۱۳۹۴ مهر ۱۴, سه‌شنبه

مسکو و واشنگتن در جستجوی بازخوانی مبادی مناسبات بین المللی



-----Original-Nachricht-----
Betreff: گاهنامۀ هنر و مبارزه
Datum: Mon, 05 Oct 2015 16:30:08 +0200
Von: Hamid Mahvihamid
An: undisclosed-recipients:;



مسکو و واشنگتن
در جستجوی بازخوانی مبادی مناسبات بین المللی

تی یری میسان

Moscou et Washington entendent refonder les relations internationales
par Thierry Meyssan

در حالی که رسانه های آتلانتیست در بیماری به سر می برند و تب ضد روسی آنها ناگهان دماسنج شکن شده است، تی یری میسان عملیات ارتش روسیه در سوریه را به عنوان حاصل نخستین بارقه های بازخوانی کامل مناسبات بین المللی تعبیر کرده است. به باور او مسئله این نیست که آیا روسیه جمهوری عرب سوریه را از چنگ جهاد طلبان نجات خواهد داد یا نه، بلکه مسئله این است که آیا ارتش روسیه می تواند به سهم خود بخشی از جایگاه ایالات متحده به عنوان ضامن امنیت در منطقه را به عهده گیرد یا نه ؟ با تکیه به یک پروندۀ داخلی در شورای امنیت، او نتیجه گرفته است که ولادیمیر پوتین و بارک اوباما در همآهنگی با یکدیگر علیه شاهین های لیبرال و نئو محافظه کاران ایالات متحده رویاروئی می کنند.

شبکۀ ولتر | دمشق (سوریه) | 5 اکتبر 2015



در نیویورک، بارک اوباما و ولادیمیر پوتین برای روند صلح در آفریقای شمالی و خاورمیانه به توافقاتی دست یافته اند. ولی آیا به عهد خود وفا خواهند کرد ؟

روسیه با شتاب و به آرامی به سازمان ملل متحد می رود. رهبران روسیه بر این باور هستند که گروه های تروریست اسلامگرا در سال های پنجاه توسط سازمان سیا تشویق شده اند، ولی امروز نه تنها ثبات منطقه را تهدید می کنند بلکه منافع خود ایالات متحده را نیز به مخاطره انداخته اند. همان گونه که ولادیمیر پوتین سال گذشته در باشگاه والدای گفته بود، بهتر است روی مسائل و مشکلات کنونی با همکاری یکدیگر کار کنیم.
لینک ویدئو :

با این وجود، رهبران روس می دانند که واشنگتن تنها وقتی به همکارانش گوش می دهند که آنها از موضع قدرت حرف بزنند و قدرتمند باشند.
در نتیجه دوما در مورد مداخلۀ نظامی علیه گروه های تروریست در سوریه تصمیم گرفت و توافق خودش را اعلام کرد. و این دومین مداخلۀ خارجی فدراسیون روسیه از تاریخ بنیانگذاری اش  در سال 1991 است — نخستین مداخله جنگ اوستیای جنوبی در سال 2008 روی داد — فوراً ارتش روسیه بمب افکن هایش را از لاذقیه به پرواز درآورد و ساخت و سازهای القاعده و احرار الشام (سازمانی شامل گروه های اسلامی و سلفی مختاف بشار اسد) را تخریب کرد.
گزینش اهداف معنی دار بود :
1) مجبور ساختن قدرت های دیگر در روشن ساختن سیاستشان در مقابل گروه های تروریستی.
2) پیغام مستقیم به ترکیه که افسرانش در حال حاضر احرار الشام را سازماندهی می کنند.
3) و سرانجام نمایش قدرت تا بدانند که هیچ گروه تروریستی در امان نخواهد ماند.

این مداخلۀ نظامی خواست روسیه را برای به عهده گرفتن نقش مؤثر در خاورمیانه نشان داد، البته نه علیه ایالات متحده بلکه در پیوند با آن. خیلی دور از مقابله با اوباما، روسیه برآن است تا نیروئی نظامی و کمکی که ایالات متحده به آن نیاز داشت را به میدان بیاورد، در حالی که پنتاگون به میدان بستۀ منازعات داخلی تبدیل شده است.
چه کسانی گروه های تروریستی را پشتیبانی می کنند ؟
امروز همه پذیرفته اند که جهاد طلبان در سوریه از سوی قدرت های خارجی تسلیحات نظامی و تأمین مالی دریافت می کنند. با این وجود، هیچ دولتی رسماً چنین پشتیبانی هائی را به عهده نمی گیرد. واکنش در رابطه با عملیات پلیس ضد تروریست روسیه در سوریه تناقض بسیاری از قدرت های مداخله گر را آشکار ساخت.
در نتیجه، وزیر امور خارجۀ فرانسه، لوران فبیوس اعلام کرد که « اتحاد [پیرامون روسیه] که پایگاه هایش هر گونه گردهمآئی سوری علیه تروریست ها را ممنوع کرده است، در واقع تبلیغات داعش را تقویت می کند  و قابلیت جذب آن را افزایش می دهد». با چنین دلیل برهانی لوران فبیوس اعتراف می کند که هدف فرانسه و هم پیمانانش در سوریه، ترکیه و عربستان سعودی، مبارزه علیه داعش نیست بلکه نگرش روسیه در زمینۀ مناسبات بین المللی را هدف گرفته است.
رئیس هیئت سناتوری نیروهای مسلح، جان مک کین اظهار داشت که احرام الشام شامل عناصری هست که توسط ایالات متحده آموزش دیده اند. در نتیجع، به گفتۀ او، حملۀ روسیه علیه تروریست ها اعمال خشونت علیه ایالات متحده تلقی خواهد شد. در ادامۀ همین منطق، او دستور داده است که به جهاد طلبان موشک های زمین به هوا تحویل داده شود تا هواپیماهای روسی را مورد اصابت قرار دهند.
پیغامی برای ترکیه
با آگاهی به این امر که گروه احرام الشام که پیش از این توسط کویت تأمین مالی و پشتیبانی می شد، در حال حاضر به شکل گسترده همین خدمات را از سوی افسران ارتش ترکیه دریافت می کنند، بر این اساس بمباران مواضع این گروه هشداری بود به رئیس جمهور رجب طیب اردوخان.
رجب طیب اردوخان جانشین شاهزاده سعودی بندر بن سلطان به عنوان پدر خواندۀ تروریسم اسلامی بین المللی شد و هدایت شبکۀ تروریستی را به عهده گرفت، و سپس ترکیه را به پناهگاه اخوان المسلمین تبدیل کرد و به این ترتیب جانشین قطر شد. در دسامبر 2014 ترکیه بک قرارداد استراتژیک گازی با روسیه امضا کرده بود ولی زیر فشار ایالات متحده مجبور شد از این قرارداد قطع نظر کند. هم زمان، ترکیه و اوکراین یک «بریگاد اسلامی بین المللی» برای مبارزه علیه «اشغال روسیه در کریمه» ایجاد کرده اند. در نتیجه مناسبات آنکارا و مسکو ناگهان به سوی وضعیت تنش آمیزی سوق پیدا کرد (1).
اردوخان در سفر به مسکو، در 23 سپتامبر و به مناسبا پرده برداری از بزرگترین مسجد اروپا، ولادیمیر پوتین او را نتقاعد ساخته بود که در گفتار خود علیه جمهوری عرب روسیه نرمش بیشتری به کار ببرد، ولی نه به شکلی که او را به ترک سیاست خصمانه دعوت کند.
اردوخان در بازگشت به کشورش، تنها به این موضوع بسنده کرد و گفت که برکنار شدن بشار اسد جزء اولویت ها برای رفع بحران سوریه نیست. ولی روسیه اعلام چنین موردی را کافی ندانست و جواز مبارزه ضد داعش را به حزب کارگر کردستان داد، به این معنا که روسیه نیز می تواند از حزب کرد ترکیه علیه دولت اردوخان پشتیبانی کند.
هیچ گروه تروریستی در امان نخواهد ماند
با گزینش حمله به القاعده و احرام الشام، روسیه گفتار یکپارچۀ ظاهری مبارزه علیه داعش و پرت وپلا گوئی «علیه القاعده» را جابجا کرد. اگر امروز همه پذیرفته اند که آن سازمانی که توسط اوسامه بن لادن بنیانگذاری شده در اصل یک اختراع آمریکائی بوده، و همه نیز امروز تصور می کنند و یا بگونه ای خیال می کنند که این مخلوق علیه خالق خود شوریده و واقعۀ مصیبت بار 11 سپتامبر 2001 را به وجود آورده است.
ولی دیدیم که در لیبی برای سرنگون سازی جمهوری و قتل معمر قذافی  القاعده متحد ناتو در لیبی بود. چنین واقعیتی برای ژنرال ایالات متحده کارتر هیم  Carter Ham فرماندۀ مرکز فرماندهی آفریکوم به اندازه ای شوک آور بود که از پست خود درخواست استعفا کرد.
در سوریه، فرانسه و ترکیه از طریق ارتش آزاد سوریه برای القاعده مهمات فرستاده شده است. این موضوع در پرونده ای که ارتش آزاد سوریه در 14 ژوئیۀ 2014 به شورای امنیت سازمان ملل متحد تحویل داده تأیید شده است (2).
و در حال حاضر، ژنرال دیوید پترائوس رئیس سابق سازمان سیا، و دوست دیرینه اش جان مک کین برای پشتیبانی از القاعده علیه جمهوری عرب سوریه فراخوان صادر کرده اند.
گروه احرام الشام دقیقاً پیش از آغاز رویدادهای سوریه در مارس 2011 توسط اخوان المسلمین ایجاد شد که برخی از اعضای آن جزء کادرهای القاعده بودند. در اینجا خیلی سریع اشاره کنیم که وجود احرام الشام یا بطور کلی تروریسم ویرانگر در سوریه خلاف آنچه فرانسوآ هولاند در تریبون سازمان ملل مطرح کرد، پیش از آغاز جنگ وجود داشته و از پیامدهای جنگ نبوده و همان گونه که رئیس جمهور سوریه بشار اسد گفته است «تروریسم» علت جنگ بوده است.
بطور مشخص، دروغ های ناتو و تناقضاتی که نزد آنها مشاهده می کنیم هر چه باشد، روس ها گروه های تروریست را بر اساس گروه های فهرست شده در سازمان ملل متحد (القاعده، النصره، داعش) هدف قرار می دهند و برای هیچ گروهی بر اساس پشتیبانی کننده هایشان تفکیکی قائل نیستند.
چه کسانی از مخالفان فعال مداخلۀ روسیه هستند ؟
از آغاز گسترش ارتش روسیه — هنوز یگا نهای سازمان پیمان امنیت جمعی به میدان نیامده اند — اردوی تبلیغاتی بزرگی در جهان راه افتاد تا روسیه را متهم کنند به :
1) سازماندهی ارتش عرب سوریه
2) بمباران نه گروه های تروریست بلکه مردم و شهروندان « مخالف رژیم»
3) تدارک حملۀ حجیم با همکاری پاسداران انقلاب ایرانی

