۱۳۸۷ تیر ۲۱, جمعه



احتمال برخورد نظامى ؛ گزینه هاى ارتش آمریکا در مقابله با ایران

رابطه ایران و امریکا با توجه به اتهامات امریکا در مورد کمک ایران به شورشیان در عراق، تشنج در آبهای خلیج فارس، احتمال توسعه موشک های نظامی، و ادامه فعالیت های هسته ای ایران، که بر اساس آخرین گزارش ها نزدیک به ٦ هزار سانتریفیوژ را در حال چرخش دارد (یعنی رقمی بیش از آنچه آژانس بین المللی انرژی هسته ای و ارزیابی اطلاعات ملی اطلاع داده بودند)، آشکارا رو به وخامت نهاده است.
نتیجه این روند، گرم شدن دوباره بازار بحث درباره نگرانی امریکا در مورد اینکه باید نوعی برخورد نظامی با ایران داشت، و داستان های مربوط به آمادگی نظامی و نقشه های جنگی این کشور است. بر اهمیت این نکته باید تاکید کرد که برای آماده نگه داشتن نقشه های اضطراری در خلیج فارس، به چندین هفته، و برای تدوین سناریو های مختلف برنامه ریزی اضطراری در صورت درگیری نظامی با ایران، به چندین ماه زمان نیاز است.
این برنامه ریزی شامل مسائلی نظیر چگونگی انتقال نیروهای امریکایی برای حمایت از عملیات، شناسایی هدفهای موثر، گزینش برنامه های عملی و موثر برای ترساندن و، در عین حال، بازداشتن رقیب از اقدامات مخرب و استفاده از نیروهای نظامی، است.
در مورد خلیج فارس، این امر به معنای برنامه ریزی و مطابقت برنامه های اضطراری برای استفاده از جنگنده های هوایی و بالگرد ها، احتمال استفاده از نیروی زمینی، هواپیماهای حمل و نقل، جنگ افزار زمینی و پرتاب موشک، به اضافه برنامه ریزی برای مقابله با عملیات ضد موشک زمینی، دریایی، و زمین به هوای دشمن است.
این نیروها می بایست برای مدتی طولانی و بدون تکیه بر ستاد مرکزی مستقر در خارج از صحنه جنگ، قادر به ادامه عملیات بوده، و آمادگی استفاده از برنامه های اضطراری را در صورت تغییر روند عادی جنگ در اسرع وقت داشته باشند. به همین سبب، اولین قربانی جنگ معمولا نقشه آن است.
” منتفی نکردن گزینه جنگ ” مستلزم آن است که برنامه ریزی و نقشه کشی جنگ به طور مرتب دستکاری بشود، و نقشه های متعددتر و جدیدتر طراحی شود.
امریکا در رابطه با ایران با سه سناریو روبرو ست، که باید آمادگی مقابله با هر سه را داشته باشد. نابودی تاسیسات هسته ای ایران مستلزم حملاتی عمیق از طرف نیروهای امریکایی با ظرفیت حملات مکرر و موثر است. البته این سری عملیات بستگی به تصمیم ارتش آمریکا دارد. به این معنا که آیا حملات فقط برای نابودی مراکز هسته ای است یا شامل مجتمع های تولید اسلحه و ستاد های کنترل و فرمان قوای ایران نیز خواهد شد.
همچنین، این تصمیم ارتش نیز لازم است که آیا دریچه ای هوایی برای حملات مکرر خود در فضای ایران باز خواهد کرد یا نه؛ و این دریچه تا چه مدت زمانی باید باز بماند تا موفقیت تضمین شود؟ چنین گزینه ای با استفاده از نزدیک به یکهزار حمله هوایی، که شامل استفاده از هواپیماهای بدون خلبان نیز هست، امکان پذیر می شود.
این حملات، استفاده از بیش از یکهزار سلاح دقیق و موشک های دوربرد را در بر خواهد داشت. بسیاری از هدف ها توسط ناوگان مورد اصابت قرار خواهند گرفت. اما بعضی از مراکز هم باید هدف هواپیماهای بمب افکن قرار گیرند. از نظر سیاسی، چنین حملاتی برای امریکا دردسر ساز می شود. در عین حال، برای این کشور مشکل خواهد بود که پیش از موفقیت به حملات خود پایان دهد.
امریکا، برای حمله زمینی به ایران، نفرات لازم را ندارد. به همین دلیل باید آمادگی مقابله با مشکلات احتمالی در عراق، لبنان، افغانستان، و گروه های تروریستی را نیز داشته باشد. بنابراین، به احتمال زیاد، نیاز خواهد داشت تا از پادگان های خود در قطر و کویت حداکثر استفاده را بکند. در عین حال، استفاده از ستاد مستقر در عمان برای کنترل دریای عمان در کنار کنترل خلیج فارس نیز در دستور کار خواهد بود.
مقابله با حمایت ایران از عناصر شورشی مانند ” جیش المهدی “، درگیری کاملاً متفاوتی است. زیرا، از یک طرف، جلوگیری از حمایت ایران از عناصر مذکور با استفاده از تهدید حمله به ایران پیوند دارد و عملیات نیروهای امریکایی و عراقی علیه سپاه قدس در عراق و عملیات مشابه علیه شبه نظامیان و شورشیان اهل تشیع، خطر ( ریسک ) کمی در بر دارد، زیرا در حال حاضر نیروهای ائتلاف در بصره و شهرک صدر ضربه های قابل توجهی به این گروه ها زده اند.
اما، از طرف دیگر، اعتبار تهدیدهای امریکا علیه ایران و گروه های وابسته به آن، در گرو موفقیت عملیات است. امریکا باید نشان دهد که ترسی از درگیری با ایران ندارد، و هرنوع پاسخ از طرف ایران به ضرر خود آن کشور تمام خواهد شد. با وجود این، چنین روشی تضمینی برا ی موفقیت کامل نیست. زیرا ایران نشان داده است که هرچند بی گدار به آب و آتش نمی زند، حاضر است بلوف امریکا را بخواند و تهدیدات را نادیده بگیرد. بنابراین امریکا باید برای مقابله با چنین وضعیتی برنامه داشته باشد.
