۱۳۸۷ دی ۲۱, شنبه

در حمایت از خلق فلسطین ،دولت صهیونیستی اسرائیل را تحریم کنید!


رژیم نژادپرست اسرائیل را تحریم کنید!

تحریم دولت اسرائیل را تبلیغ کنیم. این حداقل وظیفه انسانی است که هر انسان بیداروجدان موظف به اجرای آن است. تحریم اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک، فرهنگی وورزشی اسرائیل بعنوان یک رژیم صهیونیستی، اشغالگر و جنایتکار خواست به حق همه انسانهای مترقی وبشردوست جهان دردفاع از ملت تحت ستم ورزمنده فلسطین است.برخی ازکالاهاو شبکه های غذایی و نوشیدنی و پوشاک اسرائیلی را که درزیر ملاحظه میکنیدبه دوستان و آشنایان خود معرفی کنیم و درجهت تحریم این کالاها متحدابکوشیم.
تی شرت فوق را بعنوان سمبل تحریم تبلیغاتی علیه اسرائیل می توانید از طریق ایمیل زیرتهیه کنید:بهاء 10 اورو
boykotisrael@gmail.com

کالاهای زیر را تحریم کنید!
Mc Donalds … شبکه رستوران

Starbucks … شبکه قهوه خانه

Estée Lauder … لوازم آرایش

L’Oreal … لوازم بهداشتی

Marks & Spencer … پوشاک

Delta - Galil … پوشاک

Calvin Klein … پوشاک

Coca-Cola … نوشیدنی

Vittel … آب آشامیدنی

Nesquick … نوشیدنی

Carmel - Agrexco… میوه و محصولات کشاورزی

Tesco … محصولات غذائی

Nestle … محصولات غذائی

Maggi … محصولات غذائی

OSEM… محصولات غذائی

VITA … محصولات غذائی

Sun Frost … سبزیجات

Beit Hashita … زیتون و روغنهای خوراکی
Agrexco … گل و گیاهان تزئینی

۱۳۸۷ دی ۲۰, جمعه



























غزه در میان آتش و خون

"در اين نبرد نابرابر بين زورمداران امپرياليست و صهيونيست و بين مردمی که چيزی جز اراده شان برای يک زيستنِ انسانی و عادی مايملکی ندارند، در اين نبرد که نه قدرتِ زورمدار مطلق است و نه ضعفِ ستمديده، برد با کسی ست که بيشتر ايستادگی کند. بر هر انسانی که به آزادي، برابري، عدالت و حيثيت انسانی باور دارد، بر هر گروه اجتماعی و سياسی که از زيستن در عصر کنونی که در آن فاجعه ای عظيم چون محاصره و بمباران غزه رخ می دهد احساس شرم می کند و حاضر نيست در توطئه سکوت شرکت کند، بر ما ايرانی ها که طعم ستمکاری رژيم سلطنت و رژيم جمهوری اسلامی را چشيده ايم و به ضرورت مبارزه با آن وفاداريم، بر ما که خويش را با فلسطينی ها، در کليت خويش و در مبارزه شان با اشغال، همواره در يک سنگر دانسته و می دانيم حمايت بيدريغ از آنان و احترام به حق تعيين سرنوشت و آرمان های انسانی شان وظيفه است، افتخاراست. "
-----------------------------------------------------------------------
گزارشگر سازمان ملل:
تحریم غزه جنایت علیه بشریت است.
ریچارد فالک، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در مناطق فلسطینی امروز با صدور بیانیه ای، سیاست اسرائیل نسبت به فلسطینیان را معادل "جنایت علیه بشریت" توصیف کرد.پروفسور فالک یهودی است و در دانشگاه پرینستون آمریکا حقوق بین الملل تدریس می کند. او پیشتر نیز اقدامات اسرائیل در غزه را مشابه اقدامات جمعی بی رحمانه آلمان نازی دانسته بود.نوار غزه از ماه ژوئن ۲۰۰۷ که جنبش حماس کنترل آن را در دست گرفت، تحت تحریم های اقتصادی و سوختی اسرائیل قرار دارد. از چهارم نوامبر سال جاری، یعنی از حدود پنج هفته پیش، ورود کاروانهای امدادرسانی سازمان ملل متحد نیز به نوار غزه بسیار محدود شده است.پیشتر مقامات نهادهای امدادرسانی سازمان ملل متحد نسبت به وضعیت مردم در نوار عزه شدیدا ابراز نگرانی کرده بودند، اما لحن بیانیه پروفسور فالک تقریبا ً بی سابقه است.این بیانیه خاطرنشان می کند که از زمان سقوط دولت نژاد پرست آفریقای جنوبی تا کنون، هیچگاه اقدام یک دولت، این چنین مورد انتقاد یک مقام ارشد سازمان ملل متحد قرار نگرفته است.آقای فالک در این بیانیه از دیوان داوری بین المللی خواسته تا مسئولیت کیفری مقامات سیاسی یا فرماندهان نظامی اسرائیل را که در حصر غذایی نوار غزه دست دارند، بررسی کند.گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل همچنین از سازمان ملل درخواست کرده تا برای حفاظت از مردم فلسطین در مقابل آنچه که وی مجازات جمعی آنها توصیف کرده، به سرعت اقدام کند.همزمان با صدور این بیانیه، اسرائیل از دیروز گذرگاه اِیرز را برای عبور کامیونهای امدادرسانی سازمان ملل متحد باز کرده است.از پنج هفته پیش که از ورود کاروانهای امدادرسانی به غزه جلوگیری شده، اسرائیل هر چند روز یکبار، این گذرگاه را برای ساعاتی باز کرده اما به گفته مقامات آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد در بیت المقدس، محموله هایی که در عرض این ساعات طی یک هفته وارد نوار غزه شده اند، با سهمیه یک روز امدادرسانی عادی برابر است.آقای فالک در بیانیه خود اسرائیل را متهم کرده که تنها هنگامی اجازه امدادرسانی داده که مردم غزه در آستانه قحطی آشکار بوده اند.دولت اسرائیل پیش از صدور این بیانیه نیز میانه خوبی با آقای فالک نداشت، به نحوی که حتی اجازه ورود به اسرائیل به او داده نشده است.در واکنش به این بیانیه، یک سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل در گفتگو با سرویس عربی بی بی سی گفت این موضع گیری، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را بی اعتبار می کند. به گفته این سخنگو، گزارشگر ویژه سازان ملل در این موضع گیری، شلیک موشک از سوی حماس در نوار غزه به مناطق مسکونی اسرائیل و حقوق اسرائیلی های آسیب دیده از این حملات را نادیده گرفته است.ریچارد فالک امسال جانشین جان دوگارد در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شده و مسئولیت رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر در سرزمین های اشغالی توسط اسرائیل را به عهده دارد.

