۱۳۹۲ فروردین ۸, پنجشنبه




گاهنامۀ هنر و مبارزه
28 مارس 2013

در اسرائیل، اوباما در حالی که جنگ را تدارک می بیند
از «صلح» حرف زده است

نوشتۀ بیل وون اوکن
مرکز مطالعات جهانی سازی، 25 مارس 2013
منطقه: خاورمیانه و آفریقای شمالی
تحلیل : عراق، ایران، فلسطین
ترجمه توسط حمید محوی


در سخنرانی که پنجشنبه 22 مارس در اورشلیم ایراد کرد، اوباما منافع آمریکا را به شکل غیر مشروط همگام با منافع اسرائیل دانست و تهدیدات جنگی اش را که پیش از این علیه سوریه و ایران اعلام کرده بود، برای چندمین بار تکرار کرد.
این سخنرانی که مقابل چند صد دانشجو ایراد شد، نیّت روشنی داشت تا پشتیبانی دائمی واشینگتن را برای به اصطلاح «روند صلح» نشان دهد، یعنی پانتومیم بی جانی که طی دهه ها تنها در خدمت ستم به مردم فلسطین بوده و برای ارتقاء اهداف آمریکا در مابقی جهان عرب تدارک دیده شده بود.
دولت آمریکا این جمع دانشجو را به پارلمان اسرائیل ترجیح داد، زیرا بیم آن داشت که اوباما مورد اعتراض عناصر صهیونیست راست افراطی قرار گیرد که در دولت نخست وزیر بنیامین نتانیاهو در قدرت می باشند.
پیش از سخنرانی اش در اورشلیم، اوباما سفر کوتاهی به رام الله در کرانۀ باختری رود اردن داشت، در آنجا مصاحبۀ مطبوعاتی مشترکی با مقام عالی فلسطینی، محمود عباس برگزار کرد.
چند صد نفر برای افشای این ملاقات به خیابان های رام الله آمدند ولی توسط یک فالانژ از پلیس های فلسطینی در حاشیه متوقف شدند. در رویاروئی با پلیس، تظاهر کنندگان شعارهائی علیه عباس را فریاد می زدند : «سرنگون باد رژیم نظامی».
اوباما با طرح مسائل بی اهمیت دربارۀ گسترش بیش از پیش سریع مهاجران صهیونیست در غزۀ اشغالی که «سازنده نیست»، خواستی را که سال 2009 مبنی بر متوقف ساختن سکنا گزینی مهاجران یهودی بود، تکرار نکرد. بر عکس، از دولت فلسطینی و محمود عباس با تأکید خواست که از توقف فعالیت سکنا گزینی قطع نظر کنند.
اوباما چنین اظهار داشت که سیاست در اسرائیل «پیچیده » است و استقرار مهاجران یهودی «مسئله ای نبوده که بتواند فورا حل شود». او فلسطینی ها را بخاطر شیوۀ فکریشان سرزنش کرد که بر این باور  هستند که «ما تنها وقتی می توانیم مذاکرۀ مستقیم داشته باشیم که تمام مسائل حل شده باشد، در این صورت نیازی به مذاکره نخواهد بود».
در واقع، به اصطلاح «راه حل دو دولت» به نامۀ مرده ای تبدیل شد، اسکان گزینی مهاجران صهیونیست با بلعیدن نزدیک به نیمی از سرزمین اشغال شده توسط اسرائیل در جنگ 1967، که می بایستی به شکلی که می گفتند، به سرزمین دولت کوچک فلسطینی تبدیل شود. در حال حاضر 560000 اسرائیلی در آنجا زندگی می کنند، یعنی 60000 نفر بیشتر از زمانی که اوباما به ریاست جمهوری برگزیده شد.
نیویورک تایمز پرونده ای منتشر کرد که «نکات مرتبط به گفتگوی» دولت فلسطینی برای ملاقات با اوباما را به شکل خلاصه مطرح کرده و نشان می دهد که عباس و گروه ثروتمند و تبهکاری که او نمایندگی آنها را به عهده دارد بیش از پیش به خواست های  ایالات متحده و اسرائیل سر تعظیم فرود می آورند.
این پرونده توافقی را پیشنهاد می کند که بر اساس آن نتانیاهو می تواند »در رابطه با شما به شکل سرّی متعهد شود که طی دوران مذاکرات از استقرار مهاجران یهودی جلوگیری کند
همان اندازه رسانه های اسرائیلی که اقتدار فلسطینی در جبهۀمحمود عباس سخنرانی اوباما در مقابل دانشجویان را به عنوان پر شورترین انطباق با ایدئولوژی صهیونیسم بیش از هر رئیس جمهور دیگری در تاریخ ایالات متحده ترسیم کردند. یکی از از روزنامه های اسرائیلی حتی از اوباما خواسته است که به اسرائیل مهاجرت کند و نامزد ریاست جمهوری شود.
اوباما ابتدا روی حق بی قید و شرط اسرائیل در تأمین امنیت خود تأکید کرد – اگر چه چنین گزینشی برای امنیت فلسطینیان در کرانۀ باختری رود اردن و غزه، یا برای کشورهای نزدیک مانند لبنان به رسمیت شناخته نشده که دائما در معرض حمله و بمباران اسرائیل قراردارند. علت این است که نه این کشورها بلکه  اسرائیل است  که به عنوان پایگاه برای عملیات ضد انقلابی و نئو استعماری ایالات متحده در منطقه به خدمت گرفته می شود.
اوباما با افتخار گفت : «مناسبات امنیتی بین ایالات متحده و اسرائیل هرگز تا این اندازه قوی نبوده است : به این معنا که رزم آیش بیشتر برای ارتش های ما و مراودات بیشتر بین مسئولان سیاسی، نظامی و اطلاعاتی که در گذشته هرگز تا این اندازه نبوده، برنامۀ گسترده تر برای کمک به شما برای حفظ برتری نظامی از دیدگاه کیفی». او اعلام کرد که گفتگوهائی انجام گرفته و بر اساس آن برنامۀ کمک های نظامی آمریکا به اسرائیل تا یک دهه افزایش یافته و سالانه  مشمول میلیارد ها دلار کمک به ارتش اسرائیل می شود.
