۱۳۹۱ شهریور ۶, دوشنبه

نامه هئيت نمايندگى KKE (حزب کمونيست يونان) در پارلمان اروپا تشديد مداخلات امپرياليسم در سوريه را محکوم ميکند

نامه هئيت نمايندگى KKE (حزب کمونيست يونان) در پارلمان اروپا تشديد مداخلات امپرياليسم در سوريه را محکوم ميکند


http://inter.kke.gr/News/news2012/2012-07-25-syria

آتن٬ ٢٤ جولاى ٢٠١٢

مترجم: پيام پرتوى

هئيت نمايندگى KKE در پارلمان اتحاديه اروپا٬ با نامه اى به کاترين اشتون٬ نماينده عالى اتحاديه اروپا براى سياست امنيتى و تجارتى٬ تشديد مداخله خطرناک امپرياليسم اروپا٬ آمريکا و ناتو در سوريه٬ که شرايط را براى ايجاد يک درگيرى عمومى در سطح منطقه فراهم مياورد٬ محکوم ميکند. آنها همچنين تاکيد ميکنند که تحولات در سوريه منحصرا مختص به مردم سوريه بوده و درخواست ميکند که به مداخلات اروپا٬ آمريکا و ناتو بر عليه سوريه و ايران بسرعت پايان داده شود٬ تحريم اقتصادى بر عليه اين کشورها و مردم آنها سريعا لغو و اينکه يونان در جنگهاى تازه امپرياليستى شرکت نکند.

اعضاى اتحاديه اروپاى KKE در پارلمان اروپا٬ Giorgos Toussas و Babis Angourakis در نامه خود به نکات زير اشاره ميکنند:

"هئيت نمايندگى حزب کمونيست يونان (KKE) در پارلمان اروپا٬ تشديد مداخله خطرناک امپرياليسم اروپا٬ آمريکا و ناتو در سوريه را محکوم ميکند. حمله جنايتکارانه اخير در دمشق که موجبات مرگ وزير دفاع٬ Dawoud Rajiha٬ و ديگر مقامات عاليتربه دولت سوريه را فراهم آورد٬ نتيجه مداخله آشکار امپرياليستهاست که از مخالفان مسلح و ديگر مکانيزمها که هيچ ارتباطى به منافع واقعى مردم سوريه ندارد. رقابت بيرحمانه ميان قدرتهاى امپرياليستى٬ به منظور تضمين نفوذ و مزاياى ژئو استراتژيک در سطح منطقه خاور ميانه و خليج فارس٬ تنش را افزايش داده و شرايط را براى يک درگيرى عمومى فراهم مياورد.

علاوه بر اين٬ فشار و تهديدات بر عليه ايران٬ به بهانه برنامه هسته اى٬ به مرحله جديدى وارد شده است. فضاى جنگى که طى سالها توسط اروپا در سطح منطقه بصورتى آشکار تقويت شده است در پيوند با منابع انرژى و موقعيت ژئو استراتژيک قرار داشته و به نگرانيهاى "انسان دوستانه" ادعايى نيروهاى امپرياليستى مرکزى و منطقه اى ارتباطى ندارد. اين وضعيت انفجارى فعلى که توسط افزايش تهديدات در مورد يک حمله نظامى به ايران توسط اسراييل٬ که همچنين به دنبال تحکيم نقش خود بعنوان نيرويى قدرتمند بر عليه مردم منطقه است٬ حادتر ميشود.

سياست اتحاديه اروپا٬ ناتو و آمريکا٬ تضادهاى قابل انفجار با نيروهايى مانند روسيه و چين که مدعى نقشى در منطقه اند٬ دخالت رژيمهاى ضد مردمى مانند عربستان سعودى٬ قطر٬ ترکيه که آرزوى ايفاى نقشى مهمترى را در سر ميپروانند٬ چشم انداز نزديکترى را از يک درگيرى عمومى و يک دخالت نظامى آشکار – همانطور که در ليبى بود- در سوريه و ايران ارائه ميدهد. در اين طرحهاى خطرناک يونان هم مستقيما٬ عمدتا به دليل پايگاه نظامى آمريکا – ناتو در Souda Ba که از نظر استراتژيکى مهم است٬ و به دليل تمايل دولت يونان جهت شرکت در طرحهاى تبهکارانه بر عليه مردم منطقه٬ دخيل است.

هئيت نمايندگى KKE در پارلمان يونان بر روى نياز فورى٬ براى مقاومت توسط توده هاى منطقه بر عليه مداخلات به منظور خنٽى نمودن جنگ امپرياليستى٬ تاکيد ميورزد. تحولات در سوريه مطلقا منحصر به مردم سوريه٬ که تنهامسئول تصميمم گيرى بر روى آينده خود و کشورشان هستند٬ ميباشد.

ما خواهان:

١- توقف مداخلات اتحاديه اروپا٬ آمريکا و ناتو بر عليه مردم ايران و ناتو هستيم.

٢- لغو فورى تحريمها بر عليه سوريه و ايران که بر روى مردمشان تاٽير گذاشته و همچنين نتايج منفى بر روى مردم کشورهاى عضو اتحاديه اروپا دارد.

٣- اينکه يونان در جنگهاى تازه امپرياليستى که بر عليه ايران و سوريه تدارک ديده شده است شرکت نکند.

٤- پرهيز از هر گونه "قرارداد الزام آورى" که يونان را مستقيم و غير مستقيم به شرکت در گيرى ملزم ميسازد.

٥- از پايگاه نظامى Souda Bay استفاده نکند. آن بايد بسرعت بسته شود.

٦- بازگشت نيروهاى نظامى يونان که در خارج از کشور هستند.

٧- لغو مانورهاى نظامى و کليه قراردادهاى همکاريهاى نظامى با اسراييل.

هئيت نمايندگى KKE در پارلمان اروپا مردم ما را جهت ابزاز همبستگى با مردم منطقه که امپرياليستها آماده اند آنها را بطريقى چند جانبه قتل عام کنند و جهت تقويت مبارزه آنها براى قطع رابطه با سازمانهاى امپرياليستى٬ اتحاديه اروپا و ناتو٬ که با ارزشترين کمکها را براى آينده اى صلح آميز و رفاه مردم در منطقه تشکيل ميدهد٬ فرا ميخواند."



e-mail:cpg@int.kke.gr



۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه

سازمان مجاهدین خلق در کنار آمریکا و ترکیه در شهر حلب علیه سوریه می‌جنگد

تارنگاشت عدالت

مطلب دريافتی
منبع: عربی‌پرس
۹ اوت ۲۰۱۲

برگردان: احمد مزارعی

سازمان مجاهدین خلق در کنار آمریکا و ترکیه در شهر حلب علیه سوریه می‌جنگد



اعضای سازمان مجاهدین خلق در شهر حلب علیه دولت سوریه می‌جنگند. دولت آمریکا و ترکیه و کشورهای عربی انتقال مجاهدین به جبهه جنگ علیه سوریه را سازماندهی کرده اند. سایت «توب نیوز» که توسط یکی از نمایندگان سابق مجلس لبنان به نام ناصر قندیل اداره می‌شود، می‌نویسد:

«ده‌ها نفر از از اعضای مجاهدین از مرز عراق وارد سوریه شده اند. دولت‌های قطر، عربستان و ترکیه پول و اسلحه و امکانات لازم را در اختیار آنان قرار داده تا زیر فرماندهی "ارتش آزاد سوریه" با دولت مرکزی سوریه بجنگند. در تاریخ ۲۵ تا ۲۷ ژوئیه جلسه‌ای در کردستان با حضور افسران آمریکايی و ترک و پیشمرگان وابسته به مسعود بارزانی و چند نفر از سازمان مجاهدین برگزار گردید و تصمیم گرفته شد که اعضای مجاهدین خلق را به جبهه داخلی سوریه بفرستند. در این جلسه قرار شد پیشمرگه‌ها مسؤولیت انتقال آنان به سوریه را به عهده گرفته و دولت ترکیه و شخص اردوغان نیز متعهد شده که تحت هیچ شرایطی آنان را به ایران تحویل ندهند. مسعود بارزانی نیز متعهد شد تا امکانات لجستیکی، پایگاه و دفتر کار در اربیل در اختیار مجاهدین قرار دهد. از این پس پایگاه اصلی مجاهدین در اربیل کردستان خواهد بود.»۱



دولت آمریکا و ترکیه به مجاهدین تضمین دادند که دولت قطر و عربستان مشترکاً مخارج سازمان مجاهدین را به عهده بگیرند و در ابتدا ۲۵۰ میلیون دلار در اختیار آنان قرار داده و از زمان شروع شرکت در جنگ نیز ماهانه مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار در اختیار آنان بگذارند. این تعهد از طرف دو کشور قطر و عربستان به طور مشترک پذیرفته شده است.

تصمیم دولت آمریکا مبنی بر انتقال مجاهدین به اربیل برای دولت مالکی غیرمنتظره بود، زیرا دولت عراق نیز به تازگی مجاهدین را به کمپ لیبرتی منتقل کرده بود تا ترتیب خروج کامل آن‌ها از عراق را بدهد.



منابع آگاه گفتند که انتقال مجاهدین به اربیل و سپس به جبهه جنگ سوریه به طور تدریجی انجام خواهد شد.



زیرنویس (مترجم):

۱- رهبران کرد در عراق همیشه به کارهای زشت دست زده اند که به زیان ملت کرد بوده است. بنا به نوشته دکتر عبدالکریم سید قادر، اکادمیسین کرد که استاد حقوق بین‌الملل در اتریش است، رهبران کرد در زمان صدام حسین ماهانه مبلغ پانصد هزار دلار از اسرائیلی‌ها می‌گرفتند تا به وسیله عوامل خود اسناد دولتی عراق را سرقت کرده و ترجمه آن‌ها را به اسرائیلی‌ها تحوبل دهند. در مورد جنگ‌هايی که کردها با دولت‌های مرکزی عراق به راه می‌انداختند، دانیل پرت یکی از رهبران موساد در کتاب خاطرات خود به نام «از راه فریب» می‌نویسد:

«برای ما کرد و عرب و .... فرق نمی‌کرد، ما کسی را می‌خواستیم که در عراق با صدام حسین بجنگد و نیروهای دولت عراق را تضعیف کند و کردها این کار را برای ما می‌کردند. بنا بر نوشته دکتر عبدالکریم قادر، حزب دمکرات کردستان عراق چندی پیش بیست نفر از اعضای رده بالای خود را برای جاسوسی به ایران می‌فرستد که همه دستگیر می‌شوند که دو نفر از آن ها در زیر شکنجه کشته و بقیه به حبس‌های درازمدت محکوم می‌شوند.»



باشد که ملت ستم‌دیده کرد بتواند با اتحاد خود دولت‌هايی را بر سر کار آورد که در خدمت منافع خود باشند و نه خدمتگزار بیگانگان.

۱۳۹۱ مرداد ۳۱, سه‌شنبه

در همبستگی با مردم ایران، بر ضد جنگ امپریالیستی!


یکشنبه ۱۹ اوت ۲۰۱۲

در همبستگی با مردم ایران، بر ضد جنگ امپریالیستی!



در مورد تحریم‌ها و تهدیدهای نظامی علیه ایران



گفت و شنودی با «لیا بولجر»، رییس سازمان «نظامیان هوادار صلح» آمریکا



مصاحبه‌گر (کاترین گودمن، «شورای صلح آمریکا»):

از این که وقت سخن به ما دادید متشکریم. در پایان همایش ملی بسیار موفق سازمان «نظامیان هوادار صلح» قرار داریم. ممکن است خواهش کنم در مورد تصمیمات مهم این کنگره راجع به اوضاع بین‌المللی و وضعیت سیاسی در آمریکا توضیحاتی بدهید؟



لیا بولجر:‌

«نظامیان هوادار صلح» مدت‌های طولانی است که در همبستگی با مردم همه ی کشورها و حق تعیین سرنوشت آنها به‌دست خودشان و در همبستگی با مردمی که برای صلح و عدالت مبارزه می‌کنند، فعالیت می‌کند. ما از بابت عملکرد دولت‌مان، ایالات متحده و یکی از نزدیک‌ترین متحدان سیاسی و نظامی آن، یعنی اسراییل که اکنون ایران را به‌شدت تهدید می‌کنند و از چنگ اندازی در سوریه سخن می‌گویند، بسیار نگرانیم. روشن است که واژه هایی که از دهان بلندپایگان دولتی ما بر زبان می آید، بسیار برانگیزاننده، دشمنانه و جنگ‌طلبانه است. این ستیزجویی برای ما بسیار هشدار دهنده است. این تهدیدهای برانگیزاننده ما را بسیار نگران می‌کند.



چندی پیش، سازمان ما نامه‌ای برای رییس جمهور «اوباما» فرستاد که در آن از او خواسته شده بود به ‌شکلی بدون‌ لاپوشانی اعلام کند که ایالات متحده از یورش اسراییل به ایران پشتیبانی نخواهد کرد. سکوت در این باره به ‌معنای شرکت در جرم است. اگر دولت آمریکا آشکارا مخالفت خود را با اقدام نظامی علیه ایران اعلام نکند، دولت اسرائیل آن را به‌معنای همداستانی ایالات متحده تعبیر خواهد کرد.



ما از دولت خود می‌خواهیم که به زیان هایی که از هم‌اکنون با اعمال تحریم علیه مردم و دولت ایران پدید آورده و همچنان پی می گیرد، بیاندیشد. این به مردم ایران زیان می‌زند و ما نمی‌خواهیم بار دیگر گواه وضعیتی همانند آنچه در عراق رخ داد، باشیم. در آنجا، تحریم‌های گرانبار شده از سوی ایالات متحده به مرگ نیم میلیون کودک انجامید. البته در ایران ما گواه مرگ نیم میلیون نفر نبوده‌ایم؛ ولی ما نمی‌خواهیم گواه مرگ حتی یک نفر باشیم؛ نمی‌خواهیم گواه صف‌های نان باشیم؛ نمی‌خواهیم هیچ ملتی به‌خاطر سیاست خارجی ما زیان ببیند.



آنچه در این همایش روی داد، پافشاری دوباره ما بر همبستگی با مردم جهان و مخالفت ما با امپریالیسم‌ آمریکا و نظامی‌گری آن بود. ما می‌کوشیم صدای خود را به‌عنوان نظامیان خدمت کرده، علیه دهشت جنگ بلند کنیم و برای خواباندن آن در هرکجا که باشد، می رزمیم. ما به ‌عنوان شهروندان آمریکایی، در برابر این واقعیت که دولت آمریکا با بهره وری از مالیات‌های ما، در حال زیان زدن به مردم کشورهای جهان است، خود را پاسخگو احساس می‌کنیم.



با توجه به وضعیت خطیر کنونی، آیا در این همایش تصمیمات عملی در مورد مسایل مربوط به ایران، تحریم‌ها و تهدیدهای نظامی اتخاذ شد؟



ما بیانیه‌های متعددی در این مورد بیرون داده ‌و به ‌شکلی گسترده نزد رسانه ها نهاده ایم؛ ولی از آنجا که رسانه‌های گروهی ما در مهار شرکت‌های غول‌پیکری قرار دارند که مالکیت آنها در دست مقاطعه‌کاران نظامی است، این بیانیه‌ها از سوی رسانه‌های زیر مهار شرکت‌ها بگونه ای گسترده منتشر نمی‌شوند؛ ولی رسانه‌های مستقل، مانند «پرس تی‌وی»، الجزیره و …، دیدگاه های ما را بگونه ای گسترده پخش کرده‌اند. صدای ما همچنین از سوی کسانی که گواه عملکردهای زیانبار دولت مان هستند به گوش دیگران می‌رسد. آنها دشواری را درمی یابند و می‌خواهند که صدای ما شنیده شود. دشواری اینجاست که دولت ما چنان با شرکت‌ها و رسانه‌های گروهی وابسته به آنها درهم آمیخته که رساندن صدای ما به مردم را بسیار دشوار نموده است.



ما بیانیه ای بسیار نیرومند و شدید در مخالفت با چنگ اندازی در سوریه بیرون دادیم؛ همانگونه که چنین کاری را در مخالفت با چنگ اندازی در لیبی کرده بودیم. این چنگ اندازی‌ها را اقدامات «انسان‌دوستانه» وانمود می‌کنند؛ ولی می دانیم که چیزی به‌ نام «جنگ انسان‌دوستانه» نمی‌تواند هستی داشته باشد. این یک نقیض‌گویی است. ما دست دوستی خود را به‌سوی مردم سراسر جهان دراز می‌کنیم و اعلام می‌کنیم که پشتیبان آنها هستیم. ما همه انسانیم و برای ما انسانیت فراتر از سیاست قرار دارد؛ ولی در مورد برنامه‌های عملی ما:

اعضای سازمان «نظامیان هوادار صلح» یک «تعهدنامه ی مقاومت در مورد ایران»، برای دست زدن به اقدام علیه سیاست‌های دولت‌مان را امضاء کرده‌اند. ما تعهد کرده‌ایم که خطر دستگیری، خطر از دست دادن آزادی را در راه بلند کردن فریادمان در مخالفت با سیاست‌های کشورمان علیه دولت‌هایی که هیچ زیانی به ما نرسانده‌ و هیچ قانون بین‌المللی را ـ برخلاف دولت آمریکا ـ زیر پا نگذاشته‌اند، به ‌جان بپذیریم. این دولت آمریکا است که انواع و اقسام قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشته و دوگانگی (تناقض) هم در همینجاست. با اشغال افغانستان و عراق، ایالات متحده به‌ جنگ‌های یورشگرانه دست زده که بدترین شکل تبهکاری است. با اشغال کشورهای دیگر، ما هر روز دست به‌ تبهکاری های جنگی می‌زنیم. پاسخگویی مرگ صدها هزار انسان بر دوش ماست.



سازمان «نظامیان هوادار صلح» هر کاری که به ‌نظرش برسد، انجام خواهد داد. اعضای ما به‌خاطر مخالفت زندانی شده‌اند. اعضای «نظامیان هوادار صلح» جان‌شان را در جنگ‌های دولت ما به‌خطر انداخته‌اند؛ ولی اکنون آماده اند به‌خاطر صلح خود را به‌خطر بیاندازند. اعضای ما آماده اند، به‌پا بایستند و بگویند: «نه، شما نمی‌توانید چنین کاری بکنید!» دلم می‌خواست، می‌توانستم ژرفای این احساس آنها را بیان کنم. آنها نمی‌خواهند گواه مرگ حتی یک کودک دیگر بوسیله ی هواپیماهای بی‌سرنشین باشند. آنها نمی‌خواهند گواه حتی یک مرگ دیگر باشند. این نفرت‌انگیر است.



