بیانیه
علیه دخالت گری و جنگ ، علیه دیکتاتوری و استثمار
برای صلح ،آزادی وبرابری
دولت اسرائیل با پشتیبانی دولت امریکا و همراهی سایر قدرت های امپریالیستی طبل های جنگ را به صدا در آورده اند . بحث حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران برای جلوگیری از مبدل شدن جمهوری اسلامی به یک قدرت اتمی در منطقه ، اکنون داغ ترین موضوع مورد مشاجره در اسرائیل است. گزارش اخیر سازمان انرژی اتمی نیز سوخت لازم برای تبلیغات جنگ افروزانه را فراهم ساخته است.
دولت اسرائیل اکنون درداخل کشور با بزرگترین جنبش مطالباتی در اعتراض به اجرای چند دهه سیاست های نئولیبرالی مواجه است و درسطح بین المللی با طرح سلسله درخواست ها در به رسمیت شناخته شدن دولت مستقل فلسطینی از هر سو زیر آتش انتقاد قراردارد.دولت اسرائیل برای خروج از بحران انزوا تلاش می کند بادستور کار قراردادن مقابله با خطر اتمی رژیم اسلامی پویش انقلاب در منطقه را نیز از دستورکا ر خارج کند. کمترین تاثیر این تهدیدها افزایش محاصره اقتصادی ایران است که هم اکنون دولت های اصلی اتحادیه اروپا نیز پشتیبانی خود را از تشدید تحریم ها اعلام کرده اند.
رژیم جمهوری اسلامی نیز که نیک میداند جنبش عظیم توده ای ضد حاکمیت اسلامی همچنان در کمین نشسته و علاوه بر آن به طور روزانه با گسترش شتابان بحران اقتصادی ، انزوای بین المللی ، جدال پایان ناپذیرجناح ها و افشاگری های رسوائی آور مواجه است، تهدیدهای جنگی دولت اسرائیل را به فال نیک گرفته و ان را برکتی برای منحرف ساختن افکار عمومی و ادامه حیات ننگین اش به حساب می آورد. از همین رو سران رژیم تهدیدها را با تهدید متقابل و نعره های جنگ طلبانه را با وعده مقابله به مثل پاسخ می دهند.
در چنین شرایط حساسی ما اتحاد چپ ایرانیان در خارج از کشور، فعالین و نیروهای سوسیالیت اعلام میداریم که :
• هر نوع بمباران نظامی به هر شکلی و در هر سطحی را محکوم می کنیم . حمله هوایی نظامی تنها موجب تقویت رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی ، نابودی زیرساخت های کشور و تلفات غیر قابل محاسبه شهروندان کشورمان خواهد شد.
• هر نوع دخالت نظامی قدرت های امپریالیستی تحت هر بهانه و مستمسک و در هر سطحی رامحکوم می کنیم . حاصل دخالت قدرت های امپریالیستی سرکوب جنبش ازادی خواهی و برابری طلبی و کارگری و چپاول منابع و ثروت های طبیعی کشورمان خواهد بود.
• ما هرنوع محاصره اقتصادی (گزینشی ، هوشمند، فلج کننده و ...) را محکوم می کنیم. محاصره اقتصادی با متلاشی کردن هر چه بیشتر اقتصاد کشور، افزایش قیمت کالا و خدمات ، حذف خدمات دولتی ، گسترش شتابان بیکاری ، فقر زدگی ، فحشا ،جنایت ، افزایش سرکوب در همه عرصه ها و ... فشار اصلی خود را بر عموم کارگران و زحمتکشان فرود آورده و با عدم تاثیر گذاری بر حاکمان موقعیت انها را تقویت می کند. کارکرد ضربه نظامی ، دخالت خارجی و محاصره اقتصادی راه را برای به قدرت رسیدن حکومت های فاسد و مستبد وابسته به قدرت های امپریالیستی هموارخواهد ساخت.
• ما فعالیت های اتمی رژیم جمهوری اسلامی را قویا محکوم می کنیم . ما مخالف هر نوع زرادخانه و سلاح های اتمی بوده و طرفدار خلع سلاح عمومی اتمی خاورمیانه و جهانی عاری از سلاح های هسته ای هستیم.
• مخالفت ما با انرژی اتمی تنها محدود به سلاح های اتمی نیست. ما مخالف استفاده از انرژی اتمی و جایگزینی آن با انرژی های پاک و بدون آلایندگی های زیست محیطی هستیم. تجربه هایی نظیر "چرنوبیل" و"فوکوشیما" نشان میدهد که حتی استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای تا چه حد می تواند فاجعه آفرین باشد. علاوه بر آن کشوری مانند ایران نه فقط از لحاظ منابع زیرزمینی انرژی بلکه به لحاظ امکانات جغرافیایی نیز بسیار مستعد برای تولید انرژی های پاک و دارای امکانات بسیار گسترده و منحصر به فرد می باشد.از همین رو ادامه سیاست اتمی توسط رژیم جمهوری اسلامی که مردم ایران هزینه های سنگینی برای ان پرداخته اند باید فورا و بدون قید و شرط متوقف شود.
• ما خواهان سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی از طریق انقلاب مردم ایران هستیم . ادامه حیات ننگین رژیم اسلامی حاصلی جز سقوط هر چه بیشتر اقتصادی ، قهقرای اجتماعی و فرهنگی نداشته و نخواهد داشت و متقابلا سرنگونی رژیم اسلامی نخستین شرط برقراری حق رای عمومی ، آزادیهای سیاسی و حق تعیین سرنوشت سیاسی توسط مردم ایران و حرکت به سوی برقراری حاکمیت اکثریت یعنی حاکمیت کارگران و زحمتکشان و رسیدن به یک جامعه انسانی خواهد بود.
• سرمایه داری معاصر در جهان امروز ما نه فقط در کشور های حاشیه بلکه در مراکز اصلی آن با بحران عظیم ساختاری روبروست و اصلا حات اجتماعی دوره "دولت رفاه" و آزادیهای سیاسی دمکراسی لیبرال رایکی از دیگری وا می چیند. جنبش اشغال که اکنون به سرتاسر کشورهای پیشرفته سرمایه داری گسترش یافته است، نشان دهنده اوج پوسیدگی سرمایه داری به مثابه نظام مسلط بر جهان است. تضمین آزادی ،عدالت اجتماعی ،صلح و استقلال نه با سیاست های رفرمیستی و لیبرالی بلکه اکنون هر چه بیشتر به فراتر رفتن از سرمایه داری و تلاش برای عملی ساختن سوسیالیسم پیوند خورده است. حاکمیت اکثریت برخاسته از دل انقلاب می تواند مسیر در نوردیدن سرمایه داری را هموارسازد.