اوباما تهدیدات نظامی اش را علیه سوریه تکرار کرد، با آگاهی به این امر که روز گذشته در دیدار مختصری با نتانیاهو همین مطالب را مطرح کرده بود. و چنین گفت اوباما : «ما کاربرد سلاح شیمیائی علیه مردم سوریه و ارسال اسحه برای تروریست ها را تحمل نخواهیم کرد». «جهان  به شما نگاه می کند و ما شما را مسئول می دانیم»
مدارک بسیاری در دست هست و نشان می دهد که سلاح های شیمیائی به کاربرده شده روز سه شنبه 19 مارس، با بر جا گذاشتن دست کم 30 کشته در منطقۀ تحت حفاظت نیروهای دولت در نزدیکی شهر حلب، مرتبط به عملیات «تروریست ها» بوده است _ یعنی همانهائی که ایالات متحده و هم پیمانانش از آنها در جنگ برای تغییر رژیم پشتیبانی می کنند. ولی رئیس جمهور آمریکا از این نیروهای القاعده حرف نمی زد، بلکه به طریق اولی از جنبش توده های شیعه مذهب حزب الله یاد می کرد که در دولت لبنان از نیروی انکارناپذیری برخوردار است. اوباما برآن است که تمام دولت های خارجی با واشینگتن متحد شوند تا از این سازمان به عنوان «سازمان تروریستی» جلوگیری به عمل آید.
اوباما تهدیداتش را دوباره علیه ایران و برنامۀ هسته ای این کشور با جدیت بیشتر به تکرار اعلام کرد، و مشخصا گفت که اگر چه واشینگتن در جستجوی کسب تبعیت تهران از طریق دیپلماتیک می باشد، با این وجود «وقت نامحدود نیست».
و اضاف کرد که : «به تمام جهان اعلام کرده ام که تمام گزینش ها روی میز است تا ما به اهداف خودمان جامۀ بپوشانیم». آمریکا برای جلوگیری از ایران برای دستیابی به سلاح هسته آنچه را که باید، انجام خواهد داد
بخش مهمی از بقیۀ سخنرانی او به فراخون برای بازگشت به مذاکرات «روند صلح» و «راه حل ایجاد دو دولت» اختصاص داشت. اوباما تأکید داشت که هر توافقی باید مشروط به بازشناسی «دولت یهودی» توسط فلسطینیان باشد، یعنی تعریفی که برای غیر یهودیان محدودیت هائی به وجود آورده و بیشتر قوانینی نزدیک به آپارتاید را تقویت می کند، حتی برای گروه های متعدد فلسطینی که در درون خود اسرائیل به سر می برند، مضافا بر اینکه هر گونه حق بازگشت فلسطینی ها را نیز از بین می برد.
اگر رسانه ها از این شیوۀ بیان صلح جویانه با صفاتی مانند «شجاعانه» به تجلیل استقبال کردند، ولی سیاستمداران صهیونیست راستگرا در دولت نتانیاهو، این نوع کنایات اوباما را با پشت دست کنار زدند.
نتانیاهو از سخنرانی و «پشتیبانی تمام عیار» او «از اسرائیل» سپاسگذاری کرد. وزیر جدید امور اقتصادی و تجاری، نفتالی بنت با احتیاط از سخنرانی اوباما در مورد اشغال کرانۀ باختری رود اردن توسط اسرائیل یاد کرد و گفت : «هیچ ملتی نمی تواند به عنوان اشغالگر سرزمین خودش تلقی شود».
دانی آیالون، معاون وزیر امور خارجۀ اسبق، متعلق به جریان راست و ملی گرای اسرائیل گفت که سخنرانی او «مشکلی ایجاد نکرد» چون که هیچ پیشنهاد مشخصی برای به اصطلاح مذاکرات صلح مطرح نکرد.
اورشلیم-پست گمانه زنی کرده است که مطالب ایراد شده در مورد از سر گیری «روند صلح» تنها خاک پاشیدن به چشم بود که اهداف اصلی سفر اوباما را همراهی می کرد، یعنی تشدید تهدید جنگ علیه ایران.
این روزنامه می نویسد : «طی سال ها بحث به این موضوع اختصاص داشت که ایالات متحده در رابطه با مسئلۀ ایران مانع اسرائیل می شود»، «در واقع، پیش از بازدید اوباما گمانی زنی ها بر این اساس بود که گوئی اوباما می خواهد چراغ قرمز بزرگی را برای نتانیاهو روشن کند...با این وجود رسما دیدیم که پیغام اوباما حاوی جلوگیری از اسرائیل نبود. در واقع، خلاف آنچه انتظار داشتیم روی داد – و این کلمات را ایرانی ها نیز شنیدند
طی کنفرانس مطبوعاتی، چهارشنبه 20 مارس، اوباما حق یکجانبۀ اسرائیل در حمله به ایران را به رسمیت شناخت، و گفت : «هر کشوری وقتی که موضوع به تصمیم های مهمی مثل حرکت نظامی مرتبط می شود باید تصمیم های خاص خود را بگیرد، و اسرائیل نسبت به ایالات متحده در وضعیت متفاوتی قرار دارد
اورشلیم- پست نتیجه می گیرد : «اوباما آرزو می کند که با ایران کار به این مرحله نیانجامد، و آرزو می کند که ایرانی ها عقب نشینی کنند. ولی ایرانی ها چنین کاری نخواهند کرد، پرچم تهدید نظامی معتبری که نتانیاهو می خواهد به احتزاز درآورد در کنار فشارهای اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک که پیش از این علیه ایران به اجرا درآمده، چیزی بجز تصمیم اسرائیل نیست. ایران و جامعۀ بین الملل مطلع شده اند
ده سال پس از تهاجم به عراق، امپریالیسم آمریکا جنگ دیگری را علیه ایران بنیانگذاری می کند که مساحت و جمعیت آن سه برابر بیشتری از عراق است. ولی انگیزه ها همان است که بود، تسلط بر حیاتی ترین مناطق جهان از دیدگاه جغرافیای سیاسی و منابع انرژی.
هر گونه حملۀ به ایران از سوی اسرائیل فورا موجب مداخلۀ ایالات متحده خواهد شد. با توافق رسمی با «حق» اسرائیل در گزینش چنین حمله ای، اوباما ساز و کاری را راه انداز ی کرده است که به جنگ می انجامد.

