست و بشر دوستی بايد بر ضد اين تحريمها و جنگ افروزی امپرياليستها بپا خيزد و اين اقدامات را بطور روشن با خط کشی با دشمنان مردم ايران و منطقه محکوم کند.&lt;br /&gt;رژيم جمهوری اسلامی يک رژيم ارتجاعی سرمايه داری و مافيائی است که مورد نفرت اکثريت مردم ايران قرار دارد، ولی سرنگونی اين رژيم فاسد و جنايتکار وظيفه مردم ايران است و نه قوای متجاوز بيگانه که تنها و تنها منافع غارتگرانه خويش را در نظر داشته و با هدف مستعمره کردن ايران به کشور ما حمله خواهد کرد. امپرياليستها هرگز حامی آزادی و دموکراسی و حقوق بشر نبوده اند. رياکاری بر پيشانی آنها نوشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حزب کار ايران(توفان)&lt;br /&gt;toufan@toufan.org این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید&lt;br /&gt;www.toufan.org&lt;br /&gt;23/01/2012&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-6280292895282411527?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/6280292895282411527/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=6280292895282411527' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6280292895282411527'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6280292895282411527'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/01/blog-post_9760.html' title='بيانيه حزب کار ايران(توفان); تحريمهای غير قانونی عليه ايران يک اقدام جنايتکارانه ضد بشری و جنگ افروزانه است'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-670926062799629282</id><published>2012-01-25T05:13:00.000-08:00</published><updated>2012-01-25T05:16:55.532-08:00</updated><title type='text'>نادر جنوب: زمینه های جنگ در خاورمیانه</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-8FUBwar_HMo/TyAAj7WirrI/AAAAAAAAAkA/_XGtlnp_qOk/s1600/120110173046_persian_gulf_304x171_sciencephotolibrary.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 304px; FLOAT: left; HEIGHT: 171px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5701557745478708914" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/-8FUBwar_HMo/TyAAj7WirrI/AAAAAAAAAkA/_XGtlnp_qOk/s320/120110173046_persian_gulf_304x171_sciencephotolibrary.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;نادر جنوب: زمینه های جنگ در خاورمیانه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بنظر میرسد که شرایط بروز فاجعه جنگ در خاورمیانه که قلب طپنده اقتصاد جهان میباشد، به مرز انفجاررسیده، و صدای گامهایش تا این سوی اقیانوسها هم بگوش میرسد. شواهد عینی نماینگر وجود این شرایط را با دخالت مستقیم غرب در ناآرام ساختن سوریه و پشتیبانی ترکیه و در اختیار گذاردن پایگاه و پشتیبانی لجستیکی همه جانبه نقل و انتقال نیروهای القاعده از لیبی از کانال پایگاه انیجرلیک ترکیه که در اختیار امریکاست، و سرازیر شدن سلفیهای کشورهای دیگر از طریق خاک لبنان و اردن و عراق، تحریم و اخراج این کشور از اتحادیه عرب و مواضع شدید رهبران شان بویژه پادشاه قطر که در خواست ارسال نیروهای نظامی کشورهای عرب جهت اشغال یک کشوری مستقل را دارند. در صورتیکه کشور فلسطین و بخشهائی از سرزمین اردن و لبنان و بلندیهای جولان دهه هاست که در اشغال رژیم نژاد پرست اسرائیل قرار دارد. براستی اگر رهبران خائن عرب در صورت توان و شهامت مبارزه را دارند چرا تاکنون کوچکترین اقدامی جهت آزادی خلق فلسطین یا آزاد سازی سرزمین های کشورهای عربی اقدام عملی نکرده اند؟. این نوکران خانه زاد غرب که بدستور اربابان خود جهت وانمود جلوه دادن عدم دخالت غرب و رسوائیشان در اشغال سایر کشورهای دیگر و از ترس درگیر شدن با نیروهای قوی تری بدین شیوه کثیف روی آورده و با وانمود کردن جنگ داخلی البته با پشت وانه اربابان شان به تجزیه کشور سوریه مبادرت نمایند. تا عروسک بی اراده دیگری را برمصدر آن بگمارند. سخنان خانم کلینتون که حمله سبعانه اسرائیل به لبنان طی 33 روز وحمله به نوار غزه در 21 روز را درد زایمان خاورمیانه جدید نامید بخاطر داریم.&lt;br /&gt;اما تخلیه نیروهای مسلح امریکا از خاک عراق و مستقر شد نشان در پایگاه های کویت و اردن جهت گرم نگه داشتن تنور جنگ، این بار توسط نیروهای داخلی وابسته در تداوم و تکمیل نقشه های آنهاست. فرار معاون رئیس جمهوری عراق به کردستان و تحت حمایه گرفتن ایشان توسط مسعود بارزانی رهبر اقلیم کردستان در پاسخ تقاضای دولت مرکزی عراق مبنی بر استرداد آقای طارق الهاشمی به گونه ای ضمنی امتناعش را مبنی بر نبود یک دادگاه صالحه ارجاع نمود.&lt;br /&gt;در این رابطه از فردای بظاهر خارج شدن نیروهای مسلح امریکا منهای 20 هزار افرادیکه بنام کارمندان سفارت خانه شان، بعلاوه پیمانکاران شرکتهای آنها و تعداد نامعلومی از وابستگانشان باعث شادی مردم گردید. اما ترورهای کور با وقفه ای کوتاه شروع و بمب گزاریها به صورتی گسترده آغاز گردید. تا به جای سازندگی تخریب همچنان تداومش قطع نشود. در این میان اقلیم کردستان طی چند سالی که اشغالگران در آنجا لنگر انداخته اند، و در سایه آرامش آن منطقه توانسته اند بر پراکنده گی نیروهای عشایری گروه های بارزانی و طالبانی با هزینه هائی شکلی از دولت را ایجاد و سازماندهی و سلسله مراتبی را مناسب با آنها ایجاد نمایند.&lt;br /&gt;عمده این کارها توسط سرمایه های سهیونیستی و شرکتهای زیر مجموعه آنها که روابط مستحکم تاریخی که گویا با تبار یهودی خانواده ی بارزانی دارند. که در دوران حاکمیت صدام مهاجرین و پناهندگان بیشماری به اسرائیل رفته و با فروپاشی عراق بیشترشان با دست پُر باز گشتند. بنظر میرسد که اکثریت همین افراد قرار دادهای شرکتهای نفتی و رابطه مناسبات اقتصادی با دیگر کشورها را مدیریت و سازماندهی مینمایند. رابطه بسیار حسنه آنها با دولت ترکیه که پادگان و پیاده نظام سازمان ناتو میباشد، پشت وانه مناسبی در یاری رسانیدن و هول دادن اکراد بسوی جدائی بی تاثیر نباشد. در این میان بازار پرسودی نسیب بورژوازی ترک گردیده، باید توجه داشت که دولت مردان ترکیه میدانند دیر یا زود را ه ارسال نفت و گاز از ایران برویش بسته خواهد شد. بدین خاطر چشمشان به منابع سرشار نفت و گاز کردستان عراق دوخته که در آینده ناچار میباید از خاک ترکیه عبور نماید.&lt;br /&gt;دولت تحت سلطه امریکا و وابسته به ناتو مدتهاست که با بورژوازی کرد کنار آمده در این آشفته بازار سیاست هم چشمش به نفت کرکوک و جمعیت ترکان ساکن آنجاست که اقلیتی در میان کردها و اعراب گرفتار آمده و در جنگ داخلی احتمالی که پیش خواهد آمد به کمک ترکیه نیاز و همین امر باعث سرمایه گذاری آنها در چشم انداز سرنوشت کرکوک چراغ سبز به استقلال کردستان و بعلاوه فشار لابی اسرائیل توسط امریکا است. بعد از سرنگونی صدام اکراد فرصتی یافته جهت بالا بردن جمعیت خود دست به کوچ و تشویق بی خانمانان به کرکوک زده تا حتی استادیوم بزرگ آنجارا پرکردنند. بلکه موازنه جمعیت را بسود خود تغییر داده تا در آینده دست بالا را داشته باشند.&lt;br /&gt;گو اینکه در زمان حاکمیت صدام هم به این شیوه عمل میشد، که دولت اعراب را به آن مناطق کوچ میداد. که در عملیات های مختلف تعداد بی شماری آز این خانواده ها کشته میشدنند. در این میان از هر طرف که به مسئله نگاه شود اوضاع جاری بسود اکراد و منافعش به جیب بورژوازی ترکیه سرازیر خواهد شد.&lt;br /&gt;زیرا شرایط منطقه با توجه به اوضاع سوریه که در حال درگیری بامخالفان دست ساز از ناحیه ترکیه و مرز 800 کیلومتریش تدارک میشوند و اردوگاه هایشان در حاشیه مرز در خاک ترکیه قرار دارند از تضاد های مخالفان که در منطقه کرد نشین هستند بنحو عالی بهره برداری و امتیازی برای دولت ترکیه است. تا در صورت جدا شدن که بسیار دور از دسترس نیست بهره برداری لازم را بنماید. اخیراً مسعود بارزانی سریحاً در مقابل دولت مرکزی از حق حاکمیت اکراد در مورد کرکوک سخن گفته، و تهدید نموده که اگر ما به خواستمان نرسیم بگونه دیگری عمل خواهیم نمود. جدیداً متعاقب آن شایع گردیده که بارزانی قرار است بهار آینده اعلان استقلال نمایند.&lt;br /&gt;ترکیه نیز از این اعلان جدائی سهم خودش را بدست خواهد آورد زیرا با شرایط جغرافیای کنونی در صورت اعلان جدائی تنها راه ارتباطی آنها به جهان خارج ترکیه خواهد بود.&lt;br /&gt;زیرا ایران که بخشی از اکراد جدا شده از پیکر سایر نقاط در طول مرز مشترک با عراق و ترکیه سکونت دارند چشمشان به حرکت آنهاست و مناسبات خوبی با هم دارند. با این اوصاف ایران با این برآمد تود ه ای درگیر خواهد شد و از این زاویه نقشه نهائی که امپریالیستها برای منطقه خاورمیانه بزرگ در نظر دارند به مثنه ظهور خواهد رسید. بنظر میرسد که تجزیه ایران فاز اولش از کردستان شروع و امکان گسترشش به نقاط دیگربستگی به نتیجه پیروزی دارد. مجموعه نیروهای مخالفی که در کردستان عراق که سالهاست در آب نمک خوابانده اند تحت شرایط جنگی متحد گشته و در نهایت با پشت وانه هوائی و مساعدتهای لجستیکی دست ایران را در حنائی میگذارند که کمتر از لیبی نخواهد بود. و مبارزه جهت رهائی ملی که از سابقه ی طولانی و وجود ناسیونالیسم ریشه دار حاکم براین خلق و داشتن سازمانهای متعدد نظامی در سایر نقاط و سنت مبارزه و اختلاف مذهبی مضافاً براینکه بخشهای بزرگتر جمعیت کرد در آن سوی مرز وجود دارند قطعاً ساپورت خواهند گردید.&lt;br /&gt;بویژه آزادی نسبی که در کردستان عراق دارند و ماوای برای همه گونه گرایش است ولی وچه غالبش را ناسیونالیسم ملیت و استقلال تشکیل میدهد. شواهد نشان میدهد که ترکیه از ناخیه اسرائیل و امریکا و اروپا شدیداً تحت فشار قرار دارد. چاره ای ندارد که بخواست آنها عمل کند البته ترکیه در این شرایط جهانی توانی در مقابل موضع خسمانه متحدانش ندارد.&lt;br /&gt;اگر که آنها ناگزیرند ترکیه را ببازی بگیرند بلحاظ نقطه استراتژیک بین اروپا و آسیاست سر راه دریای سیاه و نیروهای روس واقع وجود نیروهای بسیار که تاکنون مطیع و پیاده نظام آنها عمل کرده، ستون فقرات اسرائیل در همسایگی اعراب، و نیروی فراوان کار ارزان تاکنون بطور همه جانبه در خدمت منافع غرب و اهداف شان کمک شایانی بوده است. دور نمای بورژوازی ترکیه در رسیدن به عضویت در اتحادیه اروپا و به لحاظ سهیم شدن در منافع نفت شمال عراق و سود سرشار بازرگانی و مبادلات ترازیت اینها خواسته های دولت مردان ترکیه اند که حاضر به نوعی کنار آمدن با اکراد متقاعد گشته در ثانی جهت دست یابی به آبهای آزاد آنها را زیرنظر داشته باشند.&lt;br /&gt;در سورتیکه کردستان در سایه نظامیان امریکا و ناتو موفق به کسب جدائی لااقل بخش عراق و سوریه و به سختی در بخش ایران بیانجامد و اعلان استقلال کنند باز این دولت نوظهور فاقد هر گونه استقلال سیاسی در واقع یک مستعمره یا یک پادگان نظامی بیشتر در معا دلات جهانی بحساب نخواهد آمدد. بدین مناسبت خطر یک بلوای گسترده در پیرامون ایران دیری نخواهد پائید، که مسئله ترکها و اعراب و بلوچها و ترکمنها پابه عرصه عمل خواهند نهاد. بی شک وجود چنین اوضاعی غرب را در شرایط برتری کامل در مقابل دولت کنونی ایران قرار میدهد. در صورتیکه امریکا با توجه به تلفات انسانی و مالی نه در توانش هست و نه شرایط به او اجازه میدهد که دست به حمله نظامی گسترده ای علیه ایران به زند.&lt;br /&gt;ایران از تمامی کشورهای منطقه چه به لحاظ نفوس و نیروی نظامی و موقعیت و توان تداوم، مشروط بر اینکه داخله آرام باشد یک سرو گردن بالاست. در این راستا بنظر میرسد که نتیجه اشغال لیبی الگوئی شده که در حال حاضر در سوریه بآن مبادرت ورزیده اند. در سایه ترفند ترور و تحریم و تنگ کردن عرصه زندگی بمردم توسط عوامل نفوزی و مستقیم شان در حاکمیت ایران قادر شده اند از طریق قطع یارانه ها و نبود سوخت و سازهای لازم جهت کارخانه های وابسته و غیره وابسته و ایجاد شرایطی زمینه سازعمدی فرار سرمایه ها و نیروی متخصص و نخبگان به خارج و بسته شدن عمدی کارخانه ها و بیکارسازی کارگران را فراهم نمایند، که این میتواند خواست بخش کمپرادور سرمایه باشد. وجود اختلافات ریشه دار که ناشی از خود سری همه جناح هاست و پا در عدم کفایت و لیاقت رهبری کردن کشور دارد، به نوبه خود زمینه ساز شکافهای بسیار عمیقی گردیده و آنها را به مرز در گیری رو در رو کشیده است. نمونه اش را با آمدن بخشی از امیران سپاه پاسداران که ستون فقرات این رژیم ضد ملی و ضد دمکراتیک و ضد مردمی و تاراج دهنده هستی اجتماعی طی سه دهه هستند بکشاند.&lt;br /&gt;نوشتن مقاله سردار علائی فرمانده اسبق سپاه پاسداران در روز نامه اطلاعات و لشکر کشی جناح مخالف به درب خانه ایشان گویای این مدعاست که گویا واقعیاتی از عمل کرد بخشهای عمده دولت مردان کنونی ایران را در راستای اهداف امنیت و سلامت ملت خطر از هم پاشیدگی کشور و وارد شدن به یک جنگ داخلی سپس سرکوب بیرحمانه مخالفان توسط دولت که پیشینه ی روشنی در این زمینه دارد نشان از احساس خطر یست که این فرمانده سابق سپاه را که گفته میشود از جناح اسلاح طلبان میباشد به واکنش وا داشته که میتوان گفت نه از روی همدردی با کارگران و زحمت کشان و طبقه متوسط جامعه بلکه هشداری جدی به حکومت گران در برابر تهدیداتی جدیست که کلیت رژیم توتالیتر بنیادگرای قرون وستائی ایران را تهدید می کند.&lt;br /&gt;بدور از واقعیت نیست اگر گفته شود وجود همین تضاد ها خود ناشی از بخشی از فشارهائیست که از طریق تحریمها به ساختار دولت و تجار عمده و بازاریان فشار آورده تورم در حال پرواز قیمت دلار نجومیست بهای سکه از مرز 800000 تومان میگذرد، مخارج در کشور تماماً دلاریست اما در مقابل حقوق کارمندا ن و مستقدمین دولتی و کارگرا ن کار خانه ها و شرکتهای خصوصی کماکان ثابت و ریالی آن هم با تاخیر پرداخت میگردد. دراین گیرو دار هر قدر که رژیم در مقابل این فشارها عقب نشینی نماید بازغرب به تلاش خود جهت تجزیه ایران خواهد پرداخت. زیرا این مسئله دکترین جدیدی جهت حفظ سیادت خود میداند تا قادر باشد کنترل بهتری براوضاع کشورهای پیرامونی داشته باشد تا در تغییرات و تحولات ساختاری آنها در صورت لزوم با دست بازتری عمل کند. تجربه دو دهه ی گزشته عمل کرد امپریالیستها ار زمان فروپاشی شوروی سابق و اشغال یوگسلاوی تا به امروز صحت این مدعاست، و بهمین دلیل اروپا را به اجبار دنبال خود برای فریب افکارعمومی میکشاند و اندکی در سود حاصله دخیل میکند.&lt;br /&gt;اروپائی که خود تا خرخر در بحران ذاتیش گرفتار آمده و بیشتر کشورهایش ورشکسته و یا در بدهی سخت گرفتاراند. برای نمونه تراز پرداختها تازه انیگونه پرداختها بابت قسط و بهره های آنهاست که باز به جیب گشاد سرمایه داران سرازیر گردد کسری بوجه امسال کشورهای اروپائی طبق تخمین بالغ بر یک تریلیون دلار که از ناحیه اتحادیه اروپا بیان گردیده بیانگر عمق فاجعه ی روکود اقتصادی فضاینده ای دارد که ریشه در عمق ماهیت ضد انسانی بحران ساختاری عمیق نظام سرمایه داری جهانیست که خود ناشی از غارت دسترنج کارگران و زحمت کشان که عمده ایجاد آن بوسیله بازار بورس و سرمایه ی مالی ایجاد گردیده است . برای بخشی از جبران زیان وارد آورده توسط سرمایه داران تصمیم دارند آنرا از حلقوم ملتهای دربند خود بوسیله کاستن و با قطع آنچه که از مسائل رفائی در مقابل شوروی سوسیالیستی دوران استالین در مواجه با راضی نمودن ملتهای خود در برابر انقلاب تحت اجبار عقب نشسته بودنند در غیاب قدرت انقلاب باز پس گیرند و جبران نمایند.&lt;br /&gt;بدور از حقیقت نیست اگر گفته شود که فرمان پادشاه قطر که اخیراً به نیابت از طرف کشورهای مرتجع عرب پیشنهاد گسیل نیروهای مسلح عربی را جهت حمله به کشور سوریه صادر کرده دقیقاً در راستای همین اهداف منافع غرب قرار دارد. زیرا حجم قابل ملاحظه ای از ثروت و تصلیحات فروخته شده طی سالها اخیر به کشورهای عربی منطقه و زیر بناهای اقتصادی و اجتماعی آنها بطور کلی باید که در ضاهر بدست خودشان نابود گردد. در نتیجه غرب بتواند در پرتوش مبادرت به راه اندازی کارخانجات مختلف تولید اشتغال بویژه اسلحه سازی وبه فروش تسلیحات جدید و سایر وسایل مورد نیاز برای باز سازی اقدام کنند.&lt;br /&gt;با احتساب به این معلفه هاست که غرب به سرکرده گی امریکا خود را ناظر گرفته اند که خود اعراب را ترغیب به جنگ نمایند بویژه جنگ خانماسوز داخلی باتوجه به قطب بندیهای جدید در منطقه قطعاً این در گیریها فراتر از مرز های منطقه گسترش خواهد یافت و دامنه اش میتواند نامحدود باشد. قطعاً این استراتژی غرب را حاکمان رژیم ایران بخوبی درک کرده اند که در استمرار ماندگاریشان ماثر و تاکنون اینگونه کجدار و مریض عمل کرده اند. اما ایران در مقابل نقشه های غرب هم دست بسته نیست ایستادگی ایران دوام پیدا کرده و در بازیهای سیاسی جهانی برگهای برنده ای دارد. نگه داشتن قیمت نفت در بازار جهانی، بر این منوال قدرت همسایگان دولتهای مقتدر روسیه و چین نیز در ایستادگی در مقابل تهدیدها بی تاثیر نیست. زیرا با اشغال ایران و با تجزیه آن دروازه های این دوکشورها هم بروی نیروهای رقیب شان باز خواهد گردید، و زمینه نا امنی داخلی آنها را بیشتر فراهم میسازد و در صورت توان به آن دامن خواهد زد. قطعاً براساس این ضرورت پیمان شانکهای که دقیعاً نقطه مقابل ناتو میباشد شکل گرفت. تا در شرایط ایجاد بحران جدی نیروهای ضربتی دویست هزار نفری آن با پشت وانه سکوهای پرتاب موشکهای تهاجمی و دفاعی آنرا پوشش داده که توان مقابله در برابر پانصد هدف تا فاصله 6000 کیلومتری در آن واحد را دارد. ناگفته نماند که اگر در ایران یک دولت ساکولار دمکراتیک برمسند قدرت قرار داشت اوضاع این پیمان از شکل بهتری بر خوردار میشد. برای اینکه رژیم ایران با این ترکیب خود وجودش مسئله ساز می باشد با این وجود ایران در این پیمان عضو ناظر میباشد.&lt;br /&gt;این چنین آماده گیهائی که در سالهای اخیر تنظیم شده نه اینکه مطلقاً میتوان راه را بر هرگونه کشمکش جدی سد کند ، اما قادر است که دورنمای آنها را کمرنگ سازد. تهدید حمله به سوریه بعد از فارغ شدن ناتو در لیبی واکنش روسیه را بصورت جدی در پی داشت که متعاقبش مبادرت با آوردن ناوگان دریائیش به تقویت تنها پایگاهش در سوریه و اخطار شدید باعث آن گردید که غرب از پیاده کردن نیرو جهت اشغال سوریه منصرف و روسیه هم در مقابل ارتش آن را با سلاحهای مدرن دفاعی تجهیز کرد اگر چه غرب به نیرنگ دیگری مبادرت ورزیده و در عینحال خود مدریتش را بعهده دارند. اما در مواجه با ایران اگر بدرستی دانسته نیست که چین و روسیه تا چه اندازه حاضر به مداخله در درگیری و دفاع از منافع ایران ک در واقع سپر آنهاست مایه میگدارند، اما تا کنون در حرف و عمل حمایت لازم را نموده اند.&lt;br /&gt;در این میان نتیجه بحران حاد که دامن غرب را بصورت جدی فرا گرفته و اجباراً در کوتاه آمدن بر دامنه ی درگیری در سایر نقاط عالم موقتاً بی تاثیر نبوده است، اما تا کی میشود به این وضع نا بسامان ادامه داد. چه توده های ملیونی عالم از یکطرف خواهان تغییر این وضعیت غیره انسانیند ولی فاقد تشکل واحد و رهبری که آنها را در جهت کسب قدرت سیاسی رهنمون گرداند و به این جنایت تاریخی و سازمان یافته خط بطلان کشند.&lt;br /&gt;از طرف دیگر دولت های سرمایه داری و امپریالیستی که در پایان جنگ جهانی دوم بر بازارهای جهان با قدرت بلامناضع اقتصادی و نظامی که در راس آنها امریکا خواهان سیطره برکل جهان میباشد. در مقابل وجود قدرتهای نوظهور اقتصادی که پا به عرصه رقابت برای سهم خود از بازار جهانی را طلب می نمایند. ولی پی آمد خصلت سرمایه که میل به انحسار دارد از آنجائیکه سیادت اقتصادی مستلزم سیادت و سلطه سیاسی می باشد به کجا خواهد کشید. همین تناقضات میتواند در نهایت جهان را به لبه پرتگاهی بکشاند که اجتناب از درگیری چندان هم کار آسانی نباشد. در آن صورت سرنوشت بشریت آینده ای نا مشخصی خواهد داشت.