۱۳۹۳ تیر ۲۶, پنجشنبه
گاهنامۀ هنر و مبارزه
12 ژوئیه 2014
شنبه 21 تیر 1393
« زیر چشمان ما »
کردستان نسخۀ اسرائیلی
تی یری میسان
ترجمه توسط حمید محوی
« Sous nos yeux »
Le « Kurdistan », version israélienne
Thierry Meyssan
در
حالی که تمام اقدامات ضروری برای ایجاد کردستان آزاد در شرف تکوین است، تی
یری میسان آن را به عنوان تحریف رؤیای مردم کردستان در راستای منافع
اسرائیل، ایالات متحده و ترکیه تعریف می کند. علاوه بر این، تی یری میسان
در این نوشته طرح پاکسازی قومی بارزانی ها را افشا کرده، و از مخالفت حزب
کارگران کردستان با ایجاد این نوع « کردستان » یاد می کند.
شبکۀ ولتر
وقتی
داوید بن گوریون به شکل یکجانبه ایجاد دولت اسرائیل را اعلام کرد، دفاعیۀ
او بر این اساس بود که یهودی ها می خواهند یک منطقۀ امنیتی پیرامون خود
ایجاد کنند. این موضوع در واقع کاربست استراتژی « گام » بود که پیش از این
در اروپا رواج داشت (1) : درنبود سیاست نظامی زدائی مناطق مجاور به
مرزهایش، جنگ های اسرائیل به هدف گسترش سرزمین اسرائیل راه اندازی شد. با
این وجود، با پیدایش نسل جدید موشکها، «گام» های ایجاد شده هیچ چیزی را
تضمین نمی کرد. به طوری که سال 1999، اسرائیل در باز پس دادن جولان تردید
کرد(2) و سال 2000 نیز ترجیح داد بجای تحمل آزاری که از سوی حزب الله متوجه
او بود، از لبنان خارج شود.
به
تدریج، طرح نظریۀ نظامی دیگری ضرورت پیدا کرد : بر اساس نظریۀ نوین، از
این پس امنیت یک سرزمین به قابلیت تخریب موشک های دشمن از فاصلۀ دور بستگی
خواهد داشت. در نتیجه نه تنها باید در مرزهای مجاور و فوری «گام» ایجاد
کرد، بلکه در عین حال برای خنثی سازی تهدید موشکی، در فراسوی دولت های
تهدید کننده باید پیرامون آنها دایرۀ محافظتی ایجاد نمود. به همین علت سال
2011 سودان جنوبی ایجاد شد و به زودی کردستان ایجاد خواهد شد (2015). بر
این اساس، اسرائیل می تواند هم زمان مصر، سوریه و لبنان را تهدید کند.
تجربۀ
سودان جنوبی خصوصیت مصنوعی ایجاد این دولت تازه تأسیس را نشان می دهد. در
حال حاضر دولت سودان جنوبی دولتی است بی دولت، تنها می توانیم آن را به
عنوان منطقه ای فاقد حقوق بدانیم که توسط ارتش اسرائیل اشغال شده است.
از دیدگاه ایالات متحدۀ آمریکا، ایجاد کردستان مرحله ای از ایجاد و باز سازی «خاورمیانۀ بزرگ» (Greater Middle East)
است، یعنی تجزیۀ منطقه به دولت های کوچکتر که از دیدگاه قومی یکپارچه
باشند، و در نتیجه تسلط بر آنها به سادگی امکان پذیر باشد. به همین علت
پنتاگون در خاموشی فرو رفت. در گردهمآئی پشت درهای بسته، وقتی وزیر دفاع
چاک هیگل Chuck Hagelو فرماندۀ ستاد فرماندهی، ژنرال مارتین دامپسی Martin
Dempsey آمدند تا به پارلمانی ها در کنگره وضعیت عراق را توضیح دهند، نه
تنها مدعی شدند که پروندۀ ابوبکر آل بغدادی را گم کرده اند (و در نتیجه نمی
دانند چرا او را سال 2004 دستگیر کردند و به چه علتی چند ماه بعد او را
آزاد کردند)(3)، بلکه اظهار داشتند که هیچ طرح مداخله ای نیز در دست ندارند
و زمین بازی را کاملاً به امارات اسلامی و کردستان سپرده اند (4).
طی سال های 60، ملا مصطفی بارزانی (پدر مسعور
بارزانی) به واشینگتن و شاه ایران نزدیک شد، وسپس تبدیل شد به مأمور موساد.
در این عکس او را در اسرائیل با آبا ابان Abba Eban (وزیر امور خارجۀ اسرائیل) و ژنرال میر امیت Meir Amit رئیس موساد می بینیم.
از
دیدگاه ترکیه، چنین «کردستانی» فرصت مناسبی بنظر می رسد تا به حل مسائل و
مشکلات کرد بپردازد. نخست وزیر رجب طیب اردوغان تمام عملیات را در گوشی به
خاندان بارزانی زمزمه کرده است. از سوی دیگر، رجب طیب اردوغان توسط پارلمان
خود قانونی را به تصویب رسانده که بر اساس آن گفتگو با کردها مجاز خواهد
بود : پارلمانی هائی که در خلع سلاح و پذیرش شورشیان شرکت می کنند از پیگرد
قانونی مصون خواهند بود(5). نخست وزیر امیدوار است که با رأی کردهای ترکیه
در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود. و کردها از او سپاسگذار خواهند بود
که هدایت کردستان را از خارج به عهده خواهد گرفت. البته روشن است که احتمال
کمی وجود دارد که پس از پیروزی در انتخابات به وعده هایش عمل کند.
مردم
کردستان واقعاً اشتباه بزرگی مرتکب خواهند شد اگر به « کردستانی » که
اسرائیل و ترکیه به آنها وعده داده اند باور کنند و تصور کنند که این
کردستان همان کردستان تمام آرزوهایشان خواهد بود. در قطب مخالف نیکانشان
صلاح الدین ایوبی بزرگ (سه لاحه دینی ئه ییووبی) که شام را آزاد و متحد
ساخت، قبیلۀ بارزانی آنها را از دیگر اقوام منطقه، عرب ها، ارامنه و غیره
جدا خواهند ساخت، و آنها را به طرفداران آپارتاید تبدیل خواهد کرد.
در
حالی که در انترنت، اعضای حزب دموکرات کردستان برای پول آینده تلاش می
کنند(6)، بارزانی ها به شکلی عمل می کنند که گوئی سرانجام به کمک اسرائیل
پیروز شده اند. بارزانی ها پیشمرگان را برای تصاحب چاه های نفت در بای حسن
Bai Hassan و کرکوک فرستاده اند و کارگران عرب را نیز اخراج کرده اند (7) —
به بهانۀ حفاظت مناطق نفتی در مقابله با واکنش های بغداد.
