۱۳۹۴ مهر ۱۴, سه‌شنبه

هماهنگی امنیتی مشترک میان ایران، روسیه ، سوریه وعراق






AHMAD MAZAREI
28. Sep. (vor 4 Tagen)

an

هماهنگی امنیتی مشترک میان ایران، روسیه ، سوریه وعراق

نوشته : احمد مزارعی ، 28 سپتامبر 2015

همه حوادثی که در میدانهای جنگ بر علیه سوریه میگذرد ، واز آنسو اظهارات ضد ونقیضی که از طرف مسئولان آمریکائی وهم پیمانان آنها در منطقه ، بیان میشود ،این حقیقت را آشکار میسازد که آنها هچنان در سرنگون کردن دولت سوریه اصراردارند ، به هیچ عنوان نمیتوان به اظهارات سران کشورهای غربی مبنی بر بقاء دکتر بشار اسد ویا مذاکره با وی و.../ اهمیت داد ، این اظهارات پایه واساسی ندارد وآنها همگی بطور دائم چند پهلو وکجدار ومریز صحبت میکنند.

البته ایران، روسیه وکشورها وسازمانهای جبهه مقاومت نیز روزه شک دار نگرفته ودستشان را از روی ماشه برنداشته اند، استالین، این رهبر بزرگ زحمتکشان واستراتژیست تیز بین میگفت ، بورژوازی هرگاه از صلح دم میزند، در صدد تدارک جنگ دیگری است ، وما امروز صدق گفتار استالین را آشکارا میبینیم، هذیانهای ضدونقیض جان کری ویا هاموند نخست وزیر انگلیس ،دقیقا نشاندهنده مقاصد شوم جنگ طلبانه آنها است ، آنها  در چهاسال گذشته به هر جنایتی دست زده که آخرین آن اخراج عامدانه هزاران آواره  سوریه ای از پناهگاههایشان در ترکیه بود وهدف آن بود که با این هیاهو واشک تمساح ریختن بتوانند، حمله نظامی تازه ای برای سرنگون کردن دولت سوریه به راه اندازند، که آنهم با هشیاری دولت سوریه واقدام سریع دو دولت ایران وروسیه  خنثی گردید.

بدون شک این ضدونقیض گوئیها نه ایران ونه روسیه را فریب نداده بلکه آنا ن به عکس العمل بسیار مناسب واستراتژیکی دست زده واقدام به تشکیل  اطاق عمل امنیتی مشترک کرد ند ، وسوریه وعراق راهم شرکت داده اند تا متحدانه ودر یک هماهنگی کامل بر علیه سیاست امپریالیستی آمریکا وهم پیمانانش مبارزه کنند.

آمریکا فکر میکرد که ایران بعد از امضای قراردادهسته ای ووعده ووعیدهای دیگری که به ایران داده وبقولی ، "در باغ سبز نشان دادن" ، سیاستهای استراتژیک سابق خود را در مورد منطقه وبویژه سوریه، تغییرخواهد کرد ، درحدی که بشود سوریه را درمدت کوتاهی فرسوده وآماده بلعیده شدن بتوسط اسرائیل و ترکیه نمود، وزمینه اجرای سیاستهای انتقال انرژی آمریکا از طریق سوریه به ترکیه واروپا ، فراهم خواهد شد. به همین دلیل بود که در هفته های بعد از امضای قرارداد ، عملیات نظامی خودرا بسیار فشرده کرد ند وتحت عناوین مختلف ، همچون گروههای" معتدل" که گویا بتوسط آمریکائیها آموزش دیده وکمی کمتر از جبهه نصره وداعش آدم خواهند کشت وغیره/ به اهداف شوم خود برسند که این تیرشان نیز به سنگ خورد.

اقدام تشکیل اطاق مشترک امنیتی گامی بسیار جدی در مبارزه با داعش آمریکا

این اقدام عجولانه سه کشور ایران، روسیه ، عراق وسوریه ، برای مبارزه مشترک وسریع بر علیه داعش ، امری بسیار مفید وموثر خواهد بود وبنا به گفته سخنگوی رسمی نخست وزیر عراق آقای سعد حدیثی ، بزودی یک کمیته مشترک از نماینگان چهار کشور در بغداد تشکیل خواهدشد تا عملکرد وشیوه کار تروریستها را دقیقا پیگیری کرده و بهترین راه را برای مبارزه با انها انتخاب کنند. از این پس یک همکاری امنیتی واطلاعاتی از طریق کمیته ها ونمایندگانی از طرف اداره اطلاعات عراق نیز ایجاد خواهد شد که هدف آنها بهره برداری بهتر از اطلاعات امنیتی خواهد بود که از طرف روسیه ، ایران وسوریه ، دراختیار آنها قرار میگیرد ، آنچنانکه تا کنون مشخص شده است، اداره اطلاعات سوریه وحزب الله ، در زمینه های اطلاعاتی وامنیتی تجربیا ت فراوانی دارند که با شروع برنامه تازه ، میتواند تآثیر زیادی در مبارزه با تروریسم ، برای عراق داشته باشد.

اختلاف میان دولت عراق وآمریکا در مبارزه با داعش

امریکا پس ازشکست وخروجش ازعراق ، قراردادی باعراق امضا نمود که دریکی از فصلهایش متعهد میشود که در مبارزه با تروریسم به عراق کمک کند، البته این کمک داوطلبانه وعراق درمقابل آن مصونیت سیاسی به نیروهای آمریکا ئی نمیدهد، از طرفی آمریکا ئیها تنها میتوانند  مستشار وجنگ افزار بفرستند ، ولی نمیتوانند نیروی جنگنده ، همچون سرباز درعراق داشته باشند ، چند بار دمپسی ، اباما وسایر مسئولان آمریکا اظهار علاقه کرده اند که سرباز به عراق بیاورند ولی دولت عراق شدیدا مخالفت کرده ونیروهای بسیجی عراق ، بارها اعلام کرده اند که اگر سرباز آمریکائی را در جبهه ها ویا هرکجای عراق ببینند ، لوله های تفنگ خودرا بسوی آنان برمیگردانند ، از این نظر آوردن سرباز آمریکائی در عراق محال است ، هدف آمریکا از آوردن سرباز با شرایط مصونیت سیاسی ، در حقیقت اشغال مجدد آمریکا تحت عناوین فریبنده میباشد .

امروز درعراق وسایر کشورهای عربی ، درسوریه ، لبنان وغیره همه میدانند که پروژه داعش بتوسط آمریکا وغرب برای تسلط بر خاورمیانه ایجاد شده وائتلاف بین المللی مبارزه با داعش نیز یک فریبکاری است ، اما شیوه تشکیل آن وهماهنگی سیاستهای بین المللی با آ مریکا در برهه ای اینکار را امکان پذیر کرد، آمریکا میخواهد طوری با داعش مبارزه کند که نه سیخ بسوزد ونه کباب ، میخواهد با ایجاد ارتشی در استا نهای مختلف عراق تحت نام "گارد ملی" که زیر نظر مسئولان استانی عمل کند ، وظیفه آزادسازی موصل را بوسیله آنها، انجام دهد ونیروهای امنیتی وبسیجی عراق در ازادسازی موصل درجه دوم را داشته باشند، ، درآنصورت موصل همچنان در دست عوامل آمریکاوترکیه باقی خواهد ماند ، زیرا هدف اصلی و درازمدت آمریکا این است که با در دست داشتن موصل وربط آن به کردستان سوریه وترکیه، زمینه تسلط بر سوریه را بطور کامل را به انجام رساند ، وآنگاه بتواند انرژی گاز ونفت منطقه را از طریق سوریه  ای که به اشغال درآمده است ، به ترکیه انتقال داده وازآنجا به اروپا ببرد و سپس بتواند  بازار نفت وگاز روسیه را از این کشور، بگیرد .

چرا دولت مرکزی عراق، به اقدام جدی بر علیه آمریکا  دست نمیزند ؟

باید گفت که در قانون اساسی عراق ، قدرت استانها بر دولت مرکزی غلبه دارد ، اساسا قانون اساسی عراق بتوسط یک قانون دان اسرائیلی ساکن آمریکا، بنام نوح فیلدمان نوشته شده ودر بیشتر ماده های آن راه گریز ازاین نقطه به آن نقطه آنچنان تنظیم شده که همه حق دارند وهمه حق ندارند وهر استانی به راحتی میتواند تبدیل به اقلیم شده ویا در صورت اتحاد سه استان، آنها میتوانند درخواست استقلال کنند وحربه آنها هم" حق تعیین سرنوشت است". بیخود نیست که بعضی سازمانها واحزاب "کمونیستی" خائن ومزدورآمریکا واسرائیل ایرانی نیز، همین فدرالیسم را تبلیغ میکنند و"حق تعیین سرنوشت" هم پشت بند آنان است که البته هیچ ربطی به لنین ومنافع زحمتکشان ندارد .  امریکا با این" قانون اساسی خود نوشته"ودوستانی "سنی" که در بیشتر استانها ویا کردستان  همچون بارزانی دارد ، انها را وامیدارد تا از فلان ماده برای فلان کار استفاده کنند وهر روز مشکلی برای دولت مرکزی ایجاد کنند ، یک درگیری بسیار پیچیده وچندجانبه که از پشتیبانی قانون اساسی برخردار است ، ومیشود بوسیله آن هر روز سنگی در پیش پای دولت انداخت.

زنده یاد ، دکتر ادوارد سعید، همان زمان یعنی درسال 2003 ، این قانون اساسی را نقد کرد واشکالات آنرا توضیح داد وگفت این قانون اساسی تنها برای تجزیه عراق وجنگ وتفرقه مذهبی میان مردم منطقه نوشته شده است و من همان زمان مقاله را ترجمه ودر مجله شهروند تورنتو به چاپ رسید.