Bill Van Auken
Article original, WSWS, publié le 22 mars 2013

منبع :





گاهنامۀ هنر و مبارزه
27 مارس 2013

دستانتان از سوریه کوتاه!
نوشتۀ بیل وون اوکن
مرکز مطالعات جهانی سازی، 26 مارس 2013
منطقه:خاورمیانه و آفریقای شمالی
مضمون :جنگ ایالات متحده – ناتو
تحلیل : سوریه

ترجمه توسط حمید محوی

چهارشنبه 21 مارس، وقتی رئیس جمهور آمریکا بارک اوباما برای ملاقات دو روزه به اسرائیل رفت، علیه سوریه و ایران تهدیدات خصمانه ای ایراد کرد. این ملاقات که آشکارا خصوصیت یک شورای جنگی اسرائیل_و_آمریکا را داشت، نشان داد که ده سال پس از تهاجم به عراق، امپریالیسم آمریکا در حال نقشه کشی برای جنایات بازهم عظیمتری در خاورمیانه است.
رئیس جمهور دموکرات به رژیم سوریۀ بشار الاسد اعتراض کرد که او را «مسئول کاربرد سلاح شیمیائی یا مسلح ساختن تروریست ها به چنین سلاحی» دانسته و اضافه کرد که اگر مدرکی مبنی بر استفاد ه از چنین سلاحی وجود داشته باشد، «قاعدۀ بازی تغییر خواهد کرد».
در مورد ایران، اوباما خطابۀ قدیمی خود را تکرار کرد که «از دسترسی این کشو ربه سلاح اتمی جلوگیری می کند» و «تمام گزینش ها روی میز است» و به انضمام باز شناسی «حق» اسرائیل برای واکنش یکجانبه علیه ایران. و اضافه کرد که روی موضوع ایران بین ایالات متحده و اسرائیل «تفاوتی زیادی وجود ندارد».
تکیه کلام های اوباما در حالی روی امواج رسانه ها منتشر می شود، که تنها یک روز از دهمین سالگرد حملۀ ایالات متحده به عراق می گذرد. هیچ سخنرانی و یا مراسمی توسط دولت اوباما یا کنگرۀ آمریکا به مناسبت آغاز جنگ برگزار نشد. یعنی جنگی  که یک میلیون و نیم سرباز آمریکائی برای آن بسیج شدند و نزدیک به 4500 نفر از آنها کشته و صدها هزار نفر دیگر دچار جراحات جسمی و یا روانی شدند(1).
در چنین وضعیتی، سکوت نشانۀ احساس گناه است. هر دو حزب سیاسی، تمام وزرای دولت، رسانه ها و گروه های بزرگ آمریکائی مستقیما در تبانی با آن بودند که از این پس بی هیچ تردیدی و  بی هیچ ابهامی بزرگترین جنایت جنگی قرن بیست و یکم نام دارد : یعنی جنگی که در نبود تحریک بر اساس دروغ علیه کشوری اعلام شد که تقریبا بی دفاع بود و به بهای جان بیش از یک میلیون نفر تمام شد، و کشوری کاملا ویران شده پشت سر خود بر جای نهاد(2).
حالا هیئت رهبری آمریکا علی رغم مخالفت های وسیع، برای بر پا کردن جنگ ویرانگر تری اصرار می ورزند. بهانه های شناخته شده و بی اعتبار مرتبط به «سلاح کشتار جمعی»، تروریسم و ارتقاء و گسترش «دموکراسی» دائما تکرار می شود _ ولی این بار برای توجیه جنگ علیه سوریه.
در کنگره، برای بر پا کردن جنگ جدید در خاورمیانه سیل فراخوان جاری شده است. امیرال جیمز استاویریس، فرماندۀ متفقین در اروپا روز سه شنبه مقابل کمیسیون نیروهای نظامی در سنا حضور به هم رساند تا دربارۀ موضوع برنامه ریزی پیش رفته توسط ناتو برای مداخله در سوریه سخنرانی کند : «ما طیف متنوعی از عملیات را به شکل گسترده در دست بررسی داریم و در صورتی که از ما بخواهند به همان شکلی که در لیبی عمل کردیم، آماده هستیم»
به گفتۀ استاویریس، ایجاد «منطقۀ ممنوعۀ پرواز»  به شکل جدی در دست بررسی می باشد.فراخوان به نفع ایجاد منطقۀ ممنوعۀ پرواز در لیبی، توسط شورای امنیت در سازمان ملل متحد طی مارس 2011  به تصویب رسید و آغازی بود برای بمباران توسط ایالت متحده و ناتو و متعاقبا راه اندازی جنگی که تعویض رژیم را در برنامۀ خود داشت.
رئیس این کمیسیون سناتور کارل لوین (دموکرات از میشیگان)، هدایت جلسه با حضور استاویراس را به عهده داشت. روز گذشته، مقابل شورا، دربارۀ مناسبات خارجی مطالبی ایراد کرده بود و ایجاد «منطقۀ ممنوعۀ پرواز را در طول نوار مرزی ترکیه و سوریه» و استفاده از نیروی نظامی «برای حمله به بخشی از دفاع هوائی سوریه و نیروی هوائی سوریه» را درخواست کرد.
قطعنامه ها به اتاق نمایندگان و در عین حال به سنا تسلیم شد و در آن درخواست شده بود که تجهیزات نظامی و آموزش «شورشیان» برای سرنگون سازی اسد که از پشتیبانی غرب برخوردار هستند افزایش یابد.