۱۳۸۷ دی ۱۹, پنجشنبه

تظاهرات در برلین علیه کشتار مرد م فلسطین و همچنین اعتراض به رسانه های آ لمان در خبررسانی

تظاهرات مشابهی درشهرفرانکفورت با بیش از10 هزارنفز انجام گرفت. تظاهر کنندگان یکصدا با فریاد "قتل عام مردم غزه را متوقف کنید" ، مرگ بر تروریسم دولتی اسرائیل، زنده باد خلق فلسطین!، نفرت و انزجارخود را از اعمال بربرمنشانه دولت صهیونیستی اسرائیل ابراز داشتند.


ونزوئلا دیپلمات های اسرائیلی را از کشور اخراج کرد

«ریا نووستی»
مقامات ونزوئلا سفیر و تمامی کارکنان سفارت اسرائیل را به نشان اعتراض نسبت به حمله نظامی اسرائیل به نوار غزه از کشور اخراج کردند. این مطلب را روز چهارشنبه رویترز به نقل از اعلامیه وزارت امور خارجه ونزوئلا اطلاع داد.فعلاً جزئیات و توضیحات رسمی طرفین در این رابطه در دست نمی باشد.بنا بر آخرین اطلاعات، در نتیجه عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه حدود 660 فلسطینی کشته و بیش از 3 هزار نفر زخمی شدند که در این میان 215 کودک و 89 زن دیده می شد.اسرائیل اعلام کرده است که علیرغم انتقادات جامعه جهانی، درصدد توقف عملیات نظامی نیست. تل آویو هدف خود از عملیات را جلوگیری از موشکباران های آتی از غزه به اسرائیل اعلام کرده است.

۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه




جنايت جنگی اسرائيل در غزه:


مسأله نه تنها انکار حقوق مردم فلسطين، بلکه انکار موجوديت آنهاست فلسطين زيادی ست! و مردم آن بايد نابود شوند!