تبلیغات جنگی که پایه و اساس ویژۀ جنگ نسل چهارم است بین فوریه 2011 تا مارس 2012 توسط ناتو تنظیم شده بود و به تدریج فروکش کرد. در حالی که طی یک سال تمام هر روز داستان تخیلی تازه ای دربارۀ جنایاتی که «رژیم» مرتکب شده بود می شنیدیم، از این پس تبلیغات جنگی به چند گروهک محدود شد که دیدبان حقوق بشر سوریه یکی از آنها بوده که در لندن مستقر می باشد و در واقع به اخوان المسلمین تعلق دارد و رسانه های آتلانتیست از آن تغذیه می کنند. رسانه های آتلانتیست با واکنشهای پاولوی دروغ های شرم آوری را به هم می بافند و تحویل اذهان عمومی می دهند.
لینک ویدئو :

ابتدا، ویدئوئی پخش کردند که در آن ارتش عرب سوریه نشان می دهد و زبان روسی شنیده می شود، این ترفند بر آن بود تا بگویند که سوریه توسط افسران روسی هدایت می شود. در واقع صدائی که در این ویدئو می شنویم گفتگوی جهاد طلبان است که از طریق تالکی والکی با یکدیگر حرف می زنند. یوری آرتامانوف Yuri Artamonov با بررسی نوار صورتی این اشتباه را نشان داده است (3).
لینک ویدئو :

سپس، سیلی از تصاویر و ویدئو دربارۀ قربانیان غیر نظامی در بمباران توسط نیروی هوائی روسیه سرازیر شد. یعنی تصاویر و ویدئوهائی که به دوران گردهمآئی های دوما و یعنی به دوران پیش از بمباران ها مربوط می شود.
لینک ویدئو :

و پس از این همه، حضور سربازان ایرانی در سوریه را نشان دادند که گوئی «رژیم»به کمک هم پیمانانش در حال آماده سازی ضد حملۀ گسترده ای علیه «شورشیان» است. در واقع، پس از سقوط پالمیرا ایالات متحده به ایران اجازه داد تا در سوریه نیرو پیاده کند، ولی شمار آنها کمتر از 5000 نفر است، یعنی تعدادی که برای ضد حمله در مناطق وسیع سوریه خیلی کم بنظر می رسد. در مورد شورشیان مسلح، پیش از این گفتیم که همۀ آنها یا جزء القاعده هستند و یا به گروه داعش تعلق دارند.
حال باید دانست که چه کسانی این اردوی مسموم تبلیغاتی را سازماندهی کرده اند و چرا. اگر با تأمل در مورد سوریه یافتن راه حل ممکن نیست، پاسخ وقتی روشن خواهد شد که صحنۀ جنگ را در متن باز سازی مناسبات بین المللی مورد بررسی قرار دهیم.
پیشنهاد روسیه به شورای امنیت
روسیه به شورای امنیت پیشنهاد کرد که طی تمام ماه اکتبر شیوۀ مقابله با تروریسم را مورد بررسی قرار دهد نه تنها در سوریه بلکه در مجموع آفریقای شمالی و خاور نزدیک (4).
روشن است که مسکو و واشنگتن در مورد توافق سال 2012 سرانجام به توافق رسیده اند— یعنی توافقی که کلینتون، پترائوس، آلن، فلتمن، هولاند و فبیوس آن را تخریب کردند — : یعنی تقسیم مسئولیت ها در جهان عرب. با این وجود، روسیه نمی خواهد روی شن های روان حرکت کند و برای پاکسازی منطقه فراخوان داده است.
در اینجا باید اساس این توافق را یادآوری کنیم : ایالات متحده بخشی از نیروهای مستقر در منطقه را بیرون می کشد درصورتی که روسیه امنیت اسرائیل را تضمین کند (5).
شرط روسیه برای تقسیم مجدد جهان گذار از نظام امپریالیستی، یعنی از یالتا به ساخت و سازی که بر اساس رعایت حقوق بین الملل به شکل عام و منشور سازمان ملل متحد به شکل خاص باشد. در نتیجه از پیش «مداخله در امور داخلی دولت های حاکم، استفاده از نیرو بی آنکه شورای امنیت اجازه داده باشد و منع تحویل جنگ افزار به بازیگران غیر دولتی افراطی».
ولی اشتباه نکنیم، این راه حل مستلزم کار بست قطعنامه های شورای امنیت است، به انضمام مسائل مرتبط به اسرائیل، اجرای اقدامات صلح عرب و طرح مشترک عمومی مرتبط به برنامۀ هسته ای ایران، ایجاد ساخت و ساز کنترل و رعایت آن توسط  دولت ها منطبق بر مجموع موازین مطرح شده، و سرانجام مبارزۀ عمومی علیه ایدئولوژی اخوان المسلمین.
به خاطر بسپاریم :
1) با وجود اختلافات سنگینی که آنها را در مقابل یکدیگر قرار می دهد (استقرار سپر ضد موشکی، سرنگونی رژیم اوکراین، تلاش برای کشاندن ولادیمیر پوتین به دادگاه بین المللی)، کرملین بر این باور است که می تواند به دولت اوباما برای ترمیم سیاست نا موفقش یاری رساند و زمینه را برای بازگشت به حقوق بین المللی فراهم سازد.
2) تنها با رعایت چنین شرطی هست که روسیه با تقسیم مسئولیت با ایالات متحده برای حفظ امنیت در آفریقای شمالی و خاور میانه به انضمام امنیت اسرائیل موافقت خواهد کرد.
3) بمباران توسط روسیه در سوریه هم پیمانان ایالات متحده را هدف نمی گیرد، بلکه باید آن را به عنوان کمک نظامی به رئیس جمهور اوباما تلقی کنیم که از یک سال گذشته اتحادیۀ ضد داعش از او تبعیت نمی کند.
4) روسیه امیدوار است که ایالات متحده را به گردهمآئی صلح منطقه ای تشویق کند تا قطعنامه های شورای امنیت کارکرد خود را بازیابد — به انضمام عقب نشینی اسرائیل به مرزهای 1967—، پیشنهادات صلح عرب و طرح اجرائی مشترک در رابطه با برنامۀ هسته ای ایران.
5) برای مبارزۀ قطعی علیه تروریسم اسلامی، باید به دلایل آن پرداخت و علیه آن مبارزه کرد : یعنی ایدئولوژی ماتریالیست اخوان المسلمین.

[1] “به سوی پایان نظام اردوخان”, بوسيله ىتی یری میسان, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 15 ژوئن 2015, www.voltairenet.org/article1..., « L’Ukraine et la Turquie créent une Brigade internationale islamique contre la Russie », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 12 août 2015
[2] « Résolution 2165 et débats (aide humanitaire en Syrie) », Réseau Voltaire, 14 juillet 2014.
[3] “Are thereRussiantroops in Syria ?”, Yuri Artamonov, September 5, 2015.
[4] À lire absolument : « Proposition russe d’un débat au Conseil de sécurité sur le terrorisme », Réseau Voltaire, 1er octobre 2015.
[5] « Obama et Poutine vont-ils se partager le Proche-Orient ? », par Thierry Meyssan, Оdnako (Russie), Réseau Voltaire, 22 février 2013

لینک متن اصلی در شبکۀ ولتر :