بین این مدت، ظاهرا کاربرد سلاح های شیمیائی که روز سه شنبه 19 مارس به مرگ بیش از 30 سوری انجامید موجب شد که در کاپیتول هیل (مرکز کنگره) درخواست های جدیدی برای مداخلۀ مستقیم آمریکا مطرح گردد.
دولت سوریه مبارزان با پشتیبانی غرب موشکهائی با کلاهک شیمیائی پرتاب کرده اند. روشن است که موشک به یک روستا در خارج از شهر حلب که تحت حفاظت دولت سوریه بوده اصابت کرده است. منابع مخالفان رژیم گفته اند که غالب قربانیان از بین سربازان دولت سوریه بوده اند ولی منابع دولت سوریه اعلام کرده اند که قربانیان از شهروندان علوی بوده اند، یعنی طایفه ای که از پشتیبانان اسد هستند.
قانون گذاران تهدیدات پیشین اوباما را مطرح کردند که بر اساس آن کاربرد سلاح های شیمیائی همان «خط قرمزی» است که موجب مداخلۀ آمریکا خواهد شد. سناتورهای جمهوری خواه لیندسی گراهام و جان مک-کین در یک بیانیۀ مشترک، اعلام کردند که «اگر مقاله ای که امروز منتشر شده حقیقت داشته باشد، از خط قرمزی که اوباما یاد کرده بود عبور کرده اند، و ما خواهان واکنش فوری برای تحمیل نتایجی هستیم که رئیس جمهور اطمینان داده بوده است
در مصاحبه ای، گراهام از آن چه در بیانیه نوشته بود فراتر رفت و درخواست کرد که یگا نهای آمریکائی برای حفاظت از انبارهای سلاح شیمیائی وارد خاک سوریه شوند، عملیاتی که پنتاگون برای تحقق آن 75000 سرباز نیروی دریائی را ضروری دانسته است.
منطق انحرافی این لشگر کشی، چنین است که جنگ داخلی و فرقه ای پس از دو سال، که ایالات متحده و هم پیمانان اروپائی او در اروپا، در ترکیه و رژیم سلطنتی خلیج فارس با تبانی یکدیگر راه انداخته و آن را تأمین مالی کرده و اسلحه فرستاده اند، رژیم اسد را به اندازه ای تضعیف کرده است که قادر نیست از انبارهای سلاح شیمیائی خود محافظت کند زیرا ممکن است که این سلاح ها به دست تروریست ها بیافتد. با این وجود، همین تروریست ها، مانند جبهۀ النصرت که از شاخه های وابسته به القاعده است و مبارزان جهاد طلب دیگر، گروه های رزمی اصلی را تشکیل می دهند که از سوی غرب در چشم انداز تعویض رژیم پشتیبانی می شوند.
در مورد دعاوی واشینگتن مبنی بر ارتقاء «دموکراسی» در سوریه، کاروان مسخره ای آشکارتر از «انتخابات» روز دوشنبه برای گزینش نخست وزیر جدید نمی تواند وجود داشته باشد، که قرار است در مناطق به اصطلاح آزاد شده توسط شورشیان در سوریه، در چهار چوب «دولت موقت» جدید مستقر شود. برنده این انتخابات، توسط تقریبا 35 عضو شورای ملی سوریه تحت قیومیت وزارت خارجۀ ایالات متحده، فردی است به نام غسان هیتو. یک شهروند آمریکائی و کارمند عالی رتبه در یک شرکت ارتباطاتی مستقر در تگزاس  است که سوریه را 30 سال پیش در سن 17 سالگی ترک کرده است.
بهانه های ایدئولوژیک برای جنگ آمریکائی علیه سوریه از آن چه در مورد جنگ علیه عراق مطرح می کردند از هم گسیخته تر و بی اساس تر است. انگیزه های واقعی البته همان است. یعنی جنگی ویرانگر برای ترسیم مجدد نقشۀ خاورمیانه به هدف تأمین منافع امپریالیسم آمریکا و تضمین حاکمیت بر منابع انرژی منطقه. جنگ برای تغییر رژیم در سوریه به اردوی وسیعتری راه باز می کند، یعنی به اردوی جنگ علیه ایران که خطر مداخلۀ روسیه و چین را نیز در پی خواهد داشت.
در حالی که رهبران آمریکائی بر آن هستند تا خاطرۀ جنگ علیه عراق را بفراموشی بسپارند، مردم نتایج خودشان را در آمارها اعلام کرده اند، آمارها پیرامون نظریات عمومی  یکی پس از دیگری نشان می دهد که اکثریت غالب نظریات بر این باور بوده است که این جنگ هرگز نمی بایست روی دهد.
تلاش برای تحمیل جنگ جدیدی به مردم آمریکا با بکار بستن ترفند دروغ، همراه است با تهاجم فزاینده به کار و سطح زندگی و به همین گونه افشاگری های دائمی دربارۀ تبهکاری آریستوکراسی مالی که چنین جنگهائی برای منافع آنها راه اندازی می شود. چنین مخلوط شکننده ای بهترین راه برای هدایت انفجارهای اجتماعی در ایالات متحده و گسترش جریان سیاسی توده ها علیه جنگ امپریالیستی در عراق، سوریه و در مناطق دیگر است.