• ما همراه با کارگران و زحمتکشان ، همراه با همه فعالین آزادی خواه و برابری طلب و همه نیروهای سوسیالیست ، برای مقابله با تهدیدات دخالت نیروهای خارجی ، وادراکردن رژیم اسلامی به متوقف کردن برنامه های هسته ای ، برداشته شدن محاصره اقتصادی و گسترش مبارزات توده ای برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی تلاش می کنیم.
محکوم باد هرنوع دخالت گری امپریالیستی در امورایران
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد انقلاب
زنده باد سوسیالیسم
http://www.ipetitions.com/petition/etehadchap/?utm_medium=email&utm_source=system&utm_campaign=Send%2Bto%2BFriend
۱۳۹۰ آذر ۱, سهشنبه
اتحاد چپ ایرانیان در خارج از کشور
۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه
بيانيه کنشگران سياسي، اجتماعي، مدنی و فرهنگی داخل ايران پيرامون خطر حمله نظامی به ايران

بيانيه کنشگران سياسي، اجتماعي، مدنی و فرهنگی داخل ايران پيرامون خطر حمله نظامی به ايران
آژيرهای جنگ را چه کسانی به صدا در می آورند؟
صلح اعتراف آشكار به حقيقت است:
با خيل كشتگان چه كرديد؟ (محمود درويش).
1- جنگ مخوفترين پديدهای است که انسان از گذشته تاکنون با آن روبرو شده است. در جامعهی ما هنوز سايهی شوم جنگ 8 ساله با عراق بر سر زندگی ميليونها تن از ايرانيان سنگينی ميکند. هنوز خاطرات آژيرهای قرمز، پناهگاههای نمور، خاموشيهای شبانه، پيکرهای بی نام، دست و پاهای قطع شده، مادران بی فرزند، فرزندان بی پدر، قحطی و گرسنگي، آوارگان بيخانه و کاشانه و دهها تصوير دهشتناک ديگر، در گوشه گوشهی ذهن تک تک ما، چه پر رنگ و چه کمرنگ، چه همچون کابوس شبانه و چه همچون بيم هميشگی روزانه سنگينی ميکند.
2- در چند سال اخير رسانههای مسلط سعی کردهاند جنگ را به يک بازی کامپيوتری و بيان تصويريِ آن در رسانهها فروبکاهند. يک نقطهی قرمز از صفحهی رادار هواپيماهای فوق پيشرفتهی ناتو شروع به چشمک زدن ميکند، و سپس يک انفجار به ظاهر کوچک. اين تصويری از جنگ است که رسانهها به مخاطبان خود تلقين ميکنند. اما واقعيت بسيار زشتر و خون آلودتر است. قطعاً اينجا فقط داستان انفجار يک نقطهی قرمز در رادار هواپيما نيست. داستان نابوديِ خانوادهای است که شايد سر سفرهی غذا در طرابلس نشسته باشند. يا سربازان خستهای که به اجبار در يک مرکز نظامی در بغداد نگهداری ميشوند، يا مدرسهای که کودکان يوگسلاوی در آن درس می خوانند و يا يک بازار محلی پر از زندگی و رفت و آمد در محلههای کابل .... يا هر چيز ديگری که تا چند لحظه قبل زندگی در آن جاری بوده است و اکنون تبديل به تلی از خاکستر شده است. اين واقعيت کثيف را بايد عريانتر از هميشه جلوی چشمان مخاطب قرار دهيم تا کراهت جنگ را نشان داده باشيم.
3- جنگ به هر بهانهای مذموم است. نه دموکراسی از دهانهی توپهای جنگی ائتلاف بر ضد عراق در آمد، نه حقوق بشر نشسته در جنگندههای ناتو بر فراز طرابلس به پرواز در آمد، نه آزادی با پيک موشکهای دوربرد آمريکا برای افغانها به ارمغان آمد. در اين شرايط با توجه به تجربههای گذشته، ما به هيچ عنوان و تحت هيچ عنوانی جنگ را نميپذيريم. آن هم در شرايطی که يک جنبش اجتماعی فراگير و ريشهای در سرتاسر جهان و منطقه و ايران در جريان است. دخالت نظامی تنها دست آويزی است برای حاکميتهای غير دموکراتيک تا بار ديگر از آب گل آلودِ جنگ ماهی بگيرند و با "بحرانی" اعلام کردنِ شرايط، بار ديگر به سرکوب هر چه شديدتر جنبشهای مردمی و خواستها و مطالبات به حق آنها بپردازند. تنها مقايسهای ساده بين تجربهی افغانستان و عراق، با تجربهی تونس و مصر ميتواند واقعيت را برای ما آشکار سازد.
4- ماهيت ذاتی جنبش مردم ايران در چند سال اخير بر اين اصل اساسی استوار بوده است که مردم درون ايران خواستار آن هستند تا سرنوشت خودشان را با دستان خود و در صحنهی عينی مبارزه تعيين کنند. آنها نميخواهند هيچ قدرت داخلی و خارجي قيمشان باشد و برای آنان و به جای آنان تصميم بگيرد. در نتيجه هرگونه دخالت خارجی خصوصاً از جنس نظامياش با اين ماهيت در تضاد بنيادين قرار دارد. تمام کسانی که به هر نام و در هر جايگاهی برای بمب افکنهای ناتو و آمريکا کف و سوت بکشند ديگر در کنار مردم ايران جايگاهی نخواهند داشت و بايد به صراحت به آنان گفت خط شما از خطِ منافع مردم جدا گشته است. آژيرهای قرمز جنگ را تنها کسانی به صدا در ميآورند که ميدانند در آيندهای که مردم ايران، بعد از پروسهی مبارزاتيشان و به توان و نيروی خود خواهند ساخت، هيچ جايگاهی نخواهند داشت. آری. تنها کسانی از جنگ استقبال ميکنند که به قدرت مردم برای تغيير سرنوشت خويش اميدی ندارند و حيات خود را در "بحران آفرينی" جستجو ميکنند.
5- با اين همه مردم ايران به طور قطع از همراهی و حمايتهای انسانهای صلح طلب، آزادی خواه و تحولگرا در سرتاسر جهان از وال استريت گرفته تا خيابانهای اروپا و کشورهای عربی استقبال ميکنند. مردم ايران خود را همراه و در کنار تمامی مردم آزاديخواه و برابريطلب دنيا ميدانند که برای ساختن "جهانی ديگر" تلاش ميکنند.
6- ما امضا کنندگان اين بيانيه بر اين باوريم که راه انداختن جنگ و دميدن بر آتش آن از طرف نظام سرمايهداری جهانی به سرکردگی ايالات متحده و حاميان داخلياش، فقط به ضرر جنبش اجتماعی و اصيل مردم ايران است. جنگ و شرايط بحرانيِ حاصل از آن نه تنها پايهی ديکتاتوريها را تضعيف نخواهد کرد، بلکه بهترين بهانه برای سرکوب اين جنبشهای اجتماعی و کنشگران آن و همچنين بستری برای به قدرت رسيدن نيروهای وابسته و غيردموکراتيکی است که حيات سياسی خود را در جنگ، بحران و سرکوب جستجو ميکنند.
