۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه

نه به جنگ با سوريه

نه به جنگ با سوريه
نويسنده: آندرش کارلسون٬ رهبر حزب کمونيست سوٸد (م·ل)
مترجم: پيام پرتوى
۲۷ اوت ۲۰۱۳
کالين پاول٬ وزير امور خارجه جرج دبليو بوش٬ را بياد مياوريد که چگونه در سازمان ملل متحد ايستاد و "شواهد انکار ناپذيرى" را مبنى براينکه صدام حسين سلاح کشتار جمعى در اختيار داشت٬ عليرغم اينکه ناظران تسليحاتى سازمان ملل متحد پس از جستجوى مشتاقانه اٽرى از چنين چيزى نديده بودند٬ اراٸه داد· 
جامعه به اصطلاح بين المللى (جهان غرب) و احشام آنها٬ روزنامه نگاران٬ طعمه را بلعيدند و بدين ترتيب بوش و بلر توانستند جنگى ضد بشرى را٬ بدون دريافت اجازه از سازمان ملل٬ اما با اينحال تشويق مشتاقانه آزمندان٬ بر عليه عراق را براه بيندازند· چندى بعد نشان داده شد که کالين پاول در سازمان ملل گستاخانه و آگاهانه دروغ گفته بود·
مٽال پاول ارزش به خاطر سپردن را٬ هنگاميکه امپرياليستها اکنون دوباره بخاطر براه اندازى يک جنگ مشمٸز کننده ضد بشرى ديگربر طبل جنگ ميکوبند٬ اينبار بر عليه سوريه و با ادعاى يک حمله شيميايى بعنوان بهانه٬ دارد· هيچ فردى خارجى با اطمينان کامل نميداند که حمله شيميايى واقعا رخ داده است و در اينصورت از جانب چه کسى· کليه اطلاعات از گروههاى مسلح ميايد٬ گروههايى که تهى از اخلاق هر چه را که در توان دارند در جهت اراٸه انگيزه براى يک تجاوز امپرياليستى انجام ميدهند· در حاليکه دولت در دمشق مصممانه هر گونه استفاده از سلاح شيميايى را تکذيب مينمايد·
اما جانشين اخير کالين پاول ميداند· بعنوان انعکاسى از پاول جان کرى مدعيست که شواهد انکار ناپذيرى در دست دارد٬ نه فقط براى اينکه يک حمله واقعا رخ داده است٬ بلکه همچنين براى اينکه دولت در دمشق آنرا٬ با اين نتيجه که آمريکا و متحدانش اکنون بايد سوريه را بدون دريافت اجازه از سازمان ملل متحد٬ تنبيه کنند٬ انجام داده است· اين نتيجه گيرى مورد پشتيبانى سياستمداران جنگ طلب و مطبوعات قرار ميگيرد٬ اگر چه همگى ميدانند که اين اقدام جنايتکارانه است· اين تنها شوراى امنيت سازمان ملل است که ميتواند در مورد تجاوزى نظامى در يک کشور عضو تصميم گيرى نمايد· آغاز جنگ بدون فرمان سازمان ملل متحد بر خلاف منشور سازمان ملل و قوانين بين المللى است و در نتيجه يک جنايت جنگى محسوب ميشود· خردمندان به اينکه اين امر در گذشته رخ داده است اشاره مينمايند٬ مانند بمباران صربستان ۱۹۹۹ ٬ آن بار توجيه شده با ادعاى پاکسازى قومى در کوزوو· اما از ارزش يک جنايت٬ هنگاميکه تکرار ميشود٬ نميکاهد·      
اين بايد روشن و واضح گفته شود: تجاوز امپرياليستى که اکنون بر عليه سوريه برنامه ريزى ميشود٬ بدون داشتن مجوز ا زجانب سازمان ملل متحد و در سرپيچى از قوانين بين المللى٬ کاملا بدون در نظر گرفتن اينکه نتيجه تحقيقات در مورد حمله شيميايى ادعايى در سوريه به کجا ميانجامد٬ يک جنايت جنگى محسوب ميشود· هيچ کشورى و هيچ اتحادى از کشورها اين حق را ندارد که اجراى قانون را بدست خود بگيرد· 
ما نميدانيم که هفته گذشته٬ شب سه شنبه٬ در حومه هاى شرقى سوريه٬ بجز اينکه زد خوردهاى شديدى ميان نيروهاى نظامى دولتى و گروههاى مسلح در جريان بود٬ چه رخ داده است· سپس اطلاعات در مورد يک حمله گازى٬ از جانب گروههاى مسلح و کاملا مناسب تنها چند روز پس از اينکه ناظران سازمان ملل به دمشق وارد شده بودند٬ اراٸه شد· تعداد زيادى از کارشناسان علامت سوال بزرگى را در مقابل صحت اطلاعات منتشر شده قرار ميدهند· اما به ما اجازه بدهيد که در اين مورد گفتگو نکنيم· دير يا زود حقيقت٬ مانند مورد عراق٬ عليرغم عدم وجود سلاح کشتار جمعى در آن٬ آشکار خواهد شد·     
به ما اجازه بدهيد که در عوض به اين مسٸله تعيين کننده بپردازيم: چه کسى از اين امر بهره ميبرد؟ چه کسى از حمله شيميايى واقعى و يا ادعايى در سوريه در شرايطى که رهبر قويترين و خونخوارترين قدرت نظامى گفته است که چنين حمله اى خط قرمزيست که نبايد از آن عبور نمود بهره ميبرد؟
ما ميدانيم که جنگ منطق خود را بوجود مياورد٬ بخصوص چنين جنگ وحشيانه اى در سوريه· کليه تصميمات در تمام سطوح همواره منطقى نيستند· اما به نظر ما پاسخ کلى به اين سوال داده شده است· مخالفان – ه از نظر نظامى در فشار٬ که از همان ابتدا تجاوز نظامى از جانب آمريکا را اعلام نموده بودند٬ از اين حمله شيميايى٬ واقعى يا ساختگى٬ بهره ميبرند· در حاليکه بازنده دمشق است·
اين نظر که بشار العسد بر عليه مردم خودش از سلاح شيميايى استفاده کرده است٬ با شيطان صفتى مطلق٬ عجيب و غريب است٬ بخصوص که حمله در پايتخت٬ دمشق٬ جايى که مرز ميان محله هاى دوستانه و خصمانه ٽابت نيست٬ رخ داده است·   
دراعتراض گفته ميشود که صدام حسين در دهه هاى ۸۰ بر عليه دشمن ايرانى و مردم خودش٬ مردم کرد٬ بصورتى آشکار از سلاح شيميايى استفاده کرد· اما اين بخش از داستان را بشنويد که صدام با آگاهى ايالات متحده٬ در حقيقت با کمک آمريکا٬ که در اين هفته توسط روزنامه فارين پوليسى (۲۶/۸ ) افشاء شد٬ از گاز سمى استفاده کرد· مرز خدشه ناپذير اوباما آشکارا هنگاميکه سلاح شيميايى توسط دوستان آمريکا استفاده ميشود٬ مانند صدام حسين در دهه هاى ۹۰ ٬ يا آمريکا خودش٬ چرا که٬ فراموش نکنيد٬ آمريکا در سال ۲۰۰۴ در جريان حمله به فلوجه در عراق از اورانيوم رقيق شده و فسفر سفيد استفاده کرد٬ اعتبار ندارد·  
جنگ در سوريه وحشتناک است و بايد پايان يابد· اما يک تجاوز نظامى از جانب آمريکا و متحدانش به جنگ پايان نخواهد داد٬ بلکه آن را گسترده تر٬ که نقطه آغاز آشکار آنست٬ خواهد نمود· در شرايطى که مخالفان مسلح عقب نشينى ميکنند امپرياليسم بايد توسط بمبارانهاى تروريستى توازن قدرتى را٬ که در آن سوريه در جنگى بى پايان تکه تکه خواهد شد٬ ايجاد نمايد· براى امپرياليسم ادامه جنگ جايگزين مناسبتريست از به قدرت رسيدن اسلام گرايان (هدف اصلى امپرياليستها اين نيست- مترجم)· 
تبليغات جنگ غيرقانونى با اينکه روسيه سرسختانه هر گونه اقدامى از طريق سازمان ملل متحد را مسدود مينمايد توجيه ميشود· اما اين روسيه نيست که سرسخت است· برعکس روسيه چندين طرح تهيه شده براى حل سياسى مسٸله اراٸه نموده است· طرحهايى که بدون استٽناء مورد قبول متحدان آمريکا٬ که در عوض سلاحهاى جديد بيشترى به گروههاى مسلح اراٸه ميدهند٬ تخريب شدند· جنگ بى پايان هنر امپرياليسم است·   
هنگاميکه اين مطلب نوشته ميشود همه شواهد حاکى از آنست که يک تجاوز امپرياليستى درسوريه قريب الوقوع است٬ نه فقط يک تجاوز گسترده٬ مانند عراق و افغانستان٬ بلکه يک بمباران تروريستى محدود· اما اين امر از ميزان جنايتکارانه بودن آن نميکاهد· هدف همانطور که گفته شد تداوم بخشيدن به جنگيست  تا کنون به قيمت جان ۱۰۰۰۰۰ انسان و آواراگى ميليونها سوريه اى در داخل و خارج از کشور تمام شده است·
حزب کمونيست خواستار اعتراض بر عليه طرحهاى جنگى و آمادگى کامل در مقابل جنگ تجاوزکارانه امپرياليستى است· پرزيدنت جنگ٬ باراک اوباما٬ هنگاميکه در ۴-۵ سپتامبر به سوٸد ميايد٬ بايد با شديدترين اعتراضات برخورد کند·
 

