۱۳۸۷ آذر ۱, جمعه




تظاهرات طرفداران صدر علیه توافقنامه امنیتی
هزاران عراقی طرفدار مقتدا صدر، روحانی ناراضی شيعه، روز جمعه در اعتراض به توافق‌نامه امنيتی ميان دولت عراق و ايالات متحده، تظاهراتی اعتراض‌آمیز در بغداد برگزار کردند.
تظاهرکنندگان، که پس از پایان نماز جمعه در ميدان فردوس، از میدان‌های اصلی شهر بغداد، گرد آمده بودند، پرچم عراق و تصاويری از مقتدا صدر در دست داشتند و علیه آمریکا شعار می‌دادند.
حازم الاعرجی، معاون ارشد مقتدا صدر و از طراحان اصلی این تظاهرات، به رويترز گفت:«امروز روز وحدت عراقی‌ها، اعم از عرب، کرد و ديگر اقوام و گروه‌هاست. اين مردم به اينجا آمده‌اند تا ثابت کنند توافق‌نامه امنيتی بی‌فايده است.»
آقای اعرجی همچنین تظاهرات روز جمعه را، که دومین تظاهرات اعتراض‌آمیز هواداران مقتدا صدر طی یک ماه اخیر محسوب می‌شود، تظاهراتی «مسالمت‌آمیز» خواند.
تظاهرات قبلی در ۲۷ مهرماه برگزار شده بود و مقتدا صدر، در پیامی که در آن تجمع قرائت شد، از نمایندگان پارلمان عراق خواست تا از تصویب این توافق‌نامه امنيتی، که او آن را «قراردادی ننگین» می‌خواند، خودداری کنند.
طبق توافق‌نامه امنیتی واشینگتن - بغداد، با انقضای مجوز شورای امنیت سازمان ملل در پایان سال جاری میلادی، ۱۵۰ هزار نیروی آمریکایی حاضر در عراق می‌توانند سه سال دیگر در آن کشور بمانند.
همچنین بر پایه این توافق‌نامه، عراق می‌تواند نیروهای آمریکایی را در صورت ارتکاب «جرایم جدی» در زمانی غیر از زمان انجام وظیفه در دادگاه‌های خود محاکمه کند.
دولت عراق در اوایل هفته جاری اين توافق‌نامه امنيتی را تایید کرد و آن را برای تصویب به مجلس فرستاد.
قرار است پارلمان عراق طی هفته آینده نظر خود را در باره این توافق‌نامه اعلام کند.
نمايندگان طرفدار مقتدا صدر در پارلمان عراق طی روزهای گذشته و در جریان بررسی مفاد اين توافق‌نامه با آن مخالفت کرده‌اند.
برخی از گروه‌ها و فراکسیون‌های پارلمان عراق نیز نسبت به تصویب اين توافق‌نامه ابراز ترديد کرده‌اند.
از پارلمان ۲۷۵ نفری عراق، ۳۰ کرسی در اختیار نمایندگان منتسب به مقتدا صدر، که به گفته نیروهای آمریکایی خود او هم‌اکنون در ایران به سر می‌برد، است.
نوری المالکی، نخست‌وزیر عراق، نیز با انتقاد از موضع نمایندگان جریان صدر در پارلمان، گفت که تعیین تاریخ قطعی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق خواسته خود آنها بود و اکنون که او این موضوع را پذيرفته، طرفداران صدر با آن مخالفت می‌کنند.

RADIO FARDA

۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه


پاکستان به حمله هوایی آمریکا اعتراض کرد
پاکستان رسما نسبت به حمله هوایی یک هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی به هدفی در داخل خاک این کشور اعتراض کرده است.
روز پنجشنبه، 20 نوامبر (30 آبان)، وزارت خارجه پاکستان با احضار سفیر آمریکا، ضمن اعتراض شدید نسبت به حمله موشکی یک فروند هواپیمای بدون سرنشین به نقطه ای در عمق خاک این کشور، این حمله را به عنوان اقدامی علیه حق حاکمیت دولت پاکستان محکوم کرد.
به گفته منابع پاکستانی، روز چهارشنبه یک هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی دست کم دو موشک به سوی ساختمانی در بخش بنون، واقع در ایالات سرحد شمال غرب پاکستان، پرتاب کرد که دست کم پنج کشته برجای گذاشت.
گفته می شود که کشته شدگان این حمله از اسلامگرایان مسلح بوده اند که در مناطق مرز ی پاکستان و افغانستان متمرکز هستند.
اگرچه نیروهای ائتلاف بین المللی مستقر در خاک افغانستان پیش از این نیز به حملات هوایی و موشکی، و دست کم یک مورد عملیات زمینی، علیه هدف هایی در داخل خاک پاکستان دست زده بودند، این حملات علیه نقاطی در منطقه قبیله نشین پاکستان در نزدیک مرز افغانستان صورت گرفته بود.