امضاکنندگان بيانيه:
يونس آبسالان (نويسنده و کارگردان)، رضا اسد آبادی (روزنامه نگار)، امير عباس آذرم وند (فعال سياسی)، کمال اطهاری (اقتصاددان)، مهرنوش اعتمادی (فعال مدنی)، امير اميرقلی (فعال حقوق بشر)، مريم اميری (مترجم)، مريم اميری (فعال حقوق زنان)، محمد امينی (فعال سياسی)، شهلا انتصاری (فعال اجتماعی)، الناز انصاری (روزنامه نگار)، آيدا اورنگ (روزنامه نگار)، سولماز ايکدر(روزنامه نگار و فعال مدنی)، محمد جواد باستانی کيا (اقتصاد دان)، خسرو باقری (مترجم)، عماد برقعی (فعال دانشجويی)، منوچهر بصير (نويسنده و مترجم)، سيمين بهبهانی (شاعر)، سهند بنی کمالی (پژوهشگر)، نسيم بنيکمالی (فعال مدنی)، بابک پاکزاد (مترجم و روزنامه نگار)، هادی پاکزاد (نويسنده و روزنامه نگار)، محسن پريزاد (فعال اجتماعی)، ياشار پورخامنه (فعال اجتماعی)، هايده تابش (فعال مدنی)، علی رضا جباری (نويسنده و مترجم)، حميد جعفری (نويسنده و شاعر)، اسماعيل جليلوند (فعال دانشجويی)، پيمانه جمشيدی (نويسنده)، نزهت حافظی سمنانی (از مادران جان باختگان 67)، آيدين حلال زاده (فعال دانشجويی)، ناهيد خيرابی (روزنامه نگار)، مينو حبيبی (فعال حقوق کودک)، سعيد حسن زاده (فعال سياسی)، اختای حسينی (فعال مدنی)، وحيد حلاج (فعال دانشجويی)، مژگان حمزه لو (فعال مدنی)، مهين خديوی (ناشر و شاعر)، مزدک دانشور (روزنامه نگار)، روزبه درنشان (فعال اجتماعی)، ترانه راد (فعال اجتماعی)، پروانه راد (فعال اجتماعی)، فريبرز رئيس دانا (اقتصاددان)، کاوه رضايی شيراز (فعال مدنی)، صادق رضايی گيگلو( فعال دانشجويی)، زهره روحی (پژوهشگر)، گلناز روحی (فعال فرهنگی)، محمد علی رجايی (نويسنده و مترجم)، اردشير زارعی قنواتی (روزنامه نگار)، ناصر زرافشان (حقوقدان)، مريم زندی (فعال مدنی)، کاوه سرمست (اقتصاددان)، حسام سلامت (مترجم و ويراستار)، سعيد سلطانی (شاعر)، ميرجواد سيد حسينی (مترجم)، روحی شفيعی (نويسنده و مترجم)، صادق شکيب (فعال اجتماعی)، فواد شمس (روزنامه نگار)، پروانه شميرانی (فعال اجتماعی)، سعيد شيرزاد (فعال اجتماعی)، خسرو صادقی بروجنی (پژوهشگر)، سيد علی صالحی (شاعر)، مازيار صالحی (فعال اجتماعی)، وحيد صباغی (فعال مدنی)، پرويز صداقت (پژوهشگر و مترجم)، سيد محمد صدرالغروی ( پژوهشگر)، سيامک طاهری (روزنامه نگار)، کاظم طاهری (فعال اجتماعی)، مرتضی طاهری (اقتصاد دان)، مصطفی طاهری (فعال فرهنگی)، پويش عزيزالدين (فعال مدنی)، افشين عزيزی (عکاس)، ياسر عزيزی (فعال اجتماعی)، علی عطاپور(اقتصاد دان)، محمدعلی عمويی (فعال سياسی)، محمد غزنويان (فعال اجتماعی)، کاظم فرج اللهی (فعال کارگری)، آزاده فرقانی (مشاور اجتماعی)، ميلاد فدايى اصل (خبرنگار)، نيوشا فدايی (مدرس دانشگاه)، صادق فقيرزاده (فعال سياسی)، نوشين کشاورزنيا (فعال حقوق زنان)، کيميا کورس (فعال حقوق کودک)، روزبه گرجی بيانی (فعال اجتماعی)، محمد مالجو (اقتصاددان)، مريم محبوب (ويراستار)، مهدی محمودی (فعال سياسی)، سعيد مدنی (پژوهشگر اجتماعی)، سميرا مرادی (روزنامه نگار)، فرشيد مقدم سليمی (پژوهشگر اجتماعی)، منيژه منجم عراقی (نويسنده)، پژمان موسوی (روزنامه نگار)، وحيده مولوی (فعال حقوق زنان)، محترم ميرعبداله يانی (ناشر)، ناهيد ميرحاج (فعال زنان)، شيوا نظر آهاری (فعال مدنی)، ارشيا نوری (فعال اجتماعی)، امير نيما (فعال دانشجويی)، لعبت والا (شاعر)، الهام هومين فر (فعال مدنی)، امير يعقوبعلی (فعال مدنی)، احمد يوسف پور(فعال اجتماعی)، عنايت يوسف پور(فعال اجتماعی)، منور يوسف پور(فعال اجتماعی).
Antiwar2011@gmail.com این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید
۱۳۹۰ آبان ۲۷, جمعه
کوبیدن بر طبل جنگ، تقابل با جنبش مردم برای آزادی و برابری است!
کوبیدن بر طبل جنگ، تقابل با جنبش مردم برای آزادی و برابری است!
جمع شدن یک سلسله حوادث با اهمیت در سطح منطقه و جهان ، موجب تراکم ابرهای تهدید ات نظامی توسط اسرائیل ، آمریکا و متحدین اروپایی آن بر فراز کشور ما شده است.