سخن بر سرِ این است؛ و مطمئن هستم این جُستار در همایش در میان نهاده شده که خطر یورش به ایران در فاصله ی ماه‌های پیش از گزینش ریاست جمهوری آمریکا افزایش یافته است. نظر شما در این مورد چیست و این خطر را چه اندازه درنگ ناپذیر می‌بینید؟



خطر بسیار درنگ ناپذیر است. در بهار گذشته، هنگامی که «نتانیاهو» آمریکا بود و تنش زیادی پدیدار شد، ما کاملاً نگران بودیم که جنگ ممکن است هر آن آغاز شود. پس از آن، سخن از جنگ و یورش و کوبیدن بر طبل‌ها برای چند ماه کاهش یافت؛ چون مردم آمریکا درگیر روند گزینش ریاست جمهوری شدند؛ و این، آن چیزی است که من و همه ی ما را نگران می‌کند؛ چون هر دو نامزد ریاست جمهوری و همچنین دولت ما، با سازمان «ایپک»، لابی منافع اسراییل در آمریکا، هماوندی بسیار تنگاتنگ دارند.



آنچه ما را در حال حاضر، یعنی در دوران پیش از گزینش نوامبر، واقعاً نگران می‌کند، این است که به‌نظر برسد فرماندار «رامنی» جلوتر از «اوباما» است. «رامنی» آشکارا اعلام کرده که در صورت یورش اسراییل به ایران از این یورش پشتیبانی خواهد کرد. از دید من، اگر اوباما احساس کند که برنده ی گزینش نخواهد بود، آنگاه دولت اسراییل به این نتیجه خواهد رسید که می‌تواند از مجازات در امان بماند و در نتیجه ممکن است پیش از گزینش به ایران یورش کند. چنین کاری برای «اوباما» هیچ گزینه ی سیاسی جز پشتیبانی از یورش یکجانبه ی اسراییل به ایران برجای نخواهد گذاشت. اگر به خبرهای آمریکا توجه کنید، متوجه می‌شوید که همه ی شبانه‌روز سخن از سیاست و گزینش ریاست جمهوری است؛ گویی هیچ چیز دیگر در جهان روی نمی دهد.



بنابراین، با توجه به وضعیت سیاسی داخل آمریکا، از اکنون تا زمان گزینش در دوران خطرناک و به‌ویژه نگرانی‌آوری خواهیم بود.



سازمان «نظامیان هوادار صلح» در مخالفت خود با تحریم‌ها و جنگ بسیار قاطع بوده است؛ ولی می‌دانیم که وضعیت درون ایران بسیار پیچیده است و یک مبارزه در درون آن کشور جریان دارد. سازمان «نظامیان هوادار صلح» بارها همبستگی خود را با مردم ایران و دیگر کشورهای جهان اعلام کرده است. پیچیدگی وضعیت ایران بویژه در این است که مبارزه در مخالفت با جنگ می‌تواند جُستار همبستگی با مردم ایران را در سایه قرار دهد. سازمان «نظامیان هوادار صلح» چه سیاست مشخصی برای ترازمندی میان این دو جنبه دنبال می‌کند؟



مرامنامه ی «نظامیان هوادار صلح شامل پنج بند است که دومین آن کوشش برای جلوگیری از چنگ اندازی دولت ما، چه آشکارا و چه پنهانی، در امور درونی کشورهای دیگر است. ما نه از دولت هیچ کشور دیگر پشتیبانی می‌کنیم و نه با آن مخالفت. آنچه ما می‌گوییم این است که با اعمال دولت خودمان و متحد آن اسراییل که میلیاردها دلار از دولت ما دریافت می‌کند، مخالفیم. ما می‌گوییم با اعمال نظامی تهدید‌آمیز و گرایشات جنگ‌جویانه ی دولت‌مان مخالفیم. امپریالیسم آمریکا و جنگ‌های دلخواهانه و تجاوزگرانه ی آن تاریخی دراز دارد. برعکس، ایران به‌هیچ‌ رو یک چنین تاریخی ندارد. بنابراین، ما نمی‌گوییم کدام دولت خوب است و کدام بد. ما، به‌عنوان شهروندان آمریکا در برابر سیاست‌های دولت‌مان احساس پاسخگویی می‌کنیم و می‌کوشیم با همه ی توان خود از جنگ با کشورهای دیگر که زیان آن به مردم بیگناه می‌رسد، جلوگیری کنیم.

آیا پیامی برای مردم ایران دارید؟

پیش از هرچیز مایلم صمیمانه‌ترین تسلیت‌ها و همدردی‌های خود را با قربانیان زلزله ی اخیر در شمال ایران ابراز کنم. بویژه در شرایط چنین فجایع طبیعی است که باید با انسانیت و مهر با یکدیگر رفتار کنیم. اندیشیدن به این که در این شرایط، تحریم‌های اقتصادی می‌تواند جلوی رسیدن کمک‌های انسانی به قربانیان این زلزله را بگیرد، بسیار آزاردهنده است.



سازمان «نظامیان هوادار صلح»، دستِ دوستی خود را به ‌سوی مردم ایران دراز می‌کند. من بسیار دوست دارم که به ایران بیایم و با مردم ایران دیدار داشته باشم. بسیار دوست دارم در مورد فرهنگ ایران که دارای تاریخی دراز و شگرف است، بیشتر بیاموزم.



ما می دانیم که مردم جهان، جنگ نمی‌خواهند؛ این دولت‌ها هستند که جنگ می آفرینند. ما می‌دانیم که مردم ایران، دشمن ما نیستند و براستیً بر این جُستار پافشاری داریم. ما می‌خواهیم مردم ایران بدانند که سیاست خارجی دولت ما، نماینده ی خواست مردم آمریکا نیست. آرزو دارم که مردم ایران این را بدانند که ما همه ی کوشش خود را به‌ کار گرفته‌ایم تا بر دولت خود تأثیر بگذاریم. تک تک ما انسانیم و از انسان‌ها، هرکجا که باشند، پشتیبانی می‌کنیم.

با سپاس از شما.

من از شما سپاسگزارم.

برگردان: کارزار همبستگی

برگرفته از «کارزار همبستگی» ۲۷ اَمرداد ۱۳۹۱

این گفت و شنود از سوی اینجانب ویرایش و پارسی نویسی شده است. عنوان و برجسته نمایی متن آن نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر

در یکشنبه, اوت ۱۹, ۲۰۱۲



۱۳۹۱ مرداد ۲۹, یکشنبه

فاجعه سوریه ادامه دارد

فاجعه سوریه ادامه دارد


باریس دالگوف(Boris Dolgov)

http://www.fondsk.ru/news/2012/08/10/sirijskaya-tragediya-prodolzhenie.html

ترجمه و توضیحات: ا. م. شیری

http://eb1384.wordpress.com/2012/08/19/

۲۹ مرداد ۱٣۹۱

شکی نیست که گروههای مسلح مخالف دولت سوریه در صدد سرنگون کردن دولت و تسخیر قدرت هستند. همه این عملیات را سازمانهای جاسوسی آمریکا، ترکیه، دیگر کشورهای عضو ناتو و ممالک پادشاهی حوزه خلیج فارس طرح ریزی کرده اند. عملیات تروریستی ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۲ منجر به قتل چند تن از مقامات سوریه در دمشق، پیام روشنی برای آغاز مرحله جدید خرابکاری بود. قبل از این، تلاشهائی برای مسموم کردن اعضای خانواده اسد بعمل آمده بود. مرحله بعدی را، که هدف آن تصرف نهادهای دولتی در دمشق بود، مجریان عملیات، گستاخانه «آتفشان در دمشق» نام دادند. حساب آنها بر این مبنا بود، که پس از قتل چند تن از رهبران سوریه، آنها دچار انشعاب خواهند شد. درست بر همین اساس، رسانه های جمعی شایعه خروج رئیس جمهور اسد از دمشق و رفتن وی به بندر لاتاکی را پخش کردند و درست در همین روز، «دوستان سوریه» سعی کردند در شورای امنیت سازمان ملل متحد بار دیگر قطعنامه مداخله مستقیم نظامی خارجی در این کشور را به تصویب برسانند که روسیه و چین با رأی وتوی خود جلوی آن را گرفتند. دولت سوریه اوضاع پیش آمده را (اگر چه برخی خیانتها، مثل فرار و پیوستن ریاض حجاب، جانشین سابق نخست وزیر به «مخالفان» نیز روی داد)، از سر گذراند و ارتش سوریه در اوایل ماه اوت تمامی دسته های سازمانیافته شبه نظامیان را در دمشق سرکوب کرد و از بین برد.

شبه نظامیان پس از تحمل شکست در جنگ برای تصرف دمشق، به حلب، دومین شهر بزرگ و پایتخت اقتصادی سوریه حمله کردند. گروههایی از «ارتش آزاد سوریه»، از جمله، شبه نظامیان «القاعده» از مرزهای ترکیه با سلاحهای سنگین به این شهر هجوم آوردند. در اینجا نیز نیروهای مسلح سوریه، ضمن وارد آوردن ضربات مهلک بر مهاجمان، انبارهای سلاح و مهمات آنها را هم دمشق و هم در حلب تصرف کردند و شواهد زیادی از ارتکاب شبه نظامیان به جنایات جنگی، مثل اجساد مثله شده غیرنظامیان وفادار به دولت، (از جمله اجساد معلمان مدارس) بدست آوردند. اجساد سوخته آنان را نمایندگان سازمان ملل متحد هم مشاهده کردند و یورونیوز نیز در گزارشهای خود نشان داد. یورو نیوز در گزارشات دیگری با استفاده از صحنه های فیلمبرداری شده توسط شبه نظامیان «ارتش آزاد سوریه»، تیرباران اسرای ارتش و پلیس سوریه از سوی باندهای مسلح را نشان داد. چنین اقدامات وحشیانه که بعنوان «جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت» شناخته شده است، موجب خشم یکسری سازمانهای بین المللی مدافع حقوق بشر گردید.

تصویب قطعنامه ۳ اوت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار کشورهای ناتو و کشورهای پادشاهی حوزه خلیج فارس دایر بر محکومیت یکجانبه دولت سوریه یک پوشش ضخیم تبلیغاتی برای حملات تروریستی شبه نظامیان به حلب و همچنین، «آتشفشان در دمشق» بود. البته این قطعنامه بر خلاف قطنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد فقط الزام آور نیست و ضمن اینکه «جلب مقصران به دادگاه بین المللی» را از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواستار شده، همه کشورها را به اعمال تحریمهای بیشتر علیه سورریه فرامی خواند. طبق ارزیابی ویتالی چورکین، نماینده روسیه در سازمان ملل متحد، این قطعنامه چنان تنظیم شده است «که گویا گروههای مسلح ضد دولتی بطور کلی در سوریه وجود ندارند». وقاحت نمایندگان کشورهای غربی و «مخالفان» خارجی سوریه حد و حصری ندارد. آنها از گفتگوها سخن گفتند و در حرف از طرح کوفی عنان و کنوانسیون ژنو پشتیبانی کردند ولی در عمل، برعلیه مقامات سوریه و تصرف حاکمیت سیاسی کشور، به عملیات تروریستی دست زدند. همزمان با این، غرب با تصویب دهها بسته تحریم علیه سوریه، طبیعتا، منجر به بدتر شدن اوضاع اقتصادی- اجتماعی در این کشور، فشارهای سیاسی و اقتصادی بر سوریه را تشدید کرد.

در همین حال، نقش روسیه در حل و فصل بحران سوریه افزایش می یابد. دیدار هیئت نمایندگی دولت سوریه بسرپرستی قدری جمیل، نایب رئیس شورای وزیران سوریه، اقتصاددان سرشناس و پرفسور دانشگاه دمشق از مسکو در اوایل ماه اوت را می توان نشانه آن دانست. او در عین حال رئیس حزب مردم است که یکی از مخالفان میهن پرست داخلی بوده و در انجام اصلاحات سیاسی از سوی دولت سوریه مشارکت می کند. وزیران دارائی، حمل و نقل، نفت، و معاون وزیر امور خارجه از اعضای هیئت نمایندگی سوریه در سفر به مسکو بودند. قدری جمیل در مصاحبه مطبوعاتی خود که من شخصا در آن حضور داشتم، اظهار داشت: «در نتیجه گفتگوها با مقامات روسیه، به توافقاتی در زمینه گسترش همکاریهای دو جانبه دست یافتیم که علاوه بر حل و فصل مشکلات پیش روی سوریه، توسعه روابط اقتصادی بین روسیه و سوریه را در چشم انداز میان مدت و طولانی مدت ممکن می سازد».

هم اکنون در سوریه همه نقطه ها علامت گذاری شده است. رسانه های غربی از انبوه تصاویر شبه نظامیان تا دندان مسلح، که در زیر پرچم «القاعده» گرد آمده و برای سرنگونی دولت قانونی سوریه از «جامعه جهانی» طلب استمداد می کنند، پر است. محافل سیاسی غرب، بی هیچ شرمی، از لزوم حمایت از شورشیان مسلح سخن می گویند. در اواخر ماه ژوئیه رسانه های جمعی، خبری انتشار دادند مبنی بر این، که رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما مخفیانه فرمانی را امضا کرد که بر اساس آن سازمان سیا ارائه کمک به گروههای مسلح ضد دولتی سوریه را گسترش می دهد. لازم به ذکر است، که نیروی ضربت آنها را بنیادگرایان اسلامی تشکیل می دهند.

بدین ترتیب، مبارزان غربی که در راه «ارزشهای دموکراتیک، آزادی و رعایت حقوق بشر» پیکار می کنند، به پرسشهای زیادی باید پاسخ دهند. کدام «ارزش مشترک»، مثلا، حزب سوسیالیست حاکم فرانسه را با «اخوان المسلمین» سوریه و «ارتش آزاد سوریه» که در صفوف آنها سلفی ها، تکفیری ها و شبه نظامیان «القاعده» می جنگند، پیوند می دهد؟ آیا هست کسی که بتواند پاسخ این سؤال را بدهد؟ اما در غرب هم بخوبی می فهمند که «اکثریت مردم سوریه از بشار اسد، رئیس جمهور خود پشتیبانی می کنند» (اذعان بژزینسکی در ماه ژوئن سال جاری).

در غرب بخوبی می دانند، که مخالفان سوریه یکسری جریانات بنیادگرا هستند. هدف غرب در سوریه روشن است: سرنگون کردن دولت کنونی بدست «اهلی شدگان» (یا مزدوران) تحت فرمان بنیادگرایان اسلامی از قبیل بالحاج، و تشکیل دولت عروسکی بجای آن، سپس تحریک آنها به هر شکلی که ضرورت ایجاب کند. ایالات متحده آمریکا، اشتباه مهلک خود در آماده کردن بن لادن برای جنگ در سالهای ۱۹۸۰ در افغانستان را تکرار می کند. او نیز مأمور اهلی سازمان سیا محسوب می شد. ولی بعد چه اتفاق افتاد، روشن است: «القاعده» تحت فرمان «مأمور سیا»، بن لادن، طی عملیات تروریستی قرن- انفجارهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در نیویورک انجام داد که به قیمت جان چند هزار نفر شهروند آمریکا و دیگر کشورها تمام شد(۱). اینک غرب همان بازی را در سوریه آغاز کرده است، ولی این بازی با آتشی است که آمریکائیها می توانند در انتظار «۱۱ سپتامبر» دیگری باشند و فرانسوی در انتظار «تیراندازی جدید در تولوز».

آنچه که به روسیه مربوط می شود، موضع آن در قبال مسئله سوریه مشخص است. زبان دیپلوماتیک روسیه تندتر می شود. در یکی از بیانیه های اخیر وزارت امور خارجه، در خصوص نگرانی روسیه از تحویل سلاح به شبه نظامیان سوریه از خارج، بجای اصطلاح غیرشفاف «مخالفان»، عبارت جنایات جنگی و «اقدامات خونین گروههای مسلح غیرقانونی» ذکر شده است. انتظار می رود در دیگر مسائل مرتبط با اوضاع سوریه و پیرامون آن (مثلا، حضور کشتی های جنگی روسیه در سواحل سوریه)، روسیه موضع توجیه گرانه نخواهد گرفت. اگر ما بر حضور افرادی از جمهوریهای قفقاز روسیه در میان گروههای مسلح درگیر جنگ در سوریه و تشدید فعالیت زیرزمینی اسلامگرایان در روسیه (اقدامات تروریستی در قازان و گروزنئی) چشم پوشی نمی کنیم، نمی توانیم به مقابله با ترریسم در سوریه بعنوان حادترین مسئله در مناسبات بین المللی، که به مسئله داخلی روسیه نیز تبدیل می شود، چشم فروبندیم. تدابیر متخذه در مقابل تهدیدات ناشی از این امر، باید با خود خطر متعارف باشد. سوریه می آموزد(۲). فقط باید اراده کرد و آموخت.

توضیح و تفسیر

(۱)- این ارزیابی از حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، یعنی نسبت دادن آن به «القاعده» بدون همآهنگی با نهادهای امنیتی آمریکا، اشتباه است. آمریکا بمنظور آماده کردن زمینه برای سلطه بر تولید مواد مخدر جهان و همچنین، با هدف ایجاد یک پایگاه نظامی به بزرگی افغانستان برای مداخله در کشورهای ایران، چین، هند و روسیه، به این عملیات تروریستی دست زد و به بهانه آن افغانستان را به اشغال خود درآورد. مراجعه شود به این نشانی:

http://www.hafteh.de/?p=31759

(۲)- هر کسی با هر دیدگاهی و با هر تعلق فکری و تشکیلاتی یا مستقل، اگر بخواهد فاجعه سوریه را مختص خود این کشور تعریف کند، سخت اشتباه خواهد کرد (البته در اینجا طرف سخن ما، مغرضان و ذینفعان در فاجعه تجاوز نظامی خارجی به سوریه نیستند). امروز سوریه با بحران داخلی هم رو به رو نیست. سوریه با یک تجاوز نظامی گسترده خارجی درگیر است که امپریالیستهای اروپا و آمریکا پس از رسوائی در لشکرکشی به افغانستان و عراق، بجای ارتشهای منظم، از گروههای مزدورانی استفاده می کنند که تحت نظر متخصصان نظامی و امنیتی سازمانهای جاسوسی غرب تربیت و سازماندهی می شوند. برای اثبات این مدعا صرفنظر از اینکه اسناد و مدارک زیاد تا کنون انتشار یافته، مراجعه به اخبار حوادث روزانه سوریه و اظهارات مقامات غربی، نشستها و کنفرانسهای متعدد «دوستان سوریه» و اعلام حمایتهای رسمی مالی، تسلیحاتی، آموزشی، تبلیغاتی کافیست.