ترجمه توسط حمید محوی

۱۳۹۴ تیر ۱۹, جمعه



آمریکا برای جنگهای بی پایان آماده می شود

متن دکترین نظامی جدید آمریکا انتشار یافت. این سند بهمراه اسناد دیگری مانند راهکار سیبرنتیکی و استراتژی امنیت ملی آن، تمام جهان را در بر می گیرد. از جمله، حفظ وضعیت موجود در ساختار اقتصادی جهان و گسترش «ارزشهای جهانشمول» کذایی نیز جزو منافع ایالات متحده آمریکا در عرصه امنیت ملی بحساب آمده است.
ژنرال مارتین دمپسی، رئیس کمیته مشترک نیروهای مسلح آمریکا اظهار داشت، که از زمان اعلام استراتژی قبلی در سال ۲٠۱۱، تنشهای جهانی بطور قابل ملاحظه ای گسترش یافته»، و «برتری نظامی» آمریکا به صفر رسیده است. به همین سبب هم ضرورت تدوین سند جدید مطرح شد. ژنرال دمپسی مخاطره برخورد نظامی با دیگر کشورهای بزرگ در زمانهای نزدیک برای آمریکا را در حد «پائین، اما، فزاینده» توصیف کرد.
در این رابطه ژنرالهای آمریکائی اساسا روسیه را مد نظر دارند. ژنرال آدریان بریائو در کنفرانس اول ژویه ناتو در لندن اظهار عقیده کرد، که حضور دریائی بین المللی روسیه در حد قابل ملاحظه ای گسترش یافته و پس از شروع بحران اوکراین در اوایل سال ۲٠۱۴، تحرک ناوگان دریائی روسیه در دریاهای بالتیک، آتلانتیک، مدیترانه و سیاه را می توان بمثابه اعتماد بخود و خشن توصیف کرد.
دکترین نظامی جدید آمریکا، بلحاظ حجم، کوچک و در مجموع ۱۷ صفحه را تشکیل می دهد. جالب توجه است، که این راهکار همانطور که در مقدمه آن آمده، جوانان را مورد خطاب قرار داده است.
در متن دکترین به دو خطر ناشی از کشورهای هدف اشاره شده است. روسیه، چین، ایران و جمهوری دمکراتیک خلق کره بمثابه منشاء خطر تعریف شده و این کشورها را «تجدید نظر طلب» خوانده است (این اصطلاح مفهوم نیست، اما، بنظر می رسد این معنی را القاء می کند، که هر یک از کشورهای نامبرده به سلیقه خود «خواستار» ایجاد چنان نظم جهانی هستند که در آن نقش هژمونی جهانی آمریکا نفی می شود).
روسیه سند منتشره جدید آمریکا را بمثابه «سند رژیمی توصیف کرد که به استقلال کشورهای همسایه خود احترام قائل نبوده و آماده است برعلیه آنها بقدرت نظامی متوسل شود». همچنین، در سند گفته می شود، که «اقدام نظامی روسیه امنیت منطقه ای را بکمک واسطه ها (نیابیتی ها) بخطر می اندازد». در عین حال، تدوین کنندگان آمریکائی سند، روسیه را به زیر پا گذاشتن توافقنامه سال ۱۹۷۵ هلسینیکی متهم کردند(!؟).
جالب توجه است که راهکار جدید آمریکا تهدید از سوی چین را نا مشخص تر توصیف می کند. گمان می رود تدوین کنندگان این سند از کاربرد گفتمان پرخاشگرانه صریح در رابطه با پکن پرهیز می کنند. در عین حال، دریای جنوبی چین یادآوری می شود که چینی ها در جزایر آن زیرساختهای نظامی ایجاد می نمایند.
نوع دوم خطر مورد نظر استراتژی جدید آمریکا از منابع غیردولتی ناشی می شود. در اینجا در درجه اول گروهبندی «دولت اسلامی» بچشم می خورد. شایسته توجه این است که در متن سند، بطور کلی نامی از «القاعده» برده نشده است. در متن سند برنامه ای و سیاست خارجی آمریکا، فعلا «دولت اسلامی» جای «القاعده» را گرفته است.
تنظیم کنندگان سند اصرار دارند، که دو نوع خطر می تواند ادغام شده و عقیم بماند، و روزنامه میلیتاری تایمز،  داعش و شورشیان تحت حمایت روسیه در شرق اوکراین را نوع سنتی آنها می نامد. بدین ترتیب، روسیه در سند جدید آمریکا بمثابه دو خطر- هم کشور دشمن و هم بعنوان یک قدرت درگیر در جنگ بی سرانجام توصیف می شود.
دکترین نظامی تازه آمریکا تأکید می کند: «با اینکه ایالات متحده به کار با اطلاعرسانی به دیگران عادت دارد، اما اگر شرایط ایجاب کند، برای اقدام یک تنه نیز آماده است». در سند خاطرنشان می شود، که برای جنگ با دشمنان قوی، بسیج همگانی و حمایت گسترده از تمامی امکانات جنگی طیف های مختلف نظامی ضرورت دارد و برای انجام این امر آمریکا باید بوسطه نیروهای امنیت داخلی و ذخیره اقدام کند.
دکترین نظامی جدید آمریکا بموازات اجرای وظایف تبلیغاتی، تأکید می کند، که ایالات متحده برای مبارزه با تروریسم، نه برای امر دیگر، پایگاههای نظامی خود را با سمتگیری بسوی یک مرکز فرماندهی یکپارچه قادر به انجام «عملیات فرامنطقه ای»، در سراسر جهان مستقر می سازد.
روزنامه آمریکائی «دیفنس وان» ضمن تشریح استراتژی نظامی جدید آمریکا، مفهوم کاملا دقیق آن را در مقاله تحت عنوان «آخرین دستور دمپسی برای پنتاگون: برای جنگ طولانی آماده شوید»، تشریح نموده است (Dempsey’s Final Instruction to the Pentagon: Prepare for a Long War).
دکترین نظامی جدید آمریکا در مجموع هیچ نکته تازه ای در بر ندارد. این سند، افکار عمومی نیروهای مسلح و جامعه آمریکا را بسمت حفظ موقعیت غالب آمریکا بعنوان تنها «ابرقدرت جهانی» هدایت می کند. موضوع جدید در این سند، فقط عبارت از تقویت نگرانی رو به رشد در این باره است که آمریکائیها توانائی ایفای چنین نقشی را در جهان امروز دارند.
***

نوشته لئونید ساوین (Leonid Savin)

ترجمه ا. م. شیری

منبع:

در نشانی زیر نیز در دسترس است:
تاریخ ترجمه: ۱۸ تیر- سرطان ۱۳۹۴

۱۳۹۴ تیر ۱۱, پنجشنبه

رباتهای آمریکایی- قاتلان حمله می کنند
لئونید ساوین
(Leonid Savin)
ا. م. شیری
۸ تیر- سرطان ۱۳۹۴
بر اساس برخی ارزیابی ها، ماشینهای پرنده جاسوسی و جنگی بی خلبان آمریکایی- ام کیو- ۱، ام کیو- ۹ ریپر، ار کیو- ۴ گلوبال هاوک که آنها را هواپیماهای بی سرنشین نیز می نامند، تقریبا در ۶٠ پایگاه نظامی آمریکا در سراسر جهان مستقر هستند.
فکر استفاده از هواپیماهای بی سرنشین برای از میان برداشتن افراد یا گروههای کوچک انسانی هنگامی در آمریکا مطرح شد که پنتاگون در سال ۲٠٠٠ تصمیم گرفت موشکهای ضد تانک هل فایر (آتش جهنم. م.) را روی هواپیماهای بی خلبان پرداتور سوار کند. از ماه اکتبر سال ۲٠٠۱ زمانی که دولت جرج بوش پسر هواپیماهای بی خلبان را برای اهداف نظامی بکار گرفت، بیش از ۴٠٠٠ نفر بوسیله همین رباتهای آمریکائی در نقاط مختلف جهان به قتل رسیده اند. با ورود اوباما به کاخ سفید کاربرد مرگ آفرینان بی سرنشین آمریکائی تا حد قابل ملاحظه ای گسترش یافت. آمریکا اغلب اوقات در افغانستان، پاکستان و یمن از ماشینهای پرنده بی سرنشین استفاده می کند، که در نتیجه حملات آنها عمدتا افراد غیرنظامی به قتل می رسند.
طبق گزارش تحقیقات روزنامه نگاری (لندن)، در اثر حملات هواپیماهای بی سرنشین فقط در پاکستان ۲۵٠٠ نفر به قتل رسیده اند که یک سوم آنها کودک بوده اند. بعقیده کارشناسان دفتر تحقیقات روزنامه نگاری، مقیاس استفاده از پهبادها را می توان با جنگ تمام عیار اعلام نشده کاخ سفید در نقاط مختلف جهان برابر دانست». حاکمیت پاکستان نیز با اعلام اینکه ۹٠ درصد قربانیان حملات جنگی پهبادها در کشور را افراد غیرنظامی تشکیل می دهند، به نتیجه گیری تقریبا مشابه رسید.
دفتر تحقیقات روزنامه نگاری که پیرامون طرح ویژه منحصر به استفاده پنتاگون و سازمان سیا از پهبادها را تحقیق می کند، تعداد قربانیان کشورهایی را که با استفاده از این سلاح به قتل می رسند، بدقت معین نموده و آمار زیر را (تا ۳۱ ژانویه ٢٠۱۵) منتشر ساخته است.
حملات پهپادهای سازمان سیا در پاکستان در سالهای ٢٠۱۴ - ٢٠۱۵:
ــ در مجموع: ۴۱۳ مورد.
ــ منجمله، ۳۶۲مورد در دوره اوباما.
ــ مجموع مقتولان: ۳۴۳۸- ۳۹۴۲ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی: ۴۱۶- ۹۵۹ نفر
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ۱۶۸- ۲٠۴ نفر.
مجموع مجروحان: ۱۱۴۲- ۱۷۲٠ نفر.
عملیات مخفی آمریکا در سالهای ٢٠٠۲- ٢٠۱۵ در یمن:
ــ مجموع عملیات تأئیده شده: ۸۸- ۱٠۷ مورد.
ــ مجموع مقتولان: ۴۲۴- ۶۲۹ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی: ۶۵- ۹۶ نفر.
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ۸ نفر.
ــ مجموع مجروحان: ۸۶- ۲۱۵ نفر.
ــ در موارد کاربرد اضافی پهبادها: ۷۱- ۸۷ نفر.
ــ مجموع مقتولان: ۳٠۷- ۴۳۹ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی: ۲۶- ۶۱ نفر.
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ۶- ۹ نفر.
ــ مجموع مجروحان: ۷۵- ۱٠۲ نفر.
عملیات مخفی آمریکا در سالهای ٢٠٠۷- ٢٠۱۳ در سومالی:
ــ جمع موارد استفاده از پهپادها: ۷- ۱٠.
ــ مجموع مقتولان: ۱۸- ۳۳ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی:٠- ۱ نفر.
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ٠
ــ مجموع مجروحان: ۲- ۳ نفر.
ــ سایر موارد عملیات مخفی: ۱۵- ۷۲.
ــ مجموع مقتولان: ۱۵۶- ۳۶۵ نفر.
ــ تعداد مقتولان غیرنظامی: ۶۸- ۹۹ نفر.
ــ تعداد کودکان در جمع مقتولان: ۲۶- ۲۸ نفر.
ــ مجموع مجروحان: ۱۵- ۱٠۲ نفر.
تعیین تعداد دقیق قربانیان بسیار مشکل است. در یکسری موارد واقعیت حملات پهبادها انکار می شود. مثلا، هنگام ضربات مرگبار پهبادها به پاکستان در روزهای ششم و هشتم فوریه سال ۲٠۱۳، رسانه های جمعی گزارشی دایر بر کشته شدن ۹ نفر منتشر کردند و وزارت خارجه پاکستان نیز نامه اعتراضی رسمی به سفارت آمریکا فرستاد. در پاسخ به مقامات پاکستان گفته می شد که حادثه مزبور هیچ ارتباطی با آمریکا ندارد. زیرا، پس از ماه ژانویه سال ۲٠۱۳ گویا هیچ اقدام مرتبط با پرتاب پهبادها صورت نگرفته و بی خلبانها تحت مدیریت ارتش پاکستان بوده اند.
بی خلبانهای آمریکائی تنها کشورهای دیگر را تهدید نمی کنند. خود ایالات متحده آمریکا هر چه بیشتر به کشور پلیس تکنولوژیکی برای کنترل همه شهروندان تبدیل می شود، که هم اکنون تحت نظر دائمی ماشینهای پرنده قرار دارد. کنگره آمریکا در ماه فوریه سال ۲٠۱۲، قطعنامه پر کردن حریم هوایی آمریکا با سامانه هواپیماهای بی سرنشین را تصویب کرد. کارشناسان بر این باورند، که شمار آنها در آسمان آمریکا در پایان یک دهه، به ۳٠ هزار فروند خواهد رسید. در ماه ژانویه سال ۲٠۱۲، امریه ای خطاب به ارتش آمریکا صادر شد که بر اساس آن هواپیماهای بی سرنشین برای انجام وظایف آموزشی و «عملیات داخلی» در داخل ایالات متحده آمریکا استفاده خواهند شد. نیروی هوایی حق ندارد آمریکائی ها را تحت «نظارت ناهمآهنگ» قرار دهد، اما بدون سرنشینها در صورت اجرای وظیفه دیگر، «گاهگاهی» می توانند به جمع آوری اطلاعات مشغول شده و سازمان امنیت نظامی نیز بمنظور تشخیص مطابقت موضوع تحت نظر با اهداف قانون نظارت داخلی، آنها را مورد مطالعه قرار خواهد داد.
دولت آمریکا برنامه تولید و کاربست ماشینهای پرنده بی سرنشین را بعنوان یکی از مبانی انقلاب در عرصه نظامی تصور می کند. این در حالی است که بسیاری از کشورها واقعیت استفاده از بی سرنشینها بر علیه شهروندان را غیر قابل قبول می دانند، ریچارد فالک، رئیس بنیاد آمریکایی «صلح عصر اتم» اعتقاد دارد که همچون استفاده از سلاح اتمی، موافقت ایالات متحده آمریکا با منع جامع استفاده از پرنده های بی سرنشین بمنظور قتل، بسیار مشکل است.
به باور کارشناسان، در کنگره آمریکا تعداد بیش از ۵٠ نفر لابی «بی سرنشین» وجود دارد، که برنامه ماشینهای پرنده بدون سرنشین را مطرح می کنند. در همین حال، دولت مرکزی را حتی زمانی به خرید بدون سرنشینها وادار می سازند، که هیچ نیازی به خرید آنها نیست. فقط در ربع اول سال ۲٠۱۵ چند رکورد جدید حاکی از استفاده گسترده نیروهای مسلح آمریکا از ماشینهای پرنده بدون سرنشین زده شد
گاهنامۀ هنر و مبارزه : با درود به همگی. در حال حاضر گاهنامۀ هنر و مبارزه بدون وب سایت یا وب گاه مستقل منتشر می شود. هفته نامه های تی یری میسان در شبکۀ ولتر قابل دسترسی خواهد بود. لازم به یاد آوری می دانم که گاهنامۀ هنر و مبارزه و وبلاگهای دیگر به شکلی که پس از رفع مشکلات بلاگفا باز سازی شده، غیر فعال باقی خواهد ماند به این معنا که مقالۀ تازه ای در آنجا منتشر نخواهد شد، گر چه 3 مقاله از مقالات کمی قدیمی و دو اطلاعیه در مورد بلاگفا منتشر کرده ام ولی کار دیگری در وبلاگفا صورت نخواهد گرفت.
حمید محوی