به دنبال رویش بهارعربی و پیدائی و گسترش بحران انقلابی در تونس و مصر و سرنگونی بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر که هر دو از حکومتهای مطلوب غرب بحساب می آمدند واز برنامه اقتصادی نیو لیبرال مورد توصیه قدرت های بزرگ سرمایه پیروی میکردند و سرنگونی قذافی در لیبی که با کمک مداخله نظامی ناتو صورت گرفت ، تاکتیک های امریکا و متحدین اروپایی آن برای شکل دادن به خاورمیانه بزرگ دچار تحولات جدید شده است . جنبه مهمی از این تغییر تاکتیکی ، آمادگی غرب است برای مداخله فعال هم سیاسی و هم نظامی برای سوار شدن بر موج شورش های مردم این منطقه حساس به منظور مهار آن و منحرف کردنش برای ایجاد مدل های تازه سیاسی اما بر پایه همان نظام اقتصادی نیولیبرال سرمایه داری . درحال حاظر در امتداد مداخله برای شکل دادن به آینده مصر و تونس و لیبی و تلاش مداوم برای مهار بحران منطقه به سود غرب ، سوریه و ایران دو کانون ملتهبی هستند که آمریکا و متحدین آن فعالانه تحولات آن را دنبال میکنند . سوریه مدتی است که در شورش پردامنه فرو رفته و در ایران جنبش مردم همچون آتش زیر خاکستر در تب و تاب است. بنا براین در هر دو کشور زمینه های تحولات جدی فراهم است. تا آنجا که به ایران بر میگردد برنامه خروج عنقریب سربازان امریکایی از عراق نیز بنوبه خود موجب نگرانی امریکا از مداخله ایران در تحولات عراق شده است. علاوه بر این اسرائیل به عنوان متحد اصلی آمریکا در خاورمیانه که با نیروی نظامی قدرتمند و برخورداری از سلاح اتمی عامل مهم حفط موازنه قدرت د راین منطقه استراتژیک به نفع غرب است ، نگران از نتایج غیر قابل پیش بینی بهار عربی و هراس از دست یابی ایران به بمب اتمی ، در کنار آمریکا آماده ایفای نقش است. در چنین شرایطی است که زمزمه حمله نظامی اسرائیل به ایران بلند شده است و امریکا با اشاره به مدل لیبی از زبان خانم کلینتون برای پذیرش تقاضای اپوزیسیون حکومت اسلامی برای مداخله در ایران اعلام آمادگی میکند و در آمریکا با اشاره به برنامه هسته ای ایران تاکید میشود که گزینه نظامی در کنار گزینه دیپلماتیک روی میز است. هر چند اکثر ارزیابی ها احتمال مداخله نظامی اسرائیل و امریکا را با توجه به اینکه اسرائیل نیز بدون موافقت امریکا نمی تواند در این باره اقدامی کند در آینده نزدیک جدی نمیدانند ، اما در گام نخست گسترش و افزایش بیسابقه فشارها و اعمال تحریم های اقتصادی تازه درباره ایران ،پیگیرانه توسط آمریکا و متحدین آن دنبال میشود.
در جانب دیگر، حکومت اسلامی ایران نیز با دنبال کردن برنامه هسته ای و پرهیز از شفاف سازی این برنامه ها و پیشبرد اشکال دیگر نظامیگری ، آب به آسیاب سیاست های تجاوزطلبانه امریکا و متحدینش می ریزد و از سوی دیگر با برجسته کردن خطر حمله نظامی اسرائیل و امریکا ، فضای سیاسی داخل کشور را بیش از پیش امنیتی میکند و از آنجا که شکاف میان جناح های حکومتی و رشد بیسابقه بحران اقتصادی زمینه های مساعد فعال شدن جنبش های متنوع اجتماعی را فراهم میکند ، سعی میکند که به بهانه تهدید نظامی خارجی ، تیغ سرکوب را همچنان بر بالای سر جنبش آماده نگه دارد.
در شرایطی که هم سیاست های آمریکا و متحدین آن و هم سیاست های حکومت اسلامی ، موجب گسترش تحریمهای همه جانبه ایران میشود که قربانی اصلی آن اکثریت محروم مردم کشور هستند و با تقویت تدریجی گزینه نظامی ، کابوس تکرار مداخله نظامی چه از نوع عراق و چه از نوع لیبی در باره ایران جدی تر میشود ، جنبش مستقل مردم برای آزادی و برابری اجتماعی لازم است که هشیار وسنجیده راه پیشروی خود را از این مسیردشوار و پر خطر بپیماید.
از نظر سازمان ما تنها راه بستن گزینه مداخله نظامی یا تشدید سرکوب داخلی ، به میدان آمدن جنبش های متنوع اجتماعی در ایران و همراهی با جنبش های جهانی علیه جنگ و علیه سرمایه است که در شرایط بحران بیسابقه سرمایه جهانی رو به گسترش است. اگر جنبش اصلاح طلبی در ایران چه از هراس حرکت های ساختار شکنانه مردم وچه در فرار از مداخله نظامی خارجی ، به کنار حکومت کشانده میشود و بخش دیگری از اپوزیسیون که عمدتا در خارج کشور حضور دارد نیزاز سرنگونی حکومت اسلامی به شیوه خاص یعنی حتی به قیمت نابودی زیر ساخت های اساسی اقتصاد کشور در اثر مداخله وسیع نظامی و گسترش حاکمیت آمریکا و متحدینش در این منطقه استراتژیک استقبال میکند ، جنبش مردم ایران برای آزادی و برابری اجتماعی در همه عرصه ها راه سوم و مستقل را مپیماید و متحدین خود را در جنبش های مشابه در کشورهای منطقه و در جنبش های ضد سرمایه و طرفدار صلح و محیط زیست که در میدان خورشید اسپانیا و وال استریت نیویورک و صد ها شهر مشابه در کشورهای سرمایه داری جاری شده است جستجو میکند. این جنبش رهایی بخش ضمن مخالفت قاطع با برنامه ماجراجویانه هسته ای ایران و سایر طرح های میلیتاریستی حکومت اسلامی ایران اجازه نمیدهد که سردمداران امپراطوری جهانی سرمایه ریاکارانه زیر پوشش مهار تولید سلاح های کشتار جمعی یا دفاع ریاکارانه از حقوق بشر ، با مداخله نظامی وبا استفاده از مدرن ترین سلاح ها زیر ساخت اقتصاد کشورهای جهان سومی را تخریب کنند و مردم بی دفاع را قربانی سلطه طلبی بی مهار خود کنند.
گسترده باد مبارزه جهانی علیه سرمایه ،برای آزادی ،برابری ، صلح و محیط زیست !
سرنگون باد رٍژیم جمهوری اسلامی ایران !
زنده باد آزادی ! زنده باد سوسیالیسم !
کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )
20 آبان 1390 ــ 11 نوامبر 2011
چهرۀ جنگ. شهادت کوبندۀ یک سرباز قدیمی ارتش ایالات متحدۀ آمریکا

چهرۀ جنگ. شهادت کوبندۀ یک سرباز قدیمی ارتش ایالات متحدۀ آمریکا
گاهنامۀ هنر و مبارزه
17 نوامبر 2011
متن زیر از روی زیر نویس فرانسوی «سخنرانی سرباز قدیمی» ایالات متحده در یوتوب ترجمه شده است
حمید محوی
آدرس لینک در یوتوب
Le visage de la guerre. Témoignage percutant d'un ex-soldat.