&lt;br /&gt;امپریالیسم در تمام دوران حیات ننگینش همواره هر جا که دستش رسیده است آینده نگری نابخردانه ای کرده تا در وقت مناسب کانون آتش شود و از رهآوردش منافعش را تامین کند. اگر بادقت با نقشه جهان بنگریم پی به این سیاست پلیدانه ی تفرقه بینداز و حکومت کن رد پایش بوضوح هویداست. نمونه بارزش همین مسئله کُردستاهاست تقسیم کُردستان به جهار قسمت توسط امپریالیسم انگلستان به زمان جنگ جهانی اول و شکست امپراتوری عثمانی برمیگردد که انگلستان بر کل خاورمیانه سیطره یافت آن را بین جهار کشور ترکیه، سوریه، عراق، ایران، با مرزهای مشخص تقسیم کرد و تاکنون این قوم متلاشی شده آب خوش از گلویشان پائین نرفته. هر از چندی برای دستیابی بحقوق حقه ی انسانی و استقلال نسبی حتی در جهار چوب همین کشورهای سرکوب گر فاشیت به ناچار دست بشورشی زدنند و متعاقبش سرکوب بیرحمانه ای. که هنوز دودش به چشم خود و سایر خلقهای منطقه میرود روزی برای جدائیشان حونها دادند و برای یک پارچه گیشان باید چنین کنند. یک پارچه شدن کردها چه کسی دوست داشته یا نه بخواست ملت کُرد بستگی دارد. ایکاش بدون کشتار همنوعانمان صورت میگرفت. اما جناحهای سرمایه برای کسب سود از منافع خود نمیگذرند و ابائی از ایجاد حمام خون هم ندارند، که هیچ بلکه در مقاطعی جنگ را نعمت و مفری برای فرار روبه جلو میدانند. بیش از هشتاد سال میشود که خلق کُرد را چهارکشور به گروگان گرفته اند. با این تفاسیر معلوم است که بدامن قدرتی چنگ خواهند انداخت در این میان اسرائیل از این تضاد و شرایط ایجاد شده کماکان بنفع خود بهره خواهد برد و به رویاهایش که از نیل تافرات است در حد توان جامه عمل بپوشاند. همین امر در استراتژی رژیم اسرائیل که در حال حاضر در سودان جنوبی مستقر گردیده در تداوم آن علاوه بر سرجشمه نیل به سرچشمه فرات نیز چنگ انداخته است از این روست که این اختاپوس جهت مخالفان و مذاحمانش یکی پس از دیگری بعمل میپردازد وحالا نوبت سوریه رسیده تا آنرا از سر راهش بردارد البته بوسیله خود اعراب همانگونه که رژیم بعث عراق را از میان برداشتند. اهداف نهائی دخالت در سوریه علاوه بر تجزیه سوریه شامل لبنان ترکیه و عرق و ایران خواهد شد نا خاورمیانه دلخواه اسرائیل و امپریالیستها محقق گردد. این نتیجه سرکوبگری و نادیده گرفتن حقوق حقه این خلقهاست که در طول تاریخ در بعضی مواقع با شقاوت تمام سرکوب شدنند. که در حال حاضر به دامن دشمن خزیده اند. در صورتیکه اکُراد تحت این شرایط و بیاری اسرائیل و حامیانش بتواند کشوری تاسیس نمایند در بهترین حالت آنهم نه مستقل نقش یک اسرائیل دیگر در منطقه را خواهد داشت. در مقبل تنها راه برون رفت و مقابله با کشتار و درگیریهای بی سرانجام تز کمونیستهاست که در پرتو انقلاب اکتبر به ثمر نشت دادن استقلال به خلقها درستیش در عمل به اثبات رسید.&lt;br /&gt;در حالیکه رژیم جمهوری اسلامی این جرسومه فساد و تباهی فاقد انسجام واقعی و در ناضل ترین سطح محبوبیت و مشروعیت تاکنونیش قرار دارد و از ساختار یکدست و مسجمی برخوردار نمی باشد و هر جناحی ساز خودش را می نوازد تا جائیکه علاوه بر ضد دمکراتیک و سرکوبگریش جامعه و یک پارچه گی آنرا با خطر جدی روبرو کرده حتی همبستگی ملی را زیر سوآل کشیده است. در این اوضاع آشفته و تهدیدات کشوری میتواند در مقابل تهاجم نیروئی این چنین غدار با نیرنگهایش ایستادگی نماید که شهروندانش از رفاه و آسایش نسبی و آزادیهای فردی و اجتماعی برخوردار باشند. نه شرایط را به گونه ای ایجاد نمود که فرق چندانی با اشغالگری نداشته باشد.&lt;br /&gt;هضم این مسئله برای هر انسان ذیشعوری بسیار مشکل است آخر مواد مخدر در این حجم باورنکردنی در اختیار جامعه قرار دادن ایجاد فحشای گسترده رشوه خواری بی اندازه چند میلیارد دلاری در مقابل رواج فقر بیکارسازی عمدی که مایه همه ناهنجاریهای اجتماعیست این بخش کوچکی از نتیجه کارهای شماست یا کار امپریالیسم است؟ که بیش از سی سال میشود بزور سرنیزه در سایه ی دین به ملتهای در بند و مظلوم کشور حقنه کرده اید و مرتب شعار ضد امپریالیسم سرمیدهید. آیا این درست است که بجای تقویت صنایع داخلی آنها را حراج و تعطیل و بجایش کالاهای غیره لازم و بنجل قاچاق وارد کنید دیگر چیزی باقی مانده از دستورات بانک جهانی وصندوق بین المل پول و سازمان تجارت جهانی که مثل نوکر دست به سینه بدان عمل نکرده باشید. شرمتان باد روزی بازرگان گفت که در کشور قحط الرجال است. جواب این نماینده سرمایداری نه و تودهنی بود پس اگر چنین بود چگونه آن همه انسان فرهیخته و بورومند را شیر زنان و مردان را در گورستاهای بی نام و نشان شبانه در خاک کردید ایران سرزمین رجال است این شما هستید که از گورستان تاریخ قرون وستا بیرون آمده اید. رژیم نا مشروع شما نماینده و پاسدار جهل و داغ و درفش است ایران رجال فراوان دارد اما جناحهای مختلف شما خواهان آنها نیستند بر همین اساس آنها را قتل عام و یا ترور یا زندان و یا فراری میدهید.&lt;br /&gt;اما افسوس در حال حاضر نیروئی که قادر باشد از این همه نابسامانی و شکافهای موجود بهره برداری لازم را ببرد بصورت متشکل که همانا انقلابیون کمونیست باشند. بد بختانه در وضعیتی قرار ندارند که بتوانند در اوضاع کنونی دخالت سازنده ای داشته باشند. با کمال تاسف در پراکندگی مطلق بسر میبرند که خود ناشی از شکست مقطعی اردوگاه سوسیالیزم و غالب شدن روزیونیسم در یک پروسه طولانی و سپس به فروپاشی این کشورها انجامید. در نتیجه نیروهای انقلابی و کمونیست در پراکندگی و دچار تشتت نظری بسر میبرند. در این میان هم سر طبقه کارگر بی کلاه مانده است.&lt;br /&gt;دوستان انقلابی رفقای گرامی چاره رنج بران وحدت و تشکیلات است باور بفرمائید راه دوم و یا سومی نیست به امید تشکلی واحد. پیروز باشید. نادر جنوب 2012 – 19 - 1&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-670926062799629282?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/670926062799629282/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=670926062799629282' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/670926062799629282'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/670926062799629282'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/01/blog-post_8140.html' title='نادر جنوب: زمینه های جنگ در خاورمیانه'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-8FUBwar_HMo/TyAAj7WirrI/AAAAAAAAAkA/_XGtlnp_qOk/s72-c/120110173046_persian_gulf_304x171_sciencephotolibrary.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-2395367085992258193</id><published>2012-01-25T04:47:00.000-08:00</published><updated>2012-01-25T04:49:37.284-08:00</updated><title type='text'>محکوميت تجاوز و ترور عليه منافع ملی</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-n6dCn6mLHjg/Tx_6M5jo7PI/AAAAAAAAAj0/EoOmqnWZepQ/s1600/amini.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 71px; FLOAT: left; HEIGHT: 100px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5701550752790015218" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/-n6dCn6mLHjg/Tx_6M5jo7PI/AAAAAAAAAj0/EoOmqnWZepQ/s320/amini.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;محکوميت تجاوز و ترور عليه منافع ملی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;گفتگوی تلاش با محمد امينی&lt;br /&gt;دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۳ ژانويه ۲۰۱۲&lt;br /&gt;محمد امینی&lt;br /&gt;تلاش ـ چند روز پیش بار دیگر در تهران در پی یک عملیات تروریستی یکی از دانشمندان رژیم اسلامی کشته شد. اولين سئوال ما اين است که چنین اقداماتی اساساً با چه اهدافی دنبال می‌شوند و سرمنشاء تصمیم گیری در کجا قرار دارد؟&lt;br /&gt;محمد امینی: اجازه بدهید من اول نکته‌ای را، بدون اینکه خُرده بگیرم به پرسش شما و برای اینکه برداشت ناروشن در میان نباشد، توضیح بدهم. نخست اینکه معلوم نیست، فرد یا استادی که کشته شده تا چه اندازه در کار پژوهشی هسته ای فعال بوده یا در کار اداری. دوم اینکه، من اصولاً فکر نمی‌کنم که برای ما درست باشد و گمان هم نمی‌کنم که علتش این بوده که افرادی که در این مدت کشته شده‌اند، دانشمند رژیم اسلامی بدانیم. این‌ها دانشمندان ایران هستند و دست بر قضا در این دوره هم جمهوری اسلامی بر سر کار است. این افراد جزو دانشمندان و کارکنان مملکت ما هستند و جدا از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، به هر حال من حساب این آدم‌ها را از کسانی که گردانندگان سپاه پاسداران و حکومت هستند، جدا می کنم.&lt;br /&gt;اما اینکه سرمنشاء تصمیم گیری از کجاست، ببینید ایران از دوران آغاز جمهوری اسلامی و در این 33 سال بطور دائم درگیر یک جنگ رسمی و غیر رسمی بوده. یعنی از زمانی که عراق به ایران حمله کرد و سپس تنش‌های قومی که در پیرامون ایران سازمان داده شد، هر از چند گاه بر پایه سیاست بد و بر پایه ماجراجویی های جمهوری اسلامی این تنش‌ها کاهش و افزایش پیدا کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دوران لشگرکشی ایالات متحده به عراق - در دوره ای که آقای بوش سر کار بود و محافظه کاران- بار دیگر جریان های قومی در ایران تواناتر شدند و فعالیت‌های تروریستی هم در گوشه و کنار ایران بالا گرفت. در غرب ایران از سوی گروه‌های پژاک و دیگران و در شرق ایران گروه‌های تروریستی منتخب به بلوچ ها - که البته من آنرا فقط به عنوان هویت آن‌ها می گویم، نه اینکه مردم بلوچ پشتیبان آن‌ها بوده باشند- در شهرها در اینجا و آنجا بمب گذاری هایی صورت می گیرد. به نظر می‌آید پس از این تهدیدهایی که در این یکی دو سال در گرفته یا در جریان بوده و واکنش‌هایی که جمهوری اسلامی از خود نشان داده، کوشش برای بی ثبات کردن پروژه هسته ای جمهوری اسلامی است از راه فرستادن ویروس و یا کشتن دانشمندان پروژة هسته ای و پروژه غنی سازی اتمی در ایران و همچنین بمب گذاری هایی که در گوشه و کنار ایران به مراکز نظامی می شود، بالا گرفته.&lt;br /&gt;به نظر من تردیدی نباید داشت که در منشاء این کار، در خارج از ایران، در پایتخت های کشورهایی مانند عربستان، اسرائیل و شاید هم ایالات متحده خوابیده باشد. اصلاً یک پدیدة داخلی نیست. حتی اگر یک گروه هوادار انجام کارهای ترور و خصمانه علیه دولت وجود می داشت، آماج حمله را پروژه هسته ای قرار نمی داد. چون آماج حمله به پروژه هسته ای و غنی سازی اتمی ایران و همچنین هدف‌های نظامی ایران است، نشان می‌دهد که کارزار برآمده از دولت های خارجی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلاش ـ به هر حال، اين عملیات تروریستی و آن عملیات انفجاری که در پایگاه سپاه در ملارد اتفاق افتاد، گویای این است که این اهداف کاملاً شناسایی شده و دقیق هستند. آيا انجام چنین اقداماتی می‌تواند بدون همکاری درونی باشد؟&lt;br /&gt;محمد امینی: یعنی اینکه در ایران هم آدم‌هایی هستند که با آن‌ها همکاری می کنند؟ بی گمان. یعنی تردید نداشته باشید که دولت های خارجی سال هاست در ایران افرادی را با خودشان دارند، سال هاست که – من الآن اطلاع دارم بر اساس گزارش هایی که به دست آوردم- که در کردستان عراق، اسرائیل مشغول پرورش کسانی است که قصد پرداختن به کارهای تروریستی در ایران را دارند، در گذشته هم چنین بوده. از وجود سازمان مجاهدین و پایگاه و هوادارانشان در داخل کشور حتماً بهره جستند و عموماً در این شرایط تاریخی چندین سال گذشته که مهاجرت گسترده ایرانیان به سرزمین های اروپایی و آمریکایی صورت گرفته، یافتن کسانی که ایرانی تبار باشند و یا در همسایگی ایران به زبان فارسی آشنا باشند و یا در میان خود ایرانیان، چندان دشوار نیست. من تردیدی ندارم کسانی که به این کارها دست می‌زنند، دولت های خارجی در پشت آنها هستند، پایگاه و آدم‌هایی هم در داخل ایران دارند و داشتن آدم در داخل ایران از زمان شاید صد سال پیش به این سو، از سوی دولت های خارجی رسم بوده و رواج داشته و مملکت ما هم آدم خودفروش متأسفانه کم ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلاش ـ این اقدامات را تحت عنوان «جنگ محدود» یا «جنگ پنهان» می خوانند. می‌گویند نسبت به یک حمله نظامی گسترده هزینه‌های انسانی و مادی آن به مراتب کمتر است، هم برای حمله کنندگان و هم برای مردم کشورمان. و گفته می‌شود که هدف پشت این اقـدامات در‌ واقع، سرنگون کردن رژیم اسلامی است. آیا فکر می‌کنید به این شیوه رژیم سرنگون می شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد امینی: اجازه بدهید که به پرسش تان در دو بخش پاسخ بدهم. نخست اینکه در چند زمینه جنگ با ایران جریان دارد. به نظر می‌آید که در سه یا چهار حوزه جنگ و گریز با ایران در جریان است. یکی جنگی است که در عراق جریان دارد. یعنی جنگ ایران و عربستان در خاک عراق آغاز شده. ایران بویژه پس از خروج نیروهای متحده از عراق و حتی پیش از آن، دارای نفوذ بسیار زیادی در عراق شده بود و پایگاهی میان دولت عراق، نظامیان عراق و شهروندان شیعی عراق دارد و حتی میان برخی از کردها هم دارای پایگاه است. دولت عربستان این را نمی پذیرد. و این بمب گذاری هایی که در این چند ماه در عراق صورت گرفته، به نظر من ارتباط دارد با پروژه جنگ غیر رسمی میان ایران و عربستان در عراق. یک سوی دیگر ماجرا برانگیختن تنش‌های قومی در ایران است. و این پروژه شاید دوازده ساله‌ای باشد که در پیرامون ایران آغاز شده و یک نوع جنگ و گریز با ایران است و بسیار هم با آن آشنا هستیم و به آن هم اشاره کرده ام. کار تازه‌ای که آغاز شده در ارتباط با همین مسأله غنی سازی، این نوع جنگ‌های محدود و عملیات تروریستی است. جالب اینجاست که دنیا تروریسم را محکوم می‌کند، کشورهایی که خودشان در پشت این کارها هستند تروریسم را محکوم می کنند، ولی به بهانه اینکه حکومت ایران یک حکومت خودکامه و سرکوبگر و ضد حقوق مردم است، گمان می‌کنند که در این زمینه تروریسم ایرادی ندارد. ترور به سقوط هیچ رژیمی نمی انجامد. واقعیت این است که حکومتی مانند جمهوری اسلامی که دارای امکانات مادی است، با وجود تحریم های گسترده ای که صورت گرفته، دارای پایگاهی در میان بخشی از مردم است اگر چه بیشتر مردم مخالف او هستند یعنی به هر حال آن بخش سازمانیافته و دارای امکانات قدرت مردم هنوز پشتیبان این دولت هستند. حکومتی که دارای امکانات نظامی و امنیتی بسیار بسیار پیچیده و گسترده و تا حدود زیادی توانایی است، با راهکارهای ترور از هم نخواهد پاشید. آنهم اینگونه ترورهای پراکنده. به داوری من، هدف از این ترورها چیز دیگری است. ظاهراً می‌گویند و شایع می‌کنند که از این راه مثلاً می‌خواهند حکومت را براندازند. به داوری من، اسرائیل که بیشتر کارشناسان امنیتی جهان نشانه دخالت آن را در این نمونه‌ها و نوع کارهای تروریستی در ایران می بینند، بر این باور هستند، و من هم این ارزیابی را می پذیرم، که اسرائیل به دنبال تحریک دولت ایران است. یعنی امیدوار هستند که با دست زدن به این نوع کارها جناح هایی از داخل حکومت ایران را بر بیانگیزند که کاری بکنند که جنگ با ایران را و حمله نظامی به ایران را از نظر افکار عمومی توجیه بکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ببینید، اگر امروز بدون هیچگونه مقدمه‌ای اسرائیل به ایران حمله بکند و مراکز اتمی و سپاه پاسداران و نقاط حساس ایران را بمباران بکند و بهای نفت به 200یا 250 دلار برسد و حتی در پیامد آن ایران موفق بشود که تنگه هرمز را ببندد، گناه این کار تا حدود زیادی در افکار جهانی به حساب اسرائیل نوشته خواهد شد. و واکنش بسیار گسترده جهانی بوجود خواهد آمد. اما اگر دولت اسرائیل و هم پیمانان آن‌ها موفق بشوند، آن‌هایی که طرفدار جنگ با ایران هستند موفق بشوند، با این نوع عملیات و با گسترش ترورها جناح هایی از هیئت حاکمه ایران، آدم‌های ماجراجویی را که در داخل ایران هستند بر بیانگیزند که آن‌ها هم کار مشابهی را انجام بدهند، مثلاً بمبی بگذارند و به کشتی‌های آمریکایی حمله کنند یا آنطور که اینجا و آنجا تهدید کرده‌اند با غرق کردن چند کشتی حامل سیمان تنگه هرمز را ببندند یا مثلاً یک کارزار بمب گذاری در کشورهای دیگر مانند اسرائیل یا کشورهای اروپایی یا حتی ایالات متحده براه بیاندازند که به حساب جمهوری اسلامی نوشته بشود، در این صورت دخالت نظامی در ایران یک سرپناه و پوشش و توجیه پیدا خواهد کرد. بنابراین من باور ندارم که این ترورها اصلاً بتواند خدشه و یا تکانی به قدرت و توانایی جمهوری اسلامی وارد کند. اما می‌تواند تحریک کند رفتار و واکنشی را که به دخالت آشکارتر نظامی در ایران بیانجامد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلاش ـ ممکن است که از طریق این ترورها نتوانند حکومت را به طور کامل سرنگون کنند. ولی چقدر احتمال این هست که شیرازه امور کشور از هم متلاشی بشود؟ بعد در بخش‌هایی از ایران مانند مناطق مرزی که حساس‌تر است، به کمک همین کشورهای خارجی شورش هایی برپا بشود و رژیم با توجه به درگیر بودنش در جنگ قدرت، درگیر بودنش در مسائل بحران های خارجی نتواند از تمامیت ارضی کشور دفاع کند. آيا ممکن است یک چنین اهدافی هم پشت این اقدامات باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد امینی: به داوری من و بر پایه آزمون و تجربه سی و اندی سال‌ گذشته در جمهوری اسلامی و همچنین نگاه به نمونه‌هایی از این دست کشورها و همچنین تاریخ خود ایران، تنها از دو راه ممکن است شیرازة فرمانروایی، اقتصاد و ماندگاری جامعه را بگونه ای از هم بپاشاند که رژیم را در آستانه سقوط قرار بدهد. یکی خیزش و جنبش گسترده مردم است مانند جنبش خرداد 1388 که رژیم جمهوری اسلامی را تا آستانه فروپاشی پیش برد و متأسفانه توانایی ادامه کار را نداشت، که اين موضوعی است که باید در فرصت دیگری در باره‌ی آن صحبت کنیم که چه کژراهه و چه نادرستی هایی از جمله از سوی مخالفان جمهوری اسلامی در جنبش سبز در پیش گرفته شد و جنبش نتوانست به آنگونه که باید و شاید به حیات خودش ادامه بدهد. جدا از این، تجربه نشان می‌دهد که تنها از راه یک کار گسترده نظامی و نیمه نظامی مانند دخالت دولت های خارجی بویژه روسیه در ایران، و دخالت دولت های خارجی در ایران در دوران جنگ جهانی اول و یا کارهایی که بطور سازمانیافته و گسترده در ایران در تمام دوران زمامداری مصدق انجام دادند و سرانجام مداخله آشکار کودتایی صورت گرفت، یک دولت می‌تواند به زانو در بیاید. در نتیجه اگر یک کارزار نظامی، مثلاً حمله به مراکز نظامی ایران با تشویق گروه‌های قومی، مسلح کردن آن ها، پول خرج کردن و در عین حال توانا کردن بخش‌های هواخواه غرب، یعنی هواخواه این نوع کارها در غرب، از میان اپوزیسیون ایران همزمان صورت بگیرد، شاید حکومت به ستوه آمده و در برابر شرایطی قرار بگیرد که به سوی فروپاشی و یا ناتوانی جدی پیش برود. اما این نوع کارهای پراکنده تروریستی تنها مردم را عاصی خواهد کرد و به نظر من در کوتاه مدت جمهوری اسلامی را توانا خواهد. مردم را بیزار خواهد کرد از این نوع دخالت ها برای اینکه پیامد آن متوجه مردم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الآن نگاه کنید به واکنش - حال ممکن است بخشی از آن تبلیغات باشد ولی بخشی از آن هم واقعیت است- در برابر این آخرین کار تروریستی که به کشتن آقای روشن انجامید، شمار بسیاری از دانشجویان دانشگاه شریف تغییر رشته دادند و وارد کارهای هسته ای شدند. واکنش جامعه، واکنش هواخواهانه از این نوع کارها نیست. کمتر جایی در دنیاست که مردم فرهیخته از راه کارهای تروریستی به سود مخالفت با حکومت برانگیخته بشوند. این کارها در هیچ جا در درازای تاریخ مردم را به هواخواهی از این کار بر نیانگیخته، برعکس موقعیت دولت را تقویت کرده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلاش ـ با این توضیحاتی که دادید برداشت می‌شود که شما خودتان با این اقدامات شديداً مخالف هستید. البته ما قبلاً نيز شنيده بوديم که شما با شدت با این نوع اقدامات مخالفت کردید. و اين جای تعجب دارد. چون شما یکی از سرسخت ترین مخالفین رژیم اسلامی هستید. با توجه به اين که اینگونه