اینها بخش بزرگی از مشکلات سیاسی وقانونی دولت فعلی عراق است که اجازه نمیدهد کا رها بر رو ال عادی حرکت کند، اما دولتمردان عراق ونیروهای ملی ومیهن پرست نیز بیکار ننشسته وسرسختانه در برابر این بازیها استعماری ایستاده اند ودیر یا زود موفق خواهند شد که عوامل آمریکا را افشا واز میدان اخراجشان کنند ونباید در اینمورد شک کرد، ملت عراق ، تهاجم اشغالگرانه آمریکا را درسال 2003، با بیش از چهارصدهزار نیروی نظامی و"بلک واتری" وبزرگترین ماشین غول آسای میلتاریستی قرن بیست ویکم ، با خفت وخواری وشبانه فراری داد، این سگ وسوتکها ی مزدور وضد ملی در عراق را هم از میدان بدر خواهند کرد وبقولی دیر وزود دارد ولی سوخت وسوز ندارد.

مخالفت روحانی با تشکیل" ائتلاف"بر علیه داعش درهمراهی با روسیه

آقای روحانی رئیس جمهور ایران که در روز جمعه گذشته با روزنامه نگاران آمریکائی در نیو یورک ، مصاحبه میکرد، اعلام داشت که ایران برای جنگ با داعش ، با روسیه وارد در یک ائتلاف نخواهد شد ، وی افزود که رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در موسکو شخصا به وی گفته است که کشورش مایل است ایران نقش بیشتری در مبارزه با نیروهای بنیاد گرا داشته باشد.
این اظهار آقای روحانی باعث تشویش وبگو مگوی بسیاری گردید، بویژه اینکه معاون وزارت خارجه ایران  آقای حسین امیر عبد اللهیان، دردیدارش با بوگدانف ، در موسکو گفته بود که ایران به پیشنهاد  ولادیمیر پوتین ، درباره تآسیس"جبهه" مشترکی بر ضد تروریسم ، خوش آمد میگوید.
از طرفی دیگر همه شواهد نشان از این داشت که پس از دوبار ملاقات قاسم سلیمانی با پوتین در موسکو ، ائتلاف تازه ای با شرکت دوکشور روسیه وایران تشکیل گرددیده است که دوکشور سوریه وعراق نیز به آنها خواهند پیوست.همانطور که در گزارشات مستند آمده بود، یک پل هوائی میان موسکو ودمشق برقرار شد، تا از طریق ایران اسلحه  وجنگ افزار به سوریه منتقل کند وبغداد نیز به هواپیماهای سوریه اجازه داده است تا برای مبارزه با داعش بتوانند از آسمان عراق استفاده کنند. اینها نشاندهنده آن است که  که این ائتلاف در عمل و بطور هماهنگ  میان کشورهای ذینفع وجود دارد وکار مشترکی را هم انجام میدهند ، اما اگر" رسما" تشکیل یک چنین ائتلافی میان ایران وروسیه را اعلام کنند، ازنظر سیاسی وروابط بین المللی ومنطقه ای نتایج خوبی برای ایران در بر نخواهد داشت وشاید هم ایران بنا به منافع ویژه  وتوانائیهای خود ، نمیخواهد این مبارزه مشترک بر علیه تروریسم را در شکل ائتلاف انجام دهد، زیرا ائتلاف رسمی تعهدات https://mail.google.com/mail/u/0/images/cleardot.gif
https://mail.google.com/mail/u/0/images/cleardot.gif












اطاق عملیاتی بغداد با شرکت ایران، سوریه ، روسیه وبغداد (2)

هماهنگ نمودن عملیات جنگی واطلاعاتی در سوریه وعراق

فرمانده اطاق یک ایرانی بنام مصطفی مرادیان ، ومقرکارش در سفارت ایران است
:
مترجم : احمد مزارعی ،سایتهای مختلف عربی ، یکم اکتوبر2015

درچند روز گذشته اطلاعاتی در مورد "مرکز هماهنگیهای اطلاعاتی" منتشر شد مبنی بر اینکه چنین مرکزی در بغداد با شرکت روسیه ، ایران  ، سوریه وغراق، تآسیس گشته است ، این اولین اعلان رسمی حضور قدرتمندانه  روسیه در میدانهای جنگی در دفاع از بشار اسد ، رئیس جمهور منتخب ملت سوریه میباشد ، این حضور در ضمن چهارچوبی است که معروف به "ائتلاف 4 + 1 " میباشد وشامل کشورهای چهارگانه ، به اضافه حزب الله لبنان است ، به این معنی که امور عملیاتی ، تنها منحصر به سوریه نیست ، بلکه شامل عراق نیز میشود ودرحقیقت باید گفت کل منطقه وهرجا که گروههای تروریستی وجود دارند ودر مقدمه آنها "داعش".

هنگام تآسیس این مرکز، عده ای از جمله عبادی نخست وزیر عراق کوشید تا نشان دهد که این مرکز تنها به کارهای اطلاعاتی دست خواهد زد که این اطلاعات سپس در اختیار مسئولان نظامی قرار خواهد گرفت ، تا آنها بهتر بتوانند با گروههای تروریستی مبارزه کنند، اما این ظاهر امر بود ومعلوم شد که داستان بسیار پیچیده تر از آن است که اعلام شده بود.

معلومات بدست آمده نشان میدهد که وظیفه این مرکز " فراهم آوردن کمکهای رزمی مستقیم در هنگام رودر روئی با  گروههای تروریستی وهنگامیکه جنگ عملی با آنها شروع میشود" به این معنی که این مرکز تنها گزارشات یومیه تنظیم نمینماید بلکه به اقدامات گسترده تر دیگری نیز دست میزند ، یکی دیگر از مهمترین وظایف این اطاق این است که بتواند خود را از هر گونه نفوذ آمریکائیها چه مستقیم ویا غیر مستقیم، مصون بدارد (1) ، این ائتلاف بسیار اصرار دارد که از همه گونه وسائل بهره برداری کند که بتواند بر داعش وهمتا هایش در سوریه وعراق غلبه کند وبسیار میکوشد که به هیچ عنوان اجازه ندهد  تا آمریکا به هیچ گونه اطلاعاتی در مورد این ائتلاف دسترسی پیدا کند ، نخست به این دلیل که ائتلاف هیچگونه اعتمادی به آمریکا ندارد ودوم به این دلیل که هر روز که میگذرد ، روشن میگردد که آمریکا در ساختن این گروهها نقش داشته ، از آنها حمایت میکند ومیکوشد تا برای پیشبرد اهداف  سیاسی ومنطقه ای خود از آنها استفاده کند.

شروع کار این گروه با ورود شش نفر از متخصصان نظامی روس آغاز شد، همینطور وهمین تعداد ازایران ، وشش نفر نیز ازسوریه وارد بغداد شدند وجلسات مقدماتی خود را به فوریت آغاز کردند تا به نتیجه گیری نهائی رسیده و با سرعت وارد عملیات شوند.
تا این لحظه بر روی بیشتر موضوعات توافق نظر حاصل شده است که در مقدمه آن توافق بر این است که  آنان جلسات خود را در مرکز وزارت دفاع برگزار کنند ، اما درمورد مکان سکونت اعضاء آن ( شش نفر از هر کشور) در منطقه "سبز" بغداد باشد. اما در مورد طبیعت اعضاء وچگونگی آنها ، اتفاق براین گردیده است که شش نفر از افسران سپاه پاسداران ایران باشند ، شش نفر از افسران نظامی عراق ونیروهای "بسیج مردمی عراق"  ، به اضافه افسران ارتش روسیه وافسران ارتش سوریه. همچنین بر روی این امر نیز توافق گردید که در رآس این گروه ، وابسته نظامی سفارت ایران در بغداد ، سرهنگ سپاه مصطفی مرادیان باشد.

اطلاعات بدست آمده نشان میدهد که تقسیم کاری نیز میان اعضاء این گروه به این شکل بوجود آمده است ، روسها تجهیزات تکنیکی وبرنامه های ویژه را برای گروه فراهم کرده ، تا آنها بتوانند عملیات اطلاعاتی خود را توسعه دهند ، این امکانات شامل اطلاعات زیادی از موقعیت دشمن یعنی( داعش وهمه گروههای تروریستی دیگر) وهمچنین اطلاعاتی از دوستان خواهد بود ، همچنین اطلاعاتی در مورد ارتشهای کشورهای همسایه ، ودر این رابطه نقشه هائی نظامی از مناطق درگیری ، شامل خواهد شد.

در راس امورات مهم این گروه  ، دادن گزارشهای اطلاعاتی روزانه وفراهم آوردن امکاناتی که باعث  کمک مستقیم به میدانهای جنگ بر علیه تروریستها باشد ، اضافه بر این وبطور مسلم، این گروه وظیفه دارد تا نیازمندیهای نیروهائی که در صحنه های نبرد درگیر هستند، همچون ارتش وسایر گروههای رزمنده را فراهم کنند تا آنان بتوانند به خوبی کار خود را پیش ببرند ، این امر به خصوص در مورد سلاحهای تهاجمی ، موشکی ، توپخانه وسلاحهای ضد زرهی ، بسیار اهمیت دارد.