۱۳۸۷ آبان ۲۸, سه‌شنبه


محاصره غزه غیرقانونی خوانده شد
کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر، اسرائیل را متهم کرده است که با محاصره نوار غزه قوانین بین المللی را نقض کرده و گفته است که این کشور باید به این وضعیت فورا خاتمه دهند.
خانم ناوی پیلی گفت محاصره غزه باعث شده فلسطینیان غزه از ابتدایی ترین حقوق بشر محروم باشند و رنج و عذابی بزرگ دامنگیر آنها شده است.
پیشتر مقامات وزارت دفاع اسرائیل گفتند که در واکنش به حملات موشکی پیکارجویان فلسطینی از داخل غزه، بار دیگر گذرگاه های مرزی را بسته اند. این حملات تخریب سطحی به جای گذاشته اما تلفاتی در پی نداشته است.
اسرائیل روز گذشته به کاروانی از سی و سه کامیون حامل مواد امدادی اجازه داد وارد این منطقه شود اما مقامات سازمان ملل متحد می گویند که مواد ضروری تا چند روز دیگر تمام خواهد شد.
در همین حال ارتش اسرائیل حمله نظامی به داخل غزه را آغاز کرده و با فلسطینیان مسلح زد و خورد داشته است.
شاهدان عینی می گویند همزمان با حمله زمینی سربازان اسرائیلی به غزه، چند بولدوزر زمین های مزروعی واقع در شرق رفح را تخریب کرده اند. گذرگاه رفح در جنوب نوار غزه قرار دارد.
تاکنون گزارشی از تلفات نرسیده است.
بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس ارتش اسرائیل آغاز حمله نظامی به داخل خاک غزه را "جریان عادی برای کشف مواد منفجره در نزدیکی حصار مرزی در جنوب غزه" توصیف کرده است.
ارتش اسرائیل همچنین گفته است که دو بار به سمت سربازانش آتش توپخانه ای صورت گرفته که هیچ آسیبی وارد نکرده است.
در درگیری های دو هفته گذشته در امتداد مرز غزه دست کم شانزده پیکارجوی فلسطینی کشته شده اند.