عملیات تروریستی علیه عناصر رژیم و علیه تأسیسات نظام اسلامی هستند و موجب تضعیف این حکومت می شوند، شما چرا با این اقدامات مخالفید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد امینی: ببینید، واقعیت این است که راهکار مبارزه با یک حکومت، نوع حکومت جایگزین را هم تعیین می کند. هنگامی که حکومتی از راه ترور و از راه کارهایی که مثلاً در لیبی انجام شد، واژگون بشود فرزندان آن نیرویی که از این راه آن حکومت را سرنگون کردند یک مشت انسان فرهیخته و با دانش طرفدار حقوق بشر و ساختن ساختارهای رایزنانه در آن جامعه نخواهند بود. این را امروز در لیبی ما شاهد هستیم؛ در سودان جنوبی شاهد هستیم؛ در عراق می بینیم؛ در افغانستان می‌بینیم و در گذشته نه چندان دور تاریخ کشورمان و حتی پس از فتح تهران از سوی مجاهدینی که بسیار هم آدم‌های علاقمند به کشورشان بودند و آذربایجانیان و نیروهای نظامی آمده از بختیاری و گیلان و غیره، دیدیم سیمای شهر تهران وقتی نظامی شد گفتمان اجتماعی ایران هم دگرگون شد. واقعیت این است که هیچ حکومت دمکراتیکی در تاریخ بشر به دنبال یک کارزار تروریستی و خونریزانه و نظامی از این دست ساخته نشده. دمکراسی از راه دیگر ساخته می شود. دموکراسی از شکم هواپیماها بر سر مردم سرازیر نمی شود. افزون بر این من به هیچوجه باور ندارم که این تأسیسات، تأسیسات نظام جمهوری اسلامی است. این‌ها تأسیسات کشور ماست. این‌ها سرمایه سرزمین ماست. یعنی با پول مردم ایران ساخته شده و فردا هم که این حکومت نباشد همین تأسیسات در اختیار مردم قرار خواهد گرفت. در مورد کشتن دانشمندان جامعه باید بگویم که جامعه‌ای بدون پروژه گسترده فن آوری و دانشی پیشرفت نخواهد کرد. از جمله همین پروژه غنی سازی هسته ای که به یک کارزار به هر حال جستجوی راهکاری در جامعه انجامیده، اگر ماجراجویی جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هسته ای دنبالش نبود به اسم جامعه ایرانی می‌توانست تمام بشود. و بارها و بارها مخالفان جمهوری اسلامی و هواداران گذار مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی به یک جامعه حقوق بشری پیشنهاد کردند که ایران غنی سازی را تعلیق کند و این غنی سازی را با نظارت بین‌المللی انجام بدهد ولی در این راهکار جستجوی دانش‌های جدید، فن آوری جدید، داشتن دانشمندان به سود جامعه ماست، به سود حکومت نیست. هر چه جامعه ما پیشرفته‌تر باشد به سود آینده ایران است. اختلاف ما با جمهوری اسلامی بر سر پیشرفت نیست و اصلاً من معتقد نیستم که جمهوری اسلامی از همه امکانات واقعی جامعه ایران برای پیشرفت بهره بجوید. اختلاف ما بر سر تجاوز به حقوق مردم است. اختلاف ما بر سر چشم انداز آینده ایران است؛ بر سر عدالت اجتماعی و بر سر زمینه‌هایی است که ما نقد به این حکومت داریم. نه اینکه گمان کنیم که باید به دلیل مخالفت با جمهوری اسلامی از هر تأسیسات نظامی و پُل و جاده ای که این حکومت ساخته است تلی از خاکستر ساخته بشود تا مثلاً دل ما خوش بشود که آنچه حکومت ساخته از میان رفته است. این‌ها سرمایه های مملکت ما هستند و این دانشمندان هم جزئی از سرمایه مملکت ما بشمار می‌آیند و از میان رفتن هر یک از آن‌ها از میان رفتن سرمایه ملی ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلاش ـ با وجود این، آقای امینی، یک امر آشکار است که حکومت اسلامی دست از ماجراجویی هایش بر نداشته و بر نمی دارد. حداقل نمی‌تواند اعتماد بین‌المللی را جلب بکند و با بازی‌هایی که در می‌آورد، طبعاً شرایط را وخیم تر می کند. در این میان هم گروه‌هایی از هموطنان مان معتقدند که ما نمی‌توانیم رژیم را وادار بکنیم که دست به این ماجراجویی ها نزد، امنیت ملی ایران را به خطر نیاندازد و اينقدر صفوف و حلقه دشمنان ایران را تنگ تر نکند، حلقه‌ی انزوا را به دور خودش و ملت تنگ تر نکند ووو ما نمی‌توانیم روی این حکومت تأثیری بگذاریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طرف دیگر هم خب، غربی‌ها، بویژه اسرائیل و حالا هم عربستان سعودی و کشورهای عربی حوزة خلیج فارس هم به آن‌ها اضافه شده اند، آن‌ها هم نگران این وضعیت هستند و به هيچ روی اجازه‌ی دستيابی به بمب اتم را به رژیم اسلامی نخواهند داد. اگر لازم بدانند دست به حمله خواهند زد و ما هم روی این کشورها نمی‌توانیم زیاد تأثیر بگذاریم و نمی‌توانيم جلو جنگ را بگيريم آن‌ها اگر بخواهند به ایران حمله بکنند این کار را خواهند کرد. اين افراد پس از اين مقدمه می‌گويند بايد ببينيم ما از عهده چه برمی‌آئيم، آنچه ما مخالفين می‌توانيم این است که خودمان را برای آن لحظه آماده بکنیم. یعنی بیاییم در خارج کشور هر چه زودتر یک صف متحد و مشترکی درست بکنیم و آماده باشیم که در لحظه‌ای که به ایران حمله شد، در‌ واقع بلافاصله در جای حکومت اسلامی بنشینیم. هم‌اکنون هم خود شما شاهد هستید که فعالیت‌ها دوباره اوج تازه‌ای گرفته، تماس ها، نشست و برخاست ها، جلسات مشترک تحت عنوان «تشکیل شورای رهبری» يا دولت در تبعيد بسیار متداول شده و اوج گرفته. نظر شما درباره این ایده چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد امینی: اجازه بدهید اول با این نکته شروع کنم که هر از چند گاهی در میان بخشی از اپوزیسیون ایران یا مخالفین جمهوری اسلامی، بویژه در خارج از کشور، یک ویروس تازه‌ای که البته ریشه واحدی دارد دوباره سر بلند می کند. یک زمانی، این ویروس، ویروس عراق بود. ویروسی بود که به دنبال لشگرکشی ایالات متحده به عراق و براندازی صدام عود کرد و به تب نوبه تبدیل شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در میان بخشی از اپوزیسیون ایران و جداً فکر کردند که باید کنفرانس هایی بگذارند و اختلاف اساسی بر سر این بود که چلبی کی باشد، چند نفر چلبی می‌توانند پیدا کنند. اما چلبی های شایسته پیدا نشدند و به هر حال پروژة عراق هم با بن‌بست و گرفتاری‌های اساسی روبرو شد و ارتش عراق که خیلی‌ها امیدوار بودند که مثلاً از راه قادسیه به سوی ایران حرکت بکند، در همین عراق با دشواری های اساسی روبرو شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ویروس تازه، اسمش ویروس لیبیایی است. یعنی پس از این حمله ناتو به لیبی - که در آغاز با یک پشتوانه حقوقی منطقی آغاز شد- یعنی سازمان ملل برای پاسداری از حقوق و سلامت و امنیت مردم شورشی بن قاضی و دست کم صورت حقوقی اش این بود که برای جلوگیری از کشتار مردم بن قاضی که علیه دولت قیام کرده بودند، یک قطعنامه بسیار روشنی را گذراند که در آن اجازه داده بود به کشورهای دیگر، از جمله ناتو، که از حرکت نیروهای نظامی سرکوب به سوی بن قاضی برای کشتن مردم جلوگیری کنند. دولت های ناتو، بویژه فرانسه و انگلستان، از این دستور حقوقی منطقی سازمان ملل برای براندازی رژیم استفاده کردند. و از اول هم برنامه شان این بود. این ویروس لیبیایی، به اپوزیسیون ایرانی هم بسیار سریع رسید و خیلی‌ها بر آن شدند که اسم این کار را بگذارند مداخله بشردوستانه. که معلوم نیست این مداخله بشردوستانه چرا فقط در سرزمین‌های معینی که نفت دارند و با سیاست‌های معینی در غرب مخالف هستند گُل می کند؟ چرا این پروژة علاقمندی به حقوق مردم در کشورهای دیگر سر بلند نمی‌کند و از جمله در عربستان که دولتی است متجاوز به حقوق مردم که زنان حتی در آنجا حق رانندگی ندارند. و بسیاری از کشورهای دیگری که می‌دانیم با چه وسیله‌ای سرکوب کردند از جمله در مصر در دوران قیام مردم علیه دولت مبارک و امروز شورش مردم علیه دولت نظامی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این‌ها تب حقوق بشری و بشردوستانه گزینش شده‌ای است که در آنجاهائی که لازم است عود می‌کند و متأسفانه بخشی از اپوزیسیون ایران هم تصور می‌کند با این روش شاید بتوان در ایران به یک تحولاتی دست یافت. چند موضوع در مورد ایران هست که باید به آن توجه کرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران یک کشور عقب‌مانده روستائی- ایلیاتی بدون ساختارهای مدنی نیست. ایران کشوری است که سنت صد و اندی ساله مبارزات مدنی در آن وجود دارد؛ ایران کشوری است که دارای ساختار جنبش های نیرومند مدنی است؛ اپوزیسیونی دارد که در داخل کشور یا در زندان و یا خانه نشین هستند و این جنبش توانایی خودش را با حضور چند میلیونی در خیابان‌ها در دو سه سال گذشته کاملاً نشان داده بود و بار دیگر دوباره نشان خواهد داد. ایران کشوری نیست که در آن نیاز به حضور نیروهای خارجی برای توانا کردن نیروی مردمی باشد. و جالب آنجاست، آنجایی که مردم به خیابان‌ها آمده بودند و در برابر حکومت ایستادگی می‌کردند، نشانی از پشتیبانی دولت های خارجی علاقمند و دلسوز و سینه به تنور حقوق بشر چسبان را ندیدیم. و امروز دوباره این موضوع به دلایل دیگری گل کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما با یک جنبش نیرومند مدنی در ایران روبرو هستیم که دولت ها، نهادها و هواداران دموکراسی در جهان باید از این جنبش حمایت کنند و راهگشای کوشش این جنبش باشند. موضوع دیگر این است که با این نوع کارها، مگر دستیابی به یک جنگ همه جانبه، این حکومت از میان نخواهد رفت؟ ما تجربه افغانستان و عراق را در دو سوی کشورمان در برابر خود داریم. حکومت عراق دارای پایگاه اجتماعی مانند جمهوری اسلامی هم نبود و توانایی‌های جمهوری اسلامی را هم نداشت. با وجود اين، یک جنگ همه جانبه براستی باید گفت تمام عیار، سرانجام توانست صدام را واژگون کند و به دنبال آن دو سه سال جنگ داخلی، کشتار و ترور ادامه داشت و هنوز هم کشور عراق واقعاً به یک دموکراسی تبدیل نشده و می‌تواند در آستانه تجزیه قرار بگیرد. اگر در عراق چنین نیروی نظامی گسترده ای، چنین درایت نظامی آشکاری که به کشته و مجروح شدن نزدیک به یک میلیون نفر از مردم عراق انجامید و بخش بزرگی از نخبه گان عراق را عملاً بیرون راند - این‌ها خارج شدند از کشور عراق - و کشور را عملاً در دست جریان های مذهبی بجای نیروهای سکولار قرار داد، در عراق با چنین پروژة گسترده ای و نزدیک به دو تریلیون دلار خرج واژگونی دولت صدام شده، مطمئن باشید که در ایران هزینه این کار نیاز به دخالت نظامی گسترده‌تر از گذشته خواهد بود. چیزی که برای این مشتاقان جایگزینی دولت جمهوری اسلامی از راه نظامی باقی خواهد ماند تا بر آن حکومت کنند، تل خاکی خواهد بود که ایران را 50 سال به عقب خواهد راند؛ زمینه تجزیه ایران را فراهم خواهد کرد؛ تضعیف نظامی دولت مرکزی بدون داشتن یک راهکار اساسی دمکراتیک این جریان ها و گروه‌های قوم گرا که در گوشه و کنار ایران از سال پیش بوده‌اند تواناتر خواهند شد و نه تنها به جان دولت مرکزی بلکه به جان یکدیگر خواهند افتاد؛ جنگ داخلی میان بازماندگان جمهوری اسلامی؛ گروهک های قومی، دستگاه‌های مسلح به نام مجاهدین و گروه‌های دیگری که به خاطر منافع محلی و حتی کارهای دزدی و چپاول دست خواهند زد و ما با یک فضای بسیار بسیار ویرانگر و پلیدی روبرو خواهیم شد که چیزی از ایران بجای نخواهد ماند. بغیر از ویرانی، یک دوران براستی باید گفت ویرانی سرزمینی برای ایران بوجود خواهد آورد. و من نمی‌فهمم کسانی را که این راهکار را دنبال می‌کنند یا به عبارتی برای دستمالی می‌خواهند قیصریه را به آتش بکشانند، در چه سرزمینی می‌خواهند فرمانروایی بکنند؟! به چه جامعه‌ای می‌خواهند حکومت کنند؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینرا هم بیفزایم که بیشتر کسانی که این سخن را می گویند، در خارج از ایران نشسته اند. بهتر است قبل از اینکه این نسخه ها را برای مردم ایران بپیچند، رهبرانشان تشریف ببرند در نزدیکی سپاه پاسداران و مراکز نظامی ایران در نطنز و در نقاطی که مرکز هسته ای ایران واقع شده، خانه‌ای اجاره کنند و خودشان و دوستان و خانواده‌شان در آنجا بسر ببرند و بعد تشویق کنند دولت های خارجی را که حمله کنند. در امنیت فرانسه و لندن و کُلن و واشنگتن و لوس آنجلس نشسته‌اند و تقاضای دخالت نظامی علیه ایران می‌کنند که به ویرانی ایران و کشتار بسیاری از مردم خواهد انجامید، گویا در خاطره ضعیف این آدم‌ها جریان جنگ ایران و عراق و ویرانی هایی که برای مردم خوزستان و مناطق غرب کشور بوجود آورد، حتی در شهر تهران مردم گرفتار این بودند که چراغ روشن کنند یا نکنندا، چیزی در حافظه شان بجای نمانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این است که به نظر من، این کوشش برای ایجاد شوراهای رهبری و برای جایگزین شدن، نمونه هایش را در کشورهای دیگر ما دیدیم. اگر هم اینجا و آنجا عناصری با نیات خوبی این حرف‌ها را می‌زنند که گمان نمی کنم، به داوری من کسانی که در این سودا هستند، وطن فروشند. کسانی هستند که فراموش کرده‌اند که اختلاف و دعوای تاریخی ما با جمهوری اسلامی برای بهتر کردن کشورمان است و نه برای تقدیم این کشور به نیروی متجاوز خارجی. و متوجه نیستند که حفظ تمامیت ارضی ایران وظیفه همه ایرانیان است و در‌ واقع از بزرگترین انتقادهای ما به جمهوری اسلامی در این است که با رفتار ماجراجویانه خود و با تبعیض و تجاوز به حقوق مردم پرچم تمامیت ارضی ایران را از دست داده و مشروعیت خودش را برای دفاع از حقوق ملی را از دست داده. وگرنه دفاع از تمامیت ارضی ایران و حقوق ملی ایران، موضوعی نیست که بشود بر سر آن با دولت های هوادار دخالت نظامی در ایران معامله کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلاش ـ بارها و بارها شنیده‌ايم که هر بار که مسـئله استقرار دموکراسی مطرح شده و در جوار آن امنیت و تمامیت ارضی ایران به خطر افتاده یا مسـئله حمله یک نیروی بیگانه به خاک ایران مطرح شده، مردم مبارزه خود علیه رژیم و بخاطر دموکراسی را کنار گذاشته اند. آيا اين نظر را شما تأئيد می کنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد امینی: ببینید، نکته درستی در این صحبت وجود دارد که وقتی مداخله یک کشور خارجی پیش می آید، مهمترین مسئـله جامعه دفاع از سرزمین خودشان می شود. اجازه بدهید به یکی دو نکته بپردازم و برگردم به پرسش شما و پاسخ بدهم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک زمانی که کشوری در اِشغال نیروی خارجی باشد، مانند زمانی که ژاپنی ها به چین حمله کردند، یا زمانی که آلمان ها فرانسه را اِشغال کرده بودند، در این صورت نیروهای مقاومت آن سرزمین، نیروهایی که می‌خواهند این دولت خارجی از سرزمین خودشان خارج بشود، گاه می‌شود که با نیروهای خارجی ای که آن‌ها هم در شکست نیروهای اِشغالگر منافع مشترکی با مخالفان عمومی اِشغالگران دارند متحد می شوند. این تجربه‌ای بود که در مورد حمله ژاپن به چین صورت گرفت و بویژه در جنگ جهانی دوم، مثلاً در مورد فرانسه، کاملاً با آن روبرو هستیم. یا در مورد ایران، هنگامی که ارتش روسیه وارد ایران شد، برخی فکر می‌کردند که مثلاً با آلمان ها علیه روسیه متحد بشوند. آیا این درست بود یا نه، مورد بحث من نیست. ولی گاه در هنگام دخالت یک دولت خارجی یا اِشغال بخشی از سرزمین، بهره گرفتن از سیاست یا نیروی دولت های دیگر، آنقدرها هم می‌توان گفت نادرست نیست. وقتی ارتش اتحاد جماهیر شوروی آذربایجان را ترک نمی‌کرد ایران می بایست با توسل به تمام مراجع بین‌المللی و کمک گرفتن از همه دولت های جهان به دنبال بیرون راندن ارتش اتحاد جماهیر شوروی از خاک آذربایجان می بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران در اِشغال کشور خارجی نیست. نیرویی که در ایران حاکم شده برآمده از یک انقلاب بزرگ اجتماعی است که خیلی از مخالفان امروزی جمهوری اسلامی هم در آن شرکت داشتند. این انقلاب اجتماعی ظاهراً برای دموکراسی و برای بهتر کردن کشور بود ولی عملاً به سوی دیگری رفت و به انقلابی مخالف با دموکراسی، مخالف با مدرنیته، مخالف با پیشرفت تبدیل شد و پیامد آن پیدایش جمهوری اسلامی بود. ولی این کسانی که امروز در ایران بر سر کار هستند، آدم‌های دولت خارجی نیستند. پایگاه شان در میان بخشی از مردم ایران هست. و بنابراین ما وارد یک دوران ستیز داخلی با دشمنان دموکراسی در میهن خودمان شده ایم. این دعوای خانوادگی جامعه ماست. این گرفتاری است که ما باید در داخل خود ایران با پشتیبانی همه نیروهای بین‌المللی که هوادار دموکراسی و حقوق بشر و بهبود و بهروزی مردم ایران هستند، با کمک آن‌ها حل بکنیم. ولی ایران در اِشغال یک کشور خارجی نیست که کسانی بخواهند از یک دولت خارجی باصطلاح خودشان برای رهائی ایران بهره بگیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته دیگری که بیفزایم، هر بار که با جدیّت و شدت در مورد دخالت نظامی موضعگیری می‌شود می‌گویند که حتماً کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند، می‌خواهند جمهوری اسلامی پای برجا بماند. این تبلیغات را باید کنار گذاشت. یعنی باید رو در رو ایستاد. مخالفان جنگ، هواداران جمهوری اسلامی نیستند. مخالفان جنگ هواداران مردم ایران هستند و می‌خواهند که مردم ایران به روز سیاه نیفتند و گرفتار بوم شوم جنگ نشوند تا بتوانند از راه‌های منطقی و مسالمت آمیز و اساساً از راه زور و فشار خود مردم جمهوری اسلامی را به زانو در بیاورند و یک حکومت دمکراتیک و حقوق بشری در ایران ایجاد بکنند. اما اینکه ما کاری نمی‌توانیم بکنیم و به هر حال این دولت های خارجی، بخواهیم یا نخواهیم، به ایران حمله خواهند کرد، این هم به نظر من درست نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نکته درست است که نقش ما در آغاز چنین رویدادی تعیین کننده نیست اما ما می‌توانیم شتاب بسوی جنگ را کاهش بخشیم. اگر جهان دریابد، اگر افکار عمومی ایالات متحده و کشورهای اروپایی دریابند که جامعه روشنفکری و کُنشگران سیاسی ایران اساساً مخالف جنگ هستند و ما میدان را به عده‌ای ماجراجو که به دنبال تشویق دولت های خارجی و بهره برداری از این شرایط، از پایتختی به پایتخت دیگر می‌روند و کنفرانس می‌گذارند و خودشان را به عنوان رهبران اپوزیسیون و دولت در تبعید معرفی می‌کنند، اگر ما نشان بدهیم که این‌ها نماینده ارادة اکثریت مردم ایران نیستند، می‌توانیم در کاهش امکان جنگ موفق بشویم. مردم اسرائیل باید دریابند که منافع اسرائیل در دخالت نظامی اسرائیل در ایران نیست. منافع ایالات متحده در دخالت نظامی در ایران نیست و پیامد دخالت نظامی به زیان منافع درازمدت این کشورها خواهد بود. یادآوری کنیم که این کار را یک بار در 28 مرداد کردند و تاوان آنرا در 22 بهمن پرداختند. یک انفجاری که در جامعه ایرانی نسبت به نیروی خارجی میان بخش بزرگ مردم ایران ایجاد شد، یکی از آن زمینه ها، کینة گسترده ای بود که مردم گاه به نادرست نسبت به غرب داشتند. این است که به داوری من ایجاد یک جنبش نیرومند سرتاسری در جهان و ایران از دموکراسی خواهان مخالف جنگ بسیار بسیار اساسی است. باید هر شهر و هر کشوری ایرانیان سعی کنند تمام نیروهای ضد جنگ را از هر تبار و تیره و پیشینه ای که هستند در برابر جنگ برانگیزند و بگویند که ما جنگ نمی خواهیم. ما خواهان گذار از جمهوری اسلامی هستیم اما نه از راه جنگ، نه از راه ترور بلکه از راه پشتیبانی از جنبش دموکراسی خواهی در ایران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلاش ـ آقای امينی با سپاس بی‌پايان از شما&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-2395367085992258193?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/2395367085992258193/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=2395367085992258193' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/2395367085992258193'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/2395367085992258193'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/01/blog-post_25.html' title='محکوميت تجاوز و ترور عليه منافع ملی'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-n6dCn6mLHjg/Tx_6M5jo7PI/AAAAAAAAAj0/EoOmqnWZepQ/s72-c/amini.