این مدعا را همچنین، شکست طرح کوفی عنان نماینده سازمان ملل متحد و اتحادیه کشورهای عربی نیز ثابت می کند. طرح کوفی عنان ناظر بر حل و فصل سیاسی بحران سوریه، بعبارت دقیق تر، حل سیاسی تجاوز نظامی به سوریه بود. همچنان که رسانه ها مختلف مکرراًَ در گزارشهای خود تأکید کرده اند، دولت سوریه ضمن پشتیبانی از طرح عنان، آمادگی خود را برای گفتگو و مذاکره در همان ابتدا اعلام نمود، ولی طرف مقابل، از جمله، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا صمن فراخواندن دسته های تروریست به ادامه مبارزه مسلحانه، حتی در دوم ماه اوت فرمان کمک گسترده سازمان سیا به تروریستهای مسلح در سوریه را امضاء کرد و انگلیس و دیگر کشورهای عضو ناتو با ارائه کمکهای همه جانبه به تروریسم بین المللی، با طرح حل و فصل سیاسی تجاوز به سوریه مخالفت کردند. البته، همه اینها بدیهیات است و بر همه روشن. اما، این فجایع از کجا سرچشمه می گیرد؟

بی تردید حافظان و نظریه پردازان نظام سرمایه داری بهتر و دقیق تر از همه پیش بینی کرده بودند و می دانستند که نظام سرمایه داری دیر یا زود دچار آخرین بحران ساختاری خواهد شد و در سراشیبی سقوط و اضمحلال قرار خواهد گرفت. از چهار سال پیش، جهان شاهد این بحران و دوره سقوط هست. بنا بر این، سران نظام برای حفظ موجود و ادامه حیات خود، در پایان جنگ به اصطلاح جنگ سرد، استراتژی جدید جهانی سازی امپریالیستی را تدوین کردند که بر اساس آن، نقشه سیاسی جهان می بایست بکلی تغییر یابد و کشورها هر چه کوچکتر و کوچکتر، آشوب زده، گرفتار هرج و مرج و درگیریهای گروههای قومی- قبیله ای، دینی- مذهبی تشکیل گردند که نه دولتی برای اداره کشور داشته باشند و نه ارتشی برای دفاع از سرزمین خود. ۱۹ جمهوری منشعب از اتحاد شوری (احتمالا منهای روسیه)، شبه کشورهای منشعب از یوگسلاوی، سومالی، افغانستان، عراق، سومالی و لیبی فعلا نمونه و نتیجه این استراتژی جدید غرب هستند. بدین ترتیب، یک دولت و یک ارتش جهانی تشکیل می شود که ناتو بتدریج به سمت تبدیل شدن به ارتش جهانی می رود تا بتواند هر جنبنده ای را در هر نقطه جهان در خون خود غرقه سازد. این است ماهیت و جوهر اصلی حوادث امروز سوریه و اگر نیروهای ترقیخواه، صلحدوست و استقلال طلب جهان نتوانند این کشور را از چنگال تروریسم غرب برهانند، علاوه بر این که این کشور را حداقل به چهار کشور مترسکی شیعه- علوی، سنی، دروزی و کرد تبدیل خواهند، حتی دور جدید جنگهای استعماری قربانیان جدید را بکام خود خواهد کشید.



۱۳۹۱ مرداد ۲۵, چهارشنبه

کلينتون جهت تشديد جنگ واسطه اى از ترکيه بازديد ميکند

By Niall Green


13 August 2012

کلينتون جهت تشديد جنگ واسطه اى از ترکيه بازديد ميکند

براى خواندن مطلب به زبان اصلى بر روى آدرس زير کليک کنيد

http://www.wsws.org/articles/2012/aug2012/syri-a13.shtml

مترجم: پيام پرتوى

در بازديد از استانبول٬ وزير امور خارجه آمريکا هيلارى کلينتون اعلام نمود که واشنگتن و دولت ترکيه براى پشتيبانى از مخالفان مسلح سوريه با يکديگربر روى "مجموعه اى از امکانات خاص" و آماده سازى شرايط براى سقوط رئيس جمهور سوريه٬ بشار العسد کار خواهند کرد. کلينتون در مصاحبه روز چهارشنبه با همتاى ترک خود٬ وزير امور خارجه احمد داود اوغلو گفت٬ "اولين هدف ما تسريع پايان دادن به خونريزيها و سقوط رژيم اسد است"

او گفت٬ "چيزى که من و وزير با آن توافق کرديم برنامه ريزى عملياتى شديد بود و اضافه کرد که "سازمان جاسوسى آمريکا و ارتش ما نقش مهمى را جهت ايفاء نمودن بر عهده دارند."

روزنامه نگاران در مورد عملياتى که شايد به اجرا گذاشته بشوند سوال کردند٬ وزير امور خارجه تاييد کرد که منطقه پرواز ممنوع بر روى برخى از نقاط سوريه امکانيست اما "تجزيه و تحليل عميقترى را طلب ميکند."

در همان کنفرانس٬ داود اوغلو تاکيد کرد که دولت او بايد اقدامات قاطعانه ترى را جهت دخالت در سوريه اتخاذ بکند. او گفت٬ "جامعه جهانى براى متوقف نمودن خونريزى به اتخاذ اقدامات تعيين کننده ترى نياز دارند". يکروز قبل از جلسه در استانبول٬ وزرات خزانه دارى آمريکا اعلام کرده بود که تحريمهاى خود را بر عليه شرکت دولتى نفت٬ Sytrol٬ بخاطر معامله با ايران شديدتر خواهد کرد. در پايان اين هفته٬ انگليس و فرانسه نيز اعلام نمودند که کمکهاى "بشردوستانه" و "غير مرگبار" خود را به مخالفان سوريه تشديد خواهند کرد. وزير امور امور خارجه انگليس William Hague اسد را بعنوان "محکوم" توصيف و وعده داد که تجهيزات ارتباطى و دارويى به مبلغ پنج ميليون پوند٬ از جمله تلفنهاى ماهواره اى و سيستمهاى رادارى٬ براى گروههاى "شورشى" فرستاد خواهد شد.

به تلافى نقش ترکيه در خط مقدم طرحهاى آمريکا براى تغيير رژيم در دمشق٬ کلينتون از داود اوغلو براى "رهبرى" دولتش در منطقه سپاسگزارى کرد. او وعده داد که آمريکا به حزب کارگران کرد اجازه نخواهد داد که از سوريه بعنوان پايگاهى براى حمله به ترکيه استفاده کند.

PKK٬ جنبشى جدايى طلب ممنوع شده توسط دولت ترکيه و سازمانى که توسط وزارت امورخارجه آمريکا مهر تروريستى بر آن خورده است٬ دهه هاست که درگير جنگى با آنکارا بر سر مناطق اکٽريت کرد نشين واقع در جنوب شرقى ترکيه بوده است. در هفته هاى اخير٬ گزارشاتى متعددى مبنى بر اينکه PKK به شبه نظاميان مخالف با رژيم اسد و ارتش آزاد سوريه که توسط آمريکا حمايت ميشوند کمک ميکند منتشر شد. رياکارى کلينتون در محکوميت PKK بعنوان "تروريست" – به دنبال نشستى که در آن دولتهاى آمريکا و ترکيه دقيقا در مورد حمايت جارى از گروههاى مسلح اسلامى در سوريه٬ برخى در ارتباط با القاعده٬ صحبت کرده بودند - بدون هيج تفسيرى از جانب رسانه هاى خبرى گرد هم آورده شده در کنفرانس در استانبول عبور کرد.

واشنگتن٬ متحدان اروپاييش٬ ترکيه٬ و شيخ نشينهاى حوزه خليج فارس از شبه نظاميان مختلف اسلامگرا در سوريه با مقدار بسيار متنابهى از سلاح٬ تجهيزات ارتباطى٬ و مالى٬ و همچنين رهنمودهاى سياسى و اطلاعاتى حمايت ميکنند. تشديد درگيرى با ديکتاتورى اسد منجر به مرگ هزاران غيرنظامى و آوارگى صدها هزار خانواده شده است. واشنگتن در جنگ واسطه اى خود به شبه نظاميان ارتجاعى سنى مذهب٬ از جمله جنگجويان از کشورهاى ديگر٬ تکيه کرده است. اين کادرهاى اسلامگراى خارجى از کهنه سربازان درگيريهاى مختلف در عراق٬ افغانستان٬ چچن و ليبى تشکيل ميشوند.

تصويرى از اين "شورشيان" ضد اسد در ۹ اوت در واشنگتن پست ظاهر شد. مقاله٬ با عنوان "شورشيان سوريه با الهام از مذهب٬ اما با شرايط خودشان٬" جنگجويى را تشريح ميکند٬ يک ٢۹ ساله سورى با نام مستعار guerreAbu Berri٬ که خود را بعنوان "يک عضو متعهد سلفى٬ يک سکت بشدت محافظه کار سنى مذهب٬ توصيف ميکند."

مقاله سپس مناقشه اى مسلحانه را در سوريه که سلفيها و ديگر اسلامگرايان٬ با شرکت "شمار زيادى از جنگجويان از کشورهاى مسلمان و عرب٬ از جمله عراقيهايى که به القاعده تعلق دارند"٬ در آن درگيرند به تصوير ميکشد. واشنگتن پست٬ که مانند ديگر رسانه هاى خبرى بزرگ در آمريکا از لفاظيهاى رسمى آمريکا (جنگ بر عليه ترور) در دهه هاى گذشته استقبال کرده٬ گزارش ميکند که "[پ]رچم سياه القاعده در بخشهايى از سوريه٬ که "به جاذبه اى براى جهاد گران جهانى مبدل شده" به احتزاز درآمده. تا به حال هيچ توضيحى از جانب دولت اوباما جهت خاتمه دادن به حمايت آمريکا از "شورشيان" سوريه که القاعده در آن نفوذ کرده است داده نشده٬ همان گروهى که پس از حملات ادعا شده يازده سپتامبر بعنوان تهديدى جهانى مطرح شده اند.

لفاظيهاى "جنگ بر عليه ترور"٬ در حاليکه حقوق دمکراتيک در ايالات متحده آمريکا پايمال ميشود ٬ بسته اى از دروغ بوده و باقى خواهند ماند٬ دروغهايى که طبقه حاکمه آمريکا از آنها جهت توجيه جنگهايى که بخاطر نفت در خاور ميانه و آسياى مرکزى براه ميندازند استفاده ميکند. القاعده تنها زمانى دشمن است که منافع استراتژيک آمريکا اقتضاء مينمايد. در حال حاضر٬ اين گروه بعنوان نيروهاى ضربتى امپرياليسم در سوريه عمل مينمايد (به: "سربازان واسطه اى واشنگتن در سوريه: القاعده" نگاه کنيد).

پس از شکستهاى اخير نيروهاى مورد حمايت آمريکا در شهر حلب در شمال٬ طراحان آمريکايى در حال تدارک تشديد حملات هستند٬ با اين اميد که ارتش سوريه در حال حاضر تضعيف شده و روحيه خود را از دست داده است.

Gerhard Schindler٬ رئيس سازمان امنيت آلمان BND٬ تاٽير جنگ داخلى را بر روى نيروهاى مسلح سوريه٬ بخصوص پس از جنگهاى سنگين در حلب٬ مورد ارزيابى قرار داده است. هفته گذشته در صحبت با روزنامه Die Weltگفت که "[نشانه هاى بسيارى بر آغاز پايان بازى براى رژيم [سوريه] وجود دارد. رئيس سازمان جاسوسى آلمان گفت٬ "ارتش منظم با تعداد زيادى از جنگجويان انعطاف پذير درگيرند. [رمز موفقيت جنگجويان مخالف] روش جنگ چريکى آنهاست. بدين وسيله آنها کمر ارتش را ميشکنند".

پيروزيهاى موقتى دولت اسد بر شبه نظاميان در حلب به کاهش حملات مخالفان در سراسر کشور منجر نشده است. در طى تعطيلات پايان هفته تلويزين دولتى سوريه گزارش داد که دو بمب در دمشق منفجر شده است٬ يکى منطقه Marjeh و ديگرى در نزديکى استاديوم ورزشى Tishrin. در حمله ادعايى ديگرى به يک اتوبوس در شهر حما شش نفر جان خود را از دست دادند. آمريکا جهت توجيه دخالت نظامى خود بر عليه سوريه ميتواند از يکى٬ از بسيار بهانه هاى موجود٬ استفاده کند. ترکيه٬ يکى از اعضاى اتحاديه نظامى تحت رهبرى آمريکا٬ ناتو٬ شمار بسيارى از نيروها و تجهيزات نظامى خود را به منطقه مرزى منتقل نموده است٬ و هر گونه درگيرى ميان نيروهاى آنها و ارتش سوريه٬ مسئله اى که ترکيه بر اساس ميتواند از متحدان خود در ناتو تقاضاى کمک کند٬ ميتواند موجب جنگى تمام عيار بشود.

علاوه بر اين٬ در روز شنبه گزارشهايى از جنگ ميان ارتش اردن و نيروهاى نظامى سوريه در امتداد مرز دو کشور منتشر شده است. به هر حال٬ يکى از منابع رژيم اسد به خبرگزارى روسى Itar-TASS گفت که نبرد ميان سربازان سورى و شبه نظاميان رخ داد. پادشاهى اردن از متحدان نزديک اسراييل و آمريکا بشمار ميرود٬ و رژيم اسد مدعيست که اسلام گرايان جنگجو از اردن وارد سوريه ميشوند. تنشها ميان دو کشور پس از فرار نخست وزير سابق٬ Riad Hijab٬ به عمان در هفته گفته گذشته تشديد شد.

۱۳۹۱ مرداد ۲۴, سه‌شنبه

سوریه : نبرد حلب از دیدگان استراتژی از دمشق قابل تفکیک است، ولی معنای یگانه ای دارد!




گاهنامۀ هنر و مبارزه

13 اوت 2012

http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/post/263





Syrie : La Bataille d’Alep stratégiquement différente de celle de Damas,

mais significativement identique !



par Docteur Amin Hoteit

http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=32190

Mondialisation.ca, Le 3 aout 2012



مقالۀ اصلی : البناء



معركة حلب: الدولة ضمنت النتائج لكن لماذا اختلفت عن دمشق؟

http://www.albinaa.com/index.php?option=com_content&view=article&id=66317:2012-08-02-22-05-31&catid=76:2012-02-28-11-15-22&Itemid=121



سوریه : نبرد حلب از دیدگان استراتژی از دمشق قابل تفکیک است،

ولی معنای یگانه ای دارد!



نوشتۀ دکتر امین حطیط

مرکز مطالعات جهانی سازی 3 اوت 2012

(دکتر امین حطیط لبنانی، تحلیل گر سیاسی، متخصص استراتژی نظامی

و ژنرال بریگاد است که هم اکنون در بازنشستگی به سر می برد)

ترجمه توسط حمید محوی


 

 





از این پس، کاملا روشن است که با وجود تمام امکاناتی و نیروئی که بسیج کردند و با وجود تمام اهدافی که مدعی تسلط بر آن شدند، نبرد حلب به نفع «محور متجاوزان به سوریه» تمام نخواهد شد...

ولی پیش از آنکه به دلایل اصلی و سنجه هائی بپردازیم که ما را به چنین نتیجه ای هدایت کرده است، باید به ابعاد فوق العادۀ خشونت بار تهاجم به این کشور اشاره کنیم!

در زمینۀ امکانات، می دانیم که «مرکز فرماندهی مهاجمان» 12000 مبارز مسلح را از ملیت های مختلف بسیج کرده است : برخی از آنها نیز اهل سوریه هستند، ولی عربهای مسلمان از تمام کشورها شرکت دارند!

و نیز می دانیم که به «متخصصان ناتو» مأموریت داده شده است تا هوش و ذکاوت و مهارت خود را در دو زمینۀ کاملا مشخص به کار ببندند : به عنوان مشاور و ناظر مستقیم بر عملیات تروریستی توسط شورشیان در داخل مرزهای سوریه، و متمرکز ساختن تمام طرح های تهاجمی در سطح یک «اتاق عملیاتی» که در فاصلۀ نه چندان دوری از مرز سوریه، در آدانا در ترکیه واقع شده است، و می بایستی جریان رویدادها را تحت نظارت داشته و در موعد مناسب، از آن برای توفیق عملیات یا دفع ناکامی ها استفاده کنند!

علاوه بر این، برای تقویت روحیۀ «نیروهای مهاجم»، آنها را به سلاح ها و مهمات و تجهیزات خیلی پیشرفته مجهز کرده اند، و به موازات آن تبلیغات روانی به هدف تضعیف روحیۀ مردم سوریه، ارتش و دولت این کشور به راه انداختند.

طرح حمله به حلب با دقت تمام توسط مبتکرانش در دو مرحله تدارک دیده شده بود، بطوریکه توفیق آن را اجتناب ناپذیر می دانستند! در واقع، امیدوار بودند که طی پنج روز حداکثر، با حمله به قلب شهر، در مرحلۀ بعدی می توانند نیروهایشان را در تمام محلات گسترش بدهند و سپس به اماکن رسمی و دولتی حمله کنند. برای چنین طرحی، روی چند عامل حساب کرده بودند :



1.نزدیکی حلب به مرز ترکیه و به همین گونه حضور بسیار پر رنگ مبارزان که در نزدیکی اردوی حمله مستقر بودند، و لوژیستیک نبرد را برای تأمین نیازمندی های در سطح سلاح و تجهیزات و مبارزان تازه نفس به عهده داشتند...در این زمینه ها نیز هیچ محدودیتی نداشتند...



2. آمادگی نداشتن ارتش سوریه که در جای دیگری سرگرم بود، به ویژه پیرامون نبرد دمشق، و پیرامون جراحاتی چند در حمص و درعا، و تصور کرده بودند که در وضعیتی نخواهد بود که بتواند ظرف 5 روز نیروهای ضروری را برای ضد حمله در دفاع از حلب تدارک ببیند و با «ارتش آزاد تروریست ایالات متحده» رویاروئی کند که چندین هزار سرباز مزدور گم گشته و تبهکار را بسیج کرده بود. این شرطی بود که «مرکز فرماندهی متهاجمان» با خودشان بسته بودند و مشاهده کردند که یگان های سوریه که به دفاع از سرزمین های سوریه در مقابل تجاوز احتمالی اسرائیل اختصاص دارند، با وجود تمام فشار های واردآمده به دولت سوریه، مواضع خودشان را ترک نکردند، و در واقع از افتادن در چنین دامی اجتناب کردند.



3.خواست انتقام و ترس از آیندۀ شورشیان که آنها را به نبردی برای مرگ و زندگی تشویق می کرد، روحیه ای که خیلی زود تمام مبارزان، فرماندهان آنها و مقامات باز هم مافوق تر را در محل به هیجان واداشته بود!



ولی بین نبرد دمشق و نبرد حلب تفاوتهائی وجود دارد، و توضیح می دهد که چرا متهاجمان توانستند در حلب از چنگ نیروهای دولتی بگریزند، بر خلاف نبرد دمشق. در واقع در دمشق :

1.نیروهای نظامی در محل بودند و توانستند ظرف مدت کوتاهی مشکلات را برطرف سازند...اتخاذ تصمیم و پاسخ به حمله خیلی سریع انجام گرفت، به شکلی که مبارزان مسلح دچار شوک شدند و روحیۀ شان را از دست دادند.