BBC
زنهار! از شوريدگی در باره اوباما بر حذر باشيد
جان پيلجر - برگردان: محمدعلی اصفهانی
زنهار! از شوريدگی در باره اوباما بر حذر باشيد جان پيلجر برگردان: محمدعلی اصفهانی جان پيلجر، در تازه ترين مقاله ی خود، به تاريخ ۱۲ نوامبر ۲۰۰۸ با هوشياری ستايش برانگيز هميشگيش، اين بار از تکزاس، به برسی کارزار انتخاباتي، پيروزي، و برنامه ی کار کلّی باراک اوباما پرداخته است. ترجمه ی مقاله او را با مختصری تلخيص در اينجا می آورم. به مصداق ˝هر کسی از ظنّ خود شد يار من˝، پاره يی اشارات در بخش هايی از اين مقاله، پوزيسيونی را که در ايران می کوشد تا آخرين فرصت ها برای کم کردن تنش های ساختگی يی که احتمالاً منجر به محو ايران از صفحه ی جغرافيای جهان خواهد شد را بسوزاند، شايد بتواند ـ ابلهانه ـ دلخوش کند. همچنان که مشابهان و معادلان و همزادان ورشکسته و در گل و لای خودساخته فرومانده ی آن در ˝اپوزيسيون˝ خارج از کشور را. امّا فقط به اندازه ی مدت زمان کوتاه يک رؤيای شوم در بستری از خون. رؤيايی که هوشياری مردم ما و يارانشان ـ چون جان پيلجر و جان پيلجر ها ـ می تواند تعبير آن را همچون صاحبان آن به دوزخ تاريخ روانه کند. و خواهد کرد... نخستين ديدار من از تکزاس به سال ۱۹۶۸ بر می گردد و مراسمی که به مناسبت پنجمين سالگرد قتل جان اف کندی برگزار شده بود. در آن سال، من به شهر کوچک Midlothian آن منطقه رفتم، و با Penn Jones Jr سردبير نشريه ی محلّی Midlothian Mirror ديدار کردم. به جز سبک سخن گفتن کشيده، و پوتين های ظريفش، هيچ چيز ديگر او با تصويری که از تکزاس و مردم آن در اذهان وجود داشت همخوان نبود. او روزنامه نگاری بود که نوشته هايش بار ها همچون بمبی آتشزا، بر سر تشکيلات راسيست John Birch Society فرود آمد. او روزنامه نگاری بود که پيوسته، هر هفته در پی هفته ی پيش، شواهد و مدارک متعددی را در کنار يکديگر قرار می داد که روايت رسمی در مورد قتل جان اف کندی را تقريباً از بن وبنيان، ويران می کردند. و اين حکايت، حکايت زمانی است که هنوز ژورناليسم به يک مؤسسه ی بزرگ کارتل مانند بدل نشده بود... در ايام انتخابات اخير، اکثريت مردم آمريکا بر اين موضوع تأکيد داشتد که دولت آمريکا بايد به فکر رنج و درد آمريکاييانی باشد که خود نمی توانند راهی برای نجات از اين رنج و درد بيابند. آن ها آماده بودند که ماليات بيشتری بپردازند تا خدمات درماني، عمومی شود. آن ها از خلع سلاح اتمی جهان دفاع می کنند. و آن ها خواهان خروج سربازان کشور خود از کشور های مردمان ديگر هستند. اين بار نيز، وقتی که به تکزاس رفتم، آنچه نظر مرا به خود جلب کرد باز هم اين بود که کسانی را می ديدم که در نقطه ی مقابل موجوداتی تهی از خرد، رآکسيونر، و راسيست قرار دارند. يعنی در نقطه ی مقابل آمريکاييانی که معتقدند که جامعه ی آن ها ـ آمريکا ـ برترين جامعه در جهان است، و هرکاری برای حفظ و تضمين اين برتري، مجاز است و مشروعيت دارد. از جمله، کشتار و خونريزی بی حساب در همه جای عالم... اوباما می گويد که می خواهد قدرت نظامی آمريکا را افزون کند. او تهديد می کند که آتش يک جنگ جديد را در پاکستان بر خواهد افروخت، و همچنان تعداد بيشتری از مردم تيره مو [مو سياه، شرقي، غير غربی] را خواهد کشت. و اين، همچنان اشک در ديدگان آدم می آورد. اشکی متفاوت با آن اشک که در شب پيروزی اوباما، از شوق در ديدگان دوستداران او آمد. ترديدی در صداقت و خلوص بسياری از دوستداران اوباما وجود ندارد. امّا همه ی شادمانی ها از پيروزی اوباما علّت و معنای واحدی ندارند. مثلاً ما می بينيم که ˝ليبرال˝ های آمريکايی از اين پيروزی لبخند بر لب آوردند، و جهان هم با لبخند آنان لبخند بر لب آورد. ولی شادمانی اين ˝ليبرال˝ های آمريکايی را نمی توان با شادمانی کسانی مقايسه کرد که جانشان از جنگ به لب آمده است، و از عواقب آنچه در وال استريت می گذرد. کسانی که در ميليون ها نامه ی الکترونيکی به کاخ سفيد و به کنگره، خشم خودشان را اعلام کرده اند. دو سال پيش، رأی بر ضد ميليتاريسم توانست يک اکثريت دموکرات [حزب دموکرات] را در کنگره ی امريکا مستقر کند. و حالا نگاه کنيد و ببينيد که همين اکثريت دموکرات، پول بيشتری در اختيار جرج بوش قرار داد تا او بتواند همچنان جهان را در خون غرق کند. تا آنجايی که به باراک اوبامای ˝آنتی ميليتاريست˝ مربوط می شود، او هم جزء رأی دهندگان به آنچه بوش می خواست بود. بله؛ اين درست است که انتخاب شدن اوباما به عنوان رييس جمهوری آمريکا واقعه يی تاريخي، و برای خيلی ها نشانه يی است از يک ديگرگونی بزرگ. امّا اين هم درست است که ˝اليت˝ های آمريکايي، آنقدر به لحاظ زيرکی رشد کرده اند که بتوانند سياهان سطح متوسط، و نيز مديران را مورد استفاده ی خود قرار دهند و از آنان در جهتی که می خواهند، بهره برداری کنند. مارتين لوتر کينگ دلاور، چه خوب اين را فهميده بود وقتی که حقوق انسان آمريکايی سياه پوست را با حقوق انسان ويتنامی پيوند می داد، و اين دو را از يکديگر جدا نمی دانست. در همان هنگام که ويتناميان به وسيله ی يک هيأت حاکمه ی ˝ليبرال˝ و ˝دموکرات˝ آمريکايی به فجيع ترين وجهی کشتار می شدند. و او ـ مارتين لوتر کينگ ـ با گلوله کشته شد... در تناقضی صريح با او، می بينيم که يک سرگرد جوان آمريکايی سياه پوست، کالين پاول، برای ˝بررسي˝ و در واقع برای سفيدسازی جنايت فجيع My Lai [مجموعه جزايری در ويتنام که آمريکا در آن مرتکب کشتاری تاريخی و مهيب شد] به کار گرفته می شود. بعد هم، به هنگامی که کالين پاول سياه پوست، مقام وزارت امور خارجه ی جرج بوش را بر عهده داشت، از او غالباً به عنوان يک ˝ليبرال˝ ياد می شد. ولی او چون وسيله يی ايده آل، برای سرهم کردن دروغ در برابر سازمان ملل متحد، پيرامون سلاح های ناموجود کشتار جمعی عراق مورد استفاده قرار گرفت. کاندوليزا رايس، وزير فعلی امور خارجه ی دستگاه جرج بوش، يک زن سياه پوست موفق و قابل تمجيد معرّفی می شود. امّا همين آدم، با پشتکار خود و با تمام توان خود می کوشد تا مانع برخورداری مردم فلسطين از حقوق مسلّم و بديهی خودشان شود... دو انتخاب نخستين و بسيار مهم اوباما، نفی کننده ی آرزو های آن دسته از کسانی است که بر سر مسائل اساسي، به او اعتماد کردند و از او حمايت به عمل آوردند و به او رأی دادند: معاون اوّل اوباما ژوزف بايدن، يک صهيونيست جنگ آفرين است. و راهام امانوئل که بايد در سمت بالا ترين مدير کاخ سفيد به کار مشغول شود، يک ˝نئوليبرال˝ پرشور است؛ و يک فدايی همان دکترين و مرام و مکتبی که فاجعه ی اخير اقتصادی را به وجود آورده است و ميليون ها انسان را به خاک سياه نشانيده است. راهام امانوئل، همچنين از صهيونيست های معتقد به ˝اسرييل ـ اوّل˝ است. او در ارتش اسراييل، خدمت کرده است. او مخالف يک عدالت راستين و با محتوا در حق فلسطينيان است. عدالت راستين و با محتوايی که نبود آن، ريشه ی نفرت در مسلمانان نسبت به آمريکا، و نيز سوق دهنده ی بعضی از آنان به سوی ˝جهاديسم˝ است. به ما اجازه داد نمی شود که يک تحليل دقيق و جدی از نمايش ˝اوباما مانيا˝ داشته باشيم. همچنان که يک تحليل دقيق و جدی از خيانتی که به اکثريت سياه پوستان آفريقای جنوبی در ˝عصر ماندلا˝ شد. ما اين را به طور خاص می توانيم در انگلستان ببينيم. در آنجا که حقوق ماوراء طبيعی آمريکا، برای منافع ˝اليت˝ های انگليسي، نقش سروری کننده دارد. نشريه ی انگليسی ˝ابزرور˝ که حامی جنگ بوش در عراق است، و دروغ های ساخته و پرداخته ی او ، و مدارک و ادلّه ی دروغين او را طنين می دهد و تکرار می کند، حالا بدون هيچ مدرکی می نويسد که: ˝آمريکا در اين انتخابات، اعتماد جهان را به ايده آل هايش، بازسازی و ترميم کرد.˝. ايده آل هايی که اوباما سوگند خواهد خورد که تقويت کندشان، از سال ۱۹۴۵ تا به حال، به نابود کردن پنجاه دولت ـ از جمله، دولت های دموکراتيک ـ و به متلاشی کردن سی جنبش آزادسازی مردمی انجاميده است. و به مرگ بی حدّ و حصر و خارج از شمار مردان و زنان و کودکان در سراسر جهان. هيچکدام اين حرف ها در ايام کارزار انتخاباتی اوباما گفته نشد. در حالی که گفتن اين ها حتّی می توانست به همه کمک کند که بدانند که ˝ليبراليسم˝ موجود، به مثابه ی يک تنگ انديشی بی خردانه در حد اعلای گستاخی و نخوت، و يک ايده ئولوژی جنگ آفرين، ليبراليسم به منزله ی يک مقوله ی حقيقی را نابود کرده است. در انگلستان هم قبل از ورود بلر جنايتکار جنگ افروز، ليبراليسم به منزله ی يک مقوله ی حقيقی ، به وسيله ی مديای اسرارآميز، نفی شد بود. ˝تونی بلر می توند چشم و چراغ و ديدبان جهان باشد.˝. اين را روزنامه ی گاردين در سال ۱۹۹۷ نوشته بود، و اضافه کرده بود که او ˝در حال تبديل مفهوم مديريت و رهبري، به يک ابزار بيان هنری است.˝. و حالا امروز، خيلی ساده، فقط اسم، عوض شده است: اوباما. در اين لحظات تاريخي، يک چيز ديگر هم وجود دارد. چيزی که ناگفته مانده است. ناگفته، اما در جريان انجام پذيرفتن: ليبرال دموکراسي، در حال حرکت به سوی ديکتاتوری مشترک اداره شونده به وسيله ی مردم فارغ از وجه تمايز نژادی است. با وسايل ارتباط جمعی به عنوان نماد و سردر و کليشه ی آن. Penn Jones Jr آن حقيقت گوی تکزاس نوشته بود:
يک دموکراسی واقعي، هوشياری و مراقبت و گوش به زنگی و چشم گشودگی مستمر و بی وقفه است. نه فکر کردن به آنگونه که از شما انتظار می رود که فکر کنيد. بلکه چشم های خود را هميشه کاملاً باز نگاه داشتن. http://www.ghoghnoos.org پانويس عنوان و لينک مقاله: Beware of the Obama hype. What 'change' in America really means www.johnpilger.com/page.asp?partid=511 ٭ کار جان پيلجر، همچون يک برج ديدبانی نورانی است در زمانه يی غالباً تاريک. واقعيت ها را او در روشنايی قرار داده است. يعنی افشاگری کرده است. بارها و بار ها. شهامت و بصيرت او، يک الهام پايدار و بی وقفه است. نوآم چامسکی جان پيلجر، با دقتی آسيب ناپذير همچون پولاد، واقعيت ها را، و حقيقت های به چرک آلوده را، از دل زمين بيرون می آورد، و در برابر آفتاب می گذارد، و همانگونه که هستند بيانشان می کند. من به او سلام می کنم! هارولد پينتر و چه می توان بيش از اين بر معرفی روزنامه نگار، مستندساز، و نويسنده ی انسانگرا، مردمي، محبوب، و پرآوازه ی استراليايی ـ انگليسي، جان پيلجر، افزود؟
25 آبان 1387 21:16

۱۳۸۷ آبان ۲۴, جمعه


'بریتانیایی ها خواهان خروج از افغانستان هستند'
بنا به یک نظرسنجی که به سفارش بی بی سی انجام گرفته است، بیش از دو سوم بریتانیایی ها خواستار خروج نیروهای این کشور از افغانستان در طی یک سال آینده هستند.
بریتانیا حدود هشت هزار سرباز در افغانستان دارد و از زمان سرنگونی رژیم طالبان در سال 2001، بیش از 120 پرسنل نظامی بریتانیایی در افغانستان کشته شده اند. اغلب زنان و مردان نظامی برتیانیایی در ولایت هلمند افغانستان مستقر هستند.
.......................................................................................................................
Two thirds of Britons want troops home from Afghanistan
Written by Stewart office

Thursday, 13 November 2008
Today a new BBC poll reveals that 68% of people in Britain want to see British troops withdrawn from Afghanistan.The poll is published as news comes through that two more Royal Marines have been killed in Afghanistan. These deaths alongside the deaths of thousands of Afghanis killed in this war are not only tragic but unnecessary.
It has been acknowledged by senior diplomatic and military figures that the war in Afghanistan in unwinnable and that there will be negotiations with the Taliban.What is remarkable about the current political situation is that whereas a large majority of people in Britain wish to end the Afghan war there is not a single senior politician with the courage to reflect that view in Parliament.Stop the War calls for immediate withdrawal of all foreign military forces from Afghanistan

۱۳۸۷ آبان ۲۰, دوشنبه



گیلانک
انتخابات آمریکا و نظرخواهیهای پیش از انتخاباتی از مردم دنیا در این رابطه نشان داد که اکثریت بسیار بزرگی از مردم دنیا از سیاست شرارت بار و جهان خراب کن هشت ساله راستترین محافل سرمایه داری جهانی به سرکردگی نئوکانهای آمریکایی بیزار و متنفرند. سیاستی که نتیجه اش فقر و بدبختی برای بخش بزرگی از مردم آمریکا بود . سیاستی که شکنجه و استراق سمع در کشوری که خود را پاسدار دمکراسی جهان میداند قانونی کرد . معرفی ایرانیها و عربها بعنوان موجوداتی خشن و بدسگال و تروریست در فیلمها و نشریاتشان، کشتار میلیونها انسان در جهان و دادن خوراک لازم و مهیا کردن شرایط مطلوب رشد بنیادگرایی و تعصبات مذهبی - از نوع اسلامی و مسیحی و یهودی اش – رشد نژادپرستی بویژه علیه ملل ساکن خاورمیانه و رشد تروریسم دولتی و غیردولتی ، جنگ طلبی و تجاوزگری، دامن زدن به جنگهای محلی، دامن زدن به جدایی طلبی در دیگر کشورها و پاشاندن بذر کین و نفاق بین مللی که قرنها در اتفاق و همزیستی با هم میزیستند ودر مجموع نا امن کردن زندگی در جهان چکیده برخی از نتایج نوشته شده در کارنامه این سیاست هستنداز آن روزی که ازبین کاندیدهای حزب دمکرات دونفر یعنی اوباما و هیلاری کلینتون ماندند مسلم شد که اگر دمکراتها در انتخابات نهایی پیروز شوند یک واقعه تاریخی ثبت خواهد گردید. برای اولین بار در آمریکا بزرگترین اقتصاد جهان و تنها ابرقدرت باقی مانده و یکه تاز کنونی میدان زورگویی ها و قلدریها یک زن یا یک سیاهپوست رئیس جمهور خواهد شد. بالاخره اوباما رئیس جمهور شد. اما آیا سیاست آمریکا تغییر خواهد کرد؟ دررابطه با مسائل داخلی تا حدودی آری، زیرا سیاست خانمان برانداز نئولیبرالی جمهوریخواهان که بر انباشت هرچه بیشتر ثروت میلیادرها به بهای بیرحمانه کاهش هزینه های اجتماعی و خرابتر کردن سیستم بیمه ها ی درمانی و بهداشتی ، راندن مردم از خانه هایی که توان پرداخت وام مسکن را نداشتند، طویل تر کردن صف گرسنگان برای گرفتن آش در پشت در کلیساها و موسسات خیریه استوار بود دیگر بطور علنی قابل دفاع نیست. بدیهی است که اوباما سعی خواهد کرد این همه درد و فلاکت بخش وسیعی از مردم را اندکی تخفیف دهد. گفتم اندکی، زیرا گرچه دمکراتها در گذشته همیشه نیم نگاهی به وضعیت اقشار متوسط جامعه داشتند و دارند اما در مجموع مدافع منافع همان میلیادرها ، صاحبان صنایع و تجار بزرگی هستند که پایه های نظام سرمایه داری آمریکا را تشکیل می دهند. حزب دمکرات آمریکا وقتی پای منافع اقشار پائیین جامعه به میان می آید صدها گام از احزاب سوسیال دمکرات کنونی کشورهای اروپایی که در بیست سال اخیر به شدت به راست و به همان سیاست نئولیبرالی گرویده اند نیز عقب تر هستدر رابطه با سیاست خارجی مطلقا اوباما نمی تواند با ما باشد. منظور از "ما" یعنی من و چند میلیارد نفر دیگر ساکنان کره خاکی است که جزو میلیادرها نیستیم، منافعی در جنگ و جنگ طلبی نداریم، استثمار نمیکنیم، هیچ دولتی در هیچ کجا از منافع مان دفاع نمی کند، ناحق کتک می خوریم و زندان میرویم و اعدام و سنگسار می شویم و در نهایت باید بهای بحران سرمایه داری را با مالیات ها و اندوخته های ناچیزمان بپردازیم تا کماکان سودآوری موسسات آن میلیادرها سیر صعودی بخود بگیرداوباما با ما نیست زیرا او نیز از همان حزبی است که وقتی در قدرت بود به کوبا حمله کرد، به بمباران ویتنام ادامه داد، صربستان را بمباران کرد و صدها کارخانه تولیدی غیر نظامی را با خاک یکسان کرد، به محاصره وحشتناک عراق که منجر به کشته شدن پانصدهزار کودک عراقی بخاطر کمبود دارو شد ادامه داد و بالاخره باید بپذیریم اگر هم اوباما ته دلش هم بخواهد نمیتواند با ما باشد، آخر او نماینده یک حزبی است که سیاست خاصی را در قبال مسائل جهانی دنبال می کندهمین امروز دوشنبه خواندم که در تمام دوره رقابت انتخاباتی مشاوران اوباما و مک کین برسر مسائل کلیدی سیاست خارجی و بویژه مسئله هسته ای ایران بر سر اسنادی به توافق