اطلاعات رسییده نشان میدهد که عبادی کوششهائی بکار برد تا زمان مدت این گروه را کوتاه کند واز طرفی این گروه تنها اطلاعاتی باشد ونه عملیاتی ، هنگامیکه نتوانست نظریه خود را بر جمع تحمیل کند ، کوشید با استفاده از موقعیت سیاسی خود به عنوان فرمانده کل قوا، نظر خود را تحمیل کرده و اعضای شش نفره هیئت عراقی درون هیئت هماهنگی را، خود انتخاب کند تا بوسیله آنها از سیر امور درون هیئت هماهنگی اطلاع کامل داشته باشد (2) ، این اقدام عبادی مورد قبول سایر هیئتهای شرکت کننده در ائتلاف واقع نشد وبنظر آنها ، اینگونه عمل کردن بنوعی محرمانه عمل کردن بنفع آمریکائیها است ، این وضعیت باعث شد تا ایرانیها وروسها ، جلسات خاصی میان خود برگزار کنند و این جلسات منجر به آن گردید که اولین ثمره مفید خود را بدهد وآن اینکه جلسه جداگانه ای میان روسها و"بسیج توده ای عراق" برقرار شد، سپس روسها جلسات جدا گانه ای نیز با " واحدهای حمایت مردمی "  کردها(3) برگزار کردند ، تا از کمهای آنان نیز بهره بگیرند، در نتیجه اکنون هیئت هماهنگی آنگونه که مورد نظر روسها، ایرانیها وسوریه بود، بکار خود ادامه میدهد.(3) .پایان

توضیحات از مترجم است: (1) همانطور که از مدتی پیش در مطبوعات آمد، اباما چند بار اظهار داشت که حاضر است با ایران وروسیه درمورد جنگ با داعش همکاری کند، اما هردو کشور نپذیرفتند زیرا معنایش این بود که با دست کاری در مسائل اطلاعاتی داعش را از زیر تیغ رها کنند، اینکه ایران موفق به مبارزه با داعش وشکست نسبی آنها در عراق شده است ، به این دلیل است که راه هر منفذ اطلاعاتی را بر آمریکائیها بسته است، به این معنی که ایران از سیستم مخابراتی مدار بسته ، وا بسته به سپاه پاسداران استفاده میکند و"غیر خودی" نمیتواند وارد آن شود،روسیه نیزبه دلیل اعتمادی که به ایران بویژه به عملکرد سپاه پاسداران دارد، وارد این ائتلاف شده  است .

(2)  عبادی نخست وزیر عراق بر این باور است که برای آزادسازی موصل میتوان از آمریکائیها کمک گرفت ، عبادی باور دارد که شرکت دادن آمریکائیها در آزادسازی موصل، عراق دچار خسارتهای کمتری شده وآنها همچنان کنترل کشور خودشان را در دست دارند وبه آمریکائیها هم مصونیت سیاسی نداده اند واجازه نمیدهند تا آمریکائیها در امور کشورشان دخالت کنند ، اما جناح مالکی در حزب الدعوه شدیدا با این نظر مخالف است وبسیجیهای عراق نیز با وی هم داستانند، زیرا قصد آمریکا را مبنی بر وصل کردن موصل به کردستان سوریه ، ترکیه ومحاصره سوریه وداستان انتقال انرژی را خیلی خوب میدانند ، جناح غالب در حزب الدعوه نیز از مالکی حمایت میکند باورشان بر استقلال عراق از آمریکا، ویا هر نیروی استعمارگر دیگر است که روسیه وایران هم اینچنین نیستند، کنار رفتن مالکی از رهبری حزب الدعوه وسپرد ن آن به عبادی ، نه بشیوه دموکراتیک حزبی ، بلکه بنا به صلاحدید مرحله ای حزب وسفارش سیستانی انجام گرفت زیرا یک تبلیغات بسیار گسترده منطقه ای وجهانی برعلیه مالکی، از طرف آمریکائیها، به راه افتاده بود.


(3)  نه ایران ونه روسیه ونه دولت عراق ، به کردهای عراق اعتماد ندارند، زیرا اینان وابسته به آمریکا واسرائیل هستند، برای مثال در دوره صدام ، دو حزب کردی، سالانه 500000 دلار از اسرائیلیها میگرفتند تا اسناد دولتی عراق را سرقت کرده وبه اسرائیلیها بدهند ویا هم اکنون یک هیئت دائمی اسرائیلی در کردستان بسر میبرد ، زیرا این دوحزب دارای مناسبات قبیله ای بوده وفرهنگ اجتماعی ، سیاسی ودولتی را ندارند، بقولی با یک غوره تب میکنند، اما کردهای ترکیه در دوره طولانی حکومت عثمانی بخشی از نیروهای دیوانسالاری کشوری وکشور داری عثمانی بوده اند،بسیاری از شعرا وادبای بسیارمعروف ترکیه کرد ، بویژه از علویها بوده اند، از این نظر است که عبدالله اجلان با آمریکا، اسرائیل واردوخان کنار نمیآید وخواستار حقوق کامل برای کردها در چهار چوب ترکیه مستقل است، اجلان تآلیفات زیادی در مورد پیدایش نظام سرمایه داری ، رنسانس و../ میباشد، و کردهای سوریه نیز میراث داران حضور سیاسی ،فرهنگی واجتماعی هشتصد ساله  خود در سوریه هستند، به همین دلیل است که "حزب اتحاد دموکراتیک، ونیروهای "واحدهای حمایت مردمی" وابسته به آن، مورد اعتماد وحمایت روسیه ، سوریه ، ایران وعراق است، البته در دنیای سیاست پیچیدگیهای زیادی وجود دارد که باید آنرا هم منظور داشت.


مسکو و واشنگتن در جستجوی بازخوانی مبادی مناسبات بین المللی



-----Original-Nachricht-----
Betreff: گاهنامۀ هنر و مبارزه
Datum: Mon, 05 Oct 2015 16:30:08 +0200
Von: Hamid Mahvihamid
An: undisclosed-recipients:;



مسکو و واشنگتن
در جستجوی بازخوانی مبادی مناسبات بین المللی

تی یری میسان

Moscou et Washington entendent refonder les relations internationales
par Thierry Meyssan

در حالی که رسانه های آتلانتیست در بیماری به سر می برند و تب ضد روسی آنها ناگهان دماسنج شکن شده است، تی یری میسان عملیات ارتش روسیه در سوریه را به عنوان حاصل نخستین بارقه های بازخوانی کامل مناسبات بین المللی تعبیر کرده است. به باور او مسئله این نیست که آیا روسیه جمهوری عرب سوریه را از چنگ جهاد طلبان نجات خواهد داد یا نه، بلکه مسئله این است که آیا ارتش روسیه می تواند به سهم خود بخشی از جایگاه ایالات متحده به عنوان ضامن امنیت در منطقه را به عهده گیرد یا نه ؟ با تکیه به یک پروندۀ داخلی در شورای امنیت، او نتیجه گرفته است که ولادیمیر پوتین و بارک اوباما در همآهنگی با یکدیگر علیه شاهین های لیبرال و نئو محافظه کاران ایالات متحده رویاروئی می کنند.

شبکۀ ولتر | دمشق (سوریه) | 5 اکتبر 2015



در نیویورک، بارک اوباما و ولادیمیر پوتین برای روند صلح در آفریقای شمالی و خاورمیانه به توافقاتی دست یافته اند. ولی آیا به عهد خود وفا خواهند کرد ؟

روسیه با شتاب و به آرامی به سازمان ملل متحد می رود. رهبران روسیه بر این باور هستند که گروه های تروریست اسلامگرا در سال های پنجاه توسط سازمان سیا تشویق شده اند، ولی امروز نه تنها ثبات منطقه را تهدید می کنند بلکه منافع خود ایالات متحده را نیز به مخاطره انداخته اند. همان گونه که ولادیمیر پوتین سال گذشته در باشگاه والدای گفته بود، بهتر است روی مسائل و مشکلات کنونی با همکاری یکدیگر کار کنیم.
لینک ویدئو :

با این وجود، رهبران روس می دانند که واشنگتن تنها وقتی به همکارانش گوش می دهند که آنها از موضع قدرت حرف بزنند و قدرتمند باشند.
در نتیجه دوما در مورد مداخلۀ نظامی علیه گروه های تروریست در سوریه تصمیم گرفت و توافق خودش را اعلام کرد. و این دومین مداخلۀ خارجی فدراسیون روسیه از تاریخ بنیانگذاری اش  در سال 1991 است — نخستین مداخله جنگ اوستیای جنوبی در سال 2008 روی داد — فوراً ارتش روسیه بمب افکن هایش را از لاذقیه به پرواز درآورد و ساخت و سازهای القاعده و احرار الشام (سازمانی شامل گروه های اسلامی و سلفی مختاف بشار اسد) را تخریب کرد.
گزینش اهداف معنی دار بود :
1) مجبور ساختن قدرت های دیگر در روشن ساختن سیاستشان در مقابل گروه های تروریستی.
2) پیغام مستقیم به ترکیه که افسرانش در حال حاضر احرار الشام را سازماندهی می کنند.
3) و سرانجام نمایش قدرت تا بدانند که هیچ گروه تروریستی در امان نخواهد ماند.