روزنامه نگاران و جنگ
تی یری میسان
Les journalistes et la guerre
par Thierry Meyssan


روزنامه نگاران و جنگ

بوسيله ى تی یری میسان‬
با توجه به این امر که روزنامه نگاران در خدمت صلح هستند، شورای امنیت قطعنامه ای برای حفاظت از آنها در مناطق جنگی با توافق عمومی به تصویب رساند. با این وجود دو هفته بعد وزارت دفاع ایالات متحده موازینی برای بازداشت حرفه ای های رسانه ها که به فعالیت جاسوسی می پردازند منتشر کرد. از دیدگاه تی یری میسان این اقدامات می تواند علیه روزنامه نگاران کشورهای عضو ناتو به کار بسته شود.
ولترشبکه | دمشق (سوریه) | 29 ژوئن 2015

JPEG - 55.3 kb
27 مه 2015، شورای امنیت قطعنامۀ 2222 را در مورد حفاظت از روزنامه نگاران در مناطق جنگی را به تصویب رساند، ولی قطعنامه با توافق عمومی به این علت به تصویب رسید که به چگونگی روند حرفۀ روزنامه نگاری در دوران تلویزیون های جهانی شده و جنگ نسل چهارم پاسخ نمی گوید.
بحث و جدل شورای امنیت در 27 مه گذشته در مورد حفاظت از روزنامه نگاران در مناطق جنگی هیچ موضوعی را روشن نکرد [1] . دیپلمات ها کشورهای مختلفی را به قتل یا تسهیل قتل روزنامه نگاران متهم کردند، بی آن که چگونگی «روزنامه نگاری» را مورد بررسی قرار دهند که می تواند پوششی باشد برای فعالیت های مختلف، به انضمام جاسوسی، خرابکاری یا تروریسم.
تا کنون، روند بر این اساس بود که برای استفاده از موازین حفاظتی روزنامه نگار می بایستی :
1)کارت گواهی نامۀ روزنامه نگاری که از سوی مقامات زیصلاح و یا بنگاهی که برای آن کار می کند را در اختیار داشته باشد.
2) در جنگ شرکت نداشته باشد.
3) سانسور نظامی را نقض نکند.
شگفت آوری آخرین شرط را مشاهده می کنیم که برای حفاظت از اسرار نظامی پیشبینی شده، ولی برای استتار تبلیغات و جنایات جنگی به کار بسته می شود.
علاوه بر این، ما بر این باور بودیم که سربازانی که به عنوان روزنامه نگار برای رسانه های نظامی یا روزنامه های غیر نظامی کار می کردند و با نیروهای نظامی راهی مناطق می شدند نباید از امتیازات روزنامه نگار برخوردار شوند، زیرا سرباز بوده و از امکانات سرباز برخوردارند.
با یادآوری قتل فرمانده احمد شاه مسعود توسط دو روزنامه نگار، ایالات متحده نتیجه گرفتند که این حرفه می تواند به عنوان پوشش برای فعالیت تروریستی مورد سوء استفاده قرار گیرد. نمونۀ نزدیکتر، شهروند بریتانیائی عمر حسین بود که به امارات اسلامی پیوست و با نام جعلی ابو اولاکی Abu Awlaki مقاله هائی در مدح زندگی زیر پرچم داعش منتشر کرد. با این وجود، این گونه روزنامه نگار وابسته که در جنگ شرکت دارند بسیار ناچیز و حاشیه ای هستند. مسئلۀ اصلی در جای دیگری است. مسئلۀ اصلی در خود رسانه های جهانی شده و جنگ نسل چهارم (4GW) قابل مشاهده و بررسی می باشد.

رسانه های سراسری

تا سال 1989 رسانه ها ملی بودند. در نتیجه مخاطب تبلیغات تنها می توانست جبهۀ خودی باشد. البته می توانستند با هواپیما اعلامیه پخش کنند یا با امواج کوتاه رادیوئی برنامه اجرا کنند، ولی فرستنده همیشه به عنوان دشمن تلقی می شد.
در سال 1989، یک تلویزیون محلی ایالات متحده، CNN ناگهان به یمن ماهواره ها به تلویزیون سراسری تبدیل شد. تغییر وضعیت این تلویزیون — دیگر «آمریکائی» نبود — بی طرف بودن آن را در منازعات تضمین می کرد. سی ان ان خود را به عنوان رسانۀ «خبری دائمی» معرفی کرد و سقوط چائوشسکو را مستقیماً پی گیری نمود. پخش مستقیم رویدادها از دیدگاه تئوریک می بایستی مانع تحریف و بازتولید مصنوعی حقیقت شود.
ولی آنچه روی داد کاملاً عکس این ادعا بود. هیئت دبیرۀ سی ان ان قاطعانه از سال 1998 تحت نظارت یک یگان نظامی «یگان عملیات روانشناسی ارتش ایالات متحده» l’United States Army’sPsychological Operations Unit مستقر در دفاتر آن می باشد. رویداد ها مورد توجه قرار نگرفت، ولی نمایشی به کارگرانی سازمان سیا و پنتاگون در صحنۀ رسانه ای به نمایش گذاشته شد. به عنوان مثال، گور جمعی که در تیمیشوارا (در رمانی) کشف شد را به یاد می آوریم. تصاویر اجساد بیش از 4500 جوان [2]، که خونشان را گرفته بودند و یا در تظاهرات کشته شده بودند، و گزارش کردند که... زیرا دیکتاتور کارپات ها به سرطان لوکمی مبتلا شده بود وبه خون نیازمند بوده. خبر کشف این گور جمعی در سراسر جهان پخش شد. صورت اجساد را با اسید از بین برده بودند تا قابل شناسائی نباشند. چنین مواردی پرونده ای را تشکیل می داد که برای اثبات جنایات هولناکی که گوئی چائوشسکو «دراکولای رومانیائی» به مردم خودش تحمیل کرده کافی بنظر می رسید [3]. ولی بعدها آشکار شد که این اجساد را از گورستان شهر بیرون کشیده بودند.
با پخش همز مان گزارش از وقایع تحریف شده در تمام جهان، رسانه های سراسری به آن ظاهری واقعی بخشیدند. آنچه نیروی این سم پاشی را تقویت کرد، به این علت بود که رسانه های جبهۀ شوروی، در مجارستان، و آلمان شرقی را متقاعد ساخته بود به شکلی که آنها نیز این گزارشات را پخش کردند. در نتیجه اصلیت وقایع (البته در اشکال تحریف شده) توسط هم پیمانان رومانی به رسمیت شناخته شده بود. به همین علت نیز هست که می بینیم قدرت های بزرگ برای ایجاد شبکه های سراسری اخبار دائمی با یکدیگر در رقابت به سر می برند.
از سوی دیگر، نظریه ای که می گوید «روزنامه نگاران در محل وقایع حضور دارند تا آنچه را که می بینند گزارش دهند» و یا «پخش مستقیم از تحریف وقایع جلوگیری می کند» خیلی ساده انگارانه و حتی مسخره بنظر می رسد. بر عکس، روزنامه نگاران شاهدان عادی رویدادهائی که زیر چشمانشان رخ می هد نیستند و نباید باشند، روزنامه نگاران در واقع تحلیل گرانی هستند که باید حقیقت را در فراسوی ظاهر رویدادها کشف کنند. روزنامه نگاران در خدمت چنین هدفی هستند، به شکلی که مفهوم «اخبار دائمی» (به مفهوم وقایعی که بی وقفه فیلم برداری شده) نفی کار و نفی کارکرد روزنامه نگاری خواهد بود. روزنامه نگاران باید دائماً رویدادها را با یکدیگر تلاقی دهند، تجزیه کنند، بازرسی کنند، رویدادها در متن تاریخی، اجتماعی فرهنگی و غیره قرار دهند و به تحلیل و تعبیر آن بپردازند...و یا این که به هیچ دردی نمی خورند. تحریفاتی مانند گور جمعی در تیمیشوارا، ناتو دائماً در حال تولید این نوع گزارشات تحریف آمیز طی جنگ های یوگوسلاوی، عراق، افغانستان، عراق و به همین گونه طی جنگ لیبی و سوریه بوده است [4].