تردیدی وجود ندارد، طرح اسرائیل برای بارزانی ها مستلزم پاکسازی قومی خواهد بود و این روند تازه شروع شده است.
از
هم اکنون حزب کارگران کردستان عبدالله اوجالان فراخوان داده است که در این
دام نیافتند. او از گردهمآئی سرّی گروه های اسلامگرا و حزب دموکرات
کردستان به رهبری مسعود بارزانی که اول ژوئن در عمان برگزار شد، گزیده ای
منتشر کرد که نشان می دهد که آنها در اتحاد با یکدیگر به عراق حمله کرده
اند (8). حزب کارگران کردستان برای بسیج عمومی مردم کردستان برای مقابله با
طرح اسرائیلی - بارزانی فراخوان صادر کرد.
نخست
وزیر عراق نوری مالکی به سهم خود اعلام کرد که ارتش او نمی وان دبه مرکز
فرماندهی عالی امارات اسلامی حمله کند...زیرا فرماندهی عالی در اربیل و تحت
حفاظت دولتی محلی کردستان به سر می برد.
]1] Marches
استراتژی
گام ، طی قرون 18 و 19، دولت های بزرگ بر آن بودند که در مرزهای فوری خود
کشورهای کوچک بی طرفی به وجود بیاورند تا خودشان را از تهاجمات زمینی حفاظت
کنند. این دولت های کوچک و بی طرف را « گام » می نامیدند، احتمالا به این
علت که ابتدا باید روی آن گام بر می داشتند تا به دولت های بزرگ حمله کنند.
[2] DamascusDiary, An Inside Account of Hafez al-Assad’sPeaceDiplomacy, 1990-2000, par BouthaïnaShaaban, Lynne RiennerPublishers, 2012.
[3] “US missedBaghdadi’slikelyal-Qaidalinkduring 2004 detention”, by Nancy A. Youssef, Merced Sun Star, July 9, 2014.
[4] “Inside the Ring”, by Bill Gertz, The Washington Times, July 9, 2014.
[5] « Le parlement turc fixe un cadre pour négocier avec les Kurdes », Reuters, 17 juillet 2014.
[6] “As Kurdistan Ponders Independence, Kurds Wonder about OwnCurrency”, Alexander Whitcomb, Rudaw, 9 juillet 2014.
[7] “BaghdadLashes Out AfterKurdish Forces Move intoTwoOilfields”, Rudaw, 11 juillet 2014.
[8] « Révélations du PKK sur l’attaque de l’ÉIIL et la création du « Kurdistan » », Réseau Voltaire, 8 juillet 2014.
۱۳۹۳ تیر ۲۲, یکشنبه
تجزیه عراق به سبک آمریکائی
تجزیه عراق به سبک آمریکائی
نیکولای بابکین
(Nikolay Bobkin)
دانشمند علوم سیاسی
ترجمه، معرفی و متمم: ا. م. شیری
۲۱ تير- سرطان ۱٣۹٣
معرفی: این مقاله بیش از
عراق، بر روی نکات بسیار مهمی در ارتباط با ایران انگشت گذاشته. از این رو، مطالعه
آن به همه مدافعان تمامیت ارضی، استقلال، امنیت، ثبات و آرامش ایران توصیه می
شود.
پیاده کردن الگوی برنامه آمریکایی «خاورمیانه بزرگ» روی نقشه سیاسی جهان از
عراق شروع شد. واشنگتن تقسیم عراق به سه بخش- دولت سنی، دولت شیعه و دولت کورد- را
بسیار پیش از هجوم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ برنامه ریزی کرده بود. انتقال
تروریستهای «داعش» (دولت اسلامی عراق و شام) از سوریه به عراق و تصرف قسمتهای قابل
توجهی از اراضی این کشور بخشی از این برنامه است. کاخ سفید در حرف کوردها را به حفظ
پیوند با بغداد فرامی خواند، به دولت شیعه المالکی کمک نظامی وعده می دهد، در
مبارزه با تروریسم از احتمال اتحاد با تهران سخن می گوید، اما در عمل به سیاست
گسترش هرج و مرج، لازمه تجزیه عراق متعهد می ماند... خصومت بین سنی ها و شیعیان هر
چه بیشتر بسوی مرحله خشونتهای غیرقابل کنترل پیش می رود، رویاروی این دو جریان دینی
احتمال حل صلح آمیز مناقشه بدست نیروهای خود عراق را عملا منتفی می
سازد.
حفظ تمامیت ارضی عراق جزو اولویتهای دولت اوباما نیست. رئیس جمهور آمریکا
فقط با اعزام سیصد نفر کارشناس نظامی به عراق، آن هم برای حفاظت از مراکز و مؤسسات
آمریکایی موافقت کرده است. علاوه بر این، بغداد به باج خواهی واشنگتن تن داد و در
نهایت با عدم صلاحیت دادگاههای این کشور برای محاکمه نظامیان آمریکایی موافقت کرد.
برغم گذشت بیش از سه هفته از تقاضا کمکهای نظامی المالکی، نخست وزیر عراق، چنین
است سهم آمریکا در برقراری ثبات در عراق. شبه نظامیان داعش شهرهای استانهای سنی
نشین شمال غرب را یکی بعد از دیگری تصرف می کنند، شمار قربانیان به صدها نفر بالغ
می شود، جنگ داخلی خونین ادامه دارد.
واشنگتن بمنظور تضعیف هر سه طرف و ممانعت از پیروزی کامل هر یک از آنها،
علاقمندی خاصی به جلب کوردها به مناقشه نشان می دهد. اوباما، رئیس جمهور آمریکا که
همه واحدهای نظامی آمریکا را براحتی از عراق خارج کرد و آن را بمثابه یکی از
دستآوردهای بزرگ خود می شمارد، با چرخش بغداد بسوی تهران عملا مخالف است. اکنون
آمریکا مصمم است انتقام بگیرد. بستن مسیر مستقیم ایران به سوریه تا امروز پیامد
اصلی هجوم داعش به عراق محسوب می شود. اتفاقی نیست که کمک های آمریکا به شبه
نظامیان از طریق اداره حمایت از مخالفان سوریه تحقق می یابد. داعش فرزند آمریکا است
و فقط ساده لوحان می توانند تصور کنند، که واشنگتن عملیات «دولت اسلامی عراق و شام
» را مدیریت نمی کند.
حسین امیرعبداللهیان، معاون وزیر خارجه ایران تأکید می کند، که کمکهای مالی
آمریکا به مخالفان، بدست افراطیون عراق می رسد. بگفته وی، سر و کله گروه داعش در
نتیجه کمکهای آمریکا در سوریه پیدا شد و در عراق نیز همان نقشی را بازی می کند که
قبلا در سوریه بازی می کرد.