2.عملیات دفاعی در فضائی تحقق یافت که حاکی از نفی روانی و اخلاقی سوء قصدی بود که به بهای جان چهار نفر از رهبرانی تمام شد که در سلول مدیریت بحران سوریه خدمت می کردند.

3.جغرافیای محلاتی که هدف قرار گرفته بودند به مبارزان اجازه نداد که از شگرد جنگ چریکی در منطقۀ شهری بهره ببرند، و به همین علت بود که ارتش بی هیچ خسارت قابل توجهی برای شهروندان از نیروهایش استفاده کرد. و همین موضوع توضیح می دهد که چرا باندهای مسلح در محلات قدیمی و پر جمعیت موضع گرفته اند. روشن است که آنها می خواهند از مردم به عنوان سپر بلا استفاده کنند...این کار بهترین استراتژی برای فلج ساختن دولت بود تا نتواند از امکاناتی که در دمشق به کار بسته بود در حلب نیز استفاده کند.

ولی با وجود بسیج قابل توجه متهاجمان، و با وجود تمام درسهائی که از نبرد دمشق آموخته بودند، نتایج به ما نشان می دهد که از این پس دولت سوریه در نبرد حلب نیز پیشی گرفته است. با این وجود باید دو موضوع مهم را در نظر داشته باشیم : زمان و هزینه. در مورد زمان، مطمئنا دولت سوریه در دام «آتش خانمانسوز» نخواهد افتاد و استراتژی سریع العمل را به کار نخواهد برد زیرا خسارات جانی و مالی سنگینی در بر خواهد داشت. ارتش سوریه به طریق اولی «استراتژی مسدود ساختن و پیشروی تدریجی» را در مورد سلول های تروریست به کار می برد، یعنی یکی پس از دیگری، و با احتیاط برای جان شهروندانی که به محاصرۀ آتش تروریست ها درآمده اند.

در مورد هزینۀ نبرد نیز، نه شمار سربازان را باید ندیده بگیریم که ممکن است در چنین نبردی کشته شوند، و نه شمار شهروندانی که در چنین خطری قرار دارند، و نه خسارات مالی در چنین فضائی که مطمئنا چرخ اقتصادی را مختل خواهد ساخت.

با این وجود همانگونه که پیش از این گفتیم، نتایج نبرد حلب از این پس به نفع دولت سوریه تمام شده است. این داوری بر اساس مشاهدات صحنه و به عناصر خاصی تکیه دارد که مختصرا در زیر مورد بررسی قرارمی دهیم :



1.مؤثر واقع شدن نیروهائی که در حلب نخستین موج حمله را دریافت کردند و سپس، پیش از رسیدن قوای کمکی برای نبرد نهائی، متهاجمان را در مساحتی به وسعت پنج محله از 29 محله محاصره کردند.

2.توان مقامات سوری در بسیج نیرو برای تقویت نیروهای مستقر در حلب توسط یگان های مناسب برای به کار بستن « استراتژی پیشرفت تدریجی» وبه پشتیبانی یگان های دفاعی علیه رگبار های مهاجمان.

3.شرکت شهروندان، به اشکال متنوع، در عملیات دفاع از شهر، موردی که کاملا معرف حملۀ تجاوزکارانه ای بود که برای اشغال شعر آمده بودند...و در اینجا...واکنش مردم ستایش انگیز بود زیرا با وجود تمام تهدیدات و جذبه های فریبنده، تروریستها را از محیط مهمان نوازی که انتظارش را داشتند محروم ساخت. البته، ناگفته نگذاریم که گروه هائی با به اصطلاح شورشیان مسلح همکاری کردند ولی تعدادشان محدود و در عمل نیز نامؤثر بودند.

4.نبود تعادل بین نیروهای تروریست مهاجم و نیروهای نظامی برای دفاع از شهر، موردی که موجب ترس رهبران محور تهاجم شد و «قتل عام» نیروهایشان را پیشبینی کردند که در نبرد نا برابر علیه نیروهای نظامی قرارگرفته اند، زیرا نیروهای دولتی تصمیم قاطعانه گرفته اند که مهاجمان را از شهر بیرون برانند.



این است مواردی که تعیین کنندۀ نبرد حلب و نتایج آن است. به همین نسبت فرماندهان تروریست و خود تروریست ها کاملا پی برده اند که قادر به اشغال حلب نیستند و نمی توانند آنجا را به پایگاه خودشان تبدیل کنند.

به همین علت رویکرد جدیدی را به کار بسته اند تا از فروپاشی خیلی سریع صفوفشان جلوگیری کنند (مترجم : یعنی گروگان گیری مردم به عنوان سپر بلا). در حالی که روشن است که دولت سوریه به اندازۀ کافی قادر است و قاطعانه بر آن است که شهر را از تروریستها تصفیه کند...مسئله تنها بستگی به زمان دارد...به کار بستن استراتژی متفاوت در حلب نشان از خبرگی حرفه ای ارتش سوریه است، و احتیاط به کار بسته شده توسط مقامات سوری به شکلی است که در اجرای کار سرعت به معنای دستپاچگی، و بردباری به معنای سهل انگاری نیست.

برای آینده، برای زندگی ـ جنگ با ایران را بخوابانید!





ب. الف. بزرگمهر

دوشنبه ۱۳ اوت ۲۰۱۲

برای آینده، برای زندگی ـ جنگ با ایران را بخوابانید!



شنبه، چهارم اگوست ٢٠١٢



دفتر سیاسی حزب کمونیست اسراییل (CPI) درباره ی خطر هولناک جنگ منطقه ای تازه ای که ممکن است در پی برنامه های دولت ناتانیاهو ـ باراک برای یورش به ایران بر ما [مردم اسراییل] گرانبار شود، هشدار می دهد.



ناتانیاهو و باراک، مردم اسراییل و منطقه را به سوی جنگی که سختی ها و زیان های آن ژرفشی بی پیشینه خواهد داشت، رهنمون می شوند. حتا سران سامانه های امنیتی اسراییل، چه در گذشته و چه هم اکنون، درباره ی پیشگام شدن در جنگی بر علیه ایران که کینه ی خونخواهی و ویرانی اسراییل را برخواهد انگیخت، آشکارا هشدار داده اند. با این همه و با وجود نکوهش و رویارویی توده های مردم و رهبران برجسته ی جهان، ناتانیاهو و باراک برنامه های وام گرفته و وابسته به گرایش دیگران را دامن زده، پی می گیرند و ممکن است منطقه را یکپارچه به سوی ویرانی سهمگین بکشانند.



ما با دلواپسی بسیار گواهی می کنیم که ناتانیاهو و باراک هرگونه مرز ماجراجویی سیاسی و امنیتی را می گسلند و زندگی شهروندان اسراییل، یهودیان و عرب ها را در معرض ویرانی سهمگین می نهند. بهره وری برنامه ریزی شده ی دولت اسراییل از زیان دیدگی ساکنین اسراییل (دنباله ی واکنش موثر در آینده ی یورش اسراییلی) برای کشاندن نیروها و توانمندی های دیگر به جنگ بویژه با یکدندگی همراه است.



جلواندازی این خطر و ماجراجویی خونین، همچنین برای از میان برداشتن جُستارِ صلح اسراییل ـ پلستین (فلسطین) از دستور کار در اسراییل و منطقه و نیز جلوگیری از خواسته های دادخواهانه و بودجه اجتماعی در اسراییل است. بجای درگیر شدن با این چالش ها، دولت اسراییل دستور کاری نظامیگرانه و ملی گرایانه در میان می نهد. کوشش ناتانیاهو برای برتری از راه برنامه های جنگی و گزینش انتخاباتی در ایالات متحد نیز سخت پُردردِسر است.



خطر براستی سهمناک است؛ گرچه سرنوشتی از پیش تعیین شده نیست. پیشگیری از جنگ، بایسته و هنوز شدنی است! در این هنگامه ی بسیار سخت و ناگوار، ما حزب های «اپوزیسیون»، چهره های سیاسی، روشنفکران، دانشگاهیان و روزنامه نگاران، جنبش ها و نیروهای اجتماعی اسراییل و حتا عناصر دارای عقل سلیم در خود دستگاه [حاکمیت] اسراییل را برای کنش در برابر پیشگامی جنگی فرا می خوانیم. ما آفرینش بسیجی پهناور از کنش توده ای در برابر جنگ را فرامی خوانیم.



«دفتر سیاسی»، همه ی نهادهای حزبی، اتحادیه ی جوانان کمونیست اسراییلی (Banki-Shabiba) و حداش (Hadash)، همه ی اعضاء و هواداران را فرا می خواند تا در میان نهادن جُستار نبرد برعلیه جنگ منطقه ای را بالاترین دستور کار خود قرار دهند.



ما همه ی کنشگرانِ اعتراضِ اجتماعی را برمی انگیزانیم تا بر پایه ی دریافتی که فراتر از همه ی دیگر آسیب ها، یک جنگ منطقه ای به نبرد برای دگرگونی و دادگری اجتماعی در اسراییل دست درازی خواهد نمود، آشکارا، آزادانه و بی ترس بر ضد جنگ سخن گویند. جنگ منطقه ای و دادگری اجتماعی نمی توانند همزیستی نمایند.



ما چپ و دیگر نیروهای پیشرفتخواه در منطقه و جهان را به عنوان یک کُلّ به هم پیوسته فرا می خوانیم تا نوای نیرومند رویارویی با جنگ را برای بسیج افکار عمومی و حاکمیت های جهان در برابر جنگی که ناتانیاهو و باراک برای پذیرفتاری (ضمانت) حُسنِ انجام کار برنامه ریزی نموده اند، بالا ببرند.



آینده ی مردم منطقه، دربرگیرنده ی شهروندان اسراییل، خواهان جنگ های هولناک نابودگرانه یا یورش نیست که به کلی برعکس، صلحی فراگیر و استوار در خاورمیانه است که هسته ی آن دربرگیرنده ی صلح اسراییلی ـ پالستینی (فلسطینی) برپایه ی «پیشگامی صلح عرب» («Arab Peace Initiative») و قطعنامه های سازمان ملل بنا شده است.



جنگ ها نمی توانند جنگ ابزارهای هسته ای را بزدایند؛ تنها یک حل و فصل فراگیر در زمینه ی غیرنظامی کردن کُلِّ خاور میانه از جنگ ابزارهای هسته ای و نابودی انبوه، بگونه ای کلی از چنین توانی برخوردار است. در این باره، ما خواهان آنیم که حاکمیت اسراییل پیمان نامه ی خودداری از گسترش جنگ ابزارهای هسته ای را امضاء نماید.



۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه

کارگردانان و تهیه کنندگان نمایش خونین در سوریه

کارگردانان و تهیه کنندگان نمایش خونین در سوریه


اولگا چتوریکووا(OlgaChetverikova)

http://www.fondsk.ru/news/2012/08/09/o-rezhisserah-i-prodjuserah-krovavogo-spektaklja-v-sirii.html

مترجم: ا. م. شیری

http://eb1384.wordpress.com/2012/08/10/

۲۰ مرداد ۱٣۹۱

حوادث روزهای اخیر سوریه ثابت کردند، که برنامه غرب دایر بر تبدیل حلب به بنغازی سوریه و، استفاده از آن بعنوان پایگاه نیروهای ضد دولتی و آغاز حملات گسترده، با شکست مواجه شده است. در چنین شرایطی اربابان «مخالفان سوریه» در پاریس، تل آویو، لندن و واشینگتن به اهمیت تاکتیک اقدام از دو خط بهم پیوسته پی بردند: ۱- ایجاد حداکثر تشنج از راه کارشکنی، حملات تروریستی، جنگ روانی و تبلیغاتی، به جان هم انداختن گروههای مختلف دینی و قومی؛ ۲- تدارک تهاجم نظامی مستقیم ناتو و غلامان عرب آن. برای ایجاد هرج و مرج به هر کاری دست می زنند تا به بهانه مبارزه با آن، حمله نظامی به سوریه را آغاز کنند (تحریکات پیرامون تصرف تسلیحات شیمیائی سوریه از سوی «تروریسم بین المللی»، محتمل ترین و «موجه ترین» بهانه برای شروع حمله نظامی خواهد بود).

۵ ماه اوت، پس از آنکه شبه نظامیان سوریه ۴۸ نفر ایرانی را (که کودکان و زنان هم در میانشان بودند) به گروگان گرفتند، ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه انگلیس اعلام کرد، که سوریه در حال رفتن بسوی مناقشات دینی است و گروههای سیاسی مخالف را به سوی رو در روئی دینی و قومی می راند. «این، همان خطری است که به درگیریهای خونین مرگبار منجر خواهد شد و ما سقوط همه قدرت را در سوریه می بینیم». چنین موضعگیری سیاستمداران غربی در واقع بمعنی علنی کردن برنامه آنهاست. نتیجه گیری ویلیام هیگ چنین است: «در شرایط فقدان حل سیاسی، ما حمایت خود از معارضان را تشدید می کنیم، به ارائه کمکهای بشردوستانه ادامه می دهیم و فعالیتهای مان برای منزوی کردن رژیم اسد، امور مالی و طرفداران آن را شدت می بخشیم، عرصه را هر قدر که ضرورت ایجاب کند، بر او تنگ می کنیم»(۱).

تکنولوژی مبارزه با دولت سوریه را رسانه های جمعی غرب بسیار خوب ترسیم می کنند. روزنامه انگلیسی ساندی تایمز در شماره ۵ ماه اوت خود، شواهدی از ربودن عکاس انگلیسی، جون کنتلی بهمراه همکار هلندی اش از سوی «جهادگران بین المللی» درسوریه را که تا زمان رهائی، آنها را در مقر خود نگه داشتند، چاپ کرد(۲). در مقر این «مبارزان عقیدتی»، حتی یک نفر هم سوری نبود. در اینجا فقط شبه نظامیان پاکستانی، بنگلادشی، انگلیسی و ... روسیه (از چچن) حضور داشتند. ۱۲ نفر از ۳۰ نفر آنها بزبان انگلیسی، از جمله، ۹ نفرشان بلهجه لندن صحبت می کردند. واکنش وزارت خارجه به نوشته این نشریه این شد، که تأمین امنیت در سوریه به یک اقدام جدی بین المللی نیاز دارد.

همزمان با آن، روزنامه دیگر انگلیسی، دیلی میل مقاله ای چاپ کرد، که در آن گفته می شود: «انگلیس به شبه نظامیان سوریه تجهیزات ماهواره ای قابل حمل و دستگاههای تلفن برای استفاده در شرایط سخت تحویل می دهد». در این مقاله تأکید شده است، که تأمین وزارت دفاع انگلیس با پیشرفته ترین تجهیزات ارتباطی بمثابه بخشی از وظایف معمولی این وزارتخانه، برای گردآوری دسته های مسلح سوریه در یک ائتلاف واحد سمت داده شده است. حضور مقامات مسئول وزارت دفاع انگلیس در سوریه و تأمین تجهیزات مورد نیاز باندها در سوریه نشاندهنده آنست که نیروهای ویژه انگلیس در سوریه فعالیت می کنند(۳).

در مورد چگونگی ارائه کمکهای نظامی به باندهای مسلح، مطبوعات آمریکائی هم بطور آشکار خبر می دهند. ایالات متحده آمریکا تا این لحظه بطور علنی به شبه نظامیان سوریه سلاح تحویل نداده است، ولی کتمان نمی کند که این کار را با دست متحدان منطقه ای خود- ترکیه، عربستان سعودی و قطر- انجام می دهد. مشاور سابق نیروهای ویژه، ست جونس در شماره اخیر وال استریت ژورنال می نویسد: «در سوریه ”القاعده“ تحت نام ”جبهه النصره برای دفاع شرق“ فعالیت می کند و به قاچاقچیان مرتبط با جنگجویان خارجی که اکثریت آنها از شمال آفریقا و خاورمیانه و از راه ترکیه و عراق به سوریه می آیند، کمک می کند»(۴). وزارت دارائی آمریکا تأئید می کند، که کمکهای مالی را فعلا کشورهای حوزه خلیج فارس پرداخت می کنند. جاسوسان ضمن تحویل تفنگ، مسلسل، نارنجک انداز به «القاعده»ایها از عراق، ساختن بمب را هم به آنها آموزش می دهند.

کشورهای عربستان سعودی، قطر و ترکیه، موسوم به «مثلث مرگ»، فعالیتهای خود در اراضی سوریه را با سازمان سیای آمریکا بدقت همآهنگ می سازند. نقش اصلی را در این اتحاد، شیخ قطر، وزیر خارجه و نخست وزیر قطر، حمد بن جاسم آلثانی و ولیهد سعودی، بندر بن سلطان، دبیر کل شورای امنیت ملی عربستان سعودی که در اواسط ماه ژوئیه عملیات مخفی سعودیها را رهبری می کرد، بازی می کنند. خطرناکترین پروژه ها علیه سوریه را دقیقا همین آدمها به اجرا در می آورند. شاهزاده بندر، یکی از مؤثرترین مهره های خاندان سعودی است. او در فاصله سالهای ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۵ سفیر عربستان در آمریکا بود و روابط بسیار تنگاتنگی با رأس هرم قدرت این کشور دارد. بندر بن سلطان را متنفذترین خارجی در آمریکا می نامند. واضح است، که او تأمین مالی عملیات کنتراها در السالوادور، مزدوران در افغانستان، بوسنی، لیبی و شبه نظامیان چچن در روسیه را، و همچنین، حالا – تروریستهای سوریه را بعهده دارد. و دقیقا او به شرکت در سازماندهی عملیات تروریستی دمشق که به قتل چهار مقام نظامی بلند پایه سوریه انجامید، متهم است(۵).

اگر عربستان سعودی و قطر از «پشت صحنه» اقدام می کنند، ترکیه تمام عملیات کثیف نظامی را به عهده خود گرفته است. شبه نظامیان و مرکز فرماندهی عملیات جنگی علیه سوریه در جنوب این کشور در شهر آدانا در فاصله ۱۰۰ کیلومتری مرز سوریه مستقر شده اند. پشتیبانی تروریستها از اینجا همآهنگ می شود. ترکیه «ارتش آزاد سوریه» را نه تنها با سلاحهای نفری، حتی با سیستم دفاع ضدهوائی (موشکهای ضدهوائی نفری) نیز تجهیز می کند و تاکنون ۲۰ قبضه از آنها را تحویل داده است. این خبر را تلویزیون آمریکائی «ان بی سی نیوز» نیز در گزارش خود تأئید کرد.

در انطباق با «موضعگیری» رئیس جمهور آمریکا، مدیریت مرکز فرماندهی شبه نظامیان در آدانا را سازمان سیا؛ در کنار مرکز فرماندهی پایگاه نظامی آمریکا واقع در انجیرلیک بر عهده دارد(۶). آنچه که به کمکهای مالی مربوط می شود، بر اساس برخی داده ها، در تمام دوره بحران سوریه اگر چه رسما ۲۵ میلیون دلار اعلام شده(۷)، ولی در اصل بیش از ۱۰۰ میلیون دلار بوده است.