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-3284898375911131941</id><published>2012-01-24T07:29:00.000-08:00</published><updated>2012-01-24T07:31:37.314-08:00</updated><title type='text'>کرکس ها متحد می شوند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;کرکس ها متحد می شوند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;نه، متشکريم - دخالت "بشر دوستانه" نمی خواهيم&lt;br /&gt;بيانيه بيش از 1500 نفر از دوستداران جنبش فدائی(فدائيان خلق ايران)&lt;br /&gt;ايرانيان زحمتکش، عاشقان استقلال و آزادی و برابری انسانها. وطنمان روزگار سخت و خطيری را در انتظار نشسته است. لاشخورهای جهانی و جيره خواران ايرانی تبارشان از بقايای سلطنت حزب واحد رستاخيزی تا دزدان تاراجگر سرکوبگر جيره خوار سابق رژيم اسلامی، مجاهد های انتقام جويِ امروزه نا آشنا با خلق و هرآنچه وی می خواهد و کارگزاران بنگاههای تدوام سيطره و چپاول غرب همگی با علم به ضعف رژيم اسلامی و تنفر بيکران ايرانيان از آن بخودآرايش تهاجمی می گيرند. کسان، گروهها و دولت هائی که خود رتبه نخست نقض حقوق انسانی را دارا هستنند برای دريدن وطنمان دور خيز بر می دارند. رژيم مذهبيِ نژادپرست سلطه گر تا خرخره مسلح اسرائيل که مطلوبش خاورميانه ای تکه پاره مرکب از رژيمچه های وابسته است فرصت را غنيمت شمرده با استفاده از نفوذ و عواملش در وسايل ارتباط جمعی و در سياست آمريکا و اروپا از يک طرف آمريکا را برای آغاز عمليات نظامی در فشار سياسی می گذارد و از طرف ديگر بتوسط کارگزاران ايرانی تبار ژورناليست و بعضأ دانشگاهی خود رندانه با سوء استفاده از تنفر ايرانيان از رژيم فعلی تمامی دستآورد ها و اصول اخلاقی تاريخی ملتمان را آماج حمله موذيانه خود قرار می دهد. استقلال طلبی مفهومی کهنه و از مد افتاده معنی می شود و با خارج ستيزی و تمايل به ايزوله شدن يکی گرفته می شود، مخالفت با جهانخواری و سيطره، غرب ستيزی خوانده می شود، عرب ستيزی جای دوستی با همسايه را می گيرد و جاسوسی برای منافع خارجی امری شرافتمندانه تلقی می شود .&lt;br /&gt;تلاش کرکس ها به بحران در ساختمان فکری - اخلاقی ترک خورده اجتماعمان دامن می زند. دو ده دانشجوی سابق به نمايندگی از "دانشجويان ايرانی" خواستار دخالت "بشر دوستانه" می شوند. گروه دو صد نفره ای در اطلاعيه ای پس از تهديد ايرانيان به اينکه يا آنچه اينان می خواهند بايد شود يا برای جنگ بايد آماده شوند تلويحأ خواستار دخالت های "بشر دوستانه" رژيم های غربی در ايران می شوند. کار بجائی می رسد که در عرصه خودفروشی رقابت فردی بالا می گيرد و اطلاعيه فردی پس از اطلاعيه که در صورت وقوع جنگ ما دفاع نمی کنيم . در اين بحبوحه در ايران محقق و دانشمند ترور می شوند و محکوم نمی شود. پايگاه نظامی منفجر و دهها ايرانی که بسياری هم سرباز وظيفه هستند کشته می شوند و محکوم نمی شود. هواپيمای جاسوسی بر فراز خاکمان می افتد و محکوم نمی شود . گويا نيروهای مسلطبر وسايل ارتباط جمعی اپوزيسيون ايرانی تبار به چيزی کمتر از نيست شدن ايران راضی نمی شوند.&lt;br /&gt;ما بخش کوچکی از دوستداران جنبش فدائي، جنبش بپای دارنده آتش ها- جويندگان شادی در مجری آتشفشانها که هزاران قربانی برای استقلال و آزادی و برابری ايرانيان تقديم داشته بر مبنای اصول بنيادين اين جنبش يعنی عشق به استقلال ايران و آزادی و برابری برايايرانيان اعلام می کنيم.&lt;br /&gt;1- نه،متشکريم نيازی به کمک های بمبی صد تنی "بشر دوستانه" نيست. لطف کنيد آنرا تحويل متقاضيانش دهيد&lt;br /&gt;2- در صورت تهاجم خارجی به ايران در کنار زحمتکشان ايرانی با چنگ و دندان از وطن دفاع خواهيم کرد.&lt;br /&gt;3- کشتن و ترور دانشمندان هسته ای ايرانی را قويأ محکوم می کنيم.&lt;br /&gt;4- رژيم جمهوری اسلامی بايد با دستانتوانای زحمتکشان ايرانی تغيير کند. ما درگير کردن منافع خارجی را در مسايل داخلی ايران سر آغاز پايان ايران می دانيم.&lt;br /&gt;5- وطن ما در محاصره نيروهای منطقه ای و غير منطقه ای سراپا مسلح است . ما با تأکيد بر صلح جوئی خواستار اقتدار تدافعی کشورمان می باشيم.&lt;br /&gt;6- رژيم اسلامی بايد بفهمد که امکان وقوع جنگ بسيارجدی است. اين جنگ در صورت وقوع به بمباران محدود نخواهد شد. هدف غرب تعويض جمهوری اسلامی با مهره های وابسته به خود است. تنها راه حل خويشتن داری و مذاکره و تشنج زدائی با داخل و خارج است. رژيم اسلامی بايد از تجربه ليبی درس بگيرد دوستی با خارج کافی نيست ابتدا بايد حمايت قاطع مردم را داشت. تجربه پهلوی ها و مبارک نشان می دهد که غرب برای منافعش از قربانی کردن مهره هايش دريغ نخواهد کرد.&lt;br /&gt;7- ما خواستار جهانی عاری از سلاح های هسته ای هستيم. برای شروع ما خواستار خاور ميانه بری از سلاح های هسته ای هستيم.&lt;br /&gt;8 - ما خواستار خروج همه نيروهای خارجی از خليج فارس می باشيم&lt;br /&gt;9 - ما خواستار صلح جهانی هستيم . ايالات متحده يک پای هر مخاصمه ای در 70 سال اخير بوده است. اين ابر قدرت خودسر بی اعتنا به هر تصميم جمعی ملل خطری است واقعيبرای امنيت و بقاء بشريت . وظيفه ما و ديگر انسان دوستان جهان مهار و کنترل اين نيروی مخرب خودسر است.&lt;br /&gt;10- شکل فعلی مديريت جهانی منطبق با نياز های اين دوران نيست . ما خواستار لغو حقوق نا عادلانه وتو و عضويت دائمی در شورای امنيت هستيم.&lt;br /&gt;11- ما خواستار همکاری منطقه ای با همه همسايگان ايران می باشيم. بايد با عرب ستيزی بازی خورده های منافع خارجی وسيعأ برخورد شود. کشور ما نمی تواند در عداوت دائمی با همسايگانش باشد. ما خواستار دوستی با همه ملل بخصوص کشورهای همجوارمان می باشيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسامی حمايت کنندگان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مينا فاطمی زاده، پوران اجلالی، مجيد نيک مرام، پويا قمصري، رامين جليل زاده، نسرين نخعي، نازگل جهانگيري، محمد صادق کوهستان، جواد راشدان،جعفر عاملی، پارسا رسائي، جلال غفاری، دريا شادمهر، رسول زراعتی، آتوسا قاضی مقدم، الهه بهرانی، خسرو معيری، شهريار کشاورز حداد، اردوان نادری شهرکردی، مسعود سجادی، مجتبی صدارت،مستانه يداللهی، پويان نوروزی، حسين داهيانی، حميد شفيع، محمد رضا پاکنژاد، جواد بهداد، ناهيد اميری، احمد فياض، محمد حسن صادقی پور،منيره حاجيان سه پله، فريد هزارخانی، مجيد نوربخش، شهاب زارعی، فرشته رضائی،مسعود خراط پور، بهنام هاشميان، مهين اعتمادی، سينا هلاگوئی، برهان پورهرمزان، همايون قربانی، بابک دهخدا، سعيد زيرک زاده، سهيلا پناهيان، مزدک محيط، مجتبی ستوده،پروانه ميرطاهری،پريوش ميرطاهری،راضيه روغنی زنجانی،سيامک شيوا،مهدی شاهدی، سيمين موسوی، ساسان محمودی، مجيد جوادزاده، رکسانا موسوی نژاد، فواد مرادی، فرشاد جاسبی، برزو جوانمرد، نرگس صالحی، منوچهر رحيمی، بهزاد قاسمی، مهرزاد ناهيد، ثريا شهابی، بهرام قلعه دار، حميد سعديان، کيوان محسنی، کامران افتخاری، احمد بيگدلی، توران قدسی زاده، ماندانا رزاقی، کاوه حبيبی، مهدی صاحب زمانی، مرتضی فهيمی سبلان، بنفشه ميرزائی، بهروز مصباحی، طلعت خاکيان، مجتبی خادمی، هومن رهنما، هوشنگ رحمانی، فريبا مهاجرانی، جواد شريفيان، بهمن اقبالی، سهيلا پور رضا، سيما کازرونی، امير صدرائی، محمد جهان پور، بيتا عباسی، نگار مير صادقی، تارا همامی، رسول شهابی، سيما انتظاری، اسفنديار لسانی، احمد حردانی، ايمان شاکری، ماندانا برخوردار، سعيد سليمانی، خلعت پاکزاد،سيمين نصيری مقدم، اقدس صالح زاده، راضيه دهقان پور، مانی سبزه پرور، پشنگ نيکجو، حسين خيرجو، مرتضی حيدرپور، فرزين پرهام،حسين طباطبائی، ژيلا قوامی، شکوفه اخوان ترشيزی، غلامحسين داعی، هوشنگ روانبخش، غزاله احسان، عماد فيروز آبادی، مريم نوبری، سيروس عنايتی، کوروس بی شتاب، شبنم ميری، محمود صفائيه، حسين رفيع، مهران آقائی، مهران عباسپورتهرانی، شهين محمد خانی، اسفنديار يحيائی، فريدون شهنازی، امير رضا قانع، ايوب اکبر زاده، سهيلا هاتف، ابراهيم احمدی ساوجبلاغی، نوشين عباس زاده مرجانی، فردوس بهشتی، آنيتا نکونام، حميد مختار زاده،شکرالله مهدوی، مهدی فاطمی، هما سهرابی، سرور سايه، جعفر حدادپور، فرشاد اميرشاهی، احمد خدائی، گلی گلاب،عباس اقليدس، عاطفه معينی، عنايت محسنی، تارا اکبر زاده، افشين منافی، داريوش فيروزبخش، نجميه آهی، بهمن صدری،سينا جبه دار مارالانی، بيژن فاتح، آزيتا دری، يزدان جهانی، جمشيد جواهريان، مهتاب ايزدی، رؤيا پاکروان، سهيلا جوادزاده، محمد صادق سعيدی، کاظم مصطفی زاده، شهروز راسخ، اميد ابطحی، نوذر ميرفخرائی، فرخ نقشی، مرضيه سرابندی، حميد خير جو، سارا حکمت، جعفر قانع، راضيه جوادی، مجتبی موسوی نسب، سپهر محمدی، عليرضا قنبرپور، فريد لنگری،رسول حاجی زاده، جواد عادلی، ضياء سرفراز، سارا پور محمدی، توران مکری، رضا تفضلی، رامش ابطحی،سيروس شريعت، مازيار کريمی، محمود عصار، قربانعلی معيری، فرنگيس برقعی، رضا پور حمزه، بيتا عشقی، حسن مؤيدزاده، کورش بنائی، صابر عزيزی، عليرضا پورناصح، موسی حاجيان، اصغر بوذری،سوسن راهی، عباس نيرزاده، عبدالکريم افشار، بتول ضرغامی، هاشم عبدالهی هريسی، مسعود کوشی، سهيل يزدانی، منيژه حيدريان، سوسن فرخزاد، ماندانا طهماسبی، محمد رضا داغيانی، سيما معرفت، صبا متحدين، حسام احمدی اسکوئی، ابراهيم افشين، بيژن فيروز آبادی، نرگس راغفر، مرتضی شريعتی، رضا علومی، سهيل حدادی، مسعود صباغ،محسن اقتدارمنش، مجيد قلعه دار، حميد اژدری، کيان طاهری، پرنيان خسروی نيا، رضوان معماران بنام، فرشته مهدوی کياسری، شهرام گل چوبيان،امير حسين فرهوشی، محمد تربتی، عسل لتيان، بهنام کارگرنوين، آزيتا بدخشان، نويد اسلامی، تارا جنتی، مرجان معصومی، ساناز رشتچی، مرجان سرحدی زاده،مهر انگيز طوافچيان، بابک فرزانه، تارا نيابتی، کوشا اشراقی، غفور حاجبی، محمد رضا پزشکيان، محمد حشمتی اردکانی، محمد پيدائی، محمد حسين عابدينی، مهردادتحويل داری، هوشنگ براهنی، علی زارع زاده، قاسم بهرامی، سعيد کريم زاده، باقر ساعدی، نسترن حائري، حميد باقری انارکی، فربن خرم، قادر رضوانی، ارژنگ سورکی، ميترا مقصودی، محسن کامران دستجردی، حميد رضا حکيميان، مجيد حلمی، بيوک حسنوند، همايون اجلالی، حميد بوذری،محبوبه ذوقی، روزبه کشاورز، سيامک بهائی پور، مهدی کاظمی موسوی،تينا وطن خواه، کيوان منتظری، سارا ترتيبی، احمد رئيس زاده، محسن ترکيان، عاطفه سطوت، حسيندماوندی، سارا باقرزاده، محمد شاهرودی، رحمت الله مجد، شراره اقدامی،مهری سلاحی، زهره ثابت، پوران توکلی، شهريار اسماعيلی، شروين حکيمی، اميره شاه کرمی، پريوش بزار، پرنيا قاسم زاده، حسين سرمدی، اسکندرگرمارودی، ماندانا قاسم زاده، بابک همتی، آرمين فريماني، مسعود فرزانه، رضا رفيعی، فتح الله رسول زاده، پرويز ملکی، آيدين خيرجو، احمد صميمی، شکوه بهمن آبادی،ارسلان مفيدی، مهدی نقشی، حبيب نقد آبادی، افسر حسامی، محمد مهدی مهلوج، شهره ارفع، ابراهيم قوی پنجه، خسرو ارفع، نيکو حکمت، ژاله وثوقی، ژاله مافی، حميد رضا طلوعی، فريبرز فرجاد، پوران دماوندی، الهه قوچانی، رامش نوريزاده، کوهيار پنجه شاهی، هوشيار علائی، غلامحسين حاج شفيعی ها، حامد درويشی، غلامرضا کوهستانی، علی اکبر بياتی، کيان علوی تبار، بهزاد بهمنی، ستاره شريعتمداری، بهروز خلعتبری، سيما بيضائی، پريوش فاضل، شهاب حکمتي، فرشته صديقی، افشين بخشی، مهناز مهدويان، احمد فرهاديان، مهدی سيادتی، نويد اعلائی، ولی پيری، طاهره دردکشان، تورج نمازيان، ناهيد فرهی، محمود سبوحی، آزاده رهبر، نادر تقوی نيا، غلامرضا وفائی،شراره زرافشان، بهزاد حقيقت نژاد، نغمه سپهری، شکوفه طاهريان، خدايار افجه ای، ثريا کاظمی، بهزاد ذاکری، پوران قائميان، کوروش تواضعی، توران اشتری، داريوش بهادری، هوشنگ سلامتی، بابک اطهری، پرويز فاطمی، کاوه اختری، سعيد فرجی، ياشار اسکندر زاده، اشکان استکانچی، کاظم شيرانی، ماهرخ فاضليان، ساناز مظفريان، حسين کامکار، اکرم کاميابی، حبيب بخشی، آرمان رشيد پور، حميد رضا جهرمی، رضی آذرنوش، نيره هرندی، عباس جاسمی، کاظم قديری، تهمينه براتی، اميد دبيری فرد، شاهين هدايتی، فرزانه پورمندی، حميد اژدری، عادل نيکنام، منيژه خوشبخت، محمد صادق صباغيان، عيسی خدومی، پوران شامبياتی، قربان قريشی، مونا سليمانی، رضا شهاب رضوی، سعيد پارسافر، مونا شاهرخی، سعيد شهرستانی، جمشيد محبان، کوشا نصر آبادی، مهتاب ستايش، عبدالحميد کلانتر نيستانکی، فرزين نقشبندی، مهدی کيومرثی، حسين مافی،رمضان رضاپور، اردوان شفيعی، اسفنديار ايوبيان، سالار ارومچی، نگين جامی، سوسن اعظمی، کوروش فائز، زهره حبيبيون، فريبا معمارپور، جواد صداقت فر، محبوبه سروش، سيروس کرمانی پور، پوريا زادهوش، ليلا حضرتی، مرتضی بنائی، ولی قلی زاده، ناصرعظيمی، نظام پيرزاده جهرمی، محمد صالح توفيقی، عمار محموديان،عليرضا برزگری، فريبا علی محمدی، اميد سيدی، سعيد پوينده، هادی عيسائی، پروين ماسالی، رضا طالب زاده، فراز آقايان، مهرداد ناظميان، عليزضا نامور، جواد ظروفچيان، رضا آستانه، دامون بختياری، پروين تاجبخش، کيوان شاهمرادی، رامين نفيسی، مريم توحيدی، سياوش فنائی، اشرف يزدخواستی، تارا هوشنگ پور، مجتبی سليمانی، کامران باستانی، حيدر نعمانی، کوروس اخوان کنی، نادر ملک پور، سيروس صادقی، صادق رقابی، سحر توسليان، غزل بهکام، علی پيشوائی، کوروش کی زاده، نگين اردلان، عارف زهتاب، گلرخ طاهر زاده، ياسر مجلسی، صديق فنون زاده، نرگس قائم مقامی، کيوان برومند، عليرضا قرائی، محسن يزدی، رامين هادی،مجيد عسگری زاده، نگين بنياد، فريد کاظمينی، ابراهيم مهراد، محمود زندی، نازگل آرام، هومان علمی، شيوا رستمی، صبا آسيائی، فروزا بيگلری، علی طوافچيان، نوا رحمانی نژاد، فرهاد شايگان، مختار آفتابی، محمد علی قديانی، حسين فرهمندپور، حسين کيانی، جعفر بطحائی، مهين موسوی اسکوئی، محمد جوادی درکه، سعيد منتجمی، سياوش انتظامی، حميد فتاحی، مجيد بحرينی،سيما کهن، سيروس لواسانی، پوران اميديان، ليلی صدوقی، کيا وطن خواه، حميرا نکوصفت، فرزان طهماسبی، منصور نيابتی،رحمت الله عليزاده، فرشيد فتح اللهی، نوشين پور يزدانی، مهدی شجاعی، ولی عهد نو، سام شوشتری، طاهر خبازيان، ناهيد مصلحی، مجيد حبيبی، بهرام مديری، زهرا فلاح پور، ملوک ميرفندرسکی، رضا احمدی فريدنی، سروش طلوعی، رامش عطائی، حميدرضادانشجو، هادی لطفی، سامان کاشانی، نغمه پناهيان، عليرضا بزرگواری، صبا پايان، عبداللهعظيمی، بيتا آذر، مانی زرندی، سيامک واحدی، بهنود ايرانمنش، محمود حداد، اکبر سعيدی، الميرا کلاه دوزان،يحيی تعريف، حامدگازری، رحمانخوشروان، خاطره آشتيانی، امير باستانی، ناصر حسين پايدار، احسان تشری، سحر زيرکزاده، ژيلا جباری، عادل ذاکر، فيروزه صارمی، ندا صديقی فشارکی، توران برائی، توکل پور يعقوب، سياوش متقی، بختيار حاج کاظمی، توفيق افروز، سيما همدانيان، افسانه مهدوی کيا، قاسم کرم زاده، محمد داوران، فرامرز اکبيا، حمير رضا مردانی، بهزاد رمضان زاده، رفعتديانت، دلارام سيد عباسی، گلتاج شافعی، نازنين مصطفوی، اقبال بهمنی، منوچهر پروينيان، محمودولدبيگی، ميترا زنجانی، هدايت سيفيان، اسدالله افدرنيا، گيتا پاشاپور، تيمور ديدار، اميدمستعانی، اسفنديار رحمانی، رضا کرمانی، احمد فرزام، حسينقياسی، ميترا روحانی، هوشنگ برليان، يلدا زرنديان، ليلا رستم پور، سينا نادران، مصطفی محسنيان، احمد رضا سعادت شيرازی، رودابه شمشکی، مهدی صديق، محمود ستاری، سيامک فرد منش، سميرا اصفهانی، قربانعلی درياباری، سياوش شاد، قاسم پايور، بهمن تاج الدينی، سروش عاليخانی، گلناز حصاری، رضا بهمن پور، اسکندر حميدی، آوا نريمان، بهبود جراحی، رؤيا روشن، مهرداد موسوی، نرگس ميلانی، حميد شهابی، رسول رونقی، منصور جعفرزاده، ژيلا مجددی، نيوشا رمضان پور، فراز فرشی، شاهرخ غفوريان، داريا حشمتيان، هدايت ميلانی، رها هجرانفر، فرح اکبری، هاشم آهنگری، فريدون بزرگ تبار،ساسان پورجوادی، منوچهر بابا علی رحيمی، رفعت بختيارنژاد، سهيلکاظمزاده، پدرام منصور آبادی، صحرا معين فر، ثريا شمس آبادی، سعيده صارمی، بهروز مير مرادی، حماد مصلحی، هوشنگ اسدی، منيژه بنازاده، مهنازحجتپناه، نويدمحدثی، باربد توسلی، عثماناحمدی، شاهرخ نصيرزاده،احمد حبيب زاده، کوروش مشيدی، جواد فتحی، کيکاوس شعبانی، کاظم قديمی، هادی بهزادی، کوروس پاشائی، سيامک مهراد، سپهر مروستی، ويدا شجاعت، سحر عباسيان، نازنين سده ای، نرگس قائمی، گلناز گوهريان،هرمز راتق، سپيده سلحشور، کامران علم، شاهين صدری،توراننوری، نازيلا پناهيان، سارا فضلی، هرمز نکوکار، رويا جهان بيگلو، مجتبی مؤيدزاده، جليل سعادت فر، گودرز طالب زاده، تقی امانی، کيميا وزير نژاد، وندادفرهنگی، سهيل ارفعی، ندا سبزعليان، اکبر صادقی احمد آبادی، کامياراعتمادی، مهدی علی مرادی، ناهيد حضرتی، عبدی سيدی خوانساري، جواد کاظمی مياندوآب، عباس آذرنوش،منوچهرمسعودی، ساناز روحی آهنگران، دريا سعادتمند، اتابک زاهدی، سيما وصالی، پرتو دهکردی، فرشيد دوستی، عطاء محموديان، فهيمه الهی، سهند توفيقی، هايده ريشهری، ستار هنرمند، مهسا ارک، پرويز زربخش، مريم ميردامادی، عسل رفيع زاده، رزا خسروی، نگار باستانی، محمد رضا انفرادی، محسن فاضلی لاری، ماندانا افشاری، عمادموقوفه، جمشيد فرهادی، شهين بهکيش، بهرام يوزباشی زاده، نادر يزدخواستی، مجيدمحتشم، ماهرخ شجاعيان، فرهنگ کامرانی، مسعود خرسندی، فريبرز يمينی شريف، ژيلا قادری، فرزاد شيخ، يونس ساکت، ناهيد قنبری، نادر قهاری، سودابه روانبخش، ثريا آراسته، ثريا تابش، ضياء محمودی خوانساری، طوبی پناهی، مهدی کوثری، قاسم معدل،محمود تشيد، روزبه سراج، احمد غريب، منيره ابراهيمی روشن، مهديميرهاشمی، آراز نيرآبادی، محمد ارجمند، فيروزه رجبی، بابک محمدی دوانی، پروانه شفائی، مجيد فلاح، جلال ارمغانی، نغمه شادگان،مهدی صدوقی، فرشيد باقری، ماهرخ سليمانيان، ماهرخ چمران، دلارامخدنگ، کامران نيلی، باقر هاشمی گلپايگانی، حشمت حکيم زاده، نازلی ايوبی، منيره اميدی، سينا بشيريه، مريم مسيحی، احسان قزوينی، فروهر نيکنام، کامران تهرانی، پريچهر فروزنده،سينا قهرمانی، بهنام پرتوی، ماهرخ مدنی، فاطمه مسلمی زاده، ميترا مصداقی پور، سميرا تاجيک، مهناز پور زاهدی، عليرضا شعاعی، سمين پرورش، فرهاد عوض پور، محمود جديری، امير حسن پور، مرسده احمد زاده، عليرضا نصير زاده، ژاله فروهر، جليل شريف، رضوان يوسفی، سارا محلاتی، محمد هادی جليلی، فريد مقدم، پيمان بخشی پور، عيسی برادران، شبنم علی پور، عاطفه بازرگانی، احمد صبوری، کوروش شهيدی، فرود آبکناری، شهره قاآنی، حسام زارع، محمد رضا شفاعتيان، حامد اشکانی فر، ارسلان دبيری، اسکندر فتاحی، نازنين چترچی، بهرام شفيعی،محسن غفوريان، صديق مفتح، ناهيد نورانی، هرمز غفاری سبلان، شهريارافتخاری، ژيلا بروجنی، تورج حيدری شمشکی، صفورا مهرانی، حسين دقيق همدانی، مهتاب اخترنيا، حسام حسينی، نغمه شايگان خراسانی،محسن انتظامی، کاوه مقتدر، انور ميثاقيان، شراره شجره، ابراهيم نوين، نادر فرهنگ،مسعود عبدی گلپايگانی، کوروش رفعت، جمشيد رياضی، کيوان انصاری، ناهيد مفتاحی، سام ساغريان، محسن بهرامی، بابک هاديان، بهنام هدايت نيا، علی اصغر جعفری، داريوش شفيعی، ميترا هجری، ميترا علائی، سعيد عبداللهی، فرامرز کوشی، زهرا جاسمی، دريا احمدی آملی، نگار آجودانی، حجت الله قنواتی، منيژه آذری، غلامحسين خراط پور، رضوان دانشگری، آبتين طباطبائی،رحمت دانشگر، کوروش خليفه، بهرام بهروز نيا، رضا غفوری ابيانه، اختر قوام زاده، کيميا رضوانی، سيمين پور ناصح، بابک صوفی، قدرت شهبازی، فربد زرين خامه، هدی يزدانی خوئی، محمد کاظم حق نواز، نازيلا بيان، منوچهر اسکندری، هاشم هراتی، نادر آتش، بهنام شفقيان، شهره شريعت نائينی، ساسان ملکی، احمدرضا نژاد حسينيان، مهرانسوادکوهی، زاگروس سکوهی، ثريا شجره، آرش شاه آبادی، رضا خادم رمزی، رسول فدائی، اسفنديار حسن زاده، طوبی تراب پور، فرنوش حسينی، حسين دربندی، محمد صادق بردسيری، پوران نحوی، سيمين قربانی، کوشا عظيمی فر، فاطمه هدايتی، ابوالفضل عزيزی، فريدون مدائن، مريم مفخم، روزبه عباسی دوانی، پويا شميرانی، شراره ايرانی، فخری پرويزی، مرتضی زارع، محمد صادق صدر نژاد، سعيد شکوهی، بهارک چوپانزاده، مهران متين،کامران اسفندياری، اختر ناهيدی، سپهر قناد، شهرام مؤمنی، همايون به نژاد، بهمن احصائی، محسن فريد، شهاب ميرفخرائی، کياوش بيژنی، فردين قراچه داغی، آرمين خلعتبری، سعيد