ایالات متحده نیروهای نظامی اش را در خلیج فارس تقویت می کند
در نوامبر 8, 2011 در 9:35 ق.ظ.
گاهنامۀ هنر و مبارزه
6 نوامبر 2011
[اهداف تازه برای تجاوزات آمریکا عبارتند از ایران و سوریه]
تا خارج ساختن نیروهایش را در عراق جبران کند
نوشتۀ بیل وان اوکن
ترجمه توسط حمید محوی
Mondialisation.ca, Le 4 novembre 2011
دولت اوباما و پنتاگون برای تقویت فوق العادۀ نیروهای نظامی در خلیج فارس طرح ریزی می کنند و به این ترتیب در پی جبران خروج نیروهایشان از عراق بوده و برای بر پا کردن جنگ های تازۀ دیگری در منطقه آماده می شوند.
مقامات، دیپلمات ها و فرماندهان آمریکایی یادشده در مقالۀ منتشرۀ روز یکشنبه توسط نیویورک تایمز حاکی از این امر است که گسترش نیروها شامل پایگاه برای بریگادهای جنگی در کویت، در آن سوی مرز عراق و در فاصله ای که به راحتی وارد آوردن ضربه به ایران را فراهم ساخته و «گسیل شناورهای جنگی از طریق آب های بین المللی را امکان پذیر سازد.»
وجود چنین طرحی پس از بیانیۀ رئیس جمهور بارک اوباما در 21 اکتبر آشکار شد، که خروج تمام نیروهای آمریکایی در عراق را در پایان همین سال اعلام کرده بود.
در حالی که دولت اوباما و طرفدارانش طرح خارج ساختن نیروها را به عنوان تحقق قول انتخاباتی برای رئیس جمهور دموکرات، و پایان جنگ در عراق و حتی به عنوان چرخشی به سوی صلح در منطقه معرفی می کنند، ولی در واقع به هیچ عنوان چنین نیست.
در واقع، تاریخ آخرین مهلت برای خروج نیروها در دسامبر 2011 است که توسط دولت بوش بر اساس «موافقت نامۀ وضعیت نیروها» که در سال 2008 با رژیم بغداد که از سوی ایالات متحده حمایت می شد، تعیین شده بود. دو دولت بوش و اوباما ، در کنار دولت دست نشانده شان در بغداد سعی کردند موافقت نامۀ تازه ای را به امضا رسانند که اجازه می دهد تا 20000 از نیروهای آمریکایی به عنوان «مربی» و «مشاور» در عراق باقی بمانند.
با این وجود چنین مذاکراتی با شکست مواجه شده است زیرا دولت عراق قادر به کسب موافقت پارلمان مبنی بر پذیرش مصونیت قضایی یگان های آمریکایی نیست که پنتاگون روی آن پا فشاری می کند. با توجه به خشم عمیقی که مردم عراق علیه جنایات شنیع جنگی ابراز می دارند که نیروهای آمریکایی مرتکب شده اند و مرگ بیش از یک میلیون عراقی از تاریخ اشغال کشورشان در سال 2003، هیچ حزب مستقل عراقی حاضر به تأیید مصونیت قضایی ارتش آمریکا نیست. در رهروهای پشت پرده، مذاکرات بین واشینگتن و دولت عراق روی موضوع حفظ یگان های آمریکایی برای نیروهای امنیتی عراق ادامه دارد.
تام دونیلون، مشاور امنیت ملی ایالات متحده روز شنبه در واشینگتن با هم کار عراقی اش فلاح فایت برای حفظ مراورادتشات پس از خروج نیروها ملاقات و گفتگو کردند. بر اساس بیانیۀ کاخ سفید، هر دو مسئول «روی دیدگاه مشترک و هم کاری های عمیق و گسترده بین ایالات متحده و عراق به همان شکلی که در موافقت نامه در چهار چوب استراتژیک پیشبینی شده بود، به توافق رسیده اند.»
سخن گوی کاخ سفید اضافه کرد که هر دو مسئول «در گسترده ساختن ساخت و سازهای فوق العاده درچشم انداز گفتگوهای استراتژیک بین ایالات متحده و عراق مصمم بوده اند.»
واشینگتن به هیچ عنوان از تلاش برای تسلط بر عراق دست نکشیده است. ایالات متحده بر آن است تا نیرویی معادل 5500 کارمند امنیتی خصوصی به عنوان ارتش مزدور (ارتش مرسونر) که تحت کنترل دولت ایالات متحدۀ آمریکا باقی خواهند ماند، و 16000 کارمند غیر نظامی سکنی داده شده در بزرگترین سفارت خانۀ آمریکا در جهان را در عراق حفظ کند.
یکشنبه گزارش منتشر شده توسط بازرس ویژۀ آمریکایی برای بازسازی عراق، به نقل از رئیس مرکز فرماندهی ارتش عراق، «سپهبد باباکر بدرخان شوکت زیباری» می گوید که نیروهای امنیتی عراق «بدون کمک و هم کاری بین المللی» تا سال 2020 یا 2024 قادر به دفاع از آسمان و مرزهای کشور نخواهد بود.
۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه
ایالات متحده نیروهای نظامی اش را در خلیج فارس تقویت می
مداحان "انقلاب مخملی" امپریالیستی را افشا کنیم
.مداحان "انقلاب مخملی" امپریالیستی را افشا کنیم
پیرو تهدیدات وقیحانه نظامی علیه ایران واحتمال بمباران نیرو گاههای هسته ای توسط رژیم نژاد پرست و متجاوزاسرائیل، بیانیه ای اخیرا توسط 175 فعال سیاسی، خبرنگار و نویسنده و شخصیتهای رنگارنگ در پوشش همدردی با مردم ایران صادر شده و با اتخاذ موضعی ارتجاعی و تهوع آور که یاد آور جهت گیری سیاسی روشنفکران جاهل و خودفروخته اپوزیسیون عراق در آستانه تجاوز نظامی آمریکا به آن کشور است، می باشد. روشنفکران کوراندیش و فریب خورده ای که چشم امید به "انقلاب مخملی" امپریالیستی بسته اند، برای خوشرقصی اجانب، گناه هر نوع تجاوز و بمباران ایران را به گردن جمهوری اسلامی می اندازند. همانطور که اپوزیسیون کنگره ملی عراق به رهبری احمد چلبی معروف، چنین کرد و به اپوزیسیون خیانت ملی بدل شد. صادر کنندگان بیانیه بیخردانه علل تشنج در منطقه و تهدیدات نظامی به میهن ما را در وجود هیولای توسعه طلب و متجاوز امپریالیست آمریکا و اسرائیل نمی بینند و همزبان با اوباما و سارکوزی و دیگر کشورهای امپریالیستی ،ایران را مقصر اصلی این ماجرا تحلیل می کنند، همانطور که عراقی های خود فروخته نیز، صدام حسین را مقصر اصلی تجاوز آمریکا به عراق تحلیل نمودند. آنها جای علت و معلول را آگاهانه برا یفریبکاری تغییر می دهند. این فریبخوردگان و جاهلان سیاسی نفهمیدند و نمی خواهند بفهمند که علل تجاوز نظامی به عراق و افغانستان و لیبی و احتمالا به ایران به منظور استقرار آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و دلسوزانی برای مردم ایران نیست، بلکه به منظور تبدیل ایران به مستعمره رسمی این کشورها، غارت وچپاول منابع طبیعی و رقابت بر سر تسلط و کنترل انرژی در منطقه و جهان است. امپریالیست آمریکا بدنبال استقرار رژیمی در ایران است که همانند رژیم عربستان سعودی و قطر و کویت و بحرین و...سگ زنجیری اش باشد و مانعی برای سیاستهای راهبردی نظم نوینش ایجاد ننماید.