از اوایل ماه اوت، پس از اعلام امضای فرمان باراک اوباما در خصوص افزایش کمکهای سازمان سیا و دیگر سازمانهای امنیتی آمریکا به «ارتش آزاد سوریه» برای سرنگونی بشار اسد، به حمایتهای غیررسمی صورت قانونی بخشیده اند. دولت آمریکا در پایان ماه ژوئیه، در واشینگتن، سازمان جدیدی بنام «گروه حامیان سوریه» تشکیل داد، که همین روزها مجوز پشتیبانی نامحدود مالی، اطلاعاتی و لجستیکی از شبه نظامیان سوریه و همچنین ارائه خدمات دیگری را که ارائه آنها در موارد دیگر ممنوع است، از وزارت دارائی آمریکا اخذ کرد. اطلاعات مربوط به میزان کمکهای مالی قابل دسترسی نیست. این گروه، سیاهه ای شامل ۹ کمیته جنگی وابسته به «ارتش آزاد سوریه» را که برای خرید تسلیحات و پرداخت حقوق جنگجویان پول دریافت می کنند، تنظیم کرده است.

محمد عبدالله، سرکرده «مرکز عدالت و مسئولیت» که اخیرا بدست آمریکا ساخته شده و بودجه اش از سوی آن تأمین میشود نیز، این گام را بعنوان ابزار فشار«غیرمستقیم» به اسد ارزیابی کرد. اما بریان سایرس، کارگزار سابق ناتو و لابی ایجاد «گروه حامیان سوریه»، می گوید، که این امر، روند تحویل تسلیحات را، گذشته از اینکه بواسطه عربستان سعودی و قطر انجام می شود، بصورت بسیار چشمگیری تسهیل می کند. بریان سایرس اظهار داشت: «البته، مشکل بتوان گفت، چه کسی آخرین دریافت کننده هر سنت و هر دلار خواهد بود، ولی ما امیدواریم، که مشاوره با «ارتش آزاد سوریه» مانع از دادن پول به سازمانهای جنبی خواهد شد».

در حال حاضر، در میان شبه نظامیان سوریه، شاهد تکه- تکه شدن باندهای مسلح هستیم. با این وجود، جریانات وهابی که خود را «سربازان جهاد» می نامند، تقویت می شوند. تا لحظه کنونی «ارتش آزاد سوریه» که در میان آنها فراریان از ارتش هم وجود دارند، به رو در روئی با شورای ملی سوریه، مرکب از عمدتا مخالفان مهاجر، برخاسته اند. «ارتش آزاد سوریه» اکنون دیگر «گروه حامیان سوریه» را که با گشاده دستی نیازهای مالی آن را برآورده می سازد، بعنوان «ویترین سیاسی» خود می نگرد. در نتیجه، حامیان عرب آنها نیز تقسیم می شوند. مثلا، اگرعربستان سعودی از «ارتش آزاد سوریه» حمایت می کند، شورای ملی سوریه هم بحساب قطر به موجودیت خود ادامه می دهد. البته در این گیر و دار، شاخه سوری «اخوان المسلمین» نیز با سازماندهی دسته های شبه نظامی خود و با فاصله گرفتن از «ارتش آزاد سوریه» و « شورای ملی سوریه»، کارت بازی خود را رو می کند.

تکثر باندهای مسلح(۸)، موجب گسترش و تقویت هرج و مرج در کشور می شود و به غرب این اجازه را می دهد تا حوادث سوریه را بمثابه «جنگ داخلی» معرفی کند. تا زمانی که هر چیزی با نام خودش نامیده نشود، تا زمانیکه سازمانگران مجالس خونین شناسائی و افشاء نشوند، باید شاهد ویرانی سوریه و قتل عام مردم آن در اثر رو در روئی نیروهای شرّ جهانی بود...

***

توضیحات

این واقعیت آشکار و مستند که امروز تروریسم بین الملل بسرکردگی امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل به سوریه حمله آورده است و در این حمله از تمام مزدوران و دست نشاندگان محلی خود، از جمله، از باند صهیونیستی اخوان المسلمین(۹) حاکم در ترکیه، شیوخ عصر حجری عربستان، قطر، کویت، امارات متحده عربی و پادشاه «بازیگر»(۱۰) اردن حداکثر استفاده را می کند، بر هیچ انسان آگاه و صاحب خردی در جهان پوشیده نیست و با کمبود اسناد و مدارک هم مواجه نیست. با این وجود، انتشار جسته- گریخته اسناد جنایات ضد بشری تروریسم غرب، چه در سوریه و چه در هر کشور دیگر جهان، تنها بعنوان یک پادزهر در مقابل زهرپراکنی اپوزیسیون مزدور ایرانی تبار که تحت پوشش دفاع از «حقوق بشر» و «توسعه دموکراسی» امپریالیستی برعلیه استقلال و آزادی کشورها و خلقهای مختلف جهان، از جمله ایران تبلیغات می کنند، بحساب می آید.

دراینجا لازم می دانم خبری دیگری را، که نشانه انکارناپذیر بربریت و توحش تروریسم بین الملل و مزدوران محلی آن است، به اطلاع عموم برسانم. بگزارش خبرگزاری دولتی سوریه- سانا- ترکیه با آمبولانسها برای «ارتش آزاد سوریه» سلاح و مهمات حمل می کند.

نماینده پارلمان ترکیه از حزب جمهوری خلق، مولود دودو، در جریان سفر به مناطق نزدیک به مرز سوریه در استان آنتاکیا اعلام کرد که با آمبولانسهای ترکیه تحت پوشش انتقال مجروحان غیرنظامی سوریه، برای باندهای شبه نظامی «ارتش آزاد سوریه» اسلحه و مهمات حمل می شود.

بگزارش همین خبرگزاری، این نماینده مجلس از دولت رجب طیب اردوغان خواست دخالت مستقیم ترکیه در امور سوریه را به اطلاع عموم برساند. مترجم

__________________

(۱)http://www.itar-tass.com/c1/489018.html

(۲)http://sana.sy/fra/55/2012/08/05/434987.htm

(۳)http://sana.sy/fra/55/2012/08/05/434987.htm

(۴)http://lavoixdelasyrie.com/data/?p=3923

(۵)http://lavoixdelasyrie.com/data/?p=3906

(۶)http://warsonline.info/siriya/obama-ofitsialno-razreshil-tsru-pomogat-siriyskim-boevikam.html

(۷)http://digitalmetro.us/2012/08/05/kak-i-predpolagalos-vojna-prishla-v-turciyu/

(۸)- تکثر باندهای مسلح با هدف دائمی کردن هرج و مرج در کشورهای اشغالی و در سایه آن، چپاول عدوانی ثروتهای آنها، بخش اصلی سیاست تروریسم غرب را تشکیل می دهد. در اجرای همین سیاست است که در حال حاضر، مثلا، سومالی، افغانستان و عراق یک روز هم روی آسایش و امنیت را نمی بینند و در لیبی، بیش از ۵۰۰ گروه مسلح بر سر تصرف قدرت با هم می جنگند. مترجم

(۹)- اخوان المسلمین در سال ۱۹۲۸ از سوی انجمن صهیونیستی انگلیس، بدست حسن البناء در مصر بنیان گذاشته شد. بنا بر این، اخوان المسلمین نیز یک تشکیلات صهیونیستی محسوب می شود. مترجم

(۱۰)- پادشاه اردن به تبحر در بازیهای رایانه ای شهرت دارد و بهمین جهت، او را «پادشاه بازیگر» لقب داده اند. مترجم

افسران ترکیه و عربستان سعودی در حلب به اسارت نیروهای دولت سوریه درآمدند


گاهنامۀ هنر و مبارزه

10 اوت 2012

Des officiers turcs et séoudiens capturés à Alep

par Guy Delorme

Mondialisation.ca, Le 7 aout 2012

infosyrie.fr

http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=32250



افسران ترکیه و عربستان سعودی در حلب

به اسارت نیروهای دولت سوریه درآمدند

نوشتۀ گی دلورم

ترجمه توسط حمید محوی








خیابان صلاح الدین. عکس برداری به تاریخ 6 اوت 2012

دیروز (6 اوت 2012) و امشب، ارتش سوریه بی وقفه روی «شورشیان» (بخوانید تروریستها) در حلب فشار وارد کرد که برخی محله های حلب را به اشغال خود درآورده بودند. هیچکدام از «شورشیان» از اهالی حلب نیستند. بمباران و نبرد به ویژه در محلۀ صلاح الدین، شاعار و هانانو (مترجم : نام محله ها احتمالا صحیح نوشته نشده است) بی وقفه ادامه داشته است، این دو محله در جنوب شرقی حلب واقع شده است. به گفتۀ ناظران سازمان ملل متحد نبردها به شکل فوق العاده ای شدید بود، به طوری که هیئت بیست نفری آنها روز دوشنبه تصمیم می گیرند شهر را به مقصد دمشق ترک کنند.

پیشروی ارتش

در مورد محله ای که به نماد نبردهای حلب تبدیل شده، یعنی محلۀ صلاح الدین، روزنامه نگار شبکۀ ایرانی به زبان عربی ال-الم در محل، حسین مرتدا اطمینان داد که نیروهای دولتی پیشرفتهای چشم گیری داشته اند، و تروریست ها مجبور شدند به محلۀ مجاور، یعنی محلۀ صیف الدوله عقب نشینی کنند. در بعد از ظهر دوشنبه، مرگ 9 نفر از رؤسای نظامی ابو ابیدا در رسانه ها اعلام شد.

از سوی دیگر، نیروهای دولتی مرکز فرماندهی گروه اسلام گرایان افراطی (که خود را وابسته به القاعده اعلام می کنند) جبهۀ نصرت وابسته به القاعده در محلۀ شاعار را چند ساعت پس از آن که آنها اعلام کردند که کنترل را به دست گرفته اند، تارومار کردند.

برخی سایت های طرفدار تروریست ها می گویند که از طریق بمباران هوایی مرکز فرماندهی را که در یک ساختمان اداری بر پا شده بود تخریب کردند. بنا بر گزارشات تلویزیون ایرانی به زبان عربی، در جبهۀ شورشیان چندین نفر کشته و زخمی شدند. ارتش سوریه در عین حال مدرسۀ سلیمان خاطر را که توسط شورشیان به پادگان تبدیل شده بود، به تصرف خود درآورد. با این وجود، ارتش سوریه هنوز مرکز فرماندهی ارتش آزاد سوریه را تخریب نکرده است.

در بامداد روز دوشنبه، طی درگیری در دانشکدۀ علوم و دانشکدۀ حلب چند شبه نظامی از بین شورشیان به هلاکت رسیدند. هم زمان درگیری های دیگری در محلات سوککاری، ساخور، هنانو ادامه دارد و در محاصرۀ ارتش سوریه به سر می برند. موج جمعیت شهر که مجبور به ترک خانه هایشان شده بودند، یکی دیگر از گزارشات رسیده از شهر حلب است.

در اینجا (لینک زیر) گزارشی را که روز دوشنبه 6 اوت تلویزیون سوریه الاخباریه دربارۀ محلۀ صلاح الدین پخش کرد می بینید : مرد سالمندی را می بینیم که روایت می کند که چگونه تروریستها او و خانواده اش را از محل سکونتشان رانده اند و حالا تحت حمایت ارتش سوریه هستند. یک نظامی ارتش سوریه را می بینیم که به یکی دیگر از بی خانمان شده ها اطمینان خاطر می دهد. روی اجساد کشته شدگان ارتش آزاد سوریه، پاسپورتهای اردنی، ترکی و قبرسی دیده می شود. یارا عباس روزنامه نگار اعلام کرد که نیمی از محلۀ صلاح الدین پاکسازی شده و ارتش همچنان به پیشرویهایش ادامه می دهد.

http://www.youtube.com/watch?v=_CPf5gDapp8&list=UUuD15-hA3hh_qX7YqwHrgag&index=9&feature=plcp



ما در این جا به گزارشات حسین مرتدا می پرازیم. فرستادۀ ویژۀ ال الم (شبکۀ ایرانی به زبان عربی) در حلب، او از آغاز نبردها در حلب حضور داشته و تأیید می کند که افسران سعودی و ترکیه توسط ارتش سوریه اسیر شده اند. حسین مرتدا مشخصا چگونگی اسارت آنها را توضیح می دهد : آنها طی دامی که ارتش سوریه تدارک دیده بود، در محله ای که رادیو تلویزیون سوریه در آنجا واقع شده، به اسارت درآمدند. او اسامی افسران خارجی اسیر شده را نیز اعلام کرد : دو افسر ترکیه، سلطان اولدو و طاهر امنیتیو، پنج سعودی : عبدالوحید الثانی، عبدالعزیز الماتیزی، موسی الظاهرانی، فیراس الظاهرانی

: deux Turcs, Sultan Oldu et Taher Amnitiu ; cinq Séoudiens : Abdel Wahed Al-Thani, Abdel Aziz Al-Matiri, Ahmad Al-Hadi, Moussa Al-Zahrani, Firas Al-Zahrani.

گزارش شبکۀ ال الم :

http://www.youtube.com/watch?feature=player_detailpage&v=EBfTFOc3KAI

بنگاه خبری ترکیه، «خبر ترکیه» اعلام کرد که روز دوشنبه 40 نظامی ترکیه هنگام عبور ازمرز به اسارت درآمده اند. این بنگاه خبری توضیح داد که این نظامیان توسط شبه نظامیان کرد «یگان های حافظ مردم» دستگیر شده اند. این یگان ها یکسال پیش تشکیل شده اند و با دولت سوریه همکاری نزدیک دارند.

رسانه های فرانسوی در مورد دستگیری افسران عربستان سعودی و ترکیه سکوت کرده اند (مترجم : کاملا مثل وقتی که افسران خودشان دستگیر شده بودند. هنوز هم که هنوز است سکوت کرده اند) در هر صورت این دستگیری ها پروندۀ این کشورها را در جنگ اعلام نشده علیه سوریه سنگینتر خواهد کرد. و البته به همین نسبت پروندۀ ارتش آزاد سوریه به دلیل استخدام خارجی ها سنگینتر خواهد شد.

مطمئنا دست یازی ارتش آزاد سوریه – اسلام گرا در حلب طرفداری نخواهد داشت، زیرا حلب یک شهر مدرن است و هیچ نسبتی با ارتش بین المللی اسلام گرایان ندارد. پرسشی که دررابطه با حلب مطرح می باشد، درهم کوبیدن شورشیان مسلح نیست، بلکه پرسش این است که چه زمانی به وقوع خواهد پیوست و تکلیفشان یکسره خواهد شد؟








سوریه : ایالات متحده و تروریسم بین المللی... کارت های جدید...همان جنگ !

سوریه : ایالات متحده و تروریسم بین المللی... کارت های جدید...همان جنگ !


گاهنامۀ هنر و مبارزه

10 اوت 2012

Syrie : États-Unis et terrorisme international… nouvelles cartes… même combat !

par Docteur Amin Hoteit

06/08/2012

Mondialisation.ca, Le 7 aout 2012

http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=32249

Article original : Al-tayyar

الاوراق الاميركية الجديدة ضد سوريا : مفضوحة و ساقطة ايضاً

http://www.tayyar.org/Tayyar/News/PoliticalNews/ar-LB/amine-heteit-hh-9125.htm


سوریه : ایالات متحده و تروریسم بین المللی...

کارت های جدید...همان جنگ !

نوشتۀ دکتر امین حطیط

(دکتر امین حطیط لبنانی، تحلیل گر سیاسی، متخصص استراتژی نظامی

و ژنرال بریگاد است که هم اکنون در بازنشستگی به سر می برد)

ترجمه توسط حمید محوی


گاهی اوقات کلمات ساده پیچیده ترین وضعیت ها را بیان می کند زیرا هیچ گونه جای بحثی باقی نمی گذارد : تمام جنگها کثیف هستند، ولی باید جنگ اعلام نشده علیه سوریه توسط 133 کشور را که کمابیش مستقیما به آن مرتبط می باشند، به عنوان کثیفترین جنگها تلقی کنیم. کثیفترین امّا، جای شگفتی نیست زیرا طبیعتا [پیشرفت] نیز چنین امری را حکم می کند!

در نتیجه باید دانست که مسئولان واقعی بمباران شنیع رسانه ای کدامان هستند، علاوه بر این رهبران سیاسی نیز دیگر شهامت این را پیدا نمی کنند که برای تخریب هر چه بیشتر به بهانۀ «مسئولیت حفاظتی» پافشاری کنند، زیرا اینگونه بنظر می رسد که حتی قادر به تأمین حفاظت از شهروندان خودشان نیز نیستند که احتمالا در آینده باید با تهدیداتی که در چشم انداز روی هم انباشت می شود مقابله کنند(1)...

جنگ گروهی، و به اندازه ای کثیف و ننگین و غیر قابل اعتراف که مجبور بودند به اصطلاح گلهای سر سبد رسانه ها، روزنامه نگاران، روشنفکران، متخصصان و به اصطلاح دوستان...را بسیج کنند، نه تنها برای شستشوی مغزی تمام آنهائی که می توانند از آنها چک سفید بگیرند و یا آنهائی که موضوع را به خودشان مربوط نمی دانند، بلکه برای خاموش ساختن آنهائی که مورد خشونت قرار می دهند و شستشوی مغزی در موردشان کاملا کارائی لازم را نداشته است.

چگونه می توان از حملۀ جنایتکارانه با بمب علیه روزنامه نگاران سوری حرف زد و آن را محکوم نکرد؟ قتل روزنامه نگارانی که کاری به جز افشای دروغ پردازی های آنها انجام نداده اند و جانشان را نیز در این راه گذاشته اند. خواهند گفت که کارشان تبلیغات است! در این صورت، نمونۀ اخیر می تواند مروری بر چنین اتهاماتی باشد، نمونۀ حاضر گویندۀ تلویزیون سوریه محمد السعید است که او را در اواسط ماه ژوئیه ربودند. با آگاهی به این امر که «گزارشگران بدون مرز» نیز این واقعه را گزارش کرده بودند(2)!

4 اوت، «النصره» یکی از شبکه های القاعده قتل روزنامه نگار سوری را به عهده گرفت و عکس او را نیز پیش از مرگش منتشر کرد...آیا چنین واقعه ای موجب شد که جامعۀ روزنامه نگاران فرانسوی، یا دیگران تحت تأثیر فاجعه قرار گرفته و به پاس و سوگ قتل یکی از همکارانشان، از دروغ بافی دست کشیدند؟

در اینجا می توانید این فرد مقتول را در محیط طبیعی و روزمره اش ببینید(3). بی گمان سوریه کشور بی عیب و نقصی نیست، ولی کشوری است که در حال حاضر در آن شیوۀ زندگی چند فرهنگی، چند قومی که قرنها در همآهنگی در کنار یکدیگر زیسته اند، علی رغم دورانهایی که انواع و اقسام مهاجمان و جنگهای صلیبی اغتشاش به پا می کردند، ولی به تهدیدی برای طرح های پی در پی در تقسیم خاور میانه تبدیل شد، گویی نتایج توافقات سایکس-پیکو در سال 1916 به اندازۀ کافی ویرانی و بد بختی به بار نیاورده بود، و می بایستی یک بار دیگر این کشور را به خاک و خون می کشیدند.

