۱۳۸۷ دی ۹, دوشنبه


غزه در میان آتش و خون
حملات هوائی اسرائیل به نوار غزه طی 3 روز اخیر بیش از هزار کشته و زخمی فلسطینی به جای گذاشت

با آغاز سومین روز از حمله اسرائیل به غزه، شمار کشته‌شدگان فلسطینی از مرز 1000 نفر گذشت. حملات اسرائیل همچنین تا کنون بیش از 2000 زخمی بر جای گذاشته است. اسرائیل روز دوشنبه ساختمان وزارت کشور دولت حماس را مورد حمله قرار داد که به گفته منابع فلسطینی، نخستین هدف دولتی جنگنده‌های اسرائیل در روزهای گذشته بوده است.حملات هوایی اسرائیل به غزه همچنین در حالی وارد سومین روز شد که ساعتی پس از نیمه شب هواپیماهای اسرائیلی، دانشگاه اسلامی غزه را بمباران کردند.
آلن پاپیه
برگردان احمد مزارعی
مقدمه مترجم: مطلب زیر ترجمه ای از مقدمه کتاب « نسل کشی ملت فلسطین» است که توسط دکتر آلن پاپیه تاریخدان اسرائیلی به رشته تحریر درآمده است. وی شهروند اسرائیل، یهودی و آلمانی الاصل می باشد که استاد مرکز « مطالعات خاورمیانه» در دانشگاه حیفا و رئیس هیئت امنای « انستیتوی امیل توما، برای مطالعات مسائل اسرائیل و فلسطین» در همین دانشگاه بوده است. وی یکی از پیشروترین استادان دانشگاه به حساب می آمد و تالیف کتابی تحت عنوان « جدل میان اعراب و اسرائیل در سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۱» دلیل شخصیت برجسته این استاد است. اما تفکرات و شیوهء عملکرد این استاد مورد قبول مسئولان دانشگاه حیفا نبود. آلن پاپیه در سال ۲۰۰۷، دانشنامه یک تاریخ نویس اسرائیلی بنام «تیدی کاتس» را که در مورد قتل عام روستای طنطوره به پایان برده بود را مورد تائید قرار داد، اما روسای دانشگاه حیفا « تیدی کاتس » را مجبور به پس گرفتن دانشنامه خود و وادار به عذرخواهی نمودند. همچنین در این رابطه، دکتر آلن پاپیه را نیز از تدریس در دانشگاه خلع نمودند. اما حمایت دانشمندان و آکادمیسین های جهانی از پاپیه، بویژه حمایت استادان دانشگاههای انگلستان از پاپیه، و بدنبال آن تحریم دانشگاه حیفا از سوی این استادان، مسئولین دانشگاه حیفا را وادار نمود تا از تصمیم خود عدول نمایند. با این حال آلن پاپیه اسرائیل را ترک نمود و در انگلیس اقامت گزید. هم اکنون وی بغیر از تدریس در دانشگاههای انگلیس، به فعالیت های گسترده ای بهمراه نیروهای ترقیخواه فلسطینی و بین المللی برای کمک به مردم فلسطین مشغول است.نسل کشی ملت فلسطیندر تاریخ دهم مارس سال ۱۹۴۸، ۱۱ نفر از رهبران قدیمی صهیونیست که در میان آنها دو افسر جوان نیز دیده می شدند، آخرین جرح و تعدیل ها را در برنامه ای که به قصد «نسل کشی فلسطینی ها» تنظیم کرده بودند، بعمل آوردند. همان شب اینان فرمان خود را به واحدهای نظامی ارسال داشته تا برای انجام عملی این برنامه در مناطق وسیعی آماده شوند.به همراه این فرمان ها، همچنین شیوه انجام کار نیز به طور دقیق توضیح داده شده بود که از چه شیوه هایی استفاده نمایند تا مردم را مجبور به ترک خانه هایشان نمایند و با ایجاد وحشت گسترده در میان ساکنان، محاصره و بمباران روستاها و مراکز مسکونی مردم، سوزاندن خانه ها، سوزاندن املاک و کالاهایشان، تخریب موسسات و مراکز کار و در نهایت مین گذاری روستاهای خراب شده، اهالی را وادار به ترک روستا نموده تا حدیکه جرات بازگشت به روستاهای مخروبه را نداشته باشند. بهر یک از واحدهای نظامی لیستی از روستاها و مناطقی که باید تخریب می شدند، داده شده بود که بر اساس برنامه ای که از قبل تنظیم شده بود مطابقت داشت. این برنامه نسل کشی نام اختصاری « دات» بر خود داشت و چهارمین نسخه و در عین حال نسخه پایانی و توافق شده ای بود که با تفصیلات دقیق برنامه ای را که صهیونیست ها برای نابودی فلسطین و ساکنان اصلی آن داشتند، در بر می گرفت. «سمحا فلایان» که از تاریخ نویسان اولیه اسرائیل است در اهمیت نقشه های فوق توضیحات کاملی در کتاب خود آورده است. وی در قسمتی از کتابش چنین می نویسد :” حمله نظامی بر علیه اعراب و در عین حال حمله به نقاط روستایی تماما در نقشه ای که بوسیله « هاگانا» تنظیم شده بود شرح داده شده است. هدف این نقشه نابودی همه مراکز روستایی و شهری فلسطینی ها بود.”