صادرکنندگان بیانیه با فرمان عقب نشینی و فراخواندن رژیم، جهت متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم و استفاده از انرژی هسته ای و انصراف از حق قانونی خود، از کشور ایران می طلبند به زورگوئیهای امپریالیستها تن در دهد، تا امپریالیست آمریکا و شرکاء به رحم آیند و به کشور ایران تجاوز ننمایند!!. آیا این سفیهان سیاسی نمی فهمند که اتهامات پوچ امپریالیستی در مورد برنامه هسته ای ایران تنها بهانه ای برای اشغال ایران و تحقق نیات شوم امپریالیستی است؟ اگر رژیم جمهوری اسلامی از این حق مسلم ایران نیز بگذرد و به خیانت ملی تن در دهد، آنها با پیشنهاد برسمیت شناختن اسرائیل و خیانت به ملت فلسطین و مبارزه با "تروریسم" و... به میدان می آیند و این قصه سر دراز دارد.
اما سرنوشت غم انگیز لیبی و سرنگونی رژیم قذافی درمقابل ماست و شاهدیم که حاکم لیبی به رغم تمام عقب نشینیها و امتیاز دادنهای سیاسی و اقتصادی اش، نیز نتوانست جان سالم بدر برد و سر انجام توسط امپریالیستها سرنگون گردید. این رخداد، دلیلی بر این مدعاست که امپریالیستها استقلال هیچ کشوری را برنمی تابند و با دروغ و ریاکاری و با توسل به قطعنامه های غیر قانونی سازمان ملل بدنبال بهانه می گردند تا اهداف استعماری و فاشیستی خود را که همانا نقض آشکار حق خود تعیینی سرنوشت ملل است، به اجرا در آورند. صادرکنندگان بیانیه سازش با امپریالیسم و کنار آمدن با سیاستهای استعماری را دردستور کار خود دارند و به این توهم دامن می زنند که با سازش و همکاری با امپریالیسم می توان به "آزادی و استقلال" دست یافت
حزب ما بارها در بیانیه ها و مقالات سیاسی اش بطور روشن بیان داشته است، که سرنگونی رژیم ارتجاعی و بهیمی جمهوری اسلامی یک امر داخلی و وظیفه مردم ایران است و هر گونه قلدری و تحریمهای غیر قانونی و تهدیدات نظامی جنایتکارانه را محکوم کرده و در مقابل آن قاطعانه خواهد ایستاد.
حزب کارایران(توفان) هرنوع چراغ و چشمک و خوشرقصی برای امپریالیستها را محکوم می کند و همه مبارزین انقلابی و میهنپرست را به افشای کلاشان و مداحان امپریالیست که به تطهیر سیاستهای تجاوزکارانه استعماری می پردازند، فرا می خواند. این روشنفکران خودفروخته کسانی هستند که از مدتها قبل توسط دستگاههای امنیتی دشمنان ایران پروار شده و برای چنین روزی آماده شده اند. ننگ و نفرت بر آنها باد.
سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی فقط بدست مردم ایران!
زنده باد آزادی و سوسیالیسم!
دست امپریالیستها از ایران و منطقه کوتاه باد!
حزب کارایران(توفان)
بیست وسوم آبان ماه هزار و سیصد و نود
www.toufan.org
نامه سرگشاده بهمن نیرومند و محسن مسرت به فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان فدرال
نامه سرگشاده بهمن نیرومند و محسن مسرت به فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان فدرال
سهشنبه ۲۴ آبان ۱٣۹۰ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱
نامه سرگشاده
به فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان فدرال
به مناسبت اطلاعیه مطبوعاتی مورخ نهم نوامبر۲۰۱۱خانم کرستین مولر،
سخنگوی سیاست خارجی حزب درباره گزارش IAEA در مورد برنامه اتمی ایران
ترجمه ازآلمانی
جای بسی شگفتی است که فراکسیون حزب سبزها در پارلمان آلمان فدرال در جدال بر سر برنامه اتمی ایران و تهدید حمله ازجانب اسرائیل به ایران آشکارا به نفع اسرائیل موضع گیری میکند. ما بدون هیچ قید و شرطی اعلام میکنیم که با دست یابی هر کشور جدیدی به سلاح اتمی شدیدا مخالفیم و تردیدی نداریم که چنانچه بمب اتمی دراختیار ایران قرار گیرد، بی ثباتی منطقه بیش از پیش تشدید خواهد شد.
درعین حال براین باوریم که نمیتوان خطرات کشوری را که یک زرادخانه اتمی دراختیار دارد، از بدو تشکیلش بارها کشورهای همجوارش را مورد تجاوز نظامی قرار داده است و تا به امروز از انجام خواست جامعه جهانی برای دست کشیدن از اشغال فلسطین سر باززده است، نادیده گرفت.
حال اگر کسی مانند فراکسیون حزب سبز در پارلمان آلمان فدرال بخواهد تنها ازدست یابی ایران به سلاح اتمی جلوگیری کند وعوامل دیگر را نادیده بگیرد، درواقع نه تنها از انحصار قدرت اتمی اسرائیل جا نبداری کرده است، بلکه عملا خود را درمسئولیت گسترش سلاح های هسته ای در منطقه و دیگر نقاط جهان سهیم میکند. البته هستند افرادی نظیر نتا نیاهو و لیبرمان که تصور میکنند با تکیه بر قدرت نظامی و به ویژه تسلیحات اتمی میتوانند برای مردم اسرائیل امنیت بیشتر تضمین کنند، در حالیکه مشخصا همانها هستند که با این روشها و تهدید ها امنیت اسرائیل را بیش از همه به خطر می اندازند.