خوش بهار، يدلله محسن زاده، طاووس زغيم، ياسر سلحشور، داوود رستميان، شراره فخرائی، هدايت الله محمد زاده، مريم توسلی، سهراب دريائی، يدالله کوثری، شعله رحمتيان، ايمان شمسائی، شادی طرفه، شعله زند، محمود عليزاده، مهران درگاهی، سهراب ترابی، حسن مهربان لاری، شيرين مطهری، توکل بيگلو، برزو مصباحی، ژيلا باباپور، حميد رضا نجمی، حسين سينائی، رزا اقبال، فروزا درخشش، ميترا آرام، ثريا صفاری، مرتضی سياوشی، ساناز لاريجانی، شهره شفائيان، کاميار راد،لادن محمودی اردبيلی، سهيل تفرشی، فرامرز قاسمی، فريبا جهانی نسب، شهزاد کيا، فرشته تجليل، بهمن سحرآبادی، مونيکا ساسانی، اسفنديار معينی اراکی، رامش خداياری، سروش محبی،طوبی عبقری، رضا بلبل صفت، مراد تقی زاده، مرتضی قربانعلی زاده، حسين درگاهی، آرش کوثری خمسه، کوثربسطامی، ساسان ضيائی، جلال باقری، اختر شجاعی، نرگس هرندی، رضا رضائی نژاد، بهار زمانی، کتايون ايمن، زيبا کاظم زاده، آذر جهانشاهی، رحمت نقوی، شعله ايمانی، پوران ناجی، هرمز منفرد، حسام شريعت، داوود هاشمی، مصطفی اختری، زويا آموزگار، نگين گل افشانی، زهرا غفرانی، دلارام شهشهانی، فرشته سرحدی زاده، حميد کبيری، شعله جمشيدی، احسان ياوريان، مليحه کاخساز، فريد حکمتی کاشی، نازنين دانشيان، فرنوش جعفر زاده، سيروس حکيم زاده، رسول بالنده، عرفان بهمنش، جواد شکيبائی، بهزاد ديهيمی، شيما غريبانی، سودابه جواهريان، طاهر رجائی، غزل درگاهی، نازنين حجازی، کاظم نيک مرام، ميترا مرتضائی، بهار ناظری، قدرت ملک زاده،داريوش رستگار، رضا کاميابی فرد، جليل سمندر، جهانبخش غيور، همايون اعلامی، حکمت پروانه، منيره وثوقی، سيما قبادی، سارا آريان، آنيتا فروردين، جهانگير بهتاش، محسن عليشاهی، مصطفی حسين آقائی، اسفنديار قشقائی،ميترا گرگين، احد پور رضا، بيژن ربيعی، ستاره وفا، محسن اسپهبد، نسيم حاجی طاهری، کبری بختياری نژاد، سياوش کتيبه، نيما تاجمير رياحی،نرگس اخترزاده تبريزی، ايران روشن زاده، امير دولتی چهارسوقی، مزدک باباچاهی، پوران جعفری، ناصر محمد پور، مهردخت خورشيدی، محسن رهنورد، يعقوب حسين نژاد، قاسم رفيعی، شکوفه بازرگانی، مهتاب آخوندی، نازنين شريف، نيکتن قدسی، ثريا بنی صدر، توکل هاشميان، سميرا صانعی، عباس تبريزی، نوشين عبداللهی، بهنام بهاری، نادر رهگذر،ستاره صديق لاهيجی، رضا سرابی، نسرين ترابی، مسعود سهيلی، مازيار بخارائی، ميترا دوامی، گلناز حامدی، بابک اقدسی، سوسن سپهری، کوروش شاهين، دريا دادمان، سارا ارحام صدر، مسعود حليم، ابراهيم جلالی، رويا مفتاحی، سيما فرهادپور، شهريار پور گلزار، محسن واريانی، ميترا دولو قاجار، کامرواافتخاری، بابک خوئی، سهراب فاضل، سکينه رشيد پور، جمشيد شباهنگ، فرزانه رستگاری، اسفنديار مسافر، فرهاد غفرانی، ساسان فروغی، جليل آقاميری، شهاب رادان، فريدون اشکوری، رضا توکلی خواه، سارا حبيبی، شمس الدين سالاری، نورالدين جبل عاملی، خسرو کلانتری، گويا توحيدی، هاشم دولتی، سيمين قاسمی، عاطفه سياهپوش، پويا عرب، سودابه بهبهانی، الياس خطيبی، رسول صفری، رضا شاهچراقی، شکوه مشکين قلم، لاله آل آقا، رضوان آگاهی، شهره رياحی، نسيم رؤيائی،مهدی حسين زاده،محمد باقر غلامی، رضوان پرتوی، بتول شهسواری، کاميار باقر زاده، شهرزاد سپهری، منوچهر حشمتی، سهيل کرمی، فرشته سائلی، حسين علی تابش، کوروش گل نظر، نازنين طائبی، ماهرخ دليری، جلال سيامی، کوروس سلامتيان، فريبا حقيقی، عباس کنعانی، شهرام توانا، امير همائی، علی اکبر جم زاد، غلامحسين غريبی، فرزاد حسن زاده، زيبا سهيلی، محسن دانشمند، قربان ميرباقری، آزيتا حاجبی اصفهانی، رحمت واعظ زاده، پريوش معصومی، گلی ازغندی،مهوش گرجی، ابراهيم رهسپار، آرش فرج زاده،حبيب سليمی، سهيلا فدائی محمره، مقصود پوربيگ، محمد علی غلامپور، سعيد حکيم جوادی، شعله علامت ساز، نگار زعفرانی، تورج تابان، پروين مقدم مراغه ای، سيروس حق شناس، نيما گلپايگانی، محمد باوی،زری خوشدل جوان، حامد باقرزاده، قدرت الله شاکری، مهين جديدی، مژگان اخوان بيطرف، بيژن صالحی، پريوش دينی، مسعود منفرد زاده، فريدحمزوی، فرهاد کريمی، نازی ضرابی زاده، علی رادی، زيبا صدرالاشراف، شمسی ناظم زاده، آرش سلامی، اختر پرتوی،رکسانا جلالی قندهاری، تورج اعتمادی، مهتاب سهراب پور، جمال مير هادی، بابک شيرازی فر، رضا اختياری، سام ضابطيان، سيما ضابطيان، معصومه اشرف زاده، جعفر اسحاقی، کاوه قربانی، سينا سامع، محرم صبوری،فرزانه جلال زاده، منيره صبوری جهرمی، برزو فرهانيه، سروش الهيان، هومن مظفری، نازی اميری دوان، سميرا پورحيدری، صمد محرمی، کاظم افراشته، رقيه ماشاءالله زاده، فتانه قلی پور، سميرا مهرجو، بهروز اردبيل چی، آرش محسن اردبيلی، مينا سلحشور، گلوريا پورعبدالله، سميرا بيگلری، زری شاهسوندی، احمد معروفی، شيما جوادی، مهدی يوسفی، سعيد نو جوان، کرامت صوفی، احسان نگهبان، لادن قاسم آبادی، مرتضی اجلالی، آوا مدنی پور، رفعت پيمان، اکبر شهرياری، سالار نبوی، پرهام پويان، مهرانا سعيديان، نيکو رخ صفت، نسيم ظهور، چنگيز شاهرودی، رحيم ديدار، نصرت مظاهری پور، عمران کاظمی رودسری، محمد مهدی جاهد، جاويد مجلسی، فردوس يغمائی، منصور کعبی پور، محمد رضا فروهر، آررات اسکندريان، هدايت معتمدی، کيارش عدل، کيوان نايبی، شعله آرمند، مهيندخت شاهرخی، کريم الياس زاده،بتول نصيری، امرالله اکرامی، توفيق نوذری،نيره اشتری، کوروس نعمتی، پريسا ساعد، سپهر ناظر، پوريا عطری، تورج مودت، ژاله برهمن، اکرم صادقی، نيره عياری، فرهاد مهرپرور، سوزان شمس، آرام نجفی، کاظم بنی لوحی، فردوس کشکولی، فؤاد يزدان خواه، رحيم مختار زاده، کاوه مهابادی، مليحه فردوسی پور، سيامک عبائی خراسانی، برهان اطلس، روزبه بنی اسدی، عليرضا خزائی، قاسم دامنگير، عسل آهنگران، مريم شکرچيان، مرتضی اسلاميه، هومن عباسيان، ستاره اصلی، کمال جاهد،وحيد حقی، کتايون رئوف، رامبد اختری، بيژن گلوی، آتوسا مرندی،سعيد غلاميان،ابراهيم ترابيان، منيره کاوندی، احمد رضا پيروزان، ونداد محمدی نائينی، نگين رحيمی عراقی، ميترا مشفق، داوود بابائی، مازيار قدومی، محمد رضا موحد، ساسان ياسائی، پرويز آذر چهر، هرمز هوشمند، کيوان ارض پيما، سپهر راهوار، ساحل ورداسبی، نگار بابائی، مرسده خرسندی، رضا عيسی بيگلو، محسن فضيلت کلام، رامين مولائی، مليحه اسدی، وحيد آقا زاده، راضيه جلاليان، نازنين قوامی، خوانساری، ثريا اعلامی، فرزاد زاهدی،کيومرث عادلی، گلرخ شاهنده، ژاله صفار زاده، سيما تربناک، عمران صبحی، سيما حاجی ولی زاده، سهيلا دستمالچی، محمد حسن مشتاقی، سياوش احمدی لنگرودی، تورج عادلی، فريد فرزانه، نقی غضنفر پور، محمد تقی کابلی، نادر پور کاظمی، ميلاد ملايری، محبوبه محمدی گرگانی، غزاله خادم الشريعه، مژگان آرتابای، حميد يونسی، پوريا شانجانی، ولی همايونی، رضا سبحان اللهی، کيوان عفيف،شکوفه زرين، طاووس گلابدره، شهره فرخزاد، بابک کفعمی، الناز مراغه چی، نويد نوژن، ارسلان سيستانی نژاد، آيدين سماکار، علی علمدار، دانيال نياکان، پرديس بهبودی، شهربانو ناجی، سعيد برگشادی، سيامک قوتی، فيروزه علامه زاده، شراره شفتی، مسعود گرامی، رسول ضرابی زاده، برهان خلج، عبدی آزاد، مسعود ليائی، احمد مبين، شاهين خاتمی، مصطفی مسرت، سهراب اسکندری، شمسی گيلانی، صادق اوحدی، سجاد برهمن، منظر رفيعی، عباس طلاکوب، نسرين آزاده، نگار علی آبادی، اردوان سحابی، محمد نجف زاده، نويد فاتحی، فرج صاحب ايمانی، وحيد کريمی نيا، رزان قزوينی، کاوه رستمی، سپيده مير محمد صادقی، بهرام صابری، سعيد عسگری، واهيک کاوسيان، قاسم قنبريان، آذرنوش آذرچهر، فريبا منتقمی، بهروز واحدی، سيف الله امير ارجمند، کمال زنديان، امير مرادی، ميترا خادم باشی، حميد رشيديان، فرخ حسين زاده، عابد شفقت، محمد حسن شيری، کياوش زيدآبادی، رها آبدانان، ناهيد مير صادقی، حميد بردبار، هومن سلطان زاده، آزاد نظرگاهی، رامين جواهريان، غفور شيروانی تبار، بهروز ارانی، سپيده يارشاطر، علی قربان زاده، عفت خليلی، سهيل کاوندی، شجاع کاکاوند، افسانه زاکانی، پويا مغازه، حميد قلی زاده، سليم دهقان پور، نامی منصور، پشنگ دورعلی، قدرت نصير، روزبه ابريشمچی، محمد غيبی، کاظم اسفرجانی، محمد صادق آغاجري، مهدی علائی آستانه، شروين شکوهی فر،نيما فاطمی تبار، شاهرخ کاظمينی، رؤيا اميدوار يزدی، داوود رضوی، شيوا خاتم، بهمن کشميری، ماهرخ عرفانی، امير حسين گل وردی، رحمت نشاط، دلارام مولوی، مجتبی سنائی، شهريار اصولی، پيمان محمديان، نقی ملکی، حبيب محرم نژاد،سيامک پيغامی، نگين صابريان، فربد کاظميان، ناصر لادن، قدرت کريميان، مهرداد طوسی، سارا چهره نگار، محمود بطائی، نيلوفر ارجمندی، بهزاد رسولی، کتايون صفا کيش، دريا گلسرخی، محمد صادق کسمائی، حسين احمدی جوزدانی، هما علوی، نيکو صادق وزيری، حميد نبی نجات، اردلان همائی، فاطمه مکارم، محمود فريور، سجاد نوری، مجيد شاه بختي، صابر اردلان، کيان افخمی، توران کاووسی، بهزاد مشکاتی، مينو صدر بلاغی، فيروز اعرابی، ارس مهذب، لاله کيوان، آرش آريانژاد، مسيح امجدی، فريدون خلفی، رؤيا شيرودی، حاتم موسوی لاری، مزدک نصيريان، شيده مرصلی،حشمت کيا رستمی، افسانه نرگسی، محمد مهدی محقق، بهزاد درخشان، سکينه شفيق، افشين عنبرچيان، نزهت خديوی، اميد تندگويان، ژيلا فکوهی، صدرا صلحدوست، نرگس زندی، محبوبه قجر، بهروز وکيلی، روزبه علی محمدی، مرجان چاوشی، فرشته طحانی، خاطره مجيدی، کاظم برادري، عباس فائز پور، فتاح حوريان، محمود مصطفوی، شاهين قنواتی، سيما ايلاقی، داريا محسن پور، حميد محمد پور، صنوبر نيری، اميد ديلمی، رخساره فيض، شکوفه گويا، مهدی قاسمی آملی، ثريا حکمتی ارسباران، قاسم شاهگلی، نغمه درانی، بهار امير عضدی، ستار عيوضی زاده، محمد صادق جلودار، بابک شهبازی، ابراهيم محفوظی، رامين داداش پور، سينا مشتاقی، نادر شيرزاد، بهزاد اشتهاردی،احمد رضا خليق، سارا صفائيان، شهربانو شيرازی اصل، روزبه برزين، محمد نوريان اعلائی، سحر پناهيان، محمد علی ابتکار، مجيد عادلخواه، اختر کيانيان، کتايون پور ميرزائی، اردشير شهبازيان، فرزين فخری،محمد رضا مدبر، نادر عرشيان، آزيتا امير احمدی، کريم ميرزا پور، محسن رشاد، تيمور کرامتی بسطامی، رها کيانی، الهه شاه آبادی، سعيد گلزار، مريم سليمی، ستاره فرهودی، حسام الهياری، عبدالله دادور، شاهين شريعت، افسانه هدايت، الهام خسروی، فريدون کلامی، کاظم ويسی، ابراهيم امانتی، غلامحسين نوفرستی، سيمين خوشابی، قادر پيرخضری، سيامک پروين، نصرت صهبا، اسد سلطانی، شوکت مراديان، اقبال مدانلو، بهرام احسانی راد، شعله صلواتی، پويا کياوش، کاظم ثقفی، عباس آصف، رحمان رعدی، بزرگمهر سميع نژاد، احمد گازرانی، ناهيد مردوخ، محمد علی برين، نسرين صفر زاده، مهين قادری، رضا علی پور، محمد روحی، کوروس آذری، شهرام طبری، برزو شکری، فرشيد بيانی، عطاء فرخی، فريبرز عطار پور، عزيز کلامی، سيامک رالا، اردوان بوکانی، احمد نصرالله بيگی، فرشيد رزاقی، احمد تيمور زاده، ساسان اسماعيلی، عبدالله رحمان پناه، محمد شکری، حامد شعبانی، حميد بسيم، محمد رضا يادگار، سهيلا منصوران، شهين نيکو روان، پارسا حميدی، بهزاد معينی، سيما صالحی،محترم فيال، رفعت منوچهری، گلناز خوارزمی، مزدا جمالی، هرمز خرداديان، افشين مهربان.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-3284898375911131941?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/3284898375911131941/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=3284898375911131941' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/3284898375911131941'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/3284898375911131941'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/01/blog-post_24.html' title='کرکس ها متحد می شوند'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-1825618382835285679</id><published>2012-01-10T01:27:00.000-08:00</published><updated>2012-01-10T01:34:57.161-08:00</updated><title type='text'>در تنگه هرمز کشتارگاه تازه ای در شرف تکوين است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;در تنگه هرمز کشتارگاه تازه ای در شرف تکوين است&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;گفتگو با کنستانتين سيويکوف / ترجمه ا. م. شيری&lt;br /&gt;عنوان فوق، عنوانی است که خبرنگار روزنامه و تارنمای «مطبوعات آزاد» روسيه، سرگئی تورچنکو برای متن گفتگوی خود با ناخدا يکم کنستانتين سيويکوف، دکتر علوم نظامی و معاون اول رئيس آکادمی مسائل ژئوپليتيک برگزيده است.&lt;br /&gt;اهميت اين مصاحبه در اين است که مسئله جنگ احتمالی امپرياليسم جهانی عليه ايران را از ديد يک کارشناس نظامی - به باور من، درست - مطرح ساخته و پاسخ می دهد.&lt;br /&gt;به همين سبب، ترجمه و انتشار متن مصاحبه حاضر در شرايطی که لاشخورهای امپرياليسم جهانی و صهيونيسم بين الملل بدنبال دهها جنگ استعماری مرئی و نامرئی در نقاط مختلف جهان، اينک طبلهای جنگ را درست بر بام ايران زمين بصدا در آورده اند، در شرايطی که رجزخوانيهای جنگ سالاران غربی و وابستگان سنتی فراماسونری انگليس در داخل حاکميت جمهوری اسلامی ايران می رود تا فجايع فلسطين، يوگسلاوي، افغانستان، عراق، ليبي، سومالي، ساحل عاج و بسياری مستعمرات ديگر را بر ميهن ما ايران تحميل کند و همچنين، در شرايطی که اپوزيسيون مزدور رژيم ايران در اطراف شکار نوبتی استعمار- ايران- به اميد چنگ اندازی به لاشه ميهن و اندام قتل عام شوندگان ايراني، در مقابل گماشتگان استعمار خوش رقصی می کند، می تواند در آمادگی مردم برای دفاع از ميهن و دفع آسيبهای ناشی از جنگ روانی تحميلی رسانه های مزدور غرب بر جامعه ايران که در هفته های اخير شدت يافته است، بسهم و اندازه خود مؤثر باشد.&lt;br /&gt;ا. م. شيری&lt;br /&gt;۱۸ دی ۱۳۹۰- ۸ ژانويه ۲۰۱۲&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;متن مصاحبه&lt;br /&gt;مأخذ: روزنامه و تارنمای «مطبوعات آزاد»&lt;br /&gt;&lt;a href="http://svpressa.ru/war21/article/51512/"&gt;http://svpressa.ru/war21/article/51512/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;۲ ژوانويه ۲۰۱۲&lt;br /&gt;ترجمه ا. م. شيری&lt;br /&gt;&lt;a href="http://eb1384.wordpress.com/2012/01/08/"&gt;http://eb1384.wordpress.com/2012/01/08/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ايران برای پاسخ دادن به آمريکا آماده می شود&lt;br /&gt;تنگه هرمز، اولين منطقه داغ سال ۲۰۱۲ بحساب ميآيد که خليج فارس را به اقيانوس هند متصل می سازد. روز اول ژانويه، منابع رسمی ايران ضمن آزمايش موفقيت آميز يک موشک ميانبرد در اين منطقه، آمادگی خود را برای آزمايش موشک دوربرد اعلام کردند. پيش از آن، ايران اعلام کرده بود که در صورت اعمال تحريم داير بر صدور نفت ايران از سوی غرب، تنگه هرمز را خواهد بست. در آستانه سال جديد، ناو هواپيمابر «John C. Stennis» و دو کشتی جنگی نيروی دريايی آمريکا به تنگه هرمز وارد شدند. نظاميان آمريکا گفتند به هيچ کس اجازه ايجاد مانع در راه کشتيرانی در اين منطقه نخواهند داد.&lt;br /&gt;در باره تهديدهای مرتبط با مناقشات در تنگه هرمز، خبرنگار ما (مطبوعات آزاد)، سرگئی تورچنکو مصاحبه ای با ناخدا يکم کنستانتين سيويکوف، معاون اول رئيس آکادمی مسائل ژئوپليتيک و دکتر علوم نظامی انجام داد. متن کامل مصاحبه بدين شرح است:&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»: چه کسانی و چرا اوضاع در تنگه هرمز را تشديد می کنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ــ اين مسئله را تاريخچه وقايع روشن می سازد. در اواسط ماه دسامبر سال گذشته، مقامات رسمی ايالات متحده آمريکا و اسرائيل تدارک حمله موشکی به برنامه اتمی ايران را اعلام کردند. بدنبال آن بيانيه هايی داير بر اعمال تحريمهای اقتصادی عليه ايران صادر شد. در پاسخ آن، محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران اعلام کرد که در صورت اعمال چنين تحريمهايي، ايران تنگه هرمز را خواهد بست. همانوقت ايالات متحده آمريکا ناو هواپيمابر خود را به تنگه هرمز گسيل داشت و روز آخر سال ۲۰۱۱ باراک اوباما قانون تدابير تنبيهی عليه نهادهای مالی خارجی را که با بانک مرکز ايران همکاری می کنند، امضاء کرد. تهران بارها هشدار داده است که امضای چنين قانونی را يک اقدام جنگی تلقی خواهد کرد و جواب سختی به آن خواهد داد. يکی از اولين آنها، پرتاب آزمايشی موشک قادر به نابود کردن ناوهای هواپيمابر بود.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»: آيا حضور ناوهواپيمابر آمريکا در نزديکی مرزهای ايران يک تهديد جدی است؟&lt;br /&gt;ــ اصولا اين ناوهواپيمابر آنقدرها هم قادر نيست در راه بستن تنگه مانع ايجاد کند. ايران می تواند تنگه هرمز را بدون بهره گيری از کشتی های بزرگ، فقط بکمک يک ناوگان کوچک ببندد. قايق موتوری ها و ناوچه های جنگی تندرو که در جزاير نزديک به ساحل مخفی شده اند، راه کشتيرانی را مين گذاری می کنند و ناو هواپيمابر هم از امکانات فنی نبرد با چنين قايق هايی برخوردار نيست. بعبارت ساده تر، اين کار ناو هواپيمابر، بسيار شبيه شليک توپ به گنجشک خواهد بود.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»: شايد، شما صحيح می فرمائيد. چنين مواردی بارها در اين منطقه روی داده است. من در جريان جنگ هشت ساله ايران و عراق، در سالهای ۱۹۸۶-۱۹۸۷ در تنگه هرمز حضور داشتم. حضور ناوهای هواپيمابر آمريکايی در آنجا بی مورد بود. اسکادران دريايی اقيانوس هند اتحاد شوروی يک نيروی بی طرف در آنجا تشکيل داد. و ما کاروان کشتی های خارجی را در منطقه مين گذاری شده هدايت می کرديم. آمريکايی ها نمی توانستند هيچ کار بکنند.&lt;br /&gt;ــ الان هم، که ايرانيها تنگه هرمز را مين گذاری می کنند، ناو هواپيمابر آمريکا فقط می تواند در کناری نظاره گر باشد و مين روبی مسير کشتيرانی را از ديگران تقاضا بکند.&lt;br /&gt;اضافه کنم که ايرانيها علاوه بر آزمايش موشک ميانبرد در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱، موشکهای فرانسوی «MM-38 Exocet» را نيز در اختيار دارد که قادرند اهداف بزرگ دريايی را مورد هدف قرار دهند. يادآوری می کنم که در سال ۱۹۸۷، هواپيمای «ميراژ» اف ۱ عراق با شليک دو موشک به ناوچه آمريکايی «استراک» در خليج فارس، اين ناوچه جنگی را از رده خارج ساخت و ۳۷ نفر از پرسنل آن را به هلاکت رساند.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»: خوب، در پاسخ به بسته شدن تنگه هرمز، اسرائيل و آمريکا می توانند مستقيما اراضی ايران را مورد حمله قرار دهند. چشم انداز چنين اقدام را چگونه می بينيد؟&lt;br /&gt;ــ بنظر من فعلا دست زدن آمريکا و اسرائيل به اين اقدام زياد واقع بينانه نيست. اسرائيل ۷۰ شکاری چند منظوره مدرن در اختيار دارد. اما، اولا- آنها بدون سوختگيری مجدد، قادر به پرواز تا هدف مورد نظر نيستند(در منطقه نيز هيچ کشوری حاضر نيست شرايط چنين عملياتی را در فرودگاه خود فراهم کند). ثانيا- نيمی از ۷۰ ماشين جنگی هم بايد برای عمليات جاسوسی- اکتشافی اختصاص داده شود. در واقع، حداکثر ۲۴ فروند از آنها می توانند در عمليات شرکت کنند. پدافند ضد هوايی و نيروی هوايی ايزان نيز توانايی دفع حمله ای با چنين تعداد را دارد. درست مثل اين، شعاع پرواز ۴۸ فروند شکاری بمب افکن موجود در عرشه ناوهواپيمابر «John C. Stennis» آمريکا قابل ترديد است. برای وارد آوردن ضربات موفقيت آميز بر اراضی ايران، آمريکائيها حداقل بايد پنج فروند از اين ناوهای هواپيمابر را به تنگه هرمز گسيل نمايند.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»: يعنی خطر جنگ بسيار گسترده در منطقه فعلا جدی نيست؟&lt;br /&gt;چرا که نه؟ اگر آمريکا و اسرائيل ايران را مورد حمله موشکی قرار دهند، جنگ اجتناب ناپذير است. و مثل اينکه، ايران هم به تنهايی نخواهد جنگيد. ايران متحد مطمئنی مثل سوريه دارد. ترکيه و مصر نيز در جنگ شرکت خواهند کرد. بدين ترتيب، چشم انداز يک کشتارگاه بزرگ واقعا مشهود است. اما، در همه حال بنظر می رسد که تصميم گيری دولتهای آمريکا و اسرائيل برای حمله به ايران بسيار مشکل است.