این برنامه برگرفته از ایدئولوژی صهیونیستی بود که بر مبنای آن سرزمین فلسطین را متعلق به یهودیان می دانست . زدوخوردهایی که در مراحل بعدی با فلسطینی ها انجام می دادند به هدف ایجاد سرزمینی یهودی بود که کاملا خالی از فلسطینی ها باشد. قبل از مارس ۱۹۴۸، زدو خوردهایی مابین یهودیان و فلسطینیان انجام می گرفت که حالت های فردی و انتقام جویانه داشت. اما پس از این تاریخ و با توافق بر سر نقشه « دات» از این پس جنگ بر علیه فلسطینی ها حالت نسل کشی و پاک کردن سرزمین یهود از وجود آنان در کل سرزمین فلسطین می شد. بعد از توافق کامل بر انجام برنامه « دات» و اجرای عملیات که به مدت شش ماه بطول انجامید، نیمی از مردم فلسطین یعنی ۸۰۰۰۰۰ نفر یا کشته شده بودند و یا به زور از سرزمین خود رانده شدند. ۵۳۱ روستا بطور کامل نابود و ۱۱ شهر از ساکنانش خالی شد. برنامه « دات» نشاندهنده آشکار نسل کشی و در دنیای امروز از نظر قانون بین المللی بعنوان «جنایت علیه بشریت» محسوب می گردد.پس از واقعه هولوکاست در اروپا، انعکاس جهانی آن جنایت های شنیع ضد انسانی را نمی شود پنهان کرد هم اکنون و با انقلاب در شیوه اطلاع رسانی در سطح جهانی نمی توان جنایات و فجایعی که در این و یا در آن گوشه جهان انجام گرفته را مخفی نمود. اما با وجود تمامی اینها، نسل کشی عظیمی که در حق مردم فلسطین انجام گرفته، بطور کلی از اذهان جهانیان محو شده است. در اینجا منظور من جنایت نسل کشی مردم فلسطین در سال ۱۹۴۸ می باشد که باید آنرا افشا نمود. این فاجعه عظیم و در عین حال تعیین کننده که دارای اهمیت عظیمی در تاریخ ملت فلسطین است، بطور سیستماتیک و دقیق مورد انکار قرار گرفته و اجازه داده نمی شود که کسی به این حقیقت تاریخی اعتراف نماید و بشرح آن بپردازد، در صورتیکه ما موظفیم به لحاظ اخلاقی و سیاسی با این حقیقت شجاعانه روبرو شویم.اسرائیلی ها قصه ای را ساخته اند مبنی بر اینکه ” مردم فلسطین بنا به میل خود روستاها و شهرهای خود را یا فروخته و یا ترک کرده اند تا سربازان عرب بیایند و با یهودیان به جنگ پرداخته و دولت اسرائیل را نابود کنند. “تاریخ نویسان فلسطینی و در پیشاپیش آنها آقای ولید خالدی در سالهای ۱۹۷۰ ، توانست با جمع آوری خاطرات و یاداشت های اصلی متعلق به هموطنان آواره اش بخشی از تاریخی را که صهیونیست ها در صدد محو کردنش بودند، زنده کند. اما دولت اسرائیل بسرعت دست بکار شد و کتابهایی در رد آقای خالدی در اسرائیل به چاپ رسید تا قادر باشند بر حقیقت نسل کشی مردم فلسطین سرپوش بگذارند. از جمله می توان از کتابی بنام ” تحریف ۱۹۴۸″ ، نوشته آزمو لسی و کتاب دیگری نوشته دان کورتسمان که در ۱۹۷۰ به چاپ رسید و در سال ۱۹۹۲ دوباره تجدید چاپ شد، نام برد . هدف این کتاب ها سرپوش گذاشتن بر جنایات واقع شده بر فلسطینیان بود . اما در اسرائیل کم نبودند کسانیکه به دفاع از حقیقت برخواستند از جمله اینان می توان از مایکل پالمبو یاد کرد که کتابی تحت عنوان ” نابودی فلسطینان ” Palestinian Catastrophe ، تالیف و در سال ۱۹۸۷ منتشر کرد. وی در کتاب خود صحت نوشته های ولید خالدی را بر اساس اسناد سازمان ملل مورد تائید قرار داد. بویژه در کتاب وی از مصاحبه هایی استفاده شده که در همان سالها با آواره گان فلسطینی تهیه شده است .اما می توان گفت امکان پیشروی بهتر در کشف حقیقت نسل کشی فلسطینی ها در سالهای ۱۹۸۰ بوجود آمد که عده ای در اسرائیل تحت نام ” تاریخ جدید” در نظر داشتند تاریخ نگاری خود را از دیدگاه صهیونیستی ارائه دهند و من نیز جزو آنان بودم . اما می گویم که تاریخ نگاران جدید ، ما کوشش داشتیم به مسئله نسل کشی کاری نداشته باشیم و تنها به مسئله نکبت مردم بپردازیم. این گروه تازه تاریخ نگار به این دروغ سخیف دولت اسرائیل پی نبرده بودند که فلسطینی ها به میل خود سرزمین خود را ترک نکرده اند، ما در حین کار این دروغ بزرگ را از درون آرشیوهای ارتش اسرائیل کشف کردیم. ما به این نتیجه رسیدیم که فلسطینی ها با زور از روستاها و شهرهای خود رانده شده و نیروهای مسلح در این امر دست به اعمال گسترده قتل و جنایت زده اند. در اینجا ما تنها نیاز به شرح وقایع به شیوه داستانسرایی نداریم آنچنان که تاریخ نویسانی همچون « بنی موریس» انجام می دهند. ما باید دورتر رفته و حوادث را ریشه یابی کنیم . ما تاکنون نیمی از راه را رفته ایم . ما ریشه های واقعی مبارزه میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها را باید بطور دقیق بررسی کنیم و این به لحاظ اخلاقی برای ما امر واجبی است. ما باید به این سوال پاسخ دهیم که چرا همچنان وقوع فاجعه نسل کشی فلسطینیان انکار می شود. در این زمینه کتاب ولید خالدی تحت عنوان « از یادمان نرود» ، کتابیست مستند از تک تک روستاهای تخریب شده که بطوردقیق به رشته تحریر درآمده است. این کتاب سند مستحکمی است از وقاایع سالهای ۱۹۴۸ که بعنوان ابزاری مهم برای توضیح حجم عظیم واقعه نکبت در زندگی مردم فلسطین و نسل کشی آنان می تواند مورد استفاده قرار گیرد.