علیه بربریت و تجاوزامپریالیستی به سوریه بپا خیزیم!




    علیه بربریت و تجاوزامپریالیستی به سوریه بپا خیزیم!

  باردیگر امپریالیستها به رهبری امپریالیست جنایتکار آمریکا برطبل جنگ می کوبند، و اینبار با ادعای جعلی استفاده دولت سوریه ازسلاح‌های شیمیایی، آن هم درست در زمانی که تروریستهای آدمکش وارداتی درهم شکسته شده اند و دولت سوریه دراین جنگ دست بالا را دارد. این نخستین بار نیست که نیروهای سیاه و ارتجاعی در منطقه بر ضد ملت سوریه، گازهای سمی در جنگ بکار می برند. دولت سوریه خود بارها پیش قدم شد تا بازرسان سازمان ملل  جهت بررسی استفاده سلاح شیمیایی توسط مزدوران تروریست دست پرورده امپریالیسم و متحدینش به سوریه بیایند. لیکن نمایندگان"جامعه جهانی" با طفره رفتن و جعل و ریاکاری ازکنار این مسئله گذشتند، چون می دانستند افشای رسمی این عمل ضد بشری موجب محکومیت دولتهای متحد آمریکا، قطر و عربستان و شرکا خواهد شد.

 استفاده رژیم اسد ازسلاحهای شیمیایی آنهم در دمشق و با علم به اینکه امپریالیست آمریکا و شرکا بدنبال بهانه برای تجاوز به سوریه هستند، با عقل سلیم نمی خواند و هیچ جای شکی باقی نمی گذارد که این عمل شنیع و جنایتکارانه و ضد بشری توسط مزدوران وارداتی طراحی شده تا با تحریک افکارعمومی و زمینه سازی به سبک تدارک جنگ بر ضد عراق و بسیج رسانه های مزدبگیر و بری از هر گونه اخلاق انسانی، زمینه را برای تجاوز به سوریه فراهم آورند.
تجاوز به سوریه با توجه  به عربده کشیهای امپریالیستهای کهنه کار و ضد بشرآمریکا، انگلیس و فرانسه قریب الوقع بنظر می رسد. اوباما به صراحت گفت نتیجه تحقیقات کارشناسان سازمان ملل برای وی بی ارزش است. وی ترجیح می دهد به اسناد سازمان جاسوسی آمریکا که طبیعتا اسناد جعلی و من در آوردی است استناد کند. این جنایتکاران کثیف بی وجدان برای خون ریزی و ویرانی زیرساخت کشور سوریه چنان شتابی دارند که  پشیزی برای نتایج بررسی این فاجعه که بازرسان سازمان ملل متحد بزودی ارائه خواهند داد، قائل نیستند. اینها همه خود مبین این امراست که امپریالیست جنایتکار آمریکا  و شرکاء در ادامه جنگ نیابتی که براه انداختند شکست خورده اند و برای جبران این شکست و برقراری توازن قوا و ادامه جنگ داخلی به حملات موشکی به اهداف نظامی و اقتصادی با خسارات فراوان انسانی متوسل خواهند شد. ادعای حملات محدود حرف پوچی بیش نیست و تنها برای تسکین و فریب افکار عمومی گفته می شود.