چهرۀ جنگ. شهادت کوبندۀ یک سرباز قدیمی
http://www.youtube.com/watch?v=mvvu4-OTibY&feature=fvsr
من واقعا سعی کردم در انجام وظیفه ام افتخار کنم
ولی تمام چیزی را که احساس کردم شرمساری بود
نژاد پرستی نمی توانست بر واقعیت اشغال نقاب بزند
آن جا مردم بودند، انسان ها بودند
از آن به بعد، هر بار که مرد سالمندی را می دیدم احساس گناه در عالم درونی ام سنگینی می کرد، مثل همان پیر مردی که نمی توانست راه برود و ما او را روی «برانکارد» بیرون آوردیم، و بعد از پلیس عراق خواستیم که او را ببرند. از آن به بعد هر بار که مادری را در کنار فرزندانش می دیدم، و یا مثل آن زنی که وقتی او را از خانه اش بیرون می کشیدیم به شکل هیستریک زار می زد و با فریاد به ما می گفت که شما ها بدتر از صدام حسین هستید، و یا مثل آن زنی که بازویش را گرفته بودم و در خیابان به همراه خودم می بردم، انباشته از احساس گناه می شدم.
به ما گفته بودند که ما علیه تروریسم می جنگیم، ولی در واقع تروریست خود من بودم، و تروریسم واقعی همین اشغال بود.
از مدتها پیش، نژاد پرستی در داخل ارتش ابزار بسیار مهمی است. این نژاد پرستی تخریب و اشغال کشورهای دیگر را توجیه می کند. مدتهای مدید است که این نژاد پرستی به هدف توجیه کشتار، شکنجه و به زانو درآوردن ملت های دیگر به کار می رود. دولت از نژاد پرستی را به عنوان سلاحی ضروری به کار می برد. اهمیت نژاد پرستی به عنوان اسحله حتی بیشتر از یک مسلسل، یک تانک تهاجمی، یک هواپیماهای بمب افکن یا یک ناوشکن می باشد. نژادپرستی از گلولۀ توپ، موشک سنگر کوب، و پهپاد تاماهاک نیز مخرب تر است. با وجود این که این سلاح ها را دولت ساخته و در تصاحب خود دارد، بی آن که افرادی وجود داشته باشند که آنها را به کار ببرند، خطری نخواهد داشت. آنهایی که ما را به جنگ می فرستند، به روی ماشه فشار نمی آورند و یا خمپاره پرتاب نمی کنند. سر و کار آنها با ابزار جنگی نیست، کار آنها فروش جنگ است. آنها به مردمی احتیاج دارند که حاضر باشند فورا سربازانشان را به خطر بیاندازند. آنها به سربازانی نیازمند هستند که حاضر باشند بکشند و کشته شوند، بی آن که بپرسند چرا. آنها ممکن است میلیون ها برای ساخت یک بمب هزینه کنند، ولی این بمب وقتی واقعا اسلحه خواهد بود که صفوف نظامیان حاضر به خدمت باشند و به دستورات عمل کنند. آنها می توانند تا آخرین سرباز را به هر نقطه از جهان بفرستند. ولی تنها یک جنگ هست که سربازان می توانند در آن شرکت داشته باشند، و رهبران و ملیونرها نیز تنها طبقه ای هستند که می توانند از درد و رنج انسان ها بهره ببرند، یعنی کسانی که تنها هدفشان کسب ثروت و تسلط بر اقتصاد جهان است. باید دانست که قدرت آنها تنها بستگی به مهارتشان در متقاعد کردن ما دارد : که جنگ، اعمال زور و اسنثمار به نفع ما تمام می شود.
آنها می دانند که ثروت آنها بستگی به مهارتشان در متقاعد کردن طبقۀ کارگر دارد : که برای کنترل بازار کشورهای دیگر بمیرند. و مهارت آنها در این نکته نهفته است که به ما می باورانند که برتر هستیم.
سربازان، دریانوردان و ارتش دریایی هیج نفعی در اشغال کشورهای دیگر ندارند. اکثریت توده های عظیم مردمی که در ایالات متحده زندگی می کنند، هیچ نفعی در اشغال کشورهای دیگر ندارند. در واقع، ما تنها هیچ نفعی در این میان نداریم، بلکه این ما هستیم که باید درد و رنج آن را تحمل کنیم، و این ما هستیم که باید نزدیکانمان را از دست بدهیم و جانمان را فدا کنیم. خانواده های ما باید ناظر پیاده کردن تابوت هایی باشند که با پرچم پوشیده شده است. توده های میلیونی در این کشور به امکانات درمانی، و کار و آموزش دسترسی ندارند، ولی باید ناظر دولتی باشند که 450 میلیون دلار در روز برای اشغال کشورهای هزینه می کند. افراد فقیری که در این کشور کار می کنند، به کشورهای دیگر فرستاده می شوند تا مردم بینوای کشورهای دیگر را بکشند و در آن جا کار کنند تا ثروتمندان بیش از پیش ثروتمندتر شوند. بافاصله گرفتن از تمایلات نژاد پرستانه، سربازان پی خواهند برد که بیشتر با عراقی ها منافع مشترک دارند تا میلیونرهایی که آنها را به جنگ می فرستند. من در عراق خانواده ها را به خیابان انداختم، و به خانه ام برگشتم تا افراد دیگری را در این کشور به خیابان بیاندازم.
این یک تراژدی است، و برای دوران بحران اقتصادی ضروری نیست. ما باید بیدار شویم و دریابیم که دشمنان واقعی ما در کشورهای دوردست نیستند، و مردمانی نیستند که ما نه نام آنها را می دانیم و نه با فرهنگ آنها آشنایی داریم. دشمنان ما همانهایی هستند که ما به خوبی نامشان را می دانیم و می توانیم بازشناسی شان کنیم. دشمن سیستمی است که برای منافعش جنگ به پا می کند. دشمنان ما کارفرمایانی هستند که وقتی منافعشان ایجاب کند ما را اخراج می کنند. دشمنان ما شرکت های بیمه های درمانی هستند که وقتی به نفعشان نباشد، از معالجۀ ما خود داری می کنند. دشمنان ما بانک هایی هستند که وقتی منافعشان ایجاب کند، خانه های ما را مصادره می کنند. دشمنان ما در پنج هزار مایلی ما نیستند، آنها همین جا و در خانۀ ما هستند. و اگر ما متحد شویم، با برادران و خواهرامان می توانیم با تنها مبارزاتمان را سازماندهی کنیم. بر این اساس، ما می توانیم جلوی جنگ را بگیریم، دولت را متوقف کنیم، و می توانیم جهانی هتر بسازیم.
