۱۳۸۷ شهریور ۱۰, یکشنبه



جنایت امپریالیست فرانسه درافغانستان را محکوم میکنیم.
استفاده از سلاح شیمیائی جنایت علیه بشریت است.
..........................................................
اخبار دربارۀ اورنیوم رقیق شده: افغانستان در خطر انقراض نسل
به گزارش حمید محوی
9 شهریور 1387, بوسيله ى دیاکو


برگرفته از سایت خبری سلام دمکرات
آقای برنارد کوشنر از اورانیوم رقیق شده چه می دانید؟
پیش از این در مقاله ای تحت عنوان «هیروشیما بغداد» مطالبی را که توسط ژوئل پنوشه روزنامه نگار آزاد پیرامون موضوع استفاده از سلاحهایی با شارژ اورانیوم رقیق شده جمع آوری کرده بود، به زبان فارسی منتشر ساختیم، در اینجا به گزارش دیگری در این زمینه می پردازیم که به سال گذشته باز می گردد...
در وبلاگ روزنامۀ فرانسوی «لیبراسیون» به تاریخ 3 دسامبر 2007 مطالبی دربارۀ حضور نظامی فرانسه در بین نیروهای حاضر در صحنۀ افغانستان می خوانیم (1) :
اسرار وزارت دفاع فرانسه
«اطلاعاتی را که وزارت دفاع سعی در پنهان ساختن آن داشت، در سایت نیروی هوای ایالات متحدۀ آمریکا منتشر شده بود. بر اساس این گزارشات، هواپیماهای فرانسوی، بطور متوسط 20 بمب در ماه روی افغانستان پرتاب می کنند، یعنی در مجموع از ماه آوریل 150 بمب پرتاب کرده اند، و باز هم یعنی یک بمب در هر 36 ساعت. در مجموع تعداد هواپیماهای فرانسوی که در اتحادیۀ ناتو در این منطقه شرکت دارند، شش فروند گزارش شده است که آشیانه های آنها در پایگاه قندهار است. این هواپیماها عبارتند از از سه میراژ 2000-د از پایگاه نانسی و سه میراژ اف 1 از پایگاه رایم. هواپیماهای اف 1 قاعدتا برای مأموریت های شناسایی مورد استفاده قرار می گیرند، ولی در افغانستان در مأموریت های پشتیبانی شرکت می کنند، و حتی تیراندازی با آتش بار را نیز با بمباران ترکیب می کند. بمب ها از نوع
GBU-12
می باشند که وزن آنها 250 کیلو و از هدایت لازر بهره می برد.»
http://www.chez.com/galleriejb/GBU-12.JPG
.
.
توضیح دربارۀ بمب
GBU-12
در خلال توضیحاتی که در مجلات مختلف نظامی می توانیم مشاهده کنیم، یکی از خصوصیات این بمب علاوه بر دقت بالا در شرایط آب و هوایی مختلف، سنگر کوب بودن آن است. «سنگر کوب» در واقع اصطلاح جنتلمنانه ای ست که برای پوشاندن واقعیت چنین سلاحی بکار می برند. زیرا حداقل از سال 1991 تا کنون آمریکا و ناتو در چهار جنگ از این نوع سلاحهای به اصطلاح سنگر کوب استفاده کرده است، که در واقع شارژ آنها تماما به اورانیوم رقیق شده مسلح می باشد. و باید دانست که آمریکا و کشورهای عضو پیمان ناتو و از جمله فرانسه هنوز استفاده از چنین سلاحی را قانونی می دانند. در حالی که بر اساس گزارشات دیگری، این نوع سلاحها نسل برانداز هستند و قدرت تخریبی آنها در طول زمان انجام می گیرد ( برای اطلاعات بیشتر به مقالۀ هیروشیما بغداد مراجعه کنید).یادآوری می کنیم که عمر اورانیوم رقیق شده بیش از چهار میلیارد سال است. نتیجه این که برنارد کوشنر وزیر فعلی امور خارجۀ فرانسه، که خود او پزشک است، حتما به چنین واقعیاتی آگاهی دارد. اگر ما در محاسبات و اطلاعات دچار اشتباه شده باشیم، در این صورت می توانیم بگوییم که اخبار اشتباهی در اختیار ما گذاشته بودند. ولی اگر چنین اخباری واقعیت داشته باشد، پیمان ناتو و با آن آقای وزیر برنارد کوشنر به جنایت علیه بشریت متهم خواهند.
http://www.armees.com/local/cache-vignettes/L280xH255/uranium2-4551e.jpg

۱۳۸۷ شهریور ۶, چهارشنبه

'مرگ ده ها غیرنظامی در حمله نیروهای آمریکایی در افغانستان'
الستر لایتهدخبرنگ
ار بی بی سی در کابل

وزارت کشور افغانستان می گوید 91 غیرنظامی در حمله نیروهای آمریکایی در غرب افغانستان کشته شده اند که بیشتر آنها زنان و کودکان هستند.نیروهای ائتلافی تایید کرده اند که در ولایت هرات دست به حمله ای زده اند اما گفتند در این حمله هیچ فرد غیرنظامی کشته نشده است.وزارت کشور در بیانیه ای گفت این تلفات در ولسوالی شیندند هرات روی داده است. رئیس پلیس ولایتی پس از حمله هوایی آمریکا گفت کودکان و زنان زیادی در میان کشته ها هستند. گفته می شود ده ها خانه در این حمله ویران شده است.
...............................................................................................................................

The United Nations has announced that a minimum of 90 people were killed in Friday’s US airstrike in Herat Province. This number includes 60 children, and stands as one of the largest incidents of US-inflicted slaughter of civilians since the 2001 invasion. Is this part of ‘building democracy’ or ‘the war on drugs’. It can’t be the former since those parts of the country not under control of the Taliban are in the hands of the warlords. It can’t be the latter since 90% of the world’s trade in opium now comes from Afghanistan. So the killing will go on until such time as we remove our troops and break with the war policies of the US.
Afghanistan demands end to Nato air strikes on villagers

۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

بيست و هشتم اسد را گرامی بداريم و تعهد خارائین خود رادر مسیر برپائی و پیشبرد مقاومت ملی، مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و رژیم پوشالی سرتاسری سازیم
بار دیگر سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس فرا رسید.بیایید تا دست در دست هم داده یاد عزیزانی را که در راه تامین استقلال سیاسی افغانستان جانفشانی نمودند تجلیل نماییم. بیایید تا با اتحاد و همبستگی، خاطرات شجاعتها، دلیریها، ایثار و رشادتهای اجداد و نیاکان خود را که بخاطر تامین استقلال و آزادی افغانستان فداکاریها داشتند زنده نماییم و تعهد خارائین خود را برای ادامه دادن راه آنان و بخاطر نجات افغانستان از زیر سلطه امپریالیزم لجام گسیخته امریکا هرچه بیشتر و بیشتر استوار وآهنین سازیم.اگر تاریخ معاصر کشور را مورد بررسی قرار دهیم و یا در واقع سراسر تاریخ کشوری بنام افغانستان را ورق زنیم دیده میشود که تاریخ سلطه مستقیم و غیرمستقیم استعمار کهن و امپریالیزم و حاکمیت طبقات استثمارگر و وابسته به آنهاست. این تاریخ از یک جانب تاریخ مبارزات طبقاتی و ملی مردمان ما علیه طبقات حاکم و استثمارگر و اربابان استعمارگر و امپریالیست شان و از طرف دیگرتاریخ سرکوب این مبارزات توسط استثمارگران بومی و باداران خارجی استعمارگر و امپریالیست شان میباشد.هشتاد و نهمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس را درحالی تجلیل میکنیم که فقر و بدبختی، آوارگی، بی خانمانی، درد و رنج و مشقت هزاران انسان بیگناه این سرزمین، علی الخصوص جوانان، سیر رو به افزایش خود را سپری میکند. سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس را در حالی تجلیل مینماییم که نیروهای 37 کشور امپریالیستی و ارتجاعی خارجی بی مهابا و خود سرانه دست به هرنوع عمل جنایتکارانه ای که بخواهند میزنند. بمباران های هوائی خود سرانه نیروهای یانکی و متحدین شان درگوشه و کنار کشور، ازآنجمله هسکه مینه ننگرهار، نورستان، زیرکوه شیندند، کاپیسا و دیگر مناطق کشور نمونه های بارزی از این خود سری هاست. تجاوز به زنان ودختران، رشد روز افزون کشت و قاچاق مواد مخدر در کشور، اختطاف اطفال، ترور، اختناق، آدم ربائی، تورم اقتصادی، فساد اداری، بالا رفتن پیهم نرخ مواد ارتزاقی و بی کنترول شدن بازار اقتصادی افغانستان، بی امنیتی سرتاسری به شمول بی امنیتی در پایتخت، شهر های بزرگ و شاهراه ها، تزلزل و پاشیدگی در اردو و پولیس رژیم پوشالی، این حقیقت را دیگر کاملا و در عمل به اثبات رسانیده که حاکمیت موجود تا چه حد غرق در فساد و تا چه حد پوشالی و دستنشانده میباشد. امروزه کشتار انسانهای بیگناه، تخریب منازل ومزارع دهقانان و سیر رو به کاهش سریع و روز افزون ظرفیت اشتغال، خون میلیون ها انسان محروم و تحت ستم این سرزمین را به جوش آورده است. توده های ستمدیده و به انقیاد کشیده این سرزمین آنقدر عاصی اند که در شرایط نبود حضور فعال نیروی ملی، مردمی و انقلابی در صحنه پیکار حتی وسیعا به سوی یک نیروی ارتجاعی امتحان داده، یعنی طالبان کشانیده میشوند. یاد بود خاطرات جانباختگی های اجداد ما گویای این حقیقت است که بدون داشتن برنامه ملی، مردمی و انقلابی روشن، برپایی مقاومت سرتاسری و بسیج و سازماندهی عمومی توده های ستمدیده، در مسیر برپائی مقاومت ملی مردمی وانقلابی، نمیتوان به استقلال و آزادی حقیقی دست یافت. حصول استقلال وآزادی حقیقی، آگاهی و شعور انقلابی، بصیرت سیاسی و توده های بسیج شده و سازمانیافته می خواهد.در شرایط فعلی مبارزه برای برپائی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست، ضرورت مبارزاتی عمده جامعه ما محسوب میشود. به همین خاطر جنبش انقلابی جوانان افغانستان از تمامی نیروهای انقلابی آگاه میخواهد که با توجه به تعهد خارائین به منافع علیای توده ها و کشور، یکپارچه، متحد و همصدا با هم و با تمامی قوت و توان در جهت بیرون رفت از زیر سلطه اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشانده شان حرکت نمایند. آنچه را که باید جایگزین استعمار و سلطه شوم امپریالیزم جهانی نمود، همانا تامین استقلال سیاسی افغانستان از طریق اخراج قوای اشغالگر و سرنگونی رژیم دست نشانده در مسیر سرنگونی کل سلطه امپریالیزم بر کشور، سرنگونی حاکمیت نیمه فئودالیزم و بورژوازی کمپرادور و استقرار حاکمیت دموکراتیک توده های وسیع خلق های کشور، عمدتا دهقانان و در راس کارگران، بر پایه پیشبرد انقلاب ارضی و مصادره سرمایه دلال خواهد بود. این دوهدف بزرگ ( سرنگونی سلطه امپریالیزم و سرنگونی سلطه ارتجاع داخلی ) مضمون ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی انقلاب دموکراتیک نوین کشور را تشکیل میدهد. یکبار دیگر روی فراخوان های مطرح شده در پلاتفورم مبارزاتی جنبش انقلابی جوانان افغانستان تاکید می نمائیم و اعلام می کنیم که :« درشرایط امروزی نیازشدیدی برای برپائی جنبش وسیع ملی مردمی و انقلابی جوانان وجود دارد. » « جوانان یکی از بخشهای حساس جامعه ما محسوب میشوند که در مسیرتغییرات و تحولات اجتماعی به سرعت به حرکت درمی آیند. » « بسیج وسیع جوانان در مقاومت ملی مردمی وانقلابی یکی از آن وظایف تخطی ناپذیرملی مردمی و انقلابی به شمار می رود که اجرای اصولی آن، نظام مستعمراتی – نیمه فئودالی حاکم را درمعرض نابودی قرارمیدهد. »« باید تمامی جویبارهای نارضایتی و خشم جوانان به حرکت درآیند و سمت وسوی واحدی بیابند، تا قوت عظیم مبارزاتی شان در پیوند با کل مقاومت ملی، مردمی و انقلابی خلق های زحمتکش کشور و به مثابه بخشی از این سیلاب سهمگین، به حرکت در آیند و بر دژهای اشغالگران و دست نشاندگان شان یورش برد و ویران شان سازد. » جنبش انقلابی جوانان افغانستان در هشتاد و نهمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از دست استعمار پیر انگلیس یکبار دیگر تعهد می بندد که در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی، مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشانده، از هیچگونه سعی و مجاهد تی فرو گذار نخواهد کرد.
به پيش در راه برپائي و پيشبرد مقاومت ملي مردمي و انقلابي عليه اشغالگران امپرياليست و خاينين ملي!
جنبش انقلابي جوانان افغانستان28 اسد 1387

۱۳۸۷ مرداد ۲۹, سه‌شنبه


از خلق دربند فلسطین درمقابل رژیم تا بدندان مسلح صهیونیست اسرائیل دفاع کنیم

در سالهای اخیر دهها هزار درخت کهنسال زیتون توسط سربازان فاشیست و مزدور اسرائیلی نابود شده است. دراینجا شاهد پیر زن فلسطینی هستید که همجون مادری داغدیده به درخت چسبیده و زاری می کند. این است دموکراسی و حقوق بشر آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپائی. ننگ ونفرت بر مزدوران ایرانیشان که با پرچم دروغین " خلق" ، "آزادی "، "دموکراسی"،"فدرالیسم " به وقیحانه ترین شکلی زمینه فاجعه عظیمی برای ملت ایران را تدارک می بینند.
خلق دربند فلسطین حق دارد با هر وسیله ای ازسرزمین و موجودیت خویش دفاع کند و مزدوران اشغالگر و جنایتکار صهیونیست را به دیار عدم بفرستد. تا پیروزی نهائی بر متجاوزین اشغالگر نبرد خلق فلسطین ادامه خواهد داشت و کسانیکه از این نبرد رهائبخش حمایت نکنند نوکران و جیره خواران صهیونیسم وامپریالست اند.

۱۳۸۷ مرداد ۲۸, دوشنبه


يك روزنامه آمريكايي در گزارشي با اشاره به تنش ميان آمريكا و روسيه به دليل ناآرامي‌ها در منطقه قفقاز و تاثير آن بر تحريم‌هاي جديد عليه ايران نوشت: به دليل اين اختلافات واشنگتن اميدي به حمايت‌هاي مسكو در تحريم‌هاي جديد عليه ايران ندارد.
به گزارش فارس، كريستين‌ساينس‌مونيتور در شماره امروز خود نوشت: روسيه كه سازنده راكتور برق اتمي 800 ميليون دلاري ايران است از دير باز در برابر اعمال تحريم‌ها عليه ايران براي توقف برنامه هسته‌اي اين كشور مقاومت كرده است و تلاش‌هاي آمريكا براي دور چهارم تحريم‌ها كه از هفته گذشته آغاز شده است ممكن است به دليل اختلاف آمريكا-روسيه درباره مسئله قفقاز ناكام بماند. اين نشريه آمريكايي در ادامه به نقل از "مايكل مك فول" كارشناس روسيه و ايران در "موسسه هوور دانشگاه استانفورد" نوشت: اختلاف آمريكا و روسيه هرگونه اميد براي همكاري عليه ايران را بيش از پيش دشوار كرد. مك فول همچنين تاكيد كرد: جلب حمايت عليه ايران، "بدون شك" بزرگترين قرباني راهبردي تنش جديد آمريكا-روسيه است. اين كارشناس مسايل روسيه و ايران همچنين افزود: ايران آخرين موضوع جدي است كه دولت "جرج بوش" رئيس‌جمهوري آمريكا برحسب تغيير سياست خود تصميماتي براي آن دارد.ايران همچنين يكي از جايگاه‌هاي بالاي منفعتي امنيت ملي براي آمريكا است و اين در حالي است كه روسيه نقشي مستقيم در آنچه واشنگتن قصد دارد انجام دهد، دارد. كريستين‌ساينس‌مونيتور نوشت: مقامات آمريكا و اروپايي در تلاش براي مجازات روسيه براي اقدام نظامي در گرجستان بودند اما پس از پنج روز درگيري كه به حقارت گرجستان يا همان نيروهاي تحت مشاوره آمريكا، منجر شد، "ديميتري ميدويديف" رئيس‌جمهوري روسيه اعلام كرد "متجاوزان" "مجازات" شده و دستور پايان عمليات نيروهاي مسكو در گرجستان را صادر كرد. روسيه همچنين "ميخائيل ساآكاشويلي" رئيس جمهور فارغ‌التحصيل آمريكاي گرجستان را به شدت مورد انتقاد قرار داده و وي را "تروريست" و "ديوانه‌اي" خواند كه مي‌بايست ( به دستور آمری÷ا ) دست به "نسل‌كشي" بزند. اين نشريه آمريكايي در ادامه به نقل از يك تحليلگر سياسي داخل ايران كه نخواست نامش فاش شود نوشت: اين اختلاف ميان آمريكا و روسيه، فرصت بسيار مناسبي براي ايران است.هر گونه اختلاف ميان آمريكا و روسيه مورد استقبال ايران قرار خواهد گرفت.
گزارش و آمارهای واقعی از شکست اسرائیل در برابر حزب الله لبنان
سایت البدیل عراق Albadeeliraq.comبرگردان احمد مزارعی
گزارش و آمارهای واقعی از شکست اسرائیل در برابر حزب الله لبنان
منابع اطلاعاتی فرانسه اخباری بسیار مهم و دردناک درباره جنگ اسرائیل در لبنان در خلال جنگ جون 2006 منتشر کرده است.
مرکز Access of logic در ماساچوست آمریکا، گزارشی از جنگ تابستان 2006 اسرائیل و لبنان و عوامل مستقیم و غیرمستقیم آنرا منتشر کرده است. مرکز مذکور موضوع را از گزارش 30 صفحه ای که شامل نقشه ها و برنامه های عکس و نقشه و توضیحات است، از قول محقق و روزنامه نگار آمریکایی، برایان هارینگ ، که متخصص امور امنیتی است، نقل می کند. گزارش هارینگ با استفاده از گزارش منابع رسمی دولتی فرانسه نگاشته شده است.
هارینگ در خلال مسافرتی که از مسکو به پاریس داشته است، این اسناد را بدست آورده است. بر اساس خلاصه ای که آقای هارینگ از اسناد گزارش 300 صفحه ای فرانسویان ترجمه کرده است، موساد ، سازمان اطلاعاتی اسرائیل رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان را ترور کرده است. (1)
بر اساس توضیحاتی که در این گزارش آمده و همچنان که در گزارشات آقای سیمون هرش در مطبوعات نیز انتشار یافت، جنگ اخیر اسرائیل با لبنان، نه بر اساس اقدام حزب الله مبتنی بر اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی در 12 جون گذشته صورت گرفت، بلکه در نتیجه برنامه از قبل تنظیم شده ای که آمریکا و اسرائیل بر آن توافق کرده بودند، این حمله صورت پذیرفت.
در این گزارش آورده می شود که دولت آمریکا به اسرائیل اطلاع می دهد که:" ما در حال حاضر بدلیل گرفتاری هایی که در عراق داریم نمی توانیم برای شما سرباز ارسال کنیم. اما برای ضربه ای کمرشکن به حزب الله شما را با انواع اسلحه ها و ذخائر جنگی، از قبیل بمب های معمولی و خوشه ای و سایر ذخیره های مورد نیاز شما اقدام خواهیم کرد.
و اما در مورد وقایع عملی جنگ ، مترجم گزارش مختصری را بصورت وقایع یومیه ارائه می دهد. در این گزارش بین حقیقت آنچه که در جنگ اتفاق اقتاده تا گزارشی که اسرائیلی ها منتشر کرده اند، دریایی ژرف وجود دارد.
در گزارش مذکور، بر اساس منابع رسمی دولت اسرائیل تاکید شده که کشته های آنان 2300 نفر و نه آنطوری که در مطبوعات اعلام کرده اند، 119 نفر بوده اند. از این 2300 نفر ، 600 نفر از آنها در بیمارستانها در اثر جراحات عمیق جان خود را از دست دادند. اما زخمی هایی که بطور عمیق آسیب دیده اند و تا کنون زنده مانده اند 700 نفر می باشند.در گزارش آمده است که 65 سرباز اسرائیلی در حالیکه در چند خانه لبنانی ها مخفی شده بودند یکجا بوسیله چند موشک ضد تانک کشته شدند. از طرف دیگر حزب الله با هدف قرار دادن بیمارستانی در شهر " صفد" (در اسرائیل) تعداد زیادی از سربازان اسرائیلی را به قتل رسانیدند. این بیمارستان نظامیان مجروح اسرائیلی را درمان می کرده است.
اما در مورد خسارت و تعدادکشته های حزب الله، بر اساس گزارش سازمان ملل 50 نفر و بر اساس گزارش دولت لبنان که مخالف حزب الله بود، 49 نفر بوده است. در گزارش آمده است که مجموعه تانکها و نفربرهای زرهی ارتش اسرائیل، 65 عدد تانک و نفربر بطور کامل نابود که از میان آنها 38 تانک میر کافا mir kafa که بوسیله موشکهای ضد تانک متلاشی شدند، و 15 عدد دیگر آنها بوسیله مین های ضد تانک نابود شدند.
تعداد تانکها و نفربرها که آسیب های جدی دیدند 93 عدد بوده اند. در گزارش تفصیلی که به جزیئات جنگ پرداخته شده است، اشاره می شود که حزب الله 18 سرباز اسرائیلی را در روز 27 جون یکجا بقتل رساند و این در نتیجه کمینی که در راه آنها نصب کرده بودند، بوده است. همچنین در هجوم دیگری در روستای بنت الجبیل، 41 سرباز باضافه 12 نفر دیگر ، بهمراه 8 ماشین زرهی آنان در همین تاریخ منهدم شد.
در روز نهم آگوست جنگجویان حزب الله به چند منزل که سربازان اسرائیلی در آنجا ها مخفی شده بودند و با خراب کردن آن منازل توانستند 23 نفر از آنان را بقتل برسانند. در ادامه در گزارش آمده است که در روز 12 آگوست نیروهای حزب الله توانستند در جنگی روی در رو 24 سرباز دیگر اسرائیلی را بقتل رسانیده و با سرنگون کردن یک هلیکوپتر اسرائیلی دیگر موجب قتل 5 نفر از سرنشینان آن گردیدند.
در مورد انهدام ناو جنگی "ساعر"، که نیروهای حزب الله آنرا در تاریخ 14 جولای منهدم کردند در گزارش برایان هارینگ آمده که تعداد افسران و سربازان کشته شده 24 نفر بوده ولی اسرائیلی های تنها 4 نفر ذکر کرده اند.
در گزارش آمده است که نیروی هوایی اسرائیل 12000 نوبت به حمله هوایی علیه شهرهای لبنان دست زده است. همچنین نیروی دریایی اسرائیل 2500 لوله توپ و موشک و نیروی زمینی اسرائیل 100000 گلوله توپ به شهرهای مرزی لبنان شلیک کرده است. در گزارش آمده که زیانهایی که از این جنگ بر لبنان وارد شده است غالبا به ساختمانها ، بیمارستان ها، مدارس و پلها وارد آمده است.
از طرفی 30 درصد کشته شدگان این جنگ کودکان زیر 14 سال بوده اند. همچنمین اسرائیل در این جنگ به تخریب 600 کیلومتر جاده های کشور لبنان ، 73 پل ، 31 مرکز گمرک، واحدهای تصفیه آب و فرودگاه و 25 مرکز توزیع بنزین ، 900 مرکز بازرگانی ، 350 مدرسه، دو بیمارستان و 15000 منزل مسکونی ، و در مجموعه 13000 منزل به اشکال مختلف تخریب شده اند.
در گزارش رسمی دولت فرانسه که بطور خلاصه ترجمه شده است گفته می شود که اسرائیلی ها گزارشات نادرستی را از طریق حزب الله و روسیه دریافت داشته بودند.
توضیح:1- دکتر الیاس عاقله محقق و تاریخ نگار لبنانی ساکن آمریکا یک هفته بعد از قتل حریری مقاله ای در مجله حقایق چاپ انگلیس انتشار داد مبنی بر اینکه ماشین آقای حریری بتوسط یک شرکت آمریکایی و سوئیدی به مبلغ 600 هزار دلار در سال بیمه شده بوده که این ماشین بطور دائم با ماهواره کنترل و دیده بانی می شده است . از طرفی این ماشین بوسیله با پوسته ای از اورانیوم تقلیض شده حفاظت می شده است و در خاورمیانه بجز آمریکا و اسرائیل کسی دیگری امکان منفجر کردن این ماشین را نداشته است.

۱۳۸۷ مرداد ۲۶, شنبه

بیانیه اپوزیسیون بین المللی یهود علیه حمله به ایران




نقل از سایت خبری اخبار روز
شنبه ۲۶ مرداد ۱٣٨۷ - ۱۶ اوت ۲۰۰٨
بیانیه اپوزیسیون بین المللی یهود علیه حمله به ایران
بیانیه‌ی زیر پاسخی است به مقاله‌ی بِنی موریس در باره‌ی حمله به ایران که در نشریه‌ی نیویورک تایمز در تاریخ 18ژوئیه به چاپ رسیده است. اپوزیسیون بین‌المللی یهود این بیانیه را را به عنوان اعتراض به منطق، تحلیل و هدف این مقاله امضا کرده است. به طوری که از متن زیر دریافت خواهید کرد، 113 امضاکننده از 14 کشور، از جمله، پروفسور نوام چامسکی این بیانیه را امضا کرده‌اند. این بیانیه به زبان‌های عربی، آلمانی، انگلیسی و فرانسوی منتشر شده است.
..............................................................................................................

اطلاعیه‌ی مطبوعاتی مونت رآل، 11 اوت 2008 برای انتشار فوری بین‌المللی

تلاش‌هایی که برای به صدا درآوردن طبل جنگ به منظور بمباران تأسیسات اتمی ایران می شود، در حال حاضر مضمون رویدادهای سیاسی در ایالات متحد آمریکا و اسرائیل را تشکیل می‌دهند. نظریه‌ی ابرازشده در مقاله‌ی تاریخدان اسرائیلی، بِنی موریس نیز در جهت پشتیبانی از همین نیروهای سیاسی است. اپوزیسیون بین‌المللی یهود با انتشار این بیانیه خشم خود را از پیشنهادات عنوان‌شده در مقاله‌ی یادشده ابراز می‌دارد و مخالفت خود را با آن اعلام می‌کند. تبلیغ حمله به ایران نه تنها در تضاد با خواست جبهه‌ی گسترده‌ای از اپوزیسیون اجتماعی-سیاسی قرار دارد، بلکه در خلاف جهت سیاست آرامی است که ایران از طریق روابط متقابل دائمی در قبال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سازمان ملل و نیز در گفتگوهای مربوط به روابط اقتصادی و تجاری با ایالات متحد آمریکا در پیش گرفته. اسرائیل خود را متعهد به آتش‌بسی کرده که از یک ماه پیش تاکنون دوام آورده و خدمت بزرگی به آرامش مردم در اسرائیل و نوار غزه کرده است. طرفداران دیدگاه‌های میلیتاریستی با توجه به شکل‌گیری این سیاستِ عقلانیت و مذاکره، تلاش می‌کنند استدلال‌هایی را به نفع جنگ عنوان کنند تا پیش‌شرط‌های جنگ دیگری فراهم شود. موریس کوشش می کند چنین پیش‌شرط‌هایی را تولید کند و چنین استدلال می‌کند: «ایرانیان -خواه به دلیل ترس از حمله‌ی اتمی پیشگیرانه‌ی اسرائیل، خواه به دلایل دیگر- هر بمبی را که بسازند به کار خواهند برد. به همین دلیل، احتمال حمله‌ی اتمی اسرائیل به منظور جلوگیری از برداشتن آخرین گام‌های ایرانی‌ها برای دستیابی به بمب اتمی وجود دارد. تنها جایگزین این حمله این است که بگذارند ایران به بمب اتمی دست یابد. در هر یک از این دو حالت یک هولوکاوستِ اتمی در خاورمیانه از پیش تدارک شده است.» http://nytimes.com/2008/07/18/opinion/18morris.html تبلیغ اجتناب‌ناپذیری کشتار جمعی، خاطره‌ی هولوکاوست نازی‌ها را برای یهودیان و اسرائیلی‌ها تازه می‌کند‌. هدف این استدلال عبارت از بسیج هر گونه پشتیبانی برای حمله‌ی نظامی علیه ایران و راه انداختن یک جنگ دیگر از طریق کشیدن پای ایالات متحد به این درگیری است. پوچی این استدلال با یادآوری این نکته به خوبی آشکار می‌شود که 16 سازمان امنیتی ایالات متحد به این نتیجه رسیدند که ایران برنامه‌ای برای ساخت جنگ‌افزار اتمی ندارد و در پنج سال گذشته نیز نداشته است. ما با برداشتن ندای پشتیبانی از محکومیت سلاح‌های غیرقانونی اسرائیل و فراخوان تبدیل خاور میانه به منطقه عاری از سلاحای اتمی، شهامت قهرمانانه‌ی مردخای وانونو، افشاگر برنامه‌ی جنگ‌افزارهای اتمی اسرائیل را می‌ستاییم. دیدگاهی که پایه‌ی آن بر جنگ نابودکننده‌ی متقابل به عنوان راه حل مسایل امنیتی قرار دارد، به طرز حیرت‌آوری تضادآمیز است. فقط اختراع نازی‌گونه‌ی تهدیدی برای موجودیت اسرائیل می‌تواند توجیه‌گر چنین فراخوانی به جنگ باشد، و این شبیه به استدلالی است که برای اشغال سرزمین‌های عربی عنوان می‌شود ، مبنی بر اینکه فلسطینی‌ها برای ریختن اسرائیلی‌ها به دریا توطئه کرده‌اند. به همین ترتیب، عنوان کردن ایدئولوژی ایرانی (اسلام) به عنوان علت درگیری نیز با هیچ منطقی سازگار نیست. حتا اعلام نبرد سیاسی با اسرائیل از سوی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران نیز با وجود همه‌ی اشتباهات در ترجمه سخنانش، فراخوان نابودی اسرائیل نیست. ما خواهان امنیت برای همه‌ی طرف‌های درگیر هستیم، به این ترتیب که حق همه را برای امنیت به رسمیت می شناسیم. گرچه به هیچ‌وجه به چشم‌انداز اجتناب‌ناپذیر بودن درگیری اعتقادی نداریم، علیه هیستری طرفداران ضربه زدن به ایران که اکنون به دلیل شکست‌های متعدد پیشین‌شان، می‌خواهند جنگ غیرضروری دیگری را به راه اندازند، اعتراض می‌کنیم. تا زمانی که ایالات متحد و اسرائیل همه‌ی تلاش‌های دیپلماتیک سازمان ملل و کلیه‌ی مصوبات دادگاه بین‌المللی در باره‌ی فلسطین را نادیده می‌گیرند، تلاش برای وادار کردن ایران به پذیرش قطعنامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل از نظر حقوقی و سیاسی بی‌اعتبار است. ما همه‌ی کسانی را که مخالف ضربه‌ی نظامی به ایران هستند فرامی‌خوانیم تا به نمایندگان دولت‌های خود بنویسند و از آن‌ها دعوت کنند که دولت‌های آن‌ها از اسرائیل بخواهند، به جای تهدید به جنگ، به همان ترتیبی که ایران پیش از این عمل کرده است درهای تأسیسات اتمی خود را به روی بازرسان بین‌المللی باز کند و قرارداد منع گسترش سلاح‌های اتمی را امضا کند. ترجمه به فارسی از متن آلمانی: لطفعلی سمینو