 مزدوران وارداتی به سوریه حدود دو سال است که با حمایت امپریالیستها به غارت و تجاوز و تخریب مشغولند. آنها در مراکز شهرهای بزرگ نظیر حلب و دمشق بمب می گذارند و خانه های مردم را ویران می کنند. این مزدوران وارداتی از سراسر جهان را سازمانهای امنیتی امپریالیستی از طریق عربستان سعودی و قطر بسیج کرده و به سوریه برای جنایتکاری ارسال کرده اند. امروز دیگر هویت آنها به نحو غیر قابل انکاری تا حدود زیادی روشن شده است. آنها ترکیبی از القاعده، اخوان المسلمین، سلفیستها، اتباع افغانستان، اردن، عربستان سعودی، قطر، دوبی، چچن، لیبی، لبنان، مصر، چین، مجاهدین ضد خلق از ایران و... هستند. اوضاع بقدری بلبشو و غیر قابل کنترل شده است که حتی پاره ای از دول امپریالیستی از ارسال اسلحه به دست اپوزیسیون خود فروخته سوریه هراس دارند، زیرا خودشان هم دیگر نمی دانند که "کی به کی" است و این اسلحه ها به دست چه کسانی می رسد و به چه منظوری از آنها در آینده استفاده خواهند کرد. آنها تلاش کردند که با اشغال مناطقی در داخل خاک سوریه به خیال خودشان "مناطق آزاد" و "ممنوعه پرواز" خلق کنند و با استقرار در آنجا و معرفی خویش به عنوان "دولت مشروع سوریه" به پایگاهی برای تخریب و جنایت درمنطقه شوند. دول اردن و ترکیه بسیار به آنها برای تحقق این سیاست یاری رساندند که با شکست کامل روبرو شد ه است. اما ابرقدرت جنایتکار آمریکا که با نقض همه موازین حقوق ملل و حقوق بشر به قلدری خویش تکیه می کند، دست بردارنیست، وی پرده ها را کنار زده و بیشرمانه و با دروغهای گوبلزوار همراه با اشک تمساح برای قربانیان این کشتار که خودشان کارگردان اصلی این جنایت هستند، برای سرنگونی رژیم مستقل بشار اسد و این بار هم تحت عنوان "مداخله بشردوستانه ". خیز برداشته است.

هدف امپریالیست آمریکا ازسرنگونی رژیم سوریه، حمله به لبنان و سپس تجاوز به ایران است. دورنمای جنگ شیعه و سنی که در پنتاگون و سیا ترسیم شده است در افق بحران خاورمیانه به چشم می خورد. آمریکا حتا اگر موفق به سرنگونی کامل رژیم  سوریه نگردد، تلاش خواهد کرد این کشور را به چند منطقه سنی نشین(در دمشق و حومه)، دروز نشین(دربلندیهای جولان)، علوی نشین(در منطقه ساحلی انطاکیه) و کرد نشین(درشمال شرقی سوریه) تقسیم کند. زیرا یک سوریه وابسته، پاره پاره شده و ضعیف به نفع سیاست راهبردی آمریکا و صهیونیستهای اسرائیلی و شرکایشان درمنطقه است. دکترین "خاورمیانه بزرگ" و کنترل کامل منطقه نفت خیز خاورمیانه و اعمال هژمونی بر رقبایی چون روسیه و چین  دلیل اصلی جنگ تجاوزکارانه ایست که آمریکا آغاز کرده و اشغال  بربرمنشانه عراق و افغانستان و لیبی و امروز حمله به سوریه درهمین چهارچوب تشدید تضادهای امپریالیستی و کسب مناطق نفوذ و تجاوز به حقوق ملل و خلع ید سازمان ملل متحد قابل تبیین است.
 سکوت مدعیان دفاع ازحقوق بشر درقبال نقض آشکار حقوق ملل توسط امپریالیست آمریکا، ریاکاری این محافل قلابی حقوق بشری را آشکار می سازد. حزب ما بارها تحلیل کرده است که براندازی رژیم اسد برای حفظ استقلال و استقرار آزادی وعدالت اجتماعی فقط با دست مردم سوریه و پیشاپیش آن به رهبری طبقه کارگر امری انقلابی و مترقی و بنفع سوریه و کل مردم منطقه می باشد. درغیراینصورت٬ سرنگونی رژیم اسد توسط امپریالیسم نه بنفع مردم سوریه است ونه بنفع خلقهای منطقه. احزاب و سازمانهای سیاسی که از اشغال عراق و....هنوز نیاموخته اند و به تکرار همان تئوریهای‍‍ی مبارزه علیه «همه نیروهای ارتجاعی»، ایجاد «جبهه سوم» و حل «همه تضادهای اجتماعی» در آن واحد می پردازند٬ نه ازسیاست چیزی می فهمند و نه تاکتیک مبارزه را درک کرده اند. صمیمی ترین آنها در رویاهای کودکانه خودغرقند و خدمتی که به خلق نمی کنندهیچ، در اخلال در مبارزه ملی و رهائیبخش علیه امپریالیسم و تجاوزگری درصفوف اولند. افشای بی امان این جریانات سیاسی که بنام کمونیست و چپ سخن می گویند تا کمونیست را بدنام کنند، وظیفه همه انقلابیون و مارکسیست لنینیستهاست. این کمونیستهای کاذب همدستان امپریالیست در تجاوز بعدی به لبنان و سپس به ایرانند.