خطر ماجراجویی نظامی و عواقب وخیم آن برای منطقه و جنبش مردمی
خطر ماجراجویی نظامی و عواقب وخیم آن برای منطقه و جنبش مردمی
”رژیم حاکم بر ایران، با قابلیت هسته ای، که ثابت کرده است نسبت به خواست جامعه جهانی به کلی بی اعتنا است، تهدیدی واقعی به شمار می آید... با وجودی که ما می خواهیم که این موضوع را از طریق راه حل های مبتنی بر گفت و گو حل کنیم ... دولت بریتانیا هیچ گزینه ای را کنار نخواهد گذاشت..“
نیک کلگ، معاون نخست وزیر انگلستان
اخبار و تحلیل های منتشر شده در رسانه های جهان در هفته های اخیر نشانگر تشدید بحران و تنش سیاسی میان دولت آمریکا و کشورهای اروپایی با جمهوری اسلامی ایران است. اجلاس کشورهای ”گروه 20“ در شهر ”کان“ فرانسه و همچنین نشست اخیر کشورهای ” جامعه عرب“ در رابطه با تحولات سیاسی در سوریه هر دو به صحنه بحث های مهم در رابطه با آینده میهن مان تبدیل شدند. به موازات بحث های این دو نشست اظهارات تحریک آمیز سران دولت اسرائیل در رابطه با ضرورت اقدام نظامی بر ضد ایران و خطر حمله نظامی به تاسیسات اتمی کشورمان در صدر اخبار رسانه های بین المللی قرار گرفت.
گرچه در سال های اخیر معدود هفته ای بوده است که در آن شواهدی از درگیری های لفظی و تهدید های متداول بین ایالات متحده و متحد استراتژیک آن اسرائیل از یکسو و سران رژیم ولایت فقیه از سوی دیگر وجود نداشته است، اما نیروهای سیاسی میهن دوست و ترقی خواه کشور نمی توانند در قبال تهدیدهای جدی و گسترش یابنده دوره اخیر که در شرایط جدید منطقه ای و جهانی کنونی صورت می گیرند، بی تفاوت باشند.
علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با قبول تلویحی این تهدیدات هفته گذشته از این سخن گفت که جمهوری اسلامی خود را برای ”بدترین وضعیت“ آماده کرده است. فیروز آبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح رژیم نیز در سخنانی در این زمینه از جمله گفت: ”ما به عنوان دستگاه های نظامی تهدید را هر چند با احتمال کم و دور باشد، تهدید قطعی می دانیم...“. محافل صلح طلب جهان در روزهای اخیر نسبت به تحولات شدیداٌ اظهار نگرانی کرده اند. دولت چین روز14 آبان ماه (5 نوامبر) در موضع گیری پیرامون تحولات شتاب گیرنده منطقه مخالفت خود را با هرگونه عملیات نظامی بر ضد ایران اعلام کرد.
حزب توده ایران در سال های اخیر به دفعات اعلام کرده است که با هرگونه مداخله خارجی و ماجراجویی نظامی کشورهای امپریالیستی و نیروهای وابسته به آن در امور کشور ما، تحت هر عنوانی، شدیداٌ مخالف است و معتقد است که سرنوشت میهن ما و مبارزه برای تحقق آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی تنها به اراده و خواست خلق های میهن ما وابسته است.
حزب ما همچنین بار ها اعلام کرده است که سیاست خارجی نابخردانه و ماجراجویانه رژیم عملاٌ نه تنها میهن ما را در صحنه جهانی منزوی کرده بلکه شرایط مناسبی را برای کوشش های امپریالیسم و ارتجاع منطقه برای ایجاد یک اجماع بین المللی برای تهاجم نظامی به ایران فراهم آورده است. ما بار ها به تفصیل در باره اینکه چگونه دیپلماسی رژیم به دلیل ارتجاعی بودن و متناقض بودن آن سترون و بی اثر است افشاءگری کرده ایم. از سوی دیگر سیاست های سرکوبگرانه رژیم برضد نیروهای مردمی هرگونه امکانی را برای اینکه یک جنبش مردمی ضد تجاوز خارجی در داخل کشور پای بگیرد، را غیر ممکن کرده است. چگونه می توان تصور کرد که در حالیکه نیروهای ترقی خواه، اتحادیه های کارگری، جنبش های جوانان، دانشجویان و زنان در زیر تیغ سرکوب خشن رژیم قرار دارند، و نیروهای سرکوبگر و امنیتی رژیم نقش اصلی خود را ممانعت از تشکل و سازماندهی آنان قرار داده اند، در ایران یک جنبش پوینده توده ای برای دفاع از تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی کشور شکل خواهد گرفت؟ می بایست اذعان داشت که در چنین شرایطی است که کشورهای امپریالیستی نیر مترصدند تا با استفاده از امکانات مالی و تبلیغی خود ”آلترناتیو“ های دست نشانده از قماش ”کنگره ملی“ که احمد چلبی، مزدور سیا، 8 سال پیش در عراق پایه گذاری کرد، ایجاد کنند.
تحولات و دیپلماسی بین المللی معمولاٌ قانونمندی های خود را دارند و توازن قوای بین المللی و منطقه ای نقش بسیار مهمی در جهت گیری این تحولات بازی می کنند. نمونه تحولات لیبی، و درگیر شدن کشورهای ناتو در عملیات نظامی بر ضد این کشور، در حالی که دولت های بریتانیا و آمریکا روابط گسترده یی را با رژیم قذافی داشتند از تجربیات آموزنده ای است که باید به آن توجه کرد. تحولات سریع و رشد جنبش های آزادی خواهانه در تونس ومصر و در دیگر کشورهای خاورمیانه و احتمال ایجاد شرایطی که دیگر دولت های دیکتاتوری منطقه، که عمدتاٌ وابسته به امپریالیسم و مجری سیاست های آن هستند، سقوط کنند، ایالات متحده و کشورهای اتحادیه اروپا را به چاره جویی برای حفظ منافع غارتگرانه شان واداشت. اقدام نظامی از طریق عربستان سعودی و کشورهای ”شورای همکاری خلیج“ در بحرین، تشویق دولت اردن به انجام برخی اصلاحات سطحی و ناپایدار، و کوشش برای کنترل و تغییر سمت و سوی تحولات در مصر را باید در این راستا قلمداد کرد. عملکرد دولت های لیبی و سوریه در مقابله سرکوبگرانه و تحریک آمیز با جنبش های دموکراسی خواهانه در این کشورها، از سوی محافل امپریالیستی به مثابه بهانه ای برای مداخله جویی و در رابطه با لیبی به حمله نظامی همه جانبه به این کشور منجر شد که برای بیش از 7 ماه متوالی ادامه یافت. سقوط دولت دیکتاتوری معمر قذافی توسط نیروهای وابسته به پیمان ناتو، در آبان ماه سال جاری در شرایط موجود خاورمیانه، الگوی رفتار متفاوتی از ماجراجویی نظامی-سیاسی کشورهای امپریالیستی (الگویی متفاوت از لشکر کشی گسترده و اشغال کشورهای منطقه یعنی همان سیاستی که در افغانستان و عراق دنبال شد) را به نمایش گذاشت.