این مداخلۀ نظامی خواست روسیه را برای به عهده گرفتن نقش مؤثر در خاورمیانه نشان داد، البته نه علیه ایالات متحده بلکه در پیوند با آن. خیلی دور از مقابله با اوباما، روسیه برآن است تا نیروئی نظامی و کمکی که ایالات متحده به آن نیاز داشت را به میدان بیاورد، در حالی که پنتاگون به میدان بستۀ منازعات داخلی تبدیل شده است.
چه کسانی گروه های تروریستی را پشتیبانی می کنند ؟
امروز همه پذیرفته اند که جهاد طلبان در سوریه از سوی قدرت های خارجی تسلیحات نظامی و تأمین مالی دریافت می کنند. با این وجود، هیچ دولتی رسماً چنین پشتیبانی هائی را به عهده نمی گیرد. واکنش در رابطه با عملیات پلیس ضد تروریست روسیه در سوریه تناقض بسیاری از قدرت های مداخله گر را آشکار ساخت.
در نتیجه، وزیر امور خارجۀ فرانسه، لوران فبیوس اعلام کرد که « اتحاد [پیرامون روسیه] که پایگاه هایش هر گونه گردهمآئی سوری علیه تروریست ها را ممنوع کرده است، در واقع تبلیغات داعش را تقویت می کند  و قابلیت جذب آن را افزایش می دهد». با چنین دلیل برهانی لوران فبیوس اعتراف می کند که هدف فرانسه و هم پیمانانش در سوریه، ترکیه و عربستان سعودی، مبارزه علیه داعش نیست بلکه نگرش روسیه در زمینۀ مناسبات بین المللی را هدف گرفته است.
رئیس هیئت سناتوری نیروهای مسلح، جان مک کین اظهار داشت که احرام الشام شامل عناصری هست که توسط ایالات متحده آموزش دیده اند. در نتیجع، به گفتۀ او، حملۀ روسیه علیه تروریست ها اعمال خشونت علیه ایالات متحده تلقی خواهد شد. در ادامۀ همین منطق، او دستور داده است که به جهاد طلبان موشک های زمین به هوا تحویل داده شود تا هواپیماهای روسی را مورد اصابت قرار دهند.
پیغامی برای ترکیه
با آگاهی به این امر که گروه احرام الشام که پیش از این توسط کویت تأمین مالی و پشتیبانی می شد، در حال حاضر به شکل گسترده همین خدمات را از سوی افسران ارتش ترکیه دریافت می کنند، بر این اساس بمباران مواضع این گروه هشداری بود به رئیس جمهور رجب طیب اردوخان.
رجب طیب اردوخان جانشین شاهزاده سعودی بندر بن سلطان به عنوان پدر خواندۀ تروریسم اسلامی بین المللی شد و هدایت شبکۀ تروریستی را به عهده گرفت، و سپس ترکیه را به پناهگاه اخوان المسلمین تبدیل کرد و به این ترتیب جانشین قطر شد. در دسامبر 2014 ترکیه بک قرارداد استراتژیک گازی با روسیه امضا کرده بود ولی زیر فشار ایالات متحده مجبور شد از این قرارداد قطع نظر کند. هم زمان، ترکیه و اوکراین یک «بریگاد اسلامی بین المللی» برای مبارزه علیه «اشغال روسیه در کریمه» ایجاد کرده اند. در نتیجه مناسبات آنکارا و مسکو ناگهان به سوی وضعیت تنش آمیزی سوق پیدا کرد (1).
اردوخان در سفر به مسکو، در 23 سپتامبر و به مناسبا پرده برداری از بزرگترین مسجد اروپا، ولادیمیر پوتین او را نتقاعد ساخته بود که در گفتار خود علیه جمهوری عرب روسیه نرمش بیشتری به کار ببرد، ولی نه به شکلی که او را به ترک سیاست خصمانه دعوت کند.
اردوخان در بازگشت به کشورش، تنها به این موضوع بسنده کرد و گفت که برکنار شدن بشار اسد جزء اولویت ها برای رفع بحران سوریه نیست. ولی روسیه اعلام چنین موردی را کافی ندانست و جواز مبارزه ضد داعش را به حزب کارگر کردستان داد، به این معنا که روسیه نیز می تواند از حزب کرد ترکیه علیه دولت اردوخان پشتیبانی کند.
هیچ گروه تروریستی در امان نخواهد ماند
با گزینش حمله به القاعده و احرام الشام، روسیه گفتار یکپارچۀ ظاهری مبارزه علیه داعش و پرت وپلا گوئی «علیه القاعده» را جابجا کرد. اگر امروز همه پذیرفته اند که آن سازمانی که توسط اوسامه بن لادن بنیانگذاری شده در اصل یک اختراع آمریکائی بوده، و همه نیز امروز تصور می کنند و یا بگونه ای خیال می کنند که این مخلوق علیه خالق خود شوریده و واقعۀ مصیبت بار 11 سپتامبر 2001 را به وجود آورده است.
ولی دیدیم که در لیبی برای سرنگون سازی جمهوری و قتل معمر قذافی  القاعده متحد ناتو در لیبی بود. چنین واقعیتی برای ژنرال ایالات متحده کارتر هیم  Carter Ham فرماندۀ مرکز فرماندهی آفریکوم به اندازه ای شوک آور بود که از پست خود درخواست استعفا کرد.
در سوریه، فرانسه و ترکیه از طریق ارتش آزاد سوریه برای القاعده مهمات فرستاده شده است. این موضوع در پرونده ای که ارتش آزاد سوریه در 14 ژوئیۀ 2014 به شورای امنیت سازمان ملل متحد تحویل داده تأیید شده است (2).
و در حال حاضر، ژنرال دیوید پترائوس رئیس سابق سازمان سیا، و دوست دیرینه اش جان مک کین برای پشتیبانی از القاعده علیه جمهوری عرب سوریه فراخوان صادر کرده اند.
گروه احرام الشام دقیقاً پیش از آغاز رویدادهای سوریه در مارس 2011 توسط اخوان المسلمین ایجاد شد که برخی از اعضای آن جزء کادرهای القاعده بودند. در اینجا خیلی سریع اشاره کنیم که وجود احرام الشام یا بطور کلی تروریسم ویرانگر در سوریه خلاف آنچه فرانسوآ هولاند در تریبون سازمان ملل مطرح کرد، پیش از آغاز جنگ وجود داشته و از پیامدهای جنگ نبوده و همان گونه که رئیس جمهور سوریه بشار اسد گفته است «تروریسم» علت جنگ بوده است.
بطور مشخص، دروغ های ناتو و تناقضاتی که نزد آنها مشاهده می کنیم هر چه باشد، روس ها گروه های تروریست را بر اساس گروه های فهرست شده در سازمان ملل متحد (القاعده، النصره، داعش) هدف قرار می دهند و برای هیچ گروهی بر اساس پشتیبانی کننده هایشان تفکیکی قائل نیستند.
چه کسانی از مخالفان فعال مداخلۀ روسیه هستند ؟
از آغاز گسترش ارتش روسیه — هنوز یگا نهای سازمان پیمان امنیت جمعی به میدان نیامده اند — اردوی تبلیغاتی بزرگی در جهان راه افتاد تا روسیه را متهم کنند به :
1) سازماندهی ارتش عرب سوریه
2) بمباران نه گروه های تروریست بلکه مردم و شهروندان « مخالف رژیم»
3) تدارک حملۀ حجیم با همکاری پاسداران انقلاب ایرانی

تبلیغات جنگی که پایه و اساس ویژۀ جنگ نسل چهارم است بین فوریه 2011 تا مارس 2012 توسط ناتو تنظیم شده بود و به تدریج فروکش کرد. در حالی که طی یک سال تمام هر روز داستان تخیلی تازه ای دربارۀ جنایاتی که «رژیم» مرتکب شده بود می شنیدیم، از این پس تبلیغات جنگی به چند گروهک محدود شد که دیدبان حقوق بشر سوریه یکی از آنها بوده که در لندن مستقر می باشد و در واقع به اخوان المسلمین تعلق دارد و رسانه های آتلانتیست از آن تغذیه می کنند. رسانه های آتلانتیست با واکنشهای پاولوی دروغ های شرم آوری را به هم می بافند و تحویل اذهان عمومی می دهند.
لینک ویدئو :

ابتدا، ویدئوئی پخش کردند که در آن ارتش عرب سوریه نشان می دهد و زبان روسی شنیده می شود، این ترفند بر آن بود تا بگویند که سوریه توسط افسران روسی هدایت می شود. در واقع صدائی که در این ویدئو می شنویم گفتگوی جهاد طلبان است که از طریق تالکی والکی با یکدیگر حرف می زنند. یوری آرتامانوف Yuri Artamonov با بررسی نوار صورتی این اشتباه را نشان داده است (3).
لینک ویدئو :

سپس، سیلی از تصاویر و ویدئو دربارۀ قربانیان غیر نظامی در بمباران توسط نیروی هوائی روسیه سرازیر شد. یعنی تصاویر و ویدئوهائی که به دوران گردهمآئی های دوما و یعنی به دوران پیش از بمباران ها مربوط می شود.
لینک ویدئو :

و پس از این همه، حضور سربازان ایرانی در سوریه را نشان دادند که گوئی «رژیم»به کمک هم پیمانانش در حال آماده سازی ضد حملۀ گسترده ای علیه «شورشیان» است. در واقع، پس از سقوط پالمیرا ایالات متحده به ایران اجازه داد تا در سوریه نیرو پیاده کند، ولی شمار آنها کمتر از 5000 نفر است، یعنی تعدادی که برای ضد حمله در مناطق وسیع سوریه خیلی کم بنظر می رسد. در مورد شورشیان مسلح، پیش از این گفتیم که همۀ آنها یا جزء القاعده هستند و یا به گروه داعش تعلق دارند.
حال باید دانست که چه کسانی این اردوی مسموم تبلیغاتی را سازماندهی کرده اند و چرا. اگر با تأمل در مورد سوریه یافتن راه حل ممکن نیست، پاسخ وقتی روشن خواهد شد که صحنۀ جنگ را در متن باز سازی مناسبات بین المللی مورد بررسی قرار دهیم.
پیشنهاد روسیه به شورای امنیت
روسیه به شورای امنیت پیشنهاد کرد که طی تمام ماه اکتبر شیوۀ مقابله با تروریسم را مورد بررسی قرار دهد نه تنها در سوریه بلکه در مجموع آفریقای شمالی و خاور نزدیک (4).
روشن است که مسکو و واشنگتن در مورد توافق سال 2012 سرانجام به توافق رسیده اند— یعنی توافقی که کلینتون، پترائوس، آلن، فلتمن، هولاند و فبیوس آن را تخریب کردند — : یعنی تقسیم مسئولیت ها در جهان عرب. با این وجود، روسیه نمی خواهد روی شن های روان حرکت کند و برای پاکسازی منطقه فراخوان داده است.
در اینجا باید اساس این توافق را یادآوری کنیم : ایالات متحده بخشی از نیروهای مستقر در منطقه را بیرون می کشد درصورتی که روسیه امنیت اسرائیل را تضمین کند (5).
شرط روسیه برای تقسیم مجدد جهان گذار از نظام امپریالیستی، یعنی از یالتا به ساخت و سازی که بر اساس رعایت حقوق بین الملل به شکل عام و منشور سازمان ملل متحد به شکل خاص باشد. در نتیجه از پیش «مداخله در امور داخلی دولت های حاکم، استفاده از نیرو بی آنکه شورای امنیت اجازه داده باشد و منع تحویل جنگ افزار به بازیگران غیر دولتی افراطی».
ولی اشتباه نکنیم، این راه حل مستلزم کار بست قطعنامه های شورای امنیت است، به انضمام مسائل مرتبط به اسرائیل، اجرای اقدامات صلح عرب و طرح مشترک عمومی مرتبط به برنامۀ هسته ای ایران، ایجاد ساخت و ساز کنترل و رعایت آن توسط  دولت ها منطبق بر مجموع موازین مطرح شده، و سرانجام مبارزۀ عمومی علیه ایدئولوژی اخوان المسلمین.
به خاطر بسپاریم :
1) با وجود اختلافات سنگینی که آنها را در مقابل یکدیگر قرار می دهد (استقرار سپر ضد موشکی، سرنگونی رژیم اوکراین، تلاش برای کشاندن ولادیمیر پوتین به دادگاه بین المللی)، کرملین بر این باور است که می تواند به دولت اوباما برای ترمیم سیاست نا موفقش یاری رساند و زمینه را برای بازگشت به حقوق بین المللی فراهم سازد.
2) تنها با رعایت چنین شرطی هست که روسیه با تقسیم مسئولیت با ایالات متحده برای حفظ امنیت در آفریقای شمالی و خاور میانه به انضمام امنیت اسرائیل موافقت خواهد کرد.
3) بمباران توسط روسیه در سوریه هم پیمانان ایالات متحده را هدف نمی گیرد، بلکه باید آن را به عنوان کمک نظامی به رئیس جمهور اوباما تلقی کنیم که از یک سال گذشته اتحادیۀ ضد داعش از او تبعیت نمی کند.
4) روسیه امیدوار است که ایالات متحده را به گردهمآئی صلح منطقه ای تشویق کند تا قطعنامه های شورای امنیت کارکرد خود را بازیابد — به انضمام عقب نشینی اسرائیل به مرزهای 1967—، پیشنهادات صلح عرب و طرح اجرائی مشترک در رابطه با برنامۀ هسته ای ایران.
5) برای مبارزۀ قطعی علیه تروریسم اسلامی، باید به دلایل آن پرداخت و علیه آن مبارزه کرد : یعنی ایدئولوژی ماتریالیست اخوان المسلمین.