Bill Van Auken
Article original WSWS, paru le 21 mars 2013
پی نوشت مترجم :
1-ارتش آمریکا بیشتر در خاک خودش قربانی داده است تا در صحنۀ جنگ. بر اساس مقالات و گزارشاتی که در وبلاگ «از هیروشیما تا بغداد، ویژۀ کاربرد سلاح اورانیوم ضعیف شده» در بلاگفا منتشر کرده ام، بیش از 11000 نفر از سربازان قدیمی به دلیل بیماری تحت تأثیر اورانیوم ضعیف شده درگذشته اند و حدود 250000 نفر به بیماری های درمان ناپذیر مبتلا می باشند که به تدریج می میرند و علاوه بر این هر 80 دقیقه یک سرباز قدیمی ارتش آمریکا در آمریکا خودکشی می کند.
2-در مورد قربانیان جنگ عراق نیز گمانه زنی بیل وون اوکن را باید به شکل نمادینه بپذیریم زیرا رقم قربانیان فراتر از یک میلیون نفر است. زیرا تنها 500 هزار کودک در اثر نبود مواد داروئی و غذائی طی دوران محاصره از بین رفتند. علاوه بر این افرادی که تحت تأثیر ویرانی مابعدی و به ویژه تحت تأثیر اورانیوم ضعیف شده که در طول زمان فعال می شود  و قربانی می گیرد، هنوز به عنوان عناصر محاسباتی مطرح نشده است.
+ نوشته شده در  27 Mar 2013ساعت 2:29  توسط حمید محوی  |  نظر بدهید


۱۳۹۲ فروردین ۷, چهارشنبه



گاهنامۀ هنر و مبارزه
26 مارس 2013

سوریه : تروریست های القاعده
با پشتیبانی ایالات متحده و ناتو
علیه مردم سوریهسلاح های شیمیائی  به کار می برند

تونی کارتالوچی

مرکز مطالعات جهانی سازی، 23 مارس 2013

منطقه : خاورمیانه و آفریقای شمالی
مضمون : تحریف رسانه ای، جنگ، ایالات متحده، ناتو
تحلیل : سوریه

ترجمه توسط حمید محوی

پس از ده سال جنگ  و اشغال عراق، مرگ بیش از یک میلیون نفر به انضمام هزاران سرباز آمریکائی، تمام ماجرا بر اساس دعاوی دروغین، مبنی بر اینکه که این ملت «سلاح کشتار جمعی» در اختیار دارد آغاز شد. جای بسی شرمساری است که می بینیم غرب با ریاکاری تمام به تروریست ها در سوریه اسلحه می دهد، و آنها را از نظر مالی و سیاسی  پشتیبانی می کند، در حالی که این تروریست ها از این پس علیه مردم سوریه  سلاح های کشتار جمعی به کار می برند.
حمله به سربازان سوریه با سلاح های شیمیائی و به کار بستن این نوع ابزارهای جنگی توسط تروریست ها به پشتیبانی ناتو در شمال حلب، حدود 25 کشته بر جای گذاشت.
حلب در مجاورت مرز ترکیه واقع شده است. اگر سلاح های شیمیائی غارت شده در لیبی را به سوریه فرستاده اند، باید آن را از لیبی تحت نظارت ایالات متحده از ترکیه وارد سوریه کرده باشند. به عبارت دیگر سلاح های شیمیائی ربوده شده  همان مسیری را پیموده است که هزاران تروریست لیبیائی پیموده اند تا آشکارا در سوریه دست به عملیات بزنند. بر این اساس، به همین علت بوده که احتمالا   شهرهای نزدیک به مرز ترکیه مانند شهر حلب به عنوان هدف برای بمباران شیمیائی انتخاب شده است.
علاوه بر این، هر سلاح شیمیائی وارد شده به کشور، مستقیما  به ناتو مرتبط می شود، حتی اگر موضوع را در حد یک عمل سهل انگارانه تلقی کنیم، زیرا این سلاح ها از کشوری که عضو ناتو بوده عبور کرده، یعنی ترکیه، و حتی می توانیم بگوییم از مقابل مأموران سی آی ای عبور کرده است که سر تا سر نوار مرزی در کنار تروریستهائی حضور دارند که توسط غرب پشتیبانی می شوند.
سلاح های کشتار جمعی لیبیائی در دستان تروریست ها
به مدد ناتو سال 2011 وقتی که رژیم لیبی در شمال آفریقا به نقطۀ پاین رسیده بود، خزانۀ اسلحۀ لیبی به دست افراطگرایان مذهبی افتاد. از آن تاریخ، مبارزان لیبی به فرماندهی گروه اسلامگرایان مبارز لیبی، یکی از شعبات القاعده، افراطگرایان اسلامی را در جهان عرب مسلح کرده اند، مالی در غرب تا سوریه در شرق.
علاوه بر این سلاح های کالیبر کوچک، سلاح های سنگینتر از طریق همین شبکه پخش شده است. واشیگتن پست طی مقاله ای اعلام کرد که «موشکهای لیبی پراکنده شده است» :
«دو افسر قدیمی ضد-تروریست در سی آی ای هفتۀ گذشته به من گفتند که بخش مهندسی اخیرا 800 قبضه سامانۀ ضد هوائی دوش پرتاب را مونتاژ کردند، برخی از این دوش پرتاپ ها به گروه جهاد طلب آفریقائی به نام «بوکو الحرام» که غالبا به عنوان یکی از شعبات القاعده باز شناسی شده اختصاص داشته تا به هواپیماهای تجارتی به مقصد نیجر، چاد و شاید نیجریه حمله کنند.»
در حالی که این سلاح ها به سوی نیجر، چاد و شاید نیجریه قاچاق می شود، مطمئنا راهی سوریه نیز می شود. شناخته شده است که تروریست های لیبی متعلق به گروه مبارزان اسلامگرای لیبی، از لیبی به سوریه رفته اند. نوامبر 2011 روزنامۀ بریتانیائی تلگراف طی مقاله ای گزار شداد که «رؤسای اسلام گرایان لیبی با گروه اپوزیسیونی که خود را ارتش آزاد سوریه نامیده ملاقات کرده است» :
«عبدالحکیم بلحاج، رئیس شورای نظامی طرابلس و رئیس اسبق گروه مبارزان اسلامگرای لیبی، با رهبران ارتش آزاد سوریه در استانبول و در مرز ترکیه و سوریه ملاقات داشته است. این موضوع را یکی از افسرانی گفته است که با او کار می کرده، و اضافه کرد که مصطفی عبدالجلیل(رئیس جمهور موقت لیبی) او را به آنجا فرستاده بوده است.»
یک مقالۀ دیگر در تلگراف گزارش داده است که «رهبران جدید لیبی به شورشیان سوریه اسلحه می دهند» :
«شورشیان سوریه با مقامات جدید لیبی مذاکرات سرّی داشته اند. موضوع مذاکرات آنها تأمین اسلحه و پول برای شورش آنها علیه رئیس جمهور بشار الاسد و رژیم او بوده است.»
 در این گردهمآئی که در استانبول برگزار شد و افسران ترکیه و شورشیان سوریه در آن شرکت داشتند از نمایندگان لیبیائی درخواست کمک کردند، و آنها نیز اسلحه و داوطلب در اختیار آنها گذاشتند.
«یکی از منابع لیبیائی که نمی خواست هویتش فاش گردد گفت که طرحی برای ارسال و حتی ارسال مبارزان لیبیائی به سوریه وجود دارد، یک عملیات نظامی آماده شده است که تا چند هفتۀ دیگر خواهید دید.» کمی بعد در همین ماه، تقریبا 600 تروریست لیبیائی وارد سوریه شده اند و به عملیات نظامی پرداخته اند.