اين است خلاصه سياستی که صهيونيسم طی يک قرن و به ويژه از 60 سال پيش با همدستی قدرتهای استعماری و امپرياليستی اجرا کرده است. دروغ نخستين و بنيانگذار اين ايدئولوژی نژادپرستانه اين بود که ,فلسطين سرزمينی ست بدون مردم و بايد به مردمی داده شود بدون سرزمين,. اما فلسطين مردمی داشت و مردمی دارد که از خود و سرزمين و موجوديت شان قهرمانانه و با جسارتی افسانه ای و ستايش برانگيز دفاع کرده و می کنند. از 1948 که اسرائيل چون خنجری در قلب منطقه خاورميانه فرو رفت تا تاوان جنايات نازی ها عليه يهوديان را اعراب و مشخصاً مردم فلسطين پرداخت کنند سياست انکار حقوق قانونی فلسطينی ها و حتی انکار حق حيات آنان ادامه دارد: اهالی را آواره می کنند، خانه ها و زمين شان را تصرف کرده مستعمرات (کولونی ها) برپا می سازند که نبايد به سمت آن سنگ پراند يا خمپاره ای دست ساخت پرتاب کرد. توسعه طلبی وحشيانه و سيری ناپذير اسرائيل ادامه دارد. هرچندگاه که تضاد بين تجاوزگران و مقاومت عادلانۀ فلسطينی ها اوج می گيرد و خونريزی بی حساب و معاف از مجازات اسرائيل ابعادی توجيه ناپذير می يابد وجدان های به خواب رفته و بی حس شده واکنش نشان می دهند که اورژانس! اورژانس! خويشتن داری کنيد! جنگ قطع شود! کمک های انسانی! مذاکره! صلح! و حرف هايی که در اين نبرد نابرابر جز ياوه و رفع تکليف نام ديگری ندارد. قطعنامه های ملل متحد در عمل جز به قانونی کردن تجاوزات اسرائيل نپرداخته است. با جنگ 1948 بی هيچ تناسبی بين جمعيت يهودی و عرب بيش از 54 درصد از فلسطين تاريخی را به اسرائيل دادند. اما اسرائيل به پيشروی ها و غصب اراضی و آواره کردن مردم ادامه داد و با جنگ 1967، ملل متحد با قطعنامه های 242 و 338 (که بعدها به مرجعی برای حقوق فلسطينی ها شناخته شد!) با گشاده دستی 78 درصد از فلسطين را برای اسرائيل به رسميت شناخت. سپس با جنگ و ترور و انواع فشارها و نيرنگ ها آنقدر بر فلسطينی ها فشار آوردند که ياسر عرفات رهبر سازمان آزاديبخش فلسطين در 1993 پای ميز مذاکره رفت تا در همين 22 درصد باقی مانده موجوديت مستقل فلسطينی ها را با برپايی دولتی در غزه و ساحل غربی و قدس شرقی تثبيت کند و نگذارد که فلسطين برای هميشه از نقشه حذف گردد. اسرائيل و همدستان بين المللی اش از تعهدات خود دائماً طفره رفتند و سرانجام عرفات را مانع صلح شمردند و او را محاصره کرده به طريقی مرموز به قتل رساندند. بهانه ها هر روز پيدا می شد و می شود: مبارزه با عمليات انتحاری و تروريسم، مبارزه با بنيادگرايی اسلامي، مبارزه با کسانی که موجوديت اسرائيل را قبول ندارند... همۀ اين بهانه ها يک طرفه مطرح می شود و رسانه های گروهی جهان آن را به مردم دنيا حقنه کرده و می کنند تا حق به زورمند داده شود و حق ستمديدگانی که صداشان و فريادشان را کسی گوش نمی کند تا بشنود ناديده گرفته شود. 15 سال از به اصطلاح فرآيند صلح می گذرد اما صلح يک سانتيمتر هم جلو نرفته است، مصادره سرزمين ها و مستعمره سازی ادامه دارد. اسرائيل در مناطقی که به اصطلاح به ,حاکميت, فلسطينی ها واگذار کرده بود همه جا حضور دارد. برای مثال، فقط در ساحل غربی 700 راه بندان نظامی (يا چک پوينت) هست. رئيس تشکيلات خودمختار فلسطين هم بدون اجازه اسرائيل نمی تواند حرکتی داشته باشد. مسأله بازگشت آوارگان و مسأله قدس حکم تابو دارد و قابل مذاکره نيست. 11 هزار نفر هنوز و غالباً بدون محاکمه در زندان های اسرائيل بسر می برند. از يکسال و نيم پيش که در پی اختلاف با الفتح (که زمينه اش اساساً همين اشغال و تجاوزهای اسرائيل است)، حماس قدرت را در نوار غزه به دست گرفته بهانه تازه ای برای اسرائيل پيدا شده تا غزه را با يک ميليون و ششصدهزار نفر جمعيت آن به محاصره زميني، دريايی و هوايی درآورد و راه آذوقه و برق و دارو و رفت و آمد را بر اهالی آن ببندد. تصور کنيد که عرصه را بر مردمی چنان تنگ کنند که مانند موش صحرايی در زمين نقب بزنند تا از آن طرف ديوار مرز يعنی خاک مصر سر درآورند. کمتر کسی کار و شغلی دارد. پول در دست مردم نيست، مواد غذائی نيست. چه کسی جز مردگان در چنين جهنمی نمی شورد؟ امروز تلاش خيرخواهانه در برخی کشورها برای رساندن آذوقه و پتو و.. برای محاصره شدگان غزه جريان دارد. البته اين را نبايد دست کم گرفت زيرا اين خود نوعی حمايت از مردم است، اما آنچه در درجه اول، مردم غزه و کل مردم فلسطين در داخل و خارج به آن نياز دارند نه ,کمک های انسانی و صدقات که وجدانها را تسکين می دهد,، بلکه حق موجوديت سياسی و به رسميت شناختن حقوق ملی و انسانی آنها ست و اين درست چيزی که اسرائيل منکر آن است و کشورهای به اصطلاح دموکراتيک جهان هم اسرائيل را در اين انکار، در اين نابود سازی تشويق می کنند. برای مثال، اخيراً اتحاديه اروپا سطح روابط خود را با اسرائيل به اتفاق آراء در حد يک کشور اروپايی ارتقاء داده است. بهانۀ بنيادگرايی اسلامي، مداخلۀ ايران، و هزار بهانه ديگر نبايد کسی را بفريبد و حقيقت را که چيزی جز نژادپرستی صهيونيستی و جز انکار موجوديت فلسطينی ها نيست از ديده ها پنهان دارد. می گويند حمله می کنيم زيرا حماس آتش بس را تمديد نکرده است. بگذريم که چه آتشی در برابر چه آتشی! اما مگر در 6 ماه گذشته که آتش بس بود محاصره و گرسنگی دادن به مردم کم شد؟! مگر محاصره و بسته بودن دو مرز (يکی با اسرائيل و ديگری با مصر) برطرف شد؟! از طرف ديگر، چرخ ,دموکراسی, اسرائيل بر اساس رقابت احزاب اين کشور در کشتن هرچه بيشتر مردم فلسطين و مخالفت با موجوديت اين مردم می چرخد. فراموش نکنيم که انتخابات نزديک است. سرزمين فلسطين را که در 1947 بر نقشه خودنمايی می کرد، امروز با غباری بر نقشه نشان می دهند، اما آنچه نمرده، آنچه نتوانسته اند و قاعدتاً نمی توانند از بين ببرند مبارزه و مقاومت مردم است. موجوديت مقاوم مردم حق طلب فلسطين چون خاری ست که در گلوی اسرائيل و همپيمانان ريز و درشتش گير کرده است. فلسطينی ها طبق حق مشروعشان در استفاده از کليه وسايل ممکن برای مقابله با اشغال راه های گوناگون پيموده اند و دهها سال است که در جوی (منطقه ای و جهانی) که سراپا يأس و تسليم و فرار از مبارزه است، پرچم مقاومت را حتی می توان گفت به نمايندگی از ديگر مردمان تحت ستم برافراشته اند. به برکت مبارزه عادلانه آنها امروز گستره منتقدان سياست اسرائيل و پشتيبانان مردم فلسطين در خود اسرائيل و نيز در اروپا و آمريکا رو به گسترش است و انسانهايی دلير وجود دارند که برخلاف ميل صهيونيست های حاکم، چه با انديشه و قلم و چه در عمل، در داخل و خارج اسرائيل به مبارزه ای شرافتمندانه می پردازند. در اين نبرد نابرابر بين زورمداران امپرياليست و صهيونيست و بين مردمی که چيزی جز اراده شان برای يک زيستنِ انسانی و عادی مايملکی ندارند، در اين نبرد که نه قدرتِ زورمدار مطلق است و نه ضعفِ ستمديده، برد با کسی ست که بيشتر ايستادگی کند. بر هر انسانی که به آزادي، برابري، عدالت و حيثيت انسانی باور دارد، بر هر گروه اجتماعی و سياسی که از زيستن در عصر کنونی که در آن فاجعه ای عظيم چون محاصره و بمباران غزه رخ می دهد احساس شرم می کند و حاضر نيست در توطئه سکوت شرکت کند، بر ما ايرانی ها که طعم ستمکاری رژيم سلطنت و رژيم جمهوری اسلامی را چشيده ايم و به ضرورت مبارزه با آن وفاداريم، بر ما که خويش را با فلسطينی ها، در کليت خويش و در مبارزه شان با اشغال، همواره در يک سنگر دانسته و می دانيم حمايت بيدريغ از آنان و احترام به حق تعيين سرنوشت و آرمان های انسانی شان وظيفه است، افتخاراست.