به نظر می رسد که پس از گذشت هشت سال از تهاجم جنایتکارانه امپریالیسم به عراق بار دیگر سیاست ”تغییر رژیم“ تحت لوای اجرای قوانین بین المللی در دستور کار ایالات متحده و هم پیمانان اروپایی آن قرار گرفته است.
باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، در جریان کنفرانس مطبوعاتی در شروع اجلاس ”گروه 20“ کشور که در روزهای 3 و 4 نوامبر در شهر ”کان“ در فرانسه و با حضور نیکلای سارکوزی، همتای فرانسوی اش، برگزار شد از ضرورت تشدید فشار های بین المللی بر جمهوری اسلامی در رابطه با برنامه هسته ای آن سخن گفت. مطمئناٌ این امر را نمی توان تصادفی دانست آنهم در شرایطی که بحران همه جانبه اقتصادی اتحادیه اروپا را فرا گرفته است. این موضع گیری اوباما در ادامه موضعگیری های شدیداٌ تهدید آمیز هفته های اخیر دیوید کامرون، نخست وزیر، و ویلیام هیگ، وزیر خارجه انگلستان، در رابطه با ایران است. نیک کلگ، معاون نخست وزیر انگلستان، نیز در زمینه ”خطر ایران“ از جمله گفت: ”رژیم حاکم بر ایران با قابلیت هسته ای، که ثابت کرده است نسبت به خواست جامعه جهانی به کلی بی اعتنا است، تهدیدی واقعی به شمار می آید... با وجودی که ما می خواهیم که این موضوع را از طریق راه حل های مبتنی بر گفت و گو حل کنیم ... دولت بریتانیا هیچ گزینه ای را کنار نخواهد گذاشت“.
روزنامه گاردین نیز هفته پیش از برنامه های وزارت دفاع بریتانیا در پشتیبانی از عملیات نظامی هوایی- موشکی آمریکا در داخل خاک ایران پرده برداشت. تماس ها و ملاقات های رسمی های محافل سیاسی و نظامی انگلستان و اسرائیل (از جمله رئیس ستاد ارتش بریتانیا و وزیر دفاع اسرائیل) در هفته های اخیر را نمی توان از نظر دور داشت. از سوی دیگر کوشش های دیگری از طرف کشورهای مرتجع عربی در جریان است که به نوعی ایران را به مثابه هدف بعدی تهاجم و سیاست های براندازانه کشورهای امپریالیستی قرار دهد.
عربستان سعودی و قطر به مثابه صحنه گردانان این بحث ها سعی کرده اند که رئیس جمهور سوریه را به جدا کردن سرنوشت خود از آینده رژیم ولایت فقیه مجاب نمایند. به گزارش مطبوعات و رسانه های منطقه خاورمیانه این کوشش ها با موفقیت هائی روبرو بوده است. هر دوی این کشور ها که در رابطه با تحولات ماه های اخیر در بحرین و لیبی برای توجیه سیاست های مداخله گرانه امپریالیسم بطور فعال عمل کرده اند در رابطه با جمهوری اسلامی مواضع خصمانه ای داشته اند. به گزارش روزنامه القدس العربی کشورهای عربی تضمین کرده اند که مخارج عملیات نظامی بر ضد ایران را از محل ذخیره های ارزی خود که بالغ بر 2/5 تریلیون دلار می باشد، بپردازند.
موضع نیروهای سیاسی میهن دوست، دموکراتیک و ترقی خواه در رابطه با تحولات کنونی ایران و منطقه کاملاٌ روشن است. ما صلح طلبیم و با هرگونه اقدام نظامی از سوی کشورهای امپریالیستی و متحدان استراتژیک آن ها بر ضد ایران قویاٌ مخالفیم. ما معتقدیم که چنین اقدامی بر ضد منافع مردم میهن مان و در راستای توجیه سیاست های سرکوبگرانه رژیم حاکم خواهد بود.
همانگونه که در سال های اخیر به کرات اعلام کرده ایم حزب توده ایران، همراه با نیروهای مترقی و میهن دوست کشور، ضمن مخالفت قاطع با تحریم های امپریالیستی و مداخله خارجی به هر شکل، سیاست های نیرو های تمامیت خواه در دولت ضد ملی احمدی نژاد، بیت رهبری، و سپاه پاسداران را در راستای دامن زدن به تنش ها و ایجاد توجیه برای سیاست های امپریالیستی تشدید تحریم های ویرانگر و حتی حمله نظامی به کشور ارزیابی می کند.
حزب ما تاکید می کند که، مبارزه با استبداد و دیکتاتوری جدا از مبارزه برای دفاع از صلح و برای تامین منافع ملی، حقوق راستین مردم ایران، و تامین حاکمیت ملی و استقلال کشور نیست.
رژیم واپس گرای ولایت فقیه و امپریالیسم جهانی هر دو به لحاظ ماهیت در تقابل بنیادی با منافع، حقوق و خواسته های جنبش مردمی میهن ما قرار دارند. استبداد حاکم همچنانکه در حوادث پس از کودتای انتخاباتی 88 نشان داد با سیاست و برنامه های خود از عامل های اصلی افزایش خطر مداخله امپریالیستی و مورد تهدید قرار گرفتن منافع ملی ایران است.
جنبش مردمی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی، تامین حق حاکمیت مردم تضمین استقلال ملی در تقابل و رویارویی با دو عامل عمده مخالف تحول و پیشرفت اجتماعی ایران یعنی استبداد و امپریالیسم قرار دارد.
به نقل از نامه مردم، شماره 881، 16 آبان ماه 1390
اصول ما:

اصول ما:
جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران با سابقه ای بیش از سه سال فعالیت در مونیخ، بر این نظر است که باید برای اعتراض موثر و فراگیر علیه تجاوز به میهنمان و تحریم اقتصادی مردم ایران بپاخاست.
این جبهه باید طیف گسترده ای از مخالفین تجاوز به ایران و تحریم اقتصادی مردم کشورمان را در برگیرد تا با اقدامات افشاءگرانه و بسیج کننده خویش، نقشی بازدارنده در این روند ایفاء کند. این جبهه در عین حال نقش آگاه گرانه ای در افشاء همدستان ایرانی تجاوزگران به ایران ایفاء خواهد کرد.
هر فعال سیاسی و اجتماعی ایرانی، هر فرد یا شخصیت ایرانی، هر گروه و سازمان و حزب سیاسی که در اساس سخنانش مخالف تجاوز به ایران و مخالف تحریم مردم ایران و گرسنگی دادن به آنهاست می تواند بر اساسهای زیرین با این جبهه همکاری کند و نظریاتش را برای درج و انتشار برای ما ارسال دارد.
1- مبارزه بر ضد تجاوز و بر ضد تحریم اقتصادی در همه اشکال آن از جانب امپریالیسم و صهیونیسم و نوکران آنها در منطقه.