[1] “به سوی پایان نظام اردوخان”, بوسيله ىتی یری میسان, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 15 ژوئن 2015, www.voltairenet.org/article1..., « L’Ukraine et la Turquie créent une Brigade internationale islamique contre la Russie », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 12 août 2015
[2] « Résolution 2165 et débats (aide humanitaire en Syrie) », Réseau Voltaire, 14 juillet 2014.
[3] “Are thereRussiantroops in Syria ?”, Yuri Artamonov, September 5, 2015.
[4] À lire absolument : « Proposition russe d’un débat au Conseil de sécurité sur le terrorisme », Réseau Voltaire, 1er octobre 2015.
[5] « Obama et Poutine vont-ils se partager le Proche-Orient ? », par Thierry Meyssan, Оdnako (Russie), Réseau Voltaire, 22 février 2013

لینک متن اصلی در شبکۀ ولتر :

ترجمه توسط حمید محوی

۱۳۹۴ تیر ۱۹, جمعه



آمریکا برای جنگهای بی پایان آماده می شود

متن دکترین نظامی جدید آمریکا انتشار یافت. این سند بهمراه اسناد دیگری مانند راهکار سیبرنتیکی و استراتژی امنیت ملی آن، تمام جهان را در بر می گیرد. از جمله، حفظ وضعیت موجود در ساختار اقتصادی جهان و گسترش «ارزشهای جهانشمول» کذایی نیز جزو منافع ایالات متحده آمریکا در عرصه امنیت ملی بحساب آمده است.
ژنرال مارتین دمپسی، رئیس کمیته مشترک نیروهای مسلح آمریکا اظهار داشت، که از زمان اعلام استراتژی قبلی در سال ۲٠۱۱، تنشهای جهانی بطور قابل ملاحظه ای گسترش یافته»، و «برتری نظامی» آمریکا به صفر رسیده است. به همین سبب هم ضرورت تدوین سند جدید مطرح شد. ژنرال دمپسی مخاطره برخورد نظامی با دیگر کشورهای بزرگ در زمانهای نزدیک برای آمریکا را در حد «پائین، اما، فزاینده» توصیف کرد.
در این رابطه ژنرالهای آمریکائی اساسا روسیه را مد نظر دارند. ژنرال آدریان بریائو در کنفرانس اول ژویه ناتو در لندن اظهار عقیده کرد، که حضور دریائی بین المللی روسیه در حد قابل ملاحظه ای گسترش یافته و پس از شروع بحران اوکراین در اوایل سال ۲٠۱۴، تحرک ناوگان دریائی روسیه در دریاهای بالتیک، آتلانتیک، مدیترانه و سیاه را می توان بمثابه اعتماد بخود و خشن توصیف کرد.
دکترین نظامی جدید آمریکا، بلحاظ حجم، کوچک و در مجموع ۱۷ صفحه را تشکیل می دهد. جالب توجه است، که این راهکار همانطور که در مقدمه آن آمده، جوانان را مورد خطاب قرار داده است.
در متن دکترین به دو خطر ناشی از کشورهای هدف اشاره شده است. روسیه، چین، ایران و جمهوری دمکراتیک خلق کره بمثابه منشاء خطر تعریف شده و این کشورها را «تجدید نظر طلب» خوانده است (این اصطلاح مفهوم نیست، اما، بنظر می رسد این معنی را القاء می کند، که هر یک از کشورهای نامبرده به سلیقه خود «خواستار» ایجاد چنان نظم جهانی هستند که در آن نقش هژمونی جهانی آمریکا نفی می شود).
روسیه سند منتشره جدید آمریکا را بمثابه «سند رژیمی توصیف کرد که به استقلال کشورهای همسایه خود احترام قائل نبوده و آماده است برعلیه آنها بقدرت نظامی متوسل شود». همچنین، در سند گفته می شود، که «اقدام نظامی روسیه امنیت منطقه ای را بکمک واسطه ها (نیابیتی ها) بخطر می اندازد». در عین حال، تدوین کنندگان آمریکائی سند، روسیه را به زیر پا گذاشتن توافقنامه سال ۱۹۷۵ هلسینیکی متهم کردند(!؟).
جالب توجه است که راهکار جدید آمریکا تهدید از سوی چین را نا مشخص تر توصیف می کند. گمان می رود تدوین کنندگان این سند از کاربرد گفتمان پرخاشگرانه صریح در رابطه با پکن پرهیز می کنند. در عین حال، دریای جنوبی چین یادآوری می شود که چینی ها در جزایر آن زیرساختهای نظامی ایجاد می نمایند.
نوع دوم خطر مورد نظر استراتژی جدید آمریکا از منابع غیردولتی ناشی می شود. در اینجا در درجه اول گروهبندی «دولت اسلامی» بچشم می خورد. شایسته توجه این است که در متن سند، بطور کلی نامی از «القاعده» برده نشده است. در متن سند برنامه ای و سیاست خارجی آمریکا، فعلا «دولت اسلامی» جای «القاعده» را گرفته است.
تنظیم کنندگان سند اصرار دارند، که دو نوع خطر می تواند ادغام شده و عقیم بماند، و روزنامه میلیتاری تایمز،  داعش و شورشیان تحت حمایت روسیه در شرق اوکراین را نوع سنتی آنها می نامد. بدین ترتیب، روسیه در سند جدید آمریکا بمثابه دو خطر- هم کشور دشمن و هم بعنوان یک قدرت درگیر در جنگ بی سرانجام توصیف می شود.
دکترین نظامی تازه آمریکا تأکید می کند: «با اینکه ایالات متحده به کار با اطلاعرسانی به دیگران عادت دارد، اما اگر شرایط ایجاب کند، برای اقدام یک تنه نیز آماده است». در سند خاطرنشان می شود، که برای جنگ با دشمنان قوی، بسیج همگانی و حمایت گسترده از تمامی امکانات جنگی طیف های مختلف نظامی ضرورت دارد و برای انجام این امر آمریکا باید بوسطه نیروهای امنیت داخلی و ذخیره اقدام کند.
دکترین نظامی جدید آمریکا بموازات اجرای وظایف تبلیغاتی، تأکید می کند، که ایالات متحده برای مبارزه با تروریسم، نه برای امر دیگر، پایگاههای نظامی خود را با سمتگیری بسوی یک مرکز فرماندهی یکپارچه قادر به انجام «عملیات فرامنطقه ای»، در سراسر جهان مستقر می سازد.
روزنامه آمریکائی «دیفنس وان» ضمن تشریح استراتژی نظامی جدید آمریکا، مفهوم کاملا دقیق آن را در مقاله تحت عنوان «آخرین دستور دمپسی برای پنتاگون: برای جنگ طولانی آماده شوید»، تشریح نموده است (Dempsey’s Final Instruction to the Pentagon: Prepare for a Long War).
دکترین نظامی جدید آمریکا در مجموع هیچ نکته تازه ای در بر ندارد. این سند، افکار عمومی نیروهای مسلح و جامعه آمریکا را بسمت حفظ موقعیت غالب آمریکا بعنوان تنها «ابرقدرت جهانی» هدایت می کند. موضوع جدید در این سند، فقط عبارت از تقویت نگرانی رو به رشد در این باره است که آمریکائیها توانائی ایفای چنین نقشی را در جهان امروز دارند.
***

نوشته لئونید ساوین (Leonid Savin)

ترجمه ا. م. شیری

منبع:

در نشانی زیر نیز در دسترس است:
تاریخ ترجمه: ۱۸ تیر- سرطان ۱۳۹۴

۱۳۹۴ تیر ۱۱, پنجشنبه

رباتهای آمریکایی- قاتلان حمله می کنند
لئونید ساوین
(Leonid Savin)
ا. م. شیری
۸ تیر- سرطان ۱۳۹۴
بر اساس برخی ارزیابی ها، ماشینهای پرنده جاسوسی و جنگی بی خلبان آمریکایی- ام کیو- ۱، ام کیو- ۹ ریپر، ار کیو- ۴ گلوبال هاوک که آنها را هواپیماهای بی سرنشین نیز می نامند، تقریبا در ۶٠ پایگاه نظامی آمریکا در سراسر جهان مستقر هستند.
فکر استفاده از هواپیماهای بی سرنشین برای از میان برداشتن افراد یا گروههای کوچک انسانی هنگامی در آمریکا مطرح شد که پنتاگون در سال ۲٠٠٠ تصمیم گرفت موشکهای ضد تانک هل فایر (آتش جهنم. م.) را روی هواپیماهای بی خلبان پرداتور سوار کند. از ماه اکتبر سال ۲٠٠۱ زمانی که دولت جرج بوش پسر هواپیماهای بی خلبان را برای اهداف نظامی بکار گرفت، بیش از ۴٠٠٠ نفر بوسیله همین رباتهای آمریکائی در نقاط مختلف جهان به قتل رسیده اند. با ورود اوباما به کاخ سفید کاربرد مرگ آفرینان بی سرنشین آمریکائی تا حد قابل ملاحظه ای گسترش یافت. آمریکا اغلب اوقات در افغانستان، پاکستان و یمن از ماشینهای پرنده بی سرنشین استفاده می کند، که در نتیجه حملات آنها عمدتا افراد غیرنظامی به قتل می رسند.
طبق گزارش تحقیقات روزنامه نگاری (لندن)، در اثر حملات هواپیماهای بی سرنشین فقط در پاکستان ۲۵٠٠ نفر به قتل رسیده اند که یک سوم آنها کودک بوده اند. بعقیده کارشناسان دفتر تحقیقات روزنامه نگاری، مقیاس استفاده از پهبادها را می توان با جنگ تمام عیار اعلام نشده کاخ سفید در نقاط مختلف جهان برابر دانست». حاکمیت پاکستان نیز با اعلام اینکه ۹٠ درصد قربانیان حملات جنگی پهبادها در کشور را افراد غیرنظامی تشکیل می دهند، به نتیجه گیری تقریبا مشابه رسید.
دفتر تحقیقات روزنامه نگاری که پیرامون طرح ویژه منحصر به استفاده پنتاگون و سازمان سیا از پهبادها را تحقیق می کند، تعداد قربانیان کشورهایی را که با استفاده از این سلاح به قتل می رسند، بدقت معین نموده و آمار زیر را (تا ۳۱ ژانویه ٢٠۱۵) منتشر ساخته است.
حملات پهپادهای سازمان سیا در پاکستان در سالهای ٢٠۱۴ - ٢٠۱۵:
ــ در مجموع: ۴۱۳ مورد.
ــ منجمله، ۳۶۲مورد در دوره اوباما.
ــ مجموع مقتولان: ۳۴۳۸- ۳۹۴۲ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی: ۴۱۶- ۹۵۹ نفر
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ۱۶۸- ۲٠۴ نفر.
مجموع مجروحان: ۱۱۴۲- ۱۷۲٠ نفر.
عملیات مخفی آمریکا در سالهای ٢٠٠۲- ٢٠۱۵ در یمن:
ــ مجموع عملیات تأئیده شده: ۸۸- ۱٠۷ مورد.
ــ مجموع مقتولان: ۴۲۴- ۶۲۹ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی: ۶۵- ۹۶ نفر.
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ۸ نفر.
ــ مجموع مجروحان: ۸۶- ۲۱۵ نفر.
ــ در موارد کاربرد اضافی پهبادها: ۷۱- ۸۷ نفر.
ــ مجموع مقتولان: ۳٠۷- ۴۳۹ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی: ۲۶- ۶۱ نفر.
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ۶- ۹ نفر.
ــ مجموع مجروحان: ۷۵- ۱٠۲ نفر.
عملیات مخفی آمریکا در سالهای ٢٠٠۷- ٢٠۱۳ در سومالی:
ــ جمع موارد استفاده از پهپادها: ۷- ۱٠.
ــ مجموع مقتولان: ۱۸- ۳۳ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی:٠- ۱ نفر.
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ٠
ــ مجموع مجروحان: ۲- ۳ نفر.
ــ سایر موارد عملیات مخفی: ۱۵- ۷۲.
ــ مجموع مقتولان: ۱۵۶- ۳۶۵ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی: ۶۸- ۹۹ نفر.
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ۲۶- ۲۸ نفر.
ــ مجموع مجروحان: ۱۵- ۱٠۲ نفر.
تعیین تعداد دقیق قربانیان بسیار مشکل است. در یکسری موارد واقعیت حملات پهبادها انکار می شود. مثلا، هنگام ضربات مرگبار پهبادها به پاکستان در روزهای ششم و هشتم فوریه سال ۲٠۱۳، رسانه های جمعی گزارشی دایر بر کشته شدن ۹ نفر منتشر کردند و وزارت خارجه پاکستان نیز نامه اعتراضی رسمی به سفارت آمریکا فرستاد. در پاسخ به مقامات پاکستان گفته می شد که حادثه مزبور هیچ ارتباطی با آمریکا ندارد. زیرا، پس از ماه ژانویه سال ۲٠۱۳ گویا هیچ اقدام مرتبط با پرتاب پهبادها صورت نگرفته و بی خلبانها تحت مدیریت ارتش پاکستان بوده اند.
بی خلبانهای آمریکائی تنها کشورهای دیگر را تهدید نمی کنند. خود ایالات متحده آمریکا هر چه بیشتر به کشور پلیس تکنولوژیکی برای کنترل همه شهروندان تبدیل می شود، که هم اکنون تحت نظر دائمی ماشینهای پرنده قرار دارد. کنگره آمریکا در ماه فوریه سال ۲٠۱۲، قطعنامه پر کردن حریم هوایی آمریکا با سامانه هواپیماهای بی سرنشین را تصویب کرد. کارشناسان بر این باورند، که شمار آنها در آسمان آمریکا در پایان یک دهه، به ۳٠ هزار فروند خواهد رسید. در ماه ژانویه سال ۲٠۱۲، امریه ای خطاب به ارتش آمریکا صادر شد که بر اساس آن هواپیماهای بی سرنشین برای انجام وظایف آموزشی و «عملیات داخلی» در داخل ایالات متحده آمریکا استفاده خواهند شد. نیروی هوایی حق ندارد آمریکائی ها را تحت «نظارت ناهمآهنگ» قرار دهد، اما بدون سرنشینها در صورت اجرای وظیفه دیگر، «گاهگاهی» می توانند به جمع آوری اطلاعات مشغول شده و سازمان امنیت نظامی نیز بمنظور تشخیص مطابقت موضوع تحت نظر با اهداف قانون نظارت داخلی، آنها را مورد مطالعه قرار خواهد داد.
دولت آمریکا برنامه تولید و کاربست ماشینهای پرنده بی سرنشین را بعنوان یکی از مبانی انقلاب در عرصه نظامی تصور می کند. این در حالی است که بسیاری از کشورها واقعیت استفاده از بی سرنشینها بر علیه شهروندان را غیر قابل قبول می دانند، ریچارد فالک، رئیس بنیاد آمریکایی «صلح عصر اتم» اعتقاد دارد که همچون استفاده از سلاح اتمی، موافقت ایالات متحده آمریکا با منع جامع استفاده از پرنده های بی سرنشین بمنظور قتل، بسیار مشکل است.
به باور کارشناسان، در کنگره آمریکا تعداد بیش از ۵٠ نفر لابی «بی سرنشین» وجود دارد، که برنامه ماشینهای پرنده بدون سرنشین را مطرح می کنند. در همین حال، دولت مرکزی را حتی زمانی به خرید بدون سرنشینها وادار می سازند، که هیچ نیازی به خرید آنها نیست. فقط در ربع اول سال ۲٠۱۵ چند رکورد جدید حاکی از استفاده گسترده نیروهای مسلح آمریکا از ماشینهای پرنده بدون سرنشین زده شد
گاهنامۀ هنر و مبارزه : با درود به همگی. در حال حاضر گاهنامۀ هنر و مبارزه بدون وب سایت یا وب گاه مستقل منتشر می شود. هفته نامه های تی یری میسان در شبکۀ ولتر قابل دسترسی خواهد بود. لازم به یاد آوری می دانم که گاهنامۀ هنر و مبارزه و وبلاگهای دیگر به شکلی که پس از رفع مشکلات بلاگفا باز سازی شده، غیر فعال باقی خواهد ماند به این معنا که مقالۀ تازه ای در آنجا منتشر نخواهد شد، گر چه 3 مقاله از مقالات کمی قدیمی و دو اطلاعیه در مورد بلاگفا منتشر کرده ام ولی کار دیگری در وبلاگفا صورت نخواهد گرفت.
حمید محوی

روزنامه نگاران و جنگ
تی یری میسان
Les journalistes et la guerre
par Thierry Meyssan


روزنامه نگاران و جنگ

بوسيله ى تی یری میسان‬
با توجه به این امر که روزنامه نگاران در خدمت صلح هستند، شورای امنیت قطعنامه ای برای حفاظت از آنها در مناطق جنگی با توافق عمومی به تصویب رساند. با این وجود دو هفته بعد وزارت دفاع ایالات متحده موازینی برای بازداشت حرفه ای های رسانه ها که به فعالیت جاسوسی می پردازند منتشر کرد. از دیدگاه تی یری میسان این اقدامات می تواند علیه روزنامه نگاران کشورهای عضو ناتو به کار بسته شود.
ولترشبکه | دمشق (سوریه) | 29 ژوئن 2015

JPEG - 55.3 kb
27 مه 2015، شورای امنیت قطعنامۀ 2222 را در مورد حفاظت از روزنامه نگاران در مناطق جنگی را به تصویب رساند، ولی قطعنامه با توافق عمومی به این علت به تصویب رسید که به چگونگی روند حرفۀ روزنامه نگاری در دوران تلویزیون های جهانی شده و جنگ نسل چهارم پاسخ نمی گوید.
بحث و جدل شورای امنیت در 27 مه گذشته در مورد حفاظت از روزنامه نگاران در مناطق جنگی هیچ موضوعی را روشن نکرد [1] . دیپلمات ها کشورهای مختلفی را به قتل یا تسهیل قتل روزنامه نگاران متهم کردند، بی آن که چگونگی «روزنامه نگاری» را مورد بررسی قرار دهند که می تواند پوششی باشد برای فعالیت های مختلف، به انضمام جاسوسی، خرابکاری یا تروریسم.
تا کنون، روند بر این اساس بود که برای استفاده از موازین حفاظتی روزنامه نگار می بایستی :
1)کارت گواهی نامۀ روزنامه نگاری که از سوی مقامات زیصلاح و یا بنگاهی که برای آن کار می کند را در اختیار داشته باشد.
2) در جنگ شرکت نداشته باشد.
3) سانسور نظامی را نقض نکند.
شگفت آوری آخرین شرط را مشاهده می کنیم که برای حفاظت از اسرار نظامی پیشبینی شده، ولی برای استتار تبلیغات و جنایات جنگی به کار بسته می شود.
علاوه بر این، ما بر این باور بودیم که سربازانی که به عنوان روزنامه نگار برای رسانه های نظامی یا روزنامه های غیر نظامی کار می کردند و با نیروهای نظامی راهی مناطق می شدند نباید از امتیازات روزنامه نگار برخوردار شوند، زیرا سرباز بوده و از امکانات سرباز برخوردارند.
با یادآوری قتل فرمانده احمد شاه مسعود توسط دو روزنامه نگار، ایالات متحده نتیجه گرفتند که این حرفه می تواند به عنوان پوشش برای فعالیت تروریستی مورد سوء استفاده قرار گیرد. نمونۀ نزدیکتر، شهروند بریتانیائی عمر حسین بود که به امارات اسلامی پیوست و با نام جعلی ابو اولاکی Abu Awlaki مقاله هائی در مدح زندگی زیر پرچم داعش منتشر کرد. با این وجود، این گونه روزنامه نگار وابسته که در جنگ شرکت دارند بسیار ناچیز و حاشیه ای هستند. مسئلۀ اصلی در جای دیگری است. مسئلۀ اصلی در خود رسانه های جهانی شده و جنگ نسل چهارم (4GW) قابل مشاهده و بررسی می باشد.

رسانه های سراسری

تا سال 1989 رسانه ها ملی بودند. در نتیجه مخاطب تبلیغات تنها می توانست جبهۀ خودی باشد. البته می توانستند با هواپیما اعلامیه پخش کنند یا با امواج کوتاه رادیوئی برنامه اجرا کنند، ولی فرستنده همیشه به عنوان دشمن تلقی می شد.
در سال 1989، یک تلویزیون محلی ایالات متحده، CNN ناگهان به یمن ماهواره ها به تلویزیون سراسری تبدیل شد. تغییر وضعیت این تلویزیون — دیگر «آمریکائی» نبود — بی طرف بودن آن را در منازعات تضمین می کرد. سی ان ان خود را به عنوان رسانۀ «خبری دائمی» معرفی کرد و سقوط چائوشسکو را مستقیماً پی گیری نمود. پخش مستقیم رویدادها از دیدگاه تئوریک می بایستی مانع تحریف و بازتولید مصنوعی حقیقت شود.
ولی آنچه روی داد کاملاً عکس این ادعا بود. هیئت دبیرۀ سی ان ان قاطعانه از سال 1998 تحت نظارت یک یگان نظامی «یگان عملیات روانشناسی ارتش ایالات متحده» l’United States Army’sPsychological Operations Unit مستقر در دفاتر آن می باشد. رویداد ها مورد توجه قرار نگرفت، ولی نمایشی به کارگرانی سازمان سیا و پنتاگون در صحنۀ رسانه ای به نمایش گذاشته شد. به عنوان مثال، گور جمعی که در تیمیشوارا (در رمانی) کشف شد را به یاد می آوریم. تصاویر اجساد بیش از 4500 جوان [2]، که خونشان را گرفته بودند و یا در تظاهرات کشته شده بودند، و گزارش کردند که... زیرا دیکتاتور کارپات ها به سرطان لوکمی مبتلا شده بود وبه خون نیازمند بوده. خبر کشف این گور جمعی در سراسر جهان پخش شد. صورت اجساد را با اسید از بین برده بودند تا قابل شناسائی نباشند. چنین مواردی پرونده ای را تشکیل می داد که برای اثبات جنایات هولناکی که گوئی چائوشسکو «دراکولای رومانیائی» به مردم خودش تحمیل کرده کافی بنظر می رسید [3]. ولی بعدها آشکار شد که این اجساد را از گورستان شهر بیرون کشیده بودند.
با پخش همز مان گزارش از وقایع تحریف شده در تمام جهان، رسانه های سراسری به آن ظاهری واقعی بخشیدند. آنچه نیروی این سم پاشی را تقویت کرد، به این علت بود که رسانه های جبهۀ شوروی، در مجارستان، و آلمان شرقی را متقاعد ساخته بود به شکلی که آنها نیز این گزارشات را پخش کردند. در نتیجه اصلیت وقایع (البته در اشکال تحریف شده) توسط هم پیمانان رومانی به رسمیت شناخته شده بود. به همین علت نیز هست که می بینیم قدرت های بزرگ برای ایجاد شبکه های سراسری اخبار دائمی با یکدیگر در رقابت به سر می برند.
از سوی دیگر، نظریه ای که می گوید «روزنامه نگاران در محل وقایع حضور دارند تا آنچه را که می بینند گزارش دهند» و یا «پخش مستقیم از تحریف وقایع جلوگیری می کند» خیلی ساده انگارانه و حتی مسخره بنظر می رسد. بر عکس، روزنامه نگاران شاهدان عادی رویدادهائی که زیر چشمانشان رخ می هد نیستند و نباید باشند، روزنامه نگاران در واقع تحلیل گرانی هستند که باید حقیقت را در فراسوی ظاهر رویدادها کشف کنند. روزنامه نگاران در خدمت چنین هدفی هستند، به شکلی که مفهوم «اخبار دائمی» (به مفهوم وقایعی که بی وقفه فیلم برداری شده) نفی کار و نفی کارکرد روزنامه نگاری خواهد بود. روزنامه نگاران باید دائماً رویدادها را با یکدیگر تلاقی دهند، تجزیه کنند، بازرسی کنند، رویدادها در متن تاریخی، اجتماعی فرهنگی و غیره قرار دهند و به تحلیل و تعبیر آن بپردازند...و یا این که به هیچ دردی نمی خورند. تحریفاتی مانند گور جمعی در تیمیشوارا، ناتو دائماً در حال تولید این نوع گزارشات تحریف آمیز طی جنگ های یوگوسلاوی، عراق، افغانستان، عراق و به همین گونه طی جنگ لیبی و سوریه بوده است [4].

ضمیمه سازی روزنامه نگاران جنگی

با این وجود در سال 1992 یک گام دیگر برداشته شد. می دانید که از این تاریخ به بعد ایالات متحده و ناتو پیوسته در گوشه ای از جهان در حال جنگ بوده اند. طی این لشگر کشی ها گروهی از روزنامه نگاران برای پوشش دادن به چنین رویدادهائی در متن جنگ های معاصر تشکیل شد. کمی بیش از صد نفر از آنها با شتاب به بوسنی رفتند، سپس راهی بغداد، کابل و یا طرابلس شدند، و به این ترتیب به مخالفان غرب اجازه حرف زدن دادند. ولی نه تنها چند نفر از بین آنها، بلکه تقریباً تمام آنها به همکاران دائمی سرویس های مخفی ناتو تبدیل شدند. و اگر این روزنامه نگاران از نتایج بمباران متفقین روی مردم غیر نظامی گزارشی منتشر کرده اند، تنها به این علت بوده که به سرویس های اطلاعاتی ناتو اجازه دهند تا هدف گیری هایشان را دقیقتر تنظیم کنند. از این وصف چنین روزنامه نگارانی را باید به عنوان مأمور اطلاعاتی تلقی کنیم — و نه روزنامه نگار.
این موضوعی بود که من طی جنگ لیبی دائماً مطرح می کردم که موجب شرمساری حرفۀ روزنامه نگاری بود. با این وجود، این موضوع را سرانجام وقتی عملیات به پایان رسید ژنرال کانادائی شارل بوشار Charles Bouchard تأیید کرد. در آنتن رادیو کانادا، ژنرال بوشار اعلام کرد که ستاد فرماندهی ناتو در ناپل به مدد «گزارشاتی را که از بسیاری منابع دریافت می کرد از جمله رسانه هائی که در محل حضور داشتند و بسیاری از اطلاعات در مورد نیت ها و مکان استقرار نیروهای زمینی» وضعیت را تحلیل می کرد.
QuickTime - 4.8 Mb
مصاحبه با ژنرال بوشار، 31 اکتبر 2011، در رادیو کانادا ( به زبان فرانسه)
برای تبلیغ پیرامون اسطورۀ « انقلاب دموکراتیک » ناتو در سال 2012 یک دهکدۀ شاهد در سوریه را صحنه پردازی کرد. دولت نخست وزیر ترکیه برای انتقال روزنامه نگارانی که درخواست می کردند وسیلۀ نقلیه تدارک دیده بود. روزنامه نگارانی که به این دهکده می رفتند می توانستند تظاهرات را فیلم برداری کنند و نتیجه بگیرند که تمام سوریه به همین شکل قیام کرده است.
ولی ارتش عرب سوریه نیز برای کسب اطلاعات در مورد پشتیبانی های متفقین نزد شورشیان روزنامه نگار می فرستاد (البته نه روزنامه نگار سوری).
علاوه بر این، در این هفته وزارت دفاع ایالات متحده در رسالۀ حق جنگ این موضوع را کمی بیشتر روشن می سازد، و می گوید که سیر تحولی جنگ موجب شده است که برخی روزنامه نگاران در واقع به سرباز تبدیل شوند [5].
با بکار بستن چنین شیوه ای، وزارت دفاع این خطر را به عهده می گیرد که اغلب روزنامه نگاران جنگی غربی به عنوان «طرف دعوای بی امتیاز» هستند، یعنی گروهی خاص که خود وزارت دفاع ایجاد کرده و آنها را از حق برخورداری از منشور ژنو محروم ساخته است. در جنگ بعدی این سرنوشت می تواند در انتظار الجزیره، العربیه، بی بی سی، سی ان ان، کوریر دلا سرا، فوکس نیوز، فرانس 2، فرانس 24، لوموند، لیبراسیون، نیویورک تایمز، اسکای نیوز، واشنگتن پست و غیره باشد. من آنهائی را که شناسائی کرده بودم یادآور شدم.