حال اگر هدف فراکسیون سبزها در پارلمان آلمان فدرال واقعا حفظ موجودیت اسرائیل و همزیستی مسالمت آمیز همه ملتهای خاور میانه باشد، باید آنها به جای پذیرش و تا یید قدرت اتمی اسرائیل برای ایجاد منطقه ای عاری از سلاحهای کشتار جمعی و ترویج اندیشه تعامل میان کشورهای خاورمیانه و نزدیک تلاش کنند و همه کشورها، از جمله ایران و اسرائیل را به همکاری سازنده برای دستیابی به این چشم انداز صلح پایدار فراخوانند. چه نکو بود اگر آنها به معدود نداهای هوشمندانه ای که از اسرائیل شنیده میشود ، مانند توصیه هیلل شنکر، گوش فرا میدادند. (رجوع شود به روزنامه هاآرتس، ۱۱ نوامبر ۲۰۱۱ )
علاوه برآنچه در بالا گفته شد، اطلاعیه فراکسیون حزب سبزها بر خلاف انتظاری که میتوان ازیک حزب پارلمان آلمان داشت، فاقد واقع بینی و توان تشخیص است و بدون چون وچرا و یک برخورد انتقادی ، گزارش اغراق آمیز سازمان انرژی اتمی (IAEA ) و ادعا های تبلیغاتی آنرا میپذیرد:
- گزارش سازمان انرژی اتمی قبل از انتشار اعتبار خود را از دست داده بود ، زیرا اسرائیل که خود عضواین سازمان نیست ده روز قبل از انتشار گزارش با استناد به آن ایران را ، که عضو سازمان است ، به حمله نظامی تهدید کرده بود.
- البته گزارش سازمان انرژی اتمی مفصل تر از گزارشهای پیشین است، اما این دلیل بر دقیق تر بودن آن نیست. این گزارش نه ثا بت میکند که ایران واقعا توان ساخت بمب اتمی دارد و نه اینکه چه زمانی برای ساخت آن نیاز دارد. اکنون حدود دهسال است این هشدار هراسناک را مدام میشنویم که ایران ظرف ششماه دیگر به بمب اتمی دست خواهد یافت
- گزارش سازمان انرژی اتمی عمدتا متکی بر اطلاعات سازمان های امنیتی ده کشور است. معلوم نیست به چه علت نام این کشور ها در گزارش ذکر نمیشود. آیا سازمان انرژی اتمی میخواهد با کتمان این واقعیت که اسرائیل که عضو آژانس انرژی اتمی نیست ،ولی بعنوان طرف دعوی در گردآوری اطلاعات سهیم بوده است از بی اعتبار شدن گزارش و رسوائی خود جلوگیری کند؟
به رغم همه این نکات که هریک اعتبار گزارش سازمان انرژی اتمی را مورد تردید قرار میدهند، در اطلاعیه فراکسیون حزب سبزها کوچکترین نشانه ای از تعمق دیده نمیشود. چنین برخوردی با معضلی که میتواند به یک جنگ خاتمانسوزدر حساس ترین منطقه جهان بیانجامد، از یک حزب سیاسی متعهد بعید است. به خاطر داریم که در گذشته ای نه چندان دور سازمان های جاسوسی برای توجیه جنگ علیه عراق اطلاعا ت دروغین دراختیار جرج دبلیو بوش قرار دادند. آیا فراکسیون حزب سبزها از یاد برده است که چگونه کولین پاور، وزیر خارجه پیشین امریکا ، به خاطر دروغ هائی که بر اساس اطلاعات سازمانهای جاسوسی با شور و حرارت تمام در شورای امنیت سازمان ملل متحد گفته بود، رسما درانظار عمومی جهانیان عذر خواهی کرد؟ آیا جنگ افغانستان و عراق برای خاور میانه و نزدیک کافی نیستند؟ آیا باید جنگ ایران هم به آن اضافه شود تا از تاریخ درس بگیریم؟ این دیگر واقعا مضحک است که بخواهیم به حزبی که مشروعیت خودرا از جنبش صلح طلبی آلمان کسب کزده است ، دسیسه هائی را تفهیم کنیم که برای توجیه یک جنگ جدید به کار برده میشوند.
هشدار های فراکسیون حزب سبز آلمان در مورد « پیامد های فاجعه بار جنگ « به دولت اسرائیل تا زمانی که همراه با تاکید به تحریم های هرچه شدید تر علیه ایران مطرح میشود، کاملا صوری است ، تحریم هائی که علاوه بر فشار مشدد بر مردم ایران و پیامدهای خانمانسوز آن برای جامعه، در نهایت هدفشان چیزی نیست جز هموار کردن جاده برای آغا زیک جنگ جدید. فراموش نکنیم، شدید ترین تحریم ها علیه رژیم صدام حسین در دهه ۱۹۹۰ سرانجام به جنگ منتهی گردید. این واقعیت را نیز در نظر داشته باشیم که هرچه تحریم ها علیه ایران شدید تر شوند، عمر نظام غیر دموکراتیک و سرکوبگر رژیم حاکم طولانی تر خواهد شد. زیرا تحریم ها بهانه مناسبی به دست حکومت میدهند تا افکار عمومی را از رشوه خواری و بی تد بیری خود که کشور را به فلاکت کشانده است ، منحرف کند و درست همانگونه که صدام حسین در طول تحریم های ده ساله عمل کرد، ادامه حیات خود را به عنوان تضمین کننده نجات ملت در شرایط اضطراری توجیه کند. از این راه نظام جمهوری اسلامی ایران میتواند برای خود مشروعیتی را که سالهاست از دست داده ، مجددا کسب کند. به باور ما زمان آن فرا رسیده است که از سیاست دوگانه و دو معیاری دست برداریم . در غیر اینصورت این سیاست آگاهانه یا ناآگاهانه در عمل در خدمت سیاست جنگ افروز دیگری در خاور میانه و نزدیک و این بار علیه ایران قرار خواهد گرفت ، که میتواند تمام منطقه ، از جمله اسرائیل را به آتش بکشاند.
برلن ، ۱۲ نوامبر ۲۰۱۱
محسن مسرت بهمن نیرومند
جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران در مونیخ
همیهنان عزیز!
با دروغها و تحریکاتی که در رسانه های گروهی امپریالیستی در جهان، علیه مردم ایران انجام می شود، مبارزه نمائیم .
رسانه های گروهی، در کشورهای امپریالیستی، کشورهائی که هرگز دلشان برای مردم میهن ما نسوخته است، مجددا تبلیغات همه جانبه ای را علیه کشور ما، ایران براه انداخته اند. بهانه این تبلیغات مسئله فعالیتهای ایران در زمینه آموزش فنآوری هسته ای و غنی سازی اورانیوم در ایران است. آنها مجددا با هیاهوهای پوچ بر سر بمب اتمی موهومی ایران که نه به بار است و نه به دار، موقعیت را پس از تجاور جنایتکارانه به لیبی و غارت آن کشور،مناسب دانسته اند، تا دوباره در شیپور جنگ و تجاوز به ایران و تشدید تحریمهای غیر قانونی و ضد بشری علیه مردم ایران بدمند. آنها بیش از 20 سال است که روزانه دست یابی ایران به بمب اتمی را در چند سال و یا چند ماه آینده پیشگوئی می کنند، ولی هنوز نتوانسته اند سندی جز دروغهای آشنا و بی پایه ارائه دهند. آژانس بین المللی انرژی هسته ای که زیر نفوذ امپریالیستهاست، خودش در اشاعه دروغ در مورد تاسیسات اتمی و کشتار سلاحهای جمعی در زمان صدام حسین نقش خائنانه ای بازی کرد. آنها دانشمندان عراقی را شناسائی کردند تا توسط تروریستهای اسرائیلی ترور شوند. دقیقا همان کاری را که در ایران می کنند.