ضمیمه سازی روزنامه نگاران جنگی

با این وجود در سال 1992 یک گام دیگر برداشته شد. می دانید که از این تاریخ به بعد ایالات متحده و ناتو پیوسته در گوشه ای از جهان در حال جنگ بوده اند. طی این لشگر کشی ها گروهی از روزنامه نگاران برای پوشش دادن به چنین رویدادهائی در متن جنگ های معاصر تشکیل شد. کمی بیش از صد نفر از آنها با شتاب به بوسنی رفتند، سپس راهی بغداد، کابل و یا طرابلس شدند، و به این ترتیب به مخالفان غرب اجازه حرف زدن دادند. ولی نه تنها چند نفر از بین آنها، بلکه تقریباً تمام آنها به همکاران دائمی سرویس های مخفی ناتو تبدیل شدند. و اگر این روزنامه نگاران از نتایج بمباران متفقین روی مردم غیر نظامی گزارشی منتشر کرده اند، تنها به این علت بوده که به سرویس های اطلاعاتی ناتو اجازه دهند تا هدف گیری هایشان را دقیقتر تنظیم کنند. از این وصف چنین روزنامه نگارانی را باید به عنوان مأمور اطلاعاتی تلقی کنیم — و نه روزنامه نگار.
این موضوعی بود که من طی جنگ لیبی دائماً مطرح می کردم که موجب شرمساری حرفۀ روزنامه نگاری بود. با این وجود، این موضوع را سرانجام وقتی عملیات به پایان رسید ژنرال کانادائی شارل بوشار Charles Bouchard تأیید کرد. در آنتن رادیو کانادا، ژنرال بوشار اعلام کرد که ستاد فرماندهی ناتو در ناپل به مدد «گزارشاتی را که از بسیاری منابع دریافت می کرد از جمله رسانه هائی که در محل حضور داشتند و بسیاری از اطلاعات در مورد نیت ها و مکان استقرار نیروهای زمینی» وضعیت را تحلیل می کرد.
QuickTime - 4.8 Mb
مصاحبه با ژنرال بوشار، 31 اکتبر 2011، در رادیو کانادا ( به زبان فرانسه)
برای تبلیغ پیرامون اسطورۀ « انقلاب دموکراتیک » ناتو در سال 2012 یک دهکدۀ شاهد در سوریه را صحنه پردازی کرد. دولت نخست وزیر ترکیه برای انتقال روزنامه نگارانی که درخواست می کردند وسیلۀ نقلیه تدارک دیده بود. روزنامه نگارانی که به این دهکده می رفتند می توانستند تظاهرات را فیلم برداری کنند و نتیجه بگیرند که تمام سوریه به همین شکل قیام کرده است.
ولی ارتش عرب سوریه نیز برای کسب اطلاعات در مورد پشتیبانی های متفقین نزد شورشیان روزنامه نگار می فرستاد (البته نه روزنامه نگار سوری).
علاوه بر این، در این هفته وزارت دفاع ایالات متحده در رسالۀ حق جنگ این موضوع را کمی بیشتر روشن می سازد، و می گوید که سیر تحولی جنگ موجب شده است که برخی روزنامه نگاران در واقع به سرباز تبدیل شوند [5].
با بکار بستن چنین شیوه ای، وزارت دفاع این خطر را به عهده می گیرد که اغلب روزنامه نگاران جنگی غربی به عنوان «طرف دعوای بی امتیاز» هستند، یعنی گروهی خاص که خود وزارت دفاع ایجاد کرده و آنها را از حق برخورداری از منشور ژنو محروم ساخته است. در جنگ بعدی این سرنوشت می تواند در انتظار الجزیره، العربیه، بی بی سی، سی ان ان، کوریر دلا سرا، فوکس نیوز، فرانس 2، فرانس 24، لوموند، لیبراسیون، نیویورک تایمز، اسکای نیوز، واشنگتن پست و غیره باشد. من آنهائی را که شناسائی کرده بودم یادآور شدم.

ویدئوهای تقلبی در گزارشات روزمره

در سال 2011 بازهم یک گام بیشتر برداشته شد، و با استفاده از ویدئوهای تخیلی در استودیوی فضای باز در قطر، و انتشار آن در گزارشات روزمرۀ تلویزیونی. اوج این رسانه دروغ تصاویر ساختگی از سقوط طرابلس و ورود شورشیان به میدان سبز بود که ابتدا در فوکس نیوز پخش شد و سپس در تمام تلویزیون های آتلانتیست و خلیج (فارس). یعنی سه روز پیش از آن که تخیل به واقعیت تبدیل شود.
این موضوع قویاً از سوی ناتو مردود اعلام شد، ولی بعداً رئیس شورای ملی موقت، مصطفی عبدالجلیل در میکروفون فرانس 24 به زبان عرب تقلبی بودن ویدئو را تأیید کرد.
در حالی که ایالات متحده با روسیه در مورد تقسیم احتمالی خاورمیانۀ بزرگ گفتگو می کرد، در ژوئن 2012 ناتو در این فکر بود که از این فن آوری یعنی تهیۀ ویدئوهای تقلبی برای درهم شکستن مقاومت سوریه استفاده کند و قدرت را تصاحب کند. واشنگتن تلویزیون ماهواره ای سوریه «عرب سات» را قطع کرد و بر آن بود که آنها را در نیل سات نیز به دام بیاندازد. مجموعه ای از شبکه های آتلانتیست (ال عربیه، ال جزیره، بی بی سی، سی ان ان، فوکس، فرانس 24، فوتور تی وی، ان تی وی) برای استفاده از تصاویر سقوط جمهوری عرب سوریه و تصاویر سنتز که رئیس جمهور اسد را در حال فرار نشان می داد، تماماً تهیه شده در استودیوی قطری، خودشان را آماده کرده بودند [6]. سیگنال شبکه های تقلبی سوری روی عرب سات از سوی NSA در استرالیا فرستاده شد. با این وجود پیش از گردهمآئی ژنو 1 به دلیل اعتراضات بین المللی این طرح عملیاتی متوقف شد.

قوانین تبلیغات پیوسته همان است که بود

چنین ساخت و سازی به این معنا است که گسترش فن آوری موجب دگرگونی در فن آوری در زمینۀ تبلیغات نمی شود. چنین ساخت و سازی روی دو اصل بنیانگذاری شده :
1) با تکرار بی وقفۀ، یک دروغ شاخدار به حقیقتی انکار ناپذیر تبدیل می شود.
2) متقاعد کردن افرادی که هدف دروغ پردازی بوده اند کافی نیست، باید کاری کرد که آنها نیز از این دروغ تبلیغاتی دفاع کنند. برای دست یابی به چنین هدفی به هر وسیله ای باید آنها را مجبور کرد — اگر شده حتی برای یک بار — تا به آن چیزی که هنوز دروغ می پندارند اعتراف کنند (تبلیغ کنند). احترام به خویشتن مانع از این می شود که گذشته را به یاد آورده و تحریف را افشا کنند.
به عنوان مثال، وقتی سرویس های مخفی بریتانیائی گزارش دادند که جمهوری عرب سوریه از روی بالگرد بشکه های مواد منفجره روی سر شهروندان سوریه پرتاب کرده است، شما آن را باور نکردید. در سوریه، وقتی به ذئیس جمهور بشار اسد سرزنش می کردند که برای حفظ جان شهروندان مانع عملیات نظامی علیه جهاد طلبان شده، باز هم باور نکردید. چنین اتهامی پوچ است خصوصاً به این علت که ارتش بمب های خیلی مؤثرتری در اختیار دارد که روسیه به سوریه تحویل داده است. با این وجود، طی یک سال تکرار روزمره، این دروغ شاخدار چه در غرب و چه در خود سوریه به عنوان حقیقتی انکار ناپذیر جلوه کرد و در اذهان عمومی جا افتاد. گرچه ارتش سوریه در حلب از بالگرد استفاده نمی کند، زیرا جهاد طلبان موشک های زمین به هوا در اختیار دارند، با این وجود چنین واقعیتی مانع رسانه ها نشد تا با « شاهدان عینی » در مورد پرتاب بشکه های انفجاری از روی بالگرد مصاحبه تهیه نکنند.
ساخت و ساز چنین است که روزنامه نگاران نمی خواهند بپذیرند که فریب خورده اند و به عامل تبلیغات تبدیل می شوند و به سهم خودشان آن چیزی را که از همان آغاز به کذب بودن آن آگاه بودند به عنوان واقعیت انکار ناپذیر تکرار می کنند. عملاً، حرفه ای هائی که فکر می کنند حسن نیست دارند، از صرف و نحو رایج استفاده کرده و در پخش و انتشار دروغ می کوشند.