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»: چرا؟&lt;br /&gt;در زمانهای اخير روحيه ژنرالهای ناتو بشدت تغيير کرده است. عدم پيروزی در عراق و افغانستان آنها را به نگرش جديدی به رويدادها وادار کرده است. آمريکا و ناتو با رسوايی از عراق فرار کردند. يک سال قبل در برنامه تلويزيونی مشترک روسيه � آمريکا راجع به چشم انداز «دمکراتيزه کردن» عراق شرکت کردم. آنوقت سياستمداران آمريکايی برای حفظ ۱۱ پايگاه نظامی خود در عراق در سال ۲۰۱۲ برنامه ريزی می کردند. اما اينک در آنجا زمين در زير پای آنها آتش می گيرد. اکنون فقط ۲۰۰ نفر در عراق جا گذاشتند.&lt;br /&gt;در افغانستان اوضاع باز هم وخيم تر است.۱۵۰ هزار نظامی خارجی در اين کشور حضور دارد. برای تأمين انواع نيازمنديهای آنها، ارسال روزانه حداقل ۸ کاروان وسايل مادی لازم است. بخش اصلی آنها از طريق پاکستان ارسال می شد. اما کشتار وحشيانه مردم غيرنظامی اين کشور بدست ناتويی ها، دولت پاکستان را به ختم همکاری با ناتو وادار کرد. برای حمل بار به ميزان سابق، حالا بايد روزانه تا ۲۰۰ هواپيمای باری پرواز کند. خوب! اين هم بيش از حد گران تمام می شود. اين در حاليست که آمريکا اين همه هواپيمای باری در اختيار ندارد. همين گرسنگی ساده، باعث فرار ناتويی ها می شود. اما کجا؟ راه پاکستان بسته است. ايران هم اجازه نمی دهد. از سوی ديگر، فقط می ماند تاجيکستان و روسيه. ناتو هم که معاهده نقل و انتقال نيروی نظامی با کشور ما ندارد، فقط می تواند بارهای خود را آنهم بميزان محدودی عبور دهد. پيچيدگی اوضاع، خاطره سپاه پائولس در اطراف استالينگراد را يادآوری می کند. همه اينها ژنرالهای ناتو را به انديشيدن در اين باره وادار می کند که چرا بهای ماجراجويی های سياستمداران و حرص و آز تاجران را بايد باخون نظاميان پرداخت و آيا زمان پايان دادن به اوامر کيسه های پول فرانرسيده است. شروع جنگ جديد با اين احوال و روحيه، دورنمايی ندارد.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»: آيا بنظر شما چنين نمی رسد که ضرورت نجات ۱۵۰ هزار نظامی بدام افتاده ناتو در افغانستان می تواند آمريکا را به شروع جنگ با ايران و باز کردن راه گريز از آنجا وادار سازد؟&lt;br /&gt;ــ در اينصورت، سخن فقط بر سر عمليات زمينی می تواند باشد. اما تعداد نيروهای نظامی ايران آنقدر زياد است که آمريکايی ها برای انجام عمليات زمينی موفقيت آميز، حداقل بايد توانايی بسيج يک ميليون نظامی و تأمين ۱۰ ميليون تن مواد ذخيره را داشته باشند. بموازات اينها، داشتن حداقل ۳۰۰- ۴۰۰ ماشين پرنده جنگی آماده در فرودگاهها و ۲۰۰- ۳۰۰ باند پرواز برای آمريکائيها ضروری است. با چنين آرايش نيرويی آمريکا می تواند پدافند ضد هوايی ايران را مستأصل ساخته و مجتمع کارخانه های مرتبط با برنامه اتمی آن را از بين ببرد. اما برای انجام چنين عمليات گسترده اي، امکانات ايالات متحده آمريکا بقدری محدود است که می توان گفت که توان انجام آن را ندارد.&lt;br /&gt;«مطبوعات آزاد»: در همه حال، آينده نزديک را چگونه می بينيد؟&lt;br /&gt;ــ با همه اينها، آمريکايی ها فقط می توانند با مجموع حداکثر ۳۰۰ جنگنده آنهم پس از گسيل چهار ناو هواپيمابر، به حملات هوايی دست بزنند. با چنين حملاتی تنها می توانند به بخشی از اهداف خود برسند ولی نمی توانند برنامه هسته ای ايران را کاملا نابود سازند. آمريکايی ها در زمانهای اخير مثل هميشه، می خواهند به تبهکاری جديد دست بزنند و سپس راه فرار بجويند.&lt;br /&gt;از آشيو «مطبوعات آزاد»:&lt;br /&gt;تنگه هرمز&lt;br /&gt;تنگه هرمز که از طريق آن طبق آمار شعبه دريايی شرکت لويد(Lloyd)، ۴۰ درصد صادرات جهانی نفت و محصولات نفتی عبور می کند، خليج فارس را به اقيانوس هند متصل می سازد. ايران بخش شمالی خليج، امارات عربی بخش جنوبی آن را کنترل می کند. بيشترين نفت بزرگترين صادر کنندگان نفت به جهان، مثل عربستان سعودي، کويت، ايران، امارات متحده عربی و عراق از تنگه هرمز عبور می کند. آمريکا و اتحاديه اروپا، يکی از بزرگترين وارد کنندگان نفت از منطقه خليج فارس هستند.&lt;br /&gt;ناو هواپيمابر «John C. Stennis»:&lt;br /&gt;هفتمين ناو از سری «Nimitz» می باشد. بافتخار جان سی. استنيس، سناتور دمکرات آمريکايی نامگذاری شده است. در پايگاه بندر کيت سپ، شهر برمرتون، ايالت واشينگتن به ثبت رسيده است. ساخت آن در سال ۱۹۹۱ شروع شد، در ۱۱ نوامبر سال به آب انداخته شد و ۹ دسامبر سال ۱۹۹۵ به ابواب جمعی نيروی دريايی افزوده شد.&lt;br /&gt;تعداد خدمه آن: ۵۶۱۷ نفر (در مجموع با اکيپ های پروازی).&lt;br /&gt;هواپيمابر نوع «Nimitz» با توان هسته ای بزرگترين کشتی جنگی در جهان است. مجموعا ۱۰ کشتی از اين نوع ساخته شده است. آخرين آنها بنام «جرج بوش»، در تاريخ ۱۰ ژانويه سال ۲۰۰۹ به نيروی دريايی تحويل گرديد.&lt;br /&gt;مشخصات عمده آن:&lt;br /&gt;سيستم انرژی: دو رئاکتور « A4W»، چهار توربين.&lt;br /&gt;طول: ۳۳۳ متر&lt;br /&gt;عرض باند پرواز: ۸ / ۷۶ ــ ۴ / ۷۸ متر.&lt;br /&gt;جابجايی: ۹۸۳۲۵ تن، حداکثر ۱۰۴۱۱۲ تن در حالت بار کامل.&lt;br /&gt;سرعت: ۳۰ مايل دريايي، در حدود ۵۶ کيلو متر در ساعت.&lt;br /&gt;هوانوردی: ۶۶ فروند؛ ۴۸ شکاری بمب افکن «F/A-18 Hornet»، ۴ هواپيمای «EA-6B Prowler»، ۴هواپيمای «Grumman E-2 Hawkeye»، ۲ هواپيمای باری «Grumman E-2 Hawkeye»، ۸ هلی کوپتر «Sikorsky SH-60 Seahawk».&lt;br /&gt;ارزش: ۵ / ۴ ميليارد دلار.&lt;br /&gt;عمر مفيد: بيش از ۵۰ سال.&lt;br /&gt;سالانه تقريبا ۱۶۰ ميليون دلار صرف نگهداری هر فروند ناو هواپيمابر می شود.&lt;br /&gt;19 دی 1390 11:50&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-1825618382835285679?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/1825618382835285679/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=1825618382835285679' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/1825618382835285679'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/1825618382835285679'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2012/01/blog-post.html' title='در تنگه هرمز کشتارگاه تازه ای در شرف تکوين است'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-6614372676346867452</id><published>2011-12-29T01:28:00.000-08:00</published><updated>2011-12-29T01:42:02.986-08:00</updated><title type='text'>بازهم تهديدهای تکراری عليه تهران: جنگ عليه ايران می‌تواند به معنای انقراض اسرائيل صهيونيستی باشد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;بازهم تهديدهای تکراری عليه تهران: جنگ عليه ايران می‌تواند به معنای انقراض اسرائيل صهيونيستی باشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;mahvash n &lt;mahvash.na@gmail.com&gt;Dec 27 08:12PM -0800&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.edalat.org/sys/content/view/6729/1/&lt;br /&gt;*تارنگاشت عدالت*&lt;br /&gt;*منبع: عصر ما&lt;br /&gt;نويسنده: نورمن پش*&lt;br /&gt;*بازهم تهديدهای تکراری عليه تهران: جنگ عليه ايران می‌تواند به معنای انقراض&lt;br /&gt;اسرائيل صهيونيستی باشد.*&lt;br /&gt;سازمان سيا اداره‌ای نيست که شهرتی خوب و جدی داشته باشد. خوب نيست به آن زياد&lt;br /&gt;اعتماد کرد. از طرف ديگر نبايد پنداشت که اين سازمان جاسوسی قادر نيست در اين&lt;br /&gt;يا آن مورد مشخص به نتايج و شناخت‌های درستی برسد. مثلاً يکی از کارهای پژوهشی&lt;br /&gt;اين سازمان که روز ۱۲ فوريه ۲٠٠۹ انتشار يافت که «در صورت ادامه روند کلی به&lt;br /&gt;صورت جاری... انقراض اسرائيل صهيونيستی را در ۲٠ سال آينده» پيش‌بينی می‌کند.&lt;br /&gt;سازمان سيا اين روند را نتيجه گرايشات هسته‌ای تهران نمی‌داند. خير، اين&lt;br /&gt;پيش‌بينی نتيجه اين برآوردی است که «... بسيار غيرمحتمل است که رهبری اسرائيل&lt;br /&gt;حاضر به پذيرفتن کوچک‌ترين مصالحه‌ای باشد تا با همسايگان و مردم نااميد آن که&lt;br /&gt;روزبه‌روز به تعدادشان افزوده می‌گردد و خواهان اجرای عدالت و حفظ مرتبت خود&lt;br /&gt;هستند به تفاهم برسد.» اين سند فوراً ناپديد شد، زيرا فرض نامبرده بسيار واقعی&lt;br /&gt;به نظر می‌رسيد و به طور خطرناکی نيز با پيش‌بينی رييس‌جمهور ايران محمود&lt;br /&gt;احمدی‌نژاد در مورد سقوط اسرائيل هم‌خوانی داشت. در آن‌زمان لئون پانه‌تا مدير&lt;br /&gt;سازمان سيا بود و ظاهراً بر سند نامبرده صحه گذارده بود. هنگامی که او در&lt;br /&gt;اکتبر سال جاری عازم اسرائيل شد، وزير دفاع ايالات متحده آمريکا شده بود و سند&lt;br /&gt;مزبور را در جيب خود حاضر داشت. رهبران اسرائيل خيلی عصبانی شدند ولی نه به&lt;br /&gt;خاطر اين هشدار که انسان نمی‌تواند آينده خود را به زور ارتش تضمين کند، بلکه&lt;br /&gt;به خاطر اين هشدار که اسرائيل نمی‌تواند به طور نامحدود دل به کمک‌های مالی&lt;br /&gt;آمريکا ببندد. يا بايد با فلسطينی‌ها صلح کند و يا نابود شود.&lt;br /&gt;*کشور ناموفق&lt;br /&gt;*آمريکا با يک مخمصه‌ واقعی روبه‌روست. از يک طرف می‌خواهد کشوری را نجات دهد&lt;br /&gt;و بر پا نگاه دارد که به طور فزاينده نشانه‌های يک کشور در حال زوال را از خود&lt;br /&gt;بروز می‌دهد و از طرف ديگر می‌خواهد کشوری را نابود کند که با وجود تحريم‌ها و&lt;br /&gt;منزوی کردن‌ها در بين کشورهای عربی منطقه روزبه‌روز نقش تعيين کننده‌تری برای&lt;br /&gt;خود کسب کرده است.&lt;br /&gt;نبايد آن‌چه را که زبيگنيو برژينسکی، مشاور مسايل خارجی رؤسای جمهور آمريکا از&lt;br /&gt;جيمز کارتر تا باراک اوباما در اواخر دهه ۹٠ به عنوان هدف ژئواستراتژيکی&lt;br /&gt;واشنگتن با عبارت «خاورميانه بزرگ» بيان داشت، از ياد برد: تربيت کليه کشورها&lt;br /&gt;از ترکيه تا پاکستان در جهت تأمين منافع آمريکا، به کمک هر نوع ابزار و وسيله&lt;br /&gt;لازم. همه رؤسای جمهور آمريکا تاکنون در مورد کليه‌ کشورها بدون در نظر گرفتن&lt;br /&gt;مخاطرات ناشی از آن موفق بوده اند، البته به استثنای ايران. اما اکنون مقدمات&lt;br /&gt;سرنگونی آخرين سنگر «ضدآمريکايی» در خاورميانه که توسط رژيم‌های دست‌نشانده&lt;br /&gt;محاصره گرديده، فراهم می‌گردد.&lt;br /&gt;در آوريل ۲٠۱۱ مدير سابق آژانس بين‌المللی اتمی، محمد البرادعی در يک مصاحبه&lt;br /&gt;مطبوعاتی گفت که آمريکايی‌ها و اروپايی‌ها در مجادله اتمی هرگز علاقه‌ای به&lt;br /&gt;مصالحه با دولت ايران نداشتند، برعکس معتقد به «تغيير رژيم به هر وسيله لازمی»&lt;br /&gt;بودند. جانشين او، يوکيا آمانو دو ماه بعد از انتخاب خود در سال ۲٠٠۹ به سفير&lt;br /&gt;آمريکا گلين ديويس قول داد وظيفه خود را در هماهنگی کامل با تصميمات کليدی-&lt;br /&gt;استراتژيکی آمريکا در رابطه با مسأله ايران انجام دهد. هرچند گزارش وی در&lt;br /&gt;نوامبر ۲٠۱۱ داده‌ها و اطلاعات قديمی را از نو تعبير کرده و به کمک سرويس‌های&lt;br /&gt;جاسوسی خارجی اتهامات بيش‌تری عليه ايران جمع‌آوری نموده بود ولی او جرأت نکرد&lt;br /&gt;رهبری ايران را مشخصاً متهم به توليد سلاح‌های هسته‌ای بنمايد. با اين حال&lt;br /&gt;کافی بود که باز تحريم‌های جديد در نظر گرفته شود و تهديدهای مختلف به استفاده&lt;br /&gt;از کليه ابزار و وسايل لازم اعلام گردد.&lt;br /&gt;از تجربيات کشور همسايه، عراق می‌دانيم که تحريم‌ها ايرانيان را مجبور به ترک&lt;br /&gt;برنامه اتمی خود نخواهد کرد. در نتيجه اين سؤال باقی می‌ماند: آيا جنگ عليه&lt;br /&gt;ايران غيرقابل اجتناب است؟ تقريباً هر هفته تهديدهای مربوطه از طرف اسرائيل،&lt;br /&gt;چه از طرف دولتمردان و چه نظاميان شنيده می شود. و به همين شکل از طرف آمريکا&lt;br /&gt;به طور منظم خبر طرح‌های حمله به ايران انتشار می‌يابد. اقتصاددان آمريکايی،&lt;br /&gt;دانيل السبرگ که در دهه هفتاد افتضاح پنتاگون را افشا کرده بود، حتا در سال&lt;br /&gt;۲٠٠۶ از طرح حمله آمريکا مطلع بود: «رييس‌جمهور آمريکا جورج دبليو بوش و&lt;br /&gt;معاونش ريچارد چينی چنين افکاری را از ۱۸ ماه پيش در سر می‌پروراندند. آن‌ها&lt;br /&gt;از ستاد نظامی خود محرمانه خواستند تا طرح حمله اتمی به تأسيسات اتمی زيرزمينی&lt;br /&gt;ايران و هم‌چنين حملات گسترده هوايی به تأسيسات نظامی و انرژی و ستادهای&lt;br /&gt;فرماندهی را فراهم سازند. فيليپ جيرالدی يکی از کارمندان سابق سازمان جاسوسی&lt;br /&gt;سيا يک سال پيش در American Conservative گزارش کرد که دفتر معاون رييس‌جمهور&lt;br /&gt;چينی امکانات حمله برای «حملات هوايی به ايران در سطح گسترده به کمک سلاح‌های&lt;br /&gt;هسته‌ای و غيرهسته‌ای» را مورد بررسی قرار داده بود. «چندين افسر بلندپايه&lt;br /&gt;نيروی هوايی» که در اين برنامه‌ريزی شرکت داشتند، «در مورد پی‌آمد‌های مسؤوليت&lt;br /&gt;خود شوکه شده بودند که چگونه يک حمله اتمی بی‌دليل به ايران برنامه‌ريزی&lt;br /&gt;می‌گردد و هيچ‌کس برای آن‌که جريان ترقی و پيشرفت خود را به خطر نيافکند، دست&lt;br /&gt;به اعتراض نمی‌زند.» (فرانکفورتر روندشاو ۱۳ دسامبر ۲٠٠۶)&lt;br /&gt;*تحريم‌های سنگين‌تر&lt;br /&gt;*چنين اخباری از آن پس تمامی نداشت. اين‌که دستگاه‌های ادارای بعدی تاکنون&lt;br /&gt;درايت به خرج داده اند، نتيجه دانش آن‌ها است که دريافته اند حمله نظامی به&lt;br /&gt;تأسيسات اتمی ايران تمام برنامه اتمی اين کشور را به تعويق خواهد افکند، لکن&lt;br /&gt;قادر نيست آن را از ميان بردارد. البته اين بدان معنی نيست که آن‌ها طرح&lt;br /&gt;قهرآميز «تغيير رژيم» را به کلی به کنار نهاده اند. اوباما در سال گذشته به&lt;br /&gt;سران کشورهای ترکيه و برزيل نامه‌ای نوشت و از آن‌ها خواست ايران را متقاعد&lt;br /&gt;سازند که ۱۲٠٠ کيلوگرم اورانيوم غنی‌شده خود را در ترکيه انبار کند. سه هفته&lt;br /&gt;بعد هر دو دولت با رهبری ايران به توافق رسيدند. اما دولت آمريکا ديگر&lt;br /&gt;علاقه‌ای نداشت و خواستار تحريم‌های شديدتر شد. حتا اگر دولت واشنگتن تاکنون&lt;br /&gt;از اجرای برنامه‌های جنگی خود خودداری کرده، با اين حال بزرگ‌ترين خطر از جانب&lt;br /&gt;بيت‌المقدس و رژيم خشن بنيامين نتان‌ياهو/آويگدور ليبرمان ناشی می‌گردد.&lt;br /&gt;يک بار در ژوئن ۱۹۸۱ جنگنده‌های نيروی هوايی اسرائيل با موفقيت نيروگاه اتمی&lt;br /&gt;عراق را در التويثه کمی قبل از به پايان رسيدن آن نابود ساختند. عمليات&lt;br /&gt;ساختمانی آن زير کنترل آژانس بين‌المللی اتمی قرار داشت که البته اسرائيل به&lt;br /&gt;آن مشکوک بود. شورای امنيت سازمان ملل فوراً واکنش نشان داد و با رأی ايالات&lt;br /&gt;متحده آمريکا اين «حمله زودرس» را به علت «به خطر افکندن صلح و امنيت&lt;br /&gt;بين‌المللی» و همين‌طور «نقض صريح منشور سازمان ملل متحد و قوانين رفتار&lt;br /&gt;بين‌المللی» محکوم کرد. شورای امنيت از اسرائيل خواست «در آينده دست از چنين&lt;br /&gt;حملات و تهديدهايی بردارد.» البته اقدامات تضييقی عليه اين کشور در اثر وتوی&lt;br /&gt;آمريکا ميسر نشد. معلوم بود که اين سرزنش توخالی اسرائيل را از تکرار عمل خويش&lt;br /&gt;باز نخواهد داشت. در نتيجه نيروی هوائی اسرائيل در سال ۲٠٠۷ تأسيسات اتمی در&lt;br /&gt;حال ساختمان سوريه را بمباران کرد که اين بار نه شورای امنيت و نه ليگ عرب&lt;br /&gt;واکنش نشان ندادند.&lt;br /&gt;به مراتب خطرناک‌تر از ماجراجويی‌های اين باند بی‌مسؤوليت دونفره&lt;br /&gt;نتان‌ياهو/ليبرمان، پشتيبانی ايالات متحده آمريکا از سياست‌های اين کشور است&lt;br /&gt;که پس از هر اقدام تبه‌کارانه آن هر نوع اقدام تضييقی و تحريمی را مانع&lt;br /&gt;می‌گردد. اين سياست دروازه را به روی ادامه خودسری‌های تل‌آويو باز می‌کند.&lt;br /&gt;اين سياست نه در کاخ سفيد و نه در پنتاگون، بلکه در کنگره طراحی می‌شود، که از&lt;br /&gt;نتان‌ياهو در بازديد آخر وی استقبال بی‌نظيری کرد. هرکس که يک چنين هم‌پيمانی&lt;br /&gt;داشته باشد، هيچ‌گاه زير بار پذيرفتن مسؤوليت نخواهد رفت، علاقه‌ای به مذاکرات&lt;br /&gt;واقعی صلح نشان نخواهد داد، مصالحه‌ نخواهد کرد و خود را ملزم به پذيرفتن&lt;br /&gt;منشور سازمان ملل متحد نخواهد دانست. البته جنگ با ايران با جنگ غزه تفاوت&lt;br /&gt;خواهد داشت: آن گونه که پانه‌تا پيش‌بينی می‌کند، اين جنگ می‌تواند به معنی&lt;br /&gt;اضمحلال اسرائيل صهيونيستی باشد و در آن صورت ايالات متحده آمريکا درست خلاف&lt;br /&gt;آن‌چه را که هميشه برای اسرائيل خواستار بوده، سبب خواهد شد و بسيار غيرمتحمل&lt;br /&gt;است که در آن صورت آمريکا بتواند يک «کرزای ايرانی» را در تهران به مسند&lt;br /&gt;بنشاند.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-6614372676346867452?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/6614372676346867452/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=6614372676346867452' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6614372676346867452'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6614372676346867452'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2011/12/blog-post_29.html' title='بازهم تهديدهای تکراری عليه تهران: جنگ عليه ايران می‌تواند به معنای انقراض اسرائيل صهيونيستی باشد'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-6794187649658184744</id><published>2011-12-25T04:54:00.000-08:00</published><updated>2011-12-25T04:57:09.757-08:00</updated><title type='text'>آکسیون همبستگی با خلقهای فلسطین، ایران و سوریه</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-na4uT8Xobdw/TvcdNKSF-rI/AAAAAAAAAjc/NzofpfPRTNY/s1600/shili.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 130px; FLOAT: left; HEIGHT: 97px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5690048766141659826" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/-na4uT8Xobdw/TvcdNKSF-rI/AAAAAAAAAjc/NzofpfPRTNY/s320/shili.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;آکسیون همبستگی با خلقهای فلسطین، ایران و سوریه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;آکسیون همبستگی با خلقهای فلسطین، ایران و سوریه درمقابل سفارات آمریکا در شیلی. مطابق اعلامیه حزب کمونیست شیلی- آکسیون پرولتاریائی، تظاهراتی با همت کمیته همبستگی شیلی با مبارزه مردم فلسطین به همراه شماری ازسازمانها و نهادهای های اجتماعی و زنان و مردان صلحدوست درمقابل سفارت امپریالیست یانکی در سانتیاگوبرگزار کردند و سیاست تچاوزگارانه امپریالیستها در نقض حق تعیین سرنوشت خلقها را محگوم نمودند.. دراین اعلامیه آمده است " امپریالیسم و صهیونیسم بطور فعال در تدارگ یگ چنگ چدید علیه سوریه و ایران هستند و این درحالیست گه آنها تا گنون چندین گشور از چمله لیبی، عراق، افغانستان، گرانادا، ویتنام، سومالی، گره، گوبا، لبنان، و غزه را مورد تچاوز و اشغال قراردادند وفقط در عراق یا بیش از یگ میلیون غیر نظامی گشته شدند. فقط همبستگی بین مردم چهان و مخالفت با چنگ تچاوزگارانه و غارتگرانه است گه می توان از این چنایت و غارت متوقف گرد.&lt;br /&gt;جنگ بس است!&lt;br /&gt;خون ریزی برای نفت بس است!&lt;br /&gt;مرگ و رنچ بس است!&lt;br /&gt;هیچده دسامبر سانتیاگو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-6794187649658184744?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/6794187649658184744/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=6794187649658184744' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6794187649658184744'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6794187649658184744'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2011/12/blog-post_25.html' title='آکسیون همبستگی با خلقهای فلسطین، ایران و سوریه'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-na4uT8Xobdw/TvcdNKSF-rI/AAAAAAAAAjc/NzofpfPRTNY/s72-c/shili.