۱۴۰۲ دی ۱۵, جمعه

 

عقب‌نشینی اسرائیل از غزه، مقدمه‌ای بر جنگ تمام‌عیار



نویسنده: حسن ایلاییک
منتشر شده در کرادل
ترجمه: علیرضا یوسفی برای مجله هفته

به عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل از بخش شمالی غزه توجه نکنید. اسرائیل قصد ندارد این جنگ را پایان دهد و در همه جبهه‌های دیگر، از جمله لبنان، تشدید می‌کند.

در آغاز سال جدید، ارتش اشغالگر اسرائیل با عقب‌نشینی بخش عمده‌ای از نیروهای خود از بخش شمالی غزه آغاز کرد.

این عقب‌نشینی به معنای پایان جنگ در غزه نبود، و به هیچ وجه به معنای آرام شدن جبهه لبنان و اسرائیل نبود. برعکس، کاهش سرعت جنگ در غزه، احتمال جنگ اسرائیل در لبنان را افزایش می‌دهد.

درگیری‌ها بین ارتش اشغالگر و حزب‌الله در امتداد مرز جنوب لبنان، که از ۸ اکتبر برای حمایت از مقاومت در غزه در جریان است، هر روز شدت بیشتری می‌یابد.

واشنگتن و تل آویو تلاش کرده‌اند با هشدار دادن به احتمال جنگ تمام‌عیار بین نیروهای اسرائیل و مقاومت لبنان، فشار بر حزب‌الله را افزایش دهند. این تاکتیک حتی قبل از ترور صالح العروری، معاون رئیس دفتر سیاسی حماس، توسط یک حمله هوایی اسرائیل در ۲ ژانویه در ضاحیه، یک حومه جنوبی بیروت، مورد استفاده قرار گرفته بود. کشته شدن العروری اکنون احتمال گسترش جنگ را افزایش می‌دهد.

فاز سوم در راه است

مرحله اول جنگ در غزه شامل تخریب و اشغال گسترده بخش شمالی غزه بود؛ مرحله دوم، اشغال نقاط مهم در جنوب غزه، جایی است که مردم غیرنظامی فلسطینی برای حفظ امنیت خود پناه گرفته‌اند. عقب‌نشینی فعلی نیروهای اسرائیل از بخش شمالی منطقه به این معناست که اسرائیلی‌ها برنامه‌های خود را برای جنوب تثبیت می‌کنند و خود را برای فاز سوم آماده می‌کنند: جنگ طولانی با شدت کمتر.
با ورود به مرحله سوم، ارتش اشغالگر قصد دارد یک بالشتک جغرافیایی در اطراف نوار شمالی غزه حفظ کند. همچنین قصد دارد اشغال دره غزه (نوار مرکزی غزه) را ادامه دهد و در عین حال عملیات خود را در خان یونس در جنوب به پایان برساند.

سرنوشت محور فیلادلفیا – یا محور صلاح الدین – یک نوار زمین در مرز بین نوار غزه و مصر که اسرائیل می خواهد کنترل کند، به رایزنی های بین غزه و قاهره بستگی دارد. این امر برای اطمینان از جلوگیری از وقوع حوادثی که منجر به تنش بین دو طرف شود و از جریان پناهجویان از جنوب نوار غزه به سمت سینا جلوگیری شود، انجام می شود.

عقب نشینی اسرائیل از نوار شمالی غزه عمدتاً به این دلیل است که هدف ارتش اشغالگر تخلیه شده است. تمام اهداف قبل از شروع جنگ ویران شد و تمام اهداف عملیاتی جدید بمباران شد.

با این حال، مقاومت فلسطینی همچنان عملیاتی را علیه نیروهای اسرائیلی انجام می دهد. این سازمان ها در سراسر نوار شمالی غزه نسبتاً آسیب ندیده باقی مانده اند، که توانایی مقاومت را در ایجاد تلفات برای نیروهای اشغالگر در حال حاضر و در آینده افزایش می دهد.

این شکست واضح اسرائیل – از نظر اهداف جنگی اعلام شده غزه – توسط دو عامل اساسی برجسته می شود: اول، ارتش اشغالگر نمی تواند نوار شمالی غزه را خانه به خانه یا تونل به تونل “پاکسازی” کند، زیرا این فرآیند سال ها طول خواهد کشید، سربازان بیشتری را در معرض خطر قرار می دهد و نمی توان آن را بدون تبعید بیشتر کل جمعیت نوار شمالی غزه یا کشتار آنها انجام داد. علیرغم تلاش های اسرائیل برای ارائه تصویری متفاوت، باید توجه داشت که هنوز صدها هزار غیرنظامی در شمال حضور دارند.