۲۵
ماه ژوئن اوباما لایجه بودجه «عملیان دیپلوماتیک و جنگی در خارج از کشور» سال ۲۰۱۵
را به کنگره آمریکا ارائه کرد. ۵ میلیارد دلار از ۸،۶۵ (شصت و پنج و هشت دهم)
میلیارد دلار منظور در این بودجه به تأسیس بنیاد همکاری ضد تروریستی تخصیص داده شده
است که رئیس جمهور در سخنرانی ۲۸ ماه مه در وست پوئینت به آن اشاره کرد،. بر اساس
اعلامیه کاخ سفید، ۴ میلیار دلار از آن در اختیار پنتاگون (وزارت جنگ آمریکا. م.) و
۵ میلیارد دلار در اختیار وزارت خارجه قرار داده خواهد شد. ۳ میلیارد دلار هم برای
تشکیل نیروهای ضد تروریستی محلی، مبارزه با تندروی، مبارزه با تروریسم اقتصادی و
تبلیغ دمکراسی صرف خواهد شد. یک و نیم میلیارد دلار دیگر نیز برای جلوگیری از گسترش
مناقشات سوریه به کشورهای همسایه هزینه خواهد شد. تشکیل آژانس امنیتی موظف به کنترل
مرزها و کمک به جنگ زدگان، همچنین، برای «برقراری ثبات در مناطق تحت نظارت مخالفان»
صرف خواهد شد. از عبارت «برقراری ثبات در منطقه»، ایجاد کشورهای جدید: یکی، در مرز
سوریه با اسرائیل، و دیگری در منطقه شمال غرب عراق در مرز با سوریه، ترکیه و ایران.
کوردهای عراق برنامه نزدیک خود را برای جدائی از عراق بطور جدی اعلام کرده اند.
مسرور بارزانی، رئیس اداره جاسوسی و امنیتی کوردستان عراق تأکید می کند، که
کوردهای برای رسیدن به آرزوی خود بسیار نزدیک شده اند و «در حال حاضر در مرحله
تاریخی مبارزه خود بسر می برند». واقعا، پس از تقاضای رئیس جمهور کوردستان از
پارلمان این منطقه مبنی بر تدارک برگزاری همه پرسی برای اعلام استقلال، تصور آن
بسیار دشوار است که کوردستان عراق از هجوم داعش برای اعلام چنین استقلالی بهره
نخواهد برد. پس از دیدار جان کری از کوردستان عراق، مسعود بارزانی موافقت
خود را با رأی گیری در مورد حق تعیین سرنوشت اعلام کرد. مسعود بارزانی در مصاحبه با
کمپانی آمریکائی سی. ان. ان. اظهار داشت که «عراق در آستانه تجزیه قرار
دارد، و ملت کورد باید از شرایط پیش آمده برای تعیین آینده خویش استفاده
بکند».
همکاری آمریکائی- کوردی می تواند عامل جدی در بی ثباتی اوضاع منطقه باشد.
در ایران توجه دارند که عامل کورد در الگوی عراق طی سالهای اخیر در ردیف منافع
ژئوپلیتیک قدرتهای جهانی قرار گرفته و می تواند به عاملی بر علیه تهران بدل شود.
سیاستمداران آمریکائی همیشه سعی می کنند از تفاوتهای ملی و دینی در جامعه ایران، از
جمله، از مسئله حل نشده کورد برای اعمال فشار به ایران استفاده نمایند. فعلا مسئله
کورد در ایران در وضعیت سکون موقتی قرار دارد. اپوزیسیون کورد ایران که فعلا از
حمایت نیروهای خارجی برخوردار نیست، در انتظار فرصت مناسب بسر می برد. تشکیل کشور
مستقل کورد در قلمرو عراق همسایه، بی تردید، تکان شدیدی به مبارزه کوردهای ایران
برای خودمختاری خواهد داد. در چنین شرایطی، سازمانها جاسوسی آمریکا مثل همیشه از
مقابله احتمالی دولت با کوردهای ایران برای ایجاد مناقشه بین ایران- کورد استفاده
خواهند کرد. صرف نظر از آنکه اکثریت قریب به اتفاق کوردهای ایران از اشکال تندروانه
مبارزه امتناع کرده اند، ولی آنها را کاملا کنار نگذاشته اند و در صورت حمایت از
خارج، براحتی می توانند از نو به فعالیتهای مسلحانه ضد دولتی در ایران دست
بزنند.
آمریکائی ها میتوانند جنبشهای ملی مختلف ایران را با دست کوردستان عراق
متحد سازند. بعقیده بعضی از تحلیلگران پنتاگون، تنها با بهره گیری از رویکرد تحریک
همزمان گرایشات جدائی طلبانه آذربایجانیها و کوردها، می توان به شکست واقعی مواضع
رژیم حاکم ایران نائل گردید. اگر پشتیبانی های لازم از آنها به عمل آید، امواج آن
می تواند تا مناطق تاریخی بلوچ ها که آنها نیز مثل کوردها با رژیم اسلامی به مبارزه
مسلحانه مشغول هستند، گسترش یابد. اجرای این برنامه می تواند موجب تمرکز این
اقلیتهای ملی در مناطق همجوار با کشورهای همسایه بشود (کوردها در مناطق همجوار با
عراق و ترکیه و بلوچها در مناطق همجوار با افغانستان و پاکستان). در این شرایط، با
توجه باینکه بلوچها و اکثریت کوردها سنی مذهب هستند، عامل مذهب نیز تأثیر خود را بر
روند حوادث خواهد گذاشت.
خبرهای دایر بر احتمال همکاری واشنگتن با تهران در عراق، مثل این شایعه که
آمریکا و ایران بطور ضمنی برای تجزیه عراق توافق کرده اند، بی معنی هستند. ایران
برغم اعتراض واشنگتن، اسلحه و مشاور به عراق فرستاد، اما بدلیل اینکه آماده کمک به
شیعیان است و هیچ کمکی به کوردها نمی کند، از اعزام نیرو خودداری کرد. تهران از
بازگشت اقلیت سنی به قدرت در نزدیکترین منطقه همجوار با ایران بشدت نگران است. در
گذشته این کشور با عراق تحت رهبری صدام حسن ۸ سال جنگید، اما ایرانیها سعی می کنند
از تکرار چنین حوادثی جلوگیری نمایند. مقامات ایران ضمن هراس از قرار گرفتن خود در
احاطه «کشورهای تأسیس نشده»، از بی ثباتی کوردستان عراق هم بیم دارند.