اگر نیروهای امریکایی تصمیم بگیرند که با نیرو های سپاه قدس و دیگر عناصر عراقی وابسته به تهران درگیری نظامی داشته باشند، با چند مشکل مواجه خواهند شد. زیرا ستادها و مراکز وابسته به سپاه قدس از ارزش بسیار کمی برخوردارند. بنابراین به راحتی قادرند از یکدیگر مجزا شده و در زمان و مکانی دیگر بازسازی شوند. ارتش امریکا با وجود موفقیت در از هم پاشیدن این نوع مجتمع ها، چنین مشکلی را در رابطه با القاعده و طالبان تجربه کرده است.
ایران دارای نقاط ضعف دیگری هم هست. امریکا دلیلی ندارد که اراضی حاوی گاز طبیعی، پالایشگاه های سوخت گاز، و مجتمع های تولید برق ایران را از بین نبرد. در عین حال، گر چه ممکن است بعضی از مراکز برنامه هسته ای زیرزمینی باشند، راکتورهای آنها در کنار مجتمع های تولید اسلحه قابل حمله و تخریب هستند.
باید بر این نکته تاکید کرد که توانایی در ” جنگ نا برابر ” فقط مختص کشورهایی که از نظر نظامی ترند نیست، و کشورهای قوی نیز می توانند به خوبی از این توانایی استفاده کنند. بیش از یکصد موشک ” کروز ” می تواند از ناوگان های مستقر در ابهای خلیج فارس شلیک شود، تا نیازی به میزبانی هیچ یک از کشورهای حاشیه جنوبی این آبها نباشد.
مشکل عمده امریکا گزینه های متعدد ایران در خارج از مرزهای این کشور است. ایران تاکنون در آبهای خلیج فارس درگیری دریایی سطح پایینی با نیروهای امریکا و بریتانیا داشته است، که به ” جنگ تانکرها ” ( سالهای ١٩۸٧- ۱٩۸۸ ) ؛ ( ١٣٦٦ - ١٣٦٧) معروف شد. در عین حال، ایران سعی خواهد کرد تا با ایستادگی در مقابل نیروی دریایی امریکا افکار عمومی جهان و بخصوص مسلمانان را به طرف خود سوق بدهد، و در بین شهروندان ایرانی از امریکا هیولایی شیطان صفت بسازد.
ایران حتما چنین کاری خواهد کرد، حتی اگر ایستادگی آن در صحنه نبرد با شکست مواجه شود.همچنین، برای ایران این امکان وجود دارد که در مقابله با آمریکا، از بخش عمده ای از نیروی دریایی فرسوده اش استفاده کند. زیرا قایق های کوچک و کشتی های موشکدار گشتی سپاه پاسداران می توانند با دعوت به ” شهادت ” مستقیماً به حمله به کشتی ها و ناوگان های امریکا سوق دهند. در عین حال، موشک های مستقر در جزایر و مناطق حومه تنگه هرمز، قادر خواهند بود نیروی دریایی آمریکا و متحدانش را هدف قرار دهند.
ایران می تواند چنین محاسبه کند که با شکست در درگیری مستقیم، پیروز بیرون خواهد آمد. بنابراین می تواند بر اساس چنین سناریویی آن قدر حملات کوچک و همزمان در برنامه کار خود قرار دهد، تا امریکا را وادار به عکس العملی کند که از دید جهانیان تهاجمی باشد و مورد محکومیت قرار گیرد.
محاسبه دیگر ایران می تواند بر این اساس باشد که امریکا، به دلیل بهای گزاف سیاسی و اقتصادی واردات مواد غذایی و نفت، ایران را مورد حمله قرار نخواهد داد. گزینه های دیگر ایران می تواند در طولانی مدت و در خفا پیاده شود. مثلا این کشور قادرست نشان دهد که ظاهراً از عراق عقب کشیده ولی، در عین حال حضوری پشت پرده تر و جدیدی را برنامه ریزی کند.
یا با صبر و حوصله به انتظار نتیجه درگیری نیروهای ائتلاف عراقی و امریکایی با گروه وابسته به مقتدا صدر بنشیند، تا موقعیت و نتایج انتخابات محلی ایران را در ماه اکتبر ( مهر ماه ) را به نفع خود رقم زند. همچنین می تواند در انتظار نتیجه انتخابات ریاست جمهوری امریکا بماند. در هر صورت، ایران هم مرز عراق است، و رابطه خود را با سوریه نیز حفظ خواهد کرد.
ایران می تواند حمایت خود را از عناصر شورشی در افغانستان و پاکستان نیز افزایش دهد. فشار ایران در غرب مرزهایش، یعنی حمایت از اقلیت های شیعه در افغانستان، نیروهای طالبان در جنوب آن کشور، و منطقه بلوچ نشین پاکستان نیز می تواند دردسرساز باشد. ایران همچنین قادر است ارسال اسلحه را برای حزب الله بیشتر کند، حمایت علنی از جنبش حماس را افزایش دهد، یا موشک های بیشتری برای استفاده علیه نیروهای غربی یا متحد با غرب به سوریه بفرستد.
برای ایران لزومی ندارد که در خلیج فارس با نیروهای دریایی امریکا و بریتانیا مقابله کند. چرا که می تواند، با استفاده از نیروی دریایی سپاه پاسداران، عبورومرور تانکرهای نفتی و تجاری خلیج فارس را مورد تهدید قرار دهد، آبهای جنوبی خلیج فارس را مین گذاری کند، یا با استفاده از گروهک های حامی جنبش شیعیان در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس دست به اقدامات خرابکارانه بزند.
همان طور که اشاره شد، امریکا توانایی مقابله با تمامی عملیات مذکور را دارد، و با افزایش حجم ” جنگ نابرابر ” یا ” فاقد مقیاس “، ضربه ای مخرب تر به ایران خواهد زد. اما باید توجه داشت که این گزینه از خطر پذیری ( ریسک ) سیاسی افزونی برخوردار است، و نتیجه نهایی آن می تواند از ایران دشمن جدی تری بسازد. بنابراین دولت امریکا لزوما باید برای چنین وضعیتی نیز برنامه ای اضطراری برای پیاده کردن داشته باشد.
مسلماً هیچ نوع برنامه ریزی و در نظرگیری وقایع احتمالی، تضمینی برای موفقیت کامل نیست. چرا که استفاده از قوای ارتشی در عملیات نظامی خطرپذیری به همراه دارد. اما آنچه در این خصوص حائز اهمیت است، درک این مسئله است که چرا امریکا باید در قبال ایران گزینش نظامی داشته باشد، و خطر عملی کردن چنین گزینشی تا چه حدی بالا است؟
دیپلماسی ایرانی
Tribunnazad