استعمار آشکار دیگر برای جوامع متمدن قابل پذیرش نیست. برای آنهایی که هنوز به چنین سیاستی دلبستگی دارند، راهکار استعمار بزک کرده باقی مانده است...بزک کرده و ملبس به رسانه های جوامع متمدن(4)! در این جا ژنرال حطیط برای ما توضیح می دهد که علی رغم تمام هیاهوهای ارتش رسانه ای و شایعات، به زودی نزدیک یک سال و نیم است که سوریه به دفاع برخاسته و مقاومت می کند...



تصویر محمد السعید پیش از به قتل رسیدن او

گویندۀ تلویزیون سوریه محمد السعید در اواسط ماه ژوئیه 2012 ربوده و توسط ربایندگان به قتل می رسد.

این قتل توسط القاعده به عهده گرفته شده است.

le 4 août 2012. (InfoSyrie.fr



کوفی انان

برای ایالات متحده دو روز بیشتر طول نکشید تا کارت های تازه ای را در آنچه که «بحران سوریه» می نامد به بازی بگیرد : ابتدا استعفای کوفی انان، سپس کارت قطعنامه در گردهمآئی سازمان ملل متحد بر اساس طرحی که برای سعودی ها دیکته کرد(5)، به این دو مورد، باید تصمیم اوباما برای مسلح کردن به اصطلاح مخالفان رژیم را نیز اضافه کنیم...(6). برخی منتقدان می توانند رابطه ای بین این سه مورد نبینند، ولی ما فکر می کنیم که این کارت ها به یک بازی تعلق دارد و به ضروریات یگانه ای پاسخ می گوید و اهداف یگانه ای را نیز پی گیری می کند.

برای اثبات این نظریه در آغاز، باید آن چه را که پیش از این نیز مطرح کردیم یادآور شویم، این مورد مربوط است به تبانی نزدیک کوفی انان با دولت آمریکا، در طول مأموریتش به عنوان دبیر اوّل سازمان ملل متحد و بعد از این دوره. من خودم شخصا در سال 2000 شاهد این رابطۀ تنگاتنگ بودم [اسرائیل پس از 22 سال اشغال از لبنان خارج می شد...آقای کوفی انان پیشنهاد کرد که واپس نشینی اسرائیل را تحت نظارت گرفته و تأیید کند...] و من می دیدم که کوفی انان تا چه اندازه از فرامین مشخص ایالات متحده تبعیت می کند، حتی وقتی که به بهای بی عدالتی تمام می شد.

در نتیجه وقتی که به عنوان نمایندۀ سازمان ملل متحد در سوریه انتخاب شد، کاملا روشن بود که به خواست آنها برگزیده شده است، مضافا بر این که بان کی-مون دبیر اوّل فعلی در سازمان ملل متحد را باید یکی از فرمانبردارترین جانشینان او تلقی کنیم، و به همین علت او را به طریق اولی «کارمند و وابستۀ ایالات متحده» در سازمان ملل متحد می دانند. به همین علت است که ما می گوییم که استعفای کوفی انان، دست کم از همان آغاز به شکل جمعی طراحی شده بود، و یا این که به فرمان ایالات متحده انجام گرفته است، دقیقا مشابه آخرین قطعنامه ای که در شورای عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و ضرورت ایجاب می کرد که سه میلیارد دلار سعودی و قطری برای کسب آرای اکثریت هزینه شود، هر چند ناچیز.

آنچه در اینجا بسیار بارز بنظر می رسد، این است که چنین تصمیماتی تنها یک هفته پس از عملیاتی که ارتش سوریه برای دفاع از ضربۀ مهلکی که ایالات متحده با نام کد «آتشفشان دمشق...زلزله در سوریه» تدارک دیده بود، اتخاذ گردید، طرحی که بسیج نیروها و امکانات عظیمی را در بر می گرفت و هدفش، به گفتۀ آنان، به زانو درآوردن دمشق و حلب، و سپس تخریب سوریه و براندازی دولت حاکم بود!

ولی این طرح در دمشق با شکست روبرو شد و ارتش سوریه موفق شد که تروریست ها را از 9 محله ای که در اختیار گرفته بودند، طی مدت کوتاهی، پاکسازی کند، وسپس برای نبرد نهائی به سوی حلب حرکت کرد تا به این مشکل نیز در «بحران سوریه» رسیدگی کند...

سیر تحولی وقایع در صحنه موجب شد که خشونت رسانه ای عظیمی در سطح «بین المللی» در مقابل این موضوع ساده برپا کردند زیرا که مقامات سوریه تصمیم گرفته اند که حلب را از تروریستهایی که برای گسترش تروریسم ایالات متحده آمده اند پاکسازی کند...

یعنی تصمیمی که ایالات متحده آن را برای موفقیت طرح حمله ای که برنامه ریزی کرده بود تهدید آمیز دانست، یعنی از وقتی که دریافتند که به اجرا گذاشتن آن با کارکرد تجهیزاتی که تلفات را به حداقل کاهش می دهد، تنها بستگی به زمان دارد. در نتیجه ایالات متحده به فوریت کارت های جدیدی را در نبرد رو کرد و بر این اساس بود که دیدیم کوفی انان استعفا داد، قطعنامۀ شورای عمومی سازمان ملل متحد صادر شد، و سپس رئیس جمهور اوباما پشتیبانی اش را از تروریستها اعلام کرد و اجرای این امر را نیز به سازمان سیا واگذار نمود!

نکته ای که باید ما را متوجه اهداف این کارت های جدید ایالات متحده سازد، با آگاهی به استعفای کوفی انان که احتمالا صوری به نظر می رسد، زیرا برای انتخاب فرد دیگری مشکلی وجود ندارد و قطعنامۀ به تصویب رسیده از طریق رأی شورای عمومی سازمان ملل متحد نیز ارزش حقوقی اجباری ندارد، مضافا بر اینکه توسط گروه کشورهای طرفدار ایالات متحده علیه گروه دیگری که سیاست آمریکا را قبول ندارند و نفی می کنند تأیید شده و در نتیجه شکافی در جامعۀ بین المللی روی موضوع بحران سوریه به وجود آورده است، در واقع چیزی در داده های این معادله تغییر نکرده، به جز تصمیم ایالات متحده برای مسلح ساختن تروریستها!

به عبارت دیگر، موضوع تازه ای نیست زیرا که ایالات متحده است که به خدمتکارانش مثل قطر، عربستان سعودی و ترکیه دستور می دهد، و تا اینجا تأمین مالی و تمام تجهیزات نظامی خواست همین ارباب بوده است. این موضوعی است که از هیچ دیدبانی پنهان نبوده و در نتیجه این سه کارت تازه نیز اصل و اساس مسئله را تغییر نخواهد داد.

با این وجود نکتۀ حائز اهمیت این است که بدانیم انتظارات ایالات متحد ه از وارد کردن این سه کارت تازه، کدام است :

1.فشار آوردن روی مقامات سوری برای اجتناب از وارد شدن به نبرد و پاکسازی حلب، و ایجاد یک شانس تازه برای تروریستها تا شکستشان را در دمشق جبران کنند، و به ویژه تقویت موضع گیری آنها به این امید که بنغازی جدیدی در سوریه به وجود بیاورند، شهر حلب از دیدگاه آنها مرکز اصلی نبردی است که نباید آن را باخت، با آگاهی به این امر که مداخلۀ نظامی صریح و مستقیم برای پشتیبانی تروریستها همچنان ناممکن است (موردی که در بنغازی برایشان ممکن بود). سه کارت جدید می توانست کارگر واقع گردد ولی عمل نکرد...

2.مسئول جلوه دادن مقامات سوری در شکست مأموریت کوفی انان، فشار آوردن به روسیه و چین به هدف تغییر رفتارشان در شورای امنیت، و در نتیجه تحت قیومیت قراردادن سوریه بر اساس بخش 7 منشور سازمان ملل متحد.

گفتمان آقای کوفی انان، پس از استعفایش، وقتی در مورد روند واگذاری توضیح می داد... موجب شگفتی ما نشد. روندی که او از آن حرف می زند مرتبط به طرح های ایالات متحده پس از کنفرانس ژنو بود که روی برکناری رئیس جمهور بشار الاسد پافشاری می کرد، یعنی موضوعی که همان روز وزیر امور خارجۀ روسیه مخالفت کشورش را اعلام کرد، و شکاف جامعۀ بین الملل روی این موضوع کاملا آشکار است.

3.ترمیم شکست روحی تروریست ها، پس از فروپاشی صفوف آنها، به طوری که یکی از رؤسای این «ارتش آزاد تروریستی ایالات متحده» اعلام کرد که از شهرها خارج خواهند شد زیرا قادر به مقابله و ادامۀ نبرد نیستند. و این پیغامی بود برای آنهائی که خواهان حفظ تروریستها هستند، با توجه به این امر که از این پس راه حل صلح آمیز برای بحران سوریه با طرح ایالات متحده ناسازگار است، و تنها راه برای خارج شدن از بن بست، تجاوزات و خشونت پی در پی نظامی خواهد بود که استخدام مزدوران تازه و به کار بستن امکانات حد اکثر را برای تداوم جنگ ضروری خواهد ساخت.

4.تشویق گروه به اصطلاح «دوستان سوریه» و «مخالفان سوری که در رقابت با یکدیگر هستند» به اتحاد، برای تقویت نیروهای مهاجم ، به ویژه پس از منازعاتی که پیرامون تقسیم پول و قدرت پیش آمد.

این تحلیل در وضعیتی مطرح می گردد که به هر دیدبان و خواننده ای اجازه می دهد که حقیقت را در مورد ایالات متحده و «محور خشونت علیه سوریه» که نزدیک به یک سال و نیم در پی کتمان و پنهان سازی آن هستند، آشکار سازد :

1.باور آنها چنین است که سوریه هنوز قوی و استوار با تکیه به مردم و ارتش ملّی ایستاده است، . با وجود تمام خشونت ها و حملات، اهداف تعیین شدۀ آنها همچنان دسترسی ناپذیر باقی مانده است.

2.استحکام موضع گیری جبهۀ منطقه ای، بین المللی، و استراتژیک جبهه به روشنی در مقابل تجاوزات ایالات متحده صف آرایی کرده، با وجود تمام بهانه های و تحت هر شرایطی.

3.شکست و تأثیرات معکوس بازار فریب که از به اصطلاح مأموریت صلح انتظار داشتند – مرگش را هنگام تولد اعلام کرده بودند – مأموریت کوفی انان که استعفای او آنها را به شورای عمومی سازمان ملل متحد کشاند تا به تصمیم ایالات متحده برای مسلح کردن مخالفان سوری بیانجامد، ایالات متحده ای که هرگز خواهان صلح نبود، یعنی موضوعی که نشان می دهد که کوفی انان چیزی نبود به جز «اسب تروآ» که نتوانست سوری ها را بفریبد، و قادر نبود متحدان سوریه را برای صف آرائی در کنار ایالات متحده متقاعد سازد : تا رئیس جمهور بشار الاسد را سرنگون کنند و سپس سوریه را به توبره بکشند. در نتیجه آقای کوفی انان هنگام استعفایش، از طریق شورای عمومی سازمان ملل متحد، همچنان تلاش کرد تا مسئولیت غرب را در شکست مأموریتش پنهان سازد.

از سوی دیگر، همین کارت هائی که در جنگ علیه سوریه به بازی گرفته شد به سوریه و هم پیمانانش اجازه داد که از آنها به شکل چشم گیری بهره برداری کنند :

1.آشکار ساختن تبانی و فرمانبرداری ننگ آور عربستان سعودی در رابطه با اشغال دو جزیره اش توسط اسرائیل از سال 1967 بی آن که هیچ تلاشی برای آزاد سازی این دو جزیره انجام داده باشد. تنها مشغولیت عربستان سعودی به مداخلۀ نظامی بیگانگان و تخریب سوریه منحصر بوده است،. این مطالب را نمایندۀ دائمی سوریه در سازمان ملل متحد، آقای بشار الجعفری به روشنی افشا کرد.

2.آشکار ساختن ایالات متحده به عنوان پدرخواندۀ تروریسم بین المللی. زیرا در مقابل تمام جهان، ایالات متحده پس از تأیید مسئولیت سازمان القاعده در اعمال خرابکارانه در سوریه، به شکل رسمی اعلام کرد که می خواهد – به تأیید رئیس جمهور اوباما - آنها را مسلح سازد. چنین امری به روشنی نشان می دهد که ایالات متحده و القاعده در نبرد مشترکی شرکت داشته و دارند.



3.کارت های آمریکائی موجب شد که حقانیت مبارزۀ کشور سوریه علیه تروریسم مسلح آشکار گردد، و تمام توطئه ها و دروغ پردازی ها و اتهامات گذشته و آینده را با شکست مواجه سازد.

پی نوشت :

[1] Troisième Guerre Mondiale. C’est pour bientôt. La France et le Canada avalés par la folie guerrière des États-Unis et d’Israël ?

http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=32232

1)سومین جنگ جهانی. به زودی. آیا فرانسه و کانادا در جنون جنگ طلبانۀ ایالات متحده و اسرائیل بلعیده شده اند؟



[2] 24.07.2012 - Enlèvement du présentateur de télévision Mohamed Al-Saeed

http://fr.rsf.org/syrie-la-liste-des-citoyens-journalistes-07-07-2012,42708.html



[3] Émission de Mohamed al-Saeed le 25 Décembre 2011/ TV publique syrienne, soir de Noël.

http://www.youtube.com/watch?v=W5mVRwpJVg4

یک شیخ سنی مذهب، دو کشیش و روزنامه نگار تلویزیون مدنی محمد السعید سورۀ مریم را می خوانند. برای اتحاد در اعتقاد که مبنی بر آن حضرت مریم مادر مسیح است، و حضرت مریم مادر خدا. حضرت مریم مادر همه! ...

[4] Towards A "Soft Invasion"? The Launching of a "Humanitarian War" against Syria

http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=32170



[5] Assemblée générale des Nations Unies - Soixante-sixième session

http://www.un.org/News/fr-press/docs/2012/AG11266.doc.htm



[6] Syrie : Obama a signé une directive secrète de soutien aux rebelles, selon CNN

http://www.lemonde.fr/proche-orient/article/2012/08/02/syrie-obama-a-signe-une-directive-secrete-de-soutien-aux-rebelles-selon-cnn_1741289_3218.html








۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

چراغ سبز واشنگتن به کمکهاى آمريکايى به شورشيان سوريه

چراغ سبز واشنگتن به کمکهاى آمريکايى به شورشيان سوريه


Published: 06 August, 2012, 23:07

http://www.rt.com/news/syria-rebels-us-donations-997/



ديلى تلگراف گزارش ميدهد که دولت آمريکا به همشهريان خود اجازه داده است که اعطاى پول به مخالفان سوريه اى را٬ جهت هموار نمودن راه براى کمک مستقيم اتباع آمريکا به شورشيان٬ آغاز نمايند. گروه پشتيبانى سوريه (SSG)٬ يک سازمان مستقر در واشنگتن که در ارتباط نزديک با شورشيان قرار دارد٬ از وزارت دارايى آمريکا مجوزى دريافت نموده است که براى مخالفان اعانه جمع آورى کند.

اين حرکت به گروه اجازه ميدهد که به شورشيان با "کمک مالى٬ ارتباطات٬ خدمات لجستيکى که در شرايط معمولى "توسط تحريمهاى آمريکا بر سوريه٬ ممنوع اعلام شده است"٬ يارى رسانند.

معهذا٬ اين مجوز به SSG اجازه نميدهد که مستقيما دست به خريد سلاح بزند. اين سازمان از هم اکنون اين اقدام را بعنوان يک "تغيير - دهنده بازى" مورد ستايش قرار داده است. سازمان ميزان پولهاى جمع آورى شده را٬ پس از دريافت مجوز در اواخر جولاى٬ اعلام ننموده است.

از جمله فعاليتهاى ديگر SSG اعمال فشار براى مداخله نظامى آمريکا در سوريه توسط ايجاد فضاى پرواز ممنوع و نابودى سيستم هوايى کشور ميباشد.

هفته گذشته٬ آمريکا حمايت موسوم به "پشتيبانى غير کشنده"٬ خود را به شورشيان تا ١٢ ميليون دلار افزايش داد و مجموع مبلغ صرف شده براى کمکهاى بشر دوستانه به ٧٦ ميليون دلار رسيد. دستگاه ادارى اوباما همچنان از دادن کمکهاى نظامى به نيروهاى مخالف امتناع ميورزد.

اقدام آخرى يک روز پس از آمدن گزارشهايى مبنى امضاى فرمانى محرمانه از جانب پرزيدنت اوباما آمد٬ فرمانى که بر اساس آن به CIA و ديگر سازمانهاى جاسوسى اجازه داده ميشود که از نيروهاى شورشى که به دنبال سرنگونى رژيم العسد هستند حمايت نمايند. آمريکا همچنين از جامعه بين المللى درخواست کرده است که در چهار چوب گروه موسوم به دوستان سوريه٬ با دولتهاى عضو که با تقويت شديد نيروهاى مخالف سوريه موافقند٬ به شورشيان کمک کنند.

۱۳۹۱ مرداد ۱۷, سه‌شنبه

«اتحاد مقدس»(۱) ایالات متحده آمریکا و «القاعده»

«اتحاد مقدس»(۱) ایالات متحده آمریکا و «القاعده»


ایگور ایگناتچنکو

http://www.fondsk.ru/news/2012/07/17/svjaschennyj-sojuz-usa-i-al-kaidy.html

مترجم: ا. م. شیری

http://eb1384.wordpress.com/2012/08/06/

۱۶مرداد ۱٣۹۱

رئیس مستعفی آکادمی نظامی ترکیه، آدمیرال تؤرکر ارتؤرک در ماه ژوئن اعلام کرد: «دولت ایالات متحده آمریکا از هجوم همه انواع تروریستها به سوریه، و «القاعده» که چندین عملیات تروریستی بزرگ در این کشور انجام داده، پشتیبانی می کند». او اضافه کرد: انجام عملیات تروریستی با استفاده از تروریستهای انتحاری در دمشق ثابت می کنند که غرب و متحدان عرب آن تصمیم گرفته اند «سناریوی السالوادور» را با جازدن تروریستها بجای مخالفان در سوریه تکرار کنند. لازم به یادآوریست که آنوقت فرماندهی عملیات بی ثبات سازی السالوادور با استفاده از تروریستهای انتحاری را جون نگروپونته و روبرت فورد سفیران بعدی آمریکا در عراق و سوریه بر عهده داشتند.