*
متمم مترجم:
در میان بخصوص کوردها، مشهور است که ملا مصطفی بارزانی، پدر مسعود بارزانی
و رئیس ایل بارزان زمانی گفته بود، که «بخاطر استقلال کوردستان، با شیطان هم دست می
دهد...». اگر چه ملا مصطفی بارزانی در زمان حیات خود با «شیاطین» بسیاری همدست شد،
اما وجود حاکمیت مقتدر در بغداد، همه «دست دادنهای او» با «شیاطین» را بی نتیجه
گذاشت. در این میان هجوم دولتهای تاریخا جنایتکار آنگلوساکسونی آمریکا و انگلیس در
سال ۲۰۰۳ به عراق، همه شرایط لازم برای تحقق «آرزوی» ملا مصطفی را فراهم آورد و
فرزندش مسعود بارزانی، تحصیل کرده و تربیت یافته رژیم صهیونیستی اسرائیل، در اجرای
آن، پا را چنان از حد فراتر گذاشت که کوردستان عراق را به یک اسرائیل جدید در منطقه
و یک خطر مهم جهانی تبدیل کرد. پس از اشغال و ویرانی عراق توسط آنگلوسالکسونها در
سال ۲۰۰۳، دهها پایگاه آموزش و تربیت خرابکاری، جاسوسی و تروریستی آمریکا و اسرائیل
در اقلیم کوردستان تأسیس شده است. البته همه اینها، «هنوز از نتایج سحر است، باشیم
تا صبح دولتمان بدمد».
روند پاکسازی قومی «نرم» مناطق غربی ایران طبق برنامه آمریکا از چند دهه
پیش آغاز شده، در حال حاضر بشدت ادامه دارد. بدین معنی، که بویژه پس از تشکیل دولت
خودمختار اقلیم کوردستان عراق، بودجه های کلانی برای خرید خانه ها و زمینهای متعلق
به مردم بومی غیرکورد ساکن مناطق غربی کشور به کوردها تخصیص داد شد. بدین ترتیب،
کوردهای تازه پولدار شده، با خرید زمینها و خانه های مردم بومی ساکن مناطق مختلط
غرب کشور به نرخ بسیار بالاتر از نرخ روز، آنها را تحریص نموده و شرایط کوچ انبوه
شان به شهذهای مرکزی کشور را فراهم ساختند. این واقعیت در استان آذربایجان غربی،
بویژه در شهرهای سلماس، ارومیه، نقده، مهاباد، میاندوآب، صائین قلعه، تکاب و بیجار
در استان کوردستان، باعث تغییرات جدی در ترکیب جمعیتی آنها شده است. اگر تا ۲۵- ۳۰
سال پیش نسبت جمعیت ترک و کورد مثلا، در شهر میاندوآب به ترتیب ۹۰ به ۱۰ بود، در
حال حاضر این نسبت به ۷۰ به ۳۰ به نفع جمعیت کورد تغییر یافته است. ضمن این، برخی
شواهد حکایت از آن می کنند که بموازات اینها، آمریکا از طریق دولت بارزانی جمعیت
کورد مناطق غربی کشور را مخفیانه تسلیح می کند... این روش در مجموع خود، پس از علنی
شدن طرح جمیز بالفور، وزیر خارجه انگلیس، موسوم به «اعلامیه بالفور» در سال ۱۹۱۷ از
دهه ۱۹۲۰ تا تشکیل اسرائیل در سال ۱۹۴۸ در سرزمین فلسطین از آزمون گذشت. البته
اضافه می کنم، که تسلیح، تأمین مالی و سازماندهی مخفیانه اپوزیسیون افراطی در مناطق
جنوبی و شرقی کشور توسط آمریکا هم بر سر زبانهاست.
یکی دیگر از دستاویزهای آمریکا و متحدان غربی و منطقه ای آن برای تحریک
جنبش های افراطی ملی، اعدام مخالفان سیاسی در ایران است. بر همه کس معلوم است که
مجازات اعدام- به تعبیر مترجم و نویسنده این سطور: قتل عمد مخالفان سیاسی و حتی
مجرمان و بزهکاران غیر سیاسی در ایران، بی توجه به تعلق ملی، دینی یا مذهبی اجرا می
گردد. اما دولتها و رسانه های ناتویی- صهیونیستی در برخورد به اعدامها، همواره سعی
می کنند این شائبه را به اذهان عمومی حقنه کنند که گویا اعدامها در ایران جنبه ملی
یا دینی دارد. بدین منظور، همواره در سر تیتر خبرهای مربوط به اعدامها، با تأکید بر
تعلق ملی یا دینی مذهبی فرد یا افراد محکوم به اعدام، از عباراتی مانند: «دو نفر
کورد یا عرب اهوازی، بلوچ، بهائی و ... امروز در ایران اعدام شدند»، استفاده می
کنند.
با عطف توجه به روند حوادث ناهنجار منطقه و جهان، بنظر می رسد حاکمیت
اسلامی ایران با لغو فوری مجازات اعدام و قصاص و همچنین، با رسمیت بخشیدن به حقوق
ملی- فرهنگی (زبانی) و دینی- مذهبی اقلیتهای ملی یا دینی، می تواند موجبات تقویت و
تحکیم اتفاق و اتحاد جامعه ایران را فراهم آورده و برنامه ها، دسایس و توطئه های
تفرقه افکنانه و جنگ افروزانه غرب را خنثی سازد. در غیر این صورت، ایران باید منتظر
سرنوشتی مشابه سرنوشت اتحاد شوروی باشد که آمریکا و متحدانش با حمایتهای بی حد و
حصر مالی، تسلیحاتی، تشکیلاتی، تبلیغاتی- اطلاعاتی و ایدئولوژیکی از افراطیون ملی و
دینی داخلی، آن قدرت جهانی را از نقشه سیاسی جهان پاک کردند.
یادآوری: کلمه رایج کـُرد را بمنظور احتراز از اشتباه، دانسته بشکل «کورد»
در این متن نوشته ام.
۱۳۹۳ تیر ۸, یکشنبه
اتاوا شبکۀ گسترده از اپوزیسیون های ایرانی ایجاد کرده است
گاهنامۀ هنر و مبارزه
25 ژوئن 2014
اتاوا شبکۀ گسترده از اپوزیسیون های ایرانی ایجاد کرده است
نوشتۀ بهادور ذبیحیان
مرکز مطالعات جهانی سازی، 16 ژوئن 2014
ترجمه توسط حمید محوی
سایت
«لو دووآر» Le Devoir گزارش داده است که اتاوا اعلام کرد که موفق به ایجاد
شبکه ای متشکل از «صدها مبارز ایرانی» شده و با 4،5 میلیون کاربر انترنت
در ایران ارتباط برقرار کرده است. این طرح چند رسانه ای توسط وزارت امور
خارجه در چهارچوب انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 2013 تأمین مالی شده
است.