ضمیمه سازی رسانه ها در هنر جنگ

گرچه سرانجام تصاویر تقلبی برای بازنمائی فرار رئیس جمهور بشار اسد در سوریه به نمایش گذاشته نشد، ولی ناتو فن آوری جدیدی در زمینۀ رزمی ابداع کرد : که عبارت است از جنگ نسل چهارم (4GW).
جنگ نسل اول، متشکل از خط و ستون است، مانند جنگ های قرن هفدهم. ارتش قویاً بر اساس سلسله مراتب بوده و به کندی پیشروی می کند. ولی این نظم و ترتیب با ورود سلاح های گرم ناکار آمد شد و باطل گردید.
جنگ نسل دوم، خط و آتش است، مثل جنگ اوّل جهانی. این نوع جنگ نیز در سنگر و چاله مدفون شد.
جنگ نسل سوّم، نفوذ در خطوط دشمن و دفاع در عمق بهره می برد. این نوع جنگ مستلزم شرکت عمومی مردم و شهروندان غیر نظامی بود. مثل جنگ دوّم جهانی. ولی این ساخت و ساز نیز با پیشرفت در زمینۀ فن آوری نظامی و یون دب اختراع بمب اتمی دوام نیاورد.
جنگ نسل چهارم، جنگی است که به شکل نیابتی علیه کشورهائی که در دور دست ها واقع شده اند راه اندازی می شود و گروه هائی را که به هیچ دولتی وابسته نیستند و هیچ گونه مسئولیت دولتی نیز ندارند به این مناطق گسیل می کنند، مثل دوران جنگ سرد با ایجاد شورش های تقلبی یا حقیقی.
در این نوع جنگ که به هرج و مرج عمومی شباهت دارد، پنتاگون رسانه هائی را به عنوان یگان رزمی به سالن ستاد فرماندهی اش ضمیمه کرده است. این نکته را باید به یاد داشته باشیم که رسانه های تحول یافته اند. رسانه ها از این پس شرکت تعاونی نیستند، بلکه شرکت های سرمایه داری هستند با کارمندانی که هر آن می توانند از یون د یون دبا. موضوع تنها به صد نفر گزارشگر جنگی که به شکل یون دبا ه عنوان جاسوس و مأمور اطلاعاتی فعالیت دارند منحصر نیست، بلکه موضوع مشخصا به رسانه هائی باز می گردد که مجموع کارمندان و امکانات خودشان را در اختیار ارتش ها قرار می دهند.
موضوع مهم در این نکته نیست که روزنامه نگاران اطلاعاتی نظامی تهیه می کنند یا به سم پاشی مبادرت می ورزند. کار آنها، حتی بی عیب و ایراد ترین آنها در مجموعه ای عرضه می شود که در یون دبا جنگ است. وضعیت از این هم بدتر است، زیرا نیک اندیش ترین آنها به عنوان پردۀ استتار برای آنهائی که جاسوسی می کنند به کار برده می شود و سرانجام در گسترش دروغ رسانه شرکت دارد.
بطور مشخص، تصویب قطعنامۀ 2222 با رأی موافق تمام اعضا در شورای امنیت سازمان ملل متحد به این علت بود که به سیر تحولی حرفۀ روزنامه نگاری پاسخ نمی گوید.
ترجمه توسط حمید محوی Delicious Seenthis Digg RSS
[1] « Résolution 2222 et débats (journalistes en zones de conflit) », Réseau Voltaire, 27 mai 2015.
[2] “Mass Graves Found in Rumania ; Relatives of Missing Dig Them Up”, Associated Press, December 22, 1989.
[3] «Les vautours de Timisoara», par Serge Halimi, La Vache folle, août 2000.
[4] « L’effet CNN », cours de Thierry Meyssan à l’Accademia Nazionale della Politica (Italie), Réseau Voltaire, 19 mai 2003.
[5] Law of War Manuel, US Defense Department, June 2015.
[6] “جنجال جدید رسانه‌ای ناتو علیه سوریه در راه است”, بوسيله ىتی یری میسان‬, شبکه ولتر, 13 ژوئن 2012, www.voltairenet.org/article1

۱۳۹۴ تیر ۴, پنجشنبه

گزارش ویژه : طرح های مخفی اسرائیل و عربستان سعودی


به موازات گفتگوهای ایالات متحده و ایران

گزارش ویژه : طرح های مخفی اسرائیل و عربستان سعودی

بوسيله ى تی یری میسان‬
پاسخ تل آویو و ریاض به گفتگوهای بین ایالات متحده و ایران در ادامۀ تأمین مالی جنگ علیه غزه توسط عربستان سعودی در سال 2008 : عبارت است از همبستگی دولت استعماری و رژیم سلطنتی تاریک اندیش. در حالی که خاورمیانه برای دگرگونی ده ساله در قواعد بازی آماده می شود، تی یری میسان در اینجا محتوای گفتگوهای مخفیانه بین تل آویو و ریاض را افشا می کند.
ولترشبکه | دمشق (سوریه) | 22 ژوئن 2015
JPEG - 41.2 kb
در خاورمیانه هیچ یک آگاه نیستند که توافقات سرّی که باید در 30 ژوئن آینده، در حاشیۀ توافقات چند جانبه، در رابطه با مسئلۀ هسته ای توسط واشنگتن و تهران به امضا رسد قواعد بازی را برای ده سال آینده مشخص خواهد کرد.
این توافقات در وضعیتی مطرح شده است که ایالات متحده جلوی عربستان سعودی و روسیه به نخستین تولید کنندۀ نفت تبدیل شده است. ایالات متحده دیگر برای مصارف خودشان نیازی به نفت خاورمیانه ندارند و حساسیت آنها نسبت به این مسئله تنها به دلیل حفظ داد و ستدهای بازار جهانی به دلار است.
علاوه بر این واشنگتن جابجائی هائی را در استقرار نیروها از اروپای غربی و خاورمیانه به سوی خاور دور آغاز کرده است. چنین موردی به این معنا نیست که این مناطق را رها می کند، بلکه آمریکا این بار در پی تضمین امنیت خود ولی با ساز و کار دیگری است.

اسرائیل

بر اساس اطلاعاتی که ما در اختیار داریم، از 17 ماه پیش (یعنی در رابطه با گفتگوهای بین واشنگتن و تهران که از 27 ماه پیش آغاز شده)، تل آویو با عربستان سعودی در حال گفتگو بوده است. نمایندگان عالی مقام این دو کشور پنج بار در هندوستان، ایتالیا و جمهوری چک با هم ملاقات کرده اند.
همکاری بین تل آویو و ریاض به طرح ایالات متحده برای ایجاد «نیروی مشترک عرب» به پشتیبانی اتحادیۀ عرب ولی به فرماندهی اسرائیل باز می گردد. نیروی مشترک عرب عملاً در یمن به کار بسته شد و سربازان اسرائیلی خلبانی بمب افکن های سعودی را در چهارچوب نیروی مشترک عرب به عهده دارند و ستاد فرماندهی آنها نیز توسط اسرائیل در سومالی لاند بر پا شده، یعنی در کشوری که رسماً وجود خارجی ندارد و به رسمیت شناخته نشده است. سومالی لاند در آن سوی تنگۀ باب المندب واقع شده است [1].
با این وجود، ریاض تا وقتی که اسرائیل پیشنهاد صلح عرب توسط اتحادیۀ عرب در سال 2002 را نپذیرد، نمی خواهد این همکاری را به شکل رسمی بازشناسی کند. طرح صلح عرب توسط شاهزاده عبدالله پیش از آن که به مقام پادشاهی نائل شود معرفی شده بود [2].
اسرائیل و عربستان سعودی پیرامون چند هدف با یکدیگر به توافق رسیده اند.
اهداف سیاسی :
1) «دموکراتیزاسیون» دولت های خلیج (فارسی)، یعنی شرکت دادن مردم در مدیریت کشور خودشان با این حساب که رژیم سلطنتی خدشه ناپذیر باقی بماند و شیوۀ زندگی وهابی نیز زیر علامت سؤال نرود.
2) تغییر نظام سیاسی در ایران (بی آن که جنگی بر پا شود).
3) ایجاد کردستان مستقل به شکلی که ایران و ترکیه تضعیف شوند (گرچه ترکیه مدت ها با اسرائیل هم پیمان بود) و به همین گونه عراق (ولی نه سوریه، زیرا این کشور به شکل دراز مدت تضعیف شده است).
اهداف اقتصادی :
1) بهره برداری از مناطق نفت خیز در ربع الخالی و سازماندهی یک فدراسیون بین عربستان سعودی، یمن، و حتی عمان و امارات متحدۀ عرب.
2) بهره برداری از مناطق نفت خیز اوگادن (منطقه ای در جنوب شرقی اتیوپی) تحت نظارت اتیوپی، تأمین امنیت بندر عدن در یمن، و ایجاد پل ارتباطی بین جیبوتی و یمن.
به عبارت دیگر، اگر تل آویو و ریاض بخاطر مشکلات ناامید نشوند و بپذیرند که دو سوم عراق، سوریه و نیمی از لبنان زیر چتر کنترل ایران قرار گیرد، آنها می خواهند :
1) مطمئن شوند که ایران از صادر کردن انقلابش چشم پوشی می کند.
2) کنترل مابقی منطقه با حذف ترکیه که در نظارت و مدیریت تروریسم بین المللی جانشین عربستان سعودی شده بود و اکنون در سوریه با شکست روبرو شده است.

فلسطین

بازشناسی بین المللی یک دولت فلسطینی مطابق بر توافقات اسلو و پیشنهادات صلح عرب، تنها به مدتی معادل یک ماه پس از امضای توافقات ایالات متحده و ایران بستگی خواهد داشت.
دولت فلسطینی اتحاد ملی که هرگز عملی نشد، ناگهان استعفا داد. بنظر می رسد که مطمئناً سازمان فتح در جناح محمود عباس به محض این که به عنوان دولت فلسطینی وارد سازمان ملل متحد شود به شکل گسترده مورد پشتیبانی مردم فلسطین قرار خواهد گرفت.
حماس که از سال 2008 به نماد مقاومت تبدیل شده بود، به شکل ناگهانی با اعلام رسمی وابستگی اش به برادران مسلمان (در حالی که این اتحادیۀ اسلامی چندین بار علیه عربستان سعودی دست به کودتا زد) و با حملۀ مسلحانه به تنها کشور منطقه که عملاً از فلسطینی ها دفاع می کرد، یعنی با حمله به جمهوری عرب سوریه اعتبارش را از دست داد. در نتیجه، برای ترمیم چهرۀ مخدوش شده اش، تصمیم گرفت که با احتیاط عمل کند و از این پس حرکات غیر خشونت آمیز را در پیش گرفته است.
بازشناسی دولت فلسطینی به حق مسلم بازگشت فلسطینی ها به سرزمینی که از آن بیرون رانده شده بودند پایان خواهد داد، ولی از وضعیت تازه ای برخوردار خواهند شد. ایالات متحده و عربستان سعودی به شکل گسترده برای توسعۀ اقتصادی دولت جدید سرمایه گذاری خواهند کرد.
از هم اکنون، چندین نامزد انتخاباتی با عجله برای جانشینی محمود عباس در رقابت هستند (زیرا محمود عباس 80 ساله است و دور نمایندگی او نیز در سال 2009 به پایان رسیده). بین این نامزدها محمد دحلان، رئیس قدیمی امنیت که گویا مسموم کردن یاسر عرفات را سازماندهی کرده بوده و در سال 2007 مجبور به ترک کشور شده است. پس از کار برای امارات متحدۀ عربی، و پس از کسب ملیت مونته نگروئی (مثل نخست وزیر سابق تایلند تاکسین شیناواترا) و صرب، در ماه فوریه به کمک دشمنان سابقش در حماس به فلسطین بازگشت. محمد دحلان میلیاردر شد و بی آن که حساب کتابی داشته باشد مبارز و رأی خریداری کرد. نامزد انتخاباتی جدی تر می تواند مروان برغوتی باشد که در حال حاضر به پنج بار حبس ابد در اسرائیل محکوم شده است و در چهارچوب توافقات صلح می تواند آزاد شود. او در واقع تنها شخصیت فلسطینی است که بزهکار نیست و از دست دژخیمان موساد در امان مانده است.