ویدئوهای تقلبی در گزارشات روزمره

در سال 2011 بازهم یک گام بیشتر برداشته شد، و با استفاده از ویدئوهای تخیلی در استودیوی فضای باز در قطر، و انتشار آن در گزارشات روزمرۀ تلویزیونی. اوج این رسانه دروغ تصاویر ساختگی از سقوط طرابلس و ورود شورشیان به میدان سبز بود که ابتدا در فوکس نیوز پخش شد و سپس در تمام تلویزیون های آتلانتیست و خلیج (فارس). یعنی سه روز پیش از آن که تخیل به واقعیت تبدیل شود.
این موضوع قویاً از سوی ناتو مردود اعلام شد، ولی بعداً رئیس شورای ملی موقت، مصطفی عبدالجلیل در میکروفون فرانس 24 به زبان عرب تقلبی بودن ویدئو را تأیید کرد.
در حالی که ایالات متحده با روسیه در مورد تقسیم احتمالی خاورمیانۀ بزرگ گفتگو می کرد، در ژوئن 2012 ناتو در این فکر بود که از این فن آوری یعنی تهیۀ ویدئوهای تقلبی برای درهم شکستن مقاومت سوریه استفاده کند و قدرت را تصاحب کند. واشنگتن تلویزیون ماهواره ای سوریه «عرب سات» را قطع کرد و بر آن بود که آنها را در نیل سات نیز به دام بیاندازد. مجموعه ای از شبکه های آتلانتیست (ال عربیه، ال جزیره، بی بی سی، سی ان ان، فوکس، فرانس 24، فوتور تی وی، ان تی وی) برای استفاده از تصاویر سقوط جمهوری عرب سوریه و تصاویر سنتز که رئیس جمهور اسد را در حال فرار نشان می داد، تماماً تهیه شده در استودیوی قطری، خودشان را آماده کرده بودند [6]. سیگنال شبکه های تقلبی سوری روی عرب سات از سوی NSA در استرالیا فرستاده شد. با این وجود پیش از گردهمآئی ژنو 1 به دلیل اعتراضات بین المللی این طرح عملیاتی متوقف شد.

قوانین تبلیغات پیوسته همان است که بود

چنین ساخت و سازی به این معنا است که گسترش فن آوری موجب دگرگونی در فن آوری در زمینۀ تبلیغات نمی شود. چنین ساخت و سازی روی دو اصل بنیانگذاری شده :
1) با تکرار بی وقفۀ، یک دروغ شاخدار به حقیقتی انکار ناپذیر تبدیل می شود.
2) متقاعد کردن افرادی که هدف دروغ پردازی بوده اند کافی نیست، باید کاری کرد که آنها نیز از این دروغ تبلیغاتی دفاع کنند. برای دست یابی به چنین هدفی به هر وسیله ای باید آنها را مجبور کرد — اگر شده حتی برای یک بار — تا به آن چیزی که هنوز دروغ می پندارند اعتراف کنند (تبلیغ کنند). احترام به خویشتن مانع از این می شود که گذشته را به یاد آورده و تحریف را افشا کنند.
به عنوان مثال، وقتی سرویس های مخفی بریتانیائی گزارش دادند که جمهوری عرب سوریه از روی بالگرد بشکه های مواد منفجره روی سر شهروندان سوریه پرتاب کرده است، شما آن را باور نکردید. در سوریه، وقتی به ذئیس جمهور بشار اسد سرزنش می کردند که برای حفظ جان شهروندان مانع عملیات نظامی علیه جهاد طلبان شده، باز هم باور نکردید. چنین اتهامی پوچ است خصوصاً به این علت که ارتش بمب های خیلی مؤثرتری در اختیار دارد که روسیه به سوریه تحویل داده است. با این وجود، طی یک سال تکرار روزمره، این دروغ شاخدار چه در غرب و چه در خود سوریه به عنوان حقیقتی انکار ناپذیر جلوه کرد و در اذهان عمومی جا افتاد. گرچه ارتش سوریه در حلب از بالگرد استفاده نمی کند، زیرا جهاد طلبان موشک های زمین به هوا در اختیار دارند، با این وجود چنین واقعیتی مانع رسانه ها نشد تا با « شاهدان عینی » در مورد پرتاب بشکه های انفجاری از روی بالگرد مصاحبه تهیه نکنند.
ساخت و ساز چنین است که روزنامه نگاران نمی خواهند بپذیرند که فریب خورده اند و به عامل تبلیغات تبدیل می شوند و به سهم خودشان آن چیزی را که از همان آغاز به کذب بودن آن آگاه بودند به عنوان واقعیت انکار ناپذیر تکرار می کنند. عملاً، حرفه ای هائی که فکر می کنند حسن نیست دارند، از صرف و نحو رایج استفاده کرده و در پخش و انتشار دروغ می کوشند.

ضمیمه سازی رسانه ها در هنر جنگ

گرچه سرانجام تصاویر تقلبی برای بازنمائی فرار رئیس جمهور بشار اسد در سوریه به نمایش گذاشته نشد، ولی ناتو فن آوری جدیدی در زمینۀ رزمی ابداع کرد : که عبارت است از جنگ نسل چهارم (4GW).
جنگ نسل اول، متشکل از خط و ستون است، مانند جنگ های قرن هفدهم. ارتش قویاً بر اساس سلسله مراتب بوده و به کندی پیشروی می کند. ولی این نظم و ترتیب با ورود سلاح های گرم ناکار آمد شد و باطل گردید.
جنگ نسل دوم، خط و آتش است، مثل جنگ اوّل جهانی. این نوع جنگ نیز در سنگر و چاله مدفون شد.
جنگ نسل سوّم، نفوذ در خطوط دشمن و دفاع در عمق بهره می برد. این نوع جنگ مستلزم شرکت عمومی مردم و شهروندان غیر نظامی بود. مثل جنگ دوّم جهانی. ولی این ساخت و ساز نیز با پیشرفت در زمینۀ فن آوری نظامی و یون دب اختراع بمب اتمی دوام نیاورد.
جنگ نسل چهارم، جنگی است که به شکل نیابتی علیه کشورهائی که در دور دست ها واقع شده اند راه اندازی می شود و گروه هائی را که به هیچ دولتی وابسته نیستند و هیچ گونه مسئولیت دولتی نیز ندارند به این مناطق گسیل می کنند، مثل دوران جنگ سرد با ایجاد شورش های تقلبی یا حقیقی.
در این نوع جنگ که به هرج و مرج عمومی شباهت دارد، پنتاگون رسانه هائی را به عنوان یگان رزمی به سالن ستاد فرماندهی اش ضمیمه کرده است. این نکته را باید به یاد داشته باشیم که رسانه های تحول یافته اند. رسانه ها از این پس شرکت تعاونی نیستند، بلکه شرکت های سرمایه داری هستند با کارمندانی که هر آن می توانند از یون د یون دبا. موضوع تنها به صد نفر گزارشگر جنگی که به شکل یون دبا ه عنوان جاسوس و مأمور اطلاعاتی فعالیت دارند منحصر نیست، بلکه موضوع مشخصا به رسانه هائی باز می گردد که مجموع کارمندان و امکانات خودشان را در اختیار ارتش ها قرار می دهند.
موضوع مهم در این نکته نیست که روزنامه نگاران اطلاعاتی نظامی تهیه می کنند یا به سم پاشی مبادرت می ورزند. کار آنها، حتی بی عیب و ایراد ترین آنها در مجموعه ای عرضه می شود که در یون دبا جنگ است. وضعیت از این هم بدتر است، زیرا نیک اندیش ترین آنها به عنوان پردۀ استتار برای آنهائی که جاسوسی می کنند به کار برده می شود و سرانجام در گسترش دروغ رسانه شرکت دارد.
بطور مشخص، تصویب قطعنامۀ 2222 با رأی موافق تمام اعضا در شورای امنیت سازمان ملل متحد به این علت بود که به سیر تحولی حرفۀ روزنامه نگاری پاسخ نمی گوید.
ترجمه توسط حمید محوی Delicious Seenthis Digg RSS
[1] « Résolution 2222 et débats (journalistes en zones de conflit) », Réseau Voltaire, 27 mai 2015.
[2] “Mass Graves Found in Rumania ; Relatives of Missing Dig Them Up”, Associated Press, December 22, 1989.
[3] «Les vautours de Timisoara», par Serge Halimi, La Vache folle, août 2000.
[4] « L’effet CNN », cours de Thierry Meyssan à l’Accademia Nazionale della Politica (Italie), Réseau Voltaire, 19 mai 2003.
[5] Law of War Manuel, US Defense Department, June 2015.
[6] “جنجال جدید رسانه‌ای ناتو علیه سوریه در راه است”, بوسيله ىتی یری میسان‬, شبکه ولتر, 13 ژوئن 2012, www.voltairenet.org/article1