اسرائیل که خود یک دولت متجاوز و اشغالگر است، با بوق و کرنای تبلیغاتی و تهدید ایران، به مانورهای نظامی برای حمله به ایران دست زده است و کسی معترض این تهدیدهای غیر قانونی و مغایر همه موازین برسمیت شناخته شده جهانی، نمی شود. اسرائیل دارای بمب اتمی است و این امر مورد اعتراض این مراجع باصطلاح بی طرف جهانی نیست. امپریالیست آمریکا دوبار از بمب اتمی برای کشتار صدها هزار نفر بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم در ژاپن استفاده کرده است. امپریالیستها قصد دارند با ایجاد فضائی مسموم و مملو از تحریک با اختراع سناریوئی با شرکت عربستان سعودی، اسرائیل به سرکردگی آقای اوباما، مجددا قطعنامه های غیر قانونی و ضد بشری دیگری را، در شورای امنیت بر ضد مردم ایران به تصویب برسانند. جلوگیری از لنگر انداختن کشتیهای ایران در بنادر جهان و بستن حسابها و نقل و انتقالات مالیِ بانک مرکزی ایران، مانع ورود غذا و دوا و مواد اولیه زندگی به ایران می شود. آنها قصد دارند بلائی را که با محاصره عراق و نوار غزه بر سر مردم عراق و فلسطین آورند و می آورند، بر سر مردم ایران آورند، تا به خواستهای جنایتکارانه آنها تسلیم شوند.
در ماده 2 بند 1 منشور ملل متحد می آید: "سازمان برمبنای اصل تساوی حاكمیت كلیه اعضاء آن قرار دارد" و در بند 4 اشاره می کند: "كلیه اعضاء در روابط بینالمللی خود از تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر كشوری یا از هر روش دیگری كه با مقاصد ملل متحد مباینت داشته باشد خودداری خواهند نمود". این اصول هرگز مورد احترام امپریالیستها نبوده و نیست.
جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه مردم ایران، هرگونه تجاوز به ایران را محکوم کرده و کلیه تحریمهای غیر قانونی و زورگویانه شورای امنیت سازمان ملل را بر ضد مردم ایران محکوم می کند. این تحریمها بر خلاف دروغهائی که پخش می شود تنها علیه مردم ایران و گرسنگی دادن و تحت فشار گذاردن آنهاست و نه بر ضد حاکمیت کنونی ایران که موقعیت خویش را تثبیت می کند.
جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران در مونیخ ،بر این نظر است که پایان دادن به عمر رژیم استبدادی حاکم بر ایران، تنها وظیفه مردم ایران است و اجانب حق دخالت در امور داخلی ایران و تعیین سرنوشت مردم ایران را ندارند. حق تعیین سرنوشت هر ملتی بدست خودش است و نه بدست امپریالیستها و دست دراز شده آنها در لباس ناتو.
جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران در مونیخ، در عین حال بر ضد کسانی که در نقابهای گوناگون، آرزوی تجاوز امپریالیستها به ایران را دارند و می خواهند نقش ستون پنجم آنها را در ایران ایفاء کنند، قاطعانه مبارزه می کند و معتقد است ایران متعلق به مردم ایران است و نه بیک رژیم مستبد مذهبی و نه به نوکران امپریالیسم در ایران. ایرانیان میهندوست دست رد به نمونه تجاوز کارانه و جنایتکارنه لیبی می زنند، که در آن اپوزیسیون اجنبی پرست خود فروخته با همدستی با دشمنان مردم لیبی، همه ثروتها و منابع رو و زیر زمینی لیبی را در اختیار امپریالیستها قرار داد و از کشور مستقل لیبی یک مستعمره کامل در شمال آفریقا ساخت.
بر این اساس، جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران در مونیخ از هموطنان عزیز دعوت می کند در فعالیتهای این جبهه شرکت کنند، تا بتوانیم با تبلیغات خویش در سطح محلی و جهانی، دسیسه هائی را که علیه مردم ایران به انجام می رسد و ما تجربه تلخ و خونبار آنها را در افغانستان، عراق، فلسطین و لبنان و لیبی دیده ایم، خنثی کنیم. آزادی ایران تنها با دست مردم ایران باید انجام شود و نه درنده خویان تروریست جهانی با نقابهای ریاکارانه حمایت از حقوق بشر و مبارزه علیه تروریسم.
به اطلاعیه ما در آدرسهای زیر توجه کنید و با ما در تماس باشید. منتظر اطلاعیه های بعدی ما باشید.
آدرس تماس: bijan.n79@gmail.com
جبهه ضد تجاوز و ضد تحریم اقتصادی علیه ایران jenhezedetajavoz.blogspot.com
۱۳۹۰ آبان ۲۰, جمعه
بحران هسته ای ایران راه حل نظامی ندارد
بحران هسته ای ایران راه حل نظامی ندارد
m.rad@gmx.net
سناریو چنین است اسرائیل چاشنه اسلحه را بکشد و ایران به تاسیسات و پادگانهای آمریکا در منطقه حمله کند و آنوقت ناتو تحت عنوان اینکه یکی از اعضاء ناتو مورد حمله قرار گرفته بمباران همه جانبه ایران را از طریق پادگانهای نظامی ثابت در کشورهای مختلف و سیار خود در آبهای منطقه آغاز کند.
تهدید آشکار و علنی راست ترین جناحهای اسرائیل ، انگلیس و آمریکا علیه ایران و تاسیاست اتمی آن آنهم در شرایطی که هنوز رئیس سازمان انرژی اتمی محتوای گزارش خود را به بیرون درز نداده بود سئولات فراوانی را در بین نیروهای تاثیر گزار در مسائل منطقه و جهانی ایجاد کرد و کشورهایی همانند روسیه و چین بسرعت عکس العمل نشان داده و از غرب و اسرائیل خواستند که دست به ماجراجویی نزنند و اوضاع خاورمیانه را بحرانی تر نکنند .