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-6984837725891119256</id><published>2011-12-21T02:30:00.000-08:00</published><updated>2011-12-21T02:35:13.606-08:00</updated><title type='text'>واقعیت کدام است و موضع اصولی کدام؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-anHvhDl3V2o/TvG2SYM9tYI/AAAAAAAAAjQ/Qcx9uvsYDX0/s1600/obama_iran15122011.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 143px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5688528231196374402" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/-anHvhDl3V2o/TvG2SYM9tYI/AAAAAAAAAjQ/Qcx9uvsYDX0/s320/obama_iran15122011.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;واقعیت کدام است و موضع اصولی کدام؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;منتشر شده توسط مجله هفته در آذر ۲۴, ۱۳۹۰ ۰ نظر&lt;br /&gt;ا. م. شیری&lt;br /&gt;۲٣ آذر ۱٣۹۰&lt;br /&gt;چگونه دیکتاتورهای بزرگ فراموش می شوند؟&lt;br /&gt;در ارتباط با تحلیل ها و ترجمه هایی که درماههای اخیر در ارتباط با جنگهای امپریالیستی بطور کلی و تحرکات و تهاجمات استعمارگران غربی پس از آغاز «بهارعربی» و بمباران و اشغال لیبی بطور اخص، منتشر کردم، در نزد برخی دوستان و رفقا چنین توهمی ایجاد شده است که گویا اغلب آنها یک جانبه و اساساًَ جنبه حمایت از «دیکتاتورها» را دارد. با احترام و اطمینان به صمیمیت و صداقت این دوستان منتقد، لازم به گفتن است که چنین برداشتی در بهترین حالت از درک نادرست مسئله ناشی می شود و ناخواسته با توضیح و افشای ماهیت تجاوزکارانه امپریالیسم و شناساندن سفارش دهندگان جنگهای اشغالگرانه مخالفت می کند. چرا؟ به این دلایل ساده که:&lt;br /&gt;اولا- نباید از نظر دور داشت که مقوله دیکتاتور و رژیمهای دیکتاتوری اصولا خصلت و ماهیت طبقاتی دارند و بمعنی سیادت و اعمال حاکمیت دولتی یک طبقه بر دیگر طبقات و اقشار اجتماعی تعریف می شوند که از منافع طبقاتی طبقه خود در مقابل تعرض دیگر طبقات و اقشار اجتماعی حفاظت و دفاع می کنند. اگر این تعریف ساده را با رژیمها و دولتهای غربی، بمثابه رشدیافته ترین کشورهای سرمایه داری، یعنی کشورهای امپریالیستی انطباق دهیم و اگر درجه رشد نظام سرمایه داری در این کشورها و ارتقا آنها، از جمله، ایالات متحده آمریکا و چند کشور اروپایی به مرحله امپریالیستی را بخصوص پس از روی آوری شدید به نظامیگری و تغییر استراتژی ناتو بمثابه پیمان نظامی اشغالگر بسوی جهانی سازی مورد توجه قرار دهیم، با قطعیت می توان گفت که رهبران و رژیمهای حاکم بر کشورهای امپریالیستی بزرگترین و خشن ترین دیکتاتوریها محسوب می شوند. بنابراین، تقسیم حاکمیتهای سرمایه داری به دمکرات و دیکتاتور، درک بغایت نادرست و غیرمنطقی از مفاهیم دیکتاتور و رژیمهای دیکتاتوری است که در واقعیت خود از عدم درک ماهیت استثمارگرانه نظام سرمایه داری و حد اعلای رشد آن ناشی شده و با کمک رسانه های دروغپراکنی استعماری- امپریالیستی غرب به اذهان عمومی القاء می شود.&lt;br /&gt;منحصر کردن مقوله دیکتاتور و رژیمهای دیکتاتوری به کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و یا بطور کلی به هر کشور دیگر جهان خارج از محدوده سرزمینی کشورهای امپریالیستی، یک برداشت غیرعلمی و یک تعریف کاملا غیرمنطقی از مقوله دیکتاتور و دیکتاتوری بحساب می آید. چنین قرائتی از موضوع، در وهله اول به این توهم دامن می زند که گویا غرب امپریالیستی، صهیونیسم بین الملل و سفارش دهندگان جنگهای اشغالگرانه، یعنی بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی و حکومت واتیکان همگی «دمکرات» اند و بی نیاز از نقد، شناخت و افشاء. خطر این اشتباه در این است که مداخلات نظامی امپریالیسم جهانی را در زیر پوششهای مختلف توجیه می کند، ماهیت و چهره تاریخاًَ مهاجم غرب را عاری از خلل معرفی کرده، حق آنها را برای داشتن حیاط خلوتها و مستعمرات برسمیت می شناسد. اگر تاریخ غرب را (غرب ایدئولوژیک منظور است) از آغاز دوران برده داری به این سو و تا روز امروز از نظر بگذرانیم، اگر نگاهی گذرا به تاریخ کشور نامشروع ایالات متحده از زمان تشکیل آن تا امروز بیاندازیم، اگر نقش و عملکرد حاکمیتها و رژیمهای غربی در عظیم ترین و هولناکترین فجایع جامعه بشری را در نظر بگیریم و یا اگر حتی بدون وارد شدن به اعماق تاریخ، فقط نیم نگاهی به سیاستهای همین دولتها در همین دهه اول قرن حاضر بیاندازیم، می توانیم بروشنی ببینیم که دیکتاتورها و رژیمهای دیکتاتوری نه تنها مختص دنیای خارج از جهان غرب امپریالیستی نبوده، بلکه، بذر این پدیده ها اساسا در همین غرب ریشه دوانیده، رشد یافته و به مناطق دیگر جهان نیز رسوخ کرده است. تکیه به جا و بیجا بر وجود دیکتاتورها و رژیمهای دیکتاتوری در خاورمیانه و یا هر کشور دیگر خارج از جهان امپریالیستی و بزرگنمایی بیش از حد آنها، بی بحث و گفتگو، از تبلیغات غرب نشأت گرفته و بمنظور کتمان واقعیت امپریالیسم صورت می گیرد. خلاصه اینکه، دیو و هیولا سازی و دشمن تراشیهای بی پایان از دیکتاتورهای «ملی» و پنهان کردن چهره تاریخا جنایتکار دیکتاتورهای غرب، بخش جدایی ناپذیر سیاستهای امپریالیسم جهانی می باشد که در اذهان عمومی رسوخ یافته است. در همین ارتباط فقط به دو نمونه: یکی، از تاریخ نسبتا دور و دیگری، از همین سالهای اخیر مثال می آورم:&lt;br /&gt;مثال اول- ایوان گروزنئی، تزار روسیه در سالهای میانی قرن شانزدهم میلادی که حتی امروز هم نامش رعشه بر اندام بسیاری از شهروندان روسیه می اندازد، در دورۀ حاکمیت خود ۴ هزار نفر را اعدام کرد و الیزابت اوّل، پادشاه همزمان او در انگلیس، ٨٩ هزار نفر را به قتل رساند. با این وجود، پادشاه روسیه به ایوان مخوف شهرت یافت و از نظر بسیاریها بدرستی بمثابه سمبل دیکتاتوری و خشونت در تاریخ ماند. اما پادشاه انگلیس، بناحق بعنوان یک دولتمدار کبیر و دمکرات در تاریخ ماندگار شد.&lt;br /&gt;مثال دوم- عملکرد رژیمهای حاکم آمریکا، انگلیس و متحدانشان هم در داخل کشور خود، اعم از اعمال کنترل بی سابقه بر مردم بشکل شنود مکالمات تلفنی، زندانهای علنی و مخفی، نصب گسترده دوربینهای نظارتی و اعمال محدویتهای بی حد و حصر، از میان برداشتن مخالفان در تصادفات و یا بشیوه های «خودکشی» و غیره و هم در خارج، باشکال تهاجم نظامی و قتل عامها و کشتار انبوه توده های مردم، ویرانی های گسترده کشورهای اشغالی و اعدام و ترور دیکتاتورهای «ملی» در همین یک دهه قرن حاضر در کشورهایی از جمله، یوگسلاوی، افغانستان، سومالی، سودان، ساحل عاج، عراق، لیبی و بسیاری دیگر همین امروز هم در جلو چشم همه است. از میان آنها می توان عملکرد صدام حسین، دیکتاتور عراق و رژیم بعث این کشور را با آنچه که «دمکراتها» و رژیمهای «دمکرات» غرب بر سر کشور و مردم عراق آوردند، مقایسه کرد.&lt;br /&gt;بر اساس برخی آمارها، در دوره حاکمیت رژیم بعث و دیکتاتوری ۳۷ ساله صدام حسین بر عراق، در حدود ۳۰۰ هزار نفر عراقی کشته شد و در عین حال، این کشور در بسیاری از عرصه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به پیشرفتهایی نیز نائل آمد. اما امپریالیستهای آمریکا، انگلیس و متحدان آنها پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، علاوه بر اینکه تمام زیرساختهای این کشور را بطور کامل ویران کردند، در عرض پنج سال، یعنی تا اواخر تابستان سال ۲۰۰۸، از میان ۲۴ میلیون نفر جمعیت این کشور، ۲ و نیم نفر را کشته، ۸۰۰ هزار نفر را مفقود الاثر نموده و بیش از ۸ و نیم میلیون نفر را نیز در داخل و خارج از کشور خود آواره ساختند. در لیبی نیز وضع مشابهی را شاهدیم. صرفنظر از اینکه آمار مشخص و قابل اتکائی از رقم کشته شدگان مردم لیبی در دوره ۴۲ ساله حکومت قذافی انتشار نیافته است، اما، یک آمار شدیدا تقلیل یافته از تلفات جنگ اشغالگرانه برعلیه این کشور، نشان می دهد که کشورهای عضو پیمان نظامی ناتو، در مدت تقریبا ۷ ماه، دهها هزار نفر (۵۰ هزار نفر) از مردم لیبی را کشته، تمام زیرساختهای این کشور را در زیر بمبارانهای جنون آسا ویران نموده و یک باند تبه کار تروریستی را بر این کشور حاکم گردانیدند. اگر در کنار این آمارها، میزان کشتارهای بعد از سال ۲۰۰۸ عراق تا روز امروزی را که هنوز پایانی بر آن متصور نیست، در نظر بگیریم، با قاطعیت می توان گفت که اگر دیکتاتورها و رژیمهای دیکتاتوری خارج از جهان غرب شمشیر داموکلس بدست گرفته و سر و پای هر کسی را که بر «تخت» آنها نگنجد، قطع می کنند، اگر در عربستان سعودی «مجرمان» را گردن می زنند، اگر در ایران اسلامی زنان و مردان را سنگسار می کنند، مخالفان را از چوبه های دار می آویزند، تیرباران می کنند، غرب امپریالیستی بجای همه اینها، با بمب و موشک باران شهرها و روستاها، بی محابا مردم را در خانه های خود قتل عام می کند، نظامیان مهاجم را بر جان و مال و نوامیس مردم حاکم می گردانند و همانطور که آمارها نشان می دهند، شیوه های قتل و کشتار جمعی مخالفان و مردم عادی بدست دولتهای امپریالیستی بسیار خشن تر و شمار آنها بسیار فراتر از قربانیان شیوه های مجازات مطرود در کشورهای خارج از دنیای امپریالیسم می باشد. بنظرم، همین دو نمونه ثابت می کنند که دیکتاتور نامیدن صدام حسین یا معمر قذافی، چیزی جز تلاش برای کوچکنمایی و پنهان کردن چهره دیکتاتورهای بزرگ و رژیمهای فاشیستی و شبه فشیستی غربی نبوده و مفهومی جز تحریف آشکار ماهیت واقعی این پدیده ها ندارد. مقایسه این موارد، قطعات چنین تصوراتی را از هم می گسلد و بی اعتبار می سازد.&lt;br /&gt;ثانیا- همه دیکتاتورها و رژیمهای دیکتاتوری در کشورهای پیرامونی و کمتر رشدیافته سرمایه داری مثل هم نیستد. دیکتاتورها نیز مثل هر پدیده دیگر وجوه اشتراک و افتراق زیادی با هم دارند و این شباهتها و تفاوتها، مستقیما با تضادهای داخلی سرمایه داری، با درجه رشد و تکامل سرمایه داری در هر کشور و با تشکیل بورژوازی ملی و وابسته در آن بستگی دارد که ضرورتا و باید همه آنها را مد نظر قرار داد.&lt;br /&gt;هر دیدگاهی که بخواهد صدام حسین، معمر قذافی، بشار اسد، لوران گباگبو و حتی علی خامنه ای و عمر البشیر را با دیکتاتورهای سوگلی و دست نشانده غرب حاکم بر عربستان سعودی، اردن، قطر، کویت، با بن علی، حسنی مبارک، عبدالله صالح در یک ردیف قرار دهد و پیشرفتها و برتری های جامعه عراق، سوریه، لیبی، ایران و ساحل عاج نسبت به مصر، تونس، عربستان، یمن و امثال آنها را نبیند، قطعا به همان دیدگاه امپریالیسم جهانی خواهد رسید که دیکتاتورها و رژیم های دیکتاتوری گروه اول را بمراتب بدتر و خطرناک تر از گروه دوم دانسته، سرنگونی آنها را حتی از طریق حمله نظامی خارجی و بقیمت قتل عام تود ها و خرابی های غیرقابل ترمیم کشور تأئید می کند. اما واقعیت این است که اگر چه همه اینها بواقع دیکتاتور هستند و رویکردهای مشابهی را برای قلع و قمع مخالفان و برقراری فشار و خفقان در جامعه بکار می گیرند، ولی بلحاظ وابستگی به مراکز قدرت جهانی، تفاوتهای ماهوی با همدیگر دارند. بدین معنی که گروه اول بخاطر پیروی از سیاستهای داخلی و خارجی نسبتا مستقل، مغضوب دیکتاتورها و رژیمهای دیکتاتوری غرب واقع می شوند. اما گروه دوم، دیکتاتورهای هستند که دوام و بقاء خود را در وابستگی مطلق به مراکز قدرت جهانی می بینند و به تبعیت از سیاست های همان مراکز قدرت، استقلال کشور را از بین می برند، ثروتهای ملی را بنفع امپریالیسم جهانی به توبره کشیده، در اشغال دیگر کشورها مشاطه گری می کنند، پایگاه نظامی در اختیارشان می گذارند و بخش اصلی هزینه جنگهای امپریالیستی- استعماری را تأمین می کنند.&lt;br /&gt;البته، همه اینها فقط یک طرف قضیه است. اما، طرف دیگر و اصلی قضیه عبارت از چگونگی برخورد به هر نوع مداخله خارجی، بویژه، به مسئله حمله نظامی و جنگهای استعماری می باشد. بدین معنی که تحلیل و بررسی اوضاع داخلی و رژیم حاکم هر کشور مفروض، یک موضوع، و مسئله دخالت و تهاجم نظامی خارجی، یک موضوع کاملا دیگری است که هیچ ربطی به هم ندارند و باید به تفکیک و جدای از هم مورد تجزیه و تحلیل قرار داده شوند. هر گونه تلاش برای در هم آمیزی این دو موضوع، در واقع گام اول بسوی صحه گذاشتن بر مداخلات و تهاجمات نظامی دولتهای امپریالیستی و حداقل بمعنی تأئید غیرمستقیم حق قیومیت امپریالیسم جهانی بر دیگر کشورهاست. بگمانم مخلوط کردن این دو موضوع، دقیقا بمعنای پذیرفتن همان تئوری بی پایه ای است که برخی احزاب، سازمانها و اشخاص منفرد، عامل و علت اصلی تهاجمات امپریالیسم جهانی به کشورهای پیرامونی را در موجودیت دیکتاتورها و رژیمهای دیکتاتوری خارج از جهان امپریالیستی جستجو می کنند نه در ماهیت خود مهاجمان. این متد برخورد به موضوع را می توان یک نوع چشمک زدن و دادن چراغ سبز به امپریالیسم جهانی معنی کرد که می گوید: «آقایان دیکتاتورهای جنگ افروز غربی، اگر به کشور من لشکر بکشید، اگر آن را ویران و هم میهنانم را قتل عام کنید، بفکر من هم باشید. چون من هم با رژیم حاکم مخالف بودم، پس، نظر لطفی هم به من داشته باشید».&lt;br /&gt;خلاصه گفتار اینکه، صرفنظر از کیستی دیکتاتورها و نوع رژیمهای حاکم، هر گونه مداخله خارجی برای مستعمره سازی دیگر کشورها، خواه بشکل جنگهای استعماری مثل آنچه که به اشغال لیبی، عراق، افغانستان، یوگسلاوی ساحل عاج و غیره منجر شد و خواه باشکال سیاسی، اقتصادی و غیره که عربستان سعودی، مصر، کره جنوبی، اردن، تونس و امثالهم را به تیول خصوص امپریالیسم تبدیل کرده است، اقدامی تجاوزکارانه، جنایتکارانه و مطرود است که باید بدون اما و اگر مورد نکوهش و تقبیح قرار گیرد. در این حالت، هر انسان صلحدوست و میهن پرست و آزادیخواهی موظف است چهره واقعی مهاجمان را افشا کند؛ ماهیت امپریالیسم جهانی و سفارش دهندگان جنگهای استعماری را به مردم بشناساند؛ باید همراه با همه صلحدوستان جهان در جهت متوقف کردن ماشین جنگی امپریالیسم جهانی، برای برچیدن پایگاههای نظامی آن در سراسر جهان و انحلال پیمان تروریستی- نظامی ناتو کوشش کند؛ باید به دولتهای استعمارگر بفهماند که تعیین مشروعیت و یا عدم مشروعیت رژیم حاکم این یا آن کشور نه حق شما، بلکه حق مردم همان کشور است. باید بتواند بگوید که آقایان اوباما، سارگوزی و بوش، بلر، براون و… در جای خود بنشینید و دستور برکناری و ساقط کردن این یا آن دیکتاتور را صادر نکنید! کشورهای مختلف را اشغال و ویران نکنید! در کشورهای مختلف تحت عناوین دمکراسی خواهی و بشردوستی ارتشهای مزدور و گروههای مسلح تروریستی، بمبگذار و خرابکار تشکیل ندهید! آنها را با پول و اسلحه تأمین نکنید! جوامع پیرامونی را به آشوب نکشید! مردم را قتل عام نکنید! به «انقلابات رنگی» و کودتاهای نظامی نقطه پایان بگذارید و …&lt;br /&gt;و زمانیکه صحبت از برکناری دیکتاتورها و رژیمهای دیکتاتوری حاکم هر کشور مفروض بمیان می آید، باید در تحلیل و بررسی جداگانه، سیمای ضد ملی و ضد انسانی آنها را افشا کرد، سیاستهای ضدمردمی آنها را توضیح داد، مبارزه توده های مردم، بخصوص کارگران و زحمتکشان یدی و فکری و دیگر اقشار محروم جامعه را سازمان داد، با فراهم ساختن زمینه های عینی و ذهنی بزیر کشیدن دیکتاتورها و رژیمهای دیکتاتوری، با رد هر گونه دخالت خارجی، برای سرنگونی آنها اقدام کرد.َ&lt;br /&gt;توضیحات فوق نشان می دهد که علت اصلی و اساسی برداشت نادرست دوستان منتقد، دقیقا بر پایه شناخت نیمه ناقص از دیکتاتور و رژیمهای دیکتاتوری و بر مبنای عدم تفکیک و در هم آمیزی دو مسئله دخالت خارجی و حق مردم هر کشور در تعیین تکلیف با رژیم حاکم بر میهن خود استوار است.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://eb1384.wordpress.com/2011/12/14"&gt;http://eb1384.wordpress.com/2011/12/14&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-6984837725891119256?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/6984837725891119256/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=6984837725891119256' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6984837725891119256'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6984837725891119256'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2011/12/blog-post_21.html' title='واقعیت کدام است و موضع اصولی کدام؟'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-anHvhDl3V2o/TvG2SYM9tYI/AAAAAAAAAjQ/Qcx9uvsYDX0/s72-c/obama_iran15122011.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-3911934371814494882</id><published>2011-12-15T02:39:00.000-08:00</published><updated>2011-12-15T02:44:13.440-08:00</updated><title type='text'>جنگ علیه امپریالیسم جهانی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;جنگ علیه امپریالیسم جهانی را با آزادی زندنیان سیاسی جشن بگیریم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;گاهنامۀ هنر و مبارزه&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;ما به جمهوری اسلامی ایران اخطار می کنیم که با توجه به تهدیدات امپریالیسم جهانی، یکی از سلاح های ما برای مقابله علیه جنایتکاران بین المللی یعنی کشورهای عضو ناتو، آزادی ملت ایران است. این سلاح را نباید از ما بگیرند، و ما نیز این سلاح بر زمین نخواهیم گذاشت. ما بردگانی هستیم که رؤیایمان آزادی است و در اسارت خواهیم مرد. ولی ما زندگی را برگزیده ایم&lt;br /&gt;به نشان ایجاد نخستین سنگر ملت ایران در رویا رویی با تروریسم و آدم کشی در سطح بین المللی به رهبری ایالات متحده باید تمام زندانیان سیاسی آزاد شوند و علاوه بر این تشکیل حزب کمونیست ایران و ایجاد دانشگاه مارکسیست لنینیست (یعنی حسابداری ویژۀ برای رسیدگی به واقعیت نظام سرمایه داری و جامعۀ طبقاتی) در ایران نیز باید آزاد اعلام شود&lt;br /&gt;با وجود زندانیان سیاسی و فقدان آزادی برای ایجاد حزب طبقۀ کارگر در ایران، جمهوری اسلامی کاملا در اتحاد با اپوزیسیون های خائن و مزدور و تحکیم حاکمیت سیاست های امپریالیستی به رهبری ایالات متحده قرار می گیرد&lt;br /&gt;جنگ علیه امپریالیسم جهانی را&lt;br /&gt;با آزادی زندنیان سیاسی&lt;br /&gt;جشن بگیریم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حمید محوی&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-3911934371814494882?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/3911934371814494882/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=3911934371814494882' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/3911934371814494882'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/3911934371814494882'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2011/12/blog-post_15.html' title='جنگ علیه امپریالیسم جهانی'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-6600026070211805386</id><published>2011-12-14T07:04:00.000-08:00</published><updated>2011-12-14T07:06:20.388-08:00</updated><title type='text'>وقایعی که در ابوغریب اتفاق افتاده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;http://ravandno.net/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;وقایعی که در ابوغریب اتفاق افتاده&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;در چند روز گذشته، فاجعه عظیم تازه ای تحت نام « قرارداد امنیتی» بر مردم عراق وارد شد که اثرات آن از جنگ خانمانسوز ۶ ساله آمریکا بر علیه این ملت کمتر نیست.&lt;br /&gt;برگردان: احمد مزارعی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقدمه مترجم:&lt;br /&gt;دمکراسی و حقوق بشر آمریکائی: در چند روز گذشته، فاجعه عظیم تازه ای تحت نام « قرارداد امنیتی» بر مردم عراق وارد شد که اثرات آن از جنگ خانمانسوز ۶ ساله آمریکا بر علیه این ملت کمتر نیست. امضای این قرارداد تمام تجاوزات گذشته ، حال و آینده آمریکا را بشکل ” قانونی و مشروع ” در خواهد آورد. اما نباید شک داشت ، همانطور که «مقاومت ملی عراق» در گذشته آمریکا را با شکست فاحشی مواجه ساخت، از این پس نیز با مقاومت خود ، طرح تازه آمریکا را نیز با شکست روبرو خواهد ساخت و آزادی و آبادی را برای ملت عراق به ارمغان خواهد آورد. آمریکا در ۶ سال گذشته به هر نوع جنایت و تجاوز ضد انسانی بر علیه ملت مظلوم عراق دست زد. شکنجه، کشتار، سوزندان و تخریب خانه های مردم بر سرشان ، خانه گردی های شبانه و سرقت اندوخته های فقیرانه مردم و سپس تجاوز به زنان و دخترانشان جزو کارهای یومیه این پیامبران دمکراسی آمریکائی بود. همه بیاد دارند که چگونه دختر ۱۵ ساله ای را بنام عبیر در روستای حدیثه مورد تجاوز ۶ سرباز نیروی دریایی آمریکا قرار گرفت و آنگاه برای پاک کردن آثار جرم، عبیر را بهمراه پدرومادر و خانه اشان در آتش سوزاندند تا مگر جنایت پنهان بماند و این یکی از دهها هزار بود. غافل از اینکه یکی از سربازان برای تفریح از تمام اتفاقات فیلمبرداری کرده بود .&lt;br /&gt;امروز کسانیکه تحت نام«آکادمیسین»، «محقق» و اسمهای گوناگون همچون آقای عباس میلانی و حمید شوکت و غیره که در موسسه «هوور» وسایر موسسات وابسته به سی آی ا به تحریف تاریخ مشغولند در برابر همه این جنایات آمریکا مهر سکوت بر لب زده و خفقان گرفته اند زیرا اینان در خلوت و در برابر فلان مامور دون رتبه آمریکایی به جز انسان حقیر و خود فروخته ای که به نوکری آنان مشغولند چیز دیگری نیستند. القاب پر آب و تاب “دکتری” و مورخ و محقق بودن پرده ساطری برای پوشاندن حقیقت است.&lt;br /&gt;آنانی که امروز در عراق این فاجعه عظیم را برای هموطنان خود آفریده اند، همان عباس میلانی ها ، حمید شوکت ها، و صدها “محقق و تاریخ نویس” همپالکی اینان بوده اند که در دربار اعظم بوش به حقیرانه ترین وجهی به توطئه دست می زدند. همه اینها دیروز از حقوق بشر ، دمکراسی و آزادی گلو پاره می کردند، اما همه این شعارهای توخالی برای سپردن نفت و ثروتهای عراق بدست آمریکا بود . این سینه چاکان ” حقوق بشر و دمکراسی” هیچ رسالتی جز این ندارند .&lt;br /&gt;در این شکی نیست که در کشور ما، حقوق بشر نقض می شود ، آزادی بیان، تشکیل احزاب مستقل وجود ندارد، فساد، رشوه بیداد می کند و بسیاری نارسائی های دیگر . اما این مشکلات را تنها از درون ایران و با کمک نیروهای مترقی و آزادیخواه ود ر پیشاپیش آنان زنان، کارگران و روشنفکران انجام گیرد. نه از طریق دست به دامن شدن به آمریکا، اسرائیل و سایر دولت های استعمارگر ی که اهداف و منافع خاص خود را دنبال می کنند.&lt;br /&gt;براینکه دمکراسی و حقوق بشر آمریکائی ها بیشتر بر هموطنان عزیز روشن گردد، ترجمه قسمتی از پرسش و پاسخی که در کنگره آمریکا انجام گرفته در اینجا آورده می شود. اعضای کنگره آمریکا با حضور سیمور هرش از تعدادی از ژنرال ها و درجه داران آمریکائی که بطور مستقیم در جنایات و شکنجه علیه مردم عراق شرکت داشته اند، سوال و جواب کرده است که البته همه این افراد هم اکنون آزاد و مشغول زندگی شخصی هستند. و این در حالیست که جنایت و تجاوزات مشابه در عراق همچنان ادامه دارد و دهها هزار زندانی عراقی در کشور خود و در زندانهای مخفی سایر کشورها، همچون مصر، اردن، کویت، قطر و اروپا و یا زندان های شناوری که بصورت کشتی در دریاهاست ادامه دارد. باشد که با خواندن ترجمه زیر، کمک به آگاهی هموطنان شده و در عین حال سند روسیاهی برای مزدورانی که در دفاتر متعددی که “سی آی ا ” با نام های دکتر و مورخ به تحقیق و در حقیقت به مزدوری مشغولند، باشد.&lt;br /&gt;این مطلب غیر از سایت سیمور هرش در بسیاری از مطبوعات کشورهای عربی از جمله مجله «الاسبوع» چاپ قاهره و سایت البصره نیز منتشر شده است. که بخشی از متن این سوال و جواب ها را از مجله « الاسبوع» چاپ قاهره انجام گرفته است.&lt;br /&gt;سایت البصره &lt;br /&gt;وقایعی که در ابوغریب اتفاق افتاده&lt;br /&gt;سوال کننده : آیا مطمئن بودید از خویشان تروریست ها هستند؟&lt;br /&gt;توماس روبیج : بله ، از مرکز گزارش داشتیم و من موضوع را به اطلاع ژنرال استیون کاسبون رساندم.&lt;br /&gt;س: عکس العمل ژنرال چه بود؟&lt;br /&gt;بورگس: از وی دستور رسید که کارتان را ادامه دهید.&lt;br /&gt;س: محتوای گزارش چه بود؟&lt;br /&gt;بورگس: بچه ها را آنقدر شکنجه کنید که تروریست ها تسلیم شوند.&lt;br /&gt;س: اما ۱۸ کودک زیر شکنجه بقتل رسیدند؟&lt;br /&gt;بورگس: می دانم&lt;br /&gt;س: چند کودک بودند؟&lt;br /&gt;بورگس: بیش از ۶۰ کودک&lt;br /&gt;س: چگونه آنها را شکنجه می کردید؟&lt;br /&gt;بورگس: عالیجناب ما آنها را مستقیما بازداشت نمی کردیم وقتی خانواده ها را می آوردیم ، آنها بهمراه مادران خود بودند.&lt;br /&gt;س: پس چرا رای خود را تغییر داده و آنها را شکنجه کردید؟&lt;br /&gt;بورگس: برای آنکه تروریست ها چند نفر از سربازان ما را ربوده بودند و این بهترین راه بود تا ما بتوانیم آنان را از حفره هایشان بدر آوریم.&lt;br /&gt;س: با زنان چه کار کردید؟&lt;br /&gt;بورگس: زنان بسیار خونسرد بودند و حاضر نبودند تحت هیچ شرایطی با ما همکاری کنند، وقتی از همکاری آنان ناامید شدیم، تصمیم گرفتیم تا به آنان تجاوز کنیم، زیرا باور داشتیم زنان عراقی با این کار به همکاری با ما تن خواهند داد.&lt;br /&gt;س: چه کسی این دستور را به شما صادر کرد؟&lt;br /&gt;بورگس: پنتاگون در جریان امر قرار داشت.&lt;br /&gt;س: آیا این دستور از کاخ سفید صادر شده بود؟&lt;br /&gt;بورگس: نمی دانم&lt;br /&gt;س: چه کسی بطور شخصی برای شما این اوامر را صادر می کرد؟&lt;br /&gt;بورگس: ژنرال کاسبون. او می گفت که دستور آمده و شما باید اجرا کنید.&lt;br /&gt;س: چگونه عمل تجاوز صورت می گرفت ؟&lt;br /&gt;بورگس: عمل تجاوز با حضور دو افسر و چند سرباز انجام می شد. ۱&lt;br /&gt;س: سوال برای آقای روبیج، رئیس بخش قوانین در نیروی زمینی : آیا از این امور آگاه بودید؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: بله گزارش در دست داشتم&lt;br /&gt;س: شما بعنوان یک شخصیت حقوقی و قانونی عکس العملتان چه بود؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: عالیجناب این مسئله حقوقی نبود، بلکه سیاسی بود.&lt;br /&gt;س: شما توافق کردید ؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: به تعداد معدودی از زنان تجاوز کردیم و بنظرم جرم نیست ، باید این کار را انجام می دادیم.&lt;br /&gt;س: آیا وسیله دیگری برای فشار بر زنان نداشتید؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: ژنرال بورگس به این سوال جواب می دهد.&lt;br /&gt;س: ژنرال بورگس، بفرمائید!&lt;br /&gt;بورگس: چرا، ما آنها را به شیوه های مختلفی شکنجه کردیم، از جمله آنان را وادار کردیم که در آب بخوابند ، ۲۴ ساعته بر سر پا بیستند و موی سر آنها را تیغ زدیم که شاید حرف بزنند. اما آنها حاضر نبودند که هیچگونه با ما همکاری نمایند.&lt;br /&gt;س: آیا سربازان با شما همکاری می کردند؟&lt;br /&gt;بورگس: بعضی از آنها کم سن و سال بوده و کمتر این چیزها را دیده بودند ، لذا احساس نارضایتی می کردند. گردان ۲۰۵ فقط عوامل را اجرا می کرد و نمی شد که همه چیز را به آنها بچسبانیم. افراد گردان های دیگر نیز اعمال مشابه ای انجام می دادند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;س: چه کسی مستقیما، دستور شکنجه کودکان را صادر می کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توماس روبیج: دستور از طرف جانیس کاربینسکی، مسئول زندان ابوغریب صادر شد.&lt;br /&gt;بورگس: بعضی از این شکنجه ها بعلت گزارشی بود که بدست ما می رسید.&lt;br /&gt;س: گزارشات چه می نوشتند؟&lt;br /&gt;بورگس: در این گزارشات آمده بود که بعضی از اعضای بدن این کودکان قطع شده ، بوسیله آلتی فلزی بسر آنها کوبیده شده و قسمت هایی از بدن آنها سوزانده شده است. ۲&lt;br /&gt;س: چرا این اعمال را با کودکانی انجام می دادید که هیچ نمی دانستند؟&lt;br /&gt;بورگس: باور دارم که بچه ها قربانی بودند ولی بخاطر زیر فشار قرار دادن مادران، برادران و خواهرانشان به اعتراف ، بچه ها را شکنجه می کردیم.&lt;br /&gt;س: آیا بچه هایی را که جان می سپردند، چه کارشان می کردید، آیا آنها را به خانوادهیشان می دادید؟&lt;br /&gt;بورگس: نه. آنان را در بیابان به خاک می سپردیم، اما مادرانشان اصرار می کردند که در جریان دفن بچه هایشان حاضر باشند، منظره وحشتاناکی بود.&lt;br /&gt;س: آیا بعد از قتل بچه ها شکنجه در حق خانواده هایشان متوقف می شد؟&lt;br /&gt;بورگس: دستوری به شماره ۱۲۳۴۷۲ ، از طرف ارتش بدست ما رسید که هر کودکی که زیر شکنجه کشته شد، شکنجه را در مورد خانواده اش متوقف کنید.&lt;br /&gt;س: آیا این باعث شد که شما آن خانواده ها را آزاد کنید؟&lt;br /&gt;بورگس: نه. ما می ترسیدیم که این اخبار به گوش مردم عراق برسد.&lt;br /&gt;سوال برای آقای روبیج: در گزارشات آمده که گردان ۳۷۲ و ۳۲۰ و تیپ ۸۰۰ به اعمال بسیار وحشتناکی در حق جوانان عراقی دست زده اند. تفاصیل و جزئیات آنرا بیان کنید.&lt;br /&gt;توماس روبیج: من به فرماندهان گفتم که با بعضی از این اعمال مخالفم. اما کسی به من گوش نداد.&lt;br /&gt;س: اعتراض خود را مستقیم به چه کسی بیان کردید؟ &lt;br /&gt;توماس روبیج: به آقای رامسفلد ، وزیر دفاع بطور مستقیم و همچنین بوسیله نامه ای به خانم کاندالیزا رایس دلایل خود را بیان کرده و خواستم که وی گزارش را به اطلاع پرزیدنت بوش برساند.&lt;br /&gt;س: می توانم که علت اعتراضت را بپرسم؟&lt;br /&gt;توماس روبیج : اعتراض من به هر گونه عمل ضد اخلاقی با بازداشت عراقی ها بود، بخصوص وقتی فهمیدم که ارتش تعدادی سربازان همجنسگرا را به عراق آورده تا با بازداشتی های جوان عراقی بعمل جنسی بپردازند. می دانستم که جوانان عراقی با شدت تمام مقاومت می کردند و احیانا عده ای از آنان به قتل می رسیدند. بویژه در مورد استفاده از سگ های آموزش دیده برعلیه جوانان بسیار مخالف بودند. &lt;br /&gt;س: مگر سگ ها چه کار می کردند؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: گزارش هایی دارم و به دفتر وزیر دفاع هم فرستاده ام، ما سگ ها را آموزش می دادیم تا آلت تناسلی این جوانان را قطع کنند. جانیس کاربینسکی این موضوع را برایم گفت وبسیار احساس خوشحالی می کرد، گفتم این عمل زشتی است و لایق سرباز آمریکایی نیست.&lt;br /&gt;س: جانیس کاربینسکی چه گفت ؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: آنان جوانان عراقی را مجبور می کردند که لخت و بدون هیچ پوششی بایستند و هر کدام از آنها مقاومت می کردند، در جا کشته می شدند. جوانان را مجبور می کردند که عریان بیاستند ، میان پاهای آنان را باز می کردیم ، دست های آنها را به میله های فلزی می بستیم ، پس از آن یکباره سگ ها را بسوی آنان رها می کردیم تا آلت تناسلی آنان را قطع کنند. منظره وحشتناک و خونینی بود که احتمالا به مرگ آنها منجر می شد. &lt;br /&gt;س: چند نفر از آنان به این شکل به قتل رسیدند؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: ۳۰۰ نفر، پس از قطع آلت تناسلی شان ، چند ساعتی زنده می ماندند و سپس جان می سپردند، با کمال تاسف باید بگویم که سربازان ما از این صحنه ها لذت می بردند، مسئله ای غیر اخلاقی بود.&lt;br /&gt;س: شما که اعتراض داشتید چرا این اعمال را متوقف نکردید؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: من کوشیدم اما اوامر تازه ای رسید که این کار باید ادامه پیدا کند.&lt;br /&gt;س: آیا اینگونه اعمال را با زنان هم انجام دادید؟&lt;br /&gt;بورگس: نه. با زنان نکردیم.&lt;br /&gt;س: اما من گزارشی دارم که سربازان از سگ ها برای لمس آلت تناسلی زنان استفاده می کرده و کارهای بدتری نیز انجام می داده اند. بسیاری از این زنان در اثر این اعمال دچار صدمات روحی و جسمی شده و جان سپرده اند.&lt;br /&gt;بورگس : در این مورد من گزارشی ندارم . این متعلق به بخش های دیگر ارتش است .&lt;br /&gt;س: در مورد بستن آلت تناسلی جوانان عراقی به طناب های لاستیکی چه می گوئید؟&lt;br /&gt;بورگس: ریوج به این سوال پاسخ می دهد&lt;br /&gt;توماس روبیج: ما با این وسیله جوانان عراقی را از هر طرف می بستیم از جمله آلت تناسلی آنها آنچنانکه اگر کوچکترین حرکتی می کردند، دچار درد بسیار شدیدی می شدند.&lt;br /&gt;س: آیا به این عمل اعتراض داشتید؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: نه. بنظرم این کاری معمولی بود که بعد از مدتی متوقف خواهد شد.&lt;br /&gt;س: آیا کابل هایی که به برق وصل باشد به تن جوانان عراقی وصل می کردید؟&lt;br /&gt;توماس روبیج: بر حسب معلوماتم آری. اما شخصا فقط ۳ مورد برق را در بدن آنها به جریان انداختم. &lt;br /&gt;زیرنویس&lt;br /&gt;۱- تجاوز حضوری به زنان در مطبوعات عربی به این شکل آمده است: صحنه تجاوز به زنی ۵۰ ساله که مورد تجاوز قرار می گرفته را در مطبوعات به چاپ رساندند. این زن که کاملا عریان بود و مقاومت می کرد سربازان می کوشیدند مقاومتش را در هم شکنند. ظرفی بزرگ پر از آب حاضر کرده آنگاه با زور سر وی را بدرون آب فرو می کردند و بقیه به نوبت با این انسان اسیر، عمل تجاوز حیوانی خود را انجام می دادند.&lt;br /&gt;۲- در این مورد نیز در سایت ” مفکره الاسم” شرح اعمال شکنجه در مورد کودکان چنین آمده است: ” کودکان را در حضور پدران و مادرانشان مورد تجاوز جنسی قرار می دادند. این کودکان که غالبا زیر ۹ سال بودند، در اثر این اعمال ضد انسانی جان می دادند. تا حدود ۱۷ بچه صغیر در زیر این شکنجه ها جان می سپارند زیرا عمل تجاوز همراه با انواع شکنجه ها بوده است. دو نمونه از دمکراسی و حقوق بشر آمریکایی.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5172086987783500656-6600026070211805386?l=jenhezedetajavoz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/feeds/6600026070211805386/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5172086987783500656&amp;postID=6600026070211805386' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6600026070211805386'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5172086987783500656/posts/default/6600026070211805386'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jenhezedetajavoz.blogspot.com/2011/12/blog-post_14.html' title='وقایعی که در ابوغریب اتفاق افتاده'/><author><name>جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15178083028958667471</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='31' height='32' src='http://bp2.blogger.com/_uSY3S7VObgI/SFbl2Hl-stI/AAAAAAAAADk/AMgI3z1Z3yM/S220/No_war_on-Iran_logo1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5172086987783500656.post-96627746269634322</id><published>2011-12-13T04:36:00.000-08:00</published><updated>2011-12-13T04:48:16.730-08:00</updated><title type='text'>آيا اسد ترکيه را ببر کاغذی خواهد کرد؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-fZvo2_RsTVw/TudJU-2WwbI/AAAAAAAAAjE/-znTEtQL4hw/s1600/paper%2Btiger.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 150px; FLOAT: left; HEIGHT: 125px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5685593679395733938" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/-fZvo2_RsTVw/TudJU-2WwbI/AAAAAAAAAjE/-znTEtQL4hw/s320/paper%2Btiger.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;آيا اسد ترکيه را ببر کاغذی خواهد کرد؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;ترکيه از چند ماه پيش گسترده‌ترين تبليغات را عليه سوريه به راه انداخته است، و اين تبليغات را در جهتی سوق داده که می‌توان آن را چنين خلاصه کرد: «بکش يا می‌کشم». لذا ترکيه اکنون همه امکانات خود را به کار گرفته است تا شايد بتواند از تونلی که خود برای خود کنده به در آيد و شايد از تنگنايی که به علت سياست‌های غلط خود در آن گرفتار آمده، رهايی يابد. هم‌اکنون جدل در مورد اين سياست غلط حتا از طرف نزديک‌ترين سياست‌گزاران حزب حاکم جريان دارد. همه از اين تنگنا صحبت می‌کنند، و از اين‌که ترکيه چگونه می‌تواند خود را از اين وضعيت برهاند- به ويژه اين‌که ترکيه همه تخم مرغ‌های خود را در يک سبد قرارداده است.&lt;br /&gt;تارنگاشت عدالت&lt;br /&gt;مطلب دريافتی&lt;br /&gt;منبع: سايت قاسيون۵ دسامبر ۲۰۱۱نويسنده: محمد نورالدين، کارشناس مسايل ترکيه در روزنامۀ «الاخبار» لبنانبرگردان: احمد مزارعی&lt;br /&gt;ترکيه هم اکنون همه توانايی خود را عليه سوريه بسيج کرده است&lt;br /&gt;کنفرانس‌ها، کنگره‌ها و جلسات مختلف و رنگارنگ در شهرهای آنکار، استانبول، آنتاکيه و غازی عيشاب در جهت بسيج سياست ترکيه برای تسلط بر «بهار عربی» برگزار می‌گردد.&lt;br /&gt;از ابتدا معلوم بود که همه راه‌ها پس از تونس، مصر و ليبی، به سوريه ختم خواهد شد و مبارزه اصلی ترکيه با سوريه و در سوريه خواهد بود. ترکيه به خوبی اين را می‌داند که سوريه دروازه اصلی به سوی جهان عرب است، و از طريق سوريه است که می‌تواند تمام سياست‌های خود را در منطقه پيش ببرد. سوريه گره‌گاه اصلی منظومه‌ای است که سرنوشت خاورميانه را تعيين می‌کند.&lt;br /&gt;ترکيه از چند ماه پيش گسترده‌ترين تبليغات را عليه سوريه به راه انداخته است، و اين تبليغات را در جهتی سوق داده که می‌توان آن را چنين خلاصه کرد: «بکش يا می‌کشم». لذا ترکيه اکنون همه امکانات خود را به کار گرفته است تا شايد بتواند از تونلی که خود برای خود کنده به در آيد و شايد از تنگنايی که به علت سياست‌های غلط خود در آن گرفتار آمده، رهايی يابد.&lt;br /&gt;هم‌اکنون جدل در مورد اين سياست غلط حتا از طرف نزديک‌ترين سياست‌گزاران حزب حاکم جريان دارد. همه از اين تنگنا صحبت می‌کنند، و از اين‌که ترکيه چگونه می‌تواند خود را از اين وضعيت برهاند- به ويژه اين‌که ترکيه همه تخم مرغ‌های خود را در يک سبد قرارداده است و آن سرنگون کردن «اسد» و به سر کار آوردن دولتی است که آلت دست بی‌ارادۀ ترکيه باشد. ترکيه حتا حاضر است برای اين کار با دولت فرانسه همکاری کند. فرانسه‌ای که در سال ۱۹۱۸ جمال پاشای خونريز را با کمک ژنرال معروف فرانسوی، گورو۱ از سوريه که در آن زمان جزو ايالات عثمانی بود، بيرون کرد.&lt;br /&gt;ترکيه هم‌اکنون در يک رابطه تنگاتنگ و همه‌جانبه با نيروهای غربی و ناتو قرار دارد، به صورتی که در طول دورۀ حاکميت ژنرال‌ها در ترکيه چنين همکاری گسترده‌ای وجود نداشته است.&lt;br /&gt;احسان راغی، يکی از محققان معروف و بسيار معتبر و متخصص علوم سياسی و روابط بين‌الملل است و در عين حال يکی از حاميان اوليه حزب «عدالت و توسعه» می‌باشد. راغی اکنون به طور آشکار نسبت به عواقب خطرناک سياست «همه چيز يا هيچ چيز» در مورد سوريه، هشدار می‌دهد. راغی دو روز پيش طی مقاله‌ای در روزنامه «زمان» که اسلامی و متعلق به آقای فتح‌الله گولن، شخصيت مذهبی و معروف ترکيه می‌باشد و از روزنامه‌های طرفدار و حامی حزب حاکم است، چنين نوشت:«مسأله سوريه تنها به سوريه ختم نمی‌شود، بلکه از ايران شروع می‌شود، به عراق و از آنجا به لبنان و فلسطين می‌رود، از طريق حماس به سوی اردن راه باز می‌کند و از آنجا به سمت ايران و کشورهای حوزه خليج فارس باز می‌گردد و در اين مسير نبايد نقش مهم روسيه را فراموش کنيم.»&lt;br /&gt;وی سپس چنين ادامه می‌دهد:«هم‌اکنون ما از بحران عميقی صحبت می‌کنيم که تمام معادلات منطقه‌ای در ارتباط نزديک با آن است. لذا، سياست ترکيه در ابتدا به طور منظم و تدريجی پيش می‌رفت، اما اسد و طرفدارانش به آسانی کنار نرفتند و رابطه دولت سوريه و طرفدارانش در منطقه به آن سادگی که در ابتدا فکر می‌کرديم نبود.»&lt;br /&gt;وی در ادامه می‌افزايد:«هم