مفسر روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف، پیتر اوبورن تأئید می کند که در زمانهای اخیر ایالات متحده آمریکا و انگلیس همکاری مخفیانه خود با القاعده را در مبارزه علیه دولت سوریه تشدید کرده اند. پیتر اوبورن در مقاله «بحران سوریه ما را بسوی متحدان غیرمنتظره سوق می دهد»، می نویسد که عملیات تروریستی روی داده در دمشق در آستانه سال نو، خاص القاعده است شباهت بسیاری با همان عملیاتی دارد که این سازمان تروریستی قبلا در عراق انجام می داد. بنوشته مجله انگلیسی، شبه نظامیان «القاعده» در لیبی از راه ترکیه به سوریه نفوذ کردند. پیتر اوبورن، «اتحاد سه جانبه واشینگتن، لندن و القاعده» را خطر بسیار بزرگی برای انگلیس ارزیابی می کند.

عمر البکری، روحانی مسلمان تندرو، که در حال حاضر در لبنان اقامت دارد، در مصاحبه با نشریه انگلیسی دیلی تلگراف اذعان کرد که اعضای «القاعده» در همکاری با جنبش «المستقبل» برهبری سعد حریری از طریق لبنان وارد خاک سوریه شده اند. هشیار زیباری، وزیر امور خارجه عراق در کنفرانس مطبوعاتی در بغداد، صحت این موضوع را تأئید کرد که شبه نظامیان «القاعده» برای انجام عملیات تروریستی به خاک سوریه وارد می شوند و از مرزهای عراق اسلحه به این کشور حمل می کنند.

روزنامه انگلیسی گاردین اخیرا در یکی از مقالات خود نوشت: «مداخله نظامی در سوریه عواقب وحشتناکی برای مردم این کشور در پی خواهد داشت». نویسنده مقاله، سامی رمضانی نیز با اشاره به اتحاد محکم ایالات متحده آمریکا و «القاعده» می نویسد: ایالات متحده آمریکا و ترکیه بحساب دلارهای نفتی قطر و عربستان سعودی اوضاع سوریه را بشدت متشنج می سازند. در حالیکه هیلاری کلینتون جامعه جهانی را به ضرورت مداخله نظامی در سوریه متقاعد می سازد، سازمان سیا از شبه نظامیان پشتیبانی نموده و آنها را آموزش می دهد. واضح است که ایالات متحده آمریکا و متحدان ناتویی آن فرماندهان سازمانهای تروریستی و جنایتکاران معمولی را از کشورهای مختلف به مزدوری گرفتند و سپس آنها را در مراکز آموزشی ویژه در خاک ترکیه و لبنان آموزش دادند(۲). مقام امنیتی عراق، عضو هیئت ناظران کشورهای اتحادیه عرب، در جریان بازدید خود از حمص، از حضور مزدوران پاکستانی، عراقی و افغانی در این کشور انگشت به دهان ماند و چند تن از ربایندگان خود در عراق را در میان آنها شناخت. لازم به تأکید است که، پس از آزادسازی حمص توسط نیروهای دولتی سوریه، صدها نفر مزدور از کشورهای عربی و دیگر کشورها، از جمله، شمار زیادی سرباز فرانسوی دستگیر شدند.

خبرنگار روزنامه انگلیسی ساندی تایمز، هلیا جابر، مطمئن است که اعزام مذهبیون افراطی و مزدوران خارجی به سوریه از کشورهای همجوار، منجر به تشدید خشونتها و پایان اجباری کار ناظران بین المللی گردید. هلیا جابر بویژه تأکید می کند که در پاسخ به فراخوان شیوخ عربستان برای عبور از مرزهای سوریه، دهها تبعه لبنان، تونس، الجزایر، عربستان سعودی، لیبی، مصر، اردن و کویت از میان بنیادگرانی که برای برقراری خلافت اسلامی در جهان می جنگند، از مرزهای این کشور گذشتند.

تایمز انگلیس در مقاله ماه ژانویه سال جاری خود می نویسد: عربستان سعودی و قطر بر سر تأمین مالی مخالفان سوریه با هدف خرید تسلیحات برای مبارزه با دولت بشار اسد، مخفیانه توافق کردند. توافق مخفیانه بین دولتهای عربستان سعودی و قطر و نمایندگان مخالفان سوریه، پس از دیدار وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب در قاهره در ماه ژانویه گذشته بدست آمد. نماینده مخالفان سوریه در مصاحبه با این روزنامه انگلیسی ضمن توضیح اوضاع، گفت: «نمایندگان عربستان سعودی پیشنهاد همه گونه مساعدت را دادند». وی اضافه کرد، که ترکیه نیز با ارسال اسلحه از مرز ترکیه با سوریه به «شورشیان»، در کار کمک رسانی به مخالفان سوریه فعالانه شرکت می کند.

محمدعلی ادیب اوغلو، نماینده مخالف در پارلمان ترکیه از شهر هتائی در نزدیکی مرز سوریه طی مصاحبه با نشریه «نیشنال» امارات تحده عربی گفت: «شما سلاحهای ساخت ترکیه را به وفور در سوریه می بینید». ادیب اوغلو بهمراه هیئت نمایندگی حزب جمهوری خلق ترکیه در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۱ از سوریه دیدن کرد. مقامات رسمی سوریه کامیونهای پر از اسلحه را که بار خود را در منطقه حایل خالی از سکنه بین گذرگاههای مرزی بین ترکیه و سوریه خالی کرده بودند، به این هیئت نمایندگی نشان دادند. نمانده پارلمان ترکیه در مصاحبه خود افزود: «به گفته سوریها، تسلیحات را اخوان المسلمین وارد کردند».

تارنمای اینترنتی اسرائیلی «دبکا»، نزدیک به سازمان جاسوسی اسرائیل- موساد، در ماه اوت سال ۲۰۱۱ اطلاع داد که ناتو از راه ترکیه موشک اندازهای ضد تانک و سیستمهای موشک ضدهوائی نفری، خمپاره انداز و همچنین مسلسل به سوریه می فرستد. تارنمای اسرائیلی می نویسد: «شورشیان سوریه در خاک ترکیه آموزش نظامی می بینند». ناتو و ایالات متحده آمریکا با اغوای هزاران ماجراجوی مسلمان از کشورهای مختلف، «شورشیان» سوریه را تقویت می کنند و علاوه بر این، ارتش ترکیه آموزش نظامی و شرایط عبور امن آنها از مرز بین ترکیه و سوریه را بر عهده دارد.

بگزارش گاردین، عربستان سعودی بمنظور تشدید فشار بر رژیم اسد و تقویت روحیه فرار در میان پرسنل ارتش سوریه، آمادگی خود را برای ارائه هر گونه کمک مالی به شبه نظامیان «ارتش آزاد سوریه» اعلام کرده و الریاض این برنامه گستاخانه را با واشینگتن و دیگر کشورهای عربی مورد مذاکره قرار داده است. روزنامه انگلیسی با استناد به منابع سه کشور عربی نامبرده نشده، می نویسد: فکر تأمین مالی مخالفان سوریه را ابتدا نه سعودیها، بلکه، متحدان عرب آنها که به تخریب دولتمداری سوریه علاقمندند، مطرح کردند. تشجیع فراریان از ارتش سوریه با ارسال اسلحه به این کشور همزمان بود. بنوشته گاردین، از گفتگو با مقامات سه کشور عربی چنین بر می آید که ارسال اسلحه از عربستان سعودی و قطر (از جمله تفنگهای خودکار، نارنجک اندازها و موشکهای ضد تانک) از اواسط ماه مه سال جاری آغاز شد. مصاحبان عرب گاردین اظهار داشتند، که «تصمیم نهائی در باره ارسال اسلحه از انبارهای اسلحه در اراضی ترکیه به آسانی گرفته نشد. زیرا، آنکارا ابتدا به حمایت سیاسی از سوی کشورهای عربی و آمریکا اصرار می ورزید». نویسنده مقاله تأکید می کند، که ترکیه اجازه تأسیس یک مرکز فرماندهی در استامبول برای همآهنگی ارسال اسلحه و انجام رایزنی ها با فرماندهان گروههای شبه نظامی در اراضی سوریه را داد. خبرنگاران انگلیسی در اوایل ماه ژوئن سال جاری خود شاهد تحویل اسلحه در نزدیکی مرز ترکیه بودند.

بگزارش روزنامه معتبر نیویورک تایمز، سازمان سیا ارسال اسلحه و تجهیزات برای مخالفان سوریه را سازماندهی کرده است. بنوشته این روزنامه، در جنوب ترکیه تیم مأموران مجرب سازمان سیا «زحمات» زیادی را برای ارسال اسلحه از مرز ترکیه با سوریه تحمل می کنند. نویسنده مقاله، اریک شمیدت می نویسد: یکی از مجاری ارسال اسلحه به «شورشیان»، اخوان المسلمین شعبه سوریه می باشد. انواع تفنگ، نارنجک انداز و سیستمهای ضد تانک مورد نیاز مخالفان سوریه را در همه حال دولتهای ترکیه، عربستان سعودی و قطر می خرند. برای رساندن این بارها به مقصد، مأموران سیا کمک می کنند. سازمان سیا همچنین، به تشکیل شبکه های اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی برای مبارزه علیه بشار اسد، به برخی گروهها کمک می کند. این اطلاعات را آندره استون، خبرنگار هافینگتون پست نیز تأئید می کند. او می نویسد: «مأموران سازمان سیا اینک در جنوب ترکیه مستقر شده اند و از ماه مارس دولتهای عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی را در امر همکاری و ارسال محموله های جنگی به واحدهای «ارتش آزاد سوریه» راهنمائی می کنند». علاوه بر آن، بگفته معاون دبیر حزب زحمتکشان ترکیه، بلنت اسین اوغلو، سازمان سیا در حدود ۶ هزار نفر مزدور عرب، افغان و ترک را برای انجام عملیات تروریستی در سوریه استخدام کرده است.

روئل مارک گرشت، مأمور سازمان سیا و کارمند علمی ارشد «بنیاد حمایت از دموکراسی» بدون کمترین احساس شرمندگی از اتحاد ایالات متحده آمریکا و «القاعده»، در هفته نامه وال استریت ژورنال می نویسد که سرنگونی رژیم بشار اسد با اجرای عملیات همزمان سازمان سیا از سه طرف ترکیه، اردن و کردستان عراق ممکن بود. به عقیده او، عملیات مخفی نچندان بزرگ سازمان سیا علیه اسد، هیچ کسی را که خواهان سرنگونی رژیم سوریه است، قانع نمی کند. گرشت بویژه تأکید می کند، که «در مسئله قدرت نظامی، اسد به اقلیت شیعیان علوی (در حدود ۱۰- ۱۵٪ جمعیت کشور) متکی است و فاقد نیروی انسانی لازم برای مهار شورشها در چند جبهه می باشد. کارمند «بنیاد حمایت از دموکراسی» توصیه می کند که «تقویت همآهنگی در ارسال تسلیحات ضد تانک، ضد هوائی و ضد نفری از مناطق کمتر حفاظت شده مرزی به سوریه با مدیریت سازمان سیا بهیچوجه مشکل نیست. بخاطر کمبود نیروی انسانی و موقعیت جغرافیائی سوریه (کوههای پست، دشتهای خالی و کویرها بمثابه موانع عقب نشینی)، رژیم در مقابل قدرت آتش کافی مخالفان آسیب پذیر خواهد بود». جاسوس سابق آمریکائی مطمئن است که عملیات برای سرنگونی اسد نیازی به کار زیاد سازمان سیا ندارد. عملیات بزرگی علیه سوریه لازم نیست. حتی زمانیکه سازمان سیا کمکهای خود به گروههای ضد شوروی در افغانستان را در سالهای ۱۹۸۶-۱۹۸۷ افزایش داد، در واشینگتن و در خارج، در حدود بیست نفر در عملیات شرکت داشتند. عملیات خصمانه علیه سوریه، ممکن است به فعالیت بیشتر سازمان سیا احتیاج داشته باشد، ولی، در همه حال، در صورت همکاری با سازمانهای اطلاعاتی متحدان، مشارکت بیش از ۵۰ نفر لازم نیست».

گرشت بر این باور است که قطع ارتباط نخست وزیر ترکیه با اسد، و همچنین اردن، بعنوان مخالف دمشق در جهان عرب، که روابط مستحکمی هم با ایالات متحده آمریکا دارد، کار سرنگونی اسد را تسهیل می کند. افزون بر این، عامل سابق سازمان سیا باور دارد که کردستان عراق بهتر است به ازای حمایت آمریکا از کردها در هر مسئله مورد اختلاف با بغداد و تهران، به سازمان جاسوسی مرکزی آمریکا، سیا آزادی عمل بدهد.



تأملات مترجم

(۱)-در خصوص «اتحاد مقدس»، رجوع کنید به کتاب واژه نامه سیاسی و اجتماعی، تألیف رفیق شهید، هوشنگ ناظمی (امیر نیک آئین)، صفحه ۱۳.

(۲)-اگر جنایتهای بیشمار دولت آمریکا نه فقط از همان آغاز پیدایش، حتی در همین تقریبا هفت دهه اخیر بعد از بمباران اتمی ژاپن و جنگ کره تا جنگ ویتنام و کنتراها در السالوادور و در طول همین یک سال در اقصا نقاط عالم، بویژه فجایع غیرقابل تصور لیبی و امروز سوریه، صدها کودتای نظامی خونین در اغلب کشورهای جهان و قتل و ترور رهبران و مقامات طراز اول چندین و چند کشور، کشتار میلیونی انسانها، غارت بی محابای ثروتهای همه بشریت بسود یک درصدیهای «واراستریت» (war street) و غیره و غیره نتوانست همه بشریت را به تعقل و تفکر و تعامل برای دفن خونخوارترین دولت تاریخ بشری وادارد، این احتمال که تألیف، ترجمه و انتشار مقالات و نوشتارهائی از این دست، برغم مستندات بر همه آشکار خود، بتواند پیروان و هواداران سیاستهای محیلانه «حقوق بشری» و «دموکراسی گستری» امپریالیسم جهانی را بر سر عقل آورد و آنها را از لختی و جمود فکری برهاند، برابر صفر است.

با این وصف، این سؤال پیش می آید که آیا تولید هزاران هزار کارهائی از این دست درمقابل حملات گسترده تروریسم خبری غرب و تهاجمات تروریستی استعمار، «آب در هاون کوبیدن» نیست؟ پاسخ قطعا منفی است. زیرا، صرفنظر از این که امروز تکامل تاریخ، در مدت زمان لحظه ای، مسیر قهقرائی طی می کند، سقوط وانحطاط جای ترقی و تکامل را اشغال کرده و اکثریت بزرگی از جمعیت، بخصوص، در جوامع غربی در سایه حاکمیت نهنگان سرمایه مالی- نظامی تعادل روانی و عقلانی خود را از دست داده است، ولی هنوز بخش عظیمی از جمعیت جهان به جستن راه های رهائی از مظالم وحشی ترین نظام اجتماعی- اقتصادی و انتخاب بدیل آن می اندیشند. اینان اکنون بسان ریشه های سالم مانده درجنگل سوخته ای هستند که با اولین باران بهاری جوانه خواهند زد، ریشه خواهند دوانید، طراوت و نشاط و سرسبزی را به مأمن خود باز خواهند گرداند... و اینگونه مطالب، در واقع، بمنزله همان باران بهاری برای همه آنهاست که باید پیوسته ببارد.



سوریه: تروریستها زندگی ما را از هم پاشیدند


سوریه: تروریستها زندگی ما را از هم پاشیدند

منبع: مرکز آزادیهای سیاسی

http://politsvoboda.ru/cps/4795

ترجمه و تفسیر: ا. م. شیری

http://eb1384.wordpress.com/2012/08/04/

۱۴ مرداد ۱۳۹۱

بی بی سی در مقاله ای زیر عنوان «بحران سوریه: عراقیها به سبب خشونتهای فرقه ای، از دمشق می گریزند»، می نویسد: «ارتش آزاد سوریه زندگی ما را از هم پاشید». فراریان عراقی ضمن توضیح علل فرار آنها از عراق به گزارشگران ، و با اشاره به اعمال خشونتهای فرقه ای توسط ارتش باصطلاح آزاد سوریه که از سوی غرب حمایت و تسلیح می شود، می گویند: فراریان از سوریه به عراق باز می گردند.

گزارشهای منتشره در اوایل سال جاری در باره لیبی مؤید آن است که فرمانده گروه نظامی اسلامی القاعده لیبی، عبدالحکیم بالحاج، صدها شبه نظامی تحت حمایت تسلیحاتی و مالی ناتو را به کشور اعزام کرده است.

این گفته در باره خشونتهای فرقه ای بهیچوجه تازگی ندارد. بلومبرگ اخیرا اذعان کرد، «خشونتهای فرقه ای جنگ داخلی بین سنی ها و علویان سوریه، همان آغازیست بر آنچه که جهان نگران آن بود».

مسیحیان سوریه بویژه از پاکسازی قومی نه از سوی نیروهای امنیتی سوریه، بلکه، از طرف اسکادرانهای مرگ تحت حمایت ناتو که با نام «ارتش آزاد سوریه» فعالیت می کنند، رنج می برند. «لس آنجلس تایمز» در یک گزارش بی سر و صدای دایر بر فاجعه اقلیتهای به تنگ آمده سوری از دست شورشیان، با اشاره به سقوط احتمالی دولت سوریه در زیر فشار غرب، می نویسد که نسل کشیهای بسیار بدتر از آنچه که امروز در لیبی روی می دهد، در سوریه اتفاق خواهد افتاد.

قابل کتمان نیست که با وجود دولت کنونی سوریه جامعه اقلیتهای ملی و دینی، از جمله، مسلمانان شیعه، سنی های معتدل، مسیحیان و دروزیها از خطر کشتار کور افراطیون دست پرورده غرب در امان می مانند.

بلومبرگ در سال ۲۰۰۷، درمقاله ای «جهتدار» مرتبط با خشونتهای فرقه ای جنگ داخلی چنین پیش بینی می کند:

روبرت بایر، مأمور سابق سازمان سیا، دارای سابقه طولانی کار در لیبی، منتقد شدید حزب الله بود و در باره رابطه آن با تروریسم تحت حمایت ایران هشدار داده بود. ولی او اکنون می گوید: «هستند عربهای سنی که آماده شروع درگیریهای پایان ناپذیر می باشند، و ما برای حمایت از مسیحیان در لیبی، به آدمهای بسیاری نیاز داریم. قبلا فرانسویها و آمریکائیها می توانستند این آدمها باشند ولی اکنون نصرالله و شیعیان می توانند جایگزین آنها بشوند».