حزب کارایران(توفان) هرگونه تجاوز نظامی به سوریه را محکوم می کند و این اقدام را ادامه سیاستهای تجاوزکارانه علیه عراق، افغانستان و لیبی ارزیابی می نماید.


                            
تجاوز بربرمنشانه به سوریه را قویا محکوم می کنیم!
دست امپریالیست آمریکا از سوریه کوتاه باد!

حزب کارایران(توفان)
ششم شهریورماه 1392
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل)
آدرس وبلاگها
سایت کتابخانه اینترنتی توفان
سایت آرشیو نشریات توفان
توفان در توییتر
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
توفان در فیسبوک

فجایع بسیار سنگین تر ار آنچه را که بر سر لیبی آوردند، امروز بر سر سوریه و خلقهای آن میآورند


فجایع بسیار سنگین تر ار آنچه را که بر سر لیبی آوردند، امروز بر سر سوریه و خلقهای آن میآورند
پس از تماشای یک گزارش- فیلم تکاندهنده از میدانهای جنگ امپریالیستی- استعماری علیه سوریه در کانال تلویزیون «روسیه ۲۴»، که در آن فاشیسم غرب امپریالیستی فجایع بغایت سنگین تر از آن چه را که بر سر لیبی و جمعیت آن آوردند، از دو سال و نیم پیش بر سر کشور مستقل سوریه و خلقهای آن می آورند، بر آن شدم مقاله مستند «قطع سر، تجاوز به عنف و آدمخواری- ارمغان دمکراسی غربی» را بار دیگر انتشار دهم. باشد که وجدانهای هر چه بیشتری بیدار شوند و ببینند که سران جاعل و دروغگوی دولتهای امپریالیستی، این نوچه ها و خدمتگزاران مافیاهای دلار و طلا، صنایع جنگی و مواد مخدر (دولت مخفی صهیونیستی) با صحنه های شبیه سازی شده در هالیوود، آنکارا، دوحه و ریاض، چگونه افکار عمومی جهان را فریب میدهند و بدست چه کسانی سلاح، حتی سلاح کشتار جمعی داده و به جنگ خلقهای سوریه فرستاده اند.
ا. م. شیری
    ۶ شهريور- سنبله ۱٣۹۲
***
قطع سر، تجاوز به عنف و آدمخواری- ارمغان دمکراسی غربی
سوزان لینداوئر(Susan Lindauer)، جاسوس سابق سیا در امور لیبی
برگردان: ا. م. شیری
«هر کسی که هر روز بفکر یافتن پاسخ حداقل یک سؤال نباشد، حتی از درک بدیهی ترین حقایق نیز عاجز خواهد بود».
(مترجم)
ناتو با هدف توجیه «جنگ بشردوستانه» خود در لیبی، به تبلیغات دامنه داری برعلیه دولت معمر قذافی دست زده است. تا روز های اخیر، ناتو در این زمینه تا حدودی زیادی موفق بود. زیرا شهروندان عادی در همه جهان از دسترسی به اطلاعات مستقیم که بتوانند بر اساس آن نظرات شخصی خود را بیان نمایند، محروم بوده اند.
جالب توجه است که جاسوس سابق سیا، مسئول مسئله لیبی در سازمان ملل متحد از سال ١٩٩۵ تا ٢٠٠٣ در پروسه گفتگوها بر سر [عملیات تروریستی] لاکربی میگوید، من برای بررسی عینی این حادثه، مجبور بودم  از اسارت این تبلیغات بگریزم.
در پاسخ به تقاضاهای زیاد، من اصل اطلاعاتی را که همه روزه از منابع خود در طرابلس دریافت می کنم، با [شما] در میان می گذارم. اسناد ویدئی دریافتی از فراریان از لیبی را یک کمیسیون تحقیق تحت عنوان «کارشناسان بین المللی در امور حقوق مسالمت آمیز شهروندان در لیبی» جمع آوری می کند.
اعضای کمیسیون تحقیق مرکب است از مدافعان حقوق بشر اروپایی، آمریکایی و بین المللی که  اتهامنامه دایر بر ارتکاب ناتو به جنایت جنگی را تدوین کرده اند. نتیجه داوری بر اساس این اسناد ویدئوئی، عبارت از این است که ناتو باید بعلت وارد آوردن خسارات سنگین به لیبی غرامت بسیار هنگفت بپردازد.
از همه مهمتر، قابل درک است که ناتو بمنظور آغاز عملیات جنگی، اطلاعات جعلی به سازمان ملل متحد ارائه داد. انگلیس و فرانسه برای سود بردن از این مناقشه، به جاسوسی غیرمنصفانه از منابع غیرموثق مشغول شدند.
بررسی های دقیق تر نشان می دهد که [دقیقا همه چیز برعکس بود]: این شورشیان هستند که با حمایت [ارتش] ناتو وحشیگری می کنند نه سربازان قذافی! باید تحریمها لغو شود و نیروهای نظامی ناتو در امر دفاع از مردم لیبی، قذافی را مورد حمایت قرار دهند.