2- اعتقاد به این اصل که سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی که رژیمی استبدادی و مذهبی است، تنها و تنها وظیفه مردم ایران است و نه امپریالیستهای استعمارگر که خود را ژاندارم جهان می دانند.
3- حمایت از مبارزه مردم ایران برای تحقق دموکراسی، آزادی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر.
فعالیت این جبهه شامل کار افشاءگرانه میان ایرانیان و خارجیان است. در کنار پخش اطلاعیه به زبانهای فارسی و آلمانی نشستهای افشاءگرانه و جلسات سخنرانی برگزار می گردد. در کنار این تبلیغات، این جبهه به تظاهرات و نمایشات خیابانی دست خواهد زد.
جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی ایران در مونیخ
15/11/2011
آدرس تماس: bijan.n79@gmail.com
جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران jenhezedetajavoz.blogspot.com
۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه
اتحادِ گسترده و آلترناتیو فراگیر می تواند از فاجعه حمله نظامیِ قدرتهای خارجی به ایران جلوگیری کند

اتحادِ گسترده و آلترناتیو فراگیر می تواند از فاجعه حمله نظامیِ قدرتهای خارجی به ایران جلوگیری کند
.به دست Amrollah Ibrahimi در در تاریخ پنجشنبه, اکتبر 27, 2011 و ساعت 07:02 بعد از ظهر.هدف ما از سرنگونی رژیم، تسخیر قدرت نیست بلکه رسیدن به آزادی ، دمکراسی و عدالت اجتماعی است.
متأسفانه بعضی از هموطنان ما فقط « سرنگونی رژیم » را هدف قرار داده اند و نفرت آنها نسبت به جانیان حاکم بر ایران سبب گشته که از عواقب سقوط رژیم با شیوه ای که در کشورهای افغانستان ، عراق و لیبی بکار گرفته شده ، غافل باشند! پر واضح است وقتی سرنگونی رژیم و تسخیر قدرت هدف باشد، گروهی حاضرند برای رسیدن به این هدف با هر اهریمنی هم پیمان شوند اما کسانی که برای آزادی ، دمکراسی و عدالت اجتماعی مبارزه می کنند به این نکته واقفند که اگر بخواهیم رژیم جهل و جنایت حاکم بر ایران با شیوه افغانستان ، عراق و لیبی ساقط شود ، نه تنها به هدف مان نمی رسیم بلکه از چاله به چاهی می افتیم که بیرون آمدن از آن کاری بغایت سخت تر از شرایط کنونی است. به وضوح می بینیم که هنوز در کشورهای افغانستان و عراق که دولتهای شان قریب به ده سال قبل از لیبی ساقط شده اند ، از دمکراسی ، استقلال و آزادی خبری نیست و شاید هم نخواهد بود. تنها چیزی که نصیب مردم محروم و دیکتاتور زده این کشورها شده ، دلهره و نا امنی ، زجر مضاعف ، ویرانی ، هزینه های کلانی که حتی نسلهای بعدی هم باید به قدرت های خارجی بپردازند و چندین برابر کشته هایی است که در دوران دیکتاتوری متحمل شده بودند. تعداد کشته شده های حمله « ناجی » های خارجی به افغانستان و عراق هر کدام از میلیون هم تجاوز می کند و در کشور کم جمعیت لیبی تا کنون ده ها هزار نفر کشته شده اند. طبعاَ اگر چنین اتفاقی در ایران بیفتد حداقل تلفات جانی یازده برابر لیبی است چرا که ایران بیش از یازده برابر لیبی جمعیت دارد و چه بسا نوع زندگی و تفکّر در ایران هم موجب تلفات خیلی بیشتر از سه کشور نامبرده گردد.
* آنچه که موجب تداوم بقای این رژیم جهل و جنایت شده نه قدرت و توانمندي آنها بلكه ضعف و تشتّت گسترده ماست ! راهپیمایی های میلیونی بعد از جریان موسوم به انتخابات نشان داد که فقدان یک آلترناتیو فراگیر سیاسی بعنوان بزرگترین حلقه مفقوده بیش از هر زمان دیگر نیاز و لازمه شرایط کنونی است. البته آلترناتیوی که علاوه بر داشتن تصویر روشن از فردا ، مورد اعتماد مردم باشد. پس تنها « ناجی » ایران و ایرانی و تضمین کننده دمکراسی ، استقلال ، آزادی و عدالت اجتماعی یک ائتلاف گسترده ، ایجاد فضای همکاری و ارتباط سالم میان جریانهای مختلف اپوزیسیونِ رژیم جهل و جنایت حاکم بر ایران است. در این راستا باید همه ایرانیان آزادیخواه اعم از گروهها ، شخصیت های سیاسی و فرهنگی، دانش آموزان و دانشجویان ، کارگران و .... از انفعال چندین ساله ، بی ابتکاری ، چشم دوختن به یک گروه و یا مجموعه واحد ، افراط در وسواس و تفریط در خوشبینی بیرون آمده و به دور از برخوردهای عکس العملی ، انتقادهای غیر سازنده ، کنش های هیستریک ، دور زدن و گاف گیری از گذشته های دور همدیگر، با کسانی مبارزه کنند که در حال حاضر بر کشورمان حاکمند. هر گروه مخالفِ باند حاکم باید گروه دیگر را همراه و مکمل خویش به پندارد و به این بی اندیشد که میان ما « دریای خون » نیست ! میان ما حقیقتی است که کتمان می شود ، واقعیتی که استتار می گردد و همه ما فریادی داریم که توسط دشمن مشترک سرکوب می شود ، حق و حقوقی داریم که ناجوانمردانه زیر پا قرار می گیرد و فقط با هم و در کنار هم می توانیم به هدف مان برسیم.
نمی خواهم بگویم تا کنون مبارزه ای نبوده و الان هم نیست، می خواهم علت بار ندادن سه دهه مبارزه پر هزینه را بگویم. مبارزه ای بوده و هست. مبارزان از جان گذشته هم بی شمار بودند و هستند ولی مشکل در نگرش قبیله ای ماست. باید مرزبندی هایمان را تغییر دهیم . در اردوگاه آزادی هزاران قبیله می توانند کنار هم قرار گیرند همانا در اردوگاه اختناق هم اینگونه است. تا سقف ذهنی مان را بالا نبریم و در مدار کیفی تری سقف نزنیم ، همچنان همان راه سی و دو سال گذشته را می پیمائیم و حاصل کاری جز آب به آسیاب دشمنان ریختن نداریم. باید در شعار و عمل ثابت کنیم که هر کسی سد راه ما برای رسیدن به آزادی نباشد ، با ما و در کنار ماست. آری فقط در این صورت است که می توانیم بر دشمن ایران و ایرانی فائق آئیم.