اما در کتاب حاضر کوشش فراوان و دقیقی بکار برده شده که ریشه های نسل کشی توضیح داده شود همچنین به منظومه کاملی از اطلاعات می توان دست یافت که چگونه اجازه داده شد تا جهانیان این نسل کشی را که در حق مردم فلسطین انجام گرفته فراموش کنند و مرتکبین این جنایات براحتی از دیده ها پنهان مانده اند.هنگامیکه جنبش صهیونیستی دولت خود را در فلسطین تشکیل داد، آنان وارد جنگی نشدند تا اجزایی را از سرزمین فلسطین اشغال کنند، بلکه هدف آنان پاک کردن سرزمین فلسطین از تمام ساکنان اولیه آن بود تا بتوانند دولتی یهودی آنچنانکه در ایدئولوژی صهیونیستی آمده بود بوجود آورند. اینست راز سر به مُهر نسل کشی مردم فلسطین. اما طرح این حقیقت از نظر بسیاری به مثابه اتهام در نظر گرفته می شود، زیرا با بسیاری از روایاتی که اسرائیلی ها از سالهای ۱۹۴۸ انتشار داده اند مغایر است.من شخصا ژنرال های اسرائیلی و همه کسانیکه به این اعمال شنیع دست زده اند را بعنوان جنایتکارانی که به نسل کشی دست زده اند متهم می کنم .من متهم کننده هستم. اما من در عین حال بخشی از جامعه اسرائیل و از تدوین کنندگان این کتاب هستم و احساس می کنم که بخشی از داستانم، و در مورد وقایعی که اتفاق افتاده احساس مسئولیت می کنم. من همچون بسیاری دیگر که در این جامعه هستیم قانع شده ایم که باید به بازگشت برای کشف حقیقت تن در دهیم و این تنها راه درست پیشرفت بسوی آینده است، در آن صورت است که ما می توانیم جامعه ای سعادتمند برای خود و فلسطینی ها بسازیم. طی کردن این راه بسیار ضروری است و هدف من از تالیف این کتاب همینست.تا آنجا که می دانم تاکنون کسی قبل از من تعریف درستی از دو نوع روایت از حوادث نسل کشی سال ۱۹۴۸ بدست نداده است. اسرائیلی ها مدعی اند مردم فلسطین بنا به میل خود سرزمین فلسطین را ترک کرده اند، از آنسو فلسطینی ها نیز تعریف خود از نکبت را به شیوه درستی بیان نمی دارند. آنان بیشتر به تعریف و توصیف دردها و رنج های خود پرداخته اند. آنان به این مسئله نمی پردازند که چه کسانی و با چه اهدافی به این اعمال دست زده اند. در حال حاضر اینچنین شده که فلسطینی ها شرح دردهای خود را در مقابل هولوکاست یهودیان مطرح می کنند. روشن نکردن و ریشه یابی نکردن نسل کشی فلسطینیان به آنجا منجر می شود تا جهانیان آنچه را که در سالهای ۱۹۴۸ در فلسطین اتفاق افتاده را انکار کنند و در نتیجه این مسئله مهم از انظار پنهان مانده است.در کشور من اسرائیل، رهبران چنین می گویند که ” بیگانگان نمی توانند بفهمند، زیرا این داستان بسیار پیچیده است و ضرورت شرح آن هم نیست و نباید به آنان اجازه داد تا برای حل این مشکل در امور ما دخالت کنند. اگر کسانی در جهان نظریه و تعریف ما از حوادث آن سالها را فهمیده اند، همین اندازه کافیست. ما خود را ملتی پیشرفته و متمدن می دانیم و می دانیم که چگونه با فلسطینی ها برخورد کرده و حقوق آنها را رعایت کنیم. فلسطینی ها در هر جهت بخش کوچکی از دنیای عرب غیرمتمدن و منفعل می باشند.”از زمانیکه آمریکائی ها این نظریه دولت اسرائیل را پذیرفته اند، که تحلیلی بسیار تحریف شده و نادرست است، ما در ذهنیت خود، به صلح دست یافته ایم که من در اینجا باید بگویم ما با این سیاست به جایی نخواهیم رسید زیرا اساس مسئله را ندیده می گیریم .داستان حوادث سالهای ۱۹۴۸ زیاد پیچیده نیستند. این کتاب تقدیم به کسانی می گردد که تازه به اسرائیل وارد می شوند و به کسانی که که به مسئله فلسطین و اسرائیل اهمیت می دهند و می کوشند تا بنوعی به حل مسئله نزدیک شوند. این داستان بسیار ساده و در عین حال وحشتناک است. داستان کشتار ساکنان اصلی این سرزمین و این جنایتی برعلیه بشریت است. اسرائیل کوشیده تا آنرا انکار و جهانیان را نیز وادار به انکار آن کند. زنده کردن این تاریخ که از اذهان بسیاری زدوده شده است وظیفه واجبی برای ماست. نه فقط برای تاریخ درستی که سالهای قبل باید نوشته می شد و یا بعنوان وظیفه تخصصی یک تاریخ نگار، بلکه من این را وظیفه ای اخلاقی برای خود می دانم.اگر ما خواستار آنیم که به صلح فرصتی بدهیم، و مشکل ریشه دار مابین فلسطینان و اسرائیلی ها را درک کنیم باید گامهای اولیه در این زمینه را برداریم.