از موضع گیریهای اسرائیل چنین بر می آید که این کشور با حمایت آمریکا و اروپا در صدد فشارو ایجاد جو مناسب در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تصویب رساندن محاصره اقتصادی بیشترایران بوده تا شرایط را برای کنترل و نابودی تاسیسات اتمی ایران فراهم کرده و در نهایت زمینه حمله نظامی و اشغال مناطق نفت خیز جنوب ایران فراهم شود.
بر کسی پوشیده نیست که اسرائیل اتمی بعنوان یک نیروی ارتجاعی فشار و ژاندارم پیمان نظامی ناتوبهمراه ترکیه در منطقه بدون اجازه آمریکا و ناتو نه جرات اقدام نظامی دارد و نه میتواند تصور چنین اندیشه ای را بخود راه بدهد.
مانور اخیر اسرائیل که با آب و تاب فراوان در رسانه های خبری غرب و جهان پوشش داده شد نشان میدهد که این تهاجم تبلیغاتی بیشتر در جهات بی ثبات کردن منطقه و ایران صورت گرفته تا مسئله سوریه هرچه سریعتربنفع غرب حل شده و با روی کار آمدن طرفداران غرب که تحت حمایت کامل عربستان سعودی قرار دارند موضع ایران را تضعیف کرده و مانور روسیه را در منطقه محدودتر کنند و نقش مصر را به عربستان سعودی واگزار کنند .
غرب بخوبی میداند که ایران در فضای امنیتی روسیه قرار دارد و روسها برای باز پس گرفتن مناطق جنوب آسیا و بیرون راندن غرب از این مناطق به ایران نیاز مبرم دارند مضافا به اینکه ایران هم در موارد بسیار با روسیه منافع مشترک استراتژیکی دارد از طرف دیگر روسیه به بزرگترین کشوراقتصادی اروپا تبدیل شده و تامین کننده اصلی انرژی به اروپاست.
آمریکا و غرب برای اجرایی کردن طرح خاورمیانه بزرگ مدتهاست که با روسیه و چین درگیرند نگاهی به تاریخ صد سال گذشته نشان میدهد که تضاد منافع غرب با روسیه منجر بدو جنگ جهانی شد که تحولات بزرگی را بخود دید که انقلاب اکتبر و چین و استقلال بسیاری از کشورها را در پی داشت . در مراحل اولیه پیش از جنگ جهانی اول انگلستان تلاش کرد تا این مناطق را تحت کنترل در آورد که موفق نشد و در سالهای 1933 تا 1945 آلمان نازی با تمام امکانات وارد صحنه شد و با وجودی که انگلیس و فرانسه را از این مناطق بیرون کرد ولی موفق به ایجاد خاورمیانه بزرگ نشد و شکست سختی رامتحمل شد و جبهه آن در سراسر جهان پاشیده و منهدم شد.
آمریکا قدرت تازه بدوران رسیده و عاری از آسیب های جنگ جهانی دوم برروی طرح نازیها و فاشیستها بیشتر کار کرد و شکست فاشیستها را در عدم وجود ژاندارمهای منطقه ای همانند رژیم اسرائیل ، رژیم شاه سابق ، رژیم ترکیه و پادگانهای نظامی که تعداد آنها را به 1084 رسانده است دیده و بزعم خود همه شرایط لازم برای اجرایی کردن طرح خاورمیانه بزرگ را فراهم کرده است .
تغییر اوضاع جهان از نظر ساختاری و اقتصادی و جابجایی نیروهای تعیین کننده در توازن نیروها هراس آمریکا و کشورهای غربی را صد چندان کرده و آنها را با وجودیکه در بحران اقتصادی و مالی وورشکستگی روبرو هستند دچار محاسبات نادرست کرده تا جایی که هنوز به هیچیک از اهداف خود نرسیده ولی مجبور شده اند تغییر استراتژی داده و به بی ثبات کردن مناطقی دست بزنند که از نظر حکومتی و اقتصادی استخوان دار نیستند و هنوزثبات امنیتی و تجربه کافی برای کار جبهه ای و حکومت مداری ندارند.
نمونه عراق و لیبی بخوبی نشان میدهد که آمریکا و ناتو حتی موفق نشده اند منابع عظیم این دوکشور را همانند زمان نازیها بکنترل خود در آورند و بدون دردسر از آنها بهره برداری کنند .
مانوری که اخیرا غرب با استفاده از سازمان انرژی اتمی بر علیه ایران راه انداخته است نشان میدهد که غرب بدون حمایت روسیه و چین نه تنها قادر به اقدام نظامی برعلیه ایران نیست بلکه خطر از دست دادن مناطق اشغالی متزلزل همانند عراق را پیش رو دارد .
منابع نفت عراق معادل 143 میلیارد بشکه (قیمت هربشکه نفت خام در بازار جهانی 80 دلار) و گاز آن 4 هزار میلیارد متر مکعب که نصیب آمریکا شد که با احتساب نقت و گاز عربستان و شیخ نشینها در حدود سه برابر رقم فوق میرسد پشتوانه اقتصاد ودلار آمریکا محاسبه میشود.
منابع نفت لیبی معادل 43 میلیارد بشکه و گاز لیبی 1480 میلیارد متر مکعب که با اشغال لیبی عملا پشتوانه اقتصاد اروپا و واحد پولی یورو محاسبه شده که اگر منابع نفتی آفریقا نیز تحت کنترل غرب در آید که بنظر میرسد در تدارک اشغال آن هستند این رقم نصف مجموعه نفت و گاز خاورمیانه خواهد بود.
با اشغال لیبی و عراق با نیروی نظامی ناتو غرب تا حدودی سرکردگی خودرا به منابع نفت و گاز در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بکرسی نشانده است که اگر ایران هم به اشغال در آید طرح نازیهای آلما ن و دومینانت مناطق خاورمیانه عملی خواهد شد .
آقای یوکیو آمانو که ریاست سازمان انرژی اتمی را در دست دارد قبل از آنکه گزارش این سازمان بین اعضاء 35 نفری توزیع گردد تا در این مورد اظهار نظر کنند آنرا در اختیار منابع خبری غرب قرار داد تا با همکاری غرب فشار بی سابقه ای به کشورهای عضو آژانس وارد کرده تا زمینه محاصره اقتصادی ایران را از طریق سازمان ملل عملی کند .
آمانو که یک ژاپنی طرفدار ایده های فوکویاماست معتقد است باید همه سیستمهای جهانی در صورت مقاومت در برابر نئو لیبرالیسم تحت رهبری انحصارات سرمایه داری آمریکا و غرب از سر راه بر داشته شوند مرتکب اشتباه بزرگی شد که نشان میدهد که غرب در درون خود با توجه به بحران اقتصادی و مالی با مشکلات عدیده ای مواجه شده که بر سر آن هنوز به تفاهم نرسیده است .