تصویر : لیبیائی مهدی ال-هراتی از گروه مبارزان مسلمان لیبی، او در فهرست تروریست های وزارت امور خارجۀ ایالات متحده، سازمان بین الملل و وزارت امنیت داخلی بریتانیا  به ثبت رسیده و در حال حرف زدن با هم مسلکان تروریست خود در خاک سوریه است. ال-هراتی در حال حاضر فرماندهی یک بریگاد لیبیائی را در سوریه به عهده دارد و بر آن است تا ذولت سوریه را تخریب کرده و مردم سوریه را نیز  تحت سلطلۀ خود گیرد. این آن چیزی است که به شکل سنتی «تهاجم خارجی» می نامند.
….
«موشک های گم شده» در لیبی که واشیگتن پست گزارش کرده بود، حالا در صحنۀ نبرد سوریه پیدا شده است. اگر چه نشریاتی مانند گاردین در مقاله ای تحت عنوان «اسلحه و ضد هوائی دوش پرتاب : شورشیان سوریه موشکهای ضد هوائی دریافت می کنند» گزارش داده است که موشکها در سر تا سر سوریه مستقر شده است، ولی سعی دارد هر گونه رابطه  بین غارت انبارهای اسلحۀ لیبی و تروریست های القاعده که این سلاح های را به سوریه منتقل کرده اند تقلیل دهد. بر عکس، تایمز اعترافات تروریست ها را مبنی بر دریافت اسلحه، به انضمام موشک زمین به هوا را منتشر کرده است.
تایمز طی مقاله ای تحت عنوان «مبارزان لیبی انقلابشان را به سوریه صادر می کنند» نوشته است :
«برخی سوری ها صادق تر هستند و کمک های لیبی را کتمان نمی کنند. فیراس تعمیم که مدتی را در مناطق تحت کنترل شورشیان برای ملاقات با مبارزان خارحی گذرانده است، می گوید سلاح های آنها سنگینتر از سلاح هائی است که ما در اختیار داریم. آنها برای سوریه اسلحه فرستاده اند و از این سلاح ها در جبهه استفاده می شود. بین سلاح هائی که فیراس تعمیم دیده موشک زمین به هوای ساخت روسیه موسوم به سام 7 بوده است.
مبارزان لیبی غالبا با بی اعتنائی پرسش های مرتبط به ارسال اسلحه را بی پاسخ می گذارند، ولی طی دسامبر این موضوع را تأیید کردند. یکی از مبارزان لیبی به روزنامۀ فیگارو گفت : «در حال حاضر ما برای جمع آوری سلاح در لیبی افدام کرده ایم. وقتی این کار به پایان رسید، امکاناتی فراهم خواهیم ساخت که بتوانیم سلاح ها را به این جا بیاوریم.»
به شکل خلاصه و کاملا روشن می توانیم بگوییم که، مداخلۀ ناتو در لیبی انبارهای اسحله را در سطح گسترده به روی اسلامگرایان افراطی به رهبری گروه مبارزان اسلامگرایای لیبی باز گذاشته است، یعنی گروهی که در فهرست تروریست ها در وزارت امور خارجۀ ایالات متحده، سازمان ملل متحد و وزارت امنیت داخلی بریتانیا به ثبت رسیده اند. در حال حاضر مبارزان اسلامگرای لیبی برای جبهۀ ناتو در سوریه اسلحه ارسال می کند. کاملا آشکار شده است که اسلحه و سربازان داوطلب مزدور به همکاری ناتو از طریق مرز ترکیه وارد سوریه می شوند. و روشن است که سلاح های سنگین و موشکهای ضد هوائی نیز از همین طریق وارد کارزار سوریه شده است
نوامبر 2011، گاردین در مقاله ای تحت عنوان «سلاح های شیمیائی لیبی به گزارش بازرسان دست نخورده باقی مانده» نوشت : « به گفتۀ بازرسان ذخیرۀ گاز خردل و محصولات شیمیائی لیبی طی شورشی که به سرنگونی قذافی انجامید دست نخورده باقی مانده و به غارت نرفته است.»
با این وجود در همین مقاله نوشته شده : «ناپدید شدن برخی سلاح های ارتش قذافی، در صورتی که چنین قدرت آتشی به دست اسلامگرایان افراطی و شورسیان فعال در شمال آفریقا بیافتد، موجب نگرانی هائی در رابطه با امنیت منطقه خواهد شد. برخی نیز بیم دارند که این سلاح های توسط وفاداران به قذافی برای بی ثبات سازی کشور مورد استفاده قرار گیرد. ماه گذشته دیدبان حقوق بشر از شورای ملی موقت درخواست کرد که در مورد سلاح های سنگین به انضمام موشکهای ضد هوائی که طی دو ماه پس از فروپاشی رژیم فذافی بی حفاظ مانده اند واکنش نشان دهد. روز چهار شنبه، دبیر کل سازمان ملل متحد بان کی- مون اعلام کرد که سازمان ملل متحد بازرسانی را برای کسب اطمینان از وضعیت سلاح های هسته ای و شیمیائی به لیبی خواهد فرستاد، زیرا جای نگرانی است که این سلاح های بدست افراد ناباب بیافتد.»
در حالی که بازرسان اعلام کرده اند که سلاح های شیمیائی در کنترل دولت است و «در دست افراط گرایان نیست»، ولی با تکیه به اعتراف خود دولت لیبی، می بینیم که به سوریه اسلحه فرستاده اند.
 حال باید دانست که سلاح های شیمیائی از کجا به سوریه منتقل شده است. اگر آشکار شده باشد که این سلاح ها از انبارهای لیبی منتقل شده اند، در این صورت ناتو و به ویژه ایالات متحده و ترکیه نیز  در انتقال سلاح های کشتار جمعی به تروریست های القاعده شرکت داشته اند، یعنی دقیقا همان سناریوئی که بخاطر آن غرب بیش از ده سال تمام از ترس فلج شده بود، و برای جبران آن از بسیاری از آزادیهایش قطع نظر کرد و برای پیشگیری از چنین فاجعه ای هزاران سرباز را به کشتن داد.
کاربرد سلاح های شیمیائی توسط تروریست هائی که از پشتیبانی غرب برخوردار هستند، منشأ سلاح های شیمیائی هر چه باشد، قانونیت از پیش متزلزل شدۀ غرب را دچار ریزش ساخت، و نهادهایش را نیز به خطر انداخت و علاوه بر این اعتماد همکارانش را که از طرح سیاسی، مالی، صنعتی و استراتژیک پشتیبانی کرده بودند، مخدو ش ساخت. برای چنین همکارانی عاقلانه تر خواهد بود که با ایجاد آلترناتیوهای نوین خارج از نظم بین المللی که توسط وال استریت و شهرک تجارتی لندن اداره می شود، با دقت تمام در خروجی را جستجو کنند.
Tony Cartalucci
Land Destroyer
Article original: SYRIA: US-NATO Backed Al Qaeda Terrorists Armed with WMDs. Chemical Weapons against the Syrian People, le 19 mars  2013