10 دی ماه 1387 ـ 30 دسامبر 2008


علی اصغر حاج سيد جوادی تراب حق شناس
12 دی 1387 22:01



تظاهرات بر علیه حملات بربرمنشانه دولت صهیونیستی اسرائیل


و درحمایت از مردم فلسطین در مونیخ


روزشنبه سوم ژانویه تظاهرات با شکوهی درمیدان ادئون پلاتز شهر مونیخ توسط جنبش ضد جنگ و فعالین جنبش صلح برگزارگردید و تظاهرکنندگان با فریادهای بلند خشم خود را نسبت به بمباران وحشیانه غزه توسط رژیم نژادپرست اسرائیل ابرازداشتند و خواهان متوقف شدن این کشتار و توحش و بربریت ضد بشری علیه مردم بیگناه فلسطین گردیدند. درپایان تظاهرات ،قطعنامه ای درمحکومیت این کشتار و همینطور انتقاد به سکوت و برخورد روباه صفتانه دول " متمدن اروپایی" نظیر دولت آلمان درمورد این کشتار فجیع و ضد انسانی ، قرائت گردید .در بسیاری از شهرهای دیگر اروپایی نیز تظاهراتهای مشابه ای در دردفاع از مردم فلسطین و محکومیت دولت نژاد پرست و تروریست اسرائیل انجام گرفته و این اعتراضات همچنان ادامه دارد.

زنده باد خلق فلسطین! مرگ بر دولت نژاد پرست و صهیونیست اسرائیل!

جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران-مونیخ


۱۳۸۷ دی ۱۳, جمعه


اهداف اسرائيل از حمله به غزه ۱۲ دی ۱۳۸۷

عظمی بشاره نماينده سابق پارلمان اسرائيل

برگردان احمد مزارعی

اهداف اسرائيل از حمله به غزه شگفت انگيزترين کلملاتی که اين روزها در سياست و در اين دنيای شگفت انگيز به گوش می رسد و به مثابه جوخه سرود مرگ است، اينستکه اولمرت و ليونی و بقيه اعوان و انصارشان سر می دهند: - ما ضد ملت فلسطين نيستيم. ما ضد حماس هستيم. جنگ ما بر عليه ملت فلسطين نيست، جنگ ما بر عليه حماس است، و - ما دشمن نيستيم، بلکه دشمنانی داريم: حماس و حزب الله . حقيقت اينستکه هدف اين جنگ برعليه شهر غزه، فرق زيادی با تبليغات علنی آقای المرت ندارد، جنگ تبليغاتي، هر دو روی يک سکه اند. هر دو فضا را آماده می کنند. اين رسوايی است که اولمرت می گويد ما دشمنانی همچون حماس و حزب الله داريم و نشان می دهد که محوری در منطقه از اعراب و اسرائيل برعليه دشمن مشترک بوجود آمده و چندان ابايی هم از گفتن علنی آن ندارند. اين به چه معنا است که ما ضد مردم فلسطين نيستيم؟ بر اساس اين منطق استعمار مردم فلسطين وجود ندارد. استعماری که ملتی را بطور کامل به بند کشيده ، می خواهد ثروت های ملی و اراده اش را نابود کند. اگر پذيرفت و تسليم شد، چه بهتر، کسی بر ضد او نيست، مشکل آنگاه بروز می کند که اين ملت، مقاومت کند و نخواهد تسليم سياستی شود که استعمارگران برای او رقم زده اند، در اينجا استعمارگر فرياد بر می آورد که او ضد کسانيست که فکر مقاومت را در سر می پرورانند و نه بر عليه ملت. هنگاميکه دشمن به بمباران مردم دست می زند، معنايش اينستکه او دشمن مردم نيست، بلکه دشمن مقاومتی است که در ميان مردم پنهان شده است. ملت بايد اين جنايات و کشتارها را تحمل کند، برای آنکه آن مقاومت بر ضد آنهاست. بمباران و کشتار هزاران کودک، نوجوان و مردم عادی که هر روزه کشته می کنند ، برعليه مردم فلسطين نيست بلکه بر عليه مقاومت است. نيروهای مقاومت، فرزندان اين ملت هستند. آنان ارتشی جداگانه نيستند، آنان اردوگاههای ويژه ندارند، و طبيعی است که در ميان خانواده های خود زندگی کنند واين در مورد غزه کاملا صحيح است، غزه به مانند اردوگاه بازداشتی های بزرگی است که آنها در محيطی بسيار تنگ در کنار هم زندگی می کنند. در اينجا فقير و غني، مقاوم و غيرمقاوم، وابسته به حماس و بر عکس در کار نيست. نه جنگلی است و نه کوهی است و نه رودخانه و نه منطقه بی طرفی که به آنجا پناه ببرند. اينجا حتی مثل لبنان نيست که مردم از اينسوی کشور به آنسوی کشور فرار کنند. هر بمبارانی در غزه شامل همه می شود. امکان ندارد جنگی در غزه در بگيرد، و جنگی کاملا جنايتکارانه و ضد انسانی نباشد. اين جنگ به مثابه جنگی بر عليه بازداشت شدگان در يک اردوگاه بزرگ است. جنگی است که گتوی انسان های محروم صورت می گيرد. ده سال پيش اصلا نمی شد تصور کرد که به اين اردوگاه با هواپيماهای اف- ۱۵ و اف- ۱۶ آمريکايی حمله ای صورت بگيرد و کاملا غير ممکن می نمود که جامعه بين المللی اين انسان کشی آشکار را برتابد. اين دستاورد جبونانه و جنايتکارانه دستاورد باراک بعد از انتفاضه دوم است. اين بی شرمانه ترين و جنايتکارانه ترين جنگ در تاريخ اسرائيل و در تاريخ جهان نوين است. هيچ دولت استعماری تا کنون چنين مسلحانه حملاتی را برعليه چنين اهداف انسانی بکار نبرده است. بمبارانهای وحشتناک، تخريب خانه ها؛ مدارس و بيمارستانها ، لت و پار شدن اجساد کودکان و زنان، آنگاه اولمرت فرياد بر می آورد :� که ما بر عليه شما نيستيم.