تاکتیکهای غرب در منطقه خاورمیانه :
با استقلال تدریجی کشورهای منطقه که بعداز جنگ جهانی دوم شتاب گرفت و مشخص شدن منابع انرژی این منطقه غرب با وجود شکست سخت در جنگ جهانی دوم از پای ننشست در ابتدا کشورهای شیخ نشین را به منطقه تحمیل کرد که باعث تفرقه بی سابقه ای در بین مردم و کشورها شد کویت را از بدنه عراق جدا کرده تا این کشورهمچنان ضعیف باقی بماند و نتواند از ساحل خلیج فارس استفاده کند.
ایجاد جبهه ای از تمامی کشورهای عرب وابسته در منطقه خاورمیانه و اخته کردن آنها در برابر تجاوزنژادپرستان اسرائیل که در نهایت منجر به کنترل آن توسط حسنی مبارک وعمرو موسی مهره های اصلی غرب در منطقه شد و زمینه دائمی دخالت در امور داخلی و اشغال کشورهای مستقل منطقه همانند عراق ،لیبی شد .
رژیم شاه و ترکیه را بجان عراق انداخته آنهم در شرایطی که این کشور تازه به استقلال رسیده و سخت درگیر بحرانهای داخلی بود ، ضمیمه کردن اروند رود رودخانه مشترک ایران و عراق به خاک ایران همزمان حمله متمرکز به رهبران کشورهای عرب که اکثرا مورد حمایت مردم بودند بعنوان دیکتاتور تا ضمن مخدوش کردن چهره این رهبران بین کشورها و منطقه تفرقه انداخته تا ثبات کشورهای شیخ نشین تضمین شود .
کشورهای وابسته ایران ، ترکیه و پاکستان را تا دندان مسلح کرده و بجان کشورهای همسایه انداخته تا جایی که هنوز بین کشورها و همسایگان رابطه حسن همجواری بر قرار نیست و اعتماد فی مابین وجود ندارد و بهترین شرایط برای سوء استفاده از این کشورها فراهم شده است.
جلوگیری از اتحاد اعراب و ضعیف نگه داشتن آنها با هر وسیله ممکن تا کشورهای عرب با وجود منابع عظیم نفت و گاز و جمعیت بیش از سیصد ملیونی بعنوان قدرت منطقه ای وجهانی قد علم نکنند و با هویت متحد و مشترک وارد صحنه نشوند .اعراب بیش از هر کشور غربی دارای فرهنگ و تمدن تاریخی هستند و با امکانات طبیعی و جغرافیای اقتصادی غنی میتوانند و میتوانستند از هویت فرهنگی و ملی خود دفاع کنند و آنرا تکامل بدهند و نقش تاریخی خود را ایفا کنند.
غرب با تحقیر مذهب اسلام و سرکوفت زدن به آن و با استفاده از نیروی نظامی و حکومتهای وابسته هرگونه استقلال عمل و تکامل طبیعی آنها را سد کرده و در کشورهایی همانند عراق و لیبی که توانسته بودند تا بالاترین سطح پیشرفت تکامل دسترسی پیدا کنند با جنگ تحمیلی به ویرانه تبدیل کنند .
غرب در کشورهای منطقه با همه امکانات برای ایجاد فراکسیون بنفع خود از هیچ کوششی فرو گزار نمیکند خیلی راحت و با بیشرمی تمام ادعا میکند که منافع ملی آنها ایجاب میکند تا این کشورها پا نگیرند و قدرتمند نشوند تا در آینده خطری برای منافع کشورهای غربی ایجاد کنند .
ایران در جدال برای تضمین و دفاع از منافع ملی :
موقعیت ایران بعنوان کشوری قدرتمند و تاثیر گزار بر کسی پوشیده نیست ایران توانسته است در طول تاریخ از فراز و نشیبها و توفانهای سهمگین عبور کند و پا بر جا بماند . انقلاب ملی و دمکراتیک ایران در سال 1357ی شانس بزرگ تاریخی دیگری ایجاد کرد که رهبران سیاسی آن بعلت عدم تجربه نتوانستند بخوبی از آن بهره برداری کنند و امروز در تلاطم جهانی درگیر بحرانهای داخلی و خارجی شده اند که فقط میشود با اتکا با اکثریت مردم کشور و با بازبینی واقعیت ها از پس مشکلات بر آمد .
سیاستمداران ایران با تحلیلهای نادرست و ارزیابی غلط از اوضاع منطقه و جهان مشکلات فراوانی برای پیشرفت ، امنیت اقتصادی و امنیت ملی ایران ایجاد کردند که از جمله آنها جنگ بی حاصل هشت ساله باعراق ، افتادن در دام اختلافات شیعه و سنی ، عدم درک موقعیت و شرایط منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی ، پر بها دادن بقدرت ایران و درایت شیعه گری که مذهب ویژه ایران است بر پیچیده کردن اوضاع ایران و منطقه افزودند .
جمهوری اسلامی بجای دفاع از اتحاد کشورهای عربی که شامل سنی ها و شیعیان میشد و تلاش برای همزیستی مسالمت آمیزاین دو گروه مذهبی در چهار چوب یک کشور میتوانست بخوبی امکان سوء استفاده امپریالیسم غرب را محدود و زمینه همکاری ما را با همسایگان عرب که با منافع ملی مشترک ما ارتباط مستقیم داشت فراهم کند .
جمهوری اسلامی ایران درک نکرد که شیعیان کشورهای عربی در درجه اول عرب هستند بعدا شیعه اختلافاتی که امروز در کشورهای عرب که بخش اقلیت آنها را شیعیان تشکیل میدهند وجود دارد موجب شد تا بافت های فرهنگی و اقتصادی بشدت آسیب ببیند و باعث سوء استفاده نیروهایی شده است که برای غارت و چپاول منابع منطقه دندان تیز کرده اند.
ایران نتوانست با همکاری کشورهای ثروتمند عرب منابع ثروت را بسود کشورهای منطقه سوق دهد تا آنها این ثروت عظیم را صرف سرمایه گزاری و خرید اسلحه از غرب نکنند و برای پیشرفت و آبادانی منطقه بکار گیرند این مسئله نشان میدهد که ایران موقعیت خود را در منطقه درک نکرده و موجب سوق دادن این نیروها بسوی امپریالیسم و ارتجاع منطقه شده است نیروهایی که حاضر شده اند همه امکانات خود را در اختیار متجاوزان برای نابودی کشور ما و منطقه قرار دهند.
قدرت مانور غرب و نیروهای ارتجاعی منطقه محدود است اگر چه آنها هارت و پوت میکنند ولی هنوز فرصت هست که بشود اوضاع را بنفع منافع ملی همه کشورهای منطقه مخصوصا ایران تغییر داد . تغییر ساختار سیاسی کشور در شرایطی که ایران ازموقعیت سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و امنیتی بهتری نسبت به کشورهای همسایه بر خوردار است زمینه این تغییرات استراتژیکی را فراهم کرده است .