عربستان سعودی

در این وضعیت، سفر شاهزاده محمد بن سلام ، پسر پادشاه سلام عربستان سعودی به روسیه موجب نگرانی شدیدی شد، یک اردوی رسانه ای گزارش داد که او می خواهد از روسیه درخواست کند که از کمک به سوریه خود داری کند. درپی او به مدت یک هفته ایاد بن امین مدنی رئیس سازمان همکاری های اسلامی همراه با چندین وزیر و تعدادی از بازرگانان به روسیه رفت. هیئت سعودی در بازار اقتصادی سن پترزبورگ شرکت کرد و شاهزاده مورد استقبال رئیس جمهور ولادیمیر پوتین قرار گرفت.
سرزمین وهابی از تاریخ بنیانگذاری اش با ایالات متحده مناسبات ممتازی داشته و اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و سپس روسیه را به مثابه رقیب تلقی می کند. بنظر می رسد که این مناسبات در حال تحول است.
اهمیت بسیار مهم امضای همکاری ها و توافقات اقتصادی می تواند آغازی باشد برای سیاست های جدید تر. عربستان سعودی 16 مرکز اتمی خریداری کرده و در عین حال برآن است تا در پژوهش های فضائی روسیه نیز سهیم گردد و برای توافقات نفتی گفتگو می کند که نتایج آن هنوز منتشر نشده است.
برای رفع ابهام در مورد این گفتگوها، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین اعلام کرد که روسیه در مورد سیاست پشتیبانی از سوریه هیچ تغییری نخواهد داد و از آراء مردم سوریه و راه حل سیاسی پشتیبانی خواهد کرد، و مشخصاً به این معنا که رئیس جمهور بشار اسد که به شکل دموکراتیک برگزیده شده تا پایان دور ریاست جمهوری اش در قدرت باقی خواهد ماند.

بازندگان تقسیم مجدد کارت ها

تمام شواهد نشان می دهد که وقتی توافقات ایالات متحده و ایران به امضا برسد [3] بازندگان عبارتند از :
1) مردم فلسطین که از حق مسلم بازگشت به کشورشان که سه نسل برای آن مبارزه کرده اند محروم خواهند شد.
2) ترکیه که می بایستی بهای گرانی برای رؤیای برتری جوئی و پشتیبانی از برادران مسلمان و شکست در سوریه بپردازد [4].
3) فرانسه که طی چهار سال با تلاش پی گیر در پی تمدید منافع استعماری اش در منطقه بود، سرانجام به جایگاه فروشنده برای اسرائیل و عربستان سعودی تنزل کرده است [5].
ترجمه توسط
حمید محوی
<:ver_imprimer:> <:recommander:recommander:> Facebook Twitter Delicious Seenthis Digg RSS
[1] “نیروی « عرب » برای دفاع مشترک”, بوسيله ىتی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 20 آوريل 2015, www.voltairenet.org/article1...
[2] « L’Initiative de paix arabe présentée par le prince Abdullah bin Abdul-Aziz », Réseau Voltaire, 28 mars 2002, www.voltairenet.org/article1...
[3] “پس از توافق بین واشنگتن و تهران خاورمیانه در چه وضعیتی قرار خواهد گرفت؟”, بوسيله ىتی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 18 مه 2015, www.voltairenet.org/article1...
[4] “به سوی پایان نظام اردوخان”, بوسيله ىتی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 15 ژوئن 2015, www.voltairenet.org/article1...
[5] “شکست قابل پیشبینی فرانسه”, بوسيله ىتی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 8 ژوئن 2015, www.voltairenet.org/article1...

۱۳۹۴ خرداد ۲۵, دوشنبه

محور خاورمیانه اتحاد تشکیل گردیده، قربانی مشخص شده است.


محور خاورمیانه
اتحاد تشکیل گردیده، قربانی مشخص شده است.
سرگئی کاژمیاکین
(Sergey Kojemyakin)
دکتر علوم سیاسی، متخصص مسائل خاورمیانه
مترجم: ا. م. شیری
۲۲ خرداد- جوزا ۱٣۹۴
هجوم همزمان جنگجویان «دولت اسلامی» در عراق و سوریه، جستجوی دیگر باره پاسخ این سؤال را الزامی ساخته است: این حملات به نفع کیست؟ پاسخ روشن است: بسود اسلام ذینفع در تضعیف ایران. محور واشینگتن- آنکارا- ریاض- تل آویو با این هدف تشکیل گردید. پنجمین عضو اتحادیه، اسلام افراطی می باشد.

چه کسی راه ورود اسلامگرایان به رمادی را باز کرد؟
پایان بهار دوره آزمون تازه ای برای خاورمیانه بود. «دولت اسلامی»، که قدرت تهاجمی آن را فرسوده یا حداقل تا حد محسوسی تضعیف شده تلقی می کردند، به پیروزیهای قابل ملاحظه دست یافت. جنگجویان «داعش» در سوریه بخشهای مهمی از استان حمس با شهر تدمیر و خرابه های شهر باستانی پالمیر واقع در نزدیکی آن را تصرف کردند. افزون بر آن، «دولت اسلامی»، تهاجم خود را به استان دمشق گسترش داد. دسته های جنگجویان به فاصله کمی بیش از بیست کیلومتری فرودگاه پایتخت رسیده اند.
«دولت اسلامی» در عراق هم که طی ماههای اخیر بتدریج، اما عقب نشینی کرده بود، به موفقیت دست یافت- یک موفقیت کاملا بزرگ. اسلامگران بار دیگر شهر رمادی، مرکز استان الانبار را تصرف کردند. این شکست بزرگی برای بغداد بود. این پیروزی، «داعش» را به هدف مورد نظر خود- تسلطه بر «مثلث سنی» عراق نزدیک می کند.
اما چه حادثه ای روی داد، که «دولت اسلامی» موفق شد باری را که حتی در قدرتمندترین دوره خود نمی توانست بدوش بگیرد (حمله موفقیت آمیز همزمان در چند جبهه)، بمنزل رساند؟ باضافه این، اگر ادعاهای مقامات آمریکا صحت داشته باشد، حملات هوائی ائتلاف نیز ضربات سنگینی به این گروه وارد آورده بود! در تأئید این، جان کری، وزیر خارجه آمریکا یک سال پیش با اعتماد بنفس کامل اظهار داشت که «مبارزه علیه دولت اسلامی با پیشرفتهای قابل توجهی همراه بوده است». این مدعیات، سخن یک تحلیلگر ساده نیست، بلکه، عین گفته وزیر خارجه آمریکاست.
در اینجا هیچ راز و رمز نهفته ای وجود ندارد. شواهد برای اثبات مقصران در پیروزیهای اسلامگرایان بحدی زیاد است، که فقط آدمهای محروم از قدرت تفکر انتقادی می توانند آنها را نادیده بگیرند (چنین افرادی امروزه در غرب بوفور یافت می شوند).
این شواهد را به ترتیب بررسی می کنیم. ۱۴ ماه مه حمله به رمادی آغاز شد. در همین روز «داعش» با استفاده از بولدزرهای زرهی و تروریستهای انتهاری از خط دفاعی نیروهای دولتی گذشت و مراکز کلیدی - اداره پلیس، ساختمانها اداری و مسجد جامع شهر را تصرف کرد. ۱۷ ماه مه آخرین خط دفاعی ارتش عراق سقوط کرد.
طبیعت رعدآسا و سرعت حمله ای که جنگجویان موفق شدند شهر نیم میلیون نفری را به تصرف خود در آورند، فقط با سقوط موصل قابل قیاس است. در مدت یک سال گذشته از اشغال موصل، سه هزار و اندی مربی آمریکائی به آموزش پرسنل ارتش عراق مشغول بودند. همچنانکه معلوم است، هیچ تغییری حاصل نشد. البته که قرار نبود تغییری بوجود آید! سطح آمادگی رزمی یگانهای آموزش دیده توسط «متخصصان» ماورای اقیانوسی بشدت نازل است. عملا همه پیروزیها بر «داعش» حاصل نبرد واحدهای آموزش یافته توسط متخصصان ایرانی بود نه مربیان آمریکائی. پاکسازی استان دیاله از وجود افراطیون، شکستن محاصره بغداد و آزادسازی تکریت هم این واقعیت را ثابت کرد.
توضیح این واقعیت فقط با فقدان تخصص غیر ممکن است. اگر چنین تصور شود، که آمریکائیها علاقمند به پیروزی بر «داعش» نیستند، همه چیز در جای خود پا بر جا می ماند. واشینگتن ضمن تقلید مبارزه با این شرّ، واقعا هم برای محافظت از هیولای عزیز- دردانه خود و جلوگیری از شکست آن به هر کاری دست می زند. نیروی هوایی آمریکا هنگام حمله جنگجویان به رمادی شدت حملات هوائی را بسرعت کاهش داد. حتی زمانیکه اوضاع واقعا وخیم شد، آمریکا فرماندهی ارتش عراق را بمنظور ممانعت از اعزام  شبه نظامیان شیعه- کارآمدترین واحدهای رزمی در عراق امروز- زیر فشار قرار داد. فقط پس از سقوط رمادی شبه نظامیان شیعه به اطراف شهر منتقل گردیده و از پیشروی بیشتر «داعش» جلوگیری کردند. واکنش واشینگتن به شکست نیروهای دولتی هم بسیار جالب است. مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، ضمن توضیح اوضاع، در کمال بی تفاوتی گفت: «حادثه تأسف بار است. اما در جنگ چنین حوادثی روی می دهد».