منبع :
+ نوشته شده در  26 Mar 2013ساعت 17:50  توسط حمید محوی  |  نظر بدهید

۱۳۹۱ اسفند ۲۷, یکشنبه

گاهنامۀ هنر و مبارزه

16 مارس 2013

http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/post/392



اهداف- ابزار – استراتژی نظامی – تکنولوژی پیشرفته

و اوباما

نوشتۀ آلبرت استاهل

Albert A. Stahel

Institut d’Etudes stratégiques, Wädenswil

مرکز مطالعات جهانی سازی، 15 مارس 2013

ترجمه توسط حمید محوی







همان گونه که می توانیم در این مدت اخیر در نشریات تخصصی مختلف ببینیم، دولت اوباما، با وجود وضعیت نامساعد اقتصادی در کشور، بر آن است تا وضعیت برتر را برای آیندۀ ایالات متحده تضمین کند. یکی از نتایج این رویکرد رویاروئی فزاینده با چین در غرب اقیانوس آرام است. خلاف استراتژی نظامی در دولت پیشین در زمان بوش که ازد یدگاه فکری به طریق اولی ساده بنظر می رسید و امروز تقریبا آن را به عنوان دوران باستان تلقی می کنند، اوباما برای تداوم بخشیدن به حاکمیت ایالات متحده در زمینّۀ جغرافیای سیاسی در جهان به تکنولوژی پیشرفته تکیه می کند.

جنگ سایبری به مدد ویروس های رایانه ای و کرم های رایانه ای علیه سامانه های حساس دشمن مانند شبکه های رایانه ای و الکتریسیته. ویروس «استاکس نت» را به یاد داریم که با ارسال آن ضایعاتی در سال 2012 به برنامۀ هسته ای ایران(1) وارد ساخت. مهندسان رایانه استاکس نت را با جنگ هوائی تشبیه کرده و آن را سلاحی دقیق و ماهر در جنگ سایبری تلقی کرده اند. بین ابزارهای فن آوری برتر، دولت اوباما به همچنین هواپیماهای جنگندۀ بی خدمه (یا پهپاد) را در اختیار دارد. این پهپادها تنها به دلیل چند آئین نامۀ سیاسی دارای محدودیتهایی می باشد، با این وجود رهبران نامطلوب ازد یدگاه پنتاگون یا اعضای کلیدی القاعده از این پس توسط بمب های هدایت شوندۀ لیزری «هل فایر» (آتش جهنم) که از روی این پهپاد ها پرتاب می شوند به هدایت افسرانی که در پایگاه نوادا مستقر هستند هدف گرفته خواهند شد. حال اگر این نوع عملیات موجب خسارات جانبی می گردد، یعنی اگر تعدادی شهروند غیر نظامی بی گناه نیز ممکن است مورد اصابت قرار بگیرند، آنهائی که حکم این گونه مأموریت ها را دریافت کرده اند و مأموران عملیاتی مستقر در نوادا مسئولیت آن را پذیرفته اند.