غرب تمام تلاش خودرا بکار خواهد گرفت تا به بی ثباتی منطقه خاورمیانه و ایران دامن زند اشتباه است اگر فکر کنیم غرب میتواند کنترل کامل منطقه را در دست بگیرد آنها در صد سال گذشته هرگز موفق به این کار نشده اند تجربه تاریخی منطقه نشان داده است که مردم منطقه از سابقه درخشان مبارزاتی بر خوردارند که باز هم سر بزنگاه ها از منافع خود دفاع خواهند کرد و اوضاع را بنفع خود تغییر خواهند داد .
شکی نیست که غرب در صدد آسیب رساندن به منافع ملی کشور ماست نباید این فرصت را به آنها داد که به تخریب زیر ساخت های کشور دست بزنند ایران باید این مسئله را برای متجاوزان روشن کند که حمله پیشگیرانه منحصر به آنها نیست.
استراتژی دفاع فعال ایران نشان میدهد که دشمن برای حمله به ایران باید بیشتر از ده بار فکر کند برای دفاع از منافع ملی کشور اتحاد ملی امری لازم و ضروریست مخصوصا که جغرافیای اقتصادی جهان تغییر کرده و همه کشورهای بزرگ در منطقه و ایران دارای منافعی هستند که غرب و آمریکا نمیتوانند آنها را نادیده بگیرند.
آمادگی ایران برای دفاع نظامی قابل توجه و عامل بازدارنده است در عین حال منافع و مواضع آمریکا و ناتو در خلیج فارس بسیار آسیب پذیر هستند . در دفاع از منافع ملی کشور در شرایطی که امپریالیسم چنگ و دندان تیز کرده تا زیر بنای اقتصادی کشور را که حاصل دسترنج مردم خوب کشور ماست نابود کند لازم است نیروهای سیاسی به این درک مشترک برسند که الویت برای کشورما در شرایطی که تغییرات بزرگی در راه هست دفاع از منافع ملی کشور و مبارزه برای جلوگیری ازجنگ نه روی دوصندلی نشستن است.
م. راد (10.11.2011)
۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه
مصاحبۀ جیمز کوربت با دکتر پل گرک رابرتس که به تاریخ 18 ژوئیه 2010
گاهنامۀ هنر و جنگ
9 نوامبر 2011
جنگ علیه ایران - دکتر پل کرگ رابرتس وضعیت را به شکل عمیق مورد بررسی قرار می دهد
مصاحبۀ جیمز کوربت با دکتر پل گرک رابرتس که به تاریخ 18 ژوئیه 2010 در یوتوب منتشر شده است، در این جا از روی زیر نویس فرانسه ترجمه شده است.
https://www.youtube.com/watch?v=EfNgmmx5yC4&feature=player_embedded
خواهیم دید که تا چه اندازه وجود فاصلۀ تاریخی این مصاحبه مانع اکنونی بودن آن در رابطه با تحریکات و تهدیدات اخیر ایالات متحده علیه ایران بوده و یا نبوده است. این موضوعی است که به داوری خوانندگان و روند وقایع بستگی خواهد داشت که در این روزها برای چندمین بار طی 20 سال گذشته شنیده می شود.
حمید محوی.
اینجا جیمز کوربت از «کوربت ریپورت دات کام»، ما در 23 ژوئن 2010 هستیم و امروز خوشوقتم که با دکتر پل کرگ رابرتس هستم، مردی که زندگینامه اش برای یادآوری در این جا بسیار طولانی خواهد بود. ولی مختصرا باید بگویم که او معاون وزیر خزانه داری در دولت ریگان بود و بنیانگذار «دیگانومیک» و هم چنین دبیر قدیمی وال استرتیت ژورنال و نویسندۀ چندین کتاب بوده و آخرین کتاب او «چگونگی اقتصاد گم گشته : جنگ جهانی» در «آ کا پرس» منتشر شده است.
دکتر رابرتس، از شما سپاسگذارم که امرزو دقتتان را به من دادید.
دکتر رابرتس : خواهش می کنم.
جیمز کوربت : می خواستم امروز مستقیما با شما دربارۀ موضوع بسیار مهمی گفتگو داشته باشم. در مورد احتمال حمله به ایران توسط ایالات متحده یا نیروهای اسرائیلی، موضوعی است که اخیرا در کنفرانس بیلدربرگ در سیتگز در اسپانیا مطرح شد، و حتما شما اطلاع دارید. ظاهرا بسیاری از شرکت کنندگان برای حمله به ایران چراغ سبز داده اند. و چنان که دیدیم، چندین حادثه این نمایش تآتری را منعکس کرد، و حتی توسط سازمان ملل متحد مجازات های تازه ای علیه ایران اعلام شد. و علاوه بر این پرتاب قمر مصنوعی جدید اسرائیلی ها به هدف کنترل ایران بود. گروه شناورهای آمریکایی و دست کم یک کشتی اسرائیلی که از کانال سوئز به مقصد دریای سرخ عبور کردند. حوادث بسیار جدی در این چند هفتۀ گذشته به وقوع پیوست و پرسش من این است که از دیدگاه شما و تحلیل شما آیا موج جدید تنها دعوای لفظی بودهدو به زودی مثل دفعات گذشته به خاموشی خواهد گرایید و یا این که فکر می کنید که این بار احتمال حملۀ واقعی به ایران واقعا وجود دارد؟
نمی دانم آیا حمله به زودی صورت خواهد پذیرفت، ولی فکر می کنم که نشانه های بارزی وجود دارد. ایالات متحده سعی می کند شرایطی را فراهم سازد که در حمله به ایران بی گناه جلوه کند. به همین علت ما با ابلیس نمایی دائمی ایران روبرو بوده ایم که چندین سال قدمت دارد. ما انواع و اقسام گزارشاتی را دربارۀ برنامۀ هسته ای ایران شنیدیم که جملگی توسط بازرسان آژانس بین المللی انرژی هسته ای در ایران بی اعتبار اعلام شد. اعلام بی اعتباری چنین گزارشاتی به دولت ایران بستگی ندارد، بلکه به تشخیص آژانس بین المللی انرژی اتمی بوده است. هیچ مدرکی مبنی بر وجود برنامۀ نظامی وجود ندارد. ولی ایالات متحده سعی دارد بگوید که ایران برنامۀ تولید سلاح هسته ای را در دست اجرا دارد. این نوع دعاوی بی پایه و اساس دقیقا مشابه همان هایی است که در مورد سلاح های کشتار جمعی در عراق مطرح می کردند. چیزی که ما امروز در دنیای مدرن در اختیار داریم، قابلیت تبلیغات و کنترل امور است، نمونۀ این قابلیت را در عراق دیدیم، بازرسان اعلام کرده بودند که سلاح کشتار جمعی در عراق وجود ندارد، ولی واقعیت مهم نبود، و دولت ایالات متحده می توانست به دروغ پردازی هایش ادامه دهد. و رسانه ها نیز به سادگی دروغ ها را پذیرفتند و منتشر کردند، و آن را به عنوان واقعیت جلوه دادند، و گویی که واقعا صدام حسین سلاح کشتار جمعی در اختیار دارد.