۱۳۸۷ تیر ۱۶, یکشنبه



حمله موشکی نیروهای متجاوز به مهمانان عروسی در افغانستان را محکوم میکنیم


بنا به گزارش خبرگزاریها ازجمله بی بی سی در اثر حمله موشکی نیروهای ائتلاف ( اشغالگران امپریالیست ) در ولایت شرقی ننگرهار حد اقل 22 تن که بیشترشان زن و کودک بوده اند کشته شده اند.
به گفته افراد محلی، کشته شدگان که بیشتر آنها زن و کودک هستند، از مهمانان یک جشن عروسی بوده اند.
مقام های نظامی آمریکا با رد این گزارش می گویند تلفات این حمله از شورشیانی بوده اند که در حمله خمپاره ای به یکی از مقرهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، دست داشته اند.
در این حال، حامد کرزای رئیس جمهور گماشته افغانستان دستور شروع تحقیقات درباره کشته شدن پانزده غیرنظامی در اثر حمله هلیکوپترهای نظامی آمریکایی را صادر کرده است.
این حمله روز جمعه در ولایت کنر رخ داد.
تلفات نظامی یا غیرنظامی؟
خبرگزاری فرانسه به نقل از همیشه گل، فرماندار ده بالا در ولایت ننگرهار، تعداد کشته شدگان در حمله روز یکشنبه را ۲۲ تن گزارش کرده است. نوزده تن از این افراد زن و کودک هستند.


این اولین بار نیست که نیروهای متجاوز ناتو به رهبری امپریالیست امریکا مردم غیر نظامی را به خاک و خون میکشند. این جنایتکاران تا کنون بنام حقوق بشر دهها جشن عروسی را به به عزا تبدیل کرده اند.جبهه ضد تجاوز نظامی و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران کشتار مردم بیگناه افغانستان را بشدت محکوم میکند و بر خروج بی قید و شرط و فوری متجاوزین از افغانستان و محاکمه این جنایتکاران پای میفشارد.

جبهه ضد تجاوز نظامی و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران در مونیخ