از
یک سال پیش کانادا بر آن است تا رویکرد تازه ای را با ایران در پیش بگیرد :
« دیپلماسی مستقیم ». این رویکرد دیپلماتیک مستقیم می تواند تناقض آمیز
جلوه کند و یا موجب شگفتی ما باشد، زیرا اتاوا سال 2012 سفارت ایران را بست
و دیپلمات های ایرانی را اخراج کرد. ولی هدف دیپلمات های کانادائی گفتگوی
مستقیم با مقامات ایرانی نیست، بلکه خواهان ارتباط با مردم این کشور هستند
(1).
سایت
«لو دووآر» بر اساس قانون حق دسترسی به اطلاعات اعلام کرد که در بطن بخشی
از وزارت امور خارجه که مأمور رسیدگی به امور خاورمیانه است، مشخصا مسئولیت
«دیپلماسی مستقیم» با ایران به عهدۀ یک «مدیره»، یک «معاون مدیره» و یک
«مأمور» واگذار شده است.
کمی پیش از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، سال 2013، کانادا ایجاد یک سایت انترنتی به زبان انگلیسی و فارسی را به همکاری Munk School of Global Affairs de l’Université de Toronto
راه اندازی و تأمین مالی کرد. این طرح، تحت عنوان « گفتگوی جهانی دربارۀ
آیندۀ ایران »، بر اساس گمانه زنی وزارت امور خارجۀ کانادا ارتباط با
4500000 کاربر انترنتی در ایران را ممکن ساخته است. سایت انترنتی و سکوهای
رایانشی مختلف تا کنون 3200000 دلار برای وزارت امور خارجۀ کانادا خرج
برداشته است و تا 3300000 دلار پیشبینی کرده است. ژان-برونو ویلنو
Jean-Bruno Villeneuve سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرده است که اتاوا در
صورتی که بودجه اش اجازه دهد، امکان تمدید این بودجه را منتفی نمی داند.
موضوعات حساس در فهرست
هدف
از این طرح «پشتیبانی از تلاش های [دانشگاه تورنتو] برای ایجاد سکوی
رایانشی بود که بتواند امکان گفتگو بین مبارزان ایرانی پراکنده شده در جهان
(تبعیدیان) و ایرانیان ایران را فراهم سازد. بر اساس توافق به امضا رسیدۀ
وزارت امور خارجۀ کانادا در سال گذشته، این گفتگوها می بایستی در مراحل
پیشین و پسین انتخابات ژوئن 2013 در ایران ، پیرامون مسائل و مشکلات سیاست
های برجسته و جاری صورت گیرد. موضوعات مطروحه غالبا در رابطه با « بزهکاری
گسترده »، «سوء استفاده از حقوق فردی»، « اقتصاد ورشکسته » و «نظام آموزشی
که در حال فروپاشی به سر می برد» ...سایت «لو دووآر» یک کپی از این فهرست
را که از پیش توسط وزارتخانه به تأیید رسیده بوده بدست آورده است.
در
چهارچوب این طرح، چندین فعال ایرانی در خارج از کشور در تورنتو طی دوران
انتخابات ریاست جمهوری در ایران جلسات سخنرانی برگزار کردند. ولی به ویژه
به دلیل وجهۀ چند رسانه ای خود را متمایز ساخت. ایرانیانی که در ایران به
سر می بردند، می توانستند در بحث هائی که روی موضوعات حساس جریان داشت از
طریق سکوی رایانه ای وب محافظت شده شرکت کنند، چنین ساخت سازی از دیدگاه
تئوری به آنها اجازه می داد که ناشناس باقی بمانند، زیرا انترنت در ایران
کاملا تحت نظارت است (2). طرح شبکۀ رایانه ای به ایرانیان در عین حال
اجازه می داد که موارد تقلبات مضنون را روز انتخابات روی نقشه، ردیابی
کنند. سرانجام، هیچ خلافکاری معنی داری روز 14 ژوئن 2013 شناسائی نشد، و
حسن روحانی در نخستین دور انتخابات با 50 درصد، از 72 درصد از شرکت کل رأی
دهندگان انتخاب شد.
اتاوا
معتقد است که این ابتکار عمل موجب ایجاد یک شبکه از اپوزیسیون های ایرانی
شد. در گزارشی به تاریخ ژوئن 2013 که برای وزیر امورخارجۀ وقت جان بیرد John Bairdفرستاده شده بود، نوشته شده : « ما یک شبکه از صدها فعال ایرانی در جهان را گسترش دادیم ».
پروندۀ
«سرّی» که سایت «لو دووآر» مبنی بر قانون حق دسترسی به اطلاعات یک کپی از
آن را اختیار داردف توضیح می دهد که این طرح برای اتاوا امکان ارتباط با
ایرانیان مقیم کانادا را فراهم ساخت. تعداد این ایرانیان بیش از 121000 نفر
اعلام شده است. « ما با شبکه ای از صدها فعال ایرانی و انجمن های آنها در
کانادا ارتباط برقرار کردیم ».
هدف
این طرح ایجاد سکوی رایانشی برای گفتگوی بین ایرانی ها بود که بتوانند کسب
اطلاع کنند، ولی بنطر می رسد که اتاوا در پی دستیابی به اهداف سیاسی در
زمینۀ مناسبات خارجی کانادا نیز می باشد. در این گزارش که وزارتخانه آن را
«تأیید» کرده، قویا ابهام آمیز و یا سانسور شده، مسئله « حفظ وضعیت مناسب
برای گفتگو با ایران است که این کشور متقاعد شود که باید از برنامۀ هسته ای
قطه نظر کند ». اتاوا می گوید که ایران بزرگترین تهدید برای صلح جهانی
است.
گسترش «دیپلماسی مستقیم » ؟
دانشگاه
تورنتو و وزارتخانه بر این باور هستند که طرح با موفقیت انجام شده است.
ابتکار عمل از این پس آماده و روشن است. تنها «کنتر روحانی»، ابزار کاری
است که بروز سازی آن می تواند نشان دهد که آیا او به وعده هایش عمل می کند
یا نه. شین وایلت Sean Willett رئیس ارتباطات Munk School of Global Affairs در دانشگاه تورنتو تلاش می کند تا دوباره از وزارت امور خارجه بودجه دریافت کند.
پروندۀ
وزارت امور خارجۀ کانادا که سایت لو دووآر بدست آورده نشان می دهد که
دیپلمات ها از طریق این شبکه خواهان گفتگو با ایرانیان هستند. چنان که در
این گزارش می توانیم بخوانیم : « کانادا باید مناسباتش را با ایرانیان
گسترش دهد ».