هرگز با حقیقت بازی نکنید
در اسناد ویدئویی مورد بحث، وحشگریهای عجیبی ثبت شده است. دو دلیل کلیدی برای آن وجود دارد که، چرا شورشیان ناتویی مرتکب چنین جنایاتی می شوند: اولاًَ- از راه ارتکاب جنایات جنگی، آنها استراتژی وحشت و ناامنی های اجتماعی در خیابانها را که [برعکس] باید مردم کنترل نمایند، دامن زدند.
آنها با رواج وحشت، مخالفان خود را به سکوت وامی دارند. شهروندان عادی لیبی با چشمان خود می بینند که ناتو از شورشیان «قدرتمند» لیبی پشتیبانی می کند. در صورت سکوت طرفداران قذافی، پیامدهای آن ناگوارتر خواهد بود.
در همین حال، شورشیان لیبی شیوه «فشردن دگمه» را یافتند و ماشین «جنگ بشردوستانه» ناتو هم راه افتاد. اما چرا باید همه جهان باید باور کنند که دولت قذافی که در طول ٤١ سال حاکمیت بر کشور شهروندان خود را به قتل نرسانده، ناگهان به ارتکاب هولناکترین جنایات متهم می شود؟
هر کسی که حوادث لیبی را با دقت پیگیری کرده باشد، از این تناقض متأثر خواهد شد. در گذشته قذافی در مسئله دفاع از شهروندان، قابلیتهای استثنائی از خود نشان داد و حتی از تحویل دو لیبیائی متهم به شرکت در [انفجار بوئینگ - ٧٤٧ در آسمان شهر لاکربی اسکاتلند در ٢١ دسامبر ١٩٨٨] صرفنظر از تحریمهای سازمان ملل متحد، امتناع کرد.
قذافی می دانست که این دو شهروند مقصر نیستند و [آنها] نمی توانند به عدالت در دادگاه[بین المللی] امیدوار باشند. به زبان ساده تر، عملیات تروریستی در آسمان لاکربی یک اقدام انحرافی برای پنهان کردن شرکت سیا در قاچاق مواد مخدر از دره بقاع لبنان در دوره اوج تشنجات پیرامون به گروگان گرفته شدن [روزنامه نگار] تری آندرسون بود.
آن روز با پرواز شماره ١٠٣ پان امریکن گروه متشکل از مأموران سیا، امنیت ملی و اطلاعات ارتش بقصد تحقیق پیرامون فساد موجود از واشنگتن پرواز کرد. هواپیما در آسمان شهر لاکربی [اسکاتلند] منفجر شد. لیبی مسئول حادثه معرفی گردید، ولیکن، در این مورد هم مانند حادثه تروریستی ١١ سپتامبر [سال ٢٠٠١]، حقیقت سخت جانی نشان داد. قذافی هم حاضر به دادن امتیاز نشد. او برغم فشارهای خردکننده بین المللی، به هموطنان خویش وفادار ماند.
در اینجا، باید گفت که حدس قذافی درست از آب در آمد. ایالات متحد دو شاهد پرونده لاکربی را با پرداخت ٤ میلیون دلار رشوه تطمیع کرد که خود آن نیز، به رسواترین فساد غربی نیازمند رسیدگی در دادگاهی در مقیاس بین المللی تبدیل گردید.
پس از آن، همینکه دو شاهد دروغین علنا اظهار ندامت نموده و خود را مقصر شناختند، تنها لیبیایی، عبدالباسط المقراحی را به اتهام انفجار  پان امریکن ١٠٣ دادگاهی کردند. وی بعدها در ماه اوت سال ٢٠٠٩، بسبب ابتلا به بیماری سرطان از «منظر انساندوستانه» برای بازگشت به میهن اش و مرگ در آنجا، از از زندان اسکاتلند آزاد گردید.
بسیاری از برخوردهای قذافی مبین شخصیت او می باشند. چطور ممکن است او هم قبیله ایهای خود را به دهان گرگها بدهد؟ آیا وقتی که شرایط ایجاب کند، از آنها روی بر خواهد گرداند؟ دقیقا، نه! او بر این مسئله پافشاری می کند که خلق لیبی، بخشی از خود اوست. او از [هموطنان] خود، به هر بهائی دفاع می کند.
[بدین ترتیب] این اسناد ویدئویی «آزمایشات زندگی واقعی» را در خود ثبت کرده اند. از قضا، گفتن این مسئله بسیارعجیب است که نیروهای قذافی از جمله، به زنان تجاوز می کنند و ناتو هم در مورد وقوع جنایات جنگی در اراضی لیبی هیاهو به راه می اندازد.
سر تیتر خبرها مبنی بر اینکه قذافی دستور [توزیع قرصهای ویاگرا در میان نظامیان] را برای دامن زدن به «مسابقه تجاوز به عنف» صادر کرد، [کانال خبری] سی ان ان حسابی جا انداخت. اما سنتیا مک کینلی (CynthiaMcKinley)، نماینده اسبق کنگره آمریکا ثابت کرد که دولت ایالات متحده آمریکا تنها خریدار محموله بزرگ قرصهای ویاگرا برای ارسال به لیبی بود، [و کارکنانش] آن قرصهای آبی رنگ کوچک را به منظور «بالا بردن روحیه» جنگی در میان سربازان شورشی نسبتاًَ مسن تر توزیع کردند.
بر مبنای اظهارات شاهدان در مورد خبرهای تجاوز به عنف در لیبی، این استراتژی آمریکایی بطور کاملا فاجعه باری در آنجا به اجرا گذاشته شد...