احمد مزارعی
آیا تهدید بمباران مراکز هسته ای ایران از سوی اسرائیل واقعی است؟
در آستانه ارائه بسته پیشنهادی اروپا به ایران، برای رسیدن به توافقی در مورد مسئله انرژی هسته ای و از طرفی گرفتاری آمریکا در عراق، بویژه تلاش آمریکا برای امضای قراردادی که برای مدت ۹۹ سال عراق را به مستعمره آمریکا تبدیل می کند، بیکباره درجهان سروصدا برپا می شود که قرار است که در چند روز آینده ۱۰۰ هواپیمای اسرائیلی ایران را با خاک یکسان کنند.
معلوم نیست که اگر قرار باشد عملیاتی چنین خطرناک و با چنین ابعادی بوقوع بپیوندند، چرا باید جلو جلو در بوق و کرنا بدمند که همه خبردار شوند. بقول یک تحلیل گر معروف اسرائیلی ، سگی که زیاد پارس می کند گاز نمی گیرد. در جنگ سال ۲۰۰۶ که
میان مقاومت ملی در لبنان و ارتش “شکست ناپذیر” اسرائیل اتفاق افتاد، معلوم شد که ارتش اسرائیل ، لااقل دندان های نیش خود را از دست داده است. اگر اسرائیلی ها توانستند که در سالهای ۸۰ مراکز هسته ای عراق را بمباران کنند، بعلت شرایط ویژه
آن سالها از جمله یکپارچگی قدرتهای بزرگ غیر عرب در منطقه همچون آمریکا، اسرائیل و اروپا با کشورهایی نظیر اردن و عربستان بود. از همه مهمتر اینکه مهندسان فرانسوی که در مرکز اتمی عراق بکار مشغول بودند، با تبانی و همکاری دولت فرانسه در
رابطه با اسرائیل ، دستگاههای ویژه ردیابی را در آن مرکز و بطور مخفیانه نصب نمودند، تا کار بمباران دقیق آنرا برای اسرائیلی ها تسهیل نمایند. (۱) از طرف دیگر فاصله کوتاه میان اسرائیل و عراق، بویژه با استفاده از آسمان اردن، و بسیاری چیزهای دیگر که در آن سالها مهیا بود، دست بدست هم دادند، و این عملیات جنایتکارانه را برعلیه ملت عراق به انجام رساندند.
اکنون جهان دچار تغییرات و چند دسته گی های دیگری شده است که میدان عمل سابق را برای آمریکا و اسرائیل باقی نمی گذارد. شکست نظامی سیاسی ، اخلاقی آمریکا در عراق، پیدایش قطبهای مستقل که دیگر قادر نیستند که قیمومیت بپذیرند همچون؛ هندوستان، اروپا ، آمریکای لاتین و روسیه ، رها شدن روابط جهانی از قیدوبندهای گذشته ، دولت ها را قادر می سازد که بسباری اطلاعات مهم و تکنولوژیکی را براحتی بدست آورند و البته جاسوسان زیادی نیز در گوشه و کنار جهان یافت می شوند که اطلاعات بسیار مهم و گرانقیمت و حساسی را به دولت ها بفروش می رسانند که در این میان بسیاری از حکومت ها و از آن جمله جمهوری اسلامی نیز از آنها بهره می برد. (۲)
نفوذ جمهوری اسلامی بر عراق، نفوذ قدرتمند حزب الله در لبنان، مقاومت سرسختانه و طولانی مدت مردم فلسطین بر علیه اسرائیل ، رشد روزافزون طالبان در افغانستان، گرفتاری آمریکا در باتلاق عراق و از همه مهمتر، مسئله پراهمیت امنیت انرژی برای
جهانیان و اینکه کمتر کشوری مایل است که خاورمیانه و بوژه منطقه خلیج فارس، بقول آقای البرادعی، رئیس انرژی اتمی جهانی، تبدیل به لهیبی از آتش شود، این منطقه را به یکی از پرتشنج ترین مناطق جهان بدل نموده است.
با این حال با در نظر گرفتن همه این شرایط، بنظر نمی رسد که ادعای اسرائیل، مبنی بر دست زدن به چنین عملیات سهمگینی در منطقه، واقعی باشد. حال برای بهتر روشن شدن اوضاع، نگاهی به تفسیر تعدادی از مفسران معروف مطبوعات اسرائیل مینمائیم تا حقیقت بهتر برایمان روشن شود.
عاموس هاردیل، تحلیل گر روزنامه حاآرث می نویسد: در حالیکه آمریکا این شایعه را از طریق روزنامه نیویورک تایمز گسترش داد، اسرائیل نیز با سرعت و خشنودی فراوان از آن استقبال نمود. اما سوال اینست مگر توان نیروی هوائی اسرائیل چه اندازهاست که بتواند به مراکز متعدد و نامعلوم هسته ای ایران که در مناطق مختلفی پراکنده اند، حمله نمایند؟ بعضی از این مراکز در زیر زمین قرار دارند، و صاحب نظران غربی از کم و کیف آنها اطلاعی ندارند.اگر ما در نظر بگیریم که هدف دولت اسرائیل، نه نابودی ، بلکه متوقف کردن موقتی پیشرفت هسته ای ایران باشد، البته دستاوردی به حساب می آید، اما اسرائیلی ها و بویژه المرت در این مورد، همیشه چک بی محل صادر کرده اند . المرت چندی پیش اظهار داشت که ایران اتمی نخواهد شد. و سایر رهبران اسرائیل نیز چنین اظهاراتی داشته اند. زمان برخورد جدی با انرژی هسته ای ایران؛ هر روز کوتاهتر می شود، اگر رهبران اسرائیل از اتمی شدن ایران وحشت دارند، باید بگویم که ما تاکنون پیشنهادات معقولانه ای از رهبران ایران شنیده ایم.”
عمیر ربا یورات، خبرنگار نظامی مجله معروف معاریو، باور دارد که :” اسرائیل با این تبلیغاتی که براه می اندازد، نشان می دهد که در باره انرژی هسته ای ایران در جهان تنها مانده است. اگر مسئله انرژی هسته ای ایران به تنهایی مشکل دولت اسرائیلباشد، جهانیان این را پدیده ای خطرناک ارزیابی خواهند کرد. اسرائیل باید بکوشد بهمراه سایر کشورها، از طریق فشارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک این مسئله را حل کند. ما در زمان شارون هم چنین مشکلی داشتیم. بنظر من اکنون دو موضوعبرجسته شده است:۱- مسئله اتمی شدن است که مشکل روبه رشد کشور اسرائیل شده است.۲- آمریکا به پایان دوره ریاست جمهوری خود رسیده است و آنچنان در عراق غرق شده که حاضر نیست، وارد هیچ معامله تازه دیگری در این مورد شود.
الن بن دیوید ، تحلیل گر نظامی کانال ۱۰ تلویزیون اسرائیل می گوید:” عملیات حمله اسرائیل به مراکز هسته ای ایران، نیاز به ۵۰ هواپیمای عملیاتی ، ۵۰ هواپیمای حمایتی ، تعدادی هواپیما برای رساندن سوخت، تعدادی هواپیما برای رساندن کمک هایالکترونیکی و اطلاعاتی، و تعدادی هلیکوپتر برای نجات جان قربانیان احتمالی دارد. برای اجرای چنین عملیاتی به نصف کل نیروی هوایی اسرائیل نیاز است. آنگاه همه این هواپیماها فاصله ۱۵۰۰ کیلومتری را بدون کمک آمریکا طی کنند. بنظر میرسد که امکانات ارتش اسرائیل ، بسیار محدود و پیروزی هم در کار نخواهد بود.(۳)