دوم، دولت اسرائیل باید به تدریج سربازان ذخیره را به اقتصاد کشور بازگرداند تا آن را دوباره احیا کند و اطمینان حاصل کند که بخش های تولیدی در معرض آسیب هایی قرار نمی گیرند که فقط می توانند به کندی بهبود یابند. و این در حالی است که ایالات متحده و بخش عمده ای از اروپا به نظر می رسد آماده حمایت از اقتصاد اسرائیل در صورت لزوم هستند.
اسرائیل این اقدامات را به این دلیل انجام می‌دهد که به‌طور واضح نتوانسته است دو هدف اصلی جنگ خود را، یعنی سرکوب مقاومتی که توسط حماس در نوار غزه رهبری می‌شود و آزادی اسرائیلی‌هایی که در ۷ اکتبر توسط مقاومت اسیر شده بودند، محقق کند.

یک انگیزه اساسی دیگر نیز وجود دارد که باید به آن توجه کرد: ارتش اسرائیل در حال حاضر همه تلاش خود را برای اجرای تصمیم ایالات متحده برای انتقال جنگ از مرحله اول و دوم به مرحله سوم قبل از پایان ژانویه ۲۰۲۴ انجام می‌دهد. این امر مستلزم آن است که جنگ با سرعت کمتری دنبال شود تا توجه کمتری به کشتار اسرائیلی‌ها و رنج گسترده فلسطینی‌ها جلب شود.

پس از سه ماه وحشیگری، واشنگتن دریافته است که ارتش اسرائیل قادر به سرکوب مقاومت یا حذف احتمالات تشدید منطقه‌ای نیست و دریافته است که دولت ایالات متحده به ریاست جو بایدن در آستانه انتخابات ریاست جمهوری خسارات قابل توجهی را متحمل شده است.

افزایش تنش با لبنان

در حالی که ارتش اشغالگر اسرائیل عملیات خود را بر روی نوار غزه جنوبی متمرکز کرده است، شدت عملیات نظامی بین حزب‌الله و ارتش اسرائیل در امتداد مرز لبنان نیز افزایش یافته است.

حزب‌الله به‌طور فزاینده‌ای نیروهای اشغالگر را هدف قرار می‌دهد، هم در پایگاه‌های قابل مشاهده خود و هم در داخل روستاهای فلسطین شمالی.

ظرفیت‌های اطلاعاتی حزب‌الله در ماه‌های اخیر هم از نظر ظرافت و هم از نظر دقت پیشرفت کرده است. مبارزان مقاومت لبنانی از انواع راکت‌هایی استفاده کرده‌اند که برد و قدرت تخریب بیشتری نسبت به نسل‌های قبلی دارند.

از سوی دیگر، اسرائیل آتش‌باری خود را که در جنوب لبنان انجام می‌دهد، دو برابر کرده است. اسرائیلی‌ها همچنان عملیات خود را به منطقه جنوبی رودخانه لیتانی محدود می‌کنند و محدوده عملیات خود را گسترش نمی‌دهند، مگر اینکه به گروه‌های مقاومتی هدف قرار دهند که حملات خود را فراتر از مرز انجام می‌دهند. در هفته‌های اخیر، قدرت تخریب ارتش اشغالگر نسبت به روزهای اولیه نبرد به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.
با گسترش حملات، رهبری اسرائیل تلاش می کند تا بیشترین تلفات را در صفوف مبارزان مقاومت وارد کند و وحشت را در میان ساکنان جنوب لبنان با آواره کردن افراد بیشتری و تخریب هر چه بیشتر خانه ها گسترش دهد. این امر هم حزب الله و هم دولت لبنان را در روند بازسازی پس از پایان درگیری ها تحت فشار قرار می دهد.