� خدای من! اسرائيل سرزمين فلسطينی ها را اشغال کرده و آنها را به اقصا نقاط جهان فراری داده ، نه براينکه اسرائيل ضد فلسطينی هاست، بلکه براينکه وطن آنها و سرزمين آنها را برای خود می خواهد. اسرائيل نمی خواهد سرزمين فلسطينی ها را به آنها بازگرداند. اين اصل مطلب است. اگر فلسطينی ها بپذيرند، که سرزمين خود را تماما تقديم اسرائيل کنند، ديگر اسرائيل ضد آنها نخواهد بود، جنگی درنخواهد گرفت و آنها کشته نخواهند شد. مقاومت مردم فلسطين اگر بپذيرد، که شهرک نشينی هر روز گسترش يابد، شهر قدس هر روز پاره پاره شود و ساکنانش هر روز آواره گردند، در غزه نيز به همين شکل هر روز شهرکی تازه ساخته شود، و خلاصه هر روز و هر روز بخش بيشتری از سرزمين خود را به آنان واگذارند، و خود در تنگنای بيشتری زندگی کنند، به زندگی در اردوگاه بسنده کنند ، از محاصره بودن فرياد بر نياورد، آری در آن صورت اسرائيل اصلا مشکلی با حماس و غزه نخواهد داشت. اگر مردم فلسطين در سال ۲۰۰۶، در انتخابات به اسرائيل به جای حماس رای می دادند، تا سرزمينشان مستعمره باقی بماند، اصلا مشکلی نبود و اسرائيل دوست آنها بود. اگر حتی بعد از انتخابات، مردم فلسطين می پذيرفتند که در حصار و گرسنگی بودن از نتايج انتخابات است، و به آن رضايت می دادند، و نمايندگان منتخب خود را از کار برکنار می کردند و حماس را مسئول حصار و گرسنگی خود می دانستند، اصلا مشکلی ميان اسرائيل و غزه بوجود نمی آمد. اينست منطق تبليغ رسانه ها و بمباران نظامی اسرائيل بر عليه مردم مظلوم فلسطين. شايد در لحظه ء نوشتن اين کلمات ، غزه به اشغال درآمده باشد. و تازه اين � اوج رسوايی� است که همان سخنرانی به زبان عبری از زبان اولمرت را بعضی به عربی بيان می کنند! در حقيقت اينان بوق های تبليغاتی اولمرت به زبان عربی هستند. هدف همه آنها اينست که مردم فلسطين شرايط اسرائيل را مو به مو بپذيرند و اگر هم روی مسائلی توافق ندارند به شيوه ی برده ی آرامی ساکت به زندگی خود ادامه دهند و مقاومت نکنند. اسرائيل با رهبران کشورهای عربی مشکلی ندارد، زيرا آنان شرايط اسرائيل را پذيرفته اند در نتيجه اسرائيل هم با آنان مخالفتی ندارد و اگر اختلافی هم باشد می توانند با سياست بازی روزگار بگذرانند و ملت فلسطين را با همه مشکلات و گرفتاری ها رهايشان کنند. بعضی از اين رهبران، ظاهرا وانمود می کنند که تسليم اسرائيل نشده اند اما اين تنها يک بازی بی محتوای سياسی است، آنان از اين مبارزه کلامی با اسرائيل برای بقای حکومت نکبت بار خود استفاده می کنند. اسرائيل بعد از انتخابات آزادانه مردم فلسطين، هيچ فرصتی به حماس نداد. از روز اول پيروزی حماس به محاصره درآمد، همه جهانيان � اروپای متمدن�، آمريکا و بقيه به اين محاصره پيوستند. حتی به حماس فرصت مذاکره را هم ندادند تا در مورد تشکيل دولت، و داشتن نقش رهبری فرصتی پيدا کند. هر گونه حرکت عملی را از حماس گرفتند . در صورتيکه همه افرادی که از سوی حماس انتخاب شده بودند، با تجربه ساليان دراز کار در نهادهای مدني، مانند شهرداری ها ، ساير ادارت می توانستند نقش بسيار مثبتی در دولت پيدا کنند. برای اسرائيل مهم نيست که چه کسی بر غزه و غرب رود اردن حکومت می کند. مهم اينست که آن حاکم بر اساس شرايط اسرائيل عمل کند. اين حاکم می تواند به ظاهر با اسرائيل در اختلاف باشد، اما در عين حال بايد مشغول اجرای مقاصد اسرائيل باشد . اسرائيل حصار و گرسنگی را بر مردم غزه و حماس اعمال کرد. اروپائيها و اعراب و همه آنانی که از حماس می خواستند، که به مذاکرات و آرام سازی با اسرائيل ادامه دهد هيچکدامشان صحبتی از اشغالگری به ميان نمی آوردند. دولت های اروپايی هيچگاه از اسرائيل نمی خواستند که ترورها را متوقف کند. آنان همگی می خواستند که حصار همچنان باقی بماند و تنها مذاکره و آرامش سازی ادامه يابد. حمله اسرائيل با دو هدف آغاز شده است: - کاستن از قدرت حماس - اجبار حماس به پذيرفتن شرايط اسرائيل برای باراک (وزير دفاع اسرائيل) فرق نمی کند، هر کدام بدست آيد کافيست،� اگر حماس هيچکدام را نپذيرفت، تا بدست آمدن پيروزی جنگ ادامه پيدا می کند.