الکس فیشمان ، گزارشگر نظامی روزنامه بدیعوت آهارا نوت می نویسد:” تهدید به جنگ یکی از سیاست های دائمی دولت اسرائیل بر علیه ایران بوده است. اکنون که مسئله انرژی هسته ای ایران مطرح است و اینکه تاکنون فشارهای سیاسی و اقتصادی کارساز نبوده ، دیپلماسی نظامی مطرح می شود. زمان انتخاب این تبلیغات بسیار مناسب است. ایران در صدد است که به کشورهای اروپایی در مورد بسته پیشنهادی پاسخ دهد، لذا آمریکایی ها مناسب دیده اند تا به این تبلیغات دست بزنند و پای حمله نظامی اسرائیل را به میان آورند. آمریکایی ها خود حمله نظامی را پنهان می کنند و اسرائیل دیوانه را وارد میدان می کنند. این شرایط به اروپایی ها نیز کمک می کند که بر ایران فشار آورده و بگویند ما چه کار می توانیم با اسرائیلی ها انجامدهیم.”….. سپس پیشمان ادامه می دهد :” مانور اخیر اسرائیل از نظر تبلیغاتی کاملا بی نظیر بود. در مورد بمباران مرکز هسته ای عراق باید بگویم در آنزمان ما برای هواپیماهای خود مشکل سوخت و رفت و برگشت نداشتیم و عملیات به سادگی انجام گرفت. از طرفی اسرائیل قبل از آن تهدید علنی نکرد، و بیکباره عمل انجام گرفت. در مورد ایران ما هم اکنون در همه جا سروصدا براه انداخته ایم، ایرانی ها می توانند آرامش داشته باشند، زیرا سگی که پارس می کند، گاز نمی گیرد.”
در اینجا بعنوان نتیجه گیری ، از آخرین کلام المرت نمونه می آوریم که طی یک مصاحبه در تاریخ ۲۳ جون، با روزنامه شرق الولاسط در جواب خبرنگار این روزنامه که از وی راجع به مسئله هسته ای ایران سوال می نماید، می گوید :” مشکل انرژی هستهای ایران تنها مشکل ما نیست، بلکه مشکل آمریکا، روسیه، اروپا، ژاپن و اعراب می باشد. ما از این کشورها می خواهیم که از اتمی شدن ایران جلوگیری نمایند.” در حقیقت المرت در این مصاحبه، ادعاهای سابق خود مبنی براینکه ” اسرائیل به تنهایی به ایران حمله خواهد کرد” را تعدیل نمود.
زیرنویس:۱- ویکتور استروفسکی ، از ماموران و مسولان باسابقه موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل چندی پیش کتاب خاطرات خود را انتشار داده و در آن به مسئله همکاری مهندسان فرانسوی و دادن اطلاعات به اسرائیل که متعاقب آن اسرائیل قادر به بمباران مرکز هسته ای عراق شد، اشاره کرده است.۲- یکسال ونیم پیش، زمانیکه « مالکی » قصد مسافرت به ژاپن از طریق پرواز از فراز کشور ایران را داشت، دولت ایران بطور ناگهانی پرواز مالکی را از روی ایران لغو نمود. این قضییه سبب شد که مالکی از طریق دیگر کشورها که مسیر پرواز او را طولانی تر می نمود، رد شود. دو روز پس از آن وزارت امورخارجه ایران بیانیه ای را منتشر نمود مبنی بر این توضیح که هواپیمای مالکی کمی قبل از ساعت پرواز به پایگاه ” تاجی” برده می شود و در زیر آن دوربین های حساسی را نصب می نمایند که بتواند از مناطق حساس زمینی ایران فیلمبرداری کند. به این دلیل دولت ایران پرواز این هواپیما را از روی آسمان خود لغو کرده است.۳- در سال ۲۰۰۶ وزارت امنیت ملی کشور اسرائیل ، ۱۰ نفر از دانشمندان خود به ریاست دکتر «افرایم کام» را واداشت تا تحقیقاتی در مورد انرژی هسته ای ایران بعمل آورده ، در اختیار دولت اسرائیل قرار دهند. آنان کتابی ۲۷۰ صفحه ای را تهیه و انتشار دادند. در آن کتاب راههای حمله به ایران از طریق اردن ؛ عراق و مدیترانه بررسی شده است و نتیجه می گیرند که با شرایط موجود در منطقه این برنامه عملی نیست و با شکست روبرو خواهد شد. در بخش دیگری از کتاب اضافه می شود که کشور ایران و اسرائیل اختلافات و دشمنی استراتژیک با یکدیگر نداشته و اسرائیل می تواند حتی در کنار یک ایران اتمی در خاورمیانه زندگی کند.
شنبه 05 ژوئيه 2008 - 15 تیر 1387
تحصیلات هسته ای ایرانیان در هلند ممنوع شد
دولت هلند پذیرش دانشجویان ایرانی را در مراکزی که "ممکن است بتوانند درباره علوم هسته ای بیاموزند" ممنوع اعلام کرد.
وزارت خارجه هلند با صدور بیانیه ای اعلام کرد دانشگاه ها و موسسات پژوهشی این کشور حق ندارند دانشجویان ایرانی را در مکان ها یا برنامه های آموزشی که در آن دانشجویان امکان فراگیری علوم هسته ای را دارند، بپذیرند.
در این بیانیه آمده است: "مهیا کردن امکان دستیابی به آموزش های ویژه یا تحصیلاتی که بتواند به گسترش فن آوری هسته ای در ایران و توسعه سیستم های انتقال تسلیحات هسته ای کمک کند، ممنوع است."
هر چند ایران همواره اعلام کرده که هدفش از دستیابی به تکنولوژی هسته ای، صلح آمیز و تولید انرژی است، اما سرویس جهانی رادیو هلند که این خبر را منتشر کرد، در سایت اینترنتی خود عنوان کرده که تصمیم این کشور بر اساس قطعنامه سازمان ملل متحد است که از کشورهای مختلف جهان خواسته مانع انتقال دانش هسته ای به ایران شوند.
هفت ماه انتظار برای تصمیم گیری
دولت هلند تقریبا هفت ماه قبل از قصد خود برای ممنوع ساختن امکان تحصیل دانشجویان ایرانی در رشته های مربوط به علوم هسته ای خبر داده بود، اما در آن زمان وزارت فرهنگ و علوم هلند از موسسات آموزشی درخواست کرده بود فهرست دروس و رشته های فنی خود را اعلام کنند تا در باره سطح و گستردگی محدودیت های مورد نظر دولت تصمیم گیری شود.
اما اکنون هلند بطور خاص از پنج موسسه خاص و نه دوره تحصیلی دانشگاهی نام برده است که حتی ایرانیان دارای گذرنامه هلندی نیز حق شرکت در آنها را ندارند.
در بیانیه وزارت خارجه هلند از جمله این موسسات، نام نیروگاه هسته ای بورسله(Borssele) و یک رآکتور آزمایشگاهی در دانشگاه صنعتی دلفت (Deltf) برده شده است.
با این حال خبرگزاری فرانسه گزارش کرد این ممنوعیت شامل مطالعات، آموزشها، و دوره های دانشگاهی کارشناسی (لیسانس) که دوره های تخصصی علوم هسته ای به حساب نمی آیند نشده است.
این خبرگزاری همچنین به نقل از وزارت خارجه هلند ذکر کرد که این وزارت خانه تقاضا برای استثنا قائل شدن در این باره را مدنظر قرار خواهد داد.
رادیو هلند در گزارش خود متذکر شده است که هلند اولین کشوری است که چنین ممنوعیتی را وضع کرده است.
بی بی سی