اکنون ما می بینیم که چگونه این نگرانیها در سوریه، بویژه علیه مسیحیان واقعیت می یابند. آنطور که در مقاله لس آنجلس تایمز در این باره گفته می شود، «کلیساها از پاکسازی قومی مسیحیان در حمص بیم دارند» و اخیرا هم در یو اس ای تودی آمده است که «مسیحیان لیبی در اتحاد غیرمعمول با اسد و علویهای بسر می برند».

حتی قتل عام حولا، با در نظر گرفتن همه علائم آن افراط گرائی فرقه ای که القاعده به نمایش می گذارد، بنظر می رسد بازتاب همین هشدار سال ۲۰۰۷ می باشد.

***

تفسیر مترجم

جورج دبلیو بوش و تونی بلر، رؤسای دولتهای آمریکا و انگلیس، با اشغال افغانستان و عراق و کشتارهای بی امان مردم این کشورها روی آدلف هیتلر و جوزف گوبلز را سفید کردند و باراک اوباما و همتایانش در «جامعه جهانی» در جنگهای اشغالگرانه لیبی و سوریه، روی دومی ها را.

بگزارش تروریسم خبری غرب، باراک اوباما، رئیس جمهور منتصب جنگ سالاران آمریکا، روز دوم اوت، فرمان اجازه حمایت مخفی آمریکا از شورشیان مسلح را برای سرنگونی دولت سوریه امضاء کرد. او با امضای این فرمان، خاک به چشم بشریت جهان می پاشد و چنان وانمود می کند که گوئی این ارتشهای خصوصی و تروریستهای تحت امر جنگ سالاران بین المللی نبودند که با پول و تسلیحات دولتهای اولترافاشیستی غرب، خاک لیبی را به خون مردمش آغشتند و امروز سوریه را به کشتارگاه مردم آن تبدیل کرده اند و بسرعت ویران می کنند. او در حالیکه بارها و بارها مخالفت علنی خود را با حل و فصل سیاسی مناقشه سوریه اعلام کرده و از کمکهای تسلیحاتی و مالی به «ارتش آزاد سوریه» برای دچار ساختن این کشور به سرنوشت هولناک لیبی سخن گفته است، اکنون دیگر این چه حقه بازی است که فرمان حمایت «مخفی» را می کند!

رویکرد استفاده از ارتش جایگزین را که ایالات متحده آمریکا و شرکای «جامعه جهانی» آن ابتدا در لیبی و سپس در سوریه در پیش گرفتند، ماهیت و میزان پیشرفتگی فاشیسم را نشان می دهد.

اوباما فرمان دروغین و ظاهرسازانه امضاء می کند. دولت آمریکا و شرکایش در«جامعه جهانی»، دهها سال است که بطور «مخفی» و علنی، برای ترور استقلال کشورهای خارج از دایره نفود نهنگان مالی و کمپانیهای نظامی- صنعتی امپریالیسم، از جمله، سوریه فعالیت می کنند.

چه کسی تردید دارد که «انقلابیون مسلمان لیبی»، «ارتش آزاد سوریه»، سازمانهای تروریستی «القاعده»، «طالبان»، «الشباب» و نظائر آنها دست پخت دولتهای امپریالیستی غرب نبوده است و با پول و اسلحه آنها و بفرمان آنها نمی جنگند!

دروغگوئی، دست یازیدن به تمامروشهایخلاف قانون و مغاير اخلاق،ایجاد اختلافات دینی- مذهبی، قومی- قبیله ای و پاکسازی ملی همراه با نظامیگری برای سلطه بر دیگران در شرایط بحرانی، مهمترین ویژگی فاشیسم پیشرفته است، که امروزه در جنگهای یکی بعد از دیگری غرب علیه کشورهای مختلف جهان، از جمله، در جنگ علیه کشورهای افغانستان، عراق، سومالی، لیبی، مالی، همین امروز در سوریه و بسیاری دیگر شاهد بکارگیری همه آنها هستیم.



۱۳۹۱ مرداد ۱۳, جمعه

genocide

genocide


genocide


نسل کشی


اینک خشونتها در لیبی دیگر برای غرب موضوعیت ندارد

http://politsvoboda.ru/genocid/4708

ترجمه و تحلیل: ا. م. شیری

http://eb1384.wordpress.com/2012/08/03/

۱٣مرداد ۱٣۹۱

جنگ داخلی در لیبی نه تنها فروکش نمی کند، حتی شدت هم می گیرد.

سخنگوی مطبوعاتی کمیته همبستگی روسیه با خلقهای لیبی و سوریه اعلام کرد: بیش از ۱۰۰۰ نفر از شبه نظامیان میسوراتی، چند صد ماشین زرهی، و همچنین بیش از ۱۵۰ تانک و دیگر ماشینهای سنگین جنگی، شهری را که در جریان جنگ لیبی تا آخر به قذافی وفادار ماند، محاصره کردند. بگزارش روزنامه دولتی لیبی، «لیبیا هرالد»، تمامی راههای منتهی به شهر بسته شده و در بنی ولید کمبود سوخت و خواربار احساس می شود.

شهر بنی ولید به بهانه بازداشت دو خبرنگار میسوراتی بعلت ورود غیرمجاز در ۸ ژوئیه به این شهر محاصره شد. ورود به شهر بر اساس قانون محلی ممنوع است. (در میسوراتی نیز قانون مشابهی اجرا می شود که بر اساس آن، ساکنان دیگر شهرهای لیبی بدون اخذ مجوز حق ورود به این شهر را ندارند). خبرنگاران تلویزیون میسوراتی را به جاسوسی متهم می کنند. بگفته ساکنان محلی، آنها برای تدارک حمله به شهر، از پستهای بازرسی و مناطق نظامی عکسبرداری می کردند.

در مورد ضرورت «پاکسازی» بنی ولید که روزنامه ها «امارت ضدانقلاب در کشور» می نامند، از ژانویه ۲۰۱۲ سخن گفته می شود. آن وقت در نتیجه شورش مردم، مقامات وابسته به حاکمیت جدید و شبه نظامیان از بنی ولید بیرون رانده شدند و شهر اعلام خودگردانی کرد. در ماه مه برای تصرف شهر اقداماتی بعمل آمد ولی، با پشتیبانی شهرهای همسایه، حمله دفع شد.

حاکمیت شهر بنی ولید برای مبادله بازداشت شدگان با ۱۲۰ نفر از میان اسرای این شهر که شبه نظامیان میسوراتی در سال گذشته به بهانه همکاری با قذافی به اسارت گرفته اند، اعلام آمادگی کرد. با این وجود، هنوز معلوم نیست که این اسرا زنده اند یا مرده. حاکمان میسوراتی این خواست را غیرقانونی دانسته و از آزادی اسرای بنی ولید امتناع کردند.

لازم به یادآوری است که در سال ۲۰۱۱ در حدود ۱۵۰۰۰ زندانی در زندانهای میسوراتی شکنجه شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند و بدون محاکمه اعدام گردیدند. خبرنگار «دیلی میل» بریتانیا گزارش می دهد که شبه نظامیان میسوراتی در یکی از پلاژهای میسوراتی در یک روز، ۱۰۰۰ نفر اسیر را سر بریدند. در ماه ژانویه سال ۲۰۱۲ سازمان بین المللی «پزشکان بدون مرز» به علت شکنجه زندانیان در زندانها، کار خود را در میسوراتی تعطیل کرد.

جالب توجه است که بلافاصله پس از سرنگونی قذافی و اعمال کنترل بر بخش اعظم معادن نفت در لیبی، مسئله خشونتها در این کشور از نظر مقامات کشورهائی که وقیحانه خود را «دوستان لیبی» می نامند، نه تنها موضوعیت خود را از دست داده، بلکه بطور کلی پایان یافته تلقی شد. حتی نمی توان تردید داشت که اگر «دوستان سوریه» بتوانند اسد را سرنگون سازند، در این کشور ناگزیر چیزی غیر از این اتفاق نخواهد افتاد.

***

تحلیل مترجم

تروریسم خبری وابسته به دولتهای امپریالیستی و اولترافاشیستی غرب با استفاده از تصاویر جنایت امپریالیسم در عراق و همچنین، با انتشار صحنه های شبیه سازی شده در استودیوهای تلویزیونی، از جمله، در کانال «الجزیره» قطر، در جنگ لیبی، برعلیه آن کشور و اینک در جنگ سوریه برعلیه این کشور تبلیغات می کند. برای آگاهی بیشتر در این باره، به مقاله «جنگ لیبی از بان شاهد عینی» در این نشانی:

http://eb1384.wordpress.com/2011/10/16

و برای دیدن برخی تصاویر جنگ عراق به این نشانی ها:

http://www.hafteh.de/?p=29992

http://perevodika.ru/articles/21711.html

مراجعه کنید.

علاوه بر این، بنظر میرسد اگر هنگام تماشای ویدئوهایی که تروریسم خبری غرب بنام جنایت ارتش سوریه در رسانه های تصویری و سایتهای اینترنتی انتشار می دهد، نکات زیر مورد توجه قرار نگیرد، اشتباه در ارزیابی ها، اجتناب ناپذیر خواهد بود:

۱ــ صدای استودیوئی «آللهُ آگبار» در متن فیلمهای انفجارها و صحنه های کشتار مردم غیرنظامی شهرها و روستاها، بویژه زنان، کودکان و پیران در لیبی و سوریه.

۲ــ در حالیکه جنگ تروریستی- استعماری در سوریه بشدت ادامه دارد، این سؤال مطرح می شود که:

اولا- چرا تروریسم خبری غرب، کشتار مردم را فقط بنام ارتش سوریه می نویسد؟

ثانیا- اگر ارتش سوریه فقط زنان و کودکان و پیران را می کشد، چرا اجساد مقتولین را برای فیلمبرداری به اختیار تروریستها و مزدوران «آللهُ آگبار گو» رها می کند؟

موضوع سزاوار تأمل دیگر اینکه، شرکت پر رنگ برخی زندانیان سابق گوانتانامو از جمله، عبدالکریم بلحاج در جنگهای تروریستی- استعماری علیه لیبی و سوریه، آیا چنین شبهه ای را القاء نمی کند که «گوانتانامو» نه زندان، بلکه یکی از مرکز مهم آموزش قصابی انسان و آدمخواری است که رها شدگان از آن، براحتی با کارد و چاقو سر می برند، انسانها را تکه تکه می کنند؟

در این مورد، به این نشانی ها مراجعه کنید:

http://www.hafteh.de/?p=20240

http://www.mashal.org/content.php?t=%D9%82%D8%B7%D8%B9%20%D8%B3%D8%B1%D8%8C%20%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%20%D8%A8%D9%87%20%D8%B9%D9%86%D9%81%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AF%D9%85%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%20%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%86%20%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C&c=bainenmelal&id=01186

http://www.hafteh.de/?p=31419

بر فرض صحت این فرضیه، بنظر می رسد، پخش ویدئوفیلمها از صحنه های این سو و آن سو بردن «زندانیان» درغل و زنجیر و چشم بسته و یا «زندانیان» بسته به برانکارد در میان حفاظهای تارعنکبوتی گوانتانمو ابتدا در رسانه های تصویری غرب، با هدف ایجاد جوّ رعب و وحشت در میان مردم جهان صورت می گیرد. به هر حال، بگمانم این هم نکته ای است که نباید مورد بی توجهی قرار گیرد.

این فاجعه نامه تکاندهنده را به همه رهروان راه حقیقت و راستی، به مبارزان صلح و استقلال، آزدای و عدالت اجتماعی جهان و میهنم تقدیم می کنم.


اینک خشونتها در لیبی دیگر برای غرب موضوعیت ندارد

http://politsvoboda.ru/genocid/4708

ترجمه و تحلیل: ا. م. شیری

http://eb1384.wordpress.com/2012/08/03/

۱٣مرداد ۱٣۹۱

جنگ داخلی در لیبی نه تنها فروکش نمی کند، حتی شدت هم می گیرد.

سخنگوی مطبوعاتی کمیته همبستگی روسیه با خلقهای لیبی و سوریه اعلام کرد: بیش از ۱۰۰۰ نفر از شبه نظامیان میسوراتی، چند صد ماشین زرهی، و همچنین بیش از ۱۵۰ تانک و دیگر ماشینهای سنگین جنگی، شهری را که در جریان جنگ لیبی تا آخر به قذافی وفادار ماند، محاصره کردند. بگزارش روزنامه دولتی لیبی، «لیبیا هرالد»، تمامی راههای منتهی به شهر بسته شده و در بنی ولید کمبود سوخت و خواربار احساس می شود.

شهر بنی ولید به بهانه بازداشت دو خبرنگار میسوراتی بعلت ورود غیرمجاز در ۸ ژوئیه به این شهر محاصره شد. ورود به شهر بر اساس قانون محلی ممنوع است. (در میسوراتی نیز قانون مشابهی اجرا می شود که بر اساس آن، ساکنان دیگر شهرهای لیبی بدون اخذ مجوز حق ورود به این شهر را ندارند). خبرنگاران تلویزیون میسوراتی را به جاسوسی متهم می کنند. بگفته ساکنان محلی، آنها برای تدارک حمله به شهر، از پستهای بازرسی و مناطق نظامی عکسبرداری می کردند.

در مورد ضرورت «پاکسازی» بنی ولید که روزنامه ها «امارت ضدانقلاب در کشور» می نامند، از ژانویه ۲۰۱۲ سخن گفته می شود. آن وقت در نتیجه شورش مردم، مقامات وابسته به حاکمیت جدید و شبه نظامیان از بنی ولید بیرون رانده شدند و شهر اعلام خودگردانی کرد. در ماه مه برای تصرف شهر اقداماتی بعمل آمد ولی، با پشتیبانی شهرهای همسایه، حمله دفع شد.

حاکمیت شهر بنی ولید برای مبادله بازداشت شدگان با ۱۲۰ نفر از میان اسرای این شهر که شبه نظامیان میسوراتی در سال گذشته به بهانه همکاری با قذافی به اسارت گرفته اند، اعلام آمادگی کرد. با این وجود، هنوز معلوم نیست که این اسرا زنده اند یا مرده. حاکمان میسوراتی این خواست را غیرقانونی دانسته و از آزادی اسرای بنی ولید امتناع کردند.

لازم به یادآوری است که در سال ۲۰۱۱ در حدود ۱۵۰۰۰ زندانی در زندانهای میسوراتی شکنجه شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند و بدون محاکمه اعدام گردیدند. خبرنگار «دیلی میل» بریتانیا گزارش می دهد که شبه نظامیان میسوراتی در یکی از پلاژهای میسوراتی در یک روز، ۱۰۰۰ نفر اسیر را سر بریدند. در ماه ژانویه سال ۲۰۱۲ سازمان بین المللی «پزشکان بدون مرز» به علت شکنجه زندانیان در زندانها، کار خود را در میسوراتی تعطیل کرد.

جالب توجه است که بلافاصله پس از سرنگونی قذافی و اعمال کنترل بر بخش اعظم معادن نفت در لیبی، مسئله خشونتها در این کشور از نظر مقامات کشورهائی که وقیحانه خود را «دوستان لیبی» می نامند، نه تنها موضوعیت خود را از دست داده، بلکه بطور کلی پایان یافته تلقی شد. حتی نمی توان تردید داشت که اگر «دوستان سوریه» بتوانند اسد را سرنگون سازند، در این کشور ناگزیر چیزی غیر از این اتفاق نخواهد افتاد.

***

تحلیل مترجم

تروریسم خبری وابسته به دولتهای امپریالیستی و اولترافاشیستی غرب با استفاده از تصاویر جنایت امپریالیسم در عراق و همچنین، با انتشار صحنه های شبیه سازی شده در استودیوهای تلویزیونی، از جمله، در کانال «الجزیره» قطر، در جنگ لیبی، برعلیه آن کشور و اینک در جنگ سوریه برعلیه این کشور تبلیغات می کند. برای آگاهی بیشتر در این باره، به مقاله «جنگ لیبی از بان شاهد عینی» در این نشانی:

http://eb1384.wordpress.com/2011/10/16

و برای دیدن برخی تصاویر جنگ عراق به این نشانی ها:

http://www.hafteh.de/?p=29992

http://perevodika.ru/articles/21711.html

مراجعه کنید.

علاوه بر این، بنظر میرسد اگر هنگام تماشای ویدئوهایی که تروریسم خبری غرب بنام جنایت ارتش سوریه در رسانه های تصویری و سایتهای اینترنتی انتشار می دهد، نکات زیر مورد توجه قرار نگیرد، اشتباه در ارزیابی ها، اجتناب ناپذیر خواهد بود:

۱ــ صدای استودیوئی «آللهُ آگبار» در متن فیلمهای انفجارها و صحنه های کشتار مردم غیرنظامی شهرها و روستاها، بویژه زنان، کودکان و پیران در لیبی و سوریه.

۲ــ در حالیکه جنگ تروریستی- استعماری در سوریه بشدت ادامه دارد، این سؤال مطرح می شود که:

اولا- چرا تروریسم خبری غرب، کشتار مردم را فقط بنام ارتش سوریه می نویسد؟

ثانیا- اگر ارتش سوریه فقط زنان و کودکان و پیران را می کشد، چرا اجساد مقتولین را برای فیلمبرداری به اختیار تروریستها و مزدوران «آللهُ آگبار گو» رها می کند؟

موضوع سزاوار تأمل دیگر اینکه، شرکت پر رنگ برخی زندانیان سابق گوانتانامو از جمله، عبدالکریم بلحاج در جنگهای تروریستی- استعماری علیه لیبی و سوریه، آیا چنین شبهه ای را القاء نمی کند که «گوانتانامو» نه زندان، بلکه یکی از مرکز مهم آموزش قصابی انسان و آدمخواری است که رها شدگان از آن، براحتی با کارد و چاقو سر می برند، انسانها را تکه تکه می کنند؟

در این مورد، به این نشانی ها مراجعه کنید:

http://www.hafteh.de/?p=20240

http://www.mashal.org/content.php?t=%D9%82%D8%B7%D8%B9%20%D8%B3%D8%B1%D8%8C%20%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%20%D8%A8%D9%87%20%D8%B9%D9%86%D9%81%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AF%D9%85%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%20%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%86%20%D8%AF%D9%85%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C&c=bainenmelal&id=01186

http://www.hafteh.de/?p=31419

بر فرض صحت این فرضیه، بنظر می رسد، پخش ویدئوفیلمها از صحنه های این سو و آن سو بردن «زندانیان» درغل و زنجیر و چشم بسته و یا «زندانیان» بسته به برانکارد در میان حفاظهای تارعنکبوتی گوانتانمو ابتدا در رسانه های تصویری غرب، با هدف ایجاد جوّ رعب و وحشت در میان مردم جهان صورت می گیرد. به هر حال، بگمانم این هم نکته ای است که نباید مورد بی توجهی قرار گیرد.

این فاجعه نامه تکاندهنده را به همه رهروان راه حقیقت و راستی، به مبارزان صلح و استقلال، آزدای و عدالت اجتماعی جهان و میهنم تقدیم می کنم.