اما این اقدام نظامی اسرائیل هدفی بلندمدت دارد. طبق اظهارات رسمی، دولت تل آویو می خواهد حزب الله از منطقه جنوبی لیتانی عقب نشینی کند تا امنیت ساکنان اسرائیلی در شمال فلسطین را تضمین کند که خانه های خود را یا به صورت داوطلبانه یا به دلیل دستور تخلیه ارتش خود ترک کرده اند. بر اساس برخی تخمین ها، تعداد اسرائیلی هایی که از سکونتگاه های خود در فلسطین اشغالی فرار کرده اند، به بیش از ۲۳۰ هزار نفر رسیده است.

همزمان با بیانیه های عمومی، پیام هایی از ایالات متحده و پایتخت های اروپایی به بیروت رسید که در آن اجرای قطعنامه ۱۷۰۲ شورای امنیت سازمان ملل، یعنی عقب نشینی حزب الله از منطقه جنوبی رودخانه لیتانی، مورد درخواست قرار گرفت.

بر اساس اطلاعات جدید، تل آویو بر این باور است که حزب الله از ترس درگیری بزرگ عقب مینشیند، زیرا فروپاشی اقتصادی سال ۲۰۱۹ که لبنان هنوز از آن بهبود نیافته است و تنش های داخلی دیرینه این کشور عواملی هستند که حزب الله را در نهایت از جنگ بازمی دارند.

بنابراین اسرائیل امیدوار است که حزب الله در برابر فشارها تسلیم شود و به خواسته های آنها برای عقب نشینی مبارزان خود از منطقه مرزی با فلسطین اشغالی پاسخ دهد.

تحلیل اسرائیلی از امور لبنان پیش از ترور العروری در ۳ ژانویه در بیروت انجام شد. با این حال، همانطور که نظامیان و سیاستمداران اسرائیلی قبل از ۷ اکتبر ابتکارات مقاومت مسلحانه فلسطین در مناطق اشغالی را دست کم گرفته و رد کرده بودند، آنها همچنان به ارزیابی منسوخ اسرائیلی پایبند هستند که حزب الله هرگز به طور کامل پاسخ نخواهد داد، یا اینکه این کار را فقط به گونه ای انجام خواهد داد که جنگ را از بین ببرد.
با این حال، حزب‌الله واقعاً مصمم است که میزان درگیری نظامی را محدود کند و بارها برای آتش‌بس در نوار غزه تلاش کرده است تا خصومت‌ها را در سراسر منطقه پایان دهد. حزب‌الله همچنین می‌خواهد زندگی و معیشت ساکنان جنوب را تحت تأثیر قرار ندهد.

حزب‌الله اگرچه شرایط سیاسی و اقتصادی پیچیده لبنان را در نظر می‌گیرد، اما حاضر به دادن امتیاز نیست. منابع محور مقاومت می‌گویند که به نظر حزب‌الله، اسرائیل اگر نتواند حتی زیان‌های استراتژیک عظیم ناشی از عملیات طوفان الاقصی را جبران یا هضم کند، قادر به جنگ با لبنان نخواهد بود.

علیرغم تمایل حزب‌الله به گسترش ندادن جنگ، این حزب از قبل شروع به آماده شدن برای چنین جنگی کرده است. بیانیه حزب‌الله پس از ترور العروری این نکته را نشان می‌دهد و اقدامات و تحولات محلی با گذشت زمان قابل مشاهده خواهند بود.

آنچه اسرائیل در نوار غزه نتوانست به دست آورد (بازگرداندن بازدارندگی)، در حالی که با صفوف فشرده محور مقاومت در منطقه مواجه بود، مطمئناً در لبنان برای او محقق نخواهد شد.

اولین نشانه‌های این امر در برنامه‌هایی که حزب‌الله به عنوان پاسخ به حمله اسرائیل به ضاحیه در ۲ ژانویه برای ترور العروری – اولین حمله از نوع خود از آگوست ۲۰۰۶ – اجرا خواهد کرد، قابل مشاهده خواهد بود. که قبلاً دبیر کل آن حسن نصرالله با این نوع واکنش تهدید کرده بود.

در نهایت، ارزیابی تل‌آویو از جنگ با لبنان بر این فرض استوار است که حزب‌الله به هر قیمتی می‌خواهد از درگیری بزرگتر جلوگیری کند. این محاسبه نه تنها اشتباه است، بلکه ذهن اسرائیلی‌ها را نیز چنان گیج کرده است که حتی می‌تواند منجر به وقوع جنگی ویرانگر بین دو طرف شود.

هیچ نظری موجود نیست: