۱۳۹۴ تیر ۴, پنجشنبه

گزارش ویژه : طرح های مخفی اسرائیل و عربستان سعودی


به موازات گفتگوهای ایالات متحده و ایران

گزارش ویژه : طرح های مخفی اسرائیل و عربستان سعودی

بوسيله ى تی یری میسان‬
پاسخ تل آویو و ریاض به گفتگوهای بین ایالات متحده و ایران در ادامۀ تأمین مالی جنگ علیه غزه توسط عربستان سعودی در سال 2008 : عبارت است از همبستگی دولت استعماری و رژیم سلطنتی تاریک اندیش. در حالی که خاورمیانه برای دگرگونی ده ساله در قواعد بازی آماده می شود، تی یری میسان در اینجا محتوای گفتگوهای مخفیانه بین تل آویو و ریاض را افشا می کند.
ولترشبکه | دمشق (سوریه) | 22 ژوئن 2015
JPEG - 41.2 kb
در خاورمیانه هیچ یک آگاه نیستند که توافقات سرّی که باید در 30 ژوئن آینده، در حاشیۀ توافقات چند جانبه، در رابطه با مسئلۀ هسته ای توسط واشنگتن و تهران به امضا رسد قواعد بازی را برای ده سال آینده مشخص خواهد کرد.
این توافقات در وضعیتی مطرح شده است که ایالات متحده جلوی عربستان سعودی و روسیه به نخستین تولید کنندۀ نفت تبدیل شده است. ایالات متحده دیگر برای مصارف خودشان نیازی به نفت خاورمیانه ندارند و حساسیت آنها نسبت به این مسئله تنها به دلیل حفظ داد و ستدهای بازار جهانی به دلار است.
علاوه بر این واشنگتن جابجائی هائی را در استقرار نیروها از اروپای غربی و خاورمیانه به سوی خاور دور آغاز کرده است. چنین موردی به این معنا نیست که این مناطق را رها می کند، بلکه آمریکا این بار در پی تضمین امنیت خود ولی با ساز و کار دیگری است.

اسرائیل

بر اساس اطلاعاتی که ما در اختیار داریم، از 17 ماه پیش (یعنی در رابطه با گفتگوهای بین واشنگتن و تهران که از 27 ماه پیش آغاز شده)، تل آویو با عربستان سعودی در حال گفتگو بوده است. نمایندگان عالی مقام این دو کشور پنج بار در هندوستان، ایتالیا و جمهوری چک با هم ملاقات کرده اند.
همکاری بین تل آویو و ریاض به طرح ایالات متحده برای ایجاد «نیروی مشترک عرب» به پشتیبانی اتحادیۀ عرب ولی به فرماندهی اسرائیل باز می گردد. نیروی مشترک عرب عملاً در یمن به کار بسته شد و سربازان اسرائیلی خلبانی بمب افکن های سعودی را در چهارچوب نیروی مشترک عرب به عهده دارند و ستاد فرماندهی آنها نیز توسط اسرائیل در سومالی لاند بر پا شده، یعنی در کشوری که رسماً وجود خارجی ندارد و به رسمیت شناخته نشده است. سومالی لاند در آن سوی تنگۀ باب المندب واقع شده است [1].
با این وجود، ریاض تا وقتی که اسرائیل پیشنهاد صلح عرب توسط اتحادیۀ عرب در سال 2002 را نپذیرد، نمی خواهد این همکاری را به شکل رسمی بازشناسی کند. طرح صلح عرب توسط شاهزاده عبدالله پیش از آن که به مقام پادشاهی نائل شود معرفی شده بود [2].
اسرائیل و عربستان سعودی پیرامون چند هدف با یکدیگر به توافق رسیده اند.
اهداف سیاسی :
1) «دموکراتیزاسیون» دولت های خلیج (فارسی)، یعنی شرکت دادن مردم در مدیریت کشور خودشان با این حساب که رژیم سلطنتی خدشه ناپذیر باقی بماند و شیوۀ زندگی وهابی نیز زیر علامت سؤال نرود.
2) تغییر نظام سیاسی در ایران (بی آن که جنگی بر پا شود).
3) ایجاد کردستان مستقل به شکلی که ایران و ترکیه تضعیف شوند (گرچه ترکیه مدت ها با اسرائیل هم پیمان بود) و به همین گونه عراق (ولی نه سوریه، زیرا این کشور به شکل دراز مدت تضعیف شده است).
اهداف اقتصادی :
1) بهره برداری از مناطق نفت خیز در ربع الخالی و سازماندهی یک فدراسیون بین عربستان سعودی، یمن، و حتی عمان و امارات متحدۀ عرب.
2) بهره برداری از مناطق نفت خیز اوگادن (منطقه ای در جنوب شرقی اتیوپی) تحت نظارت اتیوپی، تأمین امنیت بندر عدن در یمن، و ایجاد پل ارتباطی بین جیبوتی و یمن.
به عبارت دیگر، اگر تل آویو و ریاض بخاطر مشکلات ناامید نشوند و بپذیرند که دو سوم عراق، سوریه و نیمی از لبنان زیر چتر کنترل ایران قرار گیرد، آنها می خواهند :
1) مطمئن شوند که ایران از صادر کردن انقلابش چشم پوشی می کند.
2) کنترل مابقی منطقه با حذف ترکیه که در نظارت و مدیریت تروریسم بین المللی جانشین عربستان سعودی شده بود و اکنون در سوریه با شکست روبرو شده است.

فلسطین

بازشناسی بین المللی یک دولت فلسطینی مطابق بر توافقات اسلو و پیشنهادات صلح عرب، تنها به مدتی معادل یک ماه پس از امضای توافقات ایالات متحده و ایران بستگی خواهد داشت.
دولت فلسطینی اتحاد ملی که هرگز عملی نشد، ناگهان استعفا داد. بنظر می رسد که مطمئناً سازمان فتح در جناح محمود عباس به محض این که به عنوان دولت فلسطینی وارد سازمان ملل متحد شود به شکل گسترده مورد پشتیبانی مردم فلسطین قرار خواهد گرفت.
حماس که از سال 2008 به نماد مقاومت تبدیل شده بود، به شکل ناگهانی با اعلام رسمی وابستگی اش به برادران مسلمان (در حالی که این اتحادیۀ اسلامی چندین بار علیه عربستان سعودی دست به کودتا زد) و با حملۀ مسلحانه به تنها کشور منطقه که عملاً از فلسطینی ها دفاع می کرد، یعنی با حمله به جمهوری عرب سوریه اعتبارش را از دست داد. در نتیجه، برای ترمیم چهرۀ مخدوش شده اش، تصمیم گرفت که با احتیاط عمل کند و از این پس حرکات غیر خشونت آمیز را در پیش گرفته است.
بازشناسی دولت فلسطینی به حق مسلم بازگشت فلسطینی ها به سرزمینی که از آن بیرون رانده شده بودند پایان خواهد داد، ولی از وضعیت تازه ای برخوردار خواهند شد. ایالات متحده و عربستان سعودی به شکل گسترده برای توسعۀ اقتصادی دولت جدید سرمایه گذاری خواهند کرد.
از هم اکنون، چندین نامزد انتخاباتی با عجله برای جانشینی محمود عباس در رقابت هستند (زیرا محمود عباس 80 ساله است و دور نمایندگی او نیز در سال 2009 به پایان رسیده). بین این نامزدها محمد دحلان، رئیس قدیمی امنیت که گویا مسموم کردن یاسر عرفات را سازماندهی کرده بوده و در سال 2007 مجبور به ترک کشور شده است. پس از کار برای امارات متحدۀ عربی، و پس از کسب ملیت مونته نگروئی (مثل نخست وزیر سابق تایلند تاکسین شیناواترا) و صرب، در ماه فوریه به کمک دشمنان سابقش در حماس به فلسطین بازگشت. محمد دحلان میلیاردر شد و بی آن که حساب کتابی داشته باشد مبارز و رأی خریداری کرد. نامزد انتخاباتی جدی تر می تواند مروان برغوتی باشد که در حال حاضر به پنج بار حبس ابد در اسرائیل محکوم شده است و در چهارچوب توافقات صلح می تواند آزاد شود. او در واقع تنها شخصیت فلسطینی است که بزهکار نیست و از دست دژخیمان موساد در امان مانده است.

عربستان سعودی

در این وضعیت، سفر شاهزاده محمد بن سلام ، پسر پادشاه سلام عربستان سعودی به روسیه موجب نگرانی شدیدی شد، یک اردوی رسانه ای گزارش داد که او می خواهد از روسیه درخواست کند که از کمک به سوریه خود داری کند. درپی او به مدت یک هفته ایاد بن امین مدنی رئیس سازمان همکاری های اسلامی همراه با چندین وزیر و تعدادی از بازرگانان به روسیه رفت. هیئت سعودی در بازار اقتصادی سن پترزبورگ شرکت کرد و شاهزاده مورد استقبال رئیس جمهور ولادیمیر پوتین قرار گرفت.
سرزمین وهابی از تاریخ بنیانگذاری اش با ایالات متحده مناسبات ممتازی داشته و اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و سپس روسیه را به مثابه رقیب تلقی می کند. بنظر می رسد که این مناسبات در حال تحول است.
اهمیت بسیار مهم امضای همکاری ها و توافقات اقتصادی می تواند آغازی باشد برای سیاست های جدید تر. عربستان سعودی 16 مرکز اتمی خریداری کرده و در عین حال برآن است تا در پژوهش های فضائی روسیه نیز سهیم گردد و برای توافقات نفتی گفتگو می کند که نتایج آن هنوز منتشر نشده است.
برای رفع ابهام در مورد این گفتگوها، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین اعلام کرد که روسیه در مورد سیاست پشتیبانی از سوریه هیچ تغییری نخواهد داد و از آراء مردم سوریه و راه حل سیاسی پشتیبانی خواهد کرد، و مشخصاً به این معنا که رئیس جمهور بشار اسد که به شکل دموکراتیک برگزیده شده تا پایان دور ریاست جمهوری اش در قدرت باقی خواهد ماند.

بازندگان تقسیم مجدد کارت ها

تمام شواهد نشان می دهد که وقتی توافقات ایالات متحده و ایران به امضا برسد [3] بازندگان عبارتند از :
1) مردم فلسطین که از حق مسلم بازگشت به کشورشان که سه نسل برای آن مبارزه کرده اند محروم خواهند شد.
2) ترکیه که می بایستی بهای گرانی برای رؤیای برتری جوئی و پشتیبانی از برادران مسلمان و شکست در سوریه بپردازد [4].
3) فرانسه که طی چهار سال با تلاش پی گیر در پی تمدید منافع استعماری اش در منطقه بود، سرانجام به جایگاه فروشنده برای اسرائیل و عربستان سعودی تنزل کرده است [5].
ترجمه توسط
حمید محوی
<:ver_imprimer:> <:recommander:recommander:> Facebook Twitter Delicious Seenthis Digg RSS
[1] “نیروی « عرب » برای دفاع مشترک”, بوسيله ىتی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 20 آوريل 2015, www.voltairenet.org/article1...
[2] « L’Initiative de paix arabe présentée par le prince Abdullah bin Abdul-Aziz », Réseau Voltaire, 28 mars 2002, www.voltairenet.org/article1...
[3] “پس از توافق بین واشنگتن و تهران خاورمیانه در چه وضعیتی قرار خواهد گرفت؟”, بوسيله ىتی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 18 مه 2015, www.voltairenet.org/article1...
[4] “به سوی پایان نظام اردوخان”, بوسيله ىتی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 15 ژوئن 2015, www.voltairenet.org/article1...
[5] “شکست قابل پیشبینی فرانسه”, بوسيله ىتی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 8 ژوئن 2015, www.voltairenet.org/article1...

۱۳۹۴ خرداد ۲۵, دوشنبه

محور خاورمیانه اتحاد تشکیل گردیده، قربانی مشخص شده است.


محور خاورمیانه
اتحاد تشکیل گردیده، قربانی مشخص شده است.
سرگئی کاژمیاکین
(Sergey Kojemyakin)
دکتر علوم سیاسی، متخصص مسائل خاورمیانه
مترجم: ا. م. شیری
۲۲ خرداد- جوزا ۱٣۹۴
هجوم همزمان جنگجویان «دولت اسلامی» در عراق و سوریه، جستجوی دیگر باره پاسخ این سؤال را الزامی ساخته است: این حملات به نفع کیست؟ پاسخ روشن است: بسود اسلام ذینفع در تضعیف ایران. محور واشینگتن- آنکارا- ریاض- تل آویو با این هدف تشکیل گردید. پنجمین عضو اتحادیه، اسلام افراطی می باشد.

چه کسی راه ورود اسلامگرایان به رمادی را باز کرد؟
پایان بهار دوره آزمون تازه ای برای خاورمیانه بود. «دولت اسلامی»، که قدرت تهاجمی آن را فرسوده یا حداقل تا حد محسوسی تضعیف شده تلقی می کردند، به پیروزیهای قابل ملاحظه دست یافت. جنگجویان «داعش» در سوریه بخشهای مهمی از استان حمس با شهر تدمیر و خرابه های شهر باستانی پالمیر واقع در نزدیکی آن را تصرف کردند. افزون بر آن، «دولت اسلامی»، تهاجم خود را به استان دمشق گسترش داد. دسته های جنگجویان به فاصله کمی بیش از بیست کیلومتری فرودگاه پایتخت رسیده اند.
«دولت اسلامی» در عراق هم که طی ماههای اخیر بتدریج، اما عقب نشینی کرده بود، به موفقیت دست یافت- یک موفقیت کاملا بزرگ. اسلامگران بار دیگر شهر رمادی، مرکز استان الانبار را تصرف کردند. این شکست بزرگی برای بغداد بود. این پیروزی، «داعش» را به هدف مورد نظر خود- تسلطه بر «مثلث سنی» عراق نزدیک می کند.
اما چه حادثه ای روی داد، که «دولت اسلامی» موفق شد باری را که حتی در قدرتمندترین دوره خود نمی توانست بدوش بگیرد (حمله موفقیت آمیز همزمان در چند جبهه)، بمنزل رساند؟ باضافه این، اگر ادعاهای مقامات آمریکا صحت داشته باشد، حملات هوائی ائتلاف نیز ضربات سنگینی به این گروه وارد آورده بود! در تأئید این، جان کری، وزیر خارجه آمریکا یک سال پیش با اعتماد بنفس کامل اظهار داشت که «مبارزه علیه دولت اسلامی با پیشرفتهای قابل توجهی همراه بوده است». این مدعیات، سخن یک تحلیلگر ساده نیست، بلکه، عین گفته وزیر خارجه آمریکاست.
در اینجا هیچ راز و رمز نهفته ای وجود ندارد. شواهد برای اثبات مقصران در پیروزیهای اسلامگرایان بحدی زیاد است، که فقط آدمهای محروم از قدرت تفکر انتقادی می توانند آنها را نادیده بگیرند (چنین افرادی امروزه در غرب بوفور یافت می شوند).
این شواهد را به ترتیب بررسی می کنیم. ۱۴ ماه مه حمله به رمادی آغاز شد. در همین روز «داعش» با استفاده از بولدزرهای زرهی و تروریستهای انتهاری از خط دفاعی نیروهای دولتی گذشت و مراکز کلیدی - اداره پلیس، ساختمانها اداری و مسجد جامع شهر را تصرف کرد. ۱۷ ماه مه آخرین خط دفاعی ارتش عراق سقوط کرد.
طبیعت رعدآسا و سرعت حمله ای که جنگجویان موفق شدند شهر نیم میلیون نفری را به تصرف خود در آورند، فقط با سقوط موصل قابل قیاس است. در مدت یک سال گذشته از اشغال موصل، سه هزار و اندی مربی آمریکائی به آموزش پرسنل ارتش عراق مشغول بودند. همچنانکه معلوم است، هیچ تغییری حاصل نشد. البته که قرار نبود تغییری بوجود آید! سطح آمادگی رزمی یگانهای آموزش دیده توسط «متخصصان» ماورای اقیانوسی بشدت نازل است. عملا همه پیروزیها بر «داعش» حاصل نبرد واحدهای آموزش یافته توسط متخصصان ایرانی بود نه مربیان آمریکائی. پاکسازی استان دیاله از وجود افراطیون، شکستن محاصره بغداد و آزادسازی تکریت هم این واقعیت را ثابت کرد.
توضیح این واقعیت فقط با فقدان تخصص غیر ممکن است. اگر چنین تصور شود، که آمریکائیها علاقمند به پیروزی بر «داعش» نیستند، همه چیز در جای خود پا بر جا می ماند. واشینگتن ضمن تقلید مبارزه با این شرّ، واقعا هم برای محافظت از هیولای عزیز- دردانه خود و جلوگیری از شکست آن به هر کاری دست می زند. نیروی هوایی آمریکا هنگام حمله جنگجویان به رمادی شدت حملات هوائی را بسرعت کاهش داد. حتی زمانیکه اوضاع واقعا وخیم شد، آمریکا فرماندهی ارتش عراق را بمنظور ممانعت از اعزام  شبه نظامیان شیعه- کارآمدترین واحدهای رزمی در عراق امروز- زیر فشار قرار داد. فقط پس از سقوط رمادی شبه نظامیان شیعه به اطراف شهر منتقل گردیده و از پیشروی بیشتر «داعش» جلوگیری کردند. واکنش واشینگتن به شکست نیروهای دولتی هم بسیار جالب است. مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، ضمن توضیح اوضاع، در کمال بی تفاوتی گفت: «حادثه تأسف بار است. اما در جنگ چنین حوادثی روی می دهد».

کارا* طرفدار دوستی با ایران است.
اما این تنها آمریکائیها نبودند که برای باز کردن دروازه شهر به روی افراطگرایان به هر کار ممکن دست زدند. دلایل جدی برای اثبات این باور وجود دارد، که خود حمله «دولت اسلامی» با مجوز حامیان خارجی بوقوع پیوست. ۱۴ ماه مه، درست همان روز، که شبه نظامیان به تهاجم دست زدند، فواد معصوم، رئیس جمهور عراق در تهران مشغول مذاکره با مقامات ایران بود. بر اساس توافقات حاصله می توان گفت دیدار او موفقیت آمیز بود:
اول- بغداد و تهران برای احداث راه آهن که برای اولین بار در تاریخ دو کشور همسایه را بهم متصل نموده و دسترسی عراق به بازارهای آسیا (از جمله به بازار چین) را تسهیل می کند، به توافق نهائی رسیدند.
دوم- در مورد شروع انتقال گاز ایران به عراق در تابستان امسال تصمیم نهایی اتخاذ گردید. لغو نظام روادید بین دو کشور نیز برنامه ریزی شده است.
گذشته از اینها، مسائل امنیتی موضوع اصلی گفتگوها بود. طرفین بر سر ادامه همکاریهای راهبردی توافق کردند. صحبت بر سر خرید تسلیحات ایرانی، تبادل اطلاعات امنیتی، و همچنین، اعزام مشاوران نظامی جدید به عراق است. فوأد معصوم اظهار داشت: «ایران اولین کشوری بود، که برای مبارزه با گروه تروریستی «دولت اسلامی» و با هر کشور دیگری که برای اعمال سلطه خود بر منطقه تلاش می کند، کمکهای قابل ملاحظه ای به عراق نمود». رهبر ایران، آیت الله علی خامنه ای نیز آمادگی ایران «برای ارائه کمکهای همه جانبه بمنظور توسعه و ثبات عراق را مورد تأکید قرار داد».
در عرصه سیاست خارجی نقاط مشترک بین تهران و بغداد بسیار بیشتر از نقاط افتراق آنهاست. موضع واحد در خصوص مناقشه یمن نیز این واقعیت را ثابت می کند. فوأد معصوم ضمن تقبیح حمله نظامی به یمن بسرکردگی عربستان سعودی، بی بدیلی گفتگوهای داخلی را مورد تأکید قرار داد.
برای آمریکا و متحدان اصلی آن در منطقه مانند اسرائیل، عربستان سعودی، و ترکیه- همکاری عراق با ایران همواره «پارچه سرخ» بوده است. هجوم سال گذشته «داعش» نیز پس از توافق راهبردی بغداد با تهران آغاز شد. فراموش نمی کنیم که آمریکائیها با چه سماجتی خواستار استعفای نوری المالکی، نخست وزیر طرفدار ایران بودند!
با این حال، برخلاف خواست نیروهای خارجی، مناسبات ایران و عراق از آن وقت تا کنون فقط تحکیم یافته و آزادسازی تکریت یک خطر برای «دولت اسلامی» محسوب می شود. بیرون راندن «داعش» از موصل توسط ارتش عراق با حمایت تهران یک شکست جدی برای سیاست ضد ایرانی واشینگتن بود.
گفتگوی آشکار در این زمینه در اول ماه مه در واشینگتن هنگامی انجام شد که مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کوردستان با دعوت رسمی به آنجا سفر کرد. طرفین در باره ضرورت مقابله با رشد نفوذ ایران و نیروهای طرفدار ایران در عراق به توافق رسیدند. بارزانی در این خصوص اظهار داشت که شبه نظامیان شیعه بهیچوجه در مبارزه برای آزادسازی موصل شرکت نخواهند کرد.
حالا، پس از اشغال رمادی، آغاز این عملیات به زمان نامعلومی موکول گردیده و در باره خطر دوستی با ایران، به دولت عراق هشدار داده شده است.
بموازات این، کارها در زمینه تجزیه عراق پیش می رود. ۲۷ ماه آوریل پیشنویس قانون کمک نظامی به کوردستان عراق و شبه نظامیان سنی که با داعش مبارزه می کنند، به کنگره آمریکا تقدیم گردید. طبق موازین بین المللی، تسلیح هر منطقه یا گروهبندی نظامی بدون موافقت دولت مرکزی ممنوع است. واشینگتن این ممنوعیت را نادیده گرفت. در متن پیشنویس قانون دسته های پیشمرگه و شبه نظامیان سنی بمثابه نیروهای مسلح کشور مستقل در نظر گرفته شده است.
دولت عراق بشدت اعتراض کرد. نخست وزیر کشور، حیدر العبادی ضمن گفتگوی تلفنی با جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا اظهار داشت که پیشنویس قانون، تجزیه عراق به سه کشور جداگانه را در نظر گرفته است. مقتدا صدر، یکی از با نفوذترین سیاستمداران کشور، قهرمان مقاومت ضد آمریکائی بشدت واکنش نشان داد. بنا به سخنان او، در صورت تصویب قانون، «جیش المهدی» تحت رهبری او، شاخه نظامی خود را بازسازی خواهد کرد و آمریکائیها و متحدان آنها را مورد حمله قرار خواهد داد. تهران نیز همبستگی خود را با بغداد اعلام کرد. رئیس جمهور ایران، حسن روحانی در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با فوأد معصوم، بر حمایت کامل کشور خود از تمامیت عراق تأکید نمود.
در آمریکا به چنین هشدارها توجه نمی کنند. بارزانی، رئیس اقلیم کوردستان پس از بازگشت از واشینگتن بار دیگر این موضوع را مورد تأکید قرار داد که قصد دارد بطور مستقل، بدون اجازه بغداد نفت بفروشد. نجم الدین کریم، استاندار استان کرکوک هم بیانیه جنجالی صادر کرد. او در یکی از مصاحبه هایش اذعان کرد که آمریکا «حمایت خود از استقلال استان را بارها و بارها اعلام کرده است».
نشریات متنفذ آمریکا نیز افکار عمومی را برای تجزیه عراق آماده می کنند. مجله «مسائل خارجی» (Foreign Affairs) می نویسد: «دولت عراق با این میزان تسلط جریان شیعه بر آن، مشروعیت خود را تا چنان حدی از دست داده است، که بازسازی آن ممکن نیست». همین نشریه ضمن توجیه اقدامات «دولت اسلامی» نوشت، که این «نه یک گروه شورشی معمولی، بلکه، یکی از طرفها در جنگ داخلی سنتی بین مناطق جدایی طلب و حکومت مرکزی ضعیف است».

چرا مسکو ساکت است؟
بدین ترتیب، موفقیت اسلامگرایان را در مجموع باید در خط و مشی ضد ایرانی که تحت الحمایه واشینگتن و متحدان آن پیش برده می شود، جسجو کرد. حتی مسئله به ایران هم ختم نمی شود. یمن و سوریه نیز در فهرست کشورهایی هستند که باید نفوذ ایران در آنها به صفر برسد و رژیمهای جدید باید به حوزه نفوذ آمریکا، ترکیه و عربستان سعودی وارد شوند.
دقیقا مسئله مقابله با ایران در دستور کار نشست آمریکا و سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس قرار گرفت که طبق تصادف قابل تأمل (آیا واقعا تصادفی بود؟) نیز ۱۴ ماه مه برگزار گردید. هدف اصلی مقامات آمریکا این بود، که پادشاهی ها و در رأس آنها، عربستان سعودی را به این مسئله متقاعد سازد، که توافق هسته با ایران یک حرکت تاکتیکی غیر مضر برای امنیت ریاض است. باراک اوباما موضوع را با صراحت بیشتری بیان کرد. او گفت: «ایران در رابطه با کشورهای منطقه گامهای آشکارا خطرناک و تشنج آفرین برمی دارد. ایران حامی تروریسم است... به همین سبب، کشورهای منطقه از چنین حقی برخوردارند، که از اقدامات ایران، بویژه، از حمایت آن از عروسکهای خشن در داخل مرزهای سایر کشورها بطور جدی نگران باشند».
در بیانیه پایانی نشست کمپ دیوید در باره نیروی نظامی که واشینگتن برای «دفع خطر معطوف به تهدید تمامیت ارضی هر یک از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس»، توضیح داده شده، اما از منشاء این «خطر» بصراحت نام برده نشده است. در بیانیه تأکید گردیده که «ایالات متحده آمریکا و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در مقابل اقدامات معطوف تشنج آفرینی ایران در منطقه بطور مشترک عمل خواهند کرد».
نشست کمپ دیوید سنگ پایه مهمی بر شالوده محور ژئوپلیتیک که شکلگیری آن از چندی پیش آغاز شده، گذاشت. این محور متشکل از آمریکا، ترکیه، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اسرائیل بر علیه نفوذ ایران، چین و روسیه در منطقه سمت گرفته است. هدف نهائی آن، سلطه تمام و کمال بر منطقه خاور میانه و معادن سرشار از نفت آن است. دیدار ماه مارس رئیس جمهور ترکیه از عربستان سعودی، که طی آن راجع به همآهنگی مبارزه با بشار اسد تصمیم گرفته شد، و همچنین توافق پنهانی ریاض و اسرائیل بر علیه ایران، «سنگ بناهای» دیگر این محور را تشکیل می دهند.
نتیجه همه توافقات در سوریه مشهود است. بهار سال جاری گروههای مختلف مورد حمایت کشورهای مختلف، از جمله، گروههای تحت الحمایه ترکیه، عربستان سعودی، قطر و آمریکا اتئلافی بنام «جیش الفتح» تشکیل دادند و بلافاصله از چند طرف جبهه به تهاجم دست زدند. در نتیجه این تهاجمات چند شهر بزرگ مانند ادلب، جیسرالشغور و غیره اشعال گردید. تأمین مالی اتئلاف را عربستان سعودی و تأمین تسلیحات، عرضه اطلاعات و سازماندهی امور ستادی را ترکیه بر عهده گرفته است. ایالات متحده آمریکا نیز به سهم خود، عهده دار «جبهه سیاسی»، و سلطه بر هوا می باشد. ۲۵ ماه مه، آنکارا و واشینگتن در باره پشتیبانی هوائی از مخالفان مسلح، که آموزش آنها در ترکیه و اردن آغاز شده، توافقنامه امضاء کردند.
همزمان با «مخالفان میانه رو»، «دولت اسلامی» نیز به حمله دست زد و حلقه محاصره پیرامون دمشق تنگتر گردید. بر اساس برخی اطلاعات، ائتلاف ضد اسد اشغال پایتخت سوریه را در مدت زمان ۶ تا ۸ ماه آینده برنامه ریزی کرده است، و حمله نهائی پس از پایان ماه مبارک رمضان در نیمه دوم ماه ژوئیه آغاز خواهد شد.
در چنین شرایطی، روسیه باید حمایتهای خود را از سوریه همچون سال ۲٠۱۳، هنگامی که فقط موضع قاطع مسکو، پکن و تهران مانع از تجاوز آشکار گردید، تشدید نماید. متأسفانه، اکنون این موضعگیری قاطع مشاهده نمی شود. کرملین با چشم فروبستن بر تداوم حملات چند ماهه و حمایت شبه نظامیان از خارج، ترجیح می دهد مذاکرات داخل سوریه را تکرار کند. در بسیاری از مطبوعات متنفذ غربی گفته می شود، که هدف اصلی دیدار ماه مه جون کری از روسیه، معامله بر سر تسلیم سوریه در مقابل سازش غرب در مسئله اوکراین بود. واقعیت این توافق باور کردنی نیست، برای اندیشیدن در این باره دلیلی وجود ندارد...

۱۳۹۴ خرداد ۸, جمعه

تحت پوشش «داعش» در خاورمیانه میانه

جنون جنگی رژیمهای امپریالیستی- فاشیستی غرب
تحت پوشش «داعش» در خاورمیانه میانه
ا. م. شیری
۷ خرداد- جوزا ۱٣۹۴
ناتوی رسانه ای و به استناد آن، سایر رسانه های جمعی این روزها از پیشروی سریع «داعش» و کشتار و ویرانی های جنون آمیز آن در کشورهای لیبی، لبنان، سوریه و عراق خبر می دهند. در حالیکه رسانه های جمعی از سقوط شهرهای سیرت لیبی، رمادی عراق، پالمیر سوریه و برخی شهرهای دیگر این کشورها، نسل کشی ساکنان آنها، تاراج و نابودی آثار و ابنیه تاریخی بدست داعش با آب و تاب زاید الوصفی خبر می دهند، انگار ساکنان کره زمین را خواب ابدی گرفته، کمترین واکنش حداقل اعتراضی مشاهده نمی شود.
این وقایع پس از آنکه «داعش» در سال ۲٠۱۴ بدست امپریالیستهای غرب بسردمداری امپراتوری فاشیست آمریکا ایجاد و از طریق سرسپرده ترین مستعمرات منطقه ای آن مانند ترکیه، عربستان سعودی و سایر ایالات امپراتوری در حوزه خلیج  فارس و دیگر مناطق جهان، تجهیز و پشتیبانی می شود، بوقوع می پیوندند.
در این خصوص از همه جالب توجه تر این است که از یک سال پیش یک گله ائتلافی متشکل از ۶٠ کشور ناتویی- فاشیستی- سلطنتی غرب باضافه مستعمرات سنتی و جدید آنها بزعامت امپراتوری آمریکا برای «جنگ» برعلیه «داعش» تشکیل یافته و بنا به ادعای سران گله، همراه با ارتشهای لیبی، سوریه و عراق بمبارزه با آن هم مشغول هستند. با این وجود اما، داعش هچنان پیش می تازد، مناطق بیشتری را اشغال می کند، به سلاخی انسان و انسانیت مشغول است، ویران می کند...
با عطف توجه روی اوضاع و احوال جاری جهان، بویژه، اوضاع رقت انگیز خاورمیانه در پی تهاجمات گسترده «داعش»، چنین سؤالی مطرح می شود، که آیا قابل تأمل نیست چرا ۶٠ کشور و نیمچه کشور جهان و در رأس آنها، امپراطوری آمریکا با در اختیار داشتن پیشرفته ترین تجهیزات و تسلیحات ویرانگر و مرگ آفرین و قریب ۹٠٠ پایگاه نظامی در همه مستعمرات و ایالات تابعه نمی توانند از عهده یک گروه بادعای خودشان «تروریستی» بر آیند؟
این سؤال، طبیعتا، بیشتر از دو پاسخ ندارد: یا «داعش» یک گروه تروریستی نیست، بلکه یک نیروی دیگریست و یا ائتلاف علیه «داعش» یک ائتلاف ساختگی و برای فریب و انحراف اذهان عمومی جامعه بشریست. در خارج از این دو حالت، یا باید فاتحه تمام قدرتهای نظامی را خواند و به دولتها پیشنهاد ختم هزینه کردن ثروتهای ملی برای نگهداری ارتش و خرید و تولید تسلیحات را داد و یا باید پذیرفت داعش یک ارتش فوق العاده مجهز و بسیار خوب آموزش دیده ای است که از نیروهای زمینی همین گله ائتلاف ۶٠ گانه تحت تابعیت دولت مخفی جهانی تشکیل یافته و بوسیله نیروی هوائی، مؤسسات اطلاعاتی و جنگ سالاران آنها نیز هدایت و پشتیبانی می شود. و گرنه، این چه گروه تروریستی است که علیرغم «مبارزه» ۶٠ کشور با آن، نصف حاک کشورهای سوریه و عراق را تصرف کرده است! این چه گروه تروریستی است که زخمی هایش در بیمارستانهای ترکیه، اسرائیل، اردن، عربستان سعودی و غیره مداوا می شوند! این چه گروه تروریستی است که نفت می فروشد و خریدار هم دارد!...
همه واقعیتهای منطقه خاورمیانه و گستردگی فتوحات «داعش» نشان از آن دارند که شق دوم مسئله عین واقعیت است. این مدعا بدین سبب صحیح بنظر می رسد که رژیمهای امپریالیستی- فاشیستی غرب در اثر حملات هوائی و تجاوزات گسترده به کشورهای مختلف، بویژه، به منطقه نفتخیز خاورمیانه و شمال آفریقا و کشتارهای میلیونی مردم و ویران کردن کامل برخی از کشورهای منطقه (عراق، لیبی، سوریه و اخیرا، یمن)، نه تنها نتیجه مطلوب خود را نگرفتند، حتی در انظار عمومی بشریت جهان نیز هر چه رسواتر و رسواتر شدند، به نیرنگ جنگی جدید دست زده، نیروی زمینی ارتشهای خود را در شکل و هیبت گروههای تروریستی خودساخته درآورده، عبارت «آلله آگبار» را به زبان آنها گذاشته و به جنگ جنون آمیز استعماری خود علیه خلقهای جهان، بویژه، برعلیه خلقهای خاورمیانه و شمال آفریقا با شدت و قساوت بی سابقه ادامه می دهند.
با این توصیف، می توان با اطمینان گفت که «داعش» صرفا «یک گروه تروریستی» بومی نیست، بلکه، نیروی زمینی ارتش امپراتوری فاشیست آمریکا و بخشی از ارتش ناتو است که کل منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را در خون غرق ساخته و بنا به خصلت و ماهیت خود به توحشات فوق تصور بشری دست می زند تا با ایجاد رعب و وحشت منطقه نفتخیز خاورمیانه را همچون جمهوریهای اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی قطعه- قطعه نموده، سلطه استعماری خود را در کل منطقه تا ابد اعمال نماید. کما اینکه گماشتگان و پادوهای «دولت مخفی جهانی» در کنگره، سنا و دولت آمریکا و سایر کشورهای اروپائی همواره بر مسئله عدم مالکیت جمعیتهای ساکن سرزمینهای دارای منابع غنی نفت و گاز، از جمله، منطقه خاورمیانه تأکید داشته اند.
این واقعیت پوشیده ای نیست که تمام ساختار ارتشهای امپریالیستی بطور کلی از مزدوران حرفه ای تشکیل شده است. بنا بر این، وجود افراد دارای تعلق ملی یا زبانی عربی و غیره در صفوف این ارتشها، پدیده نادری نبوده و هیچ تغییری در ماهیت ضدانسانی آنها بوجود نمی آورد.  
با این اوصاف، بنظر می رسد رسانه های مستقل، تحلیلگران و کارشناسان آزاد باید هنگام انتشار اخبار مناطق جنگی و یا در حین تحلیل و بررسی مسائل سیاسی و جنگی، بی توجه به القائات ناتوی رسانه ای و حقه بازیهای تبلیغاتی پادوهای «دولت مخفی جهانی»، ماهیت واقعی نیروهای جنگی امپریالیستی- صهیونیستی را که تحت عناوین مختلف «تروریستی» به جنگهای استعماری غرب علیه کشورهای منطقه مشغول هستند، روشن ساخته و بطور مستدل نشان دهند که «داعش»، «القاعده»، «جبهةالنصره»، «جبش العدل» و ... و بطور کلی تمامی گروههای تروریستی در واقعیت خود، همان نیروی زمینی ارتشهای امپریالیستی هستند نه چیز دیگر.

۱۳۹۴ خرداد ۳, یکشنبه

سقوط پالیمرا و فروپاشی تعادل جغرافیای سیاسی در شامات

سقوط پالیمرا
و فروپاشی تعادل جغرافیای سیاسی در شامات
تی یری میسان
La chute de Palmyre renverse l’équilbre géopolitique au Levant
par Thierry Meyssan
در شامات با شکافی که امارات اسلامی در «جادۀ ابریشم» به وجود آورده وضعیت به شکل وخیمی درآمده است، یعنی بسته شدن راه عبور ایران به دریای مدیترانه. دو گزینش بیشتر وجود ندارد : یا از راه دیرالزور و حلب، یا از راه پالمیرا و دمشق. نخستین راه از آغاز 2013 بسته شده، و دومی اخیراً به همین سرنوشت دچار شده است. در نتیجه سقوط پالمیرا پیامدهای شگرفی در کل تعادل منطقه خواهد داشت.
شبکۀ بین المللی ولتر | دمشق (سوریه) | 25 مه 2015
در این روزهای اخیر، نشریات غربی صفحات نخست خود را به سوریه اختصاص داده اند، یعنی وضعیتی که از دوسال پیش طی بمباران شیمیائی در غوطه و طرح مداخلۀ ناتو بی سابقه بوده است. روزنامه نگاران از پیشرفت امارات اسلامی اظهار نگرانی کرده و در مورد احتمال تخریب شهر باستانی پالمیرا نیز هشدار داده اند.
ولی اندک هستند افردی که با تاریخ ملکه زنوبیا آشنا باشند که در قرن سوم از ضعف رم وقتی که گل ها آزاد شده بودند استفاده کرد و پسرش را امپراتور نامید و خود او ادارۀ امور را بدست گرفت. ملکه زنوبیا نه تنها سوریه را آزاد کرد بلکه مردم مصر، فلسطین، اردن، لبنان، عراق، بخشی از ترکیه و حتی بخشی ایران را آزاد کرد. پایتخت او پالمیرا شهری بسیار زیبا و دروازه های آن نیز به روی تمام مذاهب باز بود، این دوران برای جادۀ ابریشم به دوران شکوفائی تبدیل شد که مدیترانه را به چین متصل می کرد. ولی، ژنرال اورلیان با کودتا در رم انسجام امپراتوری را باز سازی کرد و ابتدا دستگاه ملکه زنوبیا را در هم شکست، سپس امپراتوری گل ها، و سپس به آزادی مذهب خاتمه داد و آئین خورشید را تحمیل کرد و خود را نیز خدا نامید. این داستان شکوهمند، پالمیرا را به نماد مقاومت شام در مقابل امپریالیسم غرب در دوران خود ارتقاء بخشید.
می توانیم از اهمیتی که رسانه های غربی برای سقوط پالمیرا قائل شده اند شگفت زده شویم. با این وجود طی همین هفته مهمترین پیشروی های داعش نه در سوریه و نه در عراق بلکه در لیبی صورت گرفته است. پیشروی داعش به سقوط شهر سیرت (بین طرابلس و بنغازی) انجامید، شهری با پنج برابر جمعیت شهر پالمیرا در سوریه. با این وجود، همین روزنامه نگارانی که به شکل گسترده طی دو ماه گذشته از وضعیت هرج و مرج لیبی گزارش می دادند و هم زمان برای جلوگیری از انتقال پناهندگان و مهاجران از نیروهای نظامی اروپا درخواست مداخله کرده بودند، هیچ مطلبی دربارۀ این پیشروی های داعش منتشر نکردند. واقعیت این است که در لیبی، داعش به فرماندهی عبدالحکیم بلحاج عمل می کند که حاکم نظامی طرابلس و تحت پوشش ناتو می باشد. وزارت امور خارجۀ فرانسه روز 2 مه 2014 از عبدالحکیم بلحاج فرماندۀ داعش در پاریس رسماً استقبال به عمل آورد.
برای مهیج ساختن رویداد، روزنامه نگاران غربی جملگی بر این باور هستند که از این پس «داعش نیمی از سرزمین سوریه را تحت کنترل خود دارد». با این وجود، نقشه ای که آنها نشان می دهند در تضاد باگزارشاتی قرار می گیرد که منتشر کرده اند، یعنی کنترل روی چند شهر و جاده و نه کنترل منطقه ای.
روشن است که تنظیم گزارشات مرتبط به «خاورمیانۀ بزرگ» با واقعیات رویدادها تلاقی پیدا نمی کند بلکه ابزاری است برای توجیه سیاست های جاری.
داعش و اهمیت پالمیرا
ما امیدواریم که ابراز احساسات برای سقوط پالمیرا از صمیم قلب بوده باشد و غربی ها پس از کشتار چندین میلیون انسان طی دهۀ گذشته در این منطقه سرانجام به این جنایات خاتمه دهد. ولی ما گول نمی خوریم. این احساسات فرمایشی هدفش توجیه واکنش نظامی علیه و یا به نفع داعش است. در صورتی که واشنگتن همچنان خواهان امضای قراردادی است که برای آن طی دوسال با تهران به گفتگو نشسته بود، چنین مداخله ای ضرورت خواهد داشت.
در واقع، همان گونه که همیشه یادآور شده ایم، داعش توسط ایالات متحده و با پشتیبانی ترکیه، رژیم های سلطنتی خلیج (فارس) و اسرائیل به وجود آمد. این موضوع به ویژه در پرونده ای که در هفتۀ اخیر رسماً توسط آژانس اطلاعات دفاعی از حالت سرّی بیرون آمده بر همگان آشکار است. کاربران می توانند این پرونده را با لینکی که در این صفحه ضمیمه شده دریافت دارند.
خلاف برخی روزنامه نگار ابله که «رژیم بشار اسد» را متهم به ایجاد این سازمان دانسته اند و گوئی که او می خواسته با چنین کاری بین اپوزیسیون ها اختلاف بیاندازد و آن را به رادیکالیسم بکشاند، ولی آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده مشخصاً اعلام داشته است که امارات اسلامی برای ایالات متحده عملکرد استراتژیک دارد.
پرونده ای که از وضعیت سرّی رسماً بیرون آمده، به تاریخ 12 اوت 2012 به شکل گسترده در مجموع دولت اوباما شناخته شده بوده و به روشنی طرح های واشنگتن را اعلام می کند : «اگر وضعیت تحول یابد، امکان ایجاد حاکمیت سلفی وجود خواهد داشت، که به رسمیت شناخته شود یا نه، در شرق سوریه (حسکه و دیرالزور)، موضوعی که مشخصاً هدف پشتیبانی های اپوزیسیون [دولت های غربی، دولت های خلیج (فارس) و ترکیه] است، تا رژیم سوریه را به عنوان عمق استراتژیک گسترش شیعه (عراق و ایران) منزوی سازد».
همان گونه که پیش از این نیز بارها گفته ایم، امارات اسلامی به تصمیم کنگرۀ ایالات متحده و بر اساس طرح رایت در گردهمآئی مخفی در ژانویۀ 2014 ایجاد شد. موضوع این بود که یک منطقۀ کرد و یک منطقۀ سنی بین مرز سوریه و عراق ایجاد کنند و هدف از چنین طرحی بستن راه ابریشم بود. برای اجرای این طرح کارمندان بزهکار شهر دیرالزور را خریداری کردند و بی آن که گلوله ای شلیک شود آن شهر را به تصرف خود درآوردند.
از دوران باستان، یک شبکۀ از راه های ارتباطاتی «شی آن» (پایتخت قدیمی چین) را به مدیترانه وصل می کرد. این راه ایران را نیز از راه صحرا به دریا مرتبط می ساخت، یا از راه دیرالزور و حلب، یا از راه پالمیرا و دمشق. این راه امروز برای ارسال اسلحه به سوریه و حزب الله لبنان مورد استفاده قرار می گیرد و در عین برای لوله های انتقال گاز از مخازن فارس (ایران) به لاذقیه (سوریه) در نظر گرفته شده است.
پالمیرا، «شهرک صحرائی» تنها آثار باستانی شکوهمند بر جا مانده نیست، بلکه یکی از قطعات استراتژیک منطقه بوده که در توازن نیروها به حساب می آید. به همین علت آنهائی که می گویند ارتش عرب سوریه از این قطعه دفاع نکرده است در اشتباه هستند. در واقع، این ارتش مثل همیشه در رویاروئی با مزدوران مسلحی که وارد کشور شده اند برخورد کرده است : یعنی با اجتناب حداکثر از تلفات بین شهروندان. ارتش عرب سوریه هر بار که آنها در گروه های کوچک و همآهنگ (به یمن خدمات اطلاعاتی غرب) به پیش می آیند عقب نشینی می کند و وقتی گروه های کوچک به شکل منسجم مستقر می شوند به آنها حمله می برد.
اتحادیۀ بین المللی ضد داعش که توسط ایالات متحده در اوت 2014 ایجاد شد، هیچگاه علیه جهاد طلبان مبارزه نکرد. بر عکس موضوع پرتاب اسلحه و مهمات با چتر برای امارات اسلامی نه یک بار بلکه بیش از چهل بار صورت گرفته است. از سوی دیگر، اتحادیۀ مذکور متشکل از 22 دولت اعلام کرده است که نسبت به داعش نفرات بیشتر و سلاح های پیشرفته تری در اختیار دارد. ولی چنین نیروئی تا کنون نه تنها موجب عقب نشینی امارات اسلامی نشده بلکه به روشنی می بینیم که داعش پیوسته جاده های تازه تری را نیز تحت کنترل خود گرفته است.
تحول در منافع ایالات متحده
در هر صورت، واشنگتن استراتژی اش را تغییر داده است. همان گونه که گزینش سرهنگ جیمز بیکر James H. Baker به عنوان استراتژ جدید پنتاگون نشان می دهد، از این پس فصل استراتژی هرج و مرج به پایان رسیده است. ایالات متحده به بینش امپراتوری کلاسیک مبتنی بر دولت های با ثبات بازگشته و برای امضای توافقنامه با ایران باید شامات را تا 30 ژوئن از امارات اسلامی تخلیه کند.
اردوی تبلیغاتی گسترده در مورد سقوط پالمیرا می تواند مرحلۀ آماده سازی افکار عمومی برای مداخلۀ نظامی واقعی علیه داعش باشد. این موضوع راستای گردهمآئی 22 عضو اتحادیۀ ضد داعش (و 2 سازمان بین المللی) در پاریس خواهد بود که در 2 ژوئن برگزار خواهد شد. تا آن روز، پنتاگون باید تصمیم بگیرد که آیا امارات اسلامی را از بین خواهد برد و یا این گروه را برای اهداف دیگری جابجا خواهد کرد. سه مقصد برای این گروه از جهاد طلبان وجود خواهد داشت : انتقال آنها به لیبی، آفریقای سیاه یا به قفقازستان.
در غیر این صورت، ایران توافقنامه را امضا نخواهد کرد و جنگ اوج خواهد گرفت زیرا سقوط پالمیرا به دست جهاد طلبان ساخت غرب همان نتایجی را در بر خواهد داشت که تسخیر آن توسط لژیون های اورلیان در عهد رم باستان. امارات اسلامی از هم اکنون ادامۀ حیات «محور مقاومت» یعنی اتحادیۀ ایران- سوریه – لبنان – فلسطین را تهدید می کند. حزب الله در نظر دارد بسیج عمومی اعلام کند.
ترجمه توسط حمید محوی

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲, چهارشنبه



گاهنامۀ هنر و مبارزه
21 آوریل2015

400 پناهنده در فاجعۀ دریای مدیترانه غرق شدند
نوشتۀ استفان استاینبرگ
Mondialisation.ca, 17 avril 2015


چهارسد پناهندۀ که از لیبی گریخته بودند در پایان هفتۀ گذشته پس از واژگون شدن کشتی حامل آنها در مدیترانه غرق شدند. سازمان بین المللی مهاجرت به آژانس خبری فرانسه AFP اعلام کرد که به گفتۀ بازماندگان، 550 نفر روی کشتی سوار شده بودند. تا کنون جسد ده نفر کشف شده است.
اگر گزارشات اولیه در مورد این تراژدی حقیقت داشته باشد، بزرگترین فاجعۀ مرگبار پس از اکتبر 2013 می باشد که طی آن تقریباً 360 نفر از مهاجران در نزدیکی جزیرۀ لامپدوزا جانشان را از دست دادند.
می بینیم که شمار قربانیان مدیترانه در حال افزایش است. بیش از 8500 نفر در تلاش برای عبور از مدیترانه تنها برای 10 تا 13 آوریل نجات یافته اند که 450 نفر از آنان را کودکان تشکیل می داده اند. بسیاری از پناهندگان از جنگ در لیبی، سوریه و آفریقا گریخته بودند.
ژودیت ساندرلاند Judith Sunderland معاون رئیس سازمان غیر دولتی دیدبان حقوق بشر اروپا و آسیای مرکزیا علام کرد : « اگر اطلاعات پایان هفته تأیید شود مرگبارترین روز در خطرناکترین دریای جهان برای مهاجران و پناهندگان خواهد بود.»
به گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان امسال تا پیش از این فاجعۀ مرگبار در دریای مدیترانه، 500 مهاجر و پناهنده جانشان را از دست داده اند. یعنی 30 برابر شمار غریق ها در همین بازۀ زمانی در سال 2014. در سال 2014، 3200 نفر مرده اند، ولی شمار قربانیان برای سال جاری تا کنون 1000 بوده، یعنی پیش از فصل گرما که مهاجران را بیشتر برای سفر دریائی به اروپا تشویق می کند.
بسیاری از بازماندگان پایان هفتۀ گذشته روی کشتی های ایتالیائی باقی مانده اند، برخی دیگر به مراکز پناهندگان در سواحل ایتالیا که جای سوزن انداختن نیست منتقل شده اند و در شرایط بسیار نامساعد و سختی به سر می برند.
افزایش پناهندگان خاورمیانه نتیجۀ جنگ های جنایتکارانه ای است که ایالات متحده و اتحادیۀ اروپا برای ایجاد رژیم های عروسکی و نئو استعماری در عراق، لیبی و سوریه بر پا کرده اند. تهاجمات نظامی بی وقفه توسط قدرت های امپریالیستی طی دو دهۀ گذشته خاورمیانه و بخشی مهمی از آفریقا را در هرج و مرج و خون ریزی فرو برده است. از سال 2014، دو میلیون از شش میلیون جمعیت لیبی پس از جنگ واشنگتن، لندن و پاریس علیه لیبی در سال 2011 از کشور گریخته اند.
اردوی ناتو برای سرنگون ساختن رئیس جمهور بشار اسد کشور را در جنگ داخلی فرو برده و تا کنون تقریباً چهار میلیون نفر سوری گریخته اند. بسیاری از آنها به ترکیه پناهنده شده اند ولی برخی از آنها خطر سفر به اروپا را مانند بسیاری از غریق های هفتۀ گذشته در مدیترانه به جان خریدار می شوند.
از این پس ایالات متحده و عربستان سعودی با پشتیبانی اتحادیۀ اروپا اردوی جنگی شان را به یمن گسترش داده اند. جنگ طلبی امپریالیستی به بزرگترین موج مهاجرت پس از جنگ جهانی دوم دامن زده است.
در حالی که پناهندگان بیشتری به سوی اروپا رهسپار می شوند، اتحادیۀ اروپا با تبدیل مدیترانه به ناکجاآباد، از افزایش قربانیان به عنوان عامل بازدارنده استفاده می کند.
پس از اعتراضات عمومی در مورد لامپدوزا در سال 2013، نیروی دریائی ایتالیا عملیات ویژۀ دریائی را راه اندازی کرد Mare Nostrum  («دریای ما»). ولی عملاً عملیات نجات وجهۀ ثانوی داشت. نیروی دریائی به ویژه تلاش می کرد تا مانع رسیدن پناهنده ها به سواحل ایتالیا شوند، کشتی های پناهنده ها را در سواحل لیبی و تونس رهگیری می کردند و آنها را به آفریقای شمالی اسکورت می کردند.
با این وجود در چهار چوب همین برنامه 150000 پناهنده نجات داده شده اند.طرح « دریای ما» در نوامبر گذشته حذف شده و مأموریت حفاظتی دیگری جایگزین گردید که از تجهیزات کمتری برخوردار بود

 لینک متن اصلی
ترجمه توسط حمید محوی
http://corigif.free.fr/ecole/img/ecole_123.gif
پی نوشت گاهنامۀ هنر و مبارزه

در ژرفای آب راه «کاته گا»، ما هشت هزار آرمیده ایم
کشتی های باربری حمل چهارپایان ما را به اعماق فرو برد.
آهای ماهی گیر، اگر در این جا با تورهایت ماهی گرفتی
ما را به یادآر، و بگذار تا یکی بگریزد

(برتولت برشت. الفبای جنگ)
+ نوشته شده در 21 Apr 2015ساعت 5:11 توسط حمید محوی | نظر بدهید