۱۳۸۷ تیر ۱۵, شنبه

نشانه هایی از جام زهر در پذیرش بسته پیشنهادی غرب

"نشانه‌هایی از واکنش مثبت ایران به بسته‌ی پیشنهادی غرب "
در ایران اظهارات برخی نمایندگان مجلس و مقام‌های حکومتی، حاکی از واکنش مثبت ایران به بسته‌ی پیشنهادی غرب است. این بسته دربرگیرنده‌ی مجموعه‌ای از مشوق‌ها در ازای تعلیق غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران است.
عماد حسینی، یکی از نمایندگان مجلس روز دوشنبه (۳۰ ژوئن - ۹ تیرماه) به خبرگزاری فارس گفت، غلامرضا آقازاده، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در کمیسیون مجلس انرژی مجلس حاضر شد و طی گزارشی درباره‌ی پرونده‌ی هسته‌ای، گفته است، به این نتیجه رسیده‌ایم که مذاکرات با گروه ۱+۵ آغاز شود.
این نماینده‌ی مجلس به نقل از آقازاده به خبرگزاری فارس گفته است: «در بسته پیشنهادی تعلیق غنی‌سازی به شدت قبلی نیست و به همین دلیل حركت رو به جلو است و باید مذاكرات را شروع كنیم.»

هم‌زمان با انتشار اظهارات غلامرضا آقازاده در مجلس، علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل آیت‌الله خامنه‌ای نیز در گفت‌وگویی با روزنامه "جمهوری اسلامی" اعلام کرده است که پذیرش بسته‌ی پیشنهادی غرب به مصلحت ایران است.

ولایتی گفته است: «هم‌اکنون آمریکا و آنهایی که خلاف مصالح ما عمل می‌کنند، می‌خواهند پیشنهادها را نپذیریم و از همین رو روشن می‌شود که پذیرش، به مصلحت ماست.»

پیشنهاد تعلیق شش هفته‌ای

بسته‌ی پیشنهادی پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان روز ۱۴ ژوئن در تهران توسط خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به مقام‌های ایران تحویل داده شد.

در بسته‌ی پیشنهادی گروه ۱+۵، چشم‌پوشی ایران از غنی‌سازی اورانیوم در ازای دریافت مجموعه‌ای از مشوق‌های اقتصادی و فنی است. ساخت راکتور پیشرفته‌ی آب سبک برای ایران از جمله‌ی پیشنهادهای غرب است. این بسته درعین‌حال به‌طور ضمنی شامل نوعی تضمین امنیتی برای نظام سیاسی ایران است. تلاش‌ برای "تغییر رژیم" از جمله‌ی نگرانی‌های عمده‌ی حکومت جمهوری اسلامی در ایران است که آن را به غرب، به‌ویژه ایالات متحده‌ی آمریکا نسبت می‌دهد.