کارا* طرفدار دوستی با ایران است.
اما این تنها آمریکائیها نبودند که برای باز کردن دروازه شهر به روی افراطگرایان به هر کار ممکن دست زدند. دلایل جدی برای اثبات این باور وجود دارد، که خود حمله «دولت اسلامی» با مجوز حامیان خارجی بوقوع پیوست. ۱۴ ماه مه، درست همان روز، که شبه نظامیان به تهاجم دست زدند، فواد معصوم، رئیس جمهور عراق در تهران مشغول مذاکره با مقامات ایران بود. بر اساس توافقات حاصله می توان گفت دیدار او موفقیت آمیز بود:
اول- بغداد و تهران برای احداث راه آهن که برای اولین بار در تاریخ دو کشور همسایه را بهم متصل نموده و دسترسی عراق به بازارهای آسیا (از جمله به بازار چین) را تسهیل می کند، به توافق نهائی رسیدند.
دوم- در مورد شروع انتقال گاز ایران به عراق در تابستان امسال تصمیم نهایی اتخاذ گردید. لغو نظام روادید بین دو کشور نیز برنامه ریزی شده است.
گذشته از اینها، مسائل امنیتی موضوع اصلی گفتگوها بود. طرفین بر سر ادامه همکاریهای راهبردی توافق کردند. صحبت بر سر خرید تسلیحات ایرانی، تبادل اطلاعات امنیتی، و همچنین، اعزام مشاوران نظامی جدید به عراق است. فوأد معصوم اظهار داشت: «ایران اولین کشوری بود، که برای مبارزه با گروه تروریستی «دولت اسلامی» و با هر کشور دیگری که برای اعمال سلطه خود بر منطقه تلاش می کند، کمکهای قابل ملاحظه ای به عراق نمود». رهبر ایران، آیت الله علی خامنه ای نیز آمادگی ایران «برای ارائه کمکهای همه جانبه بمنظور توسعه و ثبات عراق را مورد تأکید قرار داد».
در عرصه سیاست خارجی نقاط مشترک بین تهران و بغداد بسیار بیشتر از نقاط افتراق آنهاست. موضع واحد در خصوص مناقشه یمن نیز این واقعیت را ثابت می کند. فوأد معصوم ضمن تقبیح حمله نظامی به یمن بسرکردگی عربستان سعودی، بی بدیلی گفتگوهای داخلی را مورد تأکید قرار داد.
برای آمریکا و متحدان اصلی آن در منطقه مانند اسرائیل، عربستان سعودی، و ترکیه- همکاری عراق با ایران همواره «پارچه سرخ» بوده است. هجوم سال گذشته «داعش» نیز پس از توافق راهبردی بغداد با تهران آغاز شد. فراموش نمی کنیم که آمریکائیها با چه سماجتی خواستار استعفای نوری المالکی، نخست وزیر طرفدار ایران بودند!
با این حال، برخلاف خواست نیروهای خارجی، مناسبات ایران و عراق از آن وقت تا کنون فقط تحکیم یافته و آزادسازی تکریت یک خطر برای «دولت اسلامی» محسوب می شود. بیرون راندن «داعش» از موصل توسط ارتش عراق با حمایت تهران یک شکست جدی برای سیاست ضد ایرانی واشینگتن بود.
گفتگوی آشکار در این زمینه در اول ماه مه در واشینگتن هنگامی انجام شد که مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کوردستان با دعوت رسمی به آنجا سفر کرد. طرفین در باره ضرورت مقابله با رشد نفوذ ایران و نیروهای طرفدار ایران در عراق به توافق رسیدند. بارزانی در این خصوص اظهار داشت که شبه نظامیان شیعه بهیچوجه در مبارزه برای آزادسازی موصل شرکت نخواهند کرد.
حالا، پس از اشغال رمادی، آغاز این عملیات به زمان نامعلومی موکول گردیده و در باره خطر دوستی با ایران، به دولت عراق هشدار داده شده است.
بموازات این، کارها در زمینه تجزیه عراق پیش می رود. ۲۷ ماه آوریل پیشنویس قانون کمک نظامی به کوردستان عراق و شبه نظامیان سنی که با داعش مبارزه می کنند، به کنگره آمریکا تقدیم گردید. طبق موازین بین المللی، تسلیح هر منطقه یا گروهبندی نظامی بدون موافقت دولت مرکزی ممنوع است. واشینگتن این ممنوعیت را نادیده گرفت. در متن پیشنویس قانون دسته های پیشمرگه و شبه نظامیان سنی بمثابه نیروهای مسلح کشور مستقل در نظر گرفته شده است.
دولت عراق بشدت اعتراض کرد. نخست وزیر کشور، حیدر العبادی ضمن گفتگوی تلفنی با جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا اظهار داشت که پیشنویس قانون، تجزیه عراق به سه کشور جداگانه را در نظر گرفته است. مقتدا صدر، یکی از با نفوذترین سیاستمداران کشور، قهرمان مقاومت ضد آمریکائی بشدت واکنش نشان داد. بنا به سخنان او، در صورت تصویب قانون، «جیش المهدی» تحت رهبری او، شاخه نظامی خود را بازسازی خواهد کرد و آمریکائیها و متحدان آنها را مورد حمله قرار خواهد داد. تهران نیز همبستگی خود را با بغداد اعلام کرد. رئیس جمهور ایران، حسن روحانی در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با فوأد معصوم، بر حمایت کامل کشور خود از تمامیت عراق تأکید نمود.
در آمریکا به چنین هشدارها توجه نمی کنند. بارزانی، رئیس اقلیم کوردستان پس از بازگشت از واشینگتن بار دیگر این موضوع را مورد تأکید قرار داد که قصد دارد بطور مستقل، بدون اجازه بغداد نفت بفروشد. نجم الدین کریم، استاندار استان کرکوک هم بیانیه جنجالی صادر کرد. او در یکی از مصاحبه هایش اذعان کرد که آمریکا «حمایت خود از استقلال استان را بارها و بارها اعلام کرده است».
نشریات متنفذ آمریکا نیز افکار عمومی را برای تجزیه عراق آماده می کنند. مجله «مسائل خارجی» (Foreign Affairs) می نویسد: «دولت عراق با این میزان تسلط جریان شیعه بر آن، مشروعیت خود را تا چنان حدی از دست داده است، که بازسازی آن ممکن نیست». همین نشریه ضمن توجیه اقدامات «دولت اسلامی» نوشت، که این «نه یک گروه شورشی معمولی، بلکه، یکی از طرفها در جنگ داخلی سنتی بین مناطق جدایی طلب و حکومت مرکزی ضعیف است».

چرا مسکو ساکت است؟
بدین ترتیب، موفقیت اسلامگرایان را در مجموع باید در خط و مشی ضد ایرانی که تحت الحمایه واشینگتن و متحدان آن پیش برده می شود، جسجو کرد. حتی مسئله به ایران هم ختم نمی شود. یمن و سوریه نیز در فهرست کشورهایی هستند که باید نفوذ ایران در آنها به صفر برسد و رژیمهای جدید باید به حوزه نفوذ آمریکا، ترکیه و عربستان سعودی وارد شوند.
دقیقا مسئله مقابله با ایران در دستور کار نشست آمریکا و سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس قرار گرفت که طبق تصادف قابل تأمل (آیا واقعا تصادفی بود؟) نیز ۱۴ ماه مه برگزار گردید. هدف اصلی مقامات آمریکا این بود، که پادشاهی ها و در رأس آنها، عربستان سعودی را به این مسئله متقاعد سازد، که توافق هسته با ایران یک حرکت تاکتیکی غیر مضر برای امنیت ریاض است. باراک اوباما موضوع را با صراحت بیشتری بیان کرد. او گفت: «ایران در رابطه با کشورهای منطقه گامهای آشکارا خطرناک و تشنج آفرین برمی دارد. ایران حامی تروریسم است... به همین سبب، کشورهای منطقه از چنین حقی برخوردارند، که از اقدامات ایران، بویژه، از حمایت آن از عروسکهای خشن در داخل مرزهای سایر کشورها بطور جدی نگران باشند».
در بیانیه پایانی نشست کمپ دیوید در باره نیروی نظامی که واشینگتن برای «دفع خطر معطوف به تهدید تمامیت ارضی هر یک از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس»، توضیح داده شده، اما از منشاء این «خطر» بصراحت نام برده نشده است. در بیانیه تأکید گردیده که «ایالات متحده آمریکا و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در مقابل اقدامات معطوف تشنج آفرینی ایران در منطقه بطور مشترک عمل خواهند کرد».
نشست کمپ دیوید سنگ پایه مهمی بر شالوده محور ژئوپلیتیک که شکلگیری آن از چندی پیش آغاز شده، گذاشت. این محور متشکل از آمریکا، ترکیه، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اسرائیل بر علیه نفوذ ایران، چین و روسیه در منطقه سمت گرفته است. هدف نهائی آن، سلطه تمام و کمال بر منطقه خاور میانه و معادن سرشار از نفت آن است. دیدار ماه مارس رئیس جمهور ترکیه از عربستان سعودی، که طی آن راجع به همآهنگی مبارزه با بشار اسد تصمیم گرفته شد، و همچنین توافق پنهانی ریاض و اسرائیل بر علیه ایران، «سنگ بناهای» دیگر این محور را تشکیل می دهند.
نتیجه همه توافقات در سوریه مشهود است. بهار سال جاری گروههای مختلف مورد حمایت کشورهای مختلف، از جمله، گروههای تحت الحمایه ترکیه، عربستان سعودی، قطر و آمریکا اتئلافی بنام «جیش الفتح» تشکیل دادند و بلافاصله از چند طرف جبهه به تهاجم دست زدند. در نتیجه این تهاجمات چند شهر بزرگ مانند ادلب، جیسرالشغور و غیره اشعال گردید. تأمین مالی اتئلاف را عربستان سعودی و تأمین تسلیحات، عرضه اطلاعات و سازماندهی امور ستادی را ترکیه بر عهده گرفته است. ایالات متحده آمریکا نیز به سهم خود، عهده دار «جبهه سیاسی»، و سلطه بر هوا می باشد. ۲۵ ماه مه، آنکارا و واشینگتن در باره پشتیبانی هوائی از مخالفان مسلح، که آموزش آنها در ترکیه و اردن آغاز شده، توافقنامه امضاء کردند.
همزمان با «مخالفان میانه رو»، «دولت اسلامی» نیز به حمله دست زد و حلقه محاصره پیرامون دمشق تنگتر گردید. بر اساس برخی اطلاعات، ائتلاف ضد اسد اشغال پایتخت سوریه را در مدت زمان ۶ تا ۸ ماه آینده برنامه ریزی کرده است، و حمله نهائی پس از پایان ماه مبارک رمضان در نیمه دوم ماه ژوئیه آغاز خواهد شد.
در چنین شرایطی، روسیه باید حمایتهای خود را از سوریه همچون سال ۲٠۱۳، هنگامی که فقط موضع قاطع مسکو، پکن و تهران مانع از تجاوز آشکار گردید، تشدید نماید. متأسفانه، اکنون این موضعگیری قاطع مشاهده نمی شود. کرملین با چشم فروبستن بر تداوم حملات چند ماهه و حمایت شبه نظامیان از خارج، ترجیح می دهد مذاکرات داخل سوریه را تکرار کند. در بسیاری از مطبوعات متنفذ غربی گفته می شود، که هدف اصلی دیدار ماه مه جون کری از روسیه، معامله بر سر تسلیم سوریه در مقابل سازش غرب در مسئله اوکراین بود. واقعیت این توافق باور کردنی نیست، برای اندیشیدن در این باره دلیلی وجود ندارد...