� اين تفکر باراک است . در صورت به نتيجه نرسيدن ممکنست باراک دست به حمله زمينی و ترور افرارد در غزه دست بزند. زيرا اگر موفق شود رهبران حماس را دستگير و يا ترور کند، پيروزی محسوب می گردد. اگر اسرائيل در حاليکه حماس همچنان به پرتاب راکت مشغول است، جنگ را متوقف کند، شکست محسوب می شود و موجب سرشکستگی شخص باراک خواهد بود. مشکل است ارتش اسرائيل بدون پيروزی چشمگير جنگ را متوقف کند، مگر اينکه در اين جنگ معادله بهم بخورد. اما در حال حاضر، اصرار در جنگيدن را در تفکر باراک می توان ديد. اگر دو هدف بالا، از طريق جنگ و بمباران حاصل نشد، آنها کوشش خواهند کرد تا با ارسال چترباز و تبليغات فراوان نشان دهند که پيروز شده اند، که البته اين کار بسيار مشکل است و در صورت عدم موفقيت برايشان فاجعه بار خواهد بود. عليرغم اهدافی که اسرائيل برای خود در نظر گرفته است، و شدت وحشيگری در جنگ عليه مردم فلسطين بکار می رود، و از آنسو مقاومتی که در ميان مردم فلسطين وجود دارد، نشان می دهد که اوضاع به نفع اسرائيل پيش نمی رود. اسرائيل پيروزی چشمگيری در جنگ بدست نخواهد آورد ، دستاورد تاکنونی اسرائيل شکست و آبروريزی سياسی برای خود و جبهه اعتدال عرب بوده است. ارتش اسرائيل از طرفی می کوشد با اين جنگ بخشی از اعتبار شکست خورده خود را در جنگ لبنان بازگرداند، اما بمباران از راه هوا آسان است. با هر بمبی که بر سر مردم و خانه هايشان و مراکز پر ازدحام می افتد، بدون شک کشتار زيادی صورت می گيرد. اما اين جنگی است حقيرانه و بزدلانه، که نمی توان به حساب قهرمانی گذاشت. اين جنگ نمی تواند اعتبار بدست آورد و موجب بازگرداندن آبروی ارتش اسرائيل شود. اعتبار با کشتار از طريق هوا بدست نمی ايد. همه تعريف و تجليل هايی که اين روزها در مطبوعات اسرائيلی از ارتش اسرائيل می شود، و توصيفاتی که از ژنرال باراک در مطبوعات صورت می گيرد، چيزی جز خودفريبی نيست، همه می دانستند که اسرائيل می خواهد به غزه حمله کند، حتی مطبوعات نوشتند که چند روز ديگر جنگ شروع خواهد شد. اما غزه چکار کرد و چه کار می توانست بکند. آيا می توانست در ميان ارتش و ملت خود حالت فوق العاده اعلام کند، آيا می تواست نيروی هوايی و هواپيماههای خود را به حالت آماده باش درآورد؟ �نه! در اينجا ما از محله ای بسيار بزرگ و فقير صحبت می کنيم که اردوگاه گسترده پناهندگان است. در غزه حتی يک پناهگاه امن وجود ندارد. مطبوعات اسرائيل که اکنون اينهمه مدح و ثنا نثار آقای باراک می کنند، آنانی هستند که در ابتدای هر جنگي، تبديل به طبل و شيپورزن جنگ افروزان می شوند. ولی هر آنگاه که شکستی رخ دهد، به فوريت همه اينها به سرزنش کنندگان باراک و مسئولان ديگر تبديل خواهند شد. بزعم اين مطبوعات هر چه جنايت، کشتار و تخريب انجام گيرد، مهم نيست، مهم اين است که شکست در کار نباشد، کمترين سرباز اسرائيلی کشته شود، و پيروزی سهل و آسان بدست آيد. مسئله اين نيست که چقدر فلسطينی بيگناه در اين جنگ کشته می شود. اما با شروع جنگ عکس العمل مردم عرب باور کردنی نبود و حتی تصورش را هم نمی توان کرد که به اين عکس العمل شديد بپردازند. عموم مردم عرب، اين جنگ را جنگی بزدلانه و جنايتکارانه ارزيابی کردند. جنگی بر عليه شهروندان بيدفاع ، جنگی که از سوی رهبران عرب محکوم نشد، و نشان داد که آنان شريک اسرائيلی ها در اين جنگ اند. البته برخی از اين رهبران، با � اما و اگرهای� زياد جنگ را محکوم کردند تا نشان دهند که آنها در اين توطئه شرکت نداشتند. برای نمونه برخی از آنان خواستار باز شدن دروازه های بسته بر روی فلسطينی ها بودند و يا اينکه برای توقف جنگ با اسرائيل به گفتگو بنشينيم. اما هيچکدام از اين رهبران سخن از اين نگفتند که ملت بی پناه فلسطين در غزه مورد جنگی تجاوزکارانه قرار گرفته و بايد در برابر آن مقاومت را سامان داد. چرا نبايد تجاوزکار را مشخص کرد، چرا نبايد بر عليه تجاوز اسرائيل سخن گفت که حاضر نيست حتی يک گام به عقب بنشيند. فرض بگيريم که اسرائيل به اميال خود در اين جنگ دست يافت و استعمار کامل خود را بر ملت فلسطين تحميل کرد، اما اين پيروزی مشروعيتی برای اسرائيل ببار نمی آورد و جنگ و مقاومت از جای ديگری شروع خواهد شد. در پايان بايد گفت که بمباران های تبهکارانه بر خانه ها و کاشانه های مردم بی دفاع، به صلح و آرامش در منطقه نخواهد انجاميد بلکه بر نفرت و کينه ورزی عميق تر و گسترده تر دامن خواهد زد، و در ادامه روحيه مقاومت و استقلال طلبی را در مردم فلسطين و جهان عرب تقويت خواهد کرد.