شرارت و تبه کاری
این کادرهای ویدئویی به عقیده من، به اندازه فیلم های [مثله کردن] توسط القاعده وحشتناک است. ولی شما فقط به گفته های من باور نکنید. خودتان شخصا این ویدئوها را ببینید و سپس قضاوت کنید.
هشدار: این فیلمهای ویدئویی وحشتناک ایجاد خوف می کنند. تارنماهای «obamaslibya.com» و «FederalJack.com» که از سیستم امنیتی محکمی برخوردار می باشند و واقعیات را با شجاعت به اطلاع دولت می رسانند، آنها را درج کرده اند.
«FederalJack» عقب شینی نخواهد کرد و ویدئوهای دریافتی تازه تر را نیز در «obamaslibya» بنمایش خواهد گذاشت.
● ویدئوی اول بریدن سر سرباز لیبیایی توسط شورشیان را نشان می دهد. اگر بنظر کسی چنین برسد که این کادرها در عراق فیلمبرداری شده، باید این را هم در نظر بگیرد که درصد بزرگی از مزدوران خارجی در عراق (و همچنین در چچنستان و افغانستان) را مزدورانی از شرق لیبی تشکیل می دهند! بدبختی ناتو در این است که فیلمبرداری این ویدئوها در لیبی را نمی تواند انکار نماید. زیرا، لهجه عربی خاص لیبیایی در گفتگوی مردم حاضر در صحنه فیلمبرداری آن را ثابت می کند.
● ویدئو فیلم دوم سناریوی دهشتناکی را نشان می دهد که در آن، شورشیان لیبی نظامیان لیبیایی را بر حسب درجه به صف کرده و آنها را وادار می کنند تا تکه های بریده از گوشت گندیده اجساد سربازان مرده را بدست بگیرند و بخورند.
● در ویدئو فیلم بعدی صحنه ای نشان داده می شود که در آن، گروههای شورشی، مردم عادی را با طپانچه تهدید می کنند و سپس مورد تجاوز قرار می دهند.
●در ادامه- جمعیتشورشی، سرباز لیبی را کلّه معلق آویزان کرده و بعد از آن، سر او را از تن جدا می کنند.
سپس- ویدئوی دیگر، گروههای عملیاتی سیا را دست در دست نیروهای نظامی شورسیان نشان می دهد که در کامیونهای رو باز حرکت می کنند (این ویدئو نشاندهنده آن است ارتشیان آمریکایی در عملیات زمینی و اقدامات وحشیانه مستقیماًَ مشارکت می کنند).
● ویدئوی بعدی، تصاویر اجساد بی سر سربازان کشته شده لیبی را در کامیونها نشان می دهد. چنین قتلهایی تخلف از ماده مربوط به دفاع از قربانیان مناقشات بین المللی کنوانسیون ژنو شمرده می شود. این کنوانسیون سربازان اسیر را زیر چتر حمایت خود می گیرد. شورشیان خشمگین ناتویی شاهد وحشتزده اتفاقی را به فیلمبرداری از صحنه های کشتار و فریاد زدن اینکه: «مسئول همه اینها قذافی است»، وادار کردند. در نتیجه این عمل، صاحب دوربین دست خانواده خود را گرفت و از تکیه گاه شورشیان فرار کرد. این ویدئو دقیقا از همین طریق بدست گروه تحقیق در طرابلس رسید.

برخی از ویدئو فیلمها را در اینجا ببینید!
با دیدن چنین توحش و بربریت غیرقابل تصوری، به عقل هیچکس نمی گنجد که ناتو بتواند ادعا کند که از چنین قابلیتهای شورشیان بی خبر بوده است...

تجاوز به عنف بمثابه یک سلاح جنگی
[همه چیز] بسیار بدتر از آن است که تصویر می کردید، آره؟ تا اینجا، واقعیت استفاده شورشیان از تجاوز به عنف بمثابه شیوه «مجازات» طرفداران قذافی یا خانواده های «بیطرف» که بطور اتوماتیکی با شورشیان همراهی نمی کنند، از همه غم انگیزتر بود.
طبق فرهنگ اسلامی پس از تجاوز داغ ننگ را همه بستگان کسی که مورد تجاوز واقع شده، بر پیشانی خود حمل می کنند. خود این امر به نوبه خود، یک نوع مجازات جمعی بحساب می آید.
در حال حاضر گروه زنان مدافع حقوق بشر، از قربانیان تجاوز بازپرسی می کند. در اینجا فقط ادای شهادت چند نفر در مورد تجاوز به عنف و اظهارات شاهدان ارائه شده است.
توجه داشته باشید که این عجیب ترین وقایع اتفاقیه نیست. [البته] که طی کردن صدها کیلومتر راه و عبور از پست های بازرسی و بمبارانها، مشکل بزرگی است. زمانیکه اعضای گروه تحقیق غیردولتی در تاریخ ٢٢ ژوئن بیش از ٣٠٠ کیلومتر راه برای فیلمبرداری از پسری طی کردند که شورشیان ناتویی بخاطر امتناع او از وارد شدن به واحد شبه نظامی آنها، وی را اخته کرده و بر چشمش میل کشیده بودند، با چنین مشکلاتی مواجه شدند.
ویدئو فیلم بعدی حاوی تجاوز به دختر باکره را پدر یک خانواده هوادار قذافی تقدیم کرد. شورشیان ناتویی بزور تفنگ او را از خانه بیرون کشیده و بطور دسته جمعی مورد تجاوز قرار دادند و پس از آن، پستانهایش را با چاقو بریدند، و این دختر در اثر خونریزی فوت کرد.
در حال حاضر محققان مدافع حقوق بشر منتظر فرصت بازپرسی از زنی از شهر الزاویه هستند که پس از تجاوز گروهی به وی، پستانهای او را [نیز] بریده اند. پس از آنکه شورشیان هار در حال شلیک هوایی فرار کردند، این زن در حال خونریزی را شاهدان بهت زده از مرگ نجات دادند.
او در بیمارستان بستری شده، ولیکن، هنوز هم در شرایط بهت (شوک) زدگی جسمی و روحی شدید بسر می برد و و برای گفتگو آماده نیست. مدافعان حقوق در کنار او هستند و سعی می کنند او را یاری دهند. ما برای معالجه و انجام عمل جراحی ترمیمی او در آمریکا و یا اروپا، بسرعت در جستجوی یک حامی در آمریکا هستیم.
١٩ ژوئن، سربازان قذافی در جریان نبرد برای تصرف شهر میسوراتی، یکی دیگر از قربانیان تجاوز به عنف را نجات دادند. شورشیان این زن جوان را ربوده و بمدت ٢٠ روز بعنوان گروگان نگه داشته بودند و تا زمانیکه نیروهای قذافی خط دفاعی آنها را [در همان منطقه] شکسته و آن زن نگونبخت را نجات دادند،  شورشیان بطور شبانه روزی به نوبت به وی تجاوز می کرده اند.
و این است مأموریت انساندوستانه ناتو... بی هیچ تردیدی، [سازمان] ناتو به یک اقدام جنون آمیز مبتذل دست زده و لازم است سریعا از پشتیبانی شورشیان دست بردارد. پول مالیات دهندگان آمریکا برای آموزش فنون تهدید و ارعاب به طالبان جدید صرف می شود و دولتهای غربی نیز ثروتهای لیبی را به یغما می برند.
اما ناتو روحیات مردم لیبی را در نظر نگرفته است. لیبی دارای تاریخ درخشانی بوده و سنت دفاع از استقلال میهن در مقابل اشغالگران خارجی در میان مردم ریشه دار است. خانواده ها و رهبران قبایل لیبی برای دریافت غرامت از کشورهای عضو ناتو و کشورهای عرب حامی شورشیان کوشش می کنند.
در حالیکه ناتو شورشیان را آموزش می دهد و آنها را از لحاظ اونیفورم، تسلیحات، جلیقه های ضد گلوله، وسایل حمل ونقل و مشاور تأمین می کند و از هوا مورد پشتیبانی قرار می دهد، باید مسئولیت همه این جنایت ها را هم بپذیرد. باید غرامت مالی [لیبی] را بحساب شهروندان کشورهای عضو ناتو- از محل [سیستم] آموزش، بهداشت، بازنشستگی و تحصیل آنها در دانشگاهها و از حساب احداث راهها، پلها و غیره بپردازد.
پاتریک هایزلداین کارشناس بریتانیایی مناقشه لیبی و ناتو، سهم بریتانیا از غرامت را ٢ و ٨ دهم میلیارد دلار برآورد کرده است.
بطور کلی لازم است از همه دولتها و کشورهای عضو ناتو پرسیده شود که چرا از این شورشیان پشتیبانی می کنند؟ بی تردید، همه ما هم باید پاسخ این پرسش بسیار مهم را بدهیم.
آیا رئیس جمهور اوباما باید بحساب دلارهای بدست آمده از مالیات دهندگان طبقه متوسط آمریکا، هزینه مالی این جنگ را تأمین نماید؟ (در اینجا، نویسنده مقاله یا از روی تعصب و یا به عمد می خواهد این مسئله را در اذهان مردم القاء کند که گویا هزینه جنگهای آمریکا بحساب مالیات دهندگان آمریکایی تأمین می شود. اما، در واقعیت امر، نه چنین هزینه هایی از جیب مردم آمریکا تأمین می شوند و نه اقتصاد آمریکا بزرگترین اقتصاد جهان است. بلکه، همه این پولها بحساب چاپ بی حد و حصر دلارهای بی پشتوانه و به تبع آن، بحساب غارت لجام گسیخته ثروتهای مردم جهان تأمین می گردند... مترجم). یا آمریکا باید نقش آموزگار و مربی نیروهای القاعده را ایفاء نماید؟ و آن هم باید درست در زمانی بوقوع به پیوندد که ملت بزرگ ما به پایان «سرخ و سیاه» خود نزدیک می شود؟ درست زمانیکه آمریکاییها با تمام قوا برای پیدا کردن کار و محروم نشدن از مسکن رهنی خود [حاصل دریافت وام] تلاش می کنند؟ و [باضافه آن] آیا با آگاهی بر اینکه اینهمه سرباز از نفس افتاده ما در دو جنگ باخته ما، دقیقا با همان شورشیان القاعده در عراق و افغانستان نیز می جنگند؟
بر اساس دقیقاًَ کدام قانون امریکا باید بطور تصنعی از ناتو بخاطر آنکه انگلیس و فرانسه بتوانند یادمان دوران طلایی امپریالیسم گذشته خود را دو باره احیاء کنند، پشتیبانی می کند؟ آیا همه اینها، ارزش به مخاطره انداختن امپریالیسم خود ما و موفقیتهای آن را دارد؟
این فیلمهای ویدئویی واقعیت کاملا دیگری را در مقابل چشمان ما بنمایش درمی آورند. سیا، شاید از اینکه من این فیلمها را منتشر کرده ام، خشمگین بشود. ولی مأمور خوب یک سازمان امنیتی هم باید صادق باشد. ما نباید واقعیات وحشتناک و بدمنظر را از نظرها پنهان کنیم. ما موظف به کسب اطلاعاتی هستیم که هم رهبری و هم جامعه برای انتخاب سیاسی آگاهانه به آنها نیاز دارند. اغلب اطلاعات جاسوسی بسیاربسیار نامناسب هستند. اما به نظر من، ترحم به [اعصاب] شما صحیح نیست.
من بعنوان مأمور سابق سازمان جاسوسی آمریکا، گمان می کنم که ایالات متحده آمریکا باید روابط خود با شورشیان لیبی را سریعاًَ قطع کند و به پشتیبانی مالی آنها پایان دهد.
شما که خودتان تصمیم گیرنده هستید.
در باره سوزان (یا سوسن) لینداوئر- او در سازمان ملل متحد در بخش ضد تروریستی کار می کرد. در شعبه تحت مسئولیت او کشورهایی مثل لیبی، عراق، مصر، یمن، سوریه و مالزی عضویت داشتند. گروه تحت رهبری او مدتها پیش در مورد وقوع حادثه تروریستی  ١١ سپتامبر سال ٢٠٠١هشدار داده بود. وی مؤلف کتاب «تعصب یا خسارت مفرط» (Extreme Prejudice) می باشد.
Susan Lindauer
افزوده های مترجم:
ــ امپریالیسم آمریکا و همه دولتهای «غربی» که بپشتوانه دلارهای نفتی و آدمخوران کشورهای مرتجع عربی، ابتدا گروهکهای تروریستی القاعده و طالبان را خلق کرده و سپس به بهانه جنگ با همان گروهکهای سیاساخته، افغانستان را به آزمایشگاه انواع تسلیحات جدید، تخلیه گاه تسلیحات کهنه تر خود و مرکز کشت انواع مواد افیونی تبدیل کردند، یقینا در آینده نزدیک نیز، ببهانه مبارزه با همین شورشیان آدمخور ناتویی، که «الله اکبر گویان»، سر می برند و به زنان تجاوز می کنند، کشور پیشرفته لیبی را که مصمم بود در همین سالها هشتمین معجزه جهان (آبرسانی صحراهای وسیع از طریق کانالها و رودخانه های مصنوعی) را در معرض تماشا قرار دهد، پس از اینهمه وحشیگری به محل تاخت و تاز اوباشان غربی تبدیل خواهد کرد.
ــ از همه طرفداران و همچنین، مخالفان جنگهای استعماری دولتهای غربی تقاضا می شود ضمن مطالعه این مطلب و اگر دل و جرأت تماشا دارند(من که ندارم)، با مشاهده ویدئوفیلمهای مورد بحث در این مقاله، در دادگاه وجدان خود به این سؤال پاسخ گویند که: آیا تشکیل، آموزش و تربیت گروههای آدمخوار که براحتی کارد سلاخی بدست گرفته و با خونسردی سر انسان می برند، هتک حرمت زنان و دختران می کنند و یا بمبهای یک تنی را در کوچه و خیابانهای شهرها و روستاها رها می کنند، در جایی غیر از لابراتورهای سازمانها و نهادهای امنیتی- سیاسی امپریالیستی- صهیونیستی امکانپذیر هست؟ اگر پاسخ منفی باشد، آیا حاضر خواهند بود دولتهای امپریالیستی را مصداق کامل تروریسم تعریف نمایند؟
جمعه ۲٤ تير ۱٣۹۰