۱۳۸۷ دی ۱, یکشنبه


گزارشگر سازمان ملل: تحریم غزه جنایت علیه بشریت است
ریچارد فالک، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در مناطق فلسطینی امروز با صدور بیانیه ای، سیاست اسرائیل نسبت به فلسطینیان را معادل "جنایت علیه بشریت" توصیف کرد.
پروفسور فالک یهودی است و در دانشگاه پرینستون آمریکا حقوق بین الملل تدریس می کند. او پیشتر نیز اقدامات اسرائیل در غزه را مشابه اقدامات جمعی بی رحمانه آلمان نازی دانسته بود.
نوار غزه از ماه ژوئن ۲۰۰۷ که جنبش حماس کنترل آن را در دست گرفت، تحت تحریم های اقتصادی و سوختی اسرائیل قرار دارد. از چهارم نوامبر سال جاری، یعنی از حدود پنج هفته پیش، ورود کاروانهای امدادرسانی سازمان ملل متحد نیز به نوار غزه بسیار محدود شده است.
پیشتر مقامات نهادهای امدادرسانی سازمان ملل متحد نسبت به وضعیت مردم در نوار عزه شدیدا ابراز نگرانی کرده بودند، اما لحن بیانیه پروفسور فالک تقریبا ً بی سابقه است.این بیانیه خاطرنشان می کند که از زمان سقوط دولت نژاد پرست آفریقای جنوبی تا کنون، هیچگاه اقدام یک دولت، این چنین مورد انتقاد یک مقام ارشد سازمان ملل متحد قرار نگرفته است.
آقای فالک در این بیانیه از دیوان داوری بین المللی خواسته تا مسئولیت کیفری مقامات سیاسی یا فرماندهان نظامی اسرائیل را که در حصر غذایی نوار غزه دست دارند، بررسی کند.
گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل همچنین از سازمان ملل درخواست کرده تا برای حفاظت از مردم فلسطین در مقابل آنچه که وی مجازات جمعی آنها توصیف کرده، به سرعت اقدام کند.
همزمان با صدور این بیانیه، اسرائیل از دیروز گذرگاه اِیرز را برای عبور کامیونهای امدادرسانی سازمان ملل متحد باز کرده است.
از پنج هفته پیش که از ورود کاروانهای امدادرسانی به غزه جلوگیری شده، اسرائیل هر چند روز یکبار، این گذرگاه را برای ساعاتی باز کرده اما به گفته مقامات آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد در بیت المقدس، محموله هایی که در عرض این ساعات طی یک هفته وارد نوار غزه شده اند، با سهمیه یک روز امدادرسانی عادی برابر است.
آقای فالک در بیانیه خود اسرائیل را متهم کرده که تنها هنگامی اجازه امدادرسانی داده که مردم غزه در آستانه قحطی آشکار بوده اند.
دولت اسرائیل پیش از صدور این بیانیه نیز میانه خوبی با آقای فالک نداشت، به نحوی که حتی اجازه ورود به اسرائیل به او داده نشده است.
در واکنش به این بیانیه، یک سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل در گفتگو با سرویس عربی بی بی سی گفت این موضع گیری، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را بی اعتبار می کند. به گفته این سخنگو، گزارشگر ویژه سازان ملل در این موضع گیری، شلیک موشک از سوی حماس در نوار غزه به مناطق مسکونی اسرائیل و حقوق اسرائیلی های آسیب دیده از این حملات را نادیده گرفته است.
ریچارد فالک امسال جانشین جان دوگارد در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شده و مسئولیت رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر در سرزمین های اشغالی توسط اسرائیل را به عهده دارد.
گزازشگر بی بی سی

۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه




لنگه کفش» خشم مردم عراق
احمد مزارعی

« منتظر زیدی» ژورنالیست مبارز عراقی، و مخالف تجاوز آمریکا به میهن خود، از ۶ ماه قبل برای پرتاب کفش به طرف بوش برنامه ریزی کرده بود. زیدی که ۲۹سال سن دارد از زمان راه اندازی شبکه تلویزیوی البغدادیه ،در پی تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی در این شبکه فعالیت می‌کرد. منتظر زیدی که یک کمونیست مستقل است قبل از این برای یک نشریه محلی بنام دیار فعالیت می کرده است. در جریان مصاحبه مطبوعاتی بوش و مالکی، منتظر زیدی که در میان خبرنگاران در سالن حضور داشت، بناگاه از جا برخاست و لنگه کفش خود را به سوی بوش پرتاب کرد و در همان حین فریاد زد:” ای سگ! این هدیه‌ای از سوی عراقی‌ها به توست؛ این بوسه خداحافظی است.» وی به‌سرعت کفش دیگرش را نیز به سوی بوش پرتاب کرد و گفت:” این هم از سوی بیوه‌ها، یتیمان و افرادی است که در عراق کشته می‌شوند.” پس از آن ماموران امنیتی در سالن او را محاصره و دستگیر نموده و بسرعت از سالن خارج نمودند.

شبکه تلویزیونی البغدادیه در بیانیه ای اعتراض خود را به دستگیری خبرنگار خود اعلام کرده است و از مقامات عراقی خواست تا هر چه سریعتر وی را آزاد کند. این شبکه اقدام منتظر الزیدی را در راستای دموکراسی و آزادی بیان دانست که مقامات آمریکایی در دوره جدید در عراق وعده آن را داده اند. یکی از کارکنان تلویزیون بغدادیه اظهار داشت که:” منتظر زیدی، انسانی است که بسیار به وطن خود عشق می ورزد و از اینکه تجاوزکاران آمریکایی این فجایع را در عراق بوجود آورده اند، در رنج و عذاب بسر برده و همواره می کوشید تا به طرق مختلف خشم خود را نسبت به آنان بروز دهد. وی از ماهها پیش برای این حمله خود برنامه ریزی کرده بود.”
مردم شهرک صدر در اعتراض به بازداشت خبرنگار شبکه تلویزیونی البغدادیه با برپایی تظاهرات اعتراض‌آمیز به سوی میدان “فردوس” در بغداد حرکت کردند و خواستار آزادی منتظر الزیدی از زندان شدند.

«هیئت دفاع از زنان عراقی» با سرودن شعر زیر از این فرزند ملت عراق تجلیل بعمل آوردند:” امروز ملت عراق یکصدا فریاد کشیدند…الله اکبر الله اکبراین فرزند پاک میهن ماست. زنان عراق به این فرزند خود که از شرف عراق دفاع کرده، افتخار می کنند. این جوانمرد در میان لانه زنبوران در میان صدها مامور “سیا” و ” موساد” و مزدوران محلیشان شجاعانه بپا خواست و معجزه آفرید، او پیام ملت عراق را به گوش جهانیان رسانید:” قرارداد امنیتی از طرف ملت عراق محکوم به نابودیست.”
رهبر جبهه ملی عراق ، عبدالامیر رکابی، در مقاله ای پرشور با عنوان « او انجام داد» نوشت: ” نبوغ منتظر زیدی، شرف کمونیست های عراق را به نمایش گذاشت. ننگ و نفرت بر مزدورانی که به نوکری آمریکا در آمده اند….. دولت عراق می کوشد منتظر زیدی را فردی روانی نشان دهد و یکی از همکاران مجید موسی بنام مفید جزایری عمل قهرمانانه منتظر زیدی را سرشکستگی برای روشنفکران دانسته است. “
عمل متهورانه منتظر زیدی انعکاس فراوانی در سراسر جهان عرب داشته است
دولت لیبی اعلام کرد که عالیترین مدال خود را بنام « شجاعت» به این خبرنگار عراقی اهدا می کند.
در لبنان، حزب الله لبنان با قدردانی از اقدام خبرنگار عراقی در پرتاب کفش به سوی بوش، این اقدام را بیانگر موضع حقیقی ملت عراق در رد اشغالگری آمریکا دانست.حزب الله در بیانیه ای تاکید کرد: اقدام زیدی حرکتی نمادین است و پایان دوره بوش به عنوان الگوی ظلم، تجاوز و اشغالگری را نشان داد.حزب الله لبنان خبرنگار عراقی را یک قهرمان توصیف کرد و از رسانه های ارتباط جمعی لبنان و کشورهای منطقه خواست با اعلام همبستگی با او در تلاش برای آزادی سریع این خبرنگار سهیم شوند.حسین فضل الله رهبر شیعیان لبنان نیز اظهار داشت:” استعمارگران و رهبران خیانتکار جهان عرب باید منتظر پرتاب کفش های مشابه ای از طرف ملتهایشان بر سر و صورت خود باشند.”
گروه حماس در فلسطین نیز اظهار داشتند که : بوش هرقدر بخواهد این اقدام را کم اهمیت جلوه دهد قادر به محو آن نخواهد بود.
در اردن نیز روزنامه نگاران بهمراهی حزب کمونیست این کشور دست به تظاهرات زده و از وی تجلیل بعمل آورده اند. آنان طی اطلاعیه ای خواستار آزادی منتظر زیدی شده و در پایان با سر دادن شعارهای زیر تظاهرات خود را پایان داددند: ” نابود سیاست استعمارگرانه امپریالیسم آمریکا” …..” سرنگون باد حکومت طایفه ای قبیله ای و دست نشانده عراق”…. ” درود و افتخار بر رفیق منتظر زیدی” …یکی از جالبترین عکس العمل ها در عربستان صورت گرفت که طی آن یکی از شهروندان کشور عربستان اعلام کرد به افتخار عمل قهرمانی این روزنامه نگار عراقی که کفش های خود را به سوی رئیس جمهور آمریکا پرتاب کرده است، ۱۰ میلیون دلار برای آن کفش پرداخت کرده است. آقای حسن محمد مخافه اعلام کرد که او به اندازه کافی زمین و املاک دارد و می تواند بعنوان مدال آزادی این کفش را خریداری نماید. وی سپس ادامه داد با سران و شیوخ منطقه خود صحبت کرده و آنها نیز برای سهیم شدن در این افتخار بزرگ بخشی از این پول را می پردازند. آقای مخافه که ۶۰ سال عمر دارد گفت:” کفش آقای زیدی بسیار ارزشمندتر از زمین و املاک من می باشد و اولاد من بعد از من آنرا به ارث خواهند برد، این کفش در آینده زیارتگاه آزادیخواهان خواهد گشت. “
حادثه فوق موجب شادی بزرگی در کشورهای عربی گردیده است. مردم به این شکل کینه و خشم خود را به آمریکا و مزدورانشان نشان می دهند. در عراق این عمل ضمن آنکه تظاهرات بسیاری را در پشتیبانی از زیدی بهمراه داشته، برای مردم این کشور روز بزرگ و گرامی بوده ، آنچنانکه مردم این روز را همچون یک روز مذهبی بیکدیگر تبریک گفتند.

۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه


پرتاب کفش به بوش در سفر خداحافظی به عراق


در جریان نشست مطبوعاتی جورج بوش با نوری مالکی در بغداد، یک خبرنگار عراقی کفش های خود را به سمت رئیس جمهوری آمریکا پرتاب کرد.
این همان کاری بود که عراقی ها پس از سقوط صدام با مجسمه رهبر سرنگون شده کردند.
این عراقی همچنین جورج بوش را در حین پرتاب کفش های خود "سگ" نامید. اما کفش های او به رهبران آمریکا و عراق اصابت نکرد.
نیروهای امنیتی بلافاصله این مرد عراقی را با بازداشت کردند.
جورج بوش، رئیس جمهوری آمریکا، که روز یکشنبه (14 دسامبر) به بغداد سفر کرد، گفت که جنگ عراق هنوز پایان نیافته و هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن در عراق وجود دارد.
آقای بوش در بغداد با جلال طالبانی، رئیس جمهوری و نوری مالکی نخست وزیر عراق دیدار کرده است.
این سفر آقای بوش در پایان دوران ریاست جمهوری او صورت می گیرد. او در ماه ژانوی آتی زمام ریاست جمهوری آمریکا را به باراک اوباما تحویل خواهد داد.
در این سفر جورج بوش و نوری مالکی توافق نامه امنیتی میان دو کشور را امضا کردند.
دیدار با طالبانی
جورج بوش پس از ورود به بغداد با جلال طالبانی مذاکره کرد.
به گفته خبرنگاران در مذاکرات بوش در عراق، نحوه خروج نیروهای آمریکایی از این کشور طبق موافقتنامه امنیتی دو کشور، مطرح شده است.
جورج بوش گفت عملیات در عراق کاری مشکل ولی برای امنیت آمریکا و جهان ضروری بوده است.
طبق جدول زمانی مورد توافق، کلیه سربازان آمریکایی تا سه سال دیگر از عراق خارج خواهند شد.
این چهارمین سفر جورج بوش به عراق و احتمالا آخرین سفر او در سمت رئیس جمهوری آمریکاست.
خبرنگاران می گویند از تصمیم بحث انگیز آقای بوش برای حمله به عراق در سال 2003 و هرج و مرج ناشی از آن، به عنوان مهمترین خصیصه دوران ریاست جمهوری وی یاد خواهد شد.
BBC

۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه


'نیروهای آمریکایی پس از مهلت تعیین شده در شهرهای عراق می مانند'

ژنرال اودیرنو گفت سربازان آمریکایی سربازان عراقی را آموزش خواهند داد
ژنرال ری اودیرنو، فرمانده نظامی آمریکا در عراق، می گوید شماری از نیروهای آمریکایی پس از پایان مهلت مقرر نیز از شهرهای عراق خارج نخواهند شد.
طبق توافق امنیتی آمریکا و عراق، نیروهای جنگی آمریکا پس از ماه ژوئن آینده از شهرهای عراق خارج می شوند.
ژنرال اودیرنو گفت این سربازان در مواضع مشترک امنیتی، به سربازان عراقی آموزش خواهند داد ولی در عملیات جنگی شرکت نخواهند داشت.
وی تعداد دقیق این سربازان را اعلام نکرد.
پیشتر، نوری المالکی نخست وزیر عراق ناچار شده بود اظهارات علی الدباغ، سخنگوی دولت عراق مبنی بر این که نیروهای آمریکایی ممکن است برای ده سال دیگر در عراق باقی بمانند را تکذیب کرده و آن را صرفا نظر شخصی این سخنگو بداند.
به موجب توافق امنیتی عراق و آمریکا، تمام سربازان آمریکایی تا پایان سال 2010 از عراق خارج می شوند.
روز گذشته علی الدباغ، سخنگوی دولت عراق در واشنگتن گفته بود که ممکن است نیروهای عراقی تا سال 2010 آمادگی به دست گرفتن امنیت عراق را نداشته باشند و لازم شود که نیروهای آمریکایی مدت حضور خود در عراق را تمدید کنند.
مخالفان پیمان جدید امنیتی، از جمله مقتدی صدر روحانی شیعه مذهب عراقی که با حضور نیروهای آمریکایی در عراق مخالف است، معتقدند که آمریکایی ها در تاریخ تعیین شده عراق را ترک نخواهند کرد و بر این موضوع پافشاری می کنند که نیروهای آمریکایی باید هم اکنون از عراق خارج شوند.
BBC

۱۳۸۷ آذر ۲۲, جمعه

رهبری حزب کمونیست عراق و بازار بورس نیویورک و لندن۱
سعاد خیری *
همسر یکی از رهبران قدیمی و اولیه حزب کمونیست عراق
برگردان احمد مزارعی