سومین ابزار پر اهمیت در انبار سلاح های استراتژیک اوباما و دولت او یگان های برگزیده هستند که تخصص بالائی داشته و نیروهای عملیات ویژه را تشکیل می دهند، مانند نیروی دلتا. مقامات عالی دشمن توسط این نیروهای ویژه مستقیما حذف می شوند. یک نمونه از این عملیات حذف اسامه بن لادن در پناهگاهش در پاکستان در محل ابوت آباد در سال 2011 بود(2) جستجوی اطلاعات ضروری که از طریق «واتربوردینگ» (نوعی شکنجۀ آمریکائی. شبیه سازی غرق شدگی در آب) نزد مبارزان القاعده که به اسارت درآمده اند بدست آمده به سیا بتحویل داده می شود که بیش از پیش مسئولیتهای جنگی را در رویاروئی با القاعده بدست می گیرد و به شکل جزئی نیروهای نظامی را از شرکت در این نوع عملیات معاف می دارد.

هدفگیری و حذف رهبران کشورهائی که توسط پنتاگون به عنوان دشمن تعریف شده اند تشابهاتی را با عملیات چریکی در اروپا در اواسط سالهای 80 در قرن بیستم نشان می دهد. به ویژه تروریستهای جمهوری فدرال آلمان در آن سالها بر آن بودند که دولت و جامعه را با کشتن رهبران عالی رتبه و تخریب اقتصاد و سپس نابودی تمام جامعه تضعیف کنند. دولت اوباما در رویاروئی با مخالفانش از طریق حذف شخصیت ها مانند حذف رهبریت القاعده عمل می کند و از این دیدگاه تشابهاتی را با تروریست های اروپائی در قرن گذشته نشان می دهد.

با این وجود، اصولی که این استراتژی را مشخص می سازد جالب توجه است. در حالی که دولت اوباما از ابزارهای تکنولوژی برتر («های تک») استفاده می کند، دست متحدان خود را باز گذاشته است که از ابزارهای کلاسیک متعارف استفاده کنند، مانند بمباران دشمنان از طریق حملۀ هوائی، یا پشتیبانی از به اصطلاح «شورشیان» علیه دیکتاتورهای نامطلوب. به عنوان مثال می توانی ماز مداخله در لیبی و مالی از طریق هم پیمانان اروپائی یا فرماندهی به اصطلاح « ارتش آزاد سوریۀ » توسط ترکیه و عربستان سعودی یاد کنیم.

در عین حال در منازعۀ بین ژاپن و چین در مورد مسئلۀ جزائر غیر مسکونی غرب اقیانوس آرام تمایل مشابهی را نشان می دهد. ایالات متحده در تمام وضعیت های جنگی و منازعات خود را به امور لوژیستیک محدود می سازد.

این استراتژی و بینش با استراتژی نیکسون و کسینجر در پسا پایان جنگ ویتنام چندین نقطۀ مشترک دارد. در آن دوران، نیسکون و کسینجر، مانند اوباما در حال حاضر، می خواستند فقط اهداف را در نظر بگیرند و از متحدان خود در جنگ از طریق لوژیستیک ایالات متحده پشتیبانی کنند. حتی امروز، متحدان باید کارهای کثیف نظامی را برای ایالات متحده انجام دهند.

این شیوۀ فکری می تواند اصطلاح طنز آمیز فرانسوی ها را تداعی کند که طی دو جنگ جهانی به کار می بردند که حاکی از سرزنش به رفتار بریتانیائی ها در این جنگ ها بود که می خواستند برای در امان نگهداشتن جان سربازان خودشان جان سربازان فرانسوی را بخطر بیاندازند، در این مورد بریتانیائی ها نیز ضرب المثل خودشان را داشتند : «مبارزه را تا آخرین سرباز فرانسوی ادامه می دهیم!»

متحدان باید پاکسازی کنند و نه آمریکائی ها، زیرا از دیدگاه سیاستمدارن واشینگتن در جنگ های 20 سال گذشته به اندازۀ کافی قربانی داده اند. ولی نمی گویند که تقریبا تمام این جنگ ها توسط خود ایالات متحده راه اندازی شده است.



پی نوشت مترجم :

(1)البته نویسنده نوشته است «برنامۀ اتمی نظامی ایران» ولی من آن را مختصرا برنامۀ هسته ای ترجمه کردم، چون که نمی خواستم اشتباه او را تکرار کنم زیرا در هر صورت برنامۀ هسته ای با رویکرد نظامی به اثبات نرسیده است. علاوه بر این می دانیم که هدف ایلات متحده جلوگیری از پیشرفتهای عمومی ایران و استقلال ایران است تا بتواند احتملا به مدد اپوزیسیون انیرانی به عنوان سگ نگهبان سیطرۀ منحوسش را بر ملت ایران تحمیل کند.



(2)نویسنده چگونگی قتل اسامه بن لادن را به شکلی در رسانه ها منعکس شده پذیرفته و در این جا از آن یاد می کند، در حالی که مرگ اسامه بن لادن بر اساس گذارشات دیگری خیلی پیش از این تاریخ روی داده بوده است.