وزارت
امور خارجۀ کانادا بر آن است که از همین شیوه برای ارتباط با کشورهای دیگر
ی که اطلاعات در آن تحت کنترل می باشد، استفاده کند. ژان-برونو دوویلنو
Jean-Bruno Villeneuve طی یک نامه ای بی آن که توضیح روشنی مطرح کند
یادآور شده است که « با گسترش دیپلماسی مستقیم، کانادا می تواند برای
مقابله با اختناق حاکم، به شهروندان این کشورها یاری رساند ». (3)
Bahador Zabihiyan
آدرس الکترونیک متن اصلی
یادداشت مترجم :
1)از
سال ها پیش یعنی مشخصا از تاریخ ایجاد وبلاگ گاهنامۀ هنر و مبارزه 4 مارس
2010 مطالب روزنامۀ حزب کمونیست کانادا جزء نخستین مقالات منتشر شده و
همواره یکی از منابع دائمی در این گاهنامه بوده است. لازم به یادآوری نیست
که گاهنامۀ هنر و مبارزه هیچ نسبتی با محافل قدرت و تجارت نداشته و امید
است که این توضیح مختصر برای روشن ساختن اذهان خوانندگان ما در مورد هویت
گاهنامۀ هنر و مبارزه کافی بوده باشد. تنها جای تأسف است که می بینیم با
وجود انقلاب رایانه ای که در دست آوردهای دموکراتیک آن، همواره باید به وجه
نسبی آن دلخوش باشیم، می بینیم که همواره سرمایه گذاری های قدرت های بزرگ
است که می تواند در روند ارتباطات در سطح توده های میلیونی مؤثر واقع شود، و
کارهای فرهنگی و اجتماعی قطع نظر از کیفیت آن، شانس محدودی برای ارتباط با
توده ها را دارد. به همین شکلی که در گزارش حاضر می بینیم، سرمایه گذاری
چند میلیون دلاری وزارت امور خارجۀ کانادا به انضمام تمام فن آوری های
موجود موجب شده است که ظرف مدت کوتاهی با 4500000 کاربر ایرانی در ایران
رابطه بگیرند (با قطع نظر از تعداد کلیک ها). در صورتی که تعداد کلیک های
انجام گرفته روی گاهنامۀ هنر و مبارزه از تاریخ ایجاد این وبلاگ در 4 مارس
2010 تا این ساعت از بعد از ظهر 25 ژوئن 2014 تنها 49672 بوده که احتمالا و
تقریبا 9000 کلیک آن مرتبط است به تنظیمات و ارسالات خود مدیر وبلاگ برای
انتشار و یا تصحیح مقالات جدید. و تمام وبلاگ های دیگر که به کارگاه من در
گاهنامۀ هنر و مبارزه مرتبط می باشد، تقریبا در مجموع همین تعداد را نشان
می دهد. یعنی در مجموع معادل یک سوم کلیک های انجام شده برای دیدن پستان چپ
گلشیفته ظرف یک روز. در نتیجه می بینیم که همواره سرمایه است که بر ذهنیت
آگاه و فاعل شناسنده – فاعل اجتماعی – کار اجتماعی - تسلط دارد، و اذهان
عمومی نیز خواسته یا ناخواسته متحد و همکار همین قدرت ها و سرمایه ها
هستند. همین معادله برای سایت های آلترناتیو مثل همین سایت مرکز مطالعات
جهانی سازی به مدیریت میشل شوسودوسکی در غرب برقرار می باشد.
علاوه
بر این باید به معادلۀ نابرابر بین تلاش های گاهنامۀ هنر و مبارزۀ و تلاش
های وزارت امور خارجۀ کانادا برای ایجاد شبکۀ اجتماعی در جهان مجازی توجه
داشته باشیم، و ببینیم که تا چه اندازه این وضعیت با اختناق و محدودیت هائی
که نظام جمهوری اسلامی و دستگاه مذهبی در ایران در رابطه با آلترناتیوهای
حاشیه نشین و یا به حاشیه رانده شدۀ ایرانی، همخوانی و هم پیمانی دارد. و
تا چه اندازه حکومت اسلام در ایران از یک سو و حکومت جمهوری اسلامی ایران –
بورژوازی کمپرادور ایران از سوی دیگر برای سرکوب آلترناتیو های پیشگام
ایران در پیوند تنگاتنگ و اتحاد با سرمایه های جهانی و مداخلات کشورهای عضو
پیمان آتلانتیک شمالی در کشور استعمار زدۀ ما ایران بوده است. به نتیجۀ
اختناق داخلی باید توجه نشان دهیم. در واقع داعیۀ وزارت امور خارجۀ کانادا
برای یاری رساندن به ایرانیان در شرایط اختناق، اسطوره ای بیش نیست، زیرا
کشورهای سرمایه داری مانند کانادا با بورژوازی کمپرادور ایران هم پیمان
هستند، یعنی یکی از همان عوامل اختناق و سرکوب و بی عدالتی و...
2)به
شکلی نوشته شده که گوئی در غرب، در اروپا یا کانادا و یا آمریکا انترنت
محافظت شده و تحت کنترل دولت نیست و مردم آزاد هستند. روشن است که در غرب
خصوصا، اساسا زندگی خصوصی و حریم خصوصی یک اسطوره است. من پیشبینی می کنم
که در سال های آینده باید منتظر فاجعۀ عظیم ضد بشری در غرب باشیم.
3)به
این معنا که کانادا در راه اندازی انقلاب رنگی و به عبارت دیگر در تاکتیک
اعمال «قدرت نرم» مثل اعمال «قدرت سخت» در کنار دیگر کشورهای امپریالیستی
موضعگیری کرده است.
تبصرۀ مهم :
نکتۀ
حائز اهمیت این است که چنین گزارشی تقریبا یک سال بعد در رسانه ها – حتی -
رسانه های آلترناتیو منتشر می شود. موضوع پشتیبای مالی و فنی امپریالیست
ها از اپوزیسیون های ایرانی، و به همین گونه در بخش عملیات تروریستی در
ایران، تازگی ندارد. با این وجود چنین گزارشاتی می تواند برای ما در مبارزۀ
طبقاتی مدارک ارزشمندی باشد. علاوه بر این توجه داشته باشیم که این سگ های
نگهبان امپریالیسم جهانی که کمابیش به روشنی با هیئت حاکم متحد شده اند،
یعنی پیکرۀ اپوزیسیون پنتاگونی هیچگاه نه در موارد گذشته و در موارد اخیرتر
به مناسباتشان با قدرت های حاکمی که آنها را به خدمت گرفته اند لام تا کام
چیزی نگفته اند. البته اتحاد ایدئولوژیک اپوزیسیون های پنتاگونی و جمهوری
اسلامی هیچگاه برای ما در گاهنامۀ هنر و مبارزه امر شگفت آوری نبوده و
نیست، زیرا ما در تحلیل فرآورده های فرهنگی و هنری این گله سگ های نگهبان
امپریالیسم جهانی و نظام طبقاتی، بارها نشان داده ایم که در کجا و چگونه و
به چه شکلی و به چه علتی هر دو جبهه در سرکوب فرهنگ و هنر و خلاقیت با
یکدیگر متحد هستند، و هر دو روی یک سکه را تشکیل می دهند.