وای بر خودفروشانی که حزب شهیدان، «حزب کمونیست عراق» را تبدیل به کالای ارزانی در بازار بورس نیویورک و لندن نموده اند.تاریخ عراق و ملت عراق حکم خود را برای خیانت پیشگان به وطن و ملت صرفنظر از وابستگی های سیاسی اجتماعی و طبقاتی آنان صادر کرده است، زیرا آنان پشت به این سرزمین نمودند. در گذشته نیز ملت قهرمان عراق این حکم را در مورد « نوری سعید» که طی قراردادی ضد ملی مشابه قرارداد فعلی، منابع طبیعی و ثروت عراق را در اختیار استعمار انگلیس نهاده بود، به اجرا درآورد.رهبران کنونی فاسد و فرصت طلب “حزب کمونیست عراق” که به ناحق رهبری این حزب را غصب نموده اند، نه فقط از نوع همان «نوری سعید»ها هستند، بلکه خیانت آنان دو چندان بیشتر از اوست، خیانت به طبقه کارگر ، خیانت به اصول میهن دوستی و اصول حزب و زیرپا گذاشتن همه معیارهای انسانی. رهبران کنونی حزب کمونیست عراق، همپای بقیه رهبران سیاسی دیگرعراق، با امضای قرارداد ننگین و استعماری با آمریکا ، موجب تسلط امپریالیسم آمریکا بر ملت عراق ، غارت ثروتهای ملی و تبدیل سرزمین ما به پایگاههایی برای تجاوز به همسایگان ما و در نتیجه تقویت و نفوذ آمریکا در منطقه شده اند. گرچه ماتریالیسم تاریخی وسیر تکاملی جامعه، حکم بر پیشروی نیروهای مردمی و میهندوست به سوی برقراری نظامی عادلانه و دمکراتیک می دهد و این روند توقف ناپذیر می باشد، از سوی دیگر نیروهای ارتجاعی سلطه گر و همپیمانانشان نیز از پای ننشسته و می کوشند سلطه ارتجاعی خود بر بشریت مترقی را تحمیل نمایند.در این میان، در حالیکه بسیاری از احزاب مردمی در جهان با روند استیلای ارتجاع و امپریالیسم جهانی به مبارزه مشغول بوده و هستند، اما در عین حال برخی احزاب سیاسی که در گذشته جان بر کف با ارتجاع و امپریالیسم جنگیده اند، اینک توسط رهبری مزدورشان به دامان آنها غلتیده و از مردم خود بریده اند. رهبریت حزب کمونیست عراق اینک در زمره چنین نیروهایی قرار دارند.۲ شرکت این رهبران در پروسه امپریالیستی برای به استعمار کشیدن ملت ما، ضربه سختی به تاریخ مبارزاتی زحمت کشان کشور ما عراق وارد آورده است.«حزب کمونیست عراق» اولین شهید خود را در دسامبر سال ۱۹۴۸، در جهت مبارزه با قرارداد استعماری ” پورتسموث” تقدیم ملت عراق کرد و با مبارزات مداوم خود بهمراه سایر نیروهای میهندوست توانست این قرارداد استعماری را که انگلستان اصرار زیادی بر تحمیل آن داشت ، به شکست برساند.رهبر کنونی” حزب کمونیست عراق” با اعمال ضد میهنی و ضد مردمی خود در همکاری با اشغالگران آمریکایی- انگلیسی، در حقیقت راه مبازرات گذشته شهدای حزب و در راس آنان رفقا «فهد»، «حازم» و «صارم» را مورد توهین قرار داده است، زیرا آنان با استقامت قهرمانانه خود توانستند توطئه شوم استعماری انگلستان را با شکست مواجه کنند. آنان برای سرفرازی ملت عراق و برقراری آزادی و عدالت اجتماعی شجاعانه بر بالای چوبه های دار رفتند و این پیام را برای زحمتکشان فرستادند که کمونیست ها از مرگ قویتر و از چوبه دار سرفرازترند. حزب کمونیست عراق به راه شرفتمندانه خود برای سرفرازی زحمتکشان ادامه داد و در این راه هزاران شهید تقدیم راه آزادی نمود. بدون شک در آینده ای نزدیک، ملت عراق در همپایی با دیگر نیروهای ضد امپریالیست و مردمی عراق موفق خواهند شد این توطئه شوم را هم با شکست روبرو سازند.
پانویس:۱- «شوکت خزنه دار»، عضو سابق کمیته مرکزی حزب کمونیست عراق، با نقل قول از مصاحبه «محمود عثمان»، سیاستمدار کرد عراقی با تلویزیون ANN در پاریس، در مورد «حمید مجید موسی»، رهبر کنونی”حزب کمونیست عراق” ، چنین می نویسد: محمود عثمان:
…. من آن زمان در یکی از دفاتر پنتاگون در واشنگتن حضور داشته و قراردادهای مربوطه به سرنگونی رژیم صدام را امضا می نمودم. هنگامیکه از اتاق بیرون آمدم «حمید مجید موسی»، رئیس حزب کمونیست عراق را دیدم که بر روی یک صندلی بیرون اتاق به انتظار نشسته بود. وی با دیدن من دست و پای خود را گم کرد ، کیف و کاغذ از دستش به زمین افتاد . من با خنده به او گفتم :” برادر حمید ناراحت نباش، همه ما در یک قایق نشسته ایم “ شوکت خزنه دار در بخشی دیگری از نوشته خود به این اشاره دارد که رهبری حزب کمونیست عراق به تحریم اقتصادی بر علیه کشور خود رای مثبت داد. این مصوبه به دستور آمریکا در سازمان ملل به تصویب رسید و طی آن قرار شد که در مقابل فروش نفت، فقط غذا به عراق صادر شود و همه ما می دانیم که این قرار داد موجب کشته شدن ۷۵۰۰۰۰ کودک عراقی گردید . در حقیقت این یکی از توطئه های بزرگ آمریکا و انگلیس برای به زانو درآوردن کشور عراق و زمینه اشغال بعدی این کشور بود. شوکت خزنه دار می افزاید که «مجید موسی» حمله ارتش عراق به فلوجه را نیز تائید نمود با این توجیه که برای حفظ سلامت بدن می توان عضوی را با جراحی از بدن قطع کرد. «مجید موسی» با این توجیه تبهکارانه کشتار ۴۰۰۰ نفر از مردم بی دفاع فلوجه را تائید نمود. ۲- احزاب کمونیست کشورهای مصر، لبنان، اردن و فلسطین طی اطلاعیه مشترکی مخالفت خود را با شرکت حزب کمونیست عراق در مجلس حکومتی زیر نظر پل برمر اعلام داشته و آنرا عملی مغایر با اهداف سوسیالیسم و آزادی زحمتکشان دانستند.* سعاد خیری، همسر زکی خیری، یکی از بنیانگزاران و رهبران اولیه حزب کمونیست عراق و از مبارزان خستگی ناپذیر زحمتکشان عراق بوده است. سعاد خیری هم اکنون بطور خستگی ناپذیر راه همسر خود را ادامه داده و از فعالین جنبش زنان عراق است.