رسیدند که چندان تفاوتی با سیاست بوش نداشته و عده ای حتی پیش بینی میکنند اوباما سیاست تندتری در قبال ایران خواهد داشت. بقول ريچارد کلارک مشاور اوباما او در کشیدن ماشه اگر الزامی باشد تردیدی نخواهد کرددر نوشته های نشریات ایران درباره پیروزی اوباما بیشتر روی نفرت مردم آمریکا از جنگ افروزی و دستگاه بوش و صهیونیستهای نزدیک به آن صحبت می شود. مگر دولت و حاکمان ایران تا چه اندازه خود را متعهد به خواستها و آمال مردم ایران می دانند که از اوباما چنین انتظاری دارند. تازه لابی یهودیان در حزب دمکرات بسیار قوی تر است تا حزب جمهوریخواه. بنظر من یهودیان را با صهیونیستها نباید یکی دانست و در مجموع آدمها را نباید براساس رنگ پوست و نژاد و مذهب قضاوت کرد. همین دو دولت آخری حاکم در آمریکا این امر را ثابت کرد، مادلین اولبرایخت یهودی اولین و تنها سیاستمدار آمریکایی، آنهم در مقام ویر خارجه شجاعانه به اشتباه آمریکا در براندازی دولت ملی دکتر مصدق با کودتای آمریکایی اشاره کرد و از طرف دیگر پاول سیاهپوست وزیر خارجه اولیه جورج بوش با اسناد و مدارک تقلبی راه را برای حمله نظامی به عراق هموار کرد، یا خانم رایس وزیر خارجه بعدی بوش که او هم سیاهپوست هست وفاداری خود را به سیاست جنگ و تخریب در خاورمیانه به اثبات رساند.نمیخواهم زیاد بدبین باشم و جشن "سقوط" سیاست جنگ و خونریزی و فلاکت اقتصادی را خراب کنم. نه تنها مردم آمریکا بلکه در نظرخواهی های انجام شده درمجموع 75درصد مردم دنیا دوست داشتند بوش و سیاستش به درک واصل شود و نسبت به اوباما سمپاتی داشتند. من هم علیرغم "منفی بافیهای" بالا دوست داشتم اوباما پیروز شود. پیروزی او چندین حسن داشت. اول از همه تمام جنگ طلبان و راهزنان بین المللی مجبور شدند تا صدای مخالفت مردم آمریکا با خود را بشنوند. بیچیزان و فقرا با شرکت در انتخابات نارضایی خود را با سیاست اقتصادی نئولیبرالی به گوش همه رساندند. سیاهپوست و مسلمان بودن (نام واقعی او باراک حسین اوباما هست) اوباما نیز شاید آغازی باشد بر پایان راسیسم علیه سیاهان که علیرغم لغو رسمی اش هنوز در موقع استخدام و در محل های کار وجود دارد و تو دهنی به آنهایی که در چندسال اخیر تبلیغات نژادپرستانه و ضد مردم خاورمیانه را تحت پوشش مبارزه با بنیادگرایی اسلامی پیش برده و میبرندخرده گیران ممکن است مرا متهم به دفاع از بنیادگرایی کنند. نه، من مخالف بنیادگرایی و طرفدار جدایی دین از دولت هستم. اما مخالفت جنگ طلبان آمریکایی و اسرائیلی با بنیادگرایی اسلامی دروغین بوده و فقط در خدمت اهداف نژادپرستانه و جنگ طلبانه شان می باشد. وگرنه جامعه آمریکا بعداز روی کار آمدن بوش و خرج میلیونها دلار بشدت مذهبی تر و خرافی تر شده و خود بوش و بسیاری از همکارانش متعلق به انجمن های مذهبی بنیادگرای مسیحی میباشند و چند دولت اخیر اسرائیل با همکاری و رای بنیادگراهای یهودی بر سر کار ماندند. تازه نزدیکترین متحدین آمریکا در منطقه ما حکومت های بنیادگرای مذهبی اسلامی هستند که با شمشیر گردن میزنند، سنگسار میکنند، پلیس مذهبی دارند اما صدای نه آمریکا، نه اروپا در نمی آید. مثل عربستان، کویت و عمان و پاکستان و شیخ نشینهای عرب. منافع آمریکا و اسرائیل ایجاب می کند که در خاورمیانه هیچ نوع از دمکراسی پا نگیرد. گیرم آمریکا حمله کرد و رژیم مطلوب خود را بر سر کار آورد. چه تضمینی است که آن رژیم بهتر از جنگ سالاران به شدت متعصت افغانی که الان برسر کارند باشد چه تضمینی است جامعه مطلوب آمریکا برای ما بهتر از جامعه عراق کنونی باشد که در آنجا کشت و کشتار بسیار وسیعتر از دوران صدام هست و بنیادگرایی که قبلا وجود خارجی نداشت امروزه جو حاکم در عراق شده است. حتی اگر اوباما طور دیگری بخواهد، سیستمی که او متعلق به آن است به او اجازه چنین کاری را نخواهد داد. ضدجنگ بودن و طرفدار فقرا بودن او را باید در همان چارچوبه و محدوده ای که قدرت مانور دارد دید. نه او با ما نیست، در واقع او نمی تواند با ما باشد