علاوه
بر این من باید روی یک نکته تحلیل هایم را در رابطه با اپوزیسیون ایرانی
(نما) تصحیح کنم. این نکته چنین است که تصور می کردم که تنها پنتاگون است
که این اپوزیسیون ها را تأمین مالی می کند، ولی با توجه به گزارشات جدید می
بینیم که یک پای ماجرا خود جمهوری اسلامی – بورژوازی کمپرادور است.
۱۳۹۳ تیر ۱, یکشنبه
جهاد طلبی و صنایع نفتی
« زیر چشمان ما »
جهاد طلبی و صنایع نفتی
نوشتۀ تی یری میسان
« Sous nos yeux »
Jihadisme et industrie pétrolière
parThierry Meyssan
در
حالی که رسانه های غربی امارات اسلامی در عراق و شام (داعش) را به عنوان
یک گروه جهاد طلب در حال قرائت قرآن نشان می دهند، ولی باید دانست که همین
گروه بود که جنگ نفت در عراق را آغاز کرد. به کمک اسرائیل، امارات اسلامی
در عراق و شام تدارکات سوریه را قطع کرد و بر این اساس چپاول نفت کرکوک را
توسط دولت محلی کردستان تضمین نمود. فروش این نفت دزدیده شده توسط شرکت ملی
نفت عربستان (سعودی- آرامکو) انجام می گیرد و برای استتار این راهزنی
نفتی، به عنوان افزایش تولید نفت عربستان معرفی می کنند.
شبکۀ ولتر| 20 ژوئن 2014
پالایشگاه بیجی
از
دیدگاه رسانه های آتلانتیست، امارات اسلامی در عراق و شام (معروف به داعش)
که شمال و غرب عراق را اشغال کرده، یک گروه جهاد طلب است که با انگیزه های
مذهبی و اعتقادی، در یک دست قرآن و در دست دیگر کلاشنیکوف به میدان آمده
اند. ولی برای آنهائی که متحمل اعمال جنایتکارانۀ آنها شده اند، به ویژه از
دیدگاه مردم سوریه، این گروه سربازان مزدوری هستند که از چهار گوشۀ جهان
آمده و یک ارتش خصوصی را تشکیل می دهند، و توسط مستشاران نظامی ایالات
متحده، فرانسه و عربستان سعودی آموزش دیده اند. نقش این ارتش خصوصی تقسیم
منطقه به مناطق نفوذی، به هدف راهگشائی و تسلط بیشتر و بهتر برای قدرت های
استعماری است.
اگر
اعضای امارات اسلامی در عراق و شام را به عنوان افراد با ایمان و معتقدی
تلقی کنیم که اسلحه بدست گرفته اند، نمی توانیم در فراسوی حملۀ آنها منافع
مادی مشکوک را ببینیم. ولی اگر واقعیت امر را درک کنیم و بپذیریم که این
افراد اوباش هائی بیش نیستند که در پی تغییر و تحولات توطئه آمیزی در منطقه
می باشند و این توهم را ایجاد می کنند که گوئی الله جنایات آنها را مقدس
می شمارد، در این صورت باید دقت و هوشیاری بیشتری داشته باشیم.
رسانه
های آتلانتیست با ریختن اشک تمساح برای هزاران قربانی عراقی در این حمله،
از نتایج واقعه برای بحران تازه در رابطه با تعیین بهای نفت اظهار نگرانی
می کنند.
ظرف
چند روز، بهای هر بشکه نفت (158،9873 لیتر، تقریبا 159 لیتر) به 115 دلار
افزایش یافت، یعنی در سطح سپتامبر 2013. وقتی درگیری های نظامی به
پالایشگاه بیجی (در ایالت صلاح الدین) در نزدیکی تکریت گسترش یافت، بازارها
مضطرب شدند. در واقع، این پالایشگاه تنها برای مصرف محلی تولید می کند، و
احتمالا می تواند با شتاب دچار کمبود کربوران و الکتریسیته شود. افزایش
بهای نفت به دلیل قطع تولید داخلی عراق نیست، بلکه علت اصلی اختلال در
انتقال نفت است. در نتیجه به دلیل انبار بیش از حد نیاز در بازار، افزایش
بهای نفت ادامه نخواهد یافت.
به رنگ قرمز : منطقۀ اشغال شده توسط امارات اسلامی در عراق و شام (داعش)
عربستان
سعودی اعلام کرد که می خواهد تولیداتش را به شکلی افزایش دهد که کاهش نفت
ناشی از ممنوعیت فروش توسط امارات اسلامی در عراق و شام را جبران کند. ولی
کارشناسان در این مورد تردید دارند زیرا عربستان هرگز بیش از 10 میلیون
بشکه در روز تولید نکرده است.
رسانه
های آتلانتیست که پدرخواندگی ناتو را انکار می کنند، به شکل ماهرانه ای
وضعیت پیش آمده را به این شکل توضیح می دهند که امارات اسلامی در عراق و
شام ناگهان با تصاحب چاه های نفت به ثروت سرشاری دست یافت. این موضوع در
شمال سوریه نیز به همین شکل روی داد، ولی رسانه های آتلانتیست آن را
ندیدند، و تلاششان بر این بود که بگویند نبردها بین جبهۀ النصره و امارات
اسلامی در عراق و شام رقابتی که توسط « رژیم » راه اندازی شده بود، در حالی
که این دو هدفشان تصاحب چاه های نفت بود.
با
این وجود پرسشی مطرح هست که رسانه های آتلانتیست و خلیج هیچ گاه به آن
پاسخ نگفته اند : و آن پرسش نیز این است که تروریست ها چگونه می توانند نفت
را در بازار بین المللی، که این همه زیر کنترل واشینگتن است، بفروش رسانند
؟ ماه مارس، جدائی خواهان لیبیائی در بنغازی در فروش نفتی که تصاحب کرده
بودند، توفیقی بدست نیاوردند. نیروی دریائی ایالات متحده تانکر حامل نفت
«مورنینگ گلوری» را رد یابی کرده و به لیبی بازگردانده بود (1).