و حتی مقامات بالایی را در دولت داشتیم که از قارچ اتمی و غیره حرف می زدند. این همان شگردی است که در مورد ایران تکرار می کنند. در نتیجه مجازات های سازمان ملل متحد در واقع پوششی برای همین تبلیغات است. والبته، مجازات هایی که توسط ستزمان ملل متحد اعلام شده، آن نوع مجازات های شدیدی نبوده است که ایالات متحده خواهان آن می باشد. بنابراین کاری که حالا ایالات متحده به آن دست زده، اعمال مجازات های یک جانبه است که به مجازات های سازمان ملل متحد افزوده شده. و این موضوع با مخالفت روسیه مواجه شد و گفت که پیش از این قابل فهم بود زیرا فکر می کردیم همواره جایی برای مذاکره باقی مانده و حالا رسیده ایم به مجازات های یک جانبه علاوه بر همۀ مجازات ها. در نتیجه روشن است که ایالات متحده در پی ایجاد شرایطی است که تمام دروغ های دولت برای حمله به ایران توجیه پذیر جلوه کند. در نتیجه ما در این جا با نوعی از تبلیغات سروکار داریم که از دوران نازی ها با آن آشنا هستیم. در واقع باید گفت که حتی بدتر از دوران نازی است. هیتلر شاید نسبت به دولتایالات متحده حسن نیت بیشتری داشت. در نتیجه، به روشنی، اگر نتوانیم جلوی آن را بگیریم، جنگ در حال شعله ور خواهد شد. البته چین و روسیه با چنین روی کردی موافق نخواهند بود. ولی ما در ایالات متحده تلاش خواهیم کرد که آنها را به دام خودمان بیاندازیم. یا آنها را خریداری کنیم و یا به تهدید آنها اقدام کنیم. و یا به شکل خاصی سعی کنیم امکانات بیشتری برای متشنج کردن ایران به دست بیاوریم.
حالا حرکت ناوگان احتمالا می تواند احتمالا به عنوان یکی از اشکال تحریک تلقی شود. به این امید که اتفاقی بیافتد، که ایرانی ها دست به واکنشی بزنند که با غربی ها برخوردی ایجاد شود که متعاقبا به عنوان بهانۀ جنگ به کار بسته شود. یا تهدیدی از جانب آنها صورت پذیرد و به شعله ور شدن جنگ بیانجامد، این هدف ایالات متحده است.
جیمز کوربت : فکر می کنم که حق با شماست ولی درک این نکته برایم مشکل به نظر می رسد که در این دوران، یعنی نه تنها در دوران فروپاشی اقتصادی این حمله به نوعی خودکشی اقتصادی تبدیل می شود، بلکه به این علت که ایران دارای توان نظامی و ضد حمله استف به شکلی که عراق هرگز قادر به انجام آن نبود. نمی دانم چرا در چنین طرحی این موضوع به حساب آورده نشده است. در نتیجه پرسش این استکه استراتزی واقعی در این جا کدام است و هدف از این منازعه چیست؟
دکتر رابرتس : دلایل متعددی وجود دارد. پیش از همه باید از ایدوئولوژی نو محافظه کاران یاد کنیم که در بطن دولت ایالات متحده لانه کرده اند. ایدئولوژی نو محافظه کاران حاکمیت بر جهان می خواهد، می خواهند بر جهان حکومت کنند. اکنون ایران آخرین کشور مستقلی است که در خاورمیانه باقی مانده. می توانیم احتمالا سوریه را نیز به آن اضافه کنیم. ولی این کشورها محاصره شده اند. بقیۀ کشورها به تصرف آمریکا در آمده اند، یا به شکل عروسک در دست آمریکا هستند، به عنوان مثال مصر. مصر در دست آمریکا یک عروسک خیمه شب بازی چیزی بیشتر نیست. در نتیجه این موضوع به گسترش حاکمیت ایالات متحده مرتبط می باشدف یعنی پاک کردن خاورمیانه از تمام دولت های مستقل که نمایندۀ مردم خودشان هستند و با منافع آمریکایی ها در تضاد می باشند.
دلیل دوم اسرائیل است. اسرائیل می خواهد کاملا بر حاورمیانه تسلط پیدا کند و در پی اخراج کامل فلسطینی ها از کرانۀ باختری رود اردن است، و می خواهد جنوب لبنان را نیز به دلیل منابع آب تصاحب کند. ولی آن چه مانع پیش روی اسرائیل شده، حزب الله است که راه را بر او بسته است. و اسرائیلی ها می دانند که ایران از حزب الله پشتیبانی می کند. در نتیجه دلشان می خواهد که از شر ایران خلاص شوند. بنابر این اسرائیلی ها ترسی ندارند که وقتی به جنوب لبنان حمله می برند، برای سومین بار نیز شکست بخورند. و بدون ایران حماس هیچ پشتیبان دیگری ندارد. در نتیجه می توانند فلسطینی ها را در غزه از گرسنگی هلاک کنند و اخراج فلسطینی ها را در کرانۀ باختری رود اردن به انجام نهایی برسانند.
موضوع سوم، امنیت مجتمع صنعتی نظامی آمریکا است. این مجتمع برای منافع و ادامۀ حیاتش به جنگ نیازمند است و دولت ایالات متحدۀ آمریکا خواهان چنین جنگ ها و منافع آن است. زیرا پول ها را با مشارکت سیاسی دوباره به گردش در می آورد. در نتیجه برای دولت ایالات متحده، جنگ راه حل مناسبی برای پول مالیات دهندگان است که مجتمعات صنعتی نظامی به کار می افتد.
چهارمین موضوع، رسانه های خود فروش ایالات متحده است. این رسانه ها به عنوان وزارت خانۀ پنتاگون عمل می کند. در مورد این عوام فریبی ها و دروغ پردازی ها هیچ رابطۀ اخلاقی وجود ندارد. در هریک از رسانه ها، چاپی و تلویزیون آمریکایی. در نتیجه شما در این جا چهار قطعه از پازل را در اختیار دارید. این پازل در خدمت رسانه ها است زیرا برای آمریکایی ها موجب سرگرمی و تفریح نیز هست. می گویند : «آه این بار به کون یک نفر دیگر می زنیم»، «ما قدرت بزرگ مردسالار هستیم.» و غیره...
این شکل از تفریح به درآمدهای تبلیغاتی کمک می کند و دولت اعلام کرده است که تمام جوازهای انتشار را تمدید می کندف و شما شاهد «تهیه کننده ها» هستید. این آن چیزی است که در شرف وقوع می باشد. به این شکل نیست که چون که ایران تهدید خاصی را بازنمایی می کند.
...