گیلانک

۱۳۸۷ آبان ۱۹, یکشنبه



جنگ طلبان دوره کلینتون مشاورین اوباما

اوباما که خود را نماینده ملت خود میداند وخود را اینگونه نمایش میدهد در واقع در پشت پرده همان تیم های قدیمی در حاکمیت جناحهای آمریکا را دوباره به صحنه آورده است
رام امانوئل مشاور درجه یک زمان ویلیام کلینتون بایستی که پیشنهاد ریاست مشاوره درجه یک کاخ سفید را از اوباما دریافت کرده باشد . اگر به تنهایی به تیم مشاورین اوباما نگاهی داشته باشیم میتوان حدس زد که دوران ریاست سوم مشاوران کلینتون درجهت آماده گی وپذیرش است .اما دراین تیم تنها امانوئل نیست که وجوددارد ودر واقع یک تیم سیصد نفری از مشاورین سیاست خارجی اوباما از تیم ریاست جمهوری سابق کلینتون میباشند. همان کلینتونی که جنگ یوگسلاوی را با نا دیده گرفتن سازمان ملل وجنگ هایی را در یوگسلاوی ، سودان و عراق به امضا رسانید.
نباید فراموش کرد که سناتور سابق بیندن ومعاون اوباما کسی است که در جنگ علیه یوگسلاوی سابق نیز شرکت داشت.
امانوئل رام که در کنگره آمریکا مهمترین پست را دارد و در تجارت سیاسی قدرت زیادی دارد به یک عنصر بی رحم معروف است .امانوئل در سال دوهزار وشش در کتاب خود «طرح» :ایده های بزرگ برای آمریکا همچنین تصورات خود را برای سیاست خارجی معرفی کرد که اکنون با اوباما میخواهد به واقعیت برساند . امانوئل دراین کتاب بهیچ روی فاصله ای از جنگ طلبی های بوش نگرفت بلکه «جنگ علیه ترور» را با یک طرح جدید میخواهد که به پیروزی برساند.هدف میماند همان که آمریکا«باید مبارزه برعلیه آمادگی بد جنس ها و توتالیتر ومابایستی که به این کار پایان دهیم که تنها این جنگ را ببریم ». برای همین او هم مانند اوباما بیشتر در جهت بیشتر گره زدن متحدین خود به این طرحها میباشد .این هم قابل تامل است که اوباما در آخرین سخنرانی مبارزه انتخاباتی اش خواسته امانوئل برای گسترش نیروی دریایی آمریکا به تعداد شصت وهفت هزار نفر وافزایش بیست وهفت هزار را یک به یک بیان کرد. نقل قول بطور آزاد از یونگه ولت آلمان

برگرفته از تارنمای خبرگاه