اگر
جبهۀ النصره و امارات اسلامی در عراق و شام قادر به فروش نفت در بازارهای
بین المللی هستند، به این دلیل است که واشینگتن برای آنها مجاز دانسته و در
رابطه با شرکت های نفتی معتبر بوده است.
بر
حسب اتفاق کنگرۀ جهانی شرکت های نفتی که سالانه برگزار می شود بین 15 تا
19 ژوئن در مسکو برگزار شد. در این گردهمائی می خواستند دربارۀ اوکرائین
حرف بزنند ولی موضوع عراق و سوریه مطرح شد. سرانجام آشکار شد که نفتی که
توسط جبهۀ النصره در سوریه به سرقت رفته بوده به اکسان موبیل (شرکت راکفلر
که بر قطر حکومت می کند) فروخته شده است، در حالی که نفت دزدیده شده توسط
امارات اسلامی در عراق و شام (داعش) توسط شرکت ملی نفت عربستان آرماکو
(ایالات متحده/عربستان سعودی) مورد بهره برداری قرار گرفته است. در اینجا
به شکل کوتاه اشاره کنیم که طی جنگ لیبی، ناتو به قطر (یعنی اکسان موبیل)
اجازه داده بود که نفت « بخش های آزاد شده » توسط القاعده را بفروش رساند.
در
نتیجه می توانیم جنگ های اکنونی — و به همین گونه تمام جنگ های قرن بیستم
در خاورمیانه — را به مثابه جنگ بین شرکت های نفتی مورد بررسی قرار دهیم
(2). از آنجائی که امارات اسلامی در عراق و شام (داعش) توسط آرامکو (شرکت
ملی نفت عربستان سعودی/ایالات متحدۀ آمریکا) تأمین مالی می شود، روشنگر
بیانیۀ عربستان سعودی است که می خواهد کاهش نفت عراق را جبران کند : تنها
کافی است که عربستان سعودی مهر را روی بشکه های دزدیده شده بزند تا به آن
قانونیت ببخشد.
نفوذ امارات اسلامی در عراق و
شام (داعش) ب هاو اجازه می دهد که روی دو لولۀ اصلی حمل نفت تسلط داشته
باشد : یکی به سوی بانیاس کشیده شده و سوریه را تغذیه می کند و دیگری نفت
خام را به بندر جیحان در ترکیه انتقال می دهد. امارات اسلامی در عراق و شام
(داعش) خط لولۀ اولی را قطع کرده و موجب قطع برق بیشتر در سوریه شده است،
ولی به شکل شگفت آوری مانع کارکرد دومی نشده است.
علت این است که لولۀ نفت توسط
دولت محلی طرفدار اسرائیل در کردستان برای صادر کردن نفتی به کار می رود که
از کرکوک دزدیده می شود. در نتیجه، همان گونه که هفتۀ پیش توضیح دادم(3)،
حملۀ امارات اسلامی در عراق و شام (داعش) در همآهنگی با حملۀ کردستان به
هدف تقسیم عراق به سه دولت کوچکتر انجام گرفت. این تقسیم بندی نیز کاملا
منطبق است بر «خاورمیانۀ بزرگ» که سال 2001 توسط ایالات متحده طرح ریزی شد.
می بینیم که در آنجائی که ارتش ایالات متحده در اجرای چنین طرحی سال 2003
توفیقی نیافت، ولی جوبایدن سناتور آمریکائی آن را به سال 2007 در کنگره به
تصویب رساند(4)، و امروز امارات اسلامی در عراق و شام به آن جامۀ عمل می
پوشاند.
کردستان بهره برداری از نفت
کرکوک از طریق لولۀ نفتی که زیر کنترل امارات اسلامی در عراق و شام می باشد
را آغاز کرد. ظرف چند روز، کردستان موفق شد دو تانکر نفت را بار بزند و
توسط پالمالی شیپینگ و شرکت سهامی، شرکت ملیاردرهای ترکیه و آذربایجان
مبارز قربان اغلو به جیحان بفرستد. با این وجود، پس از اعلامیۀ دولت مالی
—که هنوز واشینگتن آن را سرنگون نکرده است— برای افشای این دزدی، هیج یک از
شرکت هائی که معمولا در کردستان کار می کنند (شورون، هس، توتال) شهامت
خرید این نفت را نداشتند. از آنجائی که کردستان برای فروش کالایش مشتری
پیدا نمی کرد، اعلام کرد که این نفت را به نصف قیمت حراج می کند یعنی 57،5
برای هربشکه نفت، و همچنان به قاچاق محصول خود ادامه می دهد. دو تانکر نفت
دیگر در حال بارگیری هستند، البته به یمن امارات اسلامی در عراق و شام.
ادامۀ قاچاق نفت در نبود بازار فروش، نشان می دهد که کردستان و امارات
اسلامی در عراق و شام به فروش کالای قاچاق خود مطمئن هستند، در نتیجه روشن
است که از پشتیبانی اسرائیل و عربستان برخوردار می باشند.
امکان تجزیۀ عراق به کشور
کوچکتر وضعیت نفت را متحول خواهد کرد. در مقابل پیروزی های امارات اسلامی
در عراق و شام، شرکت های نفتی کارمندان خود را کاهش دادند. برخی بیش از
دیگرام، مانند بریتیش پترولیوم، رویال دوچ شل (که شیخ معاذالخطیب، زمین
شناس، رئیس پیشین اتحادیۀ ملی سوریه را استخدام کرده است)، شرکت نفت ترکیه،
و شرکت های چینی.
آنهائی که متضرر شدند
بریتانیائی ها، ترک ها و به ویژه چینی ها هستند که نخستین مشتریان عراق
بودند. برندگان عبارتند از ایالات متحده، اسرائیل و عربستان سعودی.
در نتیجه، انگیزۀ درگیری های خشونت آمیز هیچ ارتباطی به «اسلام حقیقی» ندارد.
" border="0" height="32" width="32">" border="0" height="32" width="32">
[1] « Le Pentagone arraisonne le "MorningGlory" en Méditerranée », Réseau Voltaire, 17 mars 2014.
[2] « Irak, les pages d’histoire effacées », par ManlioDinucci, Traduction Marie-Ange Patrizio, Il Manifesto, Réseau Voltaire, 18 juin 2014.
[3] « Washington relance son projet de partition de l’Irak », par Thierry Meyssan, Al-Watan, Réseau Voltaire, 16 juin 2014.
[4] « La balkanisation de l’Irak », par ManlioDinucci, Traduction Marie-Ange Patrizio, Il Manifesto, Réseau Voltaire, 17 juin 2014.
ترجمه توسط حمید محوی/پاریس
اشتراک در:
پستها (Atom)