۱۳۹۲ تیر ۱۵, شنبه

جبهه وحدت ملی و مخالفت با پایگاههای خارجی

خبرگزاری آوای افغانستان
جبهه وحدت ملی و مخالفت با پایگاههای خارجی
امریکا برای اتباع خود در افغانستان حق قضاوت کنسولی قایل است
تاریخ انتشار : جمعه ۱۵ ثور ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۵۳
در صورتی که امریکا از نقطه ای مثل ناوگان دریایی خود در بحر هند علیه کشوری حمله را آغاز نماید، در ادامه این حمله به آن کشور می تواند از خاک افغانستان استفاده کند.
امریکا برای اتباع خود در افغانستان حق قضاوت کنسولی قایل است

جبهه وحدت ملی و مخالفت با پایگاههای خارجی در یک نشست خبری مخالفت خود را با امضای توافقنامه استراتژیک اعلام کرد.
وحید مژده سخنگوی این جبهه به رسانه ها گفت که امضای چنین معاهدات استعماری توسط استعمار با اربابانشان در افغانستان سابقه دیرینه دارد.
آقای مژده، معاهده گندمک میان یعقوب خان و انگلیس، معاهده استعماری دیورند میان عبدالرحمن خان و انگلیس و معاهدات کمونیست ها با اتحاد شوروی را از لکه های ننگ صفحات تاریخ افغانستان دانست.
به باور مسئولان جبهه وحدت ملی، معاهده میان حامد کرزی و امریکا نیز از همان ماهیت است.
وحید مژده افزود: با اینکه در فصل اول توافقنامه با امریکا، بر اهداف، ارزش ها و برابری دولت های دو جانب بر اساس قانون اساسی دو کشور تأکید شده است، اما امریکا برای اتباع خود در افغانستان حق قضاوت کنسولی قایل است.
به گفته وی، مطابق این معاهده، دولت افغانستان حق ندارد، یک امریکایی مجرم را حتی اگر بزرگترین جنایت را انجام داده باشد محاکمه نماید.
سخنگوی جبهه وحدت ملی تأکید کرد: این شرط استعماری که کاپیتالاسیون خوانده می شود، با برابری دو دولت که در این قرار داد ادعا شده است و هم با حق حاکمیت ملی که حامد کرزی در ظاهر روی آن تأکید دارد، ، صریحاً در تضاد است.
جبهه وحدت ملی و مخالفت با پایگاههای نظامی خارجی، سلطه امریکا بر افغانستان را یک سلطه اشغالگرانه خواند و دولت کرزی را در برابر آن فاقد هر گونه اختیار دانست.
به گفته مژده، اعضای جرگه عنعنوی بیش از هفتاد شرط را بعنوان مسایل حیاتی و مهم در سند راهبردی میان افغانستان و امریکا تصویب کردند، اما ظاهراً آقای کرزی در عمل فقط دو موضوع یعنی کنترل زندان ها و بازرسی شبانه را آن هم به صورت بسیار ضعیف و به منظور خاک پاشیدن به چشم ملت مطرح کرده است و آن را یک دست آورد مهم در جهت قبول حاکمیت ملی افغانستان از جانتب امریکا می داند.
جبهه وحدت ملی می گوید که مطابق فتوای بیش از ششصد تن از علمای کشور در ماه رمضان سال گذشته و همچنین ماده سوم قانون اساسی که می گوید هیچ قانونی نمی تواند مخالف معتقدات و احکام دین مقدس اسلام باشد، امضای پیمان راهبردی با امریکا خلاف ارشادات دین اسلام، تعالیم نبوی و قرآن بوده و نامشروع است.
آقای مژده می گوید که در سند راهبردی آمده است که "از خاک افغانستان به عنوان نقطه آغاز حمله علیه کشورهای دیگر استفاده نخواهد شد"، این جمله به این معنی است که در صورتی که امریکا از نقطه ای مثل ناوگان دریایی خود در بحر هند علیه کشوری حمله را آغاز نماید، در ادامه این حمله به آن کشور می تواند از خاک افغانستان استفاده کند.
به باور وی، این ماده در این سند، موجب نگرانی کشورهای دیگر و گسترده تر شدن ابعاد مداخلات کشورهای همسایه و منطقه و شدت جنگ نیابتی در افغانستان خواهد شد.
به عقیده جبهه وحدت ملی، ایجاد پایگاههای نظامی و دوام حضور نیروهای خارجی در افغانستان به معنی دوام جنگ و مصیبت در این کشور و مانع مذاکرت صلح بین افغان ها خواهد بود.
جبهه وحدت ملی افزوده است که در طول ده سال گذشته یش از 130 هزار نیروی خارجی ما را از دخالت کشورهای همسایه مصئون نساخت، چگونه ممکن است که بعد از سال 2014 با تعداد کمتری از سربازان خارجی این هدف تحقق یابد.
در پایان این نشست، جبهه وحدت ملی و مخالفت با پایگاههای خارجی، توافقنامه راهبردی میان امریکا و افغانستان را فاقد هر گونه ارزش حقوقی و مشروعیت قانونی دانسته و از ملت مجاهد و مسلمان افغانستان و نمایندگان ملت خواست تا علیه آن موضع قاطع بگیرند