شش قدرت بزرگ، شرط آغاز مذاکرات بر سر بسته‌ی پیشنهادی خود را "تعلیق غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران" اعلام کرده‌اند. براساس گزارش خبرگزاری‌ها، به همراه بسته‌ی مشوق‌ها، نامه‌ای نیز از سوی وزیران خارجه گروه ۱+۵ به ایران تحویل داده شد که در آن «تعلیق شش هفته‌ای در پیشرفت غنی‌سازی را در ازای تعلیق پیشرفت در اعمال تحریم‌ها» و با هدف آغاز مذاکرات مقدماتی با ایران، درخواست شده بود.
اثرات تشدید فشارها

با این‌حال نخستین واکنش‌های ایران به ماموریت سولانا و بسته‌ی پیشنهادی وی، چندان دلگرم‌کننده نبود. پس از بازگشت سولانا از تهران، خبرگزاری رویترز نوشت، مسئول سیاست خارجی اتحادیه‌ی اروپا "مذاکرات ناموفقی" با مقام‌های ایرانی داشته است. هفته‌ی گذشته نیز علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی بسته پیشنهادی را "بی‌خاصیت" توصیف کرد و گفت: "وعده اروپایی‌ها در بسته پیشنهادی سراب است."

به‌همین دلیل، اتحادیه اروپا با هدف تشدید فشار بر ایران روز ۲۳ ژوئن تصمیم گرفت حساب‌های بانکی شعبات بانک ملی ایران در اروپا را مسدود کرده و دارایی‌های آنها را بلوکه نماید.

چند روز پس از تحریم بزرگترین بانک دولتی ایران، وزیران خارجه‌ی هشت کشور صنعتی جهان، در بیانیه‌ای از ایران خواستند که غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند و همکاری خود با جامعه‌ی جهانی را گسترش دهد.

هم‌زمان با این اقدام‌ها، روزنامه‌ی نیویورک تایمز نیز در گزارشی نوشت، ارتش اسرائیل اوایل ماه ژوئن بر فراز آبهای شرق مدیترانه و یونان رزمایشی انجام داده است، که هدف آن کسب آمادگی برای حمله به تاسیسات اتمی ایران بود.

به‌نظر می‌رسد محاسبه‌ی پیامدهای تشدید تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی که حتی می‌تواند به برخورد نظامی نیز منجر گردد، مقام‌های جمهوری اسلامی ایران را ناگزیر ساخته است که در دوراهه‌ی "پذیرش بسته پیشنهادی غرب" یا "مقابله تا آخر راه "پذیرش بسته پیشنهادی غرب" و آغاز مذاکرات را پیش بگیرند.


منبع

رادیو دویچه وله آلمان


تظاهرات هزاران نفر در ژاپن علیه گروه هشت


تظاهرکنندگان در اعتراض به گران شدن مواد غذایی و تغییرات جوی دست به راهپیمایی زدند
در جزیره هوکایدو در ژاپن هزاران نفر در اعتراض به اجلاس آتی 8 کشور پیشرفته جهان موسوم به گروه 8، تظاهراتی به راه انداخته اند.
نمایندگان کشاورزان و فعالانی که نگران گرانی مواد غذایی و گرمایش زمین هستند در پارکی در ساپورو، واقع در قسمت شمالی جزیره هوکایدو علیه اجلاس گروه 8، که قرار است دوشنبه هفته جاری شروع شود، دست به تظاهرات زده اند.
شماری از 20 هزار مامور پلیسی که مامور برقراری نظم در جریان اجلاس گروه 8 هستند از نزدیک این تظاهرات را تحت نظر دارند.
دست کم دو نفر از تظاهرکنندگان دستگیر شدند.
مقامات ژاپن برای جلوگیری از تکرار خشونت هایی که در اجلاس های مشابه در گذشته توسط مخالفین جهانی شدن رخ داده، تدابیر امنیتی گسترده ای را به اجرا درآورده اند.
محل برگزاری اجلاس سران گروه 8 یک منطقه ییلاقی دورافتاده در ساحل یک دریاچه است و هزاران مامور پلیس برای محافظت از جان سران گروه هشت در این محل استقرار یافته اند.
مسئولین این نشست تلاش کرده اند تا تظاهرکنندگان و روزنامه نگاران به این محل نزدیک نشوند.
کریس هاگ، خبرنگار بی بی سی در توکیو،می گوید بودجه امنیتی اجلاس گروه 8 بیش از 280 میلیون دلار برآورد شده که در مقایسه با بودجه مشابه در سال های گذشته به مراتب بیشتر است.

منبع

بی بی سی

۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

ايران: شورای ملی صلح کار خود را آغاز کرد
صدای آلمان:
روز پنجشنبه، ۱۳ تيرماه اولين نشست هيات موسس شورای ملی صلح در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر درتهران برگزار شد. در اين نشست ۷۲ نفر به نمايندگی از احزاب مختلف و گروه های مختلف اجتماعی و صنفي، مدني، دانشجويي، زنان، هنرمندان و غيره شرکت داشتند. اين عده از نقاط مختلف ايران به تهران سفر کرده بودند تا در اين نشست حضور يابند. برگزار کنندگان نشست شورای ملی صلح به دويچه وله گفتند که اين گردهمايی بسيار موفق بوده است. ايده شورای ملی صلح اواخر آبان‌ماه گذشته و با جدی شدن خطر جنگ عليه ايران از سوی کانون مدافعان حقوق بشر به رياست شيرين عبادی مطرح شد. پس از آن کميته موقت صلح تشکيل شد که فعالان آن با گروه‌های مختلف زنان، دانشجويان، معلمان، کارگران و فعالان محيط زيست، نويسندگان وهنرمندان تماس گرفتند. حاصل شش ماه تلاش فعالان صلح، نشست روز پنجشنبه، ۱۳ تير، و آغاز به کار شورای ملی صلح بود. در اين نشست، استوبي، هماهنگ کننده سازمان ملل متحد حضور داشت و برای برگزار کنندگان آرزوی موفقيت کرد. به گفته نرگس محمدي، سخنگوی سازمان مدافعان حقوق بشر و عضو هيات موسس شورای ملی صلح، اين نشست از سوی نهادهای بين‌المللی مورد حمايت قرار گرفت. جودی ويليامز، برنده جايزه صلح نوبل به اين نشست پيام داد که با تمام توان در آمريکا با شورای ملی صلح همکاری خواهد کرد. همچنين موسسه زنان نوبليست و زنان برنده از کشور برمه، ايرلند، گواتمالا، کنيا و آمريکا اعلام حمايت کردند. در ايران آقايان منتظري، حجاريان و امينی از اين نشست حمايت کردند. تعريفی جديد از صلح نرگس محمدی در باره مضمون فعاليت اين شورا گفت: ,تعريفی قديمی از صلح وجود داشت که صلح را صرفا حالتی مي‌دانست که جنگ وجود نداشته باشد. اما تعريف امروز ما از صلح چيزی فراتر از اين است. برای آنکه بتوانيم بگوييم کشوری از صلح برخوردار است بايد الزمات صلح هم وجود داشته باشد. يعنی دمکراسی و حقوق بشر. بنابراين اگر جنگ و حمله نظامی مخالف هستيم، با نقض حقوق بشر هم مخالف هستيم. اگر در کشوری آزادی بيان، قلم، اجتماعات، انتخابات و احزاب وجود نداشته باشد، اگر زنان تحت ستم باشند، حتی اگر در آن کشور توپ و تانک و نظامي‌گری وجود نداشته باشد بازهم صلح برقرار نيست. در داخل کشور هم بين ملت و دولت صلح هم وجود ندارد و ملت ايران با شرايط سختی روبروست. اين نهاد نوپا با حمايت‌هايی که از ‌آن شده مي‌خواهد فعاليت برای تحقق صلح پايدار در ايران را آغاز کند., تقی رحماني، يکی ديگر از اعضای هيات موسس شورای ملی صلح، در مورد جنگ و صلح گفت، تهديد جنگ در ايران الان جدی نيست، ممکن است در آينده جدی شود. ولی "حالت نه‌جنگ، نه‌صلح"، آن شرايطی است که در حال حاضر نيروی های جامعه و توان ملی را فرسوده مي‌کند و بهانه‌ای شده است برای برخی انحصار طلبي‌ها در داخل و کوبيدن هرنيروی مخالف به "عنوان عامل خارجی" در "شرايط حساس". تقی رحمانی مي‌گويد‌، رژيم‌هايی که معمولا يک دشمن خارجی درست مي‌کنند"، در تهديدهای داخلی موفق‌تر عمل مي‌کنند. به گفته تقی رحماني، "روند صلح‌خواهی" در ايران ابعاد سه‌گانه‌ای دارد: - صلح در مقابل جنگ - صلح برای تنش‌زدايی - صلح در مقابل انحصار تقی رحمانی ادامه مي‌دهد: ,صلح بايد بستری شود برای رفاه، توسعه و آزادی. اين حق يک ملت است. اينجاست که جريان صلح‌خواهی اگر درست حرکت کند، فارغ از گرايش‌های سياسی و جناحي، مي‌تواند تاثيرگذار باشد. ولی اينکه تا چه اندازه موفق شود، اين بستگی به شرايط دارد. وجود نهادهای مدنی سازمان‌ده نقطه اميدی است. اگر درعراق و افغانستان حتی درسطح همين امروز ايران چنين نهادهايی وجود داشت، شايد امکان جنگ منتفی مي‌شد.
شيرين عبادی در مورد مهم‌ترين دستاورد نشست شورای ملی صلح گفت: ,مهمترين مسئله دفاع و همدلی گروه‌های مختلف مدني، سياسی و اجتماعی ايران بود که در اين نشست خود را نشان داد., عبادی نيز معتقد است که صلح تنها به معنای نبود جنگ نيست. وی مي‌گويد: ,مثلا وقتی امروز محمدصديق کبودوند به خاطر تاسيس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به يازده سال زندان محکوم مي‌شود، وقتی مردم از فقر و گرسنگی در عذابند، نمي‌توان از صلح صحبت کرد. چه فرقی مي‌کند، زندان، زندان است، مرگ، مرگ، چه بر اثر گلوله، چه گرسنگی! بنابراين ما علاوه برآنکه با تحريم اقتصادي، با بمباران ايران، با حمله نظامی به ايران مخالف هستيم، اما خواهان شرايطی هستيم که در آن بتوانيم با حفظ کرامت انسانی زندگی کنيم. اگر مردم هم همين را مي‌خواهند، اگر آنها استقبال کنند و گروه‌های مختلف اين تعريف را از صلح داشته باشند، حرکت صلح موفق خواهد شد!,
مريم انصاری