۱۳۸۷ آبان ۱۳, دوشنبه


نقش قهرمانانه ملت عراق درسرنوشت جنگ خاورمیانه

مصاحبه هئیت تحریریه سایت جبهه ضد تجاوز نظامی و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران با هموطن گرامی م. راد ،صاحب نظر درمورد مسائل خاورمیانه و جهان پیرامون مسال حاد و کلیدی عراق.

هدف ما ازاین مصاحبه دفاع از مردم عراق و تلاش درتنویر افکار عمومی بین ایرانیان است. کمیته ضد جنگ مونیخ که تحت عنوان جبهه ضد تجاوز نظامی و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران فعالیت میکند مواضعش همانطور که در صفحه تارنمای آن مشاهده میشودعلیه هر نوع تجاوز نظامی و تحریم اقتصادی به ایران و کشورهای منطقه و جهان است و دراین بستر با تمام نیروها و شخصیتهای مترقی و انقلابی همکاری میکند.مصاحبه درمورد اوضاع حاد عراق با شخصیت مبارز م.راد که زحمت کشیده به سئوالات ما پاسخ داده اند را در زیر ملاحظه فرمایید. ما پیشاپیش از همکاری بی دریغ م.راد با جبهه ضد تجاوز نظامی و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران سپاسگزاریم .

مدیر مسئول سایت جبهه ضد تجاوز نظامی و ضد تحریم اقنصادی علیه ایران-مونیخ

بیژن منتظری

..................................................................................
با تشکر از مسئولین سایت جبهه ضد تجاوز نظامی و ضد تحریم اقتصادی ایران که این فرصت را به من داده تا درمورد سئوالات مطرح شده نظرم را ابراز دارم ،بسیار سپاسگزارم.

م.راد

m.rad@gmx.net

1. پنج سال از اشغال نظامی عراق می گذرد، کشتار مردم عراق وویرانی کشورهمچنان ادامه دارد. آمریکا عملا درعراق شکست خورده است ؟. آیا با پیروزی اوباما در انتخاب ریاست جمهوری آمریکا، قوای اشغالگر خاک عراق را ترک خواهد کرد؟ شما اوضاع را چگونه می بینید؟
م. ر ا د :
جنگ عراق از بدو استقلال این کشور در سال 1932 شروع شد که هنوز ادامه دارد عراق که زمانی مهد چهار تمدن جهانی بود پس از درهم شکستن امپراتوری عثمانی و تقسیم آن در خاورمیانه بین انگلستان و فرانسه استقلال خود را بدست آورد. انگلستان هرگزاستقلال این کشور را نپذیرفت واز همان ابتدا با استفاده از نیروی نظامی یکی از شاهزادگان خانواده هاشمی اردن را به پادشاهی این کشور منسوب کرد.
انگلستان که از سالها پیش به منابع نفتی این منطقه پی برده بود در ابتدا تصمیم گرفت بخشی از آنرا با اردن یکی کرده و بخش کردنشین عراق ، ترکیه و سوریه را بعنوان کردستان برسمیت بشناسند و بقیه بخشهای عراق را به شیخ نشین تبدیل کند برنامه یکی کردن استان بصره و کویت از اولین اولویت های انگلستان قرار داشت که قرار بود تحت عنوان شیخ نشین کویت بهمراه دیگر شیخ نشینهای منطقه برسمیت شناخته شوند .
شرایط بعداز جنگ جهانی اول و با پیروزی انقلاب اکتبر و تثبیت تدریجی آن در اتحاد شوروی تمامی محاسبات انگلستان و فرانسه بهم ریخت ودر منطقه خاورمیانه از جمله ایران و عراق جنبشهای استقلال طلبانه سر بلند کردند که انگلستان مجبور شد در استراتژی خود تغییرات اساسی بدهد که اولویت آن محاصره کامل اتحاد شوروی بود در نتیجه عراق با همین وسعت جغرافیایی وبا حکومت پادشاهی بدون کویت برسمیت شناخته شد وبا مسئله کویت کج دارو مریض رفتار شد تا در فرصت مناسب از آن بهره برداری شود.
عراق که در طول تاریخ همواره مورد تهاجم ارتجاعی ترین نیروهای خارجی قرارگرفته بود با آشنایی با جنبش های نوین که سراسر آسیا آنرا تجربه میکرد حاکمیت انگلستان را بر نتافت و بسرعت خود را آماده رهایی از قیمومیت استعمارانگلیس کرد. عراقیها همانند بسیاری از کشورهای منطقه از انسجام کافی و شخصیت های رهبری کننده بر خوردار نبودند که نقطه ضعف کشورهای تازه استقلال یافته خاورمیانه بود که تا سالهای بعداز جنگ جهانی دوم ادامه یافت.
قدرت گیری نازیسم در آلمان و فاشیسم در ایتالیا توازن نیروها را در منطقه خاورمیانه بهم زد و هیتلر توانست در سال 1939 با کودتا رژیم پادشاهی عراق را سرنگون کند و یک دیکتاتوری نظامی را جایگزین آن کند که تا دوسال ادامه پیداکرد . هیتلر از همان تاکتیک انگلستان و فرانسه استفاده کرد که در منطقه دیکتاتوریهای نظامی از جمله کمال پاشا ( اتاترک ) و رضا شاه ( رضا میر پنج ) که از افسران قزاق تزار روسیه بود را بر سر کار آورده بودند با ضعف نظامی و اقتصادی انگلستان و فرانسه دیکتاتورهای نظامی منطقه از جمله ایران و ترکیه سر افسار را کج کرده و بسمت هیتلر روان شدند.
تحولات جهانی و منطقه ای رهبران جوان کشورهای منطقه را بر آن داشت تا از تجارب کشورها خود و دیگر کشورها استفاده کنند و دست به ایجاد حزب بعث سوسیالیست عربی توسط میشل افلق وصلاح الدین آل بیتاردر سال 1943 بزنند که چهار چوب آن بر مبنای سوسیالیسم ( عدالت اجتماعی ) ، ناسیونالیسم ( استقلال ملی) و پان عربیسم ( اتحاد اعراب ) قرارداشت بااین تشکیلات بود که خلقهای عرب برای حل مشکلات کشورهای خاورمیانه عربی و مبارزه بر علیه استعمار و دفاع از استقلال کشورها ی منطقه وارد مبارزه شدند.
شکست فاشیسم و نازیسم ( که ایدئولوژی تروتسکی فاشیسم و تروتسکی نازیسم نامیده میشد. این اید ئولوژی ارتجاعی با ماسک مارکسیسم و دفاع از منافع طبقه کارگر به دفاع از هیتلرو موسیلینی بر خواسته بود) د ر تمامی جبهه ها در جنگ جهانی دوم و اوج گیری جنبش هاِ آزادی بخش که سهم بزرگی در این پیروزی داشتند تاثیرات خود رادر خاورمیانه گذاشت و آنها را فعالانه وارد صحنه سیاسی جهانی کرد حکومتهای ملی و مستقل با وجود دخالت های نظامی کشورهای غربی درمصر و کشورهای دیگرعربی یک پس از دیگری مستقر شدند.
تفکرات حزب بعث که منافع عمومی توده های منطقه و استقلال آنها را در نظر داشت بسرعت جایگاه خود را درمنطقه پیدا کرد و در عراق عبدالکریم قاسم موفق شد بکمک حزب بعث عراق حکومت پادشاهی را سرنگون کند ولی قاسم حاضر نشد بافت اقتصادی کشور را تغییر و دست به اصلاحات اساسی بزند و منابع نفتی کشور همچنان در انحصار انگلستان باقی ماند .
قاسم در سال 1959 توسط عوامل انگلستان ترور شد و بهمراه آن سرکوب شدید حزب بعث در سراسر کشور آغاز شد صدام حسین که عضو فعال حزب بعث عراق بود و در سال 1956 عضو این حزب شده بود در صدررهبرانی قرار داشت که مورد تعقیب قرار گرفت در عراق حزب بعث غیر قانونی اعلام شد و صدام مخفیانه ار طریق سوریه به مصر رفت و در دانشگاه قاهره همزمان با فعالیت سیاسی رشته حقوق را به پایان رساند ضمن آنکه در کشور عراق غیابا محکوم به اعدام شد.
انگلستان که تا سال 1962 از روند تغییرات عراق مایوس شده بود و آنرا بهیچ وجه بنفع منافع خود نمیدید با استفاده از فضای متشنج در رهبری اتحاد شوروی و رشد تضاد بین آمریکا و شوروی شیخ نشین کویت را برسمیت شناخت که بخشی از خاک عراق بود و بدین ترتیب تضاد آشتی ناپذیر و دشمنی بی حد خود را بعراق و حکومت آن رسما اعلام کرد و از همین تاریخ پیگیرانه برای بی ثبات کردن و تلاشی این کشور بکمک آمریکا ، ترکیه و ایران از هیچ کوششی فروگزار نکرد.
صدام درسال 1963 و با پیروزی حزب بعث دوباره وارد عراق شد و سال بعد دستگیر و زندانی شد و پس از سه سال زندان موفق شد توسط طرفداران حزب بعث عراق از زندان فرار کند.
حزب بعث در سال 1968 در عراق مجددا در انتخابات به پیروزی رسید وصدام در سال 1969 معاون رئیس جمهور شد ضمن آنکه عهده دار دبیر اول حزب بعث عراق بود و مسئولیت تبلیغات حربی را هم بعهده داشت .
صدام در سال 1972 تمامی منابع نفتی کشور از جمله پالایشگاه ها را ملی اعلام کرد و پی گیرانه بر سه اصل حزب بعث عدالت اجتماعی ( سوسیالیسم ) ، استقلال ملی ( ناسیونالیسم ) و اتحاد اعراب ( پان عربیسم ) پای فشرد و آنرا استراتژی حکومت عراق قرارداد استراتژی که تمامی رویاهای انگلستان وآمریکا را بهم ریخت و منتظر فرصت ماندند تا انتقام خود را از این کشور بگیرند.
عراق پس از اشغال یک جانبه رودخانه مرزی اروند رود توسط ارتش رژیم شاه که با همکاری آمریکا و انگلستان صورت گرفته بود در سال 1975 با ایران قرار داد دوجانبه امضاء کرد تا از ادامه تجاوزات ایران و ترکیه که بیش از 450 هزار نیرو در مرز عراق متمرکز کرده بودند جلوگیری کند عراق طی این سالها روابط اقتصادی خود را با آمریکا و انگلستان تقریبا به صفر رسانده بود و با شوروی سابق هم که چندین بار سعی کرده بود تا باکمک سوریه دراین کشور دست به کودتا بزند روابط خوبی نداشت بجرات میشود گفت که عراق از سالهای 1968 مستقل ترین کشور خاورمیانه بود .
صدام در سال 1979 به رهبری حزب سوسیالیست بعث عراق بر گزیده شد وی از بدو حکومت ناصر در مصر بکمک حزب بعث به تجزیه و تحلیل کامل جنبشهای خاورمیانه پرداخت و در تمام سالهای 1956 تا زمانی که در حاکمیت قرار داشت از مطالعه جنبش های جهانی و تحلیل آنها دست بر نداشت ناصر از نظر دانش سیاسی و تحلیل اوضاع اقتصادی و نظامی و طرح مسائل استراتزیکی قابل مقایسه با صدام حسین نبود . همین تجزیه و تحلیل های سایسی بود که عراق موفق شد پس از مرگ ناصر جبهه امتناع عربی متشکل از عراق، لیبی ، سوریه ، یمن ، الجزایر و سازمان آزادی بخش فلسطین را ایجاد کند و ادامه حیات و مبارزه فلسطین و خاورمیانه را تا به امروز تضمین کند وسد محکمی در برابر متجاوزان آمریکایی و غربی در خاورمیانه بوجود آورد که قادر نباشند بر سرنوشت مردم منطقه حاکم شوند .میشل افلق بنیان گزار حزب بعث که متولد سوریه واز دانشگاه سوربن فرانسه فارق التحصیل شده بود پس از پیروزی حزب بعث در عراق سالها در این کشور سکونت گزید.
صدام حسین از سال 1979 تا اشغال عراق در سال 2003 توسط آمریکا رئیس جمهور این کشور بود عراق با آلترناتیوی که ارائه داده بود وعملا آنرا در پروسه اقتصادی و مناسبات بین المللی به اجرا گذاشته بود نمیتوانست مخالفت حکومتهای طرفدار غرب و نیروهای ارتجاعی را بر نیانگیزد عراق موفق شده بود از ظرفیت های اقتصادی خود بنحو احسن استفاده کند و کشور را به مدرن ترین کشور صنعتی خاورمیانه تبدیل کندو خود را از تفکرات ارتجاعی مذهبی بدور نگه دارد عراق بیش از سه ملیون کارگر عرب را پذیرا شد و مشغول بکار کرد که بیشترین آنها از مصر ، سوریه و اردن و مخصوصا فلسطینی های مهاجر بودند ورود هر عرب به عراق بدون ویزا و حتی بدون پاسپورت مجاز بود ضمن آنکه عراق موفق شد سازمان آزادی بخش فلسطین را با تمامی جناح بندیهای آن آنچنان تقویت کند که تا به امروز آمریکا ، کشورهای غربی ، اسرائیل و نیروهای مرتجع عرب و غیر عرب موفق به تلاشی آن نشده اند.
بسیاری ها هنوز درک نکرده اند که تغییراستراتژی شوروی در سالهای بعداز1953چه بلایی بر سر کشورهای مستقل و نیروهای چپ و جنبش های آزادی بخش ملی در جهان آورده است و این تغییر سیاست چه فرصتهایی به کشورهای استعماری داده است تا آنچه را که در اثر مبارزه بی امان نیروهای ملی و چپ ازدست داده بودند دوباره بازور بچنگ آورند.
عراق درتمامی روند تاریخی خاورمیانه در مرکز ثقل این تحولات قرار داشت شکست اعراب در جنگ 1967 از ارتش اسرائیل و در پی آن در سال 1973 بکمک آمریکا و غرب در شرایطی که شوروی اعراب را تنها گذاشته بود عراق تنها کشوری بود که توانست با ارتش ضعیف خود خاک اسرائیل رابمباران کند و فلسطین را مسلح کندو جبهه امتناع اعراب را بوجود آورد.

تجاوز شوروی بخاک افغانستان و اشغال این کشور زمینه را برای دخالت مستقیم آمریکا و ناتو در خاورمیانه فراهم کرد تا تمامی نیروهای ارتجاعی مذهبی را که توسط جنبشهای انقلابی و مدرن و مترقی به عقب رانده شده بودند فعال کنند و این جنبش ها را مورد حمله قرار دهند نمونه بر جسته آن انقلاب عظیم مردم ایران است که بکمک غرب به سیاه ترین نیروهای تاریخ سپرده میشود تا از قعر تاریخ سرنوشت کشور رابدست گیرند آنهم در کشوری که در آن دومین جمهوری آسیا در منطقه گیلان تشکیل میشود ، انقلاب مشروطه و جنبشهای توده ای آذربایجان و کردستان و جنبش ملی ایران را پشت سر گذاشته است .
همین نیروی سیاه هنوز قدرت نگرفته اولین حمله خود را به تنها کشورمستقل همسایه یعنی عراق متمرکز میکند که خود خمینی بیش از 15 سال مهمان این کشور بوده است . کشوری که از بدو استقلال خود همواره آغوش خود را بر روی نیروهای مبارز ایران باز گذاشته بود از جبهه ملی گرفته تا چریکها ی فدایی از کومله تا حزب دمکرات و از مجاهدین تا آخوندهای فراری کشور و تمامی سازمانها ی مخالف حکومت ایران به اولین کشور مطمئنی که پا میگذاشتند عراق بود.
با نگاهی به تاریخ خاورمیانه میشود بخوبی دریافت که انتخابات اخیر آمریکا در استراتژی این کشور در رابطه با عراق تغییری ایجاد نخواهد کرد آمریکا چه با باراک اوباما و چه با مک کین تا آنجا که امکانات نظامی ومالی اجازه دهد درمنطقه خواهد ماند آنچه این استراتژی را تغییر خواهد داد ادامه مبارزه مسلحانه و گسترش آن تا سطح کشورهای طرفدار غرب در منطقه است . تردیدی نیست که بزرگترین ذخیره مالی و انسانی این جنگ جنایت کارانه در خاورمیانه در درجه اول کشورهای شیخ نشین خلیج فارس و حکومتهای ایران، ترکیه و اسرائیل هستند .
از نظر نظامی مقاومت یک کشور کوچک همانند عراق با جمعیت 25 ملیونی در شرایطی که دوسوم وسعت کشور غیر قابل سکونت است و اکثریت مردم عراق در حاشیه رودخانه فرات از بصره تا شمال کردستان بعرض کمتر از چهل کیلومتر زندگی میکنند یکی از شاهکارهای دفاع نظامی آنهم بدون کمک خارجی در تاریخ بشر است .
عراقی ها با وجود همکاری ایران و ترکیه و عربستان سعودی و محاصره کامل کردستان توسط ارتش ایران ، ترکیه و آمریکا موفق شده اند بزرگترین ارتش جهان را با ظرفیت نظامی و اقتصادی 80 % بودجه نظامی و اقتصادی جهانی را با همه امکاناتی که دارد بزانو در آورند و توانسته انده بیش از پنج سال به مقاومت ادامه دهند. همین مقاومت آنچنان نیرویی به مردم مبارز افغانستان و پاکستان داده است که دارند دمار از روزگار بزرگترین ارتش جهان یعنی ناتو در می آورند.
همین مقاومت بود که بسیاری از کشورها از جمله روسیه و چین و ... دیگر کشورها موفق شدند تا خود را مجهز و آماده کنند بجرات باید گفت عراق این کشور کوچک با تدارک دفاع نظامی فعال فاشیسم آمریکا را قبل از آنکه جهان را بنابودی بکشاند و قبل از آنکه حتی فرصت کند مناطق نفت خیز جنوب ایران را اشغال کند تا با ذخیره مادی آن به سراغ روسیه و چین وبقیه کشورها برود مهار کند این مقاومت تاریخی را میتوان با مقاومت کشورهای چین و کره در برابر ژاپن پیش از آغاز جنگ جهانی دوم مقایسه کرد از سال 1931 تا 1939 این دوکشور ارتش فاشیستی ژاپن را در جنوب شرقی آسیا بزانو در آورده بودند تا جایی که ژاپن هرگز قادر نشد از شمال چین و کره به شوروی حمله کند و بکمک آلمان نازی بشتابد.
شرایط با تضعیف آمریکا از نظر اقتصادی و نظامی برای ادامه مبارزه بسیار مناسب است مردم منطقه از جنایات آمریکا بخوبی آگاه شده اند درکردستان ترکیه جنگ گسترش پیدا کرده است و این مقاومت به ایران و سوریه هم کشیده خواهد شد که همین خود نشانه ضعف آمریکا و ناتو است و پیروزی بزرگ نیروهای مقاومت عراق است .
تاریخ نشان داده است نیروهای ارتجاعی پس از شکست تلاش خواهند کرد تا دوباره نیروهای خودرا سازمان دهند و تجدید قوا کنند آمریکا تا کنون در عراق بیش از یک ملیون ونیم مردم عراق را کشته و زخمی کرده است و خود نیز دچار آسیب مالی و جانی فروانی شده است و جنگ را از شمال آفریقا تا مرز هندوستان کشانده است . بنابراین نیروهایش را باندازه کافی پراکنده کرده است و آسیب پذیر شده است اگر در مورد کره شمالی و یا چین و یا روسیه دست از پا خطا کند بدون تردید آمپریالیسم آمریکا برای همیشه متلاشی خواهد شد میشود انتظار داشت که هم پیمانان این کشور آمریکا را کاملا تنها بگزارند اگر چه طی دوسه سال اخیر چنین کرده اند بنابراین لحظه ای نباید آمریکا را در عراق ، افغانستان ، سودان ، پاکستان ، ترکیه و ایران آرام گذاشت کاری که نیروهای مقاومت در خاورمیانه آنرا بخوبی پیش میبرند.

2. درغرب جنبش مقاومت مردم عراق را تروریستی و بنیادگرا و ضد تمدن معرفی میکنند و ازاین رو بسیاری از جریانات سیاسی خارجی و حتا ایرانی درمورد عراق سکوت کرده و یا جرات حمایت از مبارزه نیروهای مقاومت درعراق را ندارند. شما این موضوع را چگونه می بینید و چه باید کرد تا مقاومت مردم عراق هرچه بیشتر مورد حمایت معنوی مردم قرارگیرد؟
م. ر ا د :
بنظرنمی رسد که در کشورهای غربی حتی در خود آمریکا اکثریت مردم مقاومت مردم عراق و در مجموع خاورمیانه را تروریستی و بنیادگرا ارزیابی کنند اگر چنین بود که آمریکا و نئوکانهای با تندنس فاشیستی تا این اندازه منفور نبودند و اینهمه تضاد در این کشورها رشد پیدا نمیکرد همین انتخابات آمریکا نمونه بارز آن است در این کشور حتی مرتجعترین جناح بندیهای نظام بر سر منافع آمریکا بجان هم افتاده اند تا جایی که همدیگر را به سوسیالیست شدن متهم میکنند .
در فرانسه سارکوزی با تئوری دفاع از ارزشهای فرانسه و باز گشت عظمت فرانسه زمان ناپلئون بر سر کار آمد . در آلمان خانم مرکل از محافظه کاران راست ارتجاعی که از طرفداران سرسخت حمایت از آمریکا بود افسار قدرت را بدست گرفت در ایتالیا یک بار دیگر برلوسکونی وارد صحنه شد نتیجه چه بود بحران مالی و اقتصادی آمریکا و مجموعه غرب و ژاپن که مجبور شده اند میلیاردها دلار پول برای جلوگیری از ورشکستگی کامل به شرکتها و بانکها تزریق کنند.
نارضایتی در تمامی کشورهای غربی موج میزند و نیروهای محافظه کار و نئوکانها که با ولنگاری سرمایه موافق بودند بدون آنکه کسی قادر باشد آنها را مهار و کنترل کند امروز از کنترل سیستم های مالی و نظارت بر کشورهای خود دم میزنند کشورهایی که تا همین چندی پیش دم از بازار آزاد ، رقابت آزاد و جهانی شدن میزدند حالا مجبورند دریک محدوده کنترل شده محصور بمانند اوضاع تا آنجا پیش رفته است که از انگلستان تا فرانسه و از آلمان تا دیگر کشورهای عضو ناتو دم از تعدیل ثروت میزنند و حتی مدیران موفق خود را زیر ضربه گرفته اند که چرا حقوقهای بالا دریافت میکنند آیا همه اینها نشان از نا کارآمدی سیستم حکومتی نیست ؟ آیا نشان از این ندارد که بیشتر مردم با سیستم اقتصادی و نظامی این کشورها مخالفند و خواهان تغییر و یا حداقل تجدید نظر در آن هستند ؟ آیا مردم تاثیر این جنگ را آنهم در دنیای ارتباطات گسترده بر شرایط اقتصادی خود با گوشت و پوست خود لمس نمیکنند؟
طبیعی است که بسیاری از سردمداران این رژیمها از اوضاع نابسامان اقتصادی کاملا با خبر هستند ولی نمیخواهند که دیگر ان از جمله نیروهای مقاومت از شرایط مناسب پیش آمده بهره برداری کنند آنها شتابان خود را به چین و روسیه میرسانند و حالا دم از همکاری میزنند همانهایی که همین چندی پیش روسیه را غیر دمکراتیک و چین را دیکتاتوری قلمداد میکردند و با تمام توان درصدد بهم زدن المپیک پکن بر آمده بودند آیا همه اینها نشانه نگرانی آنها از مردم این کشورها و نیروهای مقاومت نیست بنظر من چرا .
نیروهایی که مقاومت را رد میکنند طبیعی است که بسیاری از آنها منافع خود را در حمایت از جنگ طلبان می بینند نباید انتظار داشت که جناح بندیهای حکومتهای کشورهای غربی که منافع بانکها ، شرکتهای تولیدی بزرگ ، شرکتهای صنایع نظامی ، بیمه ها و کارمندان رده بالای تکنوکرات و بوروکرات که تعداد آنها در کشورهای غربی مخصوصا در اروپا بیش از 20 % است و حتی تمامی رسانه های غربی که بدون استثناء از سوبسید دولتی استفاده میکنندو زیر نظارت کامل سازمان های امنیتی کشورهای خود کار میکنند و یا تمامی ارتشیان و پلیس این کشورها که تا زنده اند از نظر مالی تامین هستند طرفدار نیروهای مقاومت باشند.
اوپوزیسیون ایران که باید اقرار کرد بهیچ وجه منسجم نیستند و پایه مادی هم ندارند به گروه های زیر تقسیم میشوند .
گروه اول : اکثریت ایرانیان مقیم خارج عمدتا برای کار و زندگی بهتر راهی دیگر کشورها شده اند که بسیاری از آنها مقیم اروپا و بخش بزرگی مقیم آمریکا و تعداد زیادی هم در کشورهای همجوار ایران مقیم شده اند و اکثریت آنهابا سیاست کارچندانی ندارند و نیروهای سیاسی هم بهر دلیل موفق به جلب آنها نشده اند این اکثریت با سیاست های آمریکا در خاورمیانه موافق نیستند و بیشتر آنها از رژیم ایران بشدت انتقاد میکنند مخصوصا از همکاری ایران با آمریکا بر سر عراق و افغانستان
گروه دوم : اروپا مدارها بیشتر طرفداران سابق اتحاد شوروی و چپ های افراطی را شامل میشود این گروه ها طرفدار سوسیال دمکراسی اروپاهستند و به این امام زاده دخیل بسته اند و هیچ ایرادی هم به عملکرد این احزاب ندارند تعداد این افراد زیاد نیست ولی از تمامی سیاست های کشورهای اروپایی دفاع میکند.
برای اروپا مدارها تنها آلترناتیو سوسیال دمکراسی است و انتقادی هم بر آنها وارد نیست این گروه بیشتر نیروی خود را بر روی همکاری اروپا با جناح خاتمی و روحانی متمرکز کرده و شدیدا آنها را تشویق به همکاری با اروپا میکنند حتی از نژاد پرستانی همانند سارکوزی هم انتقاد نمیکنند دیدگاه این نیروبه مسائل ایران و جهان سوم عمدتا از موضع کشورهای اروپایی است.
گروه سوم :آمریکا مدارها این گروه اساسا طرفدار سیاست های آمریکا بدون اما و اگر است و در بست تمامی سیاست های این کشور را بعلت قدرت نظامی و اقتصادی قبول دارد این گروه منتظر آن است تا آمریکا در اسرع وقت عراق را با خاک یکسان کند و یا به ایران حمله نظامی کند چون در تصور آن است که بعدا خود اینها افسار کشور را بدست خواهند گرفت . این گروه مدتهاست که خودرا در اختیار آمریکا و سازمانهای جاسوسی و رسانه ای آن قرار داده است .
گروه چهارم : گروه های چپ هستند که بازمانده های سازمانها و احزاب چپ سابقند که بیشتر بعداز انقلاب سر بر آوردند و ادامه حیات آنها در ایران در حدود دوسال بیشتر نبوده و در منطقه کردستان هم چند سالی دوام آوردند و بمحض مشکل شدن مبارزه واجبار به مهاجرت بمناطق سخت تر انواع و اقسام تئوریها را سرهم کردند که خود را به کشورهای اروپایی برسانند و امروزه بیشتر فعالیت آنها مختص به انتشار مقالات سیاسی از طریق سایت هاست . چپ ها همانند اوایل انقلاب القاب احزاب و سازمانها را حفظ کرده اند و لی از نظر جلب نیرو موفقیتی تاکنون بدست نیاورده اند .
بخشی از طیف چپ ایران مدتهاست که در گیر چپ روی کاذب است و همچنان در تلاش است تا خود را با تئوریهای بیش ار صد سال پیش تعریف کند گروه هایی از این طیف وجود دارند که نظرات طیف های چپ پیش و هنگام جنگ جهانی دوم را تبلیغ میکنند که سخت طرفدار نازیهای آلمان شده بودند و حکومت آلمان را سوسیالیستی ارزیابی کرده و آنرا ایده های ناب کارل مارکس جا میزدند طرفداران تروتسکی در اروپا به هیتلر و نازیها وعده میدادند که در عرض سه ماه با اشغال شوروی جهان سوسیالیستی خواهد شد. بخشی از این چپ کاذب در شرایطی که جهان بسمت چپ گرایش پیدا کرده است هنوز با ذره بین دنبال کارگران میگردند.
گروه پنجم : نیروهای مستقل هستند که از طیف وسیعی تشکیل شده اند و شامل چپ ها ، ملیون ، مذهبی های مترقی و مدرن ، معلمین ، دانشجویان ، دانش آموزان و تکنوکراتها و بوروکراتها هستند که بیشتر بر اصل منافع و کار مشترک تکیه میکنند که بنظر میرسد یک تفکر کاملا دمکراتیک است و برای همدیگر تعیین تکلیف نمیکنند این نیروها به پتانسیل ظرفیت های مردم داخل کشور تکیه میکنند و مهمترین بهاء را به نیروهای داخلی داده و با هرنوع وابستگی مخالف هستند و بشدت خواهان اتحاد نیروهایند و دخالت خارجی از هرنوع آنرا بر نمی تابند .
گروه ششم: ملیتها ( خلقهای ) ایرانند که همانند سالهای گذشته خواهان احترام گذاشتن به زبان ، آداب ، فرهنگ و سنتهای خود در جامعه بوده و در صدد اداره امور خود توسط خلق خود هستند تا از هویت خود پاسداری کنند حقی کاملا مسلم و انکار ناپذیر که عین دمکراسی در کشور است دمکراتیزه شدن جامعه ایران منوط به نقش خلقهای ایران در تعیین سرنوشت کشوراست برسمیت شناختن حق خودمختاری در تنظیم و مهار سیاست های دولت در کشوری مانند ایران نقش تعیین کننده ای دارد .

3. کمتر گروهی دربین نیروهای اپوزیسیون ایرانی خواست خروج بی قید و شرط ارتش متجاوز آمریکا درعراق را طرح میکند دلیل این امرچیست؟ آیا با خروج ارتش آمریکا مقتدا صدر به قدرت خواهد رسید؟ آیا جنگ داخلی خواهد شد....اساسا می توان با چنین استدلالی مخالف این شعاربود؟
م. ر ا د :
فکر میکنم منظور شما اپوزیسیون خارج کشور است که در بالا به آن اشاره کرده ام ولی در مجموع مردم ایران و تشکیلاتهای داخلی از طیفهای مختلف با حضور نظامی آمریکا در عراق مخالفند حتی دولت نیز مجبور شده است از خروج نیروهای خارجی از عراق دم بزند خود این مسئله نشان میدهد که فشار زیادی به مجموعه سیستم وارد میشود مخصوصا که حالا آمریکا در آستانه شکست کامل در عراق و منطقه خاورمیانه قرار گرفته است . که البته رژیم حتما میخواهد از این نمد کلاهی برای خودش بدوزد توده های مردم ایران با شناختی که از رژیم ایران دارند نمی خواهند ایران در گیر جنگ در عراق شود در نتیجه بسیار محتاط عمل میکنند . اوپوزیسیون همانطور که اشاره شد در خارج از کشور وجود محسوسی ندارد و مخالفت آن فقط تا سطح نوشتاریست که اساسا مردم کمتر به آنها دسترسی دارند مخصوصا با امکانات محدودی که در اختیار این نیروها قرار دارد برد وتاثیر آنها بسیار اندک است و بیشتر جنبه محفلی دارد.
از طرف دیگر بخشی از همین افراد که متعلق به گروه های سابق بودند بشدت تسلیم قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا و غرب شده اند جالب است که هیچکدام از این نیروها به استثنای اندکی چند از این افراد جرات دفاع از سیاست های کشورهای غربی و آمریکا را ندارند همین مسئله بخوبی نشان میدهد که از شکست آمریکا بشدت دچار ترس ووحشت شده اند . هستند گروه های کوچک و یا افرادی که بدلایل شخصی و نه سیاسی تمرکز خود را برروی مذهب اسلام گذاشته اند این دید بسیار خطرناک و فاشسیتی که در زمان هیتلر بر علیه یهودیها بکار گرفته شد عملا از طرف ارتجاعی ترین نیروهای محافظه کار غرب تبلیغ و حمایت میشود.

اینکه در عراق بعداز خروج آمریکا مقتدا صدر قدرت را بدست خواهد گرفت یک اغراق بیش نیست . در عراق طرفداران سیستانی با همکاری ایران از دوگره حکیم و صدر در عراق پشتیبانی کرده اند در همان سال اول این دونیروی شیعه آنچنان بلایی با جنایات خود بر سر مردم مدرن و مترقی عراق آورده اند که چاره ای جز مخفی شدن و فرار از کشور ندارند رژیم ایران هردوی این نیروها را چنان سازمان داده بود که یکی بعنوان بازوی مسلح و دیگری بعنوان بازوی سیاسی در عراق عمل کنند گروه حکیم که در وزارت داخلی عراق جا خوش کرده بودتا از حمله مقاومت در امان بماند بسیاری از بمبهای منفجر شده در بین مردم را بکمک ارتش آمریکا سازماندهی میکرد تا با کشتن عمدی مردم شیعه شهید نمایی کند . صدر در اوایل فکر میکرد میتواند بعنوان یک وزنه مهم در مبادلات سیاسی مطرح باشد که آنهم رژیم ایران با کشاند ن صدربکمک آمریکا به تهران و کشیدن گوشش بسرعت خفقان گرفت و حتی اسلحه های خود را تحویل داد.
مردم عراق بیشتر خود راعرب میدانند تا شیعه این مسئله را حتی در لبنان شاهد بودیم که رژیم جمهوری اسلامی علیرغم اصرار فراوان نتوانست جنبش حزب الهه را قانع کند تابر علیه حکومت عراق موضع بگیرد. مردم لبنان با حمایت از صدام حسین مخالفت خود را با رژیم ایران نشان دادند .
مردم عراق در کشوری زندگی کردند که یک چهارم آنها فارغ التحصیل دانشگاه بودند و از امکانات تحصیل رایگان بر خوردار بودند و برابری زن و مرد و جدای دین از حکومت بصورت قانونی برسمیت شناخته شده بود و حتی در دوران جنگ اول در سال 1991 و بعداز آن تقسیم برابر جیره غذایی را بطور مساوی در بین مردم و مقامات حکومتی شاهد بودند و اجباری هم برای چادر سر کردن وجود نداشت . ایران بکمک همین نیروها تمامی افراد تحصیل کرده عراق را چه سنی و چه شیعه را تحویل مقامات آمریکایی داده بود تا بزندان فرستاده شوند و یا اعدام شوند . ایران بکمک آمریکا و همین نیروهای ارتجاعی بسیاری از خانه های مردم تحصیل کرده را خراب تا آنها مجبور به ترک کشور شوند.
در شرایط حاضر نه طرفداران رژیم ایران و نه رژیم ایران خواهان خروج نیروهای آمریکایی از عراق نیستند چه بخوبی میدانند که رژیم پوشالی عراق قادر بدوام نیست و سقوط خواهد کرد . سیستم مذهبی شیعه عراق همانند ایران عقب افتاده نیست و با خروج آمریکا از عراق این کشور بسرعت خود را جمع وجور خواهد کرد این کشور در هفتاد سال گذشته از فقر فرهنگی هر گز رنج نبرده است این را کسانی که با غرب برای نابودی عراق همکاری کرده اند بخوبی میدانند.

4. آمریکا دلیل بی ثباتی درعراق را جمهوری اسلامی می داند. از طرفی با همین رژیم درعراق همکاری میکند. شما نقش جمهوری اسلامی درعراق را چگونه می بینید؟
م . ر ا د :
بی ثباتی عراق مقاومت ادامه دار در داخل عراق بر علیه آمریکاست آمریکا هنوز نتوانسته است باور کند که این کشور کوچک توانسته است تا این حد تدارک مقاومت را ببیند چیزی که باعث نگرانی ایران و شیخ نشین هاهم شده است تمامی سران عراق به دولت آمریکا هشدار داده بودند که آنها قادرند بیش از ده ها سال بجنگ با آمریکا ادامه دهند جنرال شوارتسکف فرمانده نظامی آمریکا در جنگ اول عراق با دبدبه و کب کبه ادعا کرده بود که سران ارتش عراق از جنگ سررشته ای ندارند درست زمانی که هیتلر به شوروی حمله کرد و با عقب نشینی تاکتیکی ارتش سرخ مواجه شد این تصور به او دست داده بود که طی سه ماه در مسکو خواهد بود با ادامه جنگ و عدم موفقیت ارتش آمریکا درعراق ژنرالهای آمریکایی تازه متوجه شده اند که آنها از تاکتیهای جنگی سر رشته ای ندارند.
طبیعی است که آمریکا نگران است نگران از دست دادن وجهه و هژمونی خود در بین اعضاء ناتو ، نگران ازدست دادن ثروت نفتی خاورمیانه که قرار بود آقایی آمریکا را در جهان تضمین کن ، نگران بر باد رفتن تمامی رویاها برای درهم شکستن روسیه و چین ، نگران ازدست دادن اعتماد کشورهای شیخ نشین عرب که سر گیجه عجیبی گرفته اند و شتابان خود را به اسرائیل نزدیک میکنند ، نگران از دستیابی دیگر کشورها و رقبا به منابع انحصاری نفتی آمریکا در خاورمیانه ، نگران کوچ جمعیت مهاجر اسرائیلی که با پول همین کشورهای شیخ نشین تا کنون سرپا ایستاده است و ....
همکاری رژیم ایران با عراق تضمین ادامه حیات رژیم در منطقه بود رژیم خمینی بخوبی از همان اول میدانست که آمریکا برای ایجاد این رژیم چقدر تلاش کرده است . همکاری که جمهوری اسلامی با آمریکا در مورد عراق و افغانستان کرد هیچ کشور مزدور آمریکا بجز کویت انجام نداد هیچکدام از کشورهای عرب حاضر نشدند تا در کشتار ملیونی مردم عراق همانند ایران با آمریکا همکاری کنند.
آمریکا بخوبی میداند که مردم عراق بیش از 50 سال سابقه مبارزه با استعمار را بطور عملی پشت سر خود دارند و بشدت سیاسی هستند و با وجود تلاش آمریکا و ایران برای تبدیل این کشور بیک کشور مذهبی از نوع سنی و شیعه توده های مردم عراق قادرند در کوتاه ترین زمان ممکن قدراست کنند و خود را سازمان دهند و دوباره ابتکار عمل را در منطقه بدست گیرند . آمریکا هزاران نفر ازسران اعضاء حزب بعث عراق که مقاومت را در عراق سازماندهی میکنند از جمله طارق عزیز را درزندان نگه داشته است تاکنون حتی قادر نشده است یک نفر از آنهارا با خود همراه کند این آن نگرانی است که آمریکادارد.
مردم عراق چه چیز میتوانند از جمهوری اسلامی و طرفدارات صادراتی آن بدست آورند . اینکه زنان نصف مردان حق و حقوق دارند ، اینکه بزور باید چادر و دستمال بر سر زنان کرد ، اینکه باید در ملاء عام مردم را شکنجه کرد و شلاق زد و اعدام کرد ، اینکه قانون جزایی ایران همان قوانین انسانهای وحشی اولیه است ، اینکه زنان برده سکسی مردان هستند و هر کاری که بخواهند میتوانند با زنان بکنند ، اینکه در روایات مذهبی رژیم که قانونی شده مردان حق دارند زنان را تنبیه کنند و کتک بزنند ؛ اینکه فرزند حق پدر است و نه مادر . نه اینها رویاهای مردم عرب عراق نیست حالا چه شیعه باشند و چه سنی و چه کرد. نقش رژیم ایران در عراق ادامه تشنج در این کشور ، افزایش تضاد بین شیعه و سنی ، ادامه جنگ در منطقه خاورمیانه چیزی که هر عربی در منطقه به آن پی برده سیاستی که دربست در خدمت منافع آمریکاست.
تازمانی که رژیم ایران علنِی و آشکارا از مقاومت عراق و افغانستان بعلت جنایاتی که بر علیه این دو کشور با همکاری آمریکا مرتکب شده است عذر خواهی نکند مقاومت منطقه نمیتواند به این رژیم اعتماد کند . وقتی مردم عراق و نیروهای مقاومت چهره عریان دمکراسی جنایت کارانه آمریکایی را به جهانیان نشان میدهند و از پشتیبانی مردم منطقه و جهان بر خوردار ند چه نیازی به اندک حرافان در چهره روشنفکر نیاز دارند که خودرا تسلیم نیروهای ارتجاعی جهانی کرده اند و مضحکه خاص و عام شده اند. خاورمیانه یک فاز تاریخی مبارزاتی خودرا بر علیه هار ترین و ارتجاعی ترین نیروهای امپریالیستی با موفقیت بپایان رسانده است . این وظیفه نسل جوان کشورهای خاورمیانه است که از این دست آوردهاو تجارب پاسداری کند و چنان شرایطی در منطقه ایجاد کند که هیچ نیروی متجاوزو اشغالگری جرات تجاوز و اشغال سرزمینهای ما را در مخیله خود جای ندهد.

م . ر ا د ( 03.11.2008)



۱۳۸۷ آبان ۱۲, یکشنبه



عراق بر سر دو راهی

احمد مزارعی
سه شنبه, 07 آبان 1387


معضل امضای قرارداد امنیتی با آمریکا


هم اکنون ملت عراق در نگرانی عمیقی به سر می برد. سئوالی که مردم در برابرش قرار دارند این است که پس از 6 سال جنگ و کشتار و تخریب و محرومیت مردم از آزادی، آیا قرارداد امنیتی شومی که به موجب آن کشور عراق برای مدت 99 سال به مستعمره آمریکا تبدیل خواهد شد، به امضا خواهد رسید یا نه؟
مردم عراق و بسیاری نیروهای سیاسی و اجتماعی و فعالان جامعه مدنی عراق تا حد زیادی چشم به راه نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا هستند، زیرا باور دارند در صورت پیروزی دمکراتها زمینه خروج سربازان آمریکا فراهم خواهد شد و کشورشان به سوی استقلال و آزادی و بدون وجود سربازان بیگانه حرکت خواهد کرد.
از آن سو نئوکانهایی که اکنون در قدرت قرار دارند می کوشند تا قبل از پایان دوره ریاست جمهوری بوش و همچنین قبل از پایان مهلت بقاء سربازان آمریکایی که بنابه مصوبه شماره سازمان ملل متحد در 31 دسامبر 2008، پایان می یابد، قرارداد امنیتی تازه ای را با دولت مالکی به امضا برسانند تا مجبور نباشند سربازان خود را از عراق خارج کنند.
با در نظر گرفتن مطالب بالا به شرح بیشتر اوضاع عراق می پردازیم تا ببینیم عراق به کجا می رود.

پیش زمینه های اشغال کشور عراق

پس از پایان جنگ دوم خلیج فارس که آمریکا موفق شد با کمک سی کشور دیگر، ارتش صدام حسین را در عملیاتی به نام "توفان صحرا" از کویت اخراج کند، شورای امنیت سازمان ملل، دولت عراق را خطری برای "صلح و امنیت" جهانی تشخیص داده و این کشور را مشمول بند هفتم خود قرار داد و در نتیجه عراق تحت تحریم گسترده قرار گرفت. عراق تنها مجاز بود در برابر فروش نفت محدود خود از بازار جهانی غذا و دارو خریداری کند. این برنامه تحت عنوان "نفت در برابر غذا" توسط سازمان ملل و عملا توسط آمریکا و انگلیس علیه عراق اعمال شد.
اعمال تحریم علیه عراق با تجاوزات نظامی آمریکا و انگلیس همراه بود و همگان شاهد بودند که این دو کشور به طور مدام مناطقی را در عراق بمباران می کردند و در حقیقت زمینه را برای تضعیف و به زانو درآوردن آن فراهم می کردند که هر آنگاه تصمیم به اشغال عراق بگیرند با مقاومت زیادی روبرو نشوند. شدت تحریم بسیار فاجعه بار بود. آنان حتی از ورود مداد برای دانش آموزان مدرسه به این دلیل که ممکن است از سرب درون آن برای مصارف نظامی استفاده شود جلوگیری کرده و در دوره تحریم دوازده ساله 750 هزار کودک عراقی جان خود را از دست دادند که خانم "البرایت" وزیر خارجه آمریکا در برابر جهانیان اعلام داشت که مرگ کودکان عراقی برای "صیانت دمکراسی" ضروری بوده است.
در ادامه، آمریکا به این ها نیز بسنده نکرده و در اوایل سال 2003، با این ادعا که صدام حسین دارای"اسلحه کشتار جمعی" است و با بن لادن رابطه دارد، به این کشور لشکر کشید و عراق را به اشغال خود درآورد. ابتدا ژنرال گارنر و سپس برایمر به حاکم اصلی عراق تبدیل شد و تشکیلاتی تحت نام "مجلس حکومتی" با شرکت مجلس اعلا، حزب الوعده، طالبانی و بارزانی، جبلی، علاوی و "حزب کمونیست" عراق، به وجود آمد و برای اداره کشور دست به کار شد.
سازمان ملل متحد در ماه می 2003 طی مصوبه ای به شماره 1483 تصویب کرد که از این پس عراق رسما در زیر اشغال آمریکا به سر می برد. در آن روزها توجیه "قانونی" این بود که کشور اشغالگر موظف است امنیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی مذهبی و . . . را برای ملت زیر سلطه خود تامین کند. از این پس اختیار کشور و ملت عراق به دست آمریکا افتاد. مجلس حکومتی به مدت یک سال در معیت ارتش آمریکا عراق را اداره کرد. تا این که در سال2004 سازمان ملل متحد طی مصوبه شماره1546، اعلام کرد که از این پس کشور عراق مستقل است و سیادت از طرف آمریکا به ملت عراق تفویض شد. از این مرحله ایاد علاوی نخست وزیر شد و همان اعضا سابق "مجلس حکومتی" تبدیل به وزرای کابینه علاوی شدند. گویا تغییر نام از مجلس حکومتی به کابینه علاوی استقلال و سیادت را تامین کرد. به هر حال در این دوره قرار شد وزرای کابینه به همراه کارشناسان حقوقی، پیش نویس قانون اساسی عراق را که توسط "نوح فیلدمان" شهروند اسرائیلی ساکن آمریکا تهیه شده بود، جرح و تعدیل کرده و به تصویب برسانند و چنین شد. "قانون اساسی" به مدت 100 روز به تصویب رسید و براساس آن "انتخابات دمکراتیک" به راه افتاد و پارلمان "دمکراتیک" زاییده شد. (1) قابل ذکر است که علیرغم این که با تشریفات بسیار عظیمی اسناد انتقال "سیاست" به نمایندگان تازه کابینه تحویل داده شد، سربازان آمریکایی همچنان در عراق ماندند و فجایع عظیم زندان های عراق و معروف ترین آن "ابوغریب" همه در دوران "سیادت" اتفاق افتاد.
در سال های 2005 و 2006 به موجب دو مصوبه دیگر سازمان ملل به شماره های 1637 و 1723 ابقای سربازان آمریکایی در عراق تمدید شد و البته هدف این سربازان کمک به استقرار و استحکام "دمکراسی" در عراق بود. آخرین مصوبه ای که سازمان ملل در مورد ماندن سربازان آمریکایی در عراق به تصویب رسانید شماره 1790 و در 31 دسامبر 2007 بود که در آن یادآوری می شود که این آخرین مصوبه در این زمینه است و در پایان این مهلت سربازان آمریکا باید خاک عراق را به طور کامل ترک کنند. یادآوری این نکته در اینجا ضروری است که در این دوره علیرغم این که عراق از کشوری "دیکتاتوری" به کشوری "دمکراسی" و با دست "آزاد" ترین کشور جهان یعنی آمریکا، تغییر یافته، اما هنوز نه آمریکا و نه شورای امنیت "بند هفتم" را که به موجب آن عراق زیر تحریم قرار گرفت، لغو نکرده اند و البته باید گفت که این سیاست آمریکا است تا بتواند از این حربه برای تهدید و فشار علیه "عراق دمکراتیک" استفاده کند.

اکنون 31 دسامبر 2008 نزدیک است و بنابه مصوبه سازمان ملل که آمریکا هم آن را به امضا رسانیده، نیروهای ائتلاف آمریکا، انگلستان، استرالیا و غیره باید کشور عراق را کاملا ترک کنند و عراق در شکل کشوری کاملا مستقل در عرصه جهانی به رسمیت شناخته شده و عمل کند، اما آمریکا بنا ندارد به این قرارداد سازمان ملل گردن گذارد، بلکه درصدد است با به امضا رسانیدن دو قرارداد، یکی امنیتی و دیگری اقتصادی بقای خود را در عراق برای یک دوره 99 ساله تضمین کند.
من در اینجا بخش کوچکی از قرارداد امنیتی را که در تاریخ 6 جولای 2008 در مطبوعات عراق از جمله نشریات "الصباح" و "بینه" به چاپ رسیده می آورم تا به اهداف آمریکا از امضای این قرارداد پی ببریم.

مطالبات آمریکا، رایان کروکر (2)

1ـ ساختن زندان ها و بازداشتگاه ها باید زیر نظر مسئولان آمریکایی باشد.
2ـ آمریکا باید برای مبارزه با تروریسم به هر طریقی که مناسب می داند آزاد باشد.
3ـ مصونیت حقوقی برای ماموران و سربازان آمریکایی پس از خروج رسمی.
4ـ محموله های پستی آمریکایی ها نباید مورد تفتیش کسی قرار گیرد. مسئولان عراقی نباید از محتوای محموله ها اطلاع داشته باشند. این محموله ها ممکن است در شکل ارسال با هواپیما، هلی کوپتر، کشتی، ماشین و غیره باشد.
5ـ احداث 348 مرکز نظامی در سراسر عراق، به غیر از پایگاه های بزرگ نظامی، بعضی از این مراکز ممکن است مخفی باشد.
6ـ آمریکا باید بتواند از نیروهای سایر کشورها در عملیات نظامی و مبارزه با تروریسم استفاده کند. . .



نگروپونتی در عراق

روز هشتم اکتبر آقای نگروپونتی وارد عراق شد و روز بعد با مالکی و تعدادی دیگر از رهبران دولت عراق دیدار کرد. بنابه نوشته مطبوعات عراق نگروپونتی در نشست مذکور حاضران را چنین مورد خطاب قرار می دهد:
"اجازه بدهید صراحتا به شما بگویم و البته این گفته آقای رئیس جمهور است که مصونیت سربازان، در عراق خط قرمز است و ما به هیچ کس اجازه نمی دهیم از این خط قرمز عبور کند. همچنین امضای قرارداد امنیتی و اقتصادی هدف استراتژیک ما است و خون های سربازان آمریکایی که در عراق ریخته شده، برای امضای این قرارداد است. با این حساب شما باید آن را امضا کنید وگرنه صحبت دیگری با شما و سایر معترضان خواهیم داشت."
بنابه نوشته مطبوعات عراقی، مالکی پس از نگروپونتی اظهار داشت که ما در امضا کردن قرارداد حرفی نداریم اما موانعی در پیش است که باید آن را از میان برداریم. روز بعد مالکی به حضور سیستانی مرجع تقلید شیعیان عراق می شتابد و به مدت چهار ساعت با وی به مذاکره می پردازد و سپس مالکی در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد و اظهار داشت که آیت الله سیستانی گفته اند که قرارداد مذکور باید از طرف سه مرجع در عراق مورد مطالعه قرار گرفته و سپس به امضا برسد: یکم جریانات و احزاب سیاسی، دوم پارلمان عراق و سوم ملت عراق که باید محتوای قرارداد را تاکید کرده و به تصویب برسانند.
در حقیقت مالکی برای فرار از رودرروئی با نگروپونتی دست به دامن سیستانی شد و سیستانی هم این توپ را به زمین احزاب، پارلمان و ملت عراق پرتاب نمود که اوضاع را بسیار پیچیده نموده و اکنون سرنوشت قرارداد نامعلوم است.
روز دوم ورود نگروپونتی به عراق آقای دکتر عبدالله عقیلی استاد حقوق سیاسی و تاریخ دانشگاه بغداد و نماینده مجلس از طرف جناح مقتدا صدر، در منطقه امنیتی آمریکایی ها در بغداد به قتل رسید. وی از مخالفان امضای قرارداد امنیتی بود و برای این کار با تهیه طوماری موفق شده بود تا یکصد و ده نفر از اعضای پارلمان را با خود همراه کرده و آنان طومار را امضا کرده بودند.
بدون شک ترور وی همراه با آمدن نگروپونتی، تهدیدی بود علیه همه مخالفان قرارداد که البته نتیجه برعکس داشت. در جریان تشییع جنازه ی وی جمعیت انبوهی از شخصیت های ملی و مترقی عراق از جمله تعداد زیادی دانشجویان دانشگاه بغداد شرکت داشتند. مراسم تشییع تبدیل به تظاهرات بزرگی علیه آمریکا شد که با سخنرانی های فراوان و به آتش کشیدن پرچم آمریکا همراه بود. ترور این شخصیت مبارز عراقی و تهدیدات نگروپونتی در حضور مالکی، اوضاع را در عراق بیشتر به ضرر آمریکایی ها تغییر داد و بازتاب های آن را در روزهای بعد علنی ساخت.

موضع گیری احزاب و سازمان ها و موسسات مذهبی نسبت به قرارداد امنیتی

در عراق کنونی دو ائتلاف شامل کردها، بارزانی و طالبانی و شیعیان که شامل مجلس اعلا به رهبری حکیم، حزب الوعده به رهبری مالکی، حزب فضیلت و جریان مقتدا صدر، پنج حزب و جبهه سنی و ملی شامل: حزب اسلامی به رهبری طارق هاشمی، جبهه توافق به رهبری دلیمی، حزب مذاکره ملی به رهبری صالح مطلق، حزب ملی عراق به رهبری ایاد علاوی و "حزب کمونیست" عراق موسسات و مراکز مذهبی شامل: هیئت علمای اسلام به رهبری آیت الله ضاری رهبر کل سنی های عراق، آیت الله خالصی، آیت الله بغدادی و آیت الله سیستانی وجود دارد.
از مجموع احزاب، سازمانها و موسسات مذهبی آنان که به طور جدی و قاطعانه مخالف امضای هرگونه قراردادی با آمریکا بوده و خواستار استقلال کامل عراق و خروج همه نیروها و سربازان بیگانه از عراق هستند به ترتیب زیر می باشند:
جریان مقتدا صدر: این گروه که تشکیلاتی بسیار گسترده در عراق دارند و از اعتبار و نفوذ فراوانی در میان عامه مردم عراق بویژه محرومان و فقرای عراقی برخوردارند، شدیدا با بقا و یا تمدید قرارداد با آمریکا مخالف و همانطور که خبرگزاریهای بین المللی گزارش دادند در تظاهراتی که آنان برای مخالفت با قرارداد از مردم دعوت کرده بودند بیش از یک میلیون نفر از مردم عراق شرکت داشت و در حقیقت رفراندومی بود که مردم به امضای قرارداد پاسخ منفی دادند.
آقای عبدالامیر رکابی رئیس جبهه ملی عراق که در یک مصاحبه طولانی با تلویزیون انگلیسی زبان روسیه مصاحبه می کرد در این مورد گفت، شرکت عظیم و گسترده اقشار مختلف مردم عراق در تظاهرات روز شنبه به جهانیان ثابت کرد که ملت عراق با بقای آمریکا در عراق مخالفند و این کشور باید خاک عراق را ترک کند.

هیئت علمای اسلامی: این تشکیلات که در راس موسسات سنی مذهب عراق قرار دارد و آیت الله ضاری رهبر آن است آشکارا مخالف وجود آمریکا در عراق است. آیت الله ضاری با صدور فتوایی از همگان خواست تا به مخالفت خود با بقای آمریکا ادامه دهند. وی که دوشنبه هفته گذشته با تلویزیون الجزیره مصاحبه می کرد به جوانب مختلف قرارداد استعماری آمریکا پرداخته و از طرفی به سیاهکاری های چندساله ی گذشته آمریکا در عراق پرداخت و نتیجه گرفت که ملت عراق به هر قیمتی که شده باید آمریکا را از خاک خود بیرون کند. قابل ذکر است که هیئت علمای اسلام یکی از ارگانهای اصلی حمایت از مقاومت مسلحانه در عراق است. آقای ضاری در همین مصاحبه اشاره کرد که نیروهای مقاومت مردم عراق هم اکنون آمادگی کامل دارند تا برای دفاع از سرزمین عراق وارد مبارزه شوند.
روحانی دیگری در عراق به نام آیت الله خالصی وجود دارد که مرجع تقلید بخشی از شیعیان عراق است. وی نیز آشکارا فتوایی علیه امضای قرارداد را صادر کرده و خواستار مبارزه با بقای آمریکا در عراق شده است.
آیت الله سیستانی که پیروان زیادی در عراق داشته و از قدرت معنوی عظیمی برخوردار است، متاسفانه در مورد قرارداد امنیتی قاطعانه سخن نگفت و با احاله ی مسئله به احزاب سیاسی، پارلمان و ملت عراق از یک موضع گیری قاطعانه کنار کشید و به اعتبار خود لطمه ای بزرگ وارد آورد.
سایر احزاب و سازمانهای موجود همه با ضد و نقیض گویی و موضع گیریهای دو پهلو همراه با اما و اگر، از بار مسئولیت شانه خالی کردند ولی اوضاع عراق و خواست مردم این کشور طوری است که تاکنون سیاستمداران جرات نکرده اند حتی به امضای قرارداد نزدیک شوند.

باور دارم امضای قرارداد از طرف هر جریانی موجب موج بسیار گسترده ای از خشونت و قتل و کشتار در سراسر عراق خواهد شد. عملکرد سیاه آمریکا در سال های گذشته جنایات این کشور در زندان های ابوغریب و غیره، تخریب سراسر کشور و تعطیل زندگی عمومی، مردم عراق را در آن چنان خشم و غضبی فرو برده که بیش از این تحمل وجود این "پیامبران" قتل و جنایت و تخریب را در کشور خود ندارند.
با اوضاع بحرانی جهانی از نظر اقتصادی و نقش اصلی آمریکا در به وجود آوردن این اوضاع، درگیری های خونین و طولانی مدت آمریکا در عراق، افغانستان، پاکستان، لبنان، فلسطین و سومالی که همراه با عدم هرگونه موفقیتی همراه بوده و موجب خشم و نفرت و اعتراض جهانیان شده است، به نظر نمی رسد آمریکا بتواند سیاست استعمار عراق را در شکل دو قرارداد مطروحه امنیتی و اقتصادی به پیش ببرد.
20 اکتبر 2008
زیرنویسها:
1ـ چند ماهی پس از اشغال کشور عراق موسسه "خانه آزادی" در آمریکا گروهی چند صد نفره را همراه با چند صد هزار جزوه به زبان عربی تحت عنوان:
"الدیمو قراطیه فی اسبوع" یعنی دمکراسی در یک هفته همراه با چند تن "هات داگ" و نوشابه های رنگارنگ به عراق فرستاد و با دعوت از مردم در مدارس، پارک ها و مجامع عمومی و با توزیع مجانی "هات داگ" و کوکاکولا و پپسی کولا کوشیدند که ملت عراق را سریع "دمکرات" کنند که البته همگان شاهد نتایج شوم دمکراسی آمریکایی بوده و هستیم. این نمونه ای بود از شیوه تفکر سیاستمداران آمریکایی در مورد ملت عراق.
2ـ آقای علاوی در مصاحبه ی چند روز پیش خود با مطبوعات اظهار داشت که محتوای قرارداد هنوز برای اکثر دولتمردان عراقی ناروشن و متن ترجمه آن از انگلیسی به عربی ناقص و ناروشن است و دارای اشتباهات آشکار و فراوانی است (سایت البدیل عراق و نیوزماتیک). در نظر بگیرید، قراردادی که قرار است برای یک دوره 99 ساله سرنوشت یک ملت و کشورش را رقم بزند هنوز برای نخبگان آن ناروشن است و ببینید که قرارداد دارای چه محتوایی است که آمریکا از ارائه نسخه روشن آن وحشت دارد. این نمونه ای از عملکرد و دمکراسی آمریکا است.

۱۳۸۷ آبان ۹, پنجشنبه


انفجار در داخل وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان
وقوع انفجار نیرومندی در داخل ساختمان وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، شماری کشته و زخمی بر جا گذاشته است.
گزارشها حاکیست که این انفجار ناشی از یک حمله انتحاری بوده است.گروه طالبان مسئولیت این حمله را برعهده گرفته و گفته اند که سه تن از افراد آنان در این عملیات شرکت کردند و تنها یکی از آنان موفق به اجرای حمله انتحاری شد.
یک سخنگوی طالبان گفت که هدف از این حمله "مشاوران خارجی" وزارت اطلاعات و فرهنگ بوده است.
تا حالا گزارش دقیقی از تعداد تلفات این حادثه در دست نیست. وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان تعداد کشته شدگان را پنج نفر اعلام کرده اما به نظر می رسد آمار تلفات این حادثه بیشتر از این باشد.
رامین انوری، خبرنگار بخش فارسی و پشتوی بی بی سی در محل حادثه می گوید، چندین آمبولانس مشغول انتقاد دادن قربانیان این حادثه به بیمارستان ها هستند و دهها نفر از ماموران امنیتی و نیروهای پلیس اطراف ساختمان وزارت اطلاعات و فرهنگ را احاطه کرده و مانع از نزدیک شدن مردم عام و خبرنگاران به محل حادثه می شوند.
او همچنین می گوید در اثر انفجار بخشهای زیادی از ساختمان وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان که در مرکز شهر کابل موقعیت دارد، تخریب شده است.
هنوز معلوم نیست که عبدالکریم خرم، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان در زمان انفجار در وزارت حضور داشته یا نه. آقای خرم سال گذشته از یک حمله به موتر (خودرو) حاملش در شهر قندهار، در جنوب افغانستان جان سالم بدر برد.
شهر کابل، پایتخت افغانستان در گذشته نیز شاهد حملات انتحاری و بمبگذاری های زیادی بوده، اما انفجار در داخل ساختمان یک وزارت تا حالا سابقه نداشته است.

BBC

۱۳۸۷ آبان ۷, سه‌شنبه


عراق "حمله آمریکا به سوریه" را محکوم کرد
دولت عراق حمله هوایی روز یکشنبه آمریکا علیه سوریه را محکوم کرده و گفته است که عراق اجازه نمی دهد که از قلمرو این کشور برای حمله به کشور همسایه استفاده شود.
سخنگوی دولت عراق گفت که هیئت دولت همچنین با اصلاح پیش نویس توافقنامه امنیتی که قرار است با آمریکایی ها بسته شود، موافقت کرده اند. این توافقنامه نحوه اداره نظامیان آمریکایی در عراق را پس از سر رسیدن فرمان سازمان ملل متحد در آخر سال جاری میلادی مشخص می کند.
سخنگوی دولت عراق بعد از جلسه روز سه شنبه (28 اکتبر)، هیئت دولت گفت که دولت عراق اقدام هلیکوپترهای آمریکایی در حمله به مواضعی در داخل خاک سوریه را " اقدامی مردود" دانسته اند. این حمله تعدادی کشته به جای گذاشته است که سوریه می گوید غیرنظامی بوده اند.
او گفت که سیاست و قانون اساسی عراق استفاده از قلمروی این کشور به عنوان پایگاهی برای حمله به کشورهای همسایه را منع کرده است. دولت عراق از آمریکا خواسته است که این کار را تکرار نکند.
در همین حال بیانیه دولت عراق از سوریه خواسته است برای جلوگیری از فعالیت گروه هایی که از خاک سوریه برای آموزش و مسلح کردن کسانی که علیه عراق و مردمش اقدامات "تروریستی" می کنند، بیشتر تلاش کند.
جیم میور، گزارشگر بی بی سی در بغداد می گوید که حمله آمریکایی ها به سوریه در زمان حساسی صورت گرفته است؛ این حادثه مصادف با بالا گرفتن بحث و جنجال درباره توافقنامه امنیتی عرق و آمریکا رخ داده است.
او می گوید عراق سخت تلاش داشته است به همسایگان خود، به ویژه ایران و سوریه، اطمینان دهد که ادامه حضور نظامی آمریکا تهدیدی برای آنها به حساب نمی آید.
اعضای هیئت دولت عراق در جلسه امروز همچنین در ارتباط با شماری از اصلاحات پیمان امنیتی با آمریکایی ها، که سخنگوی دولت آنها را "لازم، اساسی و مناسب" توصیف کرده است، به توافق رسیده اند. دولت عراق خواهان آن است که این اصلاحات در پیش نویس کنونی این توافقنامه منظور شود.
هیئت دولت به نخست وزیر عراق اجازه داده است که این اصلاحات را با آمریکایی ها در میان بگذارد.
گزارشگر بی بی سی می گوید که آمریکایی ها از اصلاحات جدید در پیش نویس توافقنامه استقبال نخواهند کرد چون پیش نویس کنونی را نهایی قلمداد کرده بودند.
او می گوید هنوز مشخص نیست که عراقی ها خواستار تغییر کدام جنبه هایی پیش نویس امنیتی هستند. اما گفته می شود که تردید آنها عمدتا در ارتباط با مسائلی است که ممکن است برای تمامیت ارضی عراق خطر محسوب شود. به طور مثال عراقی ها می خواهند در پیمان امنیتی دقیقا روشن شود آنها تحت چه شرایطی می توانند نظامیان آمریکایی متخلف را در عراق به دادگاه احضار کنند.
مقامات آمریکایی که نمی خواهند نامشان فاش شود گفته اند که هدف حمله روز یکشنبه آمریکا به سوریه، از بین بردن رهبر شبکه ای بود که پیکارجویان را از سوریه به عراق منتقل می کرده است.
گزارشها حاکی از آن است که او در این حمله هوایی کشته شده است.
روز یکشنبه چند فروند هلیکوپتر آمریکایی به روستایی در نزدیکی مرز سوریه و عراق حمله کردند. خبرگزاری رسمی سوریه اعلام کرده بود که این حملات در مرزهای شرقی سوریه صورت گرفت. هلیکوپترهای آمریکایی پس از حمله، حریم هوایی سوریه را ترک کرده و به عراق رفته بودند.
طبق گزارش ها هشت نفر در این حملات کشته شدند.
پیشتر نیز ولید المعلم، وزیر امور خارجه سوریه به شدت این حملات را مورد انتقاد قرار داده بود . او حمله صورت گرفته را تعدی تروریستی توصیف کرده و گفته بود که اگر این کار تکرار شود، دولت از قلمرو سوریه دفاع خواهد کرد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از مقام های سوری که نامشان اعلام نشده گفته است که نقاط مورد هدف قرار گرفته در نزدیکی منطقه مرزی ابو کمال بوده است. نقطه مورد هدف قرار گرفته در نزدیکی شهر مرزی القائم در عراق است که محل عبور شورشیان سنی است.
آمریکا تا کنون بارها سوریه را متهم کرده که به شورشیان اجازه ورود به عراق از طریق مرزهای خود را می دهد. سوریه این ادعا را همواره رد کرده است.
جلال طالبانی، رئیس جمهور عراق ماه پیش در دیدار با جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا گفت که سوریه و ایران -که از سوی آمریکا به دخالت در اوضاع عراق متهم اند- مشکلی برای عراق ایجاد نمی کنند.
سوریه پس از بیست و شش سال، در ماه جاری میلادی سفیری به عراق فرستاد. وزارت امور خارجه سوریه به دنبال این حملات، کاردار آمریکا و عراق را به این وزارتخانه احضار کرده است.
BBC

۱۳۸۷ آبان ۶, دوشنبه

ایران و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
m.rad@gmx.net

چهل و پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که در4 نوامبر امسال بر گزار میشود از ویژگیهای بسیاری بر خوردار است که فقط میشود آنرا با دوران جان اف کندی در سالهای 1960 مقایسه کرد تنها فرق بزرگی که با آن دارد کاندیداتوری باراک اوبامای آفریفایی تبار است که توانست بعنوان کاندیدای حزب دمکرات گوی سبقت را از دیگر رقبای قدرتمند خود همانند خانم هیلری کلینتون برباید. باراک اوباما در انتخابات پیش دوره ای ریاست جمهوری از نظر تعداد آرا تا آنجا پیش رفت که حزب دمکرات تصمیم گرفت او را کاندیدای ریاست جمهوری برای این دوره معرفی کند .
اوباما در پروسه انتخابات پیش دوره ای با موانع بسیار زیادی مواجه شد و هربار مجبور شد تا سیاستهای خود را با موازین سنتی آمریکا وفق دهد . اوباما از مخالفان سرسخت جنگ بر علیه عراق بود پیش از این حزب دمکرات با شعار پایان جنگ در عراق و ادعای رفرم در بافت اقتصادی و اجتماعی آمریکا که در واقع سیاست خارجی و اقتصادی دولت بوش را هدف گرفته بود موفق شده بود در انتخابات میان دوره ای مجلسین آمریکا در هردو مجلس اکثریت نمایندگان را از آن خود کند.
آمریکا در شرایطی طی دوهفته آینده وارد انتخابات ریاست جمهوری میشود که :
- بحران اقتصادی سراسر آمریکا را فراگرفته و با وجود اقدامات عجولانه ای که سیاستمداران آمریکا برای بیرون رفت از این مخمصه اتخاذ کرده اند و بیش از 700 میلیارددلار به بازار تزریق کرده اند نتوانسته اند بحران مالی را کنترل کند.
- دولت بوش طی هشت سال گذشته با سیاست های نادرست آمریکا را در جهان گرفتار جنگ و ناامنی کرده که بیشتر از همه گریبان خود آمریکا را گرفته است . دولت بوش طی این هشت سال بیش از ده هزار میلیارددلار بدهکاری برای مردم آمریکا ببار آورد که حداقل سه نسل آینده با مالیات خود باید تاوان آنرا پرداخت کند.
- دولت بوش هرساله 600 میلیارددلار بیش از در آمد مالیاتی کشور که رغم آن 2286 میلیاردلاردر سال است هزینه کرده است که در تاریخ آمریکا سابقه نداشته است بودجه نظامی آمریکا در دولت بوش از مالیات دریافتی بیش از 500 میلیارددلار در سال بوده که این بودجه تا سال آینده به 700 میلیارددلار خواهد رسید.
- شرکتهای بزرگ صنعتی آمریکا همانند جنرال موتور ، فورد و کرایسلر با چنان بحران مالی مواجه شده اند که احتمال ورشکستگی آنها بسیار زیاد است ادامه حیات این شرکتها منوط به تزریق میلیاردها دلار پول به آنها و بخشودگی بدهکاری آنهاست که خود از سهمامداران عمده بانکهای ورشکست شده و بورس نیویورک هستند همین امروز خبرگزاریها گزارش دادند که جنرال موتور کمپانی کرایسلر را که در آستانه ورشکستگی است خریده و در خود ادغام خواهد کرد.
- شرکتهای بزرگ نظامی همانند جنرال داینامیک ، بوئینگ ، لاکهید و دیگر شرکتهایی که در بخش نظامی فعال هستند و بزرگترین جناح حکومت دولت بوش را تشکیل میدهند بشدت خواهان انتخاب مک کین در انتخابات هستند تا با ادامه جنگ در خارج از آمریکا زمینه حیات خود را تضمین کنند این شرکتها روزانه بیش از 30 ملیون دلار برای انتخاب مک کین هزینه میکنند.
- کسری موازنه تجاری و وام دریافتی دولت آنچنان زیاد است که اگر حتی دولت موفق شود به کمک کشورهای دیگر همانند اروپا و آسیا اوضاع مالی را سروسامان بدهد باز قادر نخواهد شد آمریکا را به ثبات اقتصادی سوق دهد و حتی به سالهای 1970 تا 1980 برساند.
- جنگ و جدال بین جناح های آمریکا که نمایندگان شرکتهای بزرگ خدماتی همانند بانکها ، بیمه ها ، بورسها ، شرکتهای بزرگ نظامی که همواره در حاکمیت نقش تعیین کننده ای داشته و دارند ، شرکتهای بزرگ نفتی که طی دوازده سال گذشته بالاترین سودها را از آن خود کرده اند ونمایندگان تکنوکراتها و بوروکراتها که درصد آنها در آمریکا در حدود 10 % است و بالاترین در آمد را بعداز شرکتها و صاحبان آنها از آن خود کرده اند بر سر سیاست گزاری کشور همچنان ادامه دارد. همه این گروه ها در شورای امنیت ملی آمریکا عضو بوده و تا کنون نتوانسته اند در مورد انتخاب دو کاندیدای انتخاباتی تصمیم استراتژیکی اتخاذ کنند.
- جناحهای جمهوریخواهان استدلال میکنند که برنامه آنها در مورد خاورمیانه و هژمونی آمریکا بر جهان تمام نشده و بشدت خواهان آنند که به آنها فرصت داده شود تا کار را به اتمام برسانند این جناح که از پشتیبانی وسیع محافظه کاران آمریکا و جهان بر خوردار است هنوز ادعادارد که قادراست عظمت آمریکا را به آن باز گرداند و اجازه نخواهد داد تا تجربه جنگ جنوب شرقی آسیا بین سالهای 1945 تا 1975 که منجر به شکست آمریکا شد تکرار شود .
- بسیاری از کشورهای هم پیمان آمریکا از جمله کشورهای اروپایی ، ژاپن مخصوصا کشورهای شیخ نشین که منبع عظیم تامین مالی آمریکاهستند اعتماد خودرا نسبت به آمریکاو سیاست اقتصادی آن و دلاراز دست داده اند همه این کشورها تا حالا میلیاردها دلار متحمل خسارت شده و اعتبار و اعتماد مردم کشورهای خود را از دست داده اند. در بسیاری از این کشورها مردم با اعتماد به دولتهای پس اندازهای خود را چه بصورت خرید سهام و چه بصورت ودیعه در اختیار دولت و بانکها قرار داده بودند که با بحران مالی اخیردیگر چیزی عایدشان نخواهد شد.
- در کنفرانس 25ا 24/ اکتبرهمین ماه کشورهای اروپایی و آسیایی در پکن ازآمریکا خواسته شده است تا با مسئولیت پذیری به مسائل اقتصادی و مالی بر خورد کند و خود راآماده کند تا زیر کنترل یک سازمان مالی بین المللی قرار گیرد و از همه مهمتراز دولت آمریکا خواسته شده است از مسئولان بورس و بانکها ی آمریکا علت این بحران را تحقیق و مسببین آنرا مورد مجازات قرار دهد و اجازه ندهد بدون پشتوانه مالی بانکها به خرید اوراق قرضه و فروش سهام دست بزنند .

مقایسه انتخاباتی اوباما و جان اف کندی

جان اف کندی 46 ساله و کاتولیک از حزب دمکرات در سال 1961 زمانی رئیس جمهور آمریکا شد که این کشورخود را از سال 1945 درست بعدازپایان جنگ جهانی دوم در گیر جنگ در چین ( 1945 تا 1949) و جنگ کره ( 1950 تا1953) کرده بود که نتیجه آن شکست در هردو جنگ بود.
آمریکا با شروع دعوای قدرت بین رهبران شوروی پس از مرگ استالین که تا 1960 ادامه داشت بار دیگر از فرصت استفاده کرده و با کودتاهای پی درپی در بسیاری از کشورها از جمله ایران وجنگ در جنوب شرقی آسیا خود را در گیر کرده بود . کندی با شعار بازگشت به سنتهای آمریکا و پایان درگیری آمریکا در سطح جهان در شرایطی که در داخل کشور هنوز حق و حقوق سیاه پوستان برسمیت شناخته نشده بود وارد معرکه انتخاباتی شد که یکی از تم های آن برسمیت شناختن حق وحقوق سیاهپوستان در آمریکا بود.
کندی پس از بدست گرفتن قدرت تمامی قول و قرارها ووعده های حزب را فراموش کرد و ببهانه مبارزه با کمونیسم نیروهای نظامی آمریکا را در جنوب شرقی آسیا که کمتر از پنجاه هزار نفر بودند را به 500.000 افزایش داد و جنگ را در سراسر جنوب شرقی آسیا گسترش داد و در سه کشور ویتنام ، کامبوج و لائوس به جنگ تمام عیار دست زد کندی با اتخاذ این سیاست جنگی چنان شرایطی در منطقه آسیا بوجود آورد که پس از ترور وی در سال 1963 این جنگ تا شکست قطعی آمریکا در سال 1975 ادامه پیداکرد و منجر به کشته شدن بیش از 45000 نفر سربازو ده هاهزارنفر مجروح آمریکایی شد در عین حال که آمریکا بیش از دوونیم ملیون مردم سه کشور فوق را قتل و عام کرد. کندی در همان سالها ببهانه انتقال موشکهای روسی به کوبا آمریکا را تا پای جنگ اتمی با شوروی پیش برده بود که فشار افکار عمومی جهان آمریکا و شوروی را مجبور کرد تا بتوافق دست پیدا کنند که نتیجه آن برچیدن موشکهای آمریکا از خاک ترکیه و بر چیدن موشکهای شوروی از خاک کوبا بود.

باراک اوباما ی 47 ساله فرزند حسین اوبامای مسلمان از قبیله لو (LUO ) کنیا و آن دوهام (Ann Duhan) دختریک خانواده مسیونار ( مبلغین مذهبی) سفید پوست آمریکایی بنام مادلین و استانلی دوهان Madelyn und Stanley Duhan)) است که در هاوایی متولد شد باراک با خانواده دوهان مدت کوتاهی در هاوایی زندگی کرد و در سال 1967 با مادر خود آن دوهان که خود نیز یکی از همین مبلغین سرسخت مذهبی بود به اندونزی رفت و مدت پنج سال مقیم این کشور شد باراک یک سال (19701971/) آنرا به اصرار پدر خود در مدرسه اسلامی دولتی گذراند . خانواده دوهان عضو فعال کلیسای اتحادیه کلیساهای مسیحی ( United Church of Christ) بودند که بزرگترین کلسیای اوانگلیستی آمریکاست.
باراک اوباما در سال 1979 بعداز پایان دبیرستان از هاوایی به لوس آنجلس واز آنجا به نیویورک میرود و در آنجا رشته روابط بین المللی رادرسال 1983 به اتمام میرساند وبعنوان مشاور اقتصادی دوسال هم در نیویورک کار میکند ضمن آنکه هرگز دست از تبلیغات مذهبی برای کلیسای خود بر نمیدارد باراک اوباما از طریق کلیسا به شیکاگو فرستاده میشود تادر بخش خدمات کلسیایی بفعالیت خود ادامه دهد ضمن آنکه چند واحد حقوقی را هم در دانشگاه میگذراند که اجازه می یابد تا دریک دفتر حقوقی بعنوان وکیل مشغول کار شود .
باراک اوباما در تمام مراحل زندگی همچنان به کلیسای خود وفادار میماند و آنها هم با نفوذی که داشتند اوبامارا دوبار به سناتوری ایلینویز میرسانند که دفعه اول تنها کاندیدای این مقام بوده است در ایلینویز همگان بر این باورند که اوباما بطور اتفاقی سناتور شده است.

باراک اوباما به اتفاق خانم و آقای دوهان


باراک اوباما از سال 1990 بطور پیگیر بنفع کاندیداهای حزب دمکرات بفالیت های تبلیغاتی دست زد که اوج آن در دوران کاندیتاتوری جان کری (John Kerry) اتفاق افتاد چه سخنرانی اوباما در شهر بوستون باعث معروفیت وی در سطح کشور شد . اوباما در سالهای بعد برحملات خود بر علیه بوش و سیاست های دولت وی افزود و خواهان آن شده بود تا دولت بوش تاریخ خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق را اعلام کند و بلاخره با مطرح کردن اتحاد ملی آمریکا با جنگی که بوش آنرا ادامه میدهد در خطر است عملا از پشتیبانی بیشتر اعضاء حزب دمکرات و حتی تعداد زیادی از شخصیت های با نفوذ حزب جمهوریخواه بر خوردار میشود . اوباما برای انتخابات ریاست جمهوری خود اولین بار مطرح کرد که:

آمریکا نه آمریکای حزب دمکراتها و نه آمریکای حزب جمهوریخواهان بلکه آمریکای ایالات متحده آمریکاست.

اوباما بااین جمله بهر دوحزب هشدار داد که تنها جنگ نیست که آمریکایی ها را از هم جدا میکند بلکه تضاد منافع دوحزب هم میتواند بمنافع آمریکا چه در داخل و چه در خارج لطمه وارد آورد اوبهمه سیاستمداران آمریکا گوشزد کردکه آمریکا نیاز به یک استراتژیِ تازه دارد که بتواند منافع آمریکا را در طولانی مدت تضمین کند بدین ترتیب اوباما نشان داد که بیشتر از مدعیان دفاع از منافع آمریکا بفکر آمریکا و بقاء آیالات متحده آمریکاست.
باراک اوباما از بدو فعالیتهای سیاسی که توامان با کار مذهبی بود نظرات خودرا بصورت نوشته در مجامع آمریکا ارائه داده و اولین سناتوریست که ده ها پیش نویس بعنوان پیشنهاد در اختیار کاپیتول هیل و مجلس سنا قرار داده است . اوباما راجع به زندگی گذشته خود و خانواده پدری هم کتابی نوشته که ترسیم کننده رویاهای اوست و اسم آنرا رویاهای پدرم (Dreams of my Father) گذاشته است که نشان میدهد تا چه اندازه دوری از خانواده پدری و فرهنگ کنیا درزندگی اوتاثیر گذاشته است.
باراک اوباما در مراحل انتخاباتی ریاست جمهوری مجبور شد بسیاری از نظرات خود را تغییر دهد و از انتقادات شدید بر علیه بوش – دیک چینی و خانم رایس بشکل سابق دست بر دارد اوباما بخوبی دریافت که دیگر کاندیداها چیزی در چنته ندارند و با بدست گرفتن ابتکار عمل بسیاری از کاندیداها از جمله خانم هیلری کلینتون را که هیچ سررشته ای از سیاست و اقتصاد نداشت را از صحنه خارج کرد اگرچه بعید بود جامعه مردسالار آمریکا خانم کلینتون را بریاست جمهوری بر گزیند.

جان مک کین کاندیدای 72 ساله از حزب جمهوریخواهان رقیب باراک اوباما در یک خانواده نظامی در پاناما متولد شد مک کین همانند جورج بوش اهل درس و مشق نبود در نتیجه راه پدر که هم پر در آمد بود و هم کاری آسان را برگزید و همانند پدرمدعی بود که او یک سرباز فدایی در ارتش آمریکا است بسیاری از آمریکایی ها اورا جنازه زنده میدانند که از سیاست هیچ سررشته ای ندارد مک کین که قبلا شانس خود را در برابر جورج بوش امتحان کرده و شکست خورده بود این بار بعلت کمبود شخصیت در داخل حزب جمهوریخواه قرعه بنام وی اصابت کرد و او بدون دردسر کاندیدای ریاست جمهوری از طرف محافظه کاران راست افراطی شد .
مک کین داوطلبانه خودرا برای جنگ در جنوب شرقی آسیا معرفی کرد و بعنوان خلبان کارش این بود که شهرها و روستاها را بمباران کند و مردم غیر مسلح و عادی را بهمراه اموالشان به نیستی بکشاند مک کین دریکی از همین بمبارانها که قرار بود کارخانه تولید برق هانوی را هدف قراردهد در 26 اکتبر 1967 هواپیمایش سرنگون میشود و خودش درحالیکه بشدت زخمی شده بود دستگیر میشود البته بعداز مداوا و بدست آوردن سلامتی جسمی با تنی چند از خلبانان دستگیر شده از طرف ارتش ویتنام در خیابانهای هانوی بتماشا گذاشته میشود وقتی ارتش آمریکا در جنوب شرقی آسیا در سال 1975 بسختی شکست میخورد از زندان آزاد میشود.
مک کین از زمان آزادی بدلیل جنایاتی که در جنوب شرقی آسیا انجام داده بود عنوان سناتور مادام العمر را از آن خود میکند و امروز هم کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا برای 45 دور انتخاباتی است . مک کین جز دانش نظامی که آنهم بسیار محدود است ازسیاست و اقتصاد سررشته ای ندارد ولی همانند بسیاری از جمهوری خواهان خود را مرید رنالد ریگان میداند که معتقد بود آمریکا نه برای زندگی اقتصادی بلکه برای ارزش های آمریکایی میجنگد و حاضر است هر بهایی برای آن بپردازد . در داخل آمریکا تمامی راست های نژاد پرست و محافظه کاران مذهبی و تقریبا تمامی شرکتهای نفتی و اسلحه سازی و بانکهای متعلق به آنها از مک کین پشتیبانی میکنند ضمن آنکه راست های کشورهای اروپایی و دیگر کشورها هم بدشان نمی آید که مک کین انتخاب شود.
مک کین از سیاست نرم افزاری که در عرف سیاسی به آن دیالوگ می گویند سررشته ای ندارد و فقط استفاده از زورو جنگ را که همان سخت افزار است را میشناسد استدلال مک کین هم این است که ما از نظر نظامی قدرت برتر جهان هستیم و همین هم کافی است تا بر جهان چه بخواهند و چه نخواهند مسلط شویم .
در انتخابات این دوره مک کین از همان تاکتیک جورج بوش در دوره دوم ریاست جمهوری آمریکا استفاده میکند . بسیج تمامی نیروهای مذهبی که اینبار با مشکل بزرگی مواجه شده است چون اوباماهم از پشتیبانی بزرگترین کلیسای آمریکا بر خوردار است مک کین تمامی نژاد پرستان را پشت سر خود جمع کرده است و از خبر ها چنین بر می آید که کاتولیک ها هم از وی حمایت خواهند کرد . بدون تردید در این انتخابات بدلیل شرکت یک سیاه پوست آفریقا تبار آنهم در انتخابات ریاست جمهوری جوامع غیر بومی که عمدتا مهاجران اروپایی هستند فعالانه در این انتخابات شرکت خواهند کرد و میشود پیش بینی کرد که تعداد شرکت کنندگان در رای گیری این بار بر خلاف دوره های قبلی که همیشه زیر 50% واجدین شرایط رای دهندگان را دربر میگرفت بیشتر باشد . بسیاری از سفید پوستان طی هفته های اخیر تا آنجا پیش رفته اند که ادعا میکنند انتخاب یک رئیس جمهور سیاه پوست نه تنها ننگ است بلکه غیر قابل تحمل است.
رئیس جمهور بعدی آمریکا چه اوباما و چه مک کین درشرایطی وارد کاخ سفید خواهند شد که آمریکا در موضع دفاعی قرار دارد و باید خود را با شرایط تازه وفق دهد که بنظر نمیرسد برای هیچکدام از این دونفر کار آسانی باشد چه مک کین سیاست خود را بر پایه ادامه سیاست رنالد ریگان وجورج بوش و باراک اوباما سیاست خود را برای باز سازی عظمت آمریکا قرار داده است و میشود پیش بینی کرد که هردو تا آنجا خود را درگیر جنگ خاورمیانه خواهند کرد تا شکست نهایی به آنها تحمیل شود درست همان کاری که جان اف کندی کرد.
اوباما اگردر این انتخابات پیروز شود وبعنوان رئیس جمهوروارد کاخ سفید شود باید انتظار داشت آمریکا تمام توان خود را بعداز جنوب شرق آسیا برروی آفریقا بگزارد که جولانگاه مسیونرهای غربی از جمله پروتستانها ی آمریکایی - انگلیسی و اوانگلیست های آلمانی است . سیاست مداران مذهبی غربی براین باورند که در آفریقا هیچ مسیحی نباید زیر حکومت غیر مسیحی قرارداشته باشد دعوا در دارفور سودان که اکثریت با مسیحیان پروتستان – اوانگلیست هست یکی از این نمونه هاست ونمونه دوم کشور زیمبابوه است که بد لیل حاکمیت یک حزب چپ و غیر مذهبی در کشوری که اکثریت مردم آن مذهب پروتستان و اوانگلیستی دارند از طرف غرب و آمریکا زیر فشار قرار دارد این کشور تا سال 1985 مستعمره انگلیس بود.

ایران و انتخابات آمریکا:

کمتر نیرو و دولتی را میشود سراغ گرفت که از بی ثباتی خاورمیانه دم نزند این بی ثباتی در تمامی عرصه خود رانشان میدهد طی ده سال اخیر که آمریکا و هم پیمانان آن به بهانه های مختلف به اشغال و لشکر کشی به خاورمیانه دست زده اند برای تمامی مردم منطقه مسجل شده است که علت اصلی آن بی کفایتی حکومتها و دولت های منطقه است که قادر نشده اند با همکاری همدیگر به حل و فصل مسائل موجود فی مابین بپردازند .
اگر در مناطق دیگر دنیا کشورها و دولتها در صدد استفاده از امکانات موجود هستند در خاورمیانه با وجود دریای ثروت و عدم مشکل مالی همه بجان هم افتاده اند درست همان چیزی که آمریکا و پیمان ناتو خواهان آن هستند تا هم از منابع معدنی و بازار منطقه استفاده کنند و هم تا آنجا که در توان دارند از همکاری و پیشرفت منطقه جلوگیری کنند.
با بلبشویی که در جهان بعلت بحران مالی و در پی آن بحران اقتصادی حاکم است که بدون هیچ تردیدی نتیجه جنگ آمریکا و غرب است که اینک از شمال آفریقا تا مرزهای هندوستان را درنوردیده است بسیاری از کشورها با نزدیک شدن انتخابات آمریکا در صدد بازنگری سیاست های خود بر آمده اند تا منافع خود را با شرایط جدید تعریف کنند.
هیچ تردیدی نیست که بزرگترین بازندگان این بحرانها کشورهایی بوده اند که بهر طریق خود را وارد مناسبات اقتصادِی ، نظامی و سیاسی آمریکا کرده اند که پاکستان و ایران و ترکیه نمونه های بارز آن هستند پاکستان از نظر اقتصادی در آستانه ورشکستگی کامل قرار دارد و احتمال پاشیدگی آن بسیار است کشوری که تنها بخاطر چهار میلیاردلار بدهکاری خود به آمریکا این کشور را در گیر جنگی کرده است که تا همین حالا برایش ده ها برابر آن هزینه بر داشته است و بخوبی میشود دریافت که تا در افغانستان جنگ هست پاکستان هر گز روی آرامش بخود را نخواهد دید .
ایران یکی دیگر از کشورهای منطقه است که بعلت تحلیل نادرست از اوضاع خاورمیانه خود را درگیر این جنگ کرده است چه بصورت فرستادن معاودین سابق عراقی مقیم ایران که از طرف رژیم مسلح و آموزش دیده بودند وهنوز در دژ های بتنی عراق خود رامخفی کرده اند تا کشته نشوند. همه کشورهای منطقه و تقریبا تمامی مردم عراق بخوبی میدانند که رژیم ایران خواهان خروج نیروهای نظامی غرب از عراق نیست چه ایران بخوبی میداند رژیم پوشالی عراق در عرض چند هفته سرنگون خواهد شد . طی هفته های اخیربارزانی و طالبانی و حتی مالکی از ماموران سازمان امنیت انگلیس به تهران سفر کرده و این مسئله را بسران رژیم گوش زد کرده اند که خود آنها میدانند در صورت خروج آمریکا از عراق چه سرنوشتی در انتظار آنهاست.
مقامات ایران مدعی هستند که دولت عراق بر گزیده مردم عراق است آنهم در زمانی که کشور تحت اشغال نیروهای نظامی خارجی است و سرسپردگی خودرا در کشتار ملیونی مردم عراق نشان داده است . در چنین شرایطی طبیعی است که نه مردم عراق و نه توده های عرب و نه حکومتهای عرب نمیتوانند به چنین مزدورانی اعتماد کنند . با نزدیک شدن انتخابات آمریکا مسئولان رژیم دست بچند مانور زدند و با تبلیغات در مورد توافقنامه امنیتی آمریکا و عراق چنین وانمود میکنند که گویا دولت عراق مستقل است و جرات میکند از آمریکا در خواست امتیاز بکند . نه آقایان آنها نیامدند که چیزی را تقسیم کنند آنها آمده اند تا نفت خاورمیانه را تصاحب کنند آنها حتی پشیزی برای امثال مالکی و یا طالبانی و بارزانی که مثل بوزینه ها در مقابلشان دولا راست میشوندو کرنش میکنند ارزش قائل نیستند چه رسد به اینکه بخواهند به آنها امتیاز بدهند .
سران رژیم بعلت بی کفایتی و نداشتن دانش سیاسی از همان بدو انقلاب نتوانستند از فرصتی که در خاورمیانه بوجود آمده بود بنفع ایران و کشورهای خاورمیانه استفاده کنند سران رژیم جز تحریک برای ادامه جنگ و افزایش تضاد بین ایران وکشورهای همسایه که حالا به اوج خود رسیده است کاردیگری از دستشان بر نیامده است. .هرچقدر رژیم ایران در کار جنبش مبارزاتی مردم عراق ، افغانستان و کردها تخریب کرده است بهمان نسبت آنها مقاومتر و قوی تر شده اند رژیمی که از بدو تشکیل خود هرگز درک نکرد که بدون همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان خارج از اینکه با چه سیستمی اداره میشوند امکان پیروزی در هیچ جبهه ای چه داخلی و چه خارجی وجود ندارد . رژیم ایران در تمام دوران جنگ ده ساله اخیر در افغانستان و عراق بالاترین هزینه ها را پرداخت کرده است ایران مجبور شده است بخش عظیمی از در آمد نفتی کشور را که میبایست صرف بازسازی زیر بنای اقتصادی کشور شود صرف ارتش و نیروی نظامی و جنگ کرده است . در مرز افغانستان برای مبارزه با مواد مخدر میلیاردها دلار هزینه شده است در حالیکه در زمان پیش از اشغال افغانستان دولت وقت افغانستان تولید آنرا به حد اقل رسانده بود و حتی ممنوع کرده بود .
تا پیش از جنگ مسائل ملی تا این حد حاد نبود و میشد با تدارک و همکاری تضادها را کاهش داد و مناسبات خراب شده را باز سازی کرد ولی اینهم حاصل نشد و اینک ایران مانده است با ملیتهای مخالف داخلی و همه نیروهای مخالف همسایه که ایران را بمحاصر کامل خود در آورده اند.
باراک اوباما با عریانی تمام به سران احمق دولت آمریکا فهمانده است که وقتی رژیم ایران اینهمه شرایط را آماده کرده است چه نیازی به سخت ابزار است کشورهای منطقه خود مشکل ایران را حل خواهند کرد باراک به سردمداران آمریکا هشدار داده است که ما فقط نیاز به نرم افزار داریم یعنی فقط دم از صلح زدن و در عمل پشتیبانی از نیروهای مخالف ایران با همه امکانات. بله شما آقایان شما عامل آن بوده اید شما با همکاری با کردهای وابسته به غرب و مزدوران شیعه خود در ایران و همکاری با آمریکا در اشغال منطقه خاورمیانه و با کشتار پشتون هابا همکارِی آمریکا در افغانستان و کشتار کردها با همکاری ترکیه نگذاشتید تا نیروهای مقاومت با تمام توان بر علیه نیروهای متجاوز بجنگند و آنها را زودتر شکست دهند و از منطقه بیرون رانند.
همه این نیروها اینک با تمام توان برعلیه شما بسیج شده اند باراک اوباما و مک کین دیگر چه نیازی دارند تا از نیروی نظامی خود در منطقه استفاده کنند شما باندازه کافی برای ما مخالف تراشیده اید تا آنها کشور ما را متلاشی کنند و کشور را ببلبشو بکشانند شما چه جوابی دارید به مردم عراق ، افغانستان ، کردها و از همه مهمتر به ملیتهای ایران بدهید که همه را از ایران رانده اید.
شما ایران را در منطقه و جهان کاملا ایزوله کرده اید همین بس که در سازمان ملل بین شما و ژاپن اعضاء شورای امنیت به ژاپن رای دادند و بشما رای اعتماد ندادند تفاوت رای شما با ژاپن آنقدر زیاد بود که مورد ریشخند خاص و عام قرار گرفتید این تجربه باید درس عبرتی برای شما باشد که هارت و پورت کردن بدون نیروی مادی و پشتوانه پشیزی ارزش ندارد.
اوباما رئیس جمهور نمیشود که مشکل خاورمیانه را حل کند در این منطقه حکومتهای نالایق همانند شما آنقدر زیادند که آنها تا سالها قادر خواهند بود بغارت منطقه ادامه دهند باراک اوباما وظیفه دارد آفریقا را باهمه امکانات آن دوباره بتصرف غرب در آورد چه با جنگ و چه با نرم افزار امری که بوش پدر و پسر موفق به انجام آن نشده بودند . مسئله دیگری که برای آمریکا و غرب از اهمیت بر خورداراست مسئله اتمی پاکستان است که بنظر میرسد با طولانی شدن جنگ در این منطقه با توافق بین المللی به خلع سلاح اتمی این کشورخواهند پرداخت چه پاکستان همانند شما نشان داده است از حکومت نالایقی برخوردار است و قادر نیست منافع طولانی مدت کشور را تضمین کند.
برای رئیس جمهور آینده آمریکا مهم نیست تا چه اندازه افغانستان ،ایران ، پاکستان ، ترکیه و عراق درگیر جنگ خواهند شد یا سرنوشت ملیتهای ایران از جمله کردها بکجا خواهد کشید. آمریکا و غرب منطقه را از دست دادند ولی یک دست آورد بزرگ داشتند آنهم در گیر کردن کشورهای منطقه در جنگهای داخلی برای چند دهه آینده است .

م. ر ا د ( 26.10.2008 )





۱۳۸۷ آبان ۱, چهارشنبه



جنجال برسر قرارداد امنیتی میان آمریکا و عراق
مجوز سازمان ملل برای حضور نیروهای خارجی در عراق تا پایان سال جاری میلادی اعتبار دارد. قرارداد امنیتی عراق و آمریکا به بن بست رسیده و آمریکا هشدار داده که تعلیق قرارداد، عواقب امنیتی وخیمی برای عراق در پی خواهد داشت.
عدم توافق بر سر قرارداد امنیتی میان عراق و ایالات متحده به معنای تعلیق مأموریت نیروهای آمریکایی در عراق خواهد بود. این در حالی است که آمریکا تأکید می‌کند که نیروهای عراقی هنوز توانایی لازم برای برقراری امنیت در کشور را ندارند، از این رو عدم توافق بر سر قرارداد امنیتی، عواقب امنیتی وخیمی برای این کشور در پی خواهد داست.

دولت عراق بدون توجه به هشدارهای آمریکا، خواستار تغییراتی در مفاد این قرارداد شده است. به گفته علی دباغ، سخنگوی دولت نوری المالکی، کابینه عراق روز سه‌شنبه (۲۱ اکتبر – ۳۰ مهر) به طور یک‌پارچه خواستار اصلاحاتی در توافقنامه یادشده شده است. گفتنی است که متن توافقنامه امنیتی هفته گذشته بین دو طرف تنظیم شده و اینک بایستی به تصویب نمایندگان مجلس عراق برسد.

دباغ گفت که از وزیران کابینه خواسته شده تا اصلاحات مورد نظر خود را پیشنهاد کنند تا در نهایت قرادادی مورد توافق همه جناح‌ها حاصل شود.

بر اساس توافقنامه امنیتی عراق و آمریکا، ایالات متحده تا سال ۲۰۱۱، نیروهای خود را به طور کامل از عراق بیرون خواهد کشید. از سوی دیگر قانون مصونیت قضایی اتباع این کشور در عراق هم دستخوش تغییراتی شده است. بدین صورت که به جرمی که اتباع آمریکایی در خارج از پایگا‌های نظامی این کشور در عراق مرتکب می‌شوند، دستگاه قضایی عراق رسیدگی می‌کند.

به گفته هشیار زیباری، وزیر امور خارجه عراق، نمایندگان مجلس این کشور تصمیم‌گیری در مورد قرارداد امنیتی را، به احتمال زیاد، به پس از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده (۴ نوامبر) موکول خواهند کرد. او در مصاحبه با شبکه العربیه هم‌چنین ابراز امیدواری کرد که کشورش قرارداد یادشده را تا پایان سال جاری میلادی تصویب کند.

اختلاف نظرها و شایعه نقش ایران

روز دوشنبه بیستم اکتبر یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه ایران، در مورد نظر ِ دولت جمهوری اسلامی نسبت به قرارداد امنیتی میان ایالات متحده و عراق گفت: «ما فقط خواستار آنیم که این قرارداد یک‌پارچگی و استقلال عراق را به رسمیت بشناسد.» این در حالی‌ست که ژنرال ری اودیرنو، فرمانده نظامیان آمریکا در عراق، اعلام کرده است که کمک‌های ایران به برادران شیعی خود در عراق تنها به کمک‌های ایدئولوژیک محدود نمی‌شود. گفته می‌شود که ایران می‌کوشد با تطمیع نمایندگان مجلس عراق، آنان را به مخالفت با تصویب این قرارداد برانگیزاند.

گفته می‌شود با توجه به این‌که حضور نیروهای آمریکایی در منطقه از نفوذ جمهوری اسلامی در میان کشورهای همسایه می‌کاهد، تهران با استفاده از نیروهای هوادار خود در عراق و نیز با تبلیغات و تلاش‌های دیپلماتیک، کوشیده است توافقنامه یادشده به گونه‌ای تنظیم شود که زمان حضور نیروهای آمریکایی در عراق و اختیارات آنها تا حد ممکن محدود بماند.

هیأت علمای مسلمین که بزرگ‌ترین فراکسیون علمای اهل‌سنت عراق به شمار می‌رود نیز تواقفنامه امنیتی را مجوزی برای تداوم و اشغال عراق نامیده است.

مقتدا صدر، رهبر شیعیان افراط‌گرای عراق، که چند روز پیش ده‌ها هزار نفر از هوادارانش برای اعتراض به این قرارداد دست به تظاهرات گسترده زدند، این معاهده را توجیهی قانونی برای ادامه اشغال عراق می‌داند.

در این میان تنها کردهای عراقی هستند که موافقت بی چون و چرای خود را با ماندن سربازان ایالات متحده در عراق اعلام کرده‌اند.
خبرگزاری فرانسه / پ

۱۳۸۷ مهر ۲۸, یکشنبه


BBC
09:05 گرينويچ - شنبه 18 اکتبر 2008 - 27 مهر 1387
تظاهرات بر علیه اشغال عراق در بغداد
پنجاه هزار نفر از طرفداران مقتدی صدر، روحانی شیعه عراقی، در اعتراض به معاهده امنیتی طولانی مدتی که قرار است به حضور نیروهای آمریکایی در عراق تداوم ببخشد، در خیابانهای بغداد به تظاهرات پرداختند.
تظاهر کنندگان شعارهایی از جمله "اشغالگر برو بیرون!" و "شیطان، نه!" سر دادند.
پس از ماه ها گفتگو، مذاکره کنندگان آمریکایی و عراقی به پیش نویس توافقی امنیتی دست یافته اند، اما هیچکدام از دولتهای دو کشور هنوز این پیش نویس را تصویب نکرده اند.
بر اساس پیش نویس موجود نیروهای آمریکایی باید عراق را تا سال 2011 ترک کنند و همچنین عراق حقوق محدودی برای محاکمه آمریکایی های خواهد داشت که خارج از خدمت مرتکب جرم و جنایتی شده اند.
گفتگو با جلال خالدی، خبرنگار در عراق
تظاهرات در بغداد یک روز پس از آن انجام شد که در عراق جلسات بررسی این معاهده توسط سیاستمداران ارشد این کشور به تعویق افتاد.
این درحالی است که تضمینی درباره تصویب این معاهده توسط شورای سیاسی امنیت ملی عراق وجود ندارد و مشخص نیست جلسات بررسی معاهده چه زمانی از سر گرفته خواهد شد.
برخی سیاستمداران عراقی این معاهده را مورد انتقاد قرار داده اند.
سیاستمداران طرفدار مقتدی صدر که از اساس با این طرح مخالف هستند در گفتگو با بخش عربی بی بی سی بار دیگر تاکید کرده اند که خواستار خروج فوری سربازان آمریکایی از کشورشان هستند.
هشیار زیباری وزیر خارجه عراق با گفتن اینکه معاهده امنیتی به حمایت از خودمختاری و تمامیت ارضی عراق کمک خواهد کرد، خواستار حمایت سیاستمداران عراقی از این معاهده شده است، اما برخی سیاستمداران عراقی حضور نیروهای آمریکایی در خاک کشورشان را ناقض تمامیت ارضی عراق می دانند.
در آمریکا هم گفته می شود رابرت گیتس وزیر دفاع این کشور مشغول ارائه توضیحات درباره این معاهده به اعضاء مهم کنگره آمریکا است، هر چند بر خلاف عراق، لزومی به تصویب این معاهده توسط کنگره آمریکا نیست.
اهمیت این معاهده با به پایان رسیدن اعتبار دستور سازمان ملل متحد درباره حضور نیروهای تحت رهبری آمریکا در عراق در پایان سال جاری میلادی بیشتر می شود.
حدود 144 هزار نفر از 152 هزار نیروی خارجی مستقر در عراق، آمریکایی هستند.