۱۳۹۲ شهریور ۲۵, دوشنبه

دستها ازسوریه کوتاه باد!


دستها ازسوریه کوتاه باد!



گزارشی ازفعالین حزب کارایران (توفان) درآمریکا وکانادا پیرامون تظاهراتهای ضد جنگ در آمریکا
بار دیگر رئیس جمهور آمریکا ، این بار رئیس جمهور "دمکرات" و بلبل زبان باراک اوباما ، بسرعت خود را برای جنگ خانمان سوزی در سوریه آماده میکند. گوئی که  منشور سازمان ملل هیچ حقی برای کشور سوریه ، یک عضو سازمان ملل ،  قائل نشده است. گوئی که یک ملت 23 میلیونی حق تعیین سرنوشت ندارد. گوئی که یک کشور  23 میلیونی شعور و اراده جمعی را از دست داده و ولایت فقیه  کاخ سفید باید برای آنها تصمیم بگیرد. گوئی که باید بزور بمب خوشه ای و فسفری و موشکهای کروز به مردم فهماند که ازادی چیست. گوئی که هر کجا چماق داران بین المللی برای بانقیاد کشیدن کشور مستقلی اراده کنند باید به آنها سر تعظیم فرود آورد. گوئی که ....
بمحض آنکه اوباما قصد خود را برای حمله نظامی به سوریه بیان داشت و رسانه های وابسته به محافل قدرت و سرمایه فورا دست به توجیه و علل آن با هدف مغز شوئی مردم و مهندسی افکار عمومی زدند ، تظاهراتهای متعددی در سراسر آمریکا با شعار محوری " دست ها از سوریه کوتاه " و "نه به جنگ علیه سوریه" ترتیب  داده شدند. در دو هفته گذشته صد ها تظاهرات در بیش از صدها شهر  کوچک و بزرگ آمریکا و کانادا ، از لوس آنجلس  تا  واشنگتن ، نیویورک ، میامی، ساانفرانسیسکو ، اتلانتا، شیکاگو ، سیاتل ، بوستون ، دالاس ، هوستون ، تورونتو ، ونکوور ، مونترال و ... برگزار شد.
بیش ار هشتاد درصد مردم آمریکا مخالف هر نوع تجاوز نظامی ، از محدود تا غیر محدود ، به سوریه هستند و از اینکه دولت " دمکراتیک" باراک اوباما تلاش دارد  نظرات اکثریت شکننده مردم را نادیده بگیرد خشمگین هستند. وقتی که باراک اوباما در محوطه کاخ سفید مشغول به دروغ بافی ، همچون همتای سابق خود جرج بوش ، پیرامون علل جنگ احتمالی آمریکا با سوریه بود صدای معترضین ضد جنگ آنچنان رسا بود که بگوش ناشنوای اوباما رسید و نتوانست آنرا نادیده بگیرد. احزاب ، ائتلاف ها ، و اقشار متعددی از جامعه آمریکا در این کارزار ضد جنگ شرکت دارند . احزاب سیاسی سراسری و منطقه ای، سازمانها ، دانشجویان ، زنان ، روشنفکران  مترقی ، سازمانهای  سیاسی  خارجی ، ائتلاف بین المللی ضد جنگ (ANSWER) ، ائتلاف متحد و سراسری ضد جنگ (UNAC) ، سربازان سابق برای صلح (VFP) ، سربازان سابق برگشته از عراق ، کنفرانس اسقف های کاتولیک آمریکا ، و  .... همگی یک صدا به جنگ احتمالی بر علیه سوریه اعتراض دارند. مردم آمریکا همچون مردم سایر نقاط جهان ، انگلستان ، فرانسه ، ترکیه ، یونان ، پاکستان ، فلسطین، شیلی ، اکوادور ، کانادا ، آلمان ،  و... همه بر روی پلاکاردهایشان میگویند  " دستها از سوریه کوتاه" ، " ما جنگ نمیخواهیم " ، " کشتار و ویرانی و آوارگی را متوقف کنید" ، " ما در جنگ هیچ منافعی نداریم " ، " برای کمپانی های میلیاردری جنگ راه نیندازید" ، " جنایات مرتکب شده در عراق و یوگسلاوی و افغانستان و لیبی در جلوی چشمان ما رژه میروند" و " بهانه سازی برای جنگ را متوقف کنید" ، " دروغ سازی برای جنگ را متوقف کنید" ، " مداخله در کشورهای دیگر را متوقف کنید" ،  " 350 بار تجاوز نظامی آمریکا  به کشورها ننگی است بر پیشانی نظام سرمایه داری امپریالیستی آمریکا " و .... مردم در تظاهراتها میگویند که همه رسانه های  وابسته به کمپانی های  بزرگ  مشغول پراکندن شک و تردید در اذهان مردم  هستند تا دروغ استفاده دولت سوریه از سلاح شیمیائی بهانه ای شود برای آغاز جنگی وحشیانه دیگر در منطقه خاورمیانه.  همه میگویند هر حمله نظامی به سوریه تهدیدی برای کشورهای منطقه است که حاضر نیستند تن به انقیاد آمریکا بدهند.
نیروهای مترقی و فعالین ضد جنگ در آمریکا با صدای رسا اعلام داشته اند که تنها بسیج توده ای مردم است که میتواند از وقوع جنگ جلوگیری کند. همه معترضین میگویند که هیچ اعتمادی به "نمایندگان " مردم در کنگره آمریکا وجود ندارد بلکه بر عکس ،احتمال بالائی وجود دارد که آنها با باراک اوباما در حمله نظامی به سوریه همراه شوند ، وآنکه در شرایط کنونی وظائف  آنی جنبش ضد جنگ ، بسیج توده ای و افشای جنایات نظام امپریالیستی آمریکا و نمایندگان آن در کاخ سفید و کنگره و سنا ، رساندن صدای روشن اعتراضات ضد جنگ به کاخ سفید ، زیر فشار قرار دادن "نمایندگان" در کنگره برای رد خواست باراک اوباما در شعله ور کردن جنگی دیگر در خاورمیانه است. باید تا آنجا که ممکن است  با مقامات و اعضای  کنگره و سنا از طریق ثظاهرات در محل کار آنها ، تلفن و ایمیل و مصاحبه شخصی  با آنان ، و از طریق شبکه های اجتماعی  تماس گسترده برقرار کرد و با اعتراضات خود علیه جنگی دیکر آنها را بمباران نمود  تا هراس از در خطر افتادن زندگی سیاسی آینده ، آنها را مجبور به  دادن رای منفی به اوباما  کند. باید باراک اوباما را در تنگنای بیشتری قرار داد و دروغ بافی های او را در نسبت دادن  استفاده از سلاح شیمیائی به دولت سوریه  بیشتر آشکار کرد تا خواست معترضین ضد جنگ  " دستها از سوریه کوتاه" را به دولت آمریکا تحمیل کنیم.
فعالین حزب کار ایران (توفان) در آمریکا و کانادا  بطور پیوسته در این تظاهرات ها درشهرهای نزدیک محل زندگی خود شرکت کرده و نظرات خود را در مورد وقایع دردناک سوریه ، درمورد شرکت عربستان سعودی و قطر و ترکیه وآمریکا در بسیج  و ارسال نیروهای فوق ارتجاعی خارجی به سوریه ، و نقش باراک اوباما در کشتار جاری در سوریه  ، تحریم جنایتکارانه و تهدید ایران توسط کشور های امپریالیستی با تظاهر کنندگان در میان میگذارند و از هیچ کوششی در تقویت جنبش همبستگی بین المللی با مردم سوریه وایران و  خاورمیانه  دریغ نمیکنند.
دستها ازسوریه کوتاه!
نه به جنگ برعلیه سوریه!
فعالین حزب کار ایران (توفان) در آمریکا و کانادا
12 سپتامبر 2013

 


 

   

۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

تری میسان

تری میسان
مترجم: ا. م. شیری
۲٣ شهريور ۱٣۹۲
شما که از حادثه خلیج تونکن و جنگ در ویتنام، از ماشین جوجه کشی کویت و جنگ اول خلیج، از قتلعام در راچاک، از تسلیحات امحاء جمعی عراق و جنگ دوم خلیج، از تهدید در بنغازی و جنگ در لیبی بوجد آمدید، طبیعتا، از مسموم کردن ساکنان غوطه با گاز، و بمباران سوریه شادمان خواهید بود.
در بیانیه منتشره از سوی کاخ سفید، رئیس سازمان جاسوسی، جیمس کلاپر تأکید میکند، که در اثر حمله با سلاح شیمیائی در ۲۱ اوت در ۱۲ محل در منطقه غوطه در حومه دمشق ۱۴۲۹ نفر کشته شده است.
بر اساس یادداشت محرمانه همآهنگ کننده جاسوسی، آلیونا زابولونا، سازمانهای اطلاعاتی فرانسه نتوانستند در محل حادثه هیچ تحقیقاتی بعمل آورند. اما آنها بر اساس فیلم های ویدئوئی، تعداد قربانیان را ۲۸۱ نفر تعیین کردند، ولی «پزشکان بدون مرز»، این سازمان «غیردولتی» فرانسه، در بیمارستانها ۳۵۵ نفر شمارش کرد.
همه سازمانهای اطلاعاتی متحدان به کادرهای ویدئویی استناد میکنند. مثلا، ایالات متحده صدها نفر در یوتیوب یافتند، و وزیر دفاع فرانسه فقط ۴۷ نفر پیدا کرد. واشنگتن و پاریس همه این شواهد را معتبر حساب میکنند. اما برخی از آنها در ساعت ۷ صبح بوقت دمشق در اینترنت منتشر شده بود (این واقعیت نشاندهنده آن است، که آنها در تاریخ ۲۰ اوت در یوتیوب واقع در کالیفورنیا منتشر شده بود)، ولی در آن فیلمها آفتاب در بالاترین نقطه آسمان است، از این هم میتوان نتیجه گرفت، که آنها قبلا فیلمبرداری شده است.
وچود تعداد زیاد کودکان در میان کشته شدگان را همه ناظران نامتناسب میدانند. ایالات متحده تعداد آنها را ۴۲۶ نفر، یعنی بیش از یک سوم حساب میکند. بسیاری از ناظران (غیر از سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و همتایان فرانسوی آنها) از این واقعیت در حیرتند، که همه کودکان تقریبا همسن و سال هستند، و هیچیک از آنها حتی خویشاندی هم ندارند تا برایشان سوگواری کند. این واقعیت باز هم شگفت انگیزتر است، که از این گاز فقط کودکان و مردان سالخورده مسموم شده اند، ولی عجیب تر این است، که این گاز به زنان رحم کرده است.
پخش گسترده کادرهای ویدئویی بوسیله کانالهای ماهواره ای همراه با تصاویر قربانیان حمله شیمیائی این فرصت را برای خانواده های علوی حومه شهر لاتاکی فراهم آورد، که بدانند بر سر کودکان ربوده شده آنها بوسیله «شورشیان» در دو هفته قبل از حادثه، چه آمده است. آنها بلافاصله شناسائی نشدند، زیرا کمتر کسی پس از کشتار جمعی ساکنان روستاهای طرفدار دولت قانونی توسط متحدان آمریکا، انگلیس و فرانسه و هزاران جسد مدفون در گورهای دسته جمعی زنده مانده است.
مقامات آمریکا، انگلیس و فرانسه همصدا اظهار میدارند، قربانیان با گاز سمی فلج کننده اعصاب کشته شده اند. این، یا گاز زارین (سارین) بوده و یا در ترکیب آن گاز زارین وجود داشته است. آنها میگویند، که به آزمایش بعمل آمده در آزمایشگاههای مربوطه از نمونه های برداشته شده توسط هر یک از سازمانهای امنیتی خود استناد میکنند. اما بازرسان سازمان ملل متحد که برای نمونه برداری به محل حادثه آمده اند، حکم خود را تنها پس از ده روز اعلام خواهند کرد. روشن نیست، آمریکائیها، انگلیسی ها و فرانسویها از کدام روش آزمایش استفاده کرده اند، ولی روشهای شناخته شده علمی، برای انجام چنین آزمایشاتی به زمان باز هم بیشتری نیاز دارند.
هیچ تردیدی در این نیست، که کودکان در اثر مسمومیت شیمیائی کشته شدند، و هیچ یقینی هم در باره، که آنها با گاز مسموم شده اند، وجود ندارد. درد و رنج تثبت شده آنها در فیلمهای ویدئویی، نشان میدهد، که رنگ سفید بزاق دهان آنها هنگام مسمومیت با زارین، میبایست زرد بشود.
سه قدرت بزرگ غربی روی این نکته واحد تأکید میکنند، که ارتش عربی سوریه در هر صورت مسئول این حادثه میباشد. رئیس سازمان جاسوسی آمریکا میگود، که سازمان تحت رهبری او اطلاعاتی دال بر این در دست دارد، که نظامیان سوریه در چهار روز گذشته مخلوطی از مواد شیمیائی تولید کردند. و انگلیسی ها اظهار میدارند، این اول بار نیست که ارتش عربی سوریه به چنین کاری دست میزند. حتی در سال ۲۰۱۲ در ۱۴ حادثه از گاز استفاده کرده است. یعنی به همان تعداد که ایالات متحده در جنگ دوم خلیج بکار برد.
داده های سازمانهای امنیتی آمریکا، انگلیس و فرانسه به گفتگوی تلفنی ضبط شده استوار است. در این گفتگو، مقام عالیرتبه وزارت دفاع سوریه هراسان با فرمانده یگان دفاعی شیمیائی در باره این حمله صحبت میکند. اما این گفتگو بوسیله آمریکائی ها، انگلیسی ها یا فرانسوی ها ردیابی نشده، بلکه از سوی واحد ۸۲۰۰ موساد اسرائیل در اختیار آنها قرار گرفته است.
خلاصه کلام، سازمانهای جاسوسی آمریکا، انگلیس و فرانسه صد در صد مطمئن هستند، که ارتش عربی سوریه تعداد نامعلومی از شهروندان غیرنظامی را با گاز مسموم کرده است:
۱ــ برای این کار، از نوع جدید گاز کهنه زارین، که فقط مردان و کودکان را مصدوم میسازد و هیچ تأثیری روی زنان نمیگذارد، استفاده کرده است.
۲ــ با اینکه ایالات متحده آمریکا در طول چهار روز ناظر چگونگی تدارک این جنایت بود، اما در مقابل آن هیچ اقدامی بعمل نیاورد.
۳ــ هنوز قبل از استفاده از آن، این گاز سحرآمیز کودکانی را کشت، که دو هفته قبل از حادثه، در منطقه ای واقع در بیش از ۲۰۰ کیلومتری محل وقوع حادثه، از سوی جهادیها ربوده شده بودند.
۴ــ این حادثه به برکت فیلمهای قابل اطمینان که از حوادث مختلف تهیه شده و از قبل در اینترنت منتشر شده بود، شناسائی شد.
۵ــ ردیابی گفتگوی تلفنی بوسیله اسرائیل دشمن، مؤید این حادثه می باشد.
۶ــ سازمانهای جاسوسی غربی ابزارهای مخفی در اختیار دارند که بدون نزدیک شدن به بافتهای آسیب دیده، گاز زارین را تشخیص میدهد.
۷ــ از وقتی که سخن از پانزده بار کاربرد این نوع گاز بمیان آمد، رژیم سوریه از «خط قرمز» عبور کرد و باید بطریق بمبارانهائی که آن را از دفاع خود محروم میسازد، مجازات شود.
طبق موازین حقوقی بین المللی، جنگ بزرگترین جنایت است. زیرا جنگ، راه همه جنایتها را هموار میسازد.

۱۳۹۲ شهریور ۲۲, جمعه

تدارکات جنگ منطقه ای

تی یری میسان : تدارکات جنگ منطقه ای

گاهنامۀ هنر و مبارزه
12 سپتامبر 2013
 
تدارکات جنگ منطقه ای
نوشتۀ تی یری میسان
par Thierry Meyssan
ترجمه توسط حمید محوی
 



با وجود اینکه بمباران سوریه منطبق بر هیچ هدف استراتژیکی برای دولت ایالات متحده یا فرانسه نیست، هر دو دولت برای انجام چنین عملیاتی آماده می شوند. روسیه و محور مقاومت نیز خود را برای مقابله آماده می کنند. مشکل اساسی عبارت است از تبدیل این تجاوز نظامی به یک جنگ منطقه ای بی آن که به بر پا ساختن آتش سومین جنگ جهانی (آخرین جنگ؟) بیانجامد. به هر صورت، اگر غربی ها وارد جنگ شوند باید روی جنگی گسترده و طولانی حساب کنند، که از دوران جنگ ویتنام با آن روبرو نبوده اند.
 
شبکۀ ولتر/دمشق(سوریه)/ 9 سپتامبر 2013
 
 
 
 
اگر ایالات متحده به سوریه حمله کند، برای «تنبیه رژیم» بخاطر جرمی که مرتکب نشده است نخواهد بود بلکه به هدف سرنگون سازی رژیم انجام می گیرد، به همان شکلی که در لیبی تحقق یافت. این جنگ هیچ مفهومی نخواهد داشت مگر این که تا هدف نهائی گسترش یابد، زیرا تنها هدف حفظ جایگاه ابر قدرت ایالات متحده به عنوان قدرتی که قادر است با زیر پا گذاشتن منشور سازمان ملل متحد، هر کسی را از بین ببرد و هر کشوری را نابود سازد.
در این چشم انداز می توانیم در انتظار بازسازی عملیات نظامی علیه لیبی باشیم : ناوهای جنگی و هواپیماها مجموع ساختارهای سیاسی و نظامی را تا تخریب قطعی آن ادامه می دهند. سپس یک ستون زرهی با چند صد زره پوش سعودی با خدمۀ «مخالفان سوریه» که اخیرا در اردوگاه های پناهندگان به خدمت گرفته شده اند، پایتخت را اشغال خواهد کرد.
با این وجود، خلاف لیبی، ایالات متحده باید با یک اتحادیۀ منطقه ای، محور مقاومت رویاروئی کند که از ایران و چندین قدرت غیر دولتی در اندازه های متنوع مانند حزب الله و جهاد اسلامی تشکیل شده است. شلیک از روی ناوهائی که در مدیترانه موضوع گرفته اند به دلیل حضور ناوگان روسیه در طول سواحل سوریه ناممکن بنظر می رسد. در واقع می بایستی که تاماهاک ها از فراز ناوگان روسیه عبور کنند و به شکلی آنها خود را در خطر نبینند و اجازه دهند که به مسیرشان ادامه دهند. در نتیجه، پنتاگون می تواند به وسیلۀ گروه ناو نیمیتس در دریای سرخ، با استفاده از فضای آسمانی عربستان سعودی و اردن، شلیک کند. در این صورت به عنوان حرکت جنگی از سوی عربستان و اردن تلقی خواهد شد، و پیامد این حرکت نیز واکنش فوری محور مقاومت در اشکال قیام مردمی علیه آنها خواهد بود. ایالات متحده در عین حال می تواند از پایگاه خود در دریای سرخ دست به عملیات هوائی بزند، در این صورت با پدافند هوائی سوریه مواجه خواهد و باید روی تلفات مادی و جانی نیز حساب کند.
 
 
 
وقتی سوریه تخزیب شد، یک ستون از چند صد زره پوش سعودی که در حال حاضر در اردن پارک شده است، برای آزاد سازی پاتخت ویران شده حرکت خواهد کرد. در این چشم انداز، معاون وزیر وزارت دفاع عربستان سعودی از میان پناهندگان سوریه تعدادی خدمه استخدام کرده است و خدمۀ این زره پوش ها «انقلابیان سوریه» خواهند بود.
هم پیمانان ایالات متحده برای شرکت در عملیات هوائی فراخوانده شده اند، فرانسه از هم اکنون هواپیماها و «لژیون خارجی» خود را در اردن مستقر کرده است.
در این طرح مفروض است که از سوی روسیه مداخلۀ مستقیم صورت نخواهد گرفت و پاسخ تلافی جویانۀ محور مقاومت نیز برای روند حوادث بسیار کند و طولانی خواهد بود. در صورتی که چنین مفروضاتی اشتباه از آب در بیاید، جنگ ممکن است به تمام منطقه سرایت کند و حتی ممکن است به جنگ سوم جهانی بیانجامد.
از سوی دیگر، روسیه و ایران می خواهند از برخورد با ایالات متحده اجتناب کنند، ولی برای مقابله آماده اند. طرح روسیه عبارت است از پشتیبانی از محور مقاومت، تا عناصر غیر دولتی این محور و سوریه تلفات سنگینی در حداقل زمان ممکن به هم پیمانان وارد سازد. در این چشم انداز، یک سلول ارتباطاتی توسط مرکز فرماندهی روسی هبا سوریه، ایران، حزب الله و دیگر «طلایگان خط مقدم جبهۀ» ایران ایجاد شده است. ایران فورا وارد جنگ نخواهد شد، ولی مقدما سعی می کند «طلایه های خط مقدم» خود را وارد کارزار سازد.
روسیه به دلیل حضور یک میلیون یهودی روسی از دوران شوروی در اسرائیل ، بنظر می رسد که مخالف جمله به اسرائیل است، ولی بی هیچ مانعی از انقلاب در عربستان سعودی و اردن پشتیبانی خواهد کرد. با این وجود اصل کار در جای دیگری صورت خواهد گرفت : حملات همه جانبه علیه منافع ایالات متحده در منطقه، و از جمله پایگاه های نظامی ایالات متحد هاز سوی گروه های غیر دولتی. و حتی هدف گیری منافع ایالات متحده و فرانسه در خاک خودشان نیز دور از ذهن نیست.
در این چشم اندازه، ایران از یک سو هر گونه حرکت تحریک آمیزی را ممنوع اعلام کرده است و به همین علت گردهمآئی بین المللی روشنفکران ضد امپریالیست را که قرار بود در تهران برگزار شود، از برنامه حذف کرد. ولی از سوی دیگر، نیروهای نظامی برای وارد آوردن شوک در منطقه آماده می شوند. پاسداران انقلاب مستشاران خود را به «خط مقدم» فرستاده است. به شکل کاملا آشکار، لبنان، حزب الله مبازان خود را فراخوانده و روستاهای جنوبی از جوانانی که قادر به جنگ بوده اند خالی شده و کاملا برای مقابله آماده شده اند.
 
بلژیکی رها شده از اسارت افراطیون، از حقایق سوریه پرده برمیدارد
آنستاسیا پاپووا
(Anastasia Popova)
نشانی ویدئو و متن مصاحبه:
ترجمه و زیرنویس: ا. م. شیری
۲۱ شهريور ۱٣۹۲
بهانه برای مداخله نظامی در سوریه- شک و تردیدها در باره ادعاهای دایر بر استفاده ارتش سوریه از سلاح شیمیائی در اطراف دمشق هر چه بیشتر افزایش می یابد. این موضوع را، که در واقعیت امر، یک تحریکات از طرف جنگجویان بوده، پیر پیچنین دا پراتای بلژیکی (Pierre Piccinini da Prata)، که تقریبا شش ماه در اسارت افراطیون بسر برده، تأئید میکند. او، گفتگوی جنگجویان با برخی حامیان خارجی بزبان سلیس انگلیسی را که برای حمله شیمیائی آمده میشدند، شنیده است.
پیر پیچنین که در طول بیش از پنج ماه در اسارت افراطیون بسر برد، پس از آزادی در روز یکشنبه هفته گذشته و بازگشت به بلژیک، قبل از هر کاری به نزد والدین خود در شهر کوچک ژمبلای(Gembloux)، واقع در ۵۰ کیلومتری پایتخت بلژیک رفت. تقریبا همه خویشاوندان در خانه معمولی آنها جمع شدند.
پیر، معلم دبیرستان و مورخ، ۸ بار به سوریه سفر کرده است. این حامی سرسخت مخالفان سوریه میگوید، فی نفسه، ارتش آزاد در آنجا باقی نمانده است. کشور را با دسته های بیشمار اسلامگرایان پر کرده اند.
دسته های ارتش آزاد، همینکه پیر و همکار ایتالیائی او، دومنیکو کوئیریکو به مرز لبنان رسیدند، به آنها خیانت کردند و آنها را به اسلامگرایان فروختند. آنها را در سردابه ای در شهر تسخیری القصیر نگهداری میکردند. این دانشمند میگوید: «همه چیز- ساعتها، پاسپورتها، پولها، کارتهای اعتباری، دوربینهای فیلمبرداری، حتی پوتینهای ما را هم گرفتند. لخت مان کردند، جلو هر کدام از ما یک شلوار کهنه انداختند».
بخاطر اینکه هر دو مسیحی هستند، با آنها مثل حیوانات رفتار کردند، مورد توهین و تمسخر قرار دادند. اغلب روی میز غذا نمی دادند، آب ناپاک به آنها میدادند، در گرمای تابستان دو- سه هفته یک بار هم اجازه حمام نمیدادند، آنها دو بار اقدام به فرار کردند.
پیر به یاد می آورد: «پس آنکه ما را دستگیر کردند، کتک میزدند، اغلب با لگد به کلیه مان، دستمان را از پشت می بستند و دو شبانه روز در این حالت نگه میداشتند. به پشت همکارم تخته سنگ گذاشته و روی آن می پریدند، فکر کردم ستون فقرات او را میشکنند. نوک زبان مان را با قیچی بریدند. خیلی دردآور بود».
پیچینین و گوئیریکو بدست باند فاروق افتادند، همان فاروق که اعضای بدن یک سرباز کشته شده ارتش سوریه را خورد. پیر بخاطر می آورد: اعدام برای اسلامگرایان یک سرگرمی بود. چند بار آنها با گذاشتن بشکه به پشت سر ما، ما را به اعدام تهدید کردند.
پیر ادامه میدهد: «جهادگران سه مبارز «حزب الله» را چنان محکم کتک زدند، تقریبا تا سرحد مرگ، که قابل شناخت نبودند. ما را به تماشای بریدن انگشتان آنها مجبور کردند. میگفتند، بدستور ابو عمر ما آنها را اینطوری مجازات میکنیم. سپس، سر هر سه نفر را بریدند. یک بار دیگر، ما را به تماشای صحنه اعدام سرباز جوان ارتش سوریه وادار کردند. این خشونت، محصول ظلم و ستم بی مجازات است. ما به کشور شیاطین، به سرزمین دژخیمان، به جائی که آدمها احساسات انسانی را فراموش کرده اند، افتادیم».
پیچینین اعتراف میکند: «اسلامگرایان در انتظار حمله ارتش می ماندند. تحریکات با استفاده از سلاح شیمیائی فقط در انحصار آنهاست». دانشمند بلژیکی در ادامه میگوید: «این بود گفتگوی بین ژنرال ارتش آزاد با افسر دسته های الفاروق و شخص سوم با اسکایپ، که بزبان انگلیسی بسیار عالی سخن می گفت. این شخص قطعا بریتانیائی بود. از این گفتگو، من چنین نتیجه میگیرم، که این، مطلقا دولت بشار اسد نبود که از گاز برعلیه مردم در حومه دمشق، در غوطه استفاده کرد».
در این باره، که انگلیسی ها چگونه در این کار دخیل بودند، و آنها مشخصا چه میگفتند، پیچینین قول داده در روزهای آینده، طی اعلامیه مشترک با همکار ایتالیائی خود سخن بگوید.
زیر نویس مترجم:
بیانات کوتاه پیچینین فقط قطره بسیار کوچکی از دریای عظیم جنایات یکی از گروههای تحت فرماندهی غرب امپریالیستی- تروریستی (باند الفاروق) در سوریه است که هیئت باصطلاح سیاسی- اجرائی سازمان اکثریت نیز از آنها بعنوان «همه گروههای مخالف دولت سوریه»(۱) نام میبرد.
بیش از دو سال و نیم جنگ استعماری- تروریستی علیه کشور، مردم و دولت سوریه مستقل، جای کمترین شکّی باقی نگذاشته است که، تروریسم دولتی غرب، گله های مزدور آدمخواران را آموزش داده، سازماندهی نموده، و با تنظیم نقشه جنگی، تأمین مخارج، تسلیحات و تجهیزات آنها با پول نفت مالیات دهندگان و نفت و گاز عربستان سعودی، قطر، کویت و...، باندهای تروریستی را بنام «مخالفان دولت» به سوریه گسیل داشته است تا در پناه آنها به نیات و اهداف استعماری خود جامه عمل بپوشاند. این، یعنی «یک تیر و دو نشان»!
در اوضاع و احوال امروزی جهان که سلطه استبدادی امپریالیسم بر جهان بیداد میکند، «حقیقتِ» بی یا و یاور ، خوار و ذلیل تر شده است، اظهارات افرادی مانند پیچینین و تلاش و تقلاهای معدود و محدود در این گوشه و آن گوشه دنیا، مشکل بتواند به این زودیها موجب بیداری بشریت تحت ستم سرمایه داری بشود. با این وجود، نه دست روی دست گذاشتن جایز است و نه برافراشتن پرچم سفید!
(۱)-

بیل وون اوکن : اتحاد بین ایالات متحده و القاعده در سوریه و جنگ دروغین علیه تروریسم

بیل وون اوکن : اتحاد بین ایالات متحده و القاعده در سوریه و جنگ دروغین علیه تروریسم
گاهنامۀ هنر و مبارزه
 
10 سپتامبر 2013
 
اگر جفت گردد زبان با دروغ
نگیرد ز بخت سپهری فروغ
فردوسی
اتحاد بین ایالات متحده و القاعده در سوریه
و
جنگ دروغین علیه تروریسم
نوشتۀ بیل وون اوکن
Par Bill Van Auken
مرکز مطالعات جهانی سازی، 9 سپتامبر 2013
 
منطقه : ایالات متحده، خاورمیانه و آفریقای شمالی
 
                                                       تحلیل : سوریه
 
ترجمه توسط حمید محوی
دو بار در هفتۀ گذشته، طی سخنرانی در مقابل مقاماتی که مسئولیت و مأموریت بررسی درخواست دولت اوباما را در مورد قطعنامه ای که می بایستی مجوز استفاده از نیروی نظامی و پشتیبانی از مداخلۀ آمریکا علیه سوریه را به عهده داشتند، وزیر امور خارجه، جان کری نقش مهمی را که القاعده و شبکه های وابسته به آن به پشتیبانی و تحریک ایالات متحده در جنگ داخلی سوریه شرکت داشته و دارند را نادیده گرفت، و بیشتر  روی نقش «اپوزیسیون های میانه رو» تأکید داشت.
برای دومین بار طی ده سال گذشته، امپریالیسم آمریکا با تکیه به دروغ پردازی، دربارۀ سلاح کشتار جمعی و با تکیه به القاعده برای راه اندازی جنگ آماده می شود. سال 2003 واشینگتن به بهانۀ سلاح کشتار جمعی و گزارشات کذبی مبنی بر این که صدام حسین قصد دارد این سلاح ها را به القاعده واگذار کند، عراق را به قصد بازداشت صدام حسین تسخیر کرد. هیچ سلاحی از این نوع در عراق پیدا نگردند و علاوه بر این عراق دشمن القاعده بود.
 
اکنون، ده سال و نیم بعد از واقعۀ عراق، دولت اوباما با تکیه به گزارشات خدمات اطلاعاتی علیه سوریه برای جنگ آماده می شودف یعنی گزارشاتی که تمام قطعات آن از نوع پیش ساخته بوده و حملۀ 21 اوت 2013  با سلاح شیمیائی به حومۀ دمشق را به دولت رئیس جمهور بشار الاسد نسبت می دهد و در عین حال مدعی شده اند که به اصطلاح «شورشیان» تحت نظارت «دموکرات های میانه رو» هستند و عناصر وابسته به القاعده بخش بسیار کوچکی را تشکیل می دهد. در این جا نیز می دانیم که این دو گزارش کاملا دروغ است. دلایل بسیار زیادی وجود دارد که فکر کنیم که حملۀ 21 اوت _ یعنی همان روزی که بازرسان سازمان ملل متحد به دعوت بشار الاسد به سوریه دعوت شده بودند تا تحقیقات خود را آغاز کنند _ توسط خود شورشیان صورت گرفته باشد تا نقش آتش بیار جنگ را برای حملۀ آمریکا به اجرا بگذارند. شورشیان روی نقطۀ سقوط بودند و نیروهای دولتی روی نقطۀ پیروزی. در نتیجه واقعه ای مانند حملۀ شیمیائی دست آوردهای رژیم اسد را بر باد می داد.
 
در مورد اظهارات جان کری دربارۀ نیروهای مخالف بشار الاسد، آژانس خبری رویترز مجبور شد خلاف نظریات وزیر امور خارجه بنویسد و اعلام داشت : «بیانیه های رسمی که روی اعتبار گروه های میانه رو تأکید ورزیده اند، ظاهرا با گمانه زنی های منابع اطلاعاتی آمریکا و اروپا و به همین گونه کارشناسان مستقل در تضاد قرار می گیرد، زیرا این منابع اعلام شده اند که گروه های افراطی اسلامی دورادور فعال ترین و سازمان یافته ترین بخش شورشیان را تشکیل می دهند
 
روز چهارشنبه، در آن لحظه ای که جان کری وزیر امور خارجۀ آمریکا در حال توصیف محسنات دموکراتیک «شورشیان» ضد بشار بود، شبهه نظامیان جهاد طلب دهکدۀ [معولا ]در شمال دمشق را به محاصره درآورده بودند، و از مواضع بلند آن محلات مسکونی بی دفاع و کلیساهای آن را بمباران می کردند. آنها مردم معولا تهدید کردند که خون ریزی ب هراه خواهند انداخت.
 
این واقعه تنها یکی از آخرین دست آوردهای خشونتبار شبهه نظامیان اسلامگرا به پشتیبانی ایالات متحده است که وارد سوریه شده اند و با پشتیبانی تسلیحاتی و مالی واشینگتن و هم پیمانانش طرح براندازی رژیم  بشار الاسد و تغییر نقشۀ جغرافیائی خاورمیانه را پی گیری می کنند.
علت اصلی جنجال مداخلۀ نظامی مستقیم از سوی ایالات متحده، مشخصا  شکست استراتژی آنها در انتخاب جنگ چریکی _ اعلام نشده _ بود، ابتدا شکست نظامی در میدان نبرد و سپس خصومت بیش از پیش روشن و آشکار مردم سوریه علیه آنها.
 
نمائی ا زدهکدۀ معولا در حومۀ دمشق
 
تعدادی ویدئو اخیرا منتشر شده و جنایات مبارزان اسلامگرا را نشان می دهد. ما به خوانندگانمان هشدار می دهیم : در این ویدئوها اعمال نکبتبار سازمان های منحرفی را  که به عنوان هم پیمان با دولت آمریکا به خدمت گرفته شده اند می توانید ببینید. آمریکا می خواهد چنین گروه هائی را به قدرت برساند.
 
این اعمال ، به عنوان مثال، عبارت است از تیرباران افراد در کنار جاده. جرک افراد محکوم به مرگ در دادگاه سر راهی تعلق به اقلیت های مذهبی و  علوی بوده است. (یکی از آنها به قاتلان خود می گوید «ما فقط برای تأمین معاش زندگی مان کار می کنیم»)
 
http://www.youtube.com/watch?v=si21ZpFKUPA
 
ویدئوی دیگری صحنۀ بریدن سر یک کشیش کاتولیک را نشان می دهد.
 
http://www.youtube.com/watch?v=f509S69K2h4
 
ویدئوی دیگری اخیرا توسط یک شورشی فراری که از چنین اعمالی بیزار شده بود، در خارج از سوریه منتشر شد که صحنۀ اعدام جمعی از سربازان سوری بی دفاع را که به اسارت درآمده بودند نشان می دهد.
 
http://www.youtube.com/watch?v=s1BgOJqtZVA
 
چنین جنایاتی به شکل گسترده در رسانه هائی که تحت نظارت کارفرمایات بزرگ قرار دارند به سکوت برگزار شده. رسانه های حاکم با توفیق بیش از پیش کمتر در پی هدایت افکار عمومی برای پشتیبانی از جنگ هستند. جان کری و دیگر حامیان جنگ در مواحهه با جنایات شورشیان، روی نظریۀ بمباران سوریه توسط آمریکا برای جلوگیری از گسترش چنین وقایعی پافشاری می کنند.
 
سیاستمداران و آنهائی که از طریق رسانه ها در حال تحریف افکار عمومی هستند و از «حملۀ بشر دوستانه» علیه سوریه حرف می زنند، جملگی 100000 قربانی جنگ در این کشور را به عنوان توجیهی بدیهی برای بمباران آمریکائی معرفی کنند. ولی هیچ یک اعتراف نمی کنند که این جنگ توسط ایالات متحده و دیگر قدرت های غربی به سوریه تحمیل شده است، و نمی پذیرند که میانجیگران آنها در این جنگ نیابتی برای تغییر رژیم، یعنی شبهه نظامیان اسلامگرا، مسئول اصلی کشتارهای جنایت کارانه  هستند.
 
به گزارش دیدبانی حقوق بشر سوریه، که یک گروه ضد بشار است، 40 درصد قربانیان سربازان سوری وشبهه نظامیان طرفدار دولت بوده اند. تعداد افراد غیر نظامی که توسط این اسکادران های مرگ به قتل رسیده اند نا معلوم است. ولی روشن است که این اسکادران های مرگ علوی ها، مسیحیان، کردها و دیگر اقلیت ها و مسلمانان سنی که طرفدار لائیسیته هستند را هدف می گیرند.
 
چرا جان کری مجبور شده در مورد این جنایات و عاملان اصلی آن دروغ بگوید؟ چرا مدعی «اپوزیسیون میانه رو» می شود که در واقع وجود خارجی ندارد و «ارتش آزاد سوریه» را که در پوشالی بودن آن هیچ شکی نیست، به عنوان نیروهای واقعی معرفی می کند که علیه بشار اسد بسیج شده و مبارزه می کنند؟
 
چنین دروغ هائی در پی کتمان این واقعیت انکار ناپذیر است که ایالات متحده و بنگاه های اطلاعاتی آن در رابطۀ تنگاتنگ با القاعده  شبکه های وابسته به آن کار می کنند.
 
این جریان به هیچ عنوان موضوع تازه ای نیست. واشینگتن به شکل سنتی همیشه از گروه های اسلامگرای راست علیه ناسیونالیست های چپ و جنبش های سوسیالیستی در خاورمیانه و مناطق دیگر استفاده کرده است. واشینگتن از این نوع نیروها در سرنگون سازی دولت مصدق به سال 1953 در ایران استفاده کرد که توسط سازمان سیا سازمان دهی شده بود، سال 1965 در اندونزی نیز سازمان سیا در کودتا و کشتاری که متعاقبا صورت گرفت شرکت داشت.
 
القاعده یکی از نیروهای بسیار شناخته شده ای است که توسط سازمان سیا و سرویس های اطلاعاتی پاکستان با پشتیبانی مالی رژیم سلطنتی عربستان سعودی ایجاد شد. چنان که می دانیم  بنیانگذاری القاعده به دوران جنگ داخلی در افغانستان باز می گردد که ایالات متحده علیه رژیم شوروی در افغانستان در کوران سال های 1980 راه اندازی کرد.
 
تداوم این مناسبات که در همکاری فعلی آنها در سوریه آشکار شده، روشنگر بسیاری از موارد است. چرا، به عنوان مثال، اعضای القاعده که از سوی سرویس های اطلاعاتی آمریکا به روشنی شناخته شده بودند می توانستند آزادانه _ طی دوران پیش از 11 سپتامبر 2001 _ به ایالات متحده رفت و آمد کنند و فعال باشند؟ و پرسش دیگر این است که چرا واشینگتن این همه سر سختانه برای شکار اسامه بن لادن تلاش کرد تا وقتی به طول انجامید که وجود او دیگر برایشان بی فایده بنظر می رسید؟
 
جنگ تجاوزکارانۀ آیند توسط ایالات متحده علیه سوریه دروغ و دغلبازی عظیمی را که واشینگتن پیرامون جنگ علیه تروریسم گره زده است نشان می دهد، و رسانه های فرمانبردار از آن پشتیبانی می کنند. موفقیت چنین «جنگی» که اکنون بیش از 12 سال به طول انجامیده، سقوط رژیم مدنی عرب- عراق، لیبی و در حال حاضر سوریه است که با القاعده خصومت ورزیده اند، و تقویت جریان های اسلامگرای فاشیست و تروریست که اکنون به عنوان سربازان مزدور مسلح به امپریالیسم آمریکا خدمت می کنند.
 
در لیبی، مانند امروز در سوریه، امپریایلسم آمریکا و هم پیمانانش از این نیروها برای اجرای طرح تغییر رژیم استفاده (بخوانید سوء استفاده) کرده اند، به آنها اسلحه و پول دادند و آنها (القاعده) و گروه های دیگر از این نوع  را از پشتیبانی هوائی در مغرب اسلامی برخوردار ساختند.
 
چنین مداخلاتی را که مثل امروز در سوریه با اصطلاح «بشر دوستانه» توجیه می کنند، موجب مرگ هزاران نفر شده و کشورها را به ویرانه تبدیل کرده است.
 
به کار بستن این تروریست ها به عنوان ابزار سیاست خارجی امپریالیسم الگوی بیانی ناب خود را در ملاقات بین رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین و شاهزاده بندر بن سلطان نشان داد. بندر بن سلطان رئیس اطلاعات سعودی و رابط اصلی بین واشینگتن و ریاض است. بر اساس افشای پروندۀ این ملاقات، شاهزاده بندر بن سلطان به پوتین پیشنهاد کرده است که ب هازای قبول تعویض رژیم در سوریه، با او قرار داد نفت و گاز خواهد بست و بازی های المپیک زمستانی که سال آینده در سوچی برگزار خواهد شد از گزند عملیات تروریستی توسط چچن ها در امان خواهد ماند، به این علت که تحت کنترل او هستند. او اظهار داشته است که این گروه های تروریستی مبنی بر منافع ایالات متحده و عربستان می توانند فعال شوند و یا از فعالیت آنها جلوگیری به عمل بیاید.
 
مداخلۀ جنایتکارانۀ ایالات متحده در سوریه، با استفاده از القاعده و اکنون با مداخلۀ نظامی مستقیم بی آن که تحریکی صورت گرفته باشد، موجب احتمال گسترش آن به تمام منطقه و حتی در سطح جهانی خواهد بود، چنین وضعیتی چشم انداز سقوط سیاست خارجی آمریکا در دوران ریاست جمهوری اوباما (جایزۀ نوبل صلح) را در اعماق تمایلات تبهکارانه ترسیم می کند.
 
منبع :
 
http://www.mondialisation.ca/lalliance-entre-les-etats-unis-et-al-qaida-en-syrie-et-limposture-de-